خبر یک جهان در رابطه با ایرانیان و سکوت مطلق رجوی، «تنها مقاومت سازمانیافتۀ مردم ایران»!!ا

خبر یک جهان در رابطه با ایرانیان و سکوت مطلق رجوی، «تنها مقاومت سازمانیافتۀ مردم ایران»!!ا

 Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisپیوند رهایی، ششم فوریه 2017:… فرقۀ رجوی که همیشه شعارهای انحصار طلبانه اش با توصیفات و عبارات «تنها آلترناتیو مشروع رژیم» و«تنها مقاومت سازمانیافتۀ مردم ایران» و«نمایندۀ مشروع مردم ایران» و«رئیس جمهور برگزیدۀ مقاومت ایران»!! وو… گوش فلک را کر کرده در برابر خبر یک جهان و مهمترین خبر رسانه ها بویژه رسانه های فارسی زبان مبنی بر ممنوعیت سفر … 

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsرضا تقی زاده: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

لینک به منبع

خبر یک جهان در رابطه با ایرانیان و سکوت مطلق

 «تنها مقاومت سازمانیافتۀ مردم ایران»!!

يك تحلیلگر سیاسی معروف عرب در روزنامۀ رأی الیوم:

«حمایت عربستان و امارات از اقدامات نژادپرستانۀ ترامپ علیه مسلمانان یک موضع شوک آور است»

فرقۀ رجوی که همیشه شعارهای انحصار طلبانه اش با توصیفات و عبارات «تنها آلترناتیو مشروع رژیم» و«تنها مقاومت سازمانیافتۀ مردم ایران» و«نمایندۀ مشروع مردم ایران» و«رئیس جمهور برگزیدۀ مقاومت ایران»!! وو… گوش فلک را کر کرده در برابر خبر یک جهان و مهمترین خبر رسانه ها بویژه رسانه های فارسی زبان مبنی بر ممنوعیت سفر ایرانیان حتی ایرانیان پناهنده و مخالف رژیم ایران از سوی رئیس جمهور آمریکا و موج اعتراضات و تظاهرات در آمریکا و اروپا علیه این تصمیم ترامپ سکوت اختیار کرده و هیچ یک از سایتها و رسانه های این فرقه که بخش بزرگی از خبرهایش را به اخبار سوریه اختصاص می دهد!! حتی خبر این تصمیم و اقدام ترامپ را که مستقیما علیه مردم ایران و ایرانیان و نه رژیم ایران می باشد درج نکرده اند تا چه رسد به محکومیت یا موضع گیری در قبال آن!. چرا؟ معلوم است که این فرقه می خواهد به طور مطلق از جنگ طلبان آمریکا و جناح تندروی حاکمیت آن و در رأس آن ترامپ حمایت کند تا در این وانفسای انزوا و شکست استراتژیک این فرقه به فریادش برسد و با هجوم به ایران سران این فرقه را در روندی عراقیزه شده به حاکمیت برساند!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!…

این در حالی است که اکثر رهبران دنیای آزاد امروز بویژه فرانسه به سود مردم ایران موضع گرفته و از این مردم و ایرانیان پناهنده دفاع می کنند و حتی دولت فرانسه اعلام می کند که برای جبران این اقدام ترامپ سهمیۀ ویزا برای ایرانیان جهت سفر به فرانسه را دوبرابر می کند.

در همین حال می بینیم که اربابان منطقه ای فرقۀ رجوی هم که قطعا فرقه در پیروی از سیاستهای آنان از خود آنان نیز گوی سبقت می رباید موضع سکوت یادشده را پیشه کرده است اصلا علیرغم ادعاهای اسلام پناهی شان و رهبری جهان اسلام و مسلمانان جهان و توصیفات و القاب رسمی مانند «خادم الحرمین الشریفین»!! از این اقدام ترامپ حمایت هم می کنند در حالیکه این اقدام دقیقا مسلمانان هفت کشور اسلامی را هدف قرار داده است.

در این رابطه آقای عبد البارئ عطوان نویسنده و روزنامه نگار و تحلیلگر برجستۀ جهان عرب که اصلا فلسطینی و مقیم لندن و سردبیر روزنامۀ رأی الیوم می باشد در مقاله ای با عنوان: «حمايت عربستان و امارات از اقدامات نژادپرستانۀ ترامپ یک موضع شوک آور است» نوشت: «آیا عجیب نیست غیرمسلمانان از مسلمانان حمایت می کنند ولی برخی از ما کاملا بر عکس عمل می کنیم؟چگونه کشور حرمین (مکه و مدینه) از مجازاتهای دسته جمعی تحت عنوان حاکمیت و مقابله با خطرات دفاع می کند؟».

در این مقاله آمده است: «این دولتهای مسلمان منافع و حفظ قدرت و حاکمیت خودشان را بر منافع مسلمانان مقدم می دارند».

نویسندۀ مقاله آقای عبد البارئ عطوان در مقاله اش می نویسد: «در حالی که تظاهرات اعتراض آمیز، آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی را فرا گرفته و حتی ۹۰ کارمند وزارت خارجه آمریکا به منظور اعتراض و ابراز خشم خود استعفا می دهند و ایالت های مختلف آمریکا شاهد اعتراض است انتظار نداشتیم که تصمیمات نژادپرستانه دونالد ترامپ در خصوص منع اتباع هفت کشور مسلمان از ورود به آمریکا با تایید و حمایت دو کشور عربی یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی مواجه شود».

وی در ادامه تصریح می کند: با توجه به گفتگوی تلفنی که ترامپ اخیرا روز یکشنبه گذشته با سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان و شیخ محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی و معاون فرمانده کل نیروهای مسلح امارات انجام داد بدون شک در این خصوص بین عربستان و امارات هماهنگی صورت گرفته است. صحبت های «خالد الفالح» وزیر انرژی عربستان در مصاحبه با شبکه بی. بی. سی که گفته بود «این حق ایالات متحده برای تضمین سلامت مردم خود در مقابل خطرات است» ما را شوکه کرد. وی همچنین گفت که «روابط بین عربستان و ایالات متحده بسیار عمیق و مستحکم است و راهی جز همکاری در خصوص موضوعات اقتصادی و راهبردی باقی نمی گذارد.

عطوان می افزاید: شوک دوم که تاثیرگذاری کمتری از قبلی ندارد از سوی شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر امور خارجه امارات وارد شد. وی در نشست خبری مشترک با سرگی لاوروف همتای روس خود در ابوظبی با بیان اینکه اغلب مسلمانان و کشورهای اسلامی مشمول این ممنوعیت نیستند، افزود که کشورهایی که تصمیم ترامپ آنها را شامل شده با چالش هایی مواجه هستند که باید از آن عبور کنند و تصمیم آمریکا مربوط به حق حاکمیت خود است. وی همچنین گفت که «تلاش هایی صورت می گیرد تا چنین القا شود که این دستور ترامپ علیه منطقه معینی است اما آنچه عدم صحت این حرف را ثابت می کند اظهارات دولت آمریکاست که اعلام کرد تصمیم مذکور علیه هیچ مذهب و دینی نیست».

عطوان در ادامه می نویسد: اگر این تصمیم مربوط به حق حاکمیت است پس چرا به عنوان مثال کشورهای اروپایی از آن استقبال نکردند؟ و چرا بیش از دو میلیون شهروند انگلیسی طوماری را امضا کردند که می خواهد به دونالد ترامپ به عنوان یک عنصر نامطلوب برای سفر به انگلیس اجازه ندهد؟ این تصمیمات نژادپرستانه ترامپ کاملا با قانون اساسی آمریکا مغایرت دارد و هنگامی که آمریکایی ها علیه آن اعتراض می کنند این کار را نه تنها به خاطر حفظ حقوق مسلمانان بلکه به خاطر قانون اساسی کشورشان و مفاد آن درباره عدالت و مساوات انجام می دهند.

این تحلیلگر منطقه می افزاید: آقای الفالح وزیر نفت عربستان (که نمی دانم چرا خودش را وکیل مدافع آمریکا فرض کرده و بجای وزیر خارجه که مسئول این امور است وارد این موضوع شده است؟) از حق ایالات متحده آمریکا در رفع خطراتی که مردم این کشور با آن مواجه هستند دفاع کرده است، این در حالی است که فراموش کرده عاملان عملیات تروریستی علیه ایالات متحده از سودان، عراق و سومالی که در کنار ایران در فهرست هفت کشور قرار دارند نیامده بودند بلکه از عربستان که جزو این لیست قرار ندارد، آمده بودند.

عطوان تصریح می کند: اقدام ترامپ نسبت به صدور این فهرست یک «مجازات دسته جمعی» است که مخصوصا کشورهای اسلامی را هدف قرار داده و در حال حاضر برای انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی زمینه سازی می کند. آیا این سیاست ها ننگین ترین انواع تروریسم بشمار نمی رود و زمینه را برای گروه های تروریستی برای بکارگیری صدها و بلکه هزاران نفر از جوانان مسلمان مهیا نمی کند؟ هنگامی که کنگره آمریکا قانون «جاستا» را که به قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر اجازه می دهد از عربستان سعودی برای دریافت غرامت شکایت کنند، تصویب کرد دولت عربستان از تمام کشورهای جهان اسلام خواست تا با عربستان همبستگی نمایند و بیانیه هایی را در محکومیت این قانون صادر کنند. عربستان به سازمان همکاری اسلامی گفت که در این خصوص بیانیه های شدیداللحن صادر کنند، پس چرا اکنون با هفت کشور اسلامی مورد هدف و بویژه سودان که عضو «ائتلاف عربی» تحت هدایت عربستان است و در کنار نیروهای این کشور در یمن می جنگد، ابراز همبستگی نمی کند؟

تحلیلگر رأی الیوم خاطرنشان می کند: رئیس اتحادیه اروپا، ترامپ را خطری تروریستی برای اروپا برشمرد، «فرانسوا اولاند» رئیس جمهور فرانسه موضع مشابهی اتخاذ کرد، «آنگلا مرکل» ناخرسندی شدید خود را ابراز نموده و این سیاست های نژادپرستانه خطرناک را محکوم کرد، حتی «ترزا می» نخست وزیر انگلیس که ۵ روز از محکوم کردن دستور ترامپ خودداری می کرد امروز در مجلس نمایندگان این کشور این دستور را محکوم کرد و آن را «اشتباه و تفرقه افکنانه» برشمرد، پس چرا کشورهای اسلامی و مخصوصا عربی مواضع مشابهی اتخاذ نمی کنند؟

عطوان در پایان می افزاید: اینکه برخی مسلمانان نسبت به اجرای عملیات تروریستی در آمریکا مبادرت نموده اند انکار نمی کنیم اما آیا کشورهای اسلامی به دلیل اینکه یک تروریست اهل کانادا به مسجدی در «کبک» حمله کرده و با تیراندازی به نمازگزاران تعدادی از آنها را کشته است باید تمام اتباع کانادا را از ورود به خاک خود منع نمایند؟ هنگامی که مشاهده می کنیم غیرمسلمانان از مسلمین در مقابل تصمیمات نژادپرستانه ظالمانه دفاع می کنند در حالی که مقامات کشورهای عربی از این تصمیمات به بهانه دفاع از خود یا حق حاکمیت حمایت می نمایند احساس اندوه و درد و مرارت می کنیم.

*** 

مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صداممفهوم حمایت شخصیت های غربی از مجاهدین خلق چیست؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28251

کشته شدن “کلاهی” صفحۀ دوم سناریوی مرحوم شدن “رجوی” ا 

 kolahi_motamed_voaقربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۷:… استدلالهای بسیار ضعیف و مغایر با واقعیتها صورت می گیرد یک سناریوی از پیش تعیین شده برای مقتول و تمام شده جلوه دادن کلاهی باشد؛ قطعا این کار در هر دو احتمال فوق توسط خود این سازمان (فرقۀ رجوی) صورت گرفته و به انجام رسیده است چرا که تنها سودبرنده در شرایط و اوضاع امروز سازمان مجاهدین … 

دونالد ترانپاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

«کشته شدن» کلاهی صفحۀ دوم سناریوی «مرحوم شدن» رجوی؟!

فرقۀ رجوی در سوسوی امیدش به ترامپ می کوشد هر گونه ردپاها و مهره های خشونت و ترور سالیان را از خودش بزداید

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

چندی پیش صدای آمریکا طی برنامه ای اظهارات فردی به نام مرتضی صادقی با عنوان «فعال سیاسی مقیم هلند» را در گفت‌وگو با برنام هصفحۀ آخر پخش کرد و گفت که وی «جزئیاتی از قتل یک مرد ۵۶ ساله ایرانی در هلند را بازگو کرد که ابتدا به مرد ناشناخته معروف شد و بعدتر او را علی معتمد معرفی کردند». و افزود که «آقای صادقی به شواهدی دست یافته که نشان می دهد علی معتمد نام دوم محمدرضا صمدی کلاهی است که از سوی مقامات ایران به عنوان متهم اصلی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی معرفی شده بود».

صدای آمریکا سپس به نقل از «سردبیر سابق» یک «وبسایت امنیتی» در ایران می گوید که «کلاهی از سوی نیروهای امنیتی ایران» ترور شده است.

ولی در عین حال از قول او مدعی می شود که «وزیر اطلاعات ایران نیز خبر ترور کلاهی را تأیید کرده اما «به طور رسمی اعلام نشد»!!.

ولی صدای آمریکا توضیح نمی دهد که اگر یک وبسایت، «امنیتی» یعنی متعلق به وزارت اطلاعات رژیم ایران است پس چرا همان وبسایت برخلاف دستور و خواست رئیس خود عمل کرده و چیزی را که او نمی خواهد «اعلام و رسانه ای کند» اعلام کرده است؟!

 کلاهی معتمد صدای امریکادر منطق حقوقی و قضائی برای شناختن شخص یا جریان پشت یک حادثه معمولا و در صورت عدم وجود شواهد و دلائل دنبال پاسخ به این پرسش می روند که: چه کسی یا جریانی از این حادثه سود می برد؟. در این رابطه باید پرسید اگر رژیم حاکم بر ایران اقدام به این کار یعنی کشتن کلاهی کرده باشد دنبال چه سودی برای خود در عرصۀ داخلی یا خارجی است؟ یا چه سودی و نتیجه ای برای تثبت حاکمیت خود و یا تقویت و ادامۀ آن دارد؟ منطقا با توجه به شرایط و وضعیت امروز رژیم بویژه در عرصۀ بین المللی این اقدام به هیچوجه به سود رژیم نیست و هرگز دست به چنین ریسکی حاوی لو رفتن و پیدا شدن سرنخ آن نمی زند بویژه که بین رژیم ایران و دولت هلند رابطۀ دیپلماتیک عادی وجود دارد و حتما رژیم این شعور و عقل را دارد که این رابطه و روابطش با کل اروپا را که در حال بهبود و تقویت و پیشرفت روزافزون بویژه متعاقب برجام می باشد فدای یک انتقام و تلافی جویی یا خونخواهی سی و پنج ساله نسازد آن هم علیه کسی و جریانی که رژیم ایران مطلقا به تأیید تمام تحلیلگران سیاسی هیچگونه خطری از سوی او و سازمان متبوع سابقش یعنی سازمان مجاهدین خلق احساس نمی کند و اساسا نه شخص کلاهی و نه سازمان مجاهدین دیگر مبارزه ای و نیرو و توانی علیه رژیم ندارند.

اگر فرد مقتول در هلند به نام علی معتمد که به گفتۀ پلیس این کشور توسط افرادی خارجی غیر ایرانی (احتمالا اجیر) کشته شده است به گفتۀ آقای صادقی همان محمد رضا صمدی کلاهی عضو سازمان مجاهدین و عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۶۰ باشد هرچند که طبق پرسش و تحقیق اینجانب دوستان جدا شده از سازمان مجاهدین که کلاهی را قبل از جدا شدنش از سازمان یعنی اواخر دهۀ شصت در تشکیلات سازمان در عراق دیده بودند می گویند که عکس منتشر شده از یک فرد مسن مطلقا به چهرۀ جوانی کلاهی نمی خورد و این او نیست؛ و اگر هم ترویج اینکه فرد مقتول همان کلاهی است که با استدلالهای بسیار ضعیف و مغایر با واقعیتها صورت می گیرد یک سناریوی از پیش تعیین شده برای مقتول و تمام شده جلوه دادن کلاهی باشد؛ قطعا این کار در هر دو احتمال فوق توسط خود این سازمان (فرقۀ رجوی) صورت گرفته و به انجام رسیده است چرا که تنها سودبرنده در شرایط و اوضاع امروز سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) از این قتل و یا چیدن سناریوی موهوم آن به صورت غیر مستقیم و کشاندن افرادی مثل آقای صادقی و صدای آمریکا به صورت ناآگاهانه به تبلیغ و ترویج آن تنها و تنها همین سازمان یعنی فرقۀ رجوی است چرا که این فرقه که پیش از این از زبان شیخ عربستانی ترکی الفیصل «مرحوم» و متوفی شدن رجوی را اعلام کرده بود در راستای سیاست جا انداختن خود برای اربابان جدید آمریکایی اش به عنوان آلترناتیوی دموکراتیک و معتدل و ضد خشونت و ترور برای ایران به شدت به زدودن ردپاهای ترور و خشونت و حذف سمبلها و مهره ها و چهره های معروف سالیان خشونت و ترور که در رأس آنها رجوی و کلاهی قرار داشته یا دارند و و یا به محذوف جلوه دادن آنها نیاز دارد و این نیاز را از فعالیتهای شبانه روزی این فرقه در آمریکا مبنی بر چربتر کردن سبیل لابیهایش برای جا انداختن آن در دولت ترامپ به عنوان آلترناتیو مناسب (ضد خشونت و ترور!!) به خوبی می توان مشاهده کرد. البته طبیعی است که در صورت قتل نامبرده در هلند توسط خود فرقه که در هر صورت توسط افراد خارجی انجام گرفته ریسک کشف سرنخ آن و رسیدن به عامل و دست پشت آن یعنی فرقه در هلند بسیار پایین است چرا که فرقه در این کشور مانند سایر کشورهای اروپایی به هیچوجه به نام خودش دفتر و دستک و افراد مشخص علنی ندارد برخلاف رژیم ایران که روابط رسمی و سفارت و مسئولان دیپلماتیک علنی دارد.

بنابراین اعلام مرگ رجوی از یک سو و اعلام قتل کلاهی از سوی دیگر اعم از اینکه واقعیت داشته باشند یا نه دو صفحۀ یک سناریو برای تأمین نیاز مبرم فرقۀ رجوی در شرایط و اوضاع نابسامان و ورشکستۀ نیرویی و استراتژیک امروزش و در صحنۀ بین المللی امروز به سفید سازی گذشته اش و پاک کردن دستش از ترور و خشونت و خون و مرگ که سالها شعار و عمل این فرقه بودند می باشد و بس…

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27940

تبخیرشدگان فاز تهاجم سیاسی 

kolahi_motamed_voaمهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم ژانویه ۲۰۱۷:… فاز تهاجم سیاسی در فرقه مجاهدین که از چند ماه قبل آغاز شد، بنا بر سنت همیشگی، قربانیانی داشته و خواهد داشت. نیروهایی که با سرعت از پایین می برند و رها می شوند، اما در بالا فرق می کند. رهبران جدید، در این مرحله و جهت تطبیق دستگاه با مرحله جدید یعنی فاز تهاجم سیاسی، می بایست اطلاعات و نیروهای مسئله دار … 

کشمیری کلاهیهفت تیر، سی سال پس از بمب گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

لینک به منبع

تبخیرشدگان فاز تهاجم سیاسی

کلاهی معتمد صدای امریکاطبیعی است جاده سیاسی که عوض می شود و قطارش ناچار به تعویض ریل می شود، فشار زیادی به ریل و قطار وارد می شود که طبق رسوم، عده ای از قطار پیاده می شوند و عده ای زیر ریل قرار می گیرند و تا قطار بخواهد دوباره به مسیر و ریل جدید عادت کند، تلفات و قربانیانی به دنبال دارد که این بار اول نیست و نخواهد بود.

فاز تهاجم سیاسی در فرقه مجاهدین که از چند ماه قبل آغاز شد، بنا بر سنت همیشگی، قربانیانی داشته و خواهد داشت. نیروهایی که با سرعت از پایین می برند و رها می شوند، اما در بالا فرق می کند. رهبران جدید، در این مرحله و جهت تطبیق دستگاه با مرحله جدید یعنی فاز تهاجم سیاسی، می بایست اطلاعات و نیروهای مسئله دار و مسئله ساز را که با دستگاه سیاسی جدید، سازگاری ندارند را بسوزانند و از میان ببرند.

در کتاب تبخیرشدگان که محصول سه سال کار تحقیقی و از سال ۱۳۸۴ آغاز شد، چنان که شرحش رفت و لینکش در پایین می آید، تعدادی توان سازگاری با دستگاه نظامی در عراق را نداشتند. این نیروها اکثراً جزو نیروهای پایین بودند و بندرت نیروهای بالا در این میان دیده می شوند. این نیروها، اطلاعات چندانی نداشتند و یا اگر داشتند، به مرور زمان سوخته و خود نیز به زعم فرقه، کارتهای سوخته بودند. در کتاب تبخیرشدگان، به ۱۷ مورد از قربانیان فرقه رجوی پرداختم که آن نیروها قادر نبودند خود را در شرایط فاز نظامی و شرایط فوق اختناق آن ایام، وفق دهند و ناچاراً با روشهای مختلف از سر راه برداشته شدند.

http://www.iran-fanous.de/books/Tabkhir.pdf

فاز جدید فرقه مجاهدین که تهاجم سیاسی نام دارد، نوع قربانیانش فرق می کند. اگر در فاز نظامی نیروهای پایین مستحق قربانی شدن بودند، در فاز سیاسی جدید این نیروهای بالا و دارای اطلاعات بالا هستند که باید قربانی شوند و از سر راه برداشته شوند.

پس از سناریوی مرگ مسعود رجوی که برای اولین بار در گردهمایی مجاهدین در پاریس از زبان ترکی الفیصل یکی از مسئولان اطلاعاتی عربستان سعودی، جاری شد و تقریباً مقاصد سنارونویسان بر آورده شد و دارد آب ها از آسیاب می افتد، نوبت بعدی قربانی دیگری است که طی هفته قبل اعلام شد. محمدرضا کلاهی، عامل انفجار ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در ایران، سال گذشته و در هلند به دست باندهای مافیایی ترور شده است.

http://news.gooya.com/didaniha/archives/2016/12/222023.php

در این مصاحبه تلویزیونی که از صدای آمریکا و توسط مجری مهدی فلاحتی پخش شد، شخص راوی و افشاگر، مرتضی صادقی نام دارد که ساکن هلند است و معلوم نیست که ایشان عضو سازمان اکثریت است و یا هوادار فرقه رجوی. چون که ایشان مرتضی صادقی، تمامی اطلاعات ناقصش و سمت و سویش در ارتباط با تبخیرشدن محمدرضا کلاهی با اسم مستعار علی معتمد، در راستای فاز جدید سیاسی فرقه رجوی است. مطالبی متناقض و سانسور شده و سناریویی که انگار کسی دیگر آن را نوشته و آقایان مرتضی صادقی و مهدی فلاحتی، مجری آن سناریو می باشند.

در این سناریو، همچنین مرتضی صادقی به حمایت از خط جدید فرقه رجوی، تاکید دارد که سناریو محرمانه و قتل مشکوک و فضا سنگین و خطرناک است و لازم است تا بینندگان و خوانندگان، فقط گوش کنند و باور کنند و صلاح نیست تا کسی دنبال قضیه را بگیرد و کش بدهد.

طبیعی است وقتی که جنگ است و پای عراق و اشرف و دلار و اربابان جنگ طلب، در میان است، کسانی چون مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری و سایر بازیچه ها، می بایست به مثابه قهرمانان و نمادهای جنگ و خشونت، زنده باشند و ارج و قرب داشته باشند و نیروهای تحت امر نیز با شنیدن نام و آوازه همین ها به کار خود ادامه دهند. اما زمان که عوض شد و مرحله و فاز تغییر کرد، نیروهای دارای اطلاعات نظامی و تبعات حقوقی، که هر کدام مجری سناریوهای جنجالی و بازار گرم کن سابق بودند، این بار به جد مزاحم راه و فاز جدید هستند، به ویژه و به قول سران فرقه، قهرمانان عملیاتهای ویژه دارای اطلاعاتی هستند که به سهولت قادر به تشویش افکار و خراب کردن راه و روش جدید هستند. بنابراین، در فاز جدید که تاریخ مصرف قهرمانان عملیاتهای ویژه به پایان رسیده است، می بایست در ملاء هواداران و اربابان جدید، به گونه ای از اسم و آوازه بیافتند و به فراموشی سپرده شوند و حتی اطلاعاتشان که از همه مهم تر است، سوزانده شود تا راه جدید بهتر باز شود و نیروهای پایین و این بار مجریان خط سیاسی، دوباره و مجدداً راه جدید را بی مانع و بی پرسش، طی طریق کنند.

در این فاز جدید مبارزه یا معامله، مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران که هزینه زیادی پایشان رفته و هر کدام صدها جان انسان را سیبل اهداف و آرمان و تمرین تیر و ترکش خود قرار داده بودند، تا زنده بودند نان شان را مریم قجر و ابریشم چی و اربابان قدرت، می خوردند و مردم نامحرم بودند. حال که پهلوان پنبه های سابق تنها به دلایل اطلاعات نظامی و مشکوکی که در اختیار داشتند بایست از دور خارج شوند، مجدداً می بایست نان مرگ شان را مریم قجر و ابریشم چی و اربابان قدرت بخورند.

اگر محمدرضا کلاهی عامل انفجار ۷ تیر و بزرگترین ترور تاریخ ایران بود، در این صورت می بایست کسانی که او را عضوگیری کرده، اعتماد کرده، ساپورت کرده، اطلاعات در اختیارش گذاشته، مهمات و ابزار و فرمان انفجار و دلار و راه فرار و غیره در اختیارش گذاشته اند نیز  پایشان گیر باشد، چرا چنین نیست؟

اگر محمدرضا کلاهی عامل انفجار ۷ تیر بود، می بایست آن قدر قدرت و اعتماد به نفس داشته باشد که بعدها بتواند از مواضع و حقوق خود در مقابل آمران انفجار ۷ تیر، دفاع کند و از جایگاهش حفاظت کند و از اربابان قدرت و کسانی که نانش را می خوردند بخواهد تا همچنان وی را حراست و ساپورت کنند.

اگر محمدرضا کلاهی که پس از سالیان در کشور هلند زندگی کرد و به گذشته و عمل خود فکر و تامل کرد و پشیمان شد، می بایست آن قدر توان و دانش داشته باشد تا از مردم و قربانیان اقدام خود عذر تقصیر بخواهد.

محمدرضا کلاهی که سناریوی ۷ تیر سال ۱۳۶۰ پای او نوشته شد، چرا هیچ کدام از گزینه های فوق را عمل نکرد؟ نه از عمل خود دفاع کرد و نه آن را نفی کرد؟ بنابراین او خودش نبود. همان طور که مسعود رجوی خودش نبود، بلکه هر چه بود، منافع اربابان قدرت بود. چون که مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران، قهرمانان پوشالی و  ساختگی و مترسکانی برای جو گیر شدن قربانیان و ایجاد قربانگاه و افزایش قربانیان بیشتر بودند تا همواره نان جنگ شان را اربابان قدرت بخورند.

قهرمانان پوشالی چون محمدرضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی و مسعود کشمیری عامل انفجار دفتر نخست وزیری و سایرین، تنها مجری سناریوها و اقدامات نظامی و قربانیان آن عملیاتها نبودند، بلکه آنان با عمل و اقدامات خود باعث جوگیرشدن و تشویق و مرگ هزاران تن دیگر شده اند که این دومی، جرمی و خسرانی کمتر از اولی نیست.

مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران که جزو چهره های پوشالی و مترسکان و سالها پرده نشین و منتظر بودند، امروز زنده و یا مرده بودن شان ارزشی ندارد، بلکه این اطلاعات راست و دروغ شان است که ارزش دارد و می تواند تجربه راه آیندگانی باشد که دیگر اشتباه این نسل را مرتکب نشوند.

تبخیرشدگان فاز جدید فرقه رجوی که حال به فرقه مریم قجر بدل شده است، همچنان ادامه خواهد داشت چون که هنوز در داخل فرقه کسانی هستند که اطلاعات شان مانع جدی بر سر راه فاز جدید، تهاجم یا معامله سیاسی، است و قربانیان این فاز نشان از آن دارند که فاز قبلی مبارزه مسلحانه، برگشت پذیر نیست و اربابان جدید حاضر نیستند از فرقه مجاهدین به مثابه گذشته استفاده نظامی بکنند.

„پایان“

*** 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker,

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلتد پو: مجاهدین برای ما و سیا سنگ تمام گذاشته اند. رجوی: بنام مجاهد شهید آلبرتو نیسمان

Maryam Rajavi terrorist syriaننگ سر بریدن مردم در عراق و سوریه توسط مجاهدین خلق و داعش تا ابد بر پیشانی مریم و مسعود رجوی باقیست

تکفیری‌ها بهانه جدید مک کین

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانهی تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی دو دهه قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

داعش چگونه خلق شد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27801

دو تیغۀ قیچی سانسور توسط رجوی و عربستان علیه روزنامه نگار لبنانی (پیام به اسرای فرقه رجوی در آلبانی)ا 

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، هجدهم دسامبر ۲۰۱۶:… ماه گذشته مقاله ای را در سایت العربیه به قلم آقای هشام ملحم روزنامه نگار لبنانی مقیم آمریکا به تاریخ انتشار ۱۲ نوامبر ۲۰۱۶۶ با عنوان «من عائله کلینتون إلى عائله ترامب» (از خانوادۀ کلینتون تا خانوادۀ ترامپ) در سایت العربیه دیدم که در مورد بحثها در رابطه با اعضای احتمالی کابینۀ ترامپ (دولت آیندۀ آمریکا) می باشد … 

علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی در بروکسل بلژیکحضور فعال هیأتی از جداشدگان فرقۀ رجوی در سمینار باشگاه خبرنگاران اتحادیۀ اروپا در بروکسل

لینک به منبع

دو تیغۀ قیچی سانسور توسط رجوی و عربستان علیه روزنامه نگار لبنانی

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

العربیه شیخ سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسم

ماه گذشته مقاله ای را در سایت العربیه به قلم آقای هشام ملحم روزنامه نگار لبنانی مقیم آمریکا به تاریخ انتشار ۱۲ نوامبر ۲۰۱۶۶ با عنوان «من عائله کلینتون إلى عائله ترامب» (از خانوادۀ کلینتون تا خانوادۀ ترامپ) در سایت العربیه دیدم که در مورد بحثها در رابطه با اعضای احتمالی کابینۀ ترامپ (دولت آیندۀ آمریکا) می باشد.

در این مقاله آقای هشام ملحم از جمله در مورد رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک و از لابیهای دلاری رجوی با سوتیتر «جولیانی و شخصیت تند و خشن» نوشته بود: «بعضی اسامی کاندید پستهای حساس بحث گسترده ای را در داخل و خارج حزب جمهوری برانگیخته که برجسته ترین آنها رودی جولیانی شهردار اسبق نیویورک می باشد که در مطرح کردن خودش به عنوان کاندید وزارت خارجه تردیدی به خود راه نمی دهد هرچند که تخصصی در امور بین المللی ندارد ولی مخالفتها و حتی دشمنیها با جولیانی روی شخصیت خشن و تند او متمرکز می شوند و اینکه او مبالغ گزافی را در قبال دادن مشورت به نهادهای وابسته به کشورهایی مانند قطر و ونزوئلا دریافت کرده است. او در تجمعهای سازمان اپوزیسیون ایرانی مشکوک یعنی مجاهدین خلق سخنرانی می کرده». سپس می نویسد: «روزنامۀ نیویورک در سرمقاله اش نوشته است که ترامپ درخواست کرده که جولیانی برای کابینه انتخاب نشود زیرا فاقد مهارت سیاسی و فاقد آگاهی و کاردانی است». و در مورد جان بولتون نوشته است: «او از برجسته ترین تندروهای محافظه کاران است که به شدت از اشغال عراق حمایت کرد و در سال ۲۰۱۵ خواستار بمباران تأسیسات اتمی ایران شد».

از آنجا که به این مقاله دیر برخورد کردم و می خواستم ترجمه و منتشرش کنم، به این منظور باردیگر به لینگ آن مراجعه کردم ولی با تعجب و تأسف دیدم قیچی سانسور با دو تیغۀ رجوی و ارباب سعودیش جملۀ مربوط به لابی گری جولیانی برای فرقۀ رجوی با توصیف آن به عنوان یک «سازمان مشکوک» و نیز پول گرفتن جولیانی از قطر را از وسط مقاله بریده و حذف کرده است!.

کامنت زیر را در زیر مقالۀ آقای هشام ملحم نوشتم ونیز برای العربیه فرستادم:

«من به مدت سی سال عضو و مسئول مطبوعات و رسانه های عربی سازمان مجاهدین خلق و مترجم ارشد رهبر آن مسعود رجوی درعراق و فرانسه بودم تا اینکه چهارسال پیش از این سازمان جدا شدم. من مقاله ای در سایتتان به قلم آقای هشام ملحم در این لینگ دیده و خوانده بودم ولی بعدا دیدم جملۀ زیر از آن مقاله حذف شده: «او در تجمعهای سازمان اپوزیسیون ایرانی مشکوک یعنی مجاهدین خلق سخنرانی می کرده». این موضوع خیلی جای تعجب دارد زیرا چنین سانسوری و تسلیم شدن در برابر خواسته های یک فرقۀ تروریستی مانند فرقۀ رجوی شایستۀ سایت وزینی مثل العربیه نیست در حالیکه مزدوری جولیانی برای آنها واضح و مورد اعتراف می باشد. من به علت موقعیت و کارم در ستاد سیاسی و بخش روابط خارجی سازمان مطلع بودم که جولیانی برای هر سخنرانیش در تجمعهای این سازمان و مریم رجوی در اروپا و آمریکا ده هزار دلار از آنها پول می گرفت و به همین علت حسابها و سرمایه گذاریهای سازمان بر دادن پست وزارتی به او در کابینۀ آیندۀ ترامپ با شکست مواجه شد و به همین علت مزدوری او برای این فرقۀ تروریستی او را وادار کردند که از تصمیمش مبنی بر کاندید کردن خودش برای برعهده گرفتن هر پستی در دولت ترامپ منصرف شود».

باید به مریم قجر گفت همین نمونه کافی است که هر انسان آگاه و شریفی همانند این روزنامه نگار لبنانی و حتما هم دستگاه العربیه و حتی اربابان سعودیت به پوچی ادعاها و طبل و دهلهای «آزادی» و «دموکراسی»!! تو و دروغ بودن این شعر و شعارهای فریبکارانه ات در محافل و مجامع خریداری شده در اروپا و آمریکا به خوبی پی ببرند. معلوم است که به دنبال این نوشتۀ روزنامه نگار لبنانی در سایت العربیه فرقه با دستپاچگی دست به دامان اربابان جدید منطقه ای اش در عربستان و قطر شده که چه نشسته اید در سایتی متعلق به شما گفته شده که جولیانی از شما پول گرفته و برای ما سخنرانی کرده و ما هم یک سازمان مشکوک هستیم!! اربابان سعودی و قطری مریم قجر هم سریعا ضمن دستور سانسور به بوق تبلیغاتی شان العربیه برای حذف جمله علیه فرقه و نیز نام قطر از مقاله حتما گوش آن روزنامه نگار را هم کشیده اند که دیگر از این واقعیتهای تلخ به کام شیوخ نفتی ننویسد و یک لگدی هم به پهلوی عبد الرحمان راشد سردبیر العربیه و کهنه کار تبلیغاتی شیوخ عربستان زده اند که چرا حواست نبوده یک نویسنده حرف دل و فکر خودش و واقعیتی را بدون اجازه و اطلاع شما و ما به رشتۀ تحریر درآورده و به خورد شما داده است!!

بفرمایید حضرات مدعی دموکراسی در غرب که برای فرقۀ رجوی لابیگری می کنید ببینید این نوکران شما هنوز به قدرت نرسیده این چنین یک جمله ای را از یک نویسنده و روزنامه نگار علیه خودشان برنمی تابند پس اگر بر فرض محال بتوانید آنان را در ایران فردا طبق رؤیاها و حسابهایشان روی حمایت شما به قدرت برسانید که امری موهوم و مضحک می باشد آن وقت چه بر سر مطبوعات و آزادی بیان و قلم و چه بر سر نویسندگان و روزنامه نگاران و اهل قلم خواهند آورد؟!!

این تنها یک نمونه از اتحاد و ازدواج دو دیکتاتوری ارتجاعی فرقۀ رجوی و حاکمان عربستان علیه آزادی و دموکراسی است تا همگان خود حدیث مفصل بخوانند از این مجمل.

عین متن قبل و بعد از سانسور مقاله را در دو تصویر زیر می بینید:

العربیه شیخ سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسم

کلمه و جملۀ سانسور شده با مربع قرمز در داخل متن فوق که متن اولی می باشد مشخص شده است.

و این هم متن سانسور شدۀ مقاله با مشخص کردن محل برش و سانسور که در زیر آمده است:

العربیه شیخ سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسم

پیام حسین نژاد جدا شده ازفرقۀ رجوی به بقایای اسرای فرقه در آلبانی

لینک به منبع

https://youtu.be/oFFNLfY5wDw

پیام آقای قربانعلی حسین نژاد عضو و مسئول سابق در ستاد سیاسی و بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین خلق و مترجم ارشد جدا شدۀ رهبری سازمان در عراق و فرانسه خطاب به دوستان و برادران و خواهران اسیر ذهنی باقی مانده در تشکیلات فرقۀ رجوی در آلبانی .

پاریس – دسامبر ۲۰۱۶

(پایان)

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبی بی سی: رامنی، جولیانی یا کاندیدای سوم: چه فرقی می کند؟

رودی جولیانی مجاهدین خلق مریم رجوی تروریسمرادیو امریکا: مصائب رودی جولیانی برای کاندیداتوری تصدی وزارت خارجه دولت آینده آمریکا

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

قربانعلی حسین نژاد خطاب به دختر اسیرش در مجادین خلقفراخوان حقوق بشری برای ترتیب دادن اولین دیدار بین دو خواهری که هرگز همدیگر را ندیده اند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26738

فرقۀ رجوی: عقب نشینی پیروزمند!! ارتش آزادی!! از «جوار خاک میهن» به اروپا مبارک باد!!! 

 قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، دهم سپتامبر ۲۰۱۶:…  اینجانب به نوبۀ خود هم آوا با دیگر دوستان جداشده از این فرقه این اولین مرحلۀ رهایی اسرای فرقۀ رجوی و از خطر جستن آنان را به عموم هم میهنان در داخل و خارج کشور بویژه به خانواده های این عزیزان تبریک می گویم. به مسعود رجوی نیرنگ باز و فریبکار که امروز در اطلاعیه اش در صفحۀ اول سایت رسمیش این انتقال و در حقیقت عقب نشینی از «جوار خاک میهن» به اروپا را «پیروزی بزرگ ارتش … 

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

لینک به منبع

فرقۀ رجوی: عقب نشینی پیروزمند!! ارتش آزادی!! از «جوار خاک میهن» به اروپا مبارک باد!!!

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

روز جمعه ۹ سپتامر ۲۰۱۶ برابر با ۱۹ شهریور ۹۵ سخنگوی فرقۀ رجوی و بعد هم خبرگزاریها بسته شدن کمپ لیبرتی در بغداد و انتقال همۀ رهبران و افراد اسیر این فرقه از جهنم عراق به کشور آلبانی و کشورهای دیگر اروپایی را اعلام کردند. این خبر برای همۀ ایرانیان در داخل و خارج ایران بویژه خانواده های اسیران فرقه خبری بسا خوشحال کننده می باشد چرا که عزیزانشان علیرغم ادامۀ اسارت در «هفت حصار» فرقه ای رجوی حداقل از خطرات تروریسم و آسیب پذیری در دوزخ عراق جنگ زده نجات یافته اند و اینک چشمهای امید تنها به رهایی آنان از چنگال اهریمنی فرقۀ رجوی و پا گذاشتنشان به دنیای آزادی اندیشه و تفکر و کار و تلاش برای آزادی مردم و میهنشان از دیکتاتوری با اراده ای آزاد و شیوه های اصولی نوین در آگاهی بخشی همچون مردم و روشنفکران داخل میهن دوخته شده است.

اینجانب به نوبۀ خود هم آوا با دیگر دوستان جداشده از این فرقه این اولین مرحلۀ رهایی اسرای فرقۀ رجوی و از خطر جستن آنان را به عموم هم میهنان در داخل و خارج کشور بویژه به خانواده های این عزیزان تبریک می گویم.

به مسعود رجوی نیرنگ باز و فریبکار که امروز در اطلاعیه اش در صفحۀ اول سایت رسمیش این انتقال و در حقیقت عقب نشینی از «جوار خاک میهن» به اروپا را «پیروزی بزرگ ارتش آزادی»!! نام نهاده و آن را از زبان لابیهای آمریکایی اش و برخی تشکلهای موهوم خود ساخته اش با ادعای شهرهای داخل ایران!! تبریک و مبارک باد گفته است؛ باید گفت: اگر این انتقال پیروزی بزرگ «ارتش»! موهوم تو می باشد چرا آنهمه بعد از سقوط اربابت صدام حسین کاسۀ گدایی برای آمریکایی ها برداشتی که در عراق به «مجاهدین» پناهندگی جور کنند و آنها را مشمول کنوانسیون چهارم ژنو بشمارند؟ چرا همان موقع چنانکه همگان از جمله رهبران نیروهای اپوزیسیون ایران در خارج کشور به شدت توصیه می کردند این «بزرگترین پیروزی» را محقق نساختی؟ زیرا به راحتی می توانستی همۀ افراد را همان موقع به خارج عراق منتقل کنی تا جان آنهمه کشته از این اسرای دربند فرقه ات پیش پای تروریسم و اوضاع عراق زیر سلطۀ دشمنان آنان را حفظ کنی.

به رجوی شیاد که خوب می دانیم اعلام مرگش جز سیناریویی مشترک با شیوخ بدنام عربستان نیست باید گفت: تو که انتقال خودت و مریمت و نوچه هایت و همۀ ما به عراق را «انتقال به جوار خاک میهن» نام نهادی و پرواز خودت به عراق را «پرواز تاریخساز» توصیف کردی چه گلی در این سی سال بودن در عراق به سر ما و مردم کاشتی و کدام «تاریخ» را جز تاریخ شکست و کشتار و سرافکندگی و وابستگی و خواری ساختی که اینک در اروپا بکاری و بسازی آن هم بی سلاح و با دو هزار و اندی پیر و مسن و بیمار و معلول و مجروح و روحیه باخته و مسأله دار؟!! تو که اشرف را و عراق را همیشه برای ما «کانون نبرد استراتژیک» می نامیدی و هر ایرانی را که به قول تو «در اروپا نشسته و خودش را مبارز می نامد» به باد تمسخر و توهین و ناسزا می گرفتی که چرا بلند شده به عراق نمی آید تا «خدمت زیر پرچم را در ارتش آزادی انجام دهد»؛ اینک چرا اعتراف به شکست آشکار و روشن این استراتژیت نمی کنی؟ هرچند که ما جداشدگان که دهها سال روشهای فرافکنانه و وقیحانۀ تو را در فرار به جلو و انداختن تقصیر شکستها به گردن ما بیچارگان اسیرت را تجربه کرده ایم و می شناسیم، خوب می دانیم که «پیروزی» نامیدنهای این نوع شکستها وعقب نشینیها و در حقیقت فرارهای تو و سران فرقه ات از سال شصت از تهران تا ۶۵ از فرانسه و تا شکست فروغ و تا فرار از عراق بعد از سقوط صدام تنها و تنها مصرف خارجی دارد و به درد نگهداشتن نیروهای خارج کشوری ات می خورد ولی در داخل تشکیلات سازمان بویژه در آلبانی اکنون نیز همانند برخوردت با ما بعد از شکست فروغ و نیز بعد از دستگیری مریم در فرانسه؛ با وقاحت تمام یقۀ اسرای بیچارۀ فرقه ات را گرفتی که: «شرم کنید!! شرم یک احساس انقلابی است!! هر کس باید بنیشند و خودش را بخواند و نکرده اش را بنویسد که چه کاری را نکرده و کدام مسئولیتی را انجام نداده که موجب شد ما را از عراق بیرون کنند و اشرف و لیبرتی را از دست بدهیم»!! و حتما هم اینک به جای «تنگه و توحید» (مقصر شمردن فرد خودش را که چرا از تنگه چهارزبر نزدیک کرمانشاه نتوانسته عبور کند… تا با رهبر به وحدت برسد!) شعار «تیرانا و توحید» را ساز می کنی تا «هر کس خودش را بخواند که چه شد ما به جای تهران از تیرانا سردرآوردیم»!!. زهی وقاحت و بیشرمی! حضرت غایب و پنهان و مرحوم و ملعون و همیشه فراری و دررفته!…

همچنین:

آقای رجوی! در پیام اخیرتان بسیار شکر خوردید

عبدالرضا رستمی، پانزدهم فوریه ۲۰۱۴:…  قسمتی اشاره کردید که قیمت بودن ما در کشورهای اروپایی را شما می پردازید بسیار شکر خوردید. قانون پناهندگی در کشورهای اروپایی از سال ۱۹۵۰ یعنی زمانیکه جنابعالی جیک جیک هم نمیکردید به تصویب رسیده است هنوز زنده هستند اعضایی از کنفدراسیون که از زمان شاه که عزیز دردانه کشورهای

نامه خانواده ها به سازمان ملل جهت اعلام اسامی زخمی شدگان در کمپ

وبلاگ امید آزادی (حسین نژاد)، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۴: … سازمان مجاهدین خلق ایران (P.M.O.I) اسامی و تصاویر کشته شدگان را منتشر کرده ولی از انتشار اسامی زخمی ها خودداری می کند. ما افراد خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی طبق قوانین و حقوق بشر دوستانۀ بین المللی و اصول و قوانین
 
 
وبلاگ امید آزادی (حسین نژاد)، هشتم ژانویه ۲۰۱۴: …  رهبری سازمان مجاهدین از نامۀ خانواده ها به ابتکار اینجانب به عنوان پدر یکی از ساکنان لیبرتی و دخترم در ایران به عنوان خواهرش که هرگز در عمرش خواهر بزرگترش را ندیده است و نامۀ خانم زهرا میر باقری خواهر سه نفر از ساکنان لیبرتی به کمیساریا و دیگر سازمانهای بین
 
 
قربانعلی حسین نژاد، ایران قلم، پاریس، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۳: … این سازمان که شما در مقاله تان آنهمه روی آن به عنوان تأثیر گذار در تحولات آیندۀ ایران و لقمۀ چربی یا کاکتوسی به تعبیر خودتان برای استفاده از آن به عنوان برگ بازی در برابر رژیم ایران برای تأمین منافع کشورهای عربی خلیج و رام کردن یا به تعبیر واقعا ع