خدابنده در نشست رویش فرهنگ: امروز گروهک تروریستی منافقین، سازمانی ورشکسته است

خدابنده در نشست رویش فرهنگ: امروز گروهک تروریستی منافقین، سازمانی ورشکسته است

khodabandeh_Ebrahim_Mashad_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_3بنیاد هابیلیان، بیست و دوم اوت 2017:… در منچستر بودم و اتفاقاً از جلوی کنسول‌گری ایران رد می‌شدم. دیدم یک سری از بچه‌های انجمن اسلامی که من آنها را می‌شناختم و آنها هم نمی‌دانستند که من از انجمن اسلامی جدا شده‌ام و آمده‌ام در فرقه رجوی. گفتند که آیت‌الله بهشتی در تهران ترور شده است و کنسول‌گری هم الان به این مناسبت تعطیل شده است. از من پرسیدند که فلانی به نظر تو … 

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

لینک به منبع (بنیاد هابیلیان)

لینک به منبع (انجمن نجات)

امروز گروهک تروریستی منافقین، سازمانی ورشکسته است

خدابنده در نشست رویش فرهنگ

ابراهیم خدابنده مشهد مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم خیانت وطن فروشی

نشست تخصصی «رویش فرهنگ» با عنوان «مرگ یک فرقه مخوف» با موضوع بازخوانی فعالیت‌های منافقین با سخنرانی مهندس ابراهیم خدابنده، مدیرعامل انجمن نجات، در سالن همایش‌های روابط عمومی آستان قدس رضوی برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان(خانواده شهدای ترور) مشروح سخنرانی مهندس ابراهیم خدابنده در این نشست ارائه می‌شود:

منافقین معتقد بودند که ایران هیچ وقت به استقلال نمی‌رسد

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام دارم و بسیار خوشحال و مفتخرم که من را در خدمت خودتان پذیرفتید که برخی از تجربیات خودم را با سازمان مجاهدین خلق و به تعبیر مردم ایران، منافقین، بازگو کنم.

ابراهیم خدابنده هستم، سال ۳۲ در تهران متولد شدم و سال ۵۰ جهت ادامه تحصیل به انگلستان رفتم. در آنجا با فعالیت‌های سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی در خارج از کشور آشنا شدم و قبل و بعد و حین انقلاب در آن فعالیت می‌کردم. در سال ۵۸ یکی از اعضای به نام احمد شادبختی فرقه رجوی به لندن آمد و آنجا راجع به سازمان صحبت می‌کرد. خوب سخنرانی می‌کرد و خیلی جذاب بود و خیلی از افراد آنجا که اکثراً از انجمن اسلامی بودند، جذب سخنرانی او شدند. او می‌گفت: الان که شاه سرنگون شده است و شعار انقلاب؛ استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی است آیا همین موضوع استقلال به این سادگی است. طوری صحبت کرد که به نوعی انگار نشدنی است. من همان موقع یاد سخنرانی ابوالحسن بنی‌صدر افتادم در نیوکاسل که قبل از انقلاب صحبت می‌کرد. قبل از سقوط شاه؛ می‌گفت که سرنگونی شاه به این سادگی و زودی امکان‌پذیر نیست و ما مثل ویتنام باید ارتش خلق تشکیل دهیم و بیست سال با آنها بجنگیم که بتوانیم آمریکا را از ایران بیرون کنیم. بی‌راه هم نمی‌گفت؛ یعنی در منطق سیاسی و بین‌المللی این‌طور هم بود. بیرون کردن آمریکا از ایران بیشتر به معجزه شبیه بود. ایران کشوری بود که تا مغز استخوان به آمریکا وابسته بود. من یادم است آن موقع که جوان و نوجوان بودم در فامیل همه می‌گفتند که قدرت سفیر آمریکا در تهران بیشتر از شاه است. شاه با اینکه قدر قدرت ایران بود و همه از او می‌ترسیدند؛ خودش بدون اجازه واشنگتن آب نمی‌خورد. سی هزار نیروی آمریکایی در سلطنت‌آباد تهران مستقر بودند که برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صندوق رأی جلوی آنها می‌گذاشتند. اقتصاد، سیاست، ارتش و فرهنگ وابسته به آمریکا بود. صنعتی هم نداشتیم و اگر چیزی بود در ایران وابسته به آمریکا و غرب بود حتی سرمایه‌گذاری‌ها.

ترس؛ حربه منافقین برای جذب

من به عنوان کسی که روی فرقه‌های مخرب کنترل ذهن مطالعه کردم، معتقدم که فرقه‌ها برای جذب تلاش می‌کنند که در مخاطب ترس ایجاد کنند. شیوه جذبی که ممکن است در برخی مبارزات انتخاباتی هم استفاده شود. ترس از یک طرف، طرف را هل می‌دهد به سمت کسی که دارد ترس را ایجاد می‌کند و ایجاد یک فوبیا می‌کند. مثلاً انگشت می‌گذارند روی مشکلات و مسائل روز. بعد طرف را به اندازه کافی از شرایط می‌ترسانند و بعد فقط یک دروغ اساسی می‌گویند و آن اینکه کلید حل این مشکلات در دست ماست!

رجوی می‌گفت زمانی که انقلاب شد همه به دنبال کار سیاسی رفتند؛ ما به دنبال تشکیل ارتش و فرستادن نفوذی در ارگان‌های جمهوری اسلامی رفتیم! هر جا که توانستیم تأثیر بگذاریم، تأثیر گذاشتیم مثل دفتر بنی‌صدر و هر جا که نتوانستیم، منفجر کردیم؛ مثل دفتر حزب جمهوری اسلامی!

منافقین با شعار ضدامپریالیستی در خدمت امپریالیسم هستند

حالا برمی‌گردم به آن صحبت‌های احمد شادبختی که می‌گفت: استقلال که الان عملی نیست! چه نیرویی می‌تواند استقلال را عملی کند؛ نیرویی که به واقع ضد استثماری باشد و متکی به طبقه کارگر باشد و تئوري‌های مارکسیستی! و جمهوری اسلامی چون متکی به نظام سرمایه‌داری است و چون استثمار خلق می‌کند؛ لاجرم نهایتاً به آمریکا وابسته خواهد شد! این عین تبلیغاتی بود که مجاهدین در بعد از انقلاب می‌کردند. و تنها نیرویی که تا به آخر ضد امپریالیست و ضد آمریکایی باقی خواهد ماند، مجاهدین خلق هستند! این تبلیغات مجاهدین قبل از انقلاب بود. یعنی جمهوری اسلامی می‌رود وابسته می‌شود به آمریکا و ما هستیم که جلوی آمریکا می‌ایستیم. امروز اگر نگاه کنید؛ میتینگ‌هایی که سازمان مجاهدین و فرقه رجوی در پاریس می‌گذارد، درنده‌ترین جناح‌های امپریالیستی می‌آیند و در آن شرکت می‌کنند. کسانی مثل جان بولتون و مک کین و جولیانی کسانی هستند که خود آمریکا از اینها تبری می‌جوید. انقدر اینها جنگ‌طلب و خون‌خوار هستند. مک کین معروف است به قاچاقچی اسلحه برای داعش. حالا یک سؤال حتماً اینجا پیش می‌آید؟ کسانی که با انگیزه‌های اسلامی و انقلابی و میهن‌پرستانه جذب این فرقه شدند چرا هنوز اینجا هستند در این سازمان؟! یعنی الان که این دگردیسی ۱۸۰ درجه را دارند می‌بینند، در بعد از انقلاب؛ وقتی که یاسر عرفات به ایران آمد، رجوی مدعی بود که جمهوری اسلامی به حد کافی به جنبش فلسطین کمک نمی‌کند و معتقد بود که باید بیش از این سلاح در اختیار اینها قرار بدهد و کمک‌شان کند. وقتی که یاسر عرفات با مسعود رجوی در تهران ملاقات کرد، یک کلاشینکف به او هدیه داد و گفت تنها راه مبارزه شما، جنگ مسلحانه با اسرائیل است. الان نیرویی همسوتر از فرقه رجوی با اسرائیل نمی‌توان پیدا کرد.

ابراهیم خدابنده مشهد مرگ فرقه رجوی مجاهدین خلق شورای ملی مقاومت ایران

مجاهدین خلق از همان ابتدای تاسیس، مشی مارکسیستی داشتند

اکنون مختصری از تاریخچه منافقین می‌گویم. سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف‌نژاد از اعضای نهضت آزادی تأسیس شد. وقتی سازمان تأسیس شد سه گرایش اصلی آن موقع علیه شاه وجود داشت؛ گرایش مذهبی که با روحانیت شناخته می‌شد و برخی گروه‌های اسلامی. یکی گرایش ملی که با جبهه ملی و مصدق شناخته می‌شد و یکی هم جریان چپ و کمونیست که شاخص آن حزب توده بود. اینها مخالف شاه بودند و با شاه مبارزه می‌کردند. سازمان مجاهدین خلق آمد و یک ایدئولوژی تدوین کرد از ترکیب این سه گرایش؛ یعنی از هر کدام عناصری را وارد کرد که بیشترین جذب را داشته باشد. یعنی هدف موقع تأسیس جذب حداکثری بود. یعنی اسلام و مارکسیست و ملی‌گرایی را با هم وارد کرد. این سازمان بعد تشکیلات را از تفکرات مائوئیسم گرفت. مشی چریکی را هم از سازمان‌های چریکی آمریکای لاتین گرفت و خلاصه از هر جایی یک وصله‌ای گرفت. در سال ۴۸ در دو نوبت سازمان فرستاده‌هایی را خدمت امام به نجف فرستاد. حضرت امام وقت کافی گذاشتند و کتاب‌های اینها را خواندند و به حرف‌های اینها گوش دادند. آقای دعائی می‌گویند که کتاب‌های اینها انقدر ریز بود که با عینک هم نمی‌شد آنها را خواند و با ذره‌بین می‌خواندیم. می‌گفتند چون حضرت امام خودشان نمی‌توانستند کتاب‌ها را بخوانند، من خودم بلند بلند اینها را برای ایشان می‌خواندم. صحبت‌های ایشان را گوش دادند و در نهایت جمع‌بندی‌ای که امام در یک جمله از این گروهک داشتند، این بود که گفتند اینها در رابطه با اسلام، قبل از اینکه تعبد داشته باشند، تمسک دارند! بعداً من از بعضی آقایان پرسیدم که معنی این چیست؟ گفتند یک موقع هست یک نفر مثل شهید نواب صفوی می‌گوید من مسلمان هستم و بر اساس باورهایم تکلیفی دارم و به آن عمل می‌کنم. دیگر پیروز می‌شوم، شکست می‌خورم، می‌میرم یا زنده می‌مانم همه پیروزی حساب می‌شود. آن چیزی که به من مربوط است تکلیفی است که باید انجام دهم. اما یک موقع یکی هست که از ابتدا سنگ را بر این بنا نهاده است که قدرت را به دست بگیرد و مبارزه می‌کند برای به‌دست آوردن قدرت. و در این مبارزه ابزار و وسایلی که استفاده می‌کند چیست؟ اسلام هم بد وسیله‌ای نیست و بالأخره مردم به آن باور دارند و می‌شود از آن استفاده کرد. بنابراین خیلی‌ها معتقد هستند که مجاهدین از یک جایی منحرف شدند. من چنین اعتقادی ندارم و با خیلی‌ها هم بحث کردم و ممکن است این را قبول نداشته باشند و بگویند بنیان‌گذاران خوب بودند و یک جایی منحرف شدند! اصلاً همان سنگ بنا کج گذاشته شد.

رسانه و تبلیغات، ابزار منافقین برای دروغ‌پراکنی

آن چیزی که جای سؤال دارد و باید به آن عمیق نگاه کرد این است که چطور همه اعضای سازمان که با انگیزه‌های اسلامی آمدند در این سازمان؛ مارکسیست شدند به‌جز تعداد اندکی که پافشاری کردند و باقی ماندند. از جمله مجید شریف واقفی که او را کشتند و جسدش را هم سوزاندند. این باز همان متدولوژی روانی کارکرد مغزشویی است که الان به قول دانشمندان می‌گویند: کنترل مخرب ذهن به عنوان تهدید اصلی هزاره سوم شناخته می‌شود. الان جنگ افکار، جنگ نرم و تبلیغات خیلی فراتر از جنگ‌های نظامی و پیچیده‌تر شده است. یعنی الان قشر جوان همیشه آسیب‌پذیر است در برابر تبلیغات منفی. تبلیغاتی که او را از یک چیز می‌ترساند و به سمت چیز دیگری هل می‌دهد. تبلیغاتی که یک جوان آرمان‌گرا را به این نتیجه می‌رساند که گویا کلید حل همه مشکلات در دست یک نفری است که باید دنبال او راه افتاد! و اینها آن تهدیدات و آسیب‌هایی است که واقعاً کار سنگینی می‌طلبد توسط کسانی که کار فرهنگی و کار آموزشی را در دست دارند. باید به این فنون و به این علوم مسلط شد و با این‌ها مقابله کرد. الان از طریق اینترنت و توسط یک لپ‌تاپ مردم را جذب می‌کنند. این تکنیک‌ها خیلی پیشرفته است و من برای مقابله با آن هم در خیلی از دانشگاه‌ها رفته‌ام و برای خیلی از دانشجویان صحبت کرده‌ام. خیلی‌ها می‌گویند شما که تحصیل‌کرده بودید چرا رفتید دنبال اینها؟ خانم سینگل در کتابش این را پاسخ می‌دهد و می‌گوید من از شما می‌پرسم که یک دکتر تازه فارغ‌التحصیل از دانشگاه را راحت‌تر می‌شود گول زد یا یک ولگرد خیابانی را؟! چون علوم آکادمیک آن تجربه اجتماعی را به فرد نمی‌دهد؛ مخصوصاً علوم مهندسی و علوم پزشکی. یک اعتماد به نفس کاذب را به طرف می‌دهد که فکر می‌کند که می‌داند ولی چیزی نمی‌داند! باز خانم سینگل می‌گوید که دانشجویان معمولاً رشته‌های فنی بیشتر جذب فرقه‌ها می‌شوند تا دانشجویان رشته‌های معارف و علوم انسانی و… . من همیشه فکر می‌کنم کاش آن زمان که من جوان بودم و وارد این سازمان شدم، کسی بود که می‌آمد و صحبت می‌کرد و این مطالبی را که من الان می‌فهمم، می‌آمد و به من می‌گفت.

وقتی واقعه تروریستی هفت تیر بوجود آمد؛ من آن موقع در منچستر بودم و اتفاقاً از جلوی کنسول‌گری ایران رد می‌شدم. دیدم یک سری از بچه‌های انجمن اسلامی که من آنها را می‌شناختم و آنها هم نمی‌دانستند که من از انجمن اسلامی جدا شده‌ام و آمده‌ام در فرقه رجوی. گفتند که آیت‌الله بهشتی در تهران ترور شده است و کنسول‌گری هم الان به این مناسبت تعطیل شده است. از من پرسیدند که فلانی به نظر تو می‌تواند کار چه کسی باشد؟ من گفتم که حتماً کار ضد انقلاب است و آمریکا و اسرائیل و سلطنت‌طلب‌ها. هرگز به مخیله‌ام خطور نمی‌کرد که در آن شرایط  رجوی این کار را کرده باشد. فضای عمومی همه هواداران سازمان هم همین بود. اگر یادتان باشد؛ سازمان هرگز مسئولیت این عملیات را به عهده نگرفت. چرا؟ ملاحظه‌اش چه بود؟ اعضای خود سازمان! یعنی مشکلش غرب نبود. یک سال بعد مسعود رجوی یک نشست در پاریس گذاشت با یک سری از افراد انجمن‌های دانشجویان مسلمان هوادار مجاهدین خلق را جذب کرد و برای آنها صحبت می‌کرد. بعد راجع به هفت تیر صحبت کرد. تا آن موقع ما نشنیده بودیم که سازمان مسئولیت این عملیات را به عهده بگیرد. پس از یک سال مسعود رجوی عنوان کرد که این کار را یک نفوذی سازمان انجام داده است و بعد دلیلی که برای آن آورد این بود که ما از این طریق راه نفوذ آمریکا را کور کردیم. پایگاه آمریکا را نابود کردیم. یعنی دفتر حزب جمهوری اسلامی در تهران پایگاه آمریکا بود و خط وابستگی را کور کردیم.

ابراهیم خدابنده مشهد مرگ فرقه رجوی مجاهدین خلق شورای ملی مقاومت ایران

منافقین دست به هر کاری زد تا در ایران به قدرت برسد

مختصری هم از شرایط فعلی سازمان بگویم و آینده‌ای که برای آن پیش‌بینی می‌شود. سازمان مجاهدین خلق دست به هر جنایتی زد و با هر دشمن ایران که توانست هم‌دست شد؛ صرفاً برای کسب قدرت برای رجوی در ایران! که خواست خدا همه تیرهایش به سنگ خورد؛ یعنی اگر نگاه بکنید، چه حکمتی بود که مقام معظم رهبری قبل از هفت تیر مورد سوءقصد قرار بگیرد و در آن حادثه تروریستی هفت تیر نتواند حضور پیدا کند و بعد همین‌طور بیاییم در حوادث مختلف. محمد محدثین مسئول روابط بین‌المللی سازمان ملاقاتی در لندن داشت و من مترجم او بودم؛ به او گفتند که شما رفتید با صدام همکاری می‌کنید، جوابی که او داد و من ترجمه کردم این بود که ما زمانی رفتیم عراق که صدام محبوب غرب بود. از بد حادثه یک دفعه ورق چرخید؛ یعنی صدام کسی بود که هم از غرب سلاح می‌گرفت و هم از شرق! هم سلاح‌های روسی و چینی در دستان او بود و هم سوئدی و انگلیسی. همه جوره؛ من خودم آنجا بودم. میراژ فرانسوی، سوخوی روسی و … . در حالی که ایران در شرایطی بود که سیم خاردار به او نمی‌فروختند در دوران جنگ. در این شرایط رجوی به عراق رفت. در نشستی در شورای ملی مقاومت که بنی‌صدر هم بود، رجوی مطرح کرد که ما می‌خواهیم به عراق برویم. چون همه فعالیت‌های تروریستی ما در داخل کشور به بن‌بست رسیده و کاری نمی‌توانیم بکنیم و باید با عراق هم‌دست شویم و از آن طریق وارد ایران شویم و حکومت را به دست بگیریم. بنی‌صدر در آن نشست گفت که اگر بر فرض ما به عراق برویم و پیروز شویم و حاکمیت ایران را هم به دست بگیریم، جواب مردم را چه می‌دهید که می‌گویند شما با دشمن همکاری کرده‌اید و آمدید حکومت را به دست گرفته‌اید. رجوی گفت که هیچ‌کس از پیروز سؤال نمی‌پرسد! بعدها من مطالعاتی که داشتم فهمیدم که این جمله هیتلر است! جمله‌اش ادامه هم دارد و می‌گوید کسی که شکست هم می‌خورد لازم نیست باشد که جواب سؤالات را بدهد و به همین دلیل هم وقتی شکست خورد خودکشی کرد و دیگر نبود و رجوی هم وقتی شکست خورد ناپدید شد که به سؤالات جواب ندهد!

بسیاری از اعضای سابق منافقین اکنون در ایران با آرامش زندگی می‌کنند

در انگلستان و کشورهای اروپایی مجازات اعدام ندارند و یعنی تحت هیچ شرایطی کسی را اعدام نمی‌کنند؛ فقط در قانون یک استثنا هست که مجازاتش اعدام است؛ همکاری با دشمن در حال جنگ! الان می‌دانیم بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی که به تصویب مقام معظم رهبری هم رسیده است، اعضای گروه‌ها هر کدام اگر دست بکشند و داوطلبانه به ایران برگردند، مورد عفو قرار می‌گیرند و تحت پیگرد قضایی نیستند. خیلی از خبرنگارها که به ایران می‌آمدند، می‌گفتند چگونه چنین چیزی ممکن است. الان به شما بگویم که حدود هفتصد هشتصد نفر از اعضای همین فرقه تروریستی رجوی با همین شکل؛ افرادی که در سطوح خیلی بالایی هم بودند؛ آمدند و دارند زندگی‌شان را می‌کنند! حتی اینها خواستار این شدند که هویت و سابقه کارشان برملا نشود و یعنی مجبور نباشند که مصاحبه کنند و جایی حرفی بزنند یا تبلیغ کنند و آن هم پذیرفته شده است و یعنی کسی نمی‌داند که اینها رزومه‌شان چه بوده است. پاک و سفید رفته‌اند در جامعه و متحیر هستند همه که چه‌طور می‌شود چنین چیزی؟! بعد من یک بار از کسی پرسیدم، گفت به دلیل اینکه ما از خودمان مطمئن هستیم. یعنی ما یقین داریم که اینها فریب‌خورده هستند و اگر بیاید و برگردند؛ دیگر مراجعه نمی‌کنند به آن تفکر. از خودمان مطمئن هستیم که این‌طور می‌توانیم با دست باز عفو کنیم و رأفت نشان دهیم.

مسعود رجوی از پیروزی در عملیات مرصاد مطمئن بود

در هر صورت؛ رجوی در بحث عراق حرفش این بود که غرب هرگز اجازه نخواهد داد که ایران در جنگ پیروز شود و قطعاً عراق پیروز می‌شود و ما پیروز می‌شویم و می‌رویم حاکمیت را به دست می‌گیریم. یکی از چیزهایی که رهبری سازمان را یک‌دفعه متحیر کرد؛ پذیرش قطعنامه‌ ۵۹۸ توسط جمهوری اسلامی بود. این هم یک نکته خیلی آموزنده برای من داشت؛ معمولاً رهبران در پیروزی‌ها جلو می‌آیند و می‌گویند ما بودیم، در شکست‌ها یا آن‌ جاهایی که بار مسئولیت هست خودشان را کنار می‌کشند که رجوی یک نمونه بارزش است و هر جا اشکالی پیش می‌آمد، می‌گفت تقصیر شما بوده است! در عملیات فروغ جاویدان که پاتک آن از طرف ایران معروف است به مرصاد؛ رجوی گفت چون شما خوب نجنگیدید، ما شکست خوردیم! رجوی سه روز قبل از عملیات مرصاد یک نشست گذاشت در قرارگاه اشرف و همه را جمع کرد و معمولاً در عملیات‌های قبلی مثل آفتاب و چلچراغ و… نقشه عملیاتی را می‌گذاشت و افرادی را که قرار بود درگیر بشوند را توجیه می‌کرد. اینبار گفت یک نقشه ایران بیاورند و گفت این دفعه نقشه ایران موضوع عملیات ماست و گفت قرار است که هواپیماهای عراق هر سه ساعت ایران را بمباران کنند. عراقی‌ها قرار است که تا سرپل ذهاب ما را ببرند. تا سر پل ذهاب عملیات مشترک بود و نیروهای عراقی جلو بودند و نیروهای منافقین پشت اینها می‌رفتند. رجوی گفت به محض اینکه به هر شهری برسیم مردم به ما می‌پیوندند و اصلاً ما به کرمانشاه که برسیم، انقلاب شده است و مردم، جمهوری اسلامی را خودشان ساقط کرده‌اند. همیشه می‌پرسند که این اشتباه محاسباتی بود یا یک تفکر کودکانه؟ بعد یاد این جمله امام علی(ع) افتادم در نهج‌البلاغه که راجع به خصوصیات منافق؛ می‌گویند که منافق فاقد بصیرت است. یعنی بیشتر از نوک دماغش را نمی‌تواند ببیند. الان من می‌بینم که حضرت امام وقتی سازمان را در آن زمان تأیید نکرد، این روزها را دیده بود.

در عملیات فروغ جاویدان رجوی می‌گفت که ما وارد هر شهری بشویم، اول باید همه از ما بترسند و وحشت کنند. وقتی از ما ترسیدند و وحشت کردند، باید جذب ما بشوند. در مسیرشان مزارع را آتش زدند و به احشام هم رحم نکردند. در اسلام‌آباد مجروحین را از تخت بیمارستان آوردند و در حیاط بیمارستان اعدام کردند! از آن اول می‌خواست یک فضای رعب و وحشت ایجاد کند. یکی از تاکتیک‌های عملیاتی این بود که ستون مجاهدین روی جاده اصلی حرکت می‌کرد؛ دلیلش چه بود؟ از مردم عادی به عنوان پوشش انسانی استفاده کند، یعنی اگر عکس‌های آن را بروید و نگاه کنید، ماشین‌های مردم و اتوبوس و تراکتورهای زارعین با ستون مجاهدین قاطی شده است. هواپیما بیاید و کجا را بمباران کند، توپخانه کجا را به توپ ببندد.

ابراهیم خدابنده مشهد مرگ فرقه رجوی مجاهدین خلق شورای ملی مقاومت ایران

امروز گروهک تروریستی منافقین، سازمانی ورشکسته است

امروز گروهک منافقین، سازمانی ورشکسته است و فقط ریزش نیرو دارد و به هیچ عنوان جذب ندارد ولی نباید از آن غافل شد. سازمان مجاهدین خلق به دنبال جذب توده‌ای نیست، ولی به دنبال جذب عنصر برای تخریب و جاسوسی هست. برای ترور دانشمندان هسته‌ای و برای یک سری تبلیغات سوء و برای جاسوسی و جذب تروریست به این شکل درآمده است و نمی‌شود از آن غافل شد. امروز سازمان مجاهدین خلق نمی‌آید به نام سازمان مجاهدین خلق جذب نیرو بکند، بلکه مثلا به عنوان استخدام خبرنگار در فضای مجازی کار می‌کند. به عنوان نمونه خانم دانشجویی یک اطلاعیه استخدامی در فضای مجازی می‌بیند. پس از برقراری ارتباط به او می‌گویند اخبار دانشگاه را برای ما بفرست و او هم می‌فرستد و دو سال بدین شکل برای او پول می‌فرستادند و اخبار می‌فرستاده است. بعد از او یک چیزی می‌خواهند که او شک می‌کند و می‌گوید جنبه جاسوسی پیدا می‌کند و درخواست را رد می‌کند. بعد به او می‌گویند که شما در این دو سال داشته‌اید برای مجاهدین خلق کار می‌کردید و خبر تهیه می‌کردید و پول‌ها را هم از طرف ما گرفته‌اید. اگر ادامه ندهید، ما تو را لو می‌دهیم و اعدامت می‌کنند. بیچاره یک سال هم از ترس این حرف، هر کاری که آنها می‌خواسته‌اند انجام می‌داده و بعد دیگر به نقطه‌ای می‌رسد که می‌رود و خودش را معرفی می‌کند و مشخص می‌شود که موضوع چه بوده است. از این دست ترفندها فراوان بوده است.

پرسش و پاسخ

شما حدوداً مدت ۲۳ سال با این سازمان همکاری کردید؛ آیا در این سال‌ها ترسی در وجود شما بوده است یا به نتیجه نرسیدید و آیا الان هم کسانی هستند که از سازمان می‌ترسند بیایند یا هنوز به آن تغییر فکر نرسیده‌اند؟

سازمان الان در کشور آلبانی مستقر شده است. حدود هفت نفر در ماه اخیر از منافقین جدا شدند. بعضاً با اینها ارتباط دارم و صحبت می‌کنم در همین رابطه که چرا انقدر طول کشید؟ مشکلات چیست؟ یکی اینکه احساس می‌کنند و من هم احساس می‌کردم که این راهی است که آمده‌ایم و برگشتی هم در آن نیست؛ حالا برویم و ببینیم چه می‌شود؟ در خود سازمان تکنیک‌های روانی استفاده می‌کنند، مثلاً الان در ذهن افراد می‌کارند و بارها خود رجوی گفته است که بالاترین گناه و خیانت جدا شدن از سازمان است. یعنی همچنان حتی افرادی که سالها جدا شده‌اند از سازمان؛ این بار را به دوش می‌کشند که انگار خیانت کرده‌اند. بعضاً بارها می‌گویند که ما تمام دوستان و خاطرات همه با آن جمع بوده است و الان کجا برویم؟ یا با چه رویی با خانواده‌مان روبرو شویم؟ بعضی از این بچه‌ها قلباً شاید ۹۵ درصد افراد اگر شرایطی برای آنها فراهم شود که بتوانند جدا بشوند، جدا می‌شوند. سازمان همیشه تلاش می‌کرد بر اساس ترفندهای فرقه‌ای که من فکر می‌کردم اینها همه ابتکار خود رجوی است، ولی بعد فهمیدم که توسط خیلی از فرقه‌ها و سازمان‌های جاسوسی این تکنیک‌ها استفاده می‌شده است، نمی‌گذارد افراد مستقل فکر کنند.

یکی از فرماندهان سازمان، مهوش سپهری معروف به نسرین، به فرماندهان قرارگاه اشرف می‌گفت: بچه‌ها باید طوری کار کنند در طول روز که شب قبل از اینکه سرشان به بالش برسد، خوابشان ببرد. بعد می‌گفت خطرناک‌ترین زمان، زمانی است که اینها سرشان را روی بالش می‌گذارند تا خوابشان ببرد. این زمان خیلی زمان خطرناکی است چون طرف فکر می‌کند و مشغول کاری نیست و بعد فکر می‌کند که من کجا هستم و چه کار دارم می‌کنم؟ بیست سال پیش سازمان چه می‌گفت و الان چه می‌گوید؟ ما کنار مک کین چکار می‌کنیم؟ الان خبرهایی که از سازمان دارم و پیگیر هستم کسانی که از سازمان جدا می‌شوند، آخرین اخبار را از آنها می‌گیرم؛ خیلی‌ها در همین دیدار مک کین که رفت آلبانی و با مریم رجوی ملاقات کرد، می‌گفتند بعضی‌ها بیرون سالن یواشکی گریه می‌کردند و بهم می‌گفتند آخر و عاقبت ما را ببین؛ یعنی من خودم همان موقع گریه‌ام گرفت. خب قطعاً اینها تحت فشار هستند و راه خروج از فرقه‌ها کاملاً مشکل است.

بحث مجازات منافقین در سال ۶۷ توضیح دهید.

بحث مفصل است. ببینید شما سال ۶۰ را بگیرید، خب قوای انتظامی و نظامی ایران درگیر دفع دشمن متجاوز هستند، بعد رئیس‌جمهور و یک گروهی در ایران در تهران گربه‌رقصانی‌شان می‌گیرد. تکلیف چیست؟ مردم می‌پذیرند که مسامحه بشود؟ عملیات فروغ جاویدان یعنی چه؟ یعنی اینکه ما در جنگ با دشمن خارجی هستیم و آمده است خاک ما را اشغال کرده است و انبوهی شهید از ما گرفته است و بعد بگویند سر موضع هستیم و از این قضیه حمایت می‌کنیم. یعنی اینکه یک نیروی داخلی اگر برود با دشمن خارجی همدست شود، علیه مرزبانان و مدافعان کشور وارد جنگ شود؛ من هم اینجا ایستاده‌ام و تأیید می‌کنم. در سال ۶۷ واقعیت این است یک سری افراد که سر موضع بودند و تهاجم به کشور و هم‌دستی با دشمن را تأیید می‌کردند. خیلی‌ها آزاد شدند. اینها آزاد شدند و آمدند قرارگاه اشرف و به سازمان پیوستند. بعداً آنها را فرستادند برای عملیات! از همان کسانی که اعدام نشدند در سال ۶۷ و آزاد شدند! و خیلی هم رجوی طلب‌کار اینها بود که شما چکار کردید که اعدام نشدید؟! این چیزی نیست که شوخی‌بردار باشد. ما الان در ایران امنیت داریم؛ این امنیت چند سال است به دست آمده است؟ مثلاً یک کشوری مثل انگلستان، نظام حاکمش الان هفتصد سال عمر دارد. ما از جایی شروع کردیم که روزی صد ترور در تهران انجام می‌شد. هیچ کشوری چنین تجربه‌ای را نکرده است. خود رجوی آمار می‌داد؛ روزی صد مورد! دیگر سوژه کم آورده بودند و می‌گفتند هر کس ریش دارد را بزنید؛ من با یکی از بچه‌هایی که خودش در عملیات تروریستی بوده است، دیدار کردم. البته نمی‌خواست هویتش معلوم بشود، ولی خب مورد بخشش قرار گرفته بود و دارد زندگی‌اش را می‌کند. می‌گوید ما در لحظه می‌شدیم پلیس، بعد بازجو، بعد بازپرس، بعد وکیل، بعد قاضی، بعد مجری احکام. همه این مراحل را در دو سه دقیقه طی می‌کردیم و حکم را اجرا می‌کردیم. با چنین پدیده‌ ناامنی که تمام قدرت‌های خارجی هم پشت آن آمدند، چه کسی می‌پذیرد که مسامحه انجام بگیرد.

ابراهیم خدابنده مشهد مرگ فرقه رجوی مجاهدین خلق شورای ملی مقاومت ایران

آیا الان هم این نفوذ را سازمان در کشور دارد یا خیر؟

اصلاً کار منافقین الان همین است. اینکه سازمان بتواند جاسوس جور کند. ترفندهای خیلی پیچیده‌ای به کار می‌برند و واقعاً مسئولین نظام باید خیلی حواس‌شان جمع باشد. مثلاً یکی از کارهایی که سازمان خیلی در آن تبحر داشت، تخلیه تلفنی بود. واقعاً خیلی از این بابت ضربه زد. چون جمهوری اسلامی روی خط درست حرکت می‌کند، خواست خداست که این را از بین نمی‌برد ولی خب بالأخره مزاحمت فراهم می‌کند. با خود من بارها تماس گرفته‌اند. با مادرم تماس گرفته‌اند و می‌خواستند تخلیه اطلاعاتی کنند. من سال ۶۰ در انگلستان بودم؛ رجوی تازه آمده بود پاریس، به من مأموریت دادند که دو کیف تحویل بگیرم و ببرم پاریس. آمدم و اتفاقاً این دو کیف را در گمرک باز کردم و یک برگه هم به من دادند و گفتند اگر جایی به مشکل خوردی، این برگه را نشان بده. در گمرک فرانسه از انگلیس که می‌رفتم، کیف‌ها را باز کردم. دیدم کیف سامسونت را که باز می‌کنی، یک شماره‌گیر تلفن هست و یک گوشی تلفن. سال ۶۰  خبر از ماهواره و اینترنت و کامپیوتر و… نبود. تلفن بی‌سیمی بود. از من پرسیدند که این چیست؟ تا حالا ندیده بودند. کاغذ را که نشان دادم، دیدند که کاغذ مال وزارت دفاع انگلستان است. کاغذ را که خواندند، بستند و تحویل من دادند و گفتند برو.

آیا رجوی زنده است؟

از زمانی که صدام سقوط کرد، رجوی هم ناپدید شد. حدس و گمان برای اینکه کجاست و چه شده است زیاد است. من با توجه به تجربه‌ای که از سازمان دارم، احساس می‌کنم که هدایت این بالای سر سازمان هست. حالا به چه شکل و چرا پنهان شده است دلایل مختلفی دارد. مثلاً یکی می‌تواند این باشد که در جایی است که می‌دانید پلیس بین‌الملل حکم بازداشت رجوی را دارد. یعنی به عنوان اینکه چندین پرونده حقوقی علیه او مطرح شده است و باید مورد سؤال قرار بگیرد. یکی‌اش به دلیل اینکه ممکن است کشوری که در آن استقرار دارد، اگر مشخص بشود که در آن کشور هست؛ خب طبعاً آن دولت زیر فشار می‌رود و ممکن است یک کشوری به او پناهندگی داده است که باشد به شرط اینکه دیگر صحبتی از او نباشد. آن کشور می‌تواند عربستان باشد. چرا ترکی فیصل پارسال آمد و گفت مرحوم مسعود رجوی؟! می‌تواند این باشد که خواسته است این‌طور القا کند که او مرده است و دیگر مسئولیت از سر او برداشته شود. یعنی احتمال خیلی زیاد هست که او در عربستان باشد.

یکی هم می‌تواند این باشد که او تمام برنامه‌هایش با شکست مواجه شد و تمام پیش‌بینی‌هایش غلط از آب درآمد و یک جمعیتی را به کشتن داد و جمعیتی را عمرشان را هدر داد و الان هم اسیر نگه داشته است در آلبانی و هیچ آینده‌ای و هیچ زندگی‌ای برای آنها متصور نیست و می‌خواهد پاسخ‌گو نباشد. سازمان هم با زرنگی نه می‌گوید زنده است و نه می‌گویده مرده است. به غیر از اینکه ترکی فیصل دو بار گفت مرحوم مسعود رجوی؛ تنها واکنشی که سازمان نشان داد یک مصاحبه بود که شاهین قبادی کرد و از او پرسیدند چرا او گفت مرحوم مسعود رجوی؛ گفت مرحوم را از بابت احترام گفته است. باز هم نگفت زنده است یا نه؟ نوری‌زاده هم گفت که از بابت احترام به مرده‌ می‌گویند مرحوم؛ این درست است. ولی بالأخره نگفتید زنده هست یا خیر؟ در درون تشکیلات به نفرات‌شان می‌گویند هست و زنده است و هیچ مشکلی نیست و تکذیب نمی‌کنند. چرا خود ترکی فیصل دفترش دیگر جواب نداد؛ هر چه که به او زنگ زدند، جواب نداد. امسال هم دوباره در میتینگ مجلس مریم رجوی آمد و هیچ اسمی از مسعود رجوی نیاورد. هیچ‌کس هیچ اسمی نیاورد. بعد مریم رجوی خودش گفت مسعود رجوی از اوین تا اشرف؛ گفتند از اوین تا اشرفش را می‌دانیم و بعد از آن را می‌خواهیم. عمداً در یک ابهامی گذاشتند؛ یک دلیلش این است که می‌خواهند به او یک چهره قدسی بدهند. ولی آن چیزی که مشخص است چه باشد و چه نباشد سازمان در سراشیبی و ریزش نیرو است. حتی کسانی که اینها خودشان را به او می‌چسبانند هم مشکل دارند و التماس می‌کنند. یعنی یک آدم درست آمریکایی هم نیامده است در میتینگ اینها شرکت کند. یک سری جنگ‌طلب قاچاقچی بازنشسته آمدند. اگر نگاه کنید بالأخره یک آدمی که سرش به تنش بیارزد، از همین دستگاه غرب؛ در بین اینها نبود. یک نکته دیگر اینکه سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا بارها گفته‌اند که مجاهدین خلق در ایران به مراتب از سلطنت‌طلب‌ها منفورتر هستند. یک‌ سری اسناد منتشر کرد و در این اسناد وزارت خارجه عربستان از سفیرش در انگلستان راجع به این سازمان می‌پرسد و بعد سفیر عربستان در انگلستان نامه‌ای می‌فرستد و می‌گوید که اینها به شدت منفور هستند و نمی‌شود به اینها نزدیک شد. یعنی می‌دانند که اینها چقدر منفور هستند و نزدیک شدن به اینها سوددهی ندارد!

(پایان)

*** 

مسعود رجوی تقی شهراممجاهدین خلق – از تقی شهرام تا مسعود رجوی 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30764

ابراهیم خدابنده در همایش خانواده های استان خراسان رضوی (قسمتهای اول و دوم – از اشرف تا آلبانی)ا 

Ebrahim_Khodabandeh_Mashad_1انجمن نجات، مشهد، هفتم اوت ۲۰۱۷:… از مزیت های انتقال اسیران به آلبانی می توان به مسئله امنیت جانی آنها اشاره کرد زیرا دیگر از موشک و خمپاره خبری نیست و اینکه رجوی نمی تواند از خون(جان) این عزیزان برای فرقه خود سوءاستفاده کند. دومین مزیت انتقال به آلبانی، ارتباط و آشنایی اسیران با دنیای آزاد می باشد. در حالیکه در عراق چنین شرایطی وجود نداشت. اکثر افرادی که در آلبانی از … 

ابراهیم خدابنده مشهد مقدس 2017مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (در ده قسمت)

همایش خانواده های چشم انتظار استان خراسان رضوی با ابراهیم خدابنده – قسمت اول

انجمن نجات مرکز خراسان رضوی ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

ابراهیم خدابنده انجمن نجات مشهد مقدس. خانواده های قربانیان درونی مجاهین خلق فرقه رجوی

خانواده های استان خراسان رضوی که عزیزانشان در کشور آلبانی گرفتار فرقه رجوی هستند طی نشستی صمیمی با آقای ابراهیم خدابنده دبیر انجمن نجات پیرامون آخرین وضعیت افراد تحت اسارت فرقه رجوی در آلبانی به بحث و گفتگو پرداختند. آقای خدابنده در ابتدا با تشکر از حضور خانواده هایی که عزیزانشان در فرقه رجوی سالیان درازی گرفتارند به نقش تعیین کننده و پر رنگ خانواده ها در متلاشی شدن فرقه و ریزش نیروها اشاره کرد و در ادامه روند شکل گیری حضور خانواده ها در آمدن به اشرف بعداز سقوط صدام را تشریح کرد ، وی اظهار داشت رجوی با این استدلال که با آمدن خانواده ها ما آنها را جذب می کنیم که در اشرف بمانند و هم چنین ابزار تبلیغات و کسب خبر برای ما در داخل ایران شوند ولی بعد دید داستان بر عکس شد نه تنها او نتوانست کسی را جذب کند بلکه این افراد در اشرف بودند که جذب خانواده ها شدند و نیروهای فرقه رجوی شروع به جدا شدن از فرقه کردند بطوریکه رجوی مجبور شد دیگر اجازه دیدار به خانواده ها را ندهد و حتی علیه خانواده ها کتاب بنویسد و خانواده ها را الدنگ خطاب کند. مورد دیگر که باعث جدا شدن افراد از فرقه رجوی شد ، تیف(کمپ پناهنده گی که توسط امریکا در کنار اشرف برای کسانیکه از سازمان قصد جدا می شدند ایجاد کرده بود) بود این کمپ پناهنده گی روزنه امیدی شده بود برای افرادیکه قصد جدا شدن داشتند و روزی نبود که از اشرف فرار نکنند و خود را به تیف نرسانند و این باعث شد که رجوی به کمک لابی خودش در ارتش امریکا تیف را تعطیل کند و افراد را مجبور کرد به کردستان عراق بروند.

 ابراهیم خدابنده انجمن نجات مشهد توضیحات در مورد آلبانی فرقه رجوی و مجاهدین خلق

همانطوریکه دیدی حضور و تلاش شما خانواده ها در مقابل اشرف که با یک تحصن آغاز شد باعث شد رجوی به سختی مجبور شود اشرف را ترک کند چون اشرف ظرف استراتژیک و ایدئولوژیک رجوی بود . رجوی می دانست که ترک اشرف نقطه آغاز پایان فرقه اش است و هیچ مکانی مانند اشرف پیدا نخواهد شد. اصلی ترین شرط رجوی برای ترک اشرف این بود که خانواده ها دیگر در مقابل لیبرتی حضور نداشته باشند.

وقتی من با بعضی از جدا شده ها در البانی صحبت کردم می گفتند نقطه شروع جدا شدن آنها در اشرف موقعی که خانواده ها با بلندگوها پیام می دادند بوده. وقتی صدای خانواده هارا می شنیدند در درونشان چیزی شروع به تغییر می کرده . ولی هنوز جرات اینکه تصمیم به جدا شدن بگیرند را نداشتند. یعنی صدای خانواده یک امیدی در آنها ایجاد کرده بود که کسی هست تا از آنها حمایت کند.
آقای خدابنده دبیر انجمن نجات اظهار داشت خانواده ها ستون و پایه اصلی انجمن نجات می باشند زیرا بدون کمک و همکاری شما خانواده ها این نتیجه حاصل نمی شد.

 ابراهیم خدابنده انجمن نجات مشهد توضیحات در مورد آلبانی فرقه رجوی و مجاهدین خلق

ادامه دارد…

قسمت دوم سخنرانی آقای خدابنده در همایش خانواده های خراسان رضوی

انجمن نجات، ۱۵ مرداد ۱۹۹۶
لینک به منبع

خروج فرقه رجوی از عراق نقطه آغاز پایان فرقه رجوی

آقای خدابنده دبیر انجمن نجات در ادامه صحبت هایشان اظهار داشتند همانطوریکه می دانید در حالیکه رجوی اصرار بر ماندن در عراق داشت و حتی می گفت سلاحهایمان را برگردانید و خروج از لیبرتی را به صورت قطره ای انجام می داد در نهایت دولت عراق با این استدلال که رجوی به قولش برای خروج از عراق عمل نکرده اجازه حضور خانواده ها در مقابل لیبرتی را داد. با حضور خانواده ها مقابل لیبرتی رجوی مجبور شد لیبرتی را کاملا در شهریور ۹۵ تخلیه کند ، و این  نقطه آغاز پایان فرقه رجوی بود.

نکات مثبت آلبانی نسبت به عراق برای افراد گرفتار در فرقه رجوی

وقتی افراد به آلبانی منتقل شدند، از نظر بُعد مسافت به مراتب نسبت به عراق دورتر شده اند و اگر قبلا براحتی میشد به عراق سفر کرد (اگرچه هیچ زمان امکان دیدار با افراد را رجوی نداد . ) اما در حال حاضر دسترسی به آلبانی سختتر است. از مزیت های انتقال اسیران به آلبانی می توان به مسئله امنیت جانی آنها اشاره کرد زیرا دیگر از موشک و خمپاره خبری نیست و اینکه رجوی نمی تواند از خون(جان) این عزیزان برای فرقه خود سوءاستفاده کند. دومین مزیت انتقال به آلبانی، ارتباط و آشنایی اسیران با دنیای آزاد می باشد. در حالیکه در عراق چنین شرایطی وجود نداشت. اکثر افرادی که در آلبانی از فرقه رجوی جدا شدند به این نکته اشاره کردند که مدت سی سال است نه بچه ای را دیده و نه صدای آن را شنیده بودند اولین باری که در خیابان های آلبانی یک خانم و آقا بهمراه کودکشان در حال راه رفتن مشاهده کردند از فرط ذوق دچار بهت زدگی شده و اشک از چشمانشان جاری شده است.

شرایط آنها در عراق طوری بوده که زن و مرد حق هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر نداشتند. حتی در خیابان و پمپ بنزین های پادگان اشرف آنها باید طوری رفت و آمد می کردند که باهم کمترین رودررویی را می داشتند. اما بعد از سی سال به خیابانی آمده اند که زن و مرد با هم قدم می زنند، دیدن این شرایط دگرگونی عظیمی در اسیران به وجود آورده است با این حال روند جداشدن از فرقه شدت زیادی به خود گرفته است.

شرایط جسمانی اعضای فرقه در آلبانی

اما به لحاظ جسمی اعضای فرقه بر اثر بیگاری کشیدن  از آنها و گمارده شدن به کارهای سخت و طاقت فرسا مانند کندن زمین و سنگرسازی، نگهداری از ادوات نظامی(قبل از خلع سلاح شدن) ساخت کانکس و … در گرمای شدید عراق طی سالیان طولانی، هم اکنون با توجه به سن و سال بالا دچار دردهای مفصلی و آرتروز (ضعف شدید استخوان) هستند. مسئولان فرقه رجوی حتی حاضر نبودند ابزار آلات به اعضای خود بدهند، آنها می بایست با کمترین امکانات موجود به کارهای سخت و طاقت فرسای روزانه خود ادامه می دادند. اما فرقه رجوی بعد از آمدن به البانی باز هم برای پر کردن وقت اعضای فرقه آنها را به بیگاری مجبور می کند

جدا شدن افراد بعد از ویلپنت

جریان ریزش نیروها در فرقه حتی بعد از  سخنرانی مریم رجوی در مراسم سالانه در پاریس«ویلپنت» بیشتر هم شده است به طوریکه بلافاصله چندین نفر توانستند با تغییر در افکار و عقاید خود از فرقه جداشوند . از این تعداد بعضی شان از فرماندهان و اعضای رده بالا بودند، افراد جدا شده دارای شرایط عادی نیستند بدین صورت که کمی طول می کشد تا خود را با جامعه آزاد وفق دهند و با ترس و فشاری که از طرف فرقه به آنها القا شده بود فکر می کنند دائم زیر نظر هستند و حرکات و رفتار آنها کنترل می شود بعد از سی سال اسیری در فرقه رجوی حال باور نمی کنند که زندگی عادی در جریان است و هیچ کس دیگری را کنترل نمی کند، باور اینکه وقتی با خانواده هاشان تلفنی صحبت می کنند خیلی سخت است با این اوصاف افراد بعد از انتقال به آلبانی به دربهای خروجی فرقه نزدیک تر شده اند.

مشکلات افراد جداشده در آلبانی و ترفندهای فرقه علیه جدا شده ها

اعضای فرقه رجوی در البانی موانع و مشکلاتی هم دارند. با اینکه به عنوان پناهنده از طرف سازمان ملل متحد به آلبانی منتقل شده اند ولی سازمان مجاهدین از تمام اسیران زمانیکه در عراق حضور داشتند وکالت نامه گرفته تا امور پناهندگی و حق حقوقشان در اختیار سازمان باشد و برای اولین بار در تاریخ تخلفی در سازمان ملل متحد شکل گرفته که افراد بصورت گروهی پناهنده شده اند. در حالیکه حق پناهندگی فردی است ، نه جمعی. سازمان برای اعضای خود از سازمان ملل که پناهنده محسوب می شوند وجه نقد(حقوق) دریافت می کند.

پرداخت حقوق به اعضا در آلبانی اینگونه است که آنها باید به دفتری مراجعه کرده که افراد فرقه در ابتدا از آنها سوال می کنند که شما بعد از جداشدن در آلبانی به چه کاری مشغول هستی؟ بقیه جداشده ها چطور؟ رابطه تان با سفارت ایران چگونه است؟ چه کسانی به سفارت مراجعه می کنند؟ چه کسانی به خانواده هایشان وصل شده اند؟ و … بعد از پرسیدن این سوالات اگر جوابی از فرد مذکور پاسخ داده شود تازه به نصف حقوق خود می رسد!

طبق خبرها قبل از مراسم سالانه فرقه در پاریس مقداری از حقوق تمام افراد کثر و مصادره شد، اعلام شد این پول صرف ویلپنت میشود بعد از مراسم تعدادی از نفرات به بیان این امر در رسانه ها پرداختند و گفتند فرقه با مصادره حقوق ما برای مراسمات پوشالی خود هزینه می کند. بعد از این افتضاح از طرف فرقه حقوق تمام افرادی که به این موضوع اشاره کرده و دست سازمان را رو کرده بودند به کل قطع شد .

ایجاد و ترویج فضای بی اعتمادی بین افراد جدا شده در آلبانی

سازمان بعد از جداشدن افراد دست از سرشان برنداشته و همچنان تلاش می کند تا فضای بی اعتمادی را برای آنها فراهم سازد طوریکه همه نسبت به هم شک و تردید داشته باشند. اما سازمان با گماردن جاسوسان خود در بین افراد جداشده و محل تردد آنها پی به این کار برد و حقوق آن دسته از عزیزان را قطع کرد. پیشنهاد فرقه به کسانی که حقوقشان قطع شده این است که علیه چند نفر مطلب نوشته و بدگویی کنند تا شاید حقوقشان دوباره ابقا شود! با این کار فضای تنش بین برخی از جداشدگان در آلبانی بوجود آمده است. سایت انجمن نجات و خانواده بنیاد سحر ضمن تذکر فراوان به اعضای جداشده در آلبانی هشدار می دهد تا گول ترفندهای فرقه را نخورند و از تنش و درگیری دوری کنند!

ادامه دارد…

*** 

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30705

ابراهیم خدابنده، مشهد، همایش بررسی آخرین وضعیت فرقه رجوی در آلبانی 

Khodabandeh_Nejat_Mashad_2017انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی، سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز بیشتر از گذشته شود و سوالات و ابهامات زیادی در ذهن افراد ایجاد شود. اعضا از خود سوال … 

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوینشست کالکان (پلیس بین الملل)، تهران، ژوئن ۲۰۱۷ (استرداد استرداد سران فرقه تروریستی رجوی)

سفر آقای ابراهیم خدابنده دبیر انجمن نجات به مشهد مقدس

انجمن نجات مرکز خراسان رضوی ۸ مرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

ابراهیم خدابنده مشهد همایش بررسی وضعیت فرقه رجو ی در آلبانی

در سفری که آقای خدابنده مدیرانجمن نجات، به مشهدمقدس داشتند ضمن شرکت در چندین همایش که بصورت جداگانه با خانواده ها، جداشده ها و اعضای انجمن نجات داشتند نقطه نظرات خود را در خصوص وضعیت فرقه در آلبانی، بحث و گفتمان با خانواده ها جهت ارتباط با عزیزانشان در فرقه رجوی که با وجود تحت حمایت کمیساریا عالی پناهندگان سازمان ملل در آلبانی اما متاسفانه هم چنان گرفتار ترفندها و تزویرهای فرقه رجوی هستند.

همچنین آقای خدابنده در جلسه ای با مسئول انجمن نجات مشهد ، به بررسی مشکلات ، کمبودها، و پیشنهادات در راستای ارتقای کار انجمن نجات مشهد و هرچه فعالتر و امیدوار نگهداشتن خانواده ها جهت ارتباط پیدا کردن با عزیزانشان در آلبانی پرداختند.

در روزهای آینده گزارش هر یک از این همایش ها از طریق سایت انجمن نجات به سمع و نظر خوانندگان گرامی خواهد رسید.

همایش بررسی آخرین وضعیت فرقه رجوی در آلبانی

انجمن نجات مرکز خراسان رضوی ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع
 
آقای ابراهیم خدابنده دبیر انجمن نجات در همایشی که توسط انجمن نجات خراسان رضوی ترتیب داده شده بود شرکت کردند در این همایش علاوه بر مسئول انجمن نجات خراسان رضوی جمعی از اعضای جداشده از فرقه رجوی که به ایران بازگشتند و مشغول کار و زندگی هستند نیز شرکت داشتند.

در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز بیشتر از گذشته شود و سوالات و ابهامات زیادی در ذهن افراد ایجاد شود. اعضا از خود سوال می کنند که چگونه ما می خواهیم از آلبانی به ایران برسیم؟ بین ما و ایران که فرسنگ ها فاصله است! وعده سرنگونی چگونه و چطور محقق خواهد شد؟ چرا دیگر ما صدایی از مسعود نمی شنویم؟ و …حتی این تناقضات و سئوال ها در نشست هایی که با خود مریم رجوی در آلبانی داشتند کشیده شده که بعضی از اعضا با حالتی اعتراضی و عصبی این تناقضات و سئوالات را مطرح کردند.

از طرفی سران فرقه همچنان اصرار دارند تا فشارهای روحی و روانی و مناسبات بسته و فضای بد بینی را بین اعضا حاکم کنند و به مغزشویی و کنترل فکر و ذهن افراد ادامه دهند اما به دلیل باز بودن فضای آلبانی و دسترسی افراد به دنیای آزاد فرقه دیگر نمی تواند مثل اشرف و لیبرتی به اعضایش فشار بیاورد و این باعث شکسته شدن ذهنیت غلط آنها که تحت تاثیر تبلیغات فریبنده و یک طرفه سالیان فرقه رجوی در عراق شکل گرفته بود شده است.

در پایان اعضای جداشده هر یک ضمن بازگو کردن شمه ای از زندگی طاقت فرسا خود در فرقه رجوی و زندگی شان بعداز بازگشت به ایران از بودن در جمع خانواده هایشان و از شیرینی ها و آرامش در کنار همسر و فرزندانشان گفتند ، هر چند روزانه با مشکلات و سختی های زیادی دست و پنجه نرم می کنند اما خدا را شاکرند که از باتلاق و مرداب فرقه رجوی نجات پیدا کردند و در وطن خود زندگی شرافتمندانه ای دارند.

جداشده ها ضمن ابراز رضایت و امید به آینده و درخواست رسیدگی به بعضی از مشکلاتشان که در حیطه مسئولیت مسئولین جمهوری اسلامی می باشد. از روند جداشدن دوستانشان از فرقه رجوی ابراز خوشحالی کردند و متفق القول شدند تا دوشادوش خانواده ها به روشنگری علیه فرقه رجوی بپردازند و از خداوند منان خواستار شدند تا هرچه زودتر بقیه اسیران با رهایی از فرقه رجوی ، به آغوش وطن خود بازگردند و طعم آزادی در کنار خانواده را بچشند.

*** 

ابراهیم خدابنده مشهد مقدس 2017ابراهیم خدابنده: عملیات داعش در موصل شبیه سازی کار منافقین در مرصاد بود

https://youtu.be/iFjX9n6ZDVE

رضا بهروزی 2رضا بهروزی، انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی: چرا رجوی از خانواده ها می ترسد؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27731

ابراهیم خدابنده، مدیرعامل انجمن نجات: شرایط آلبانی با عراق متفاوت است و آلبانی با اسرائیل روابط بسیار نزدیکی دارد 

 خبرگزاری تسنیم و فارس، یزد، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۶:…  عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند. خدابنده با اشاره به اینکه این سازمان براساس آمارهایی که در ایران منتشر شده ۱۲ هزار نفر را ترور … 

ابراهیم خدابنده جشنواره فجرEbrahim Khodabandeh gave an speech about the films talked about the internal situation of the MEK as a terrorist cult (Persian)

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقابراهیم خدابنده: وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

خبرگزاری فارس:
لینک به منبع

افشاگری مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک منافقین

احتمال ضعیف هلاکت رجوی/ تبدیل منافقین به یک فرقه/ حمایت‌های مالی اسرائیل از منافقین/ تمرکز منافقین روی دانشجویان/ اجرای شهروند خبرنگار پروژه‌ای از سوی اسرائیل

 ابراهیم خدابنده انجمن نجات برای کمک به آزادی اسرای سازمان مجاهدین خلق مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک منافقین با اشاره به فعالیت ۲۳ ساله خود در این گروهک برخی فعالیت‌های این گروهک را افشا کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس از یزد، ابراهیم خدابنده پیش از ظهر امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه استان یزد با اشاره به سابقه فعالیت خود در گروهک تروریستی منافقین اظهار داشت: در سال ۵۹ به عضویت گروهک تروریستی منافقین درآمدم و تا سال ۸۲ در این گروهک فعالیت می‌کردم و پس از سال ۸۲ از این گروه جدا شدم.

وی با اشاره به اینکه گروه تروریستی منافقین در زمینه مغزشویی اقدامات جالب توجهی انجام می‌داد، افزود: اینها حتی در زمینه نهج‌البلاغه نیز بسیار خوب صحبت می‌کردند یا زمانی که جوانان انقلابی دغدغه استقلال از آمریکا و استکبارستیزی داشتند، گروهک منافقین ژست آمریکاستیزی می‌گرفت و در این زمینه تلاش می‌کرد جلوتر از جمهوری اسلامی قدم بردارد.

خدابنده با بیان اینکه منافقین حتی در مواردی جمهوری اسلامی را متهم به مماشات در برابر آمریکا می‌کرد، عنوان کرد: در جریان تسخیر لانه جاسوسی و سفارت آمریکا، منافقین جمهوری اسلامی را متهم به مماشات با گروگان‌های آمریکایی می‌کرد.

مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک تروریستی منافقین با اشاره به تغییرات این سازمان بیان کرد: منافقین به هیچ چیز معتقد و پای‌بند نیستند و نمی‌توان آنها را به عنوان یک سازمان سیاسی مورد تحلیل قرار داد، آنها فقط رجوی و صحبت‌های او را می‌فهمند و اعتقادی به هیچ چیز یا فرد دیگری ندارند.

* منافقین به یک فرقه تبدیل شده و ویژگی سازمانی ندارند

وی خاطرنشان کرد: منافقین درگذشته سازمان داشتند اما اکنون به یک فرقه تبدیل شده‌اند، فرقه‌ای که رهبر خود را با خدا برابر می‌دانند ضمن اینکه باید این گروهک را در چارچوب سازمان‌های مافیایی بررسی کرد زیرا اینها کار مغزشویی انجام می‌دهند و کنترل روانی افراد را به دست می‌گیرند.

خدابنده تصریح کرد: رجوی، جان و مال افراد را متعلق به خود می‌دانست و هیچکس نمی‌توانست در مورد ایدئولوژی سازمان صحبت کند زیرا همه چیز در نهایت به این موضوع باز می‌گشت که هرچه مسعود رجوی بگوید همان است و اعضای این گروه حتی اگر خود را شیعه می‌دانستند به خاطر صحبت‌های رجوی بود و خود در این زمینه اطلاعات یا اختیاری نداشتند.

وی یادآور شد: هیچ‌یک از اقدامات این گروهک قابل توجیه و حمایت نبود اما موضوعی که دیگر هیچکس نمی‌توانست آن را توجیه کرده و موجه نشان دهد، همکاری منافقان با رژیم بعثی عراق در زمانی بود که با کشور ما در حال جنگ بود.

خدابنده ادامه داد: کسانی که به رژیم بعثی عراق کمک می‌کردند به دنبال مغزشویی‌های رجوی بر این عقیده بودند که دارند برای انقلاب حرکت می‌کنند در حالی که همه هستی خود را داده بودند تا به خاطر تامین منافع رجوی، به عراق کمک کنند.

مدیرعامل انجمن نجات ایران خاطرنشان کرد: یکی از ادعاهای سازمان مجاهدین که حتی روی آن ژست هم می‌گرفت، بحث زنان بود در حالی که یکی از ادعای مسعود رجوی این بود که تمام زنان دنیا با وی محرم هستند و به همین دلیل همه اعضا زنان خود را طلاق دادند چرا که این زنان ابتدا با مسعود رجوی محرم بوده‌اند و این ادعای باطل زندگی بسیاری از اعضا را به باد داد.

* بسیاری از زنان عضو گروهک منافقین اقدام به خودکشی یا عقیم کردن خود کردند

خدابنده ادامه داد: قبل از جدا شدن از گروهک منافقین گمان می‌کردم این موضوع یک بحث روانی برای رها شدن از زندگی برای رسیدن به اهداف است اما به عینه دیدیم که بسیاری از زنان به دلیل اتفاقاتی که برای آنها رخ داده بود، دست به خودکشی زدند یا بسیاری از آنها به خاطر سخنان رجوی مبنی بر رسیدن به قله رهایی، ناچار به خارج کردن رحم و عقیم شدن خود شدند.

مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک تروریستی منافقین ادامه داد: سازمان سال‌های سال است که تحت عنوان مجاهدین خلق عضو نمی‌گیرد و افرادی هستند که دو سال است با سازمان فعالیت دارند ولی نمی‌دانند که در حال فعالیت برای این سازمان هستند و بسیاری از افرادی که از آنها برای سازمان حمایت می‌گرفتیم هم اصلا نمی‌دانستند که در حال حمایت از این سازمان هستند اما به دلیل اینکه بدون مطالعه متون اقدام به امضای آن می‌کردند، ناخواسته به حمایت می‌پرداختند.

وی، استخدام خبرنگار اینترنتی را یکی دیگر از تلاش‌های این گروهک دانست و عنوان کرد: برخی افراد برای این سازمان فعالیت می‌کردند در حالی که اصلا از موضوع مطلع نبودند و زمانی متوجه جاسوس بودن خود شدند که دستگیر شدند.

خدابنده در مورد مطالب مطرح شده در مورد مرگ مسعود رجوی بیان کرد: بعید است این موضوع صحت داشته باشد زیرا زنده بودن رجوی برای او تبعات دارد و باید به بسیاری از دروغ‌های خود پاسخ بدهد.

*‌اسرائیل حمایت‌های مالی خوبی از منافقین می‌کند

مدیرعامل انجمن نجات ایران در مورد ارتباطات سازمان با اسرائیل نیز اظهار داشت: ارتباط بسیار خوبی بین سازمان و اسرائیل وجود دارد و حمایت‌های مالی خوبی نیز از سازمان صورت می‌گیرد.

وی در مورد فرار برخی از اعضا نیز بیان کرد: در مقطعی بیش از هزار نفر فرار کردند اما بعد از مدتی به طور جدی از فرارها جلوگیری شد و فرار این افراد سبب شد بسیاری از خانواده‌ها از محل حضور فرزندان و همسران خود مطلع شوند و رجوی نیز که در ابتدا گمان می‌کرد دیدار با خانواده‌ها سبب جذب بیشتر می‌شود، از ملاقات‌ها جلوگیری نمی‌کرد اما واقعیت این بود که افرادی که با خانواده‌های خود دیدار می‌کردند بعد از مدتی دست به فرار می‌زدند.

خدابنده همچنین با اشاره به استقرار گروهک منافقین در آلبانی بیان کرد: شرایط آلبانی با عراق متفاوت است و محدودیت‌های موجود در عراق در آلبانی نیست ضمن اینکه آلبانی ارتباط نزدیکی با اسرائیل و آمریکا دارد اما در عین حال مخالفت‌های درونی با سازمان بسیار است و در نهایت نیز به خاطر پولی که به آلبانی پیشنهاد شد، استقرار این گروهک در آنجا مورد پذیرش قرار گرفت ضمن اینکه انتقال اعضای این گروهک به آلبانی توسط آمریکایی‌ها صورت گرفت.

تمرکز منافقین روی دانشجویان

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه سازمان منافقین تمرکز بسیاری روی دانشجویان دارد،‌ افزود: در یکی از دانشگاه‌ها دانشجویی استخدام شده تا برای ارسال خبر اقدام کند اما پس از ارسال یک سال خبر، به دانشجو اعلام می‌شد که تو یک سال در حال جاسوسی بودی و اگر همکاری خود را ادامه ندهی، تو را لو می‌دهیم و به همین دلیل یک سال هم فرد با ترس و لرز لو رفتن به همکاری خود ادامه داده است.

خدابنده، شهروند خبرنگار را نیز از پروژه‌هایی دانست که توسط منافقین اجرا شد و در این زمینه افزود: پروژه شهروند خبرنگار یک پروژه‌ اسرائیلی است و پایگاه آن ساختمانی با ۱۲۷ خط تلفن در پاریس بود که مدام با تهران در تماس بود و خبرهای مختلفی را دریافت می‌کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه طبق آمارهای منتشر شده، گروهک منافقین ۱۲ هزار نفر را ترور کرده است، افزود: این سازمان در مجموع حدود ۳ هزار و ۵۰۰ عضو داشته که پس از سقوط صدام، بالای ۷۰۰ نفر از عفو ایران استفاده کردند و ایران نیز تاکنون هیچ‌یک از آنها را محاکمه نکرده است.

انتهای پیام/۲۴۶۴/صا۴۰

— 

خبرگزاری تسنیم:
لینک به منبع

عضو سابق گروهک منافقین در یزد:

منافقین به “هیچ چیز”معتقد نیستند؛ ارتباط کامل منافقین با اسرائیل/ “انتقال منافقین” از عراق به آلبانی توسط “آمریکا”

ابراهیم خدابنده خبرگزاری تسنیم عضو سابق گروهک منافقین با بیان اینکه افرادی که در این سازمان هستند به هیچ چیزی معتقد نیستند و تنها چیزی که می‌فهمند این است که “رجوی چه می‌گوید”، گفت: از سرنوشت مسعود رجوی خبری نیست اما بعید است وی مرده باشد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، ابراهیم خدابنده در نشست خبری با اصحاب رسانه استان یزد با اشاره به اینکه دغدغه جوانان آن زمان انقلاب بحث استقلال بود، اظهار داشت: در مخیله آن موقع دانشجویان ایران این موضوع نمی‌گنجید که ایران بتواند به‌صورت مستقل از آمریکا به حیات خود ادامه دهد.

وی افزود:‌ منافقین در آن زمان خیلی تندتر از جمهوری اسلامی، ژست آمریکا‌ستیزی و استکبارستیزی می‌گرفت و همیشه شعار محاکمه آمریکایی‌ها و اعدام آن‌ها را مطرح و جمهوری اسلامی را متهم می‌کرد که چرا با گروگان‌های آمریکایی مماشات می‌کند.

این مسئول اسبق روابط بین‌الملل سازمان تروریستی منافقین تاکید کرد: امروز می‌توان به راحتی فهمید که این سازمان نسبت به آن زمان یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای داشته که این موضوع از ویژگی‌های گروهک‌های تروریستی است. افرادی که در این سازمان هستند به هیچ چیزی معتقد نیستند و تنها چیزی که می‌فهمند این است که “رجوی چه می‌گوید.”

وی ادامه داد: این سازمان را باید در چارچوب سازمان‌های مافیایی بررسی کرد که در آن کنترل روانی عمل می‌کند، هر سازمانی با سه شاخصه رهبری، ایدئولوژی و ساختار تشکیلاتی شناخته می‌شود ولی در فرقه‌ها و گروهک‌ها، “رهبر فرقه” خود را با خدا برابر می‌کرد.

خدابنده خاطرنشان کرد: در گروهک منافقین هم رجوی جان و مال افراد را مربوط به خود می‌دانست و اینکه افراد در این گروهک خود را شیعه می‌دانستند، به اعتبار صحبت‌های رجوی بود و هیچ کسی در این سازمان نمی‌توانست در ارتباط با ایدئولوژی سازمان صحبت کند و در نهایت حرف‌های آن‌ها به این موضوع برمی‌گشت که “هرچه مسعود رجوی بگوید درست است.”

وی خاطرنشان کرد: انگیزه‌ای که ما برای کمک به عراق داشتیم، این بود که داریم برای انقلاب حرکت می‌کنیم و می‌خواهیم برای کشور خود تلاش کنیم، در حالی که این افراد تمام هستی خود را داده بودند و با دشمن همکاری می‌کردند، تا منافع رجوی را تامین کنند.

عضو سابق گروهک منافقین تصریح کرد: یکی از ادعاهای سازمان که حتی روی آن ژست هم می‌گرفت، بحث زنان بود در حالی که یکی از ادعای مسعود رجوی این بود که تمام زنان دنیا با وی محرم هستند و همین دلیل همه اعضا زنان خود را طلاق دادند چراکه این زنان ابتدا با مسعود رجوی محرم بوده‌اند.

خدابنده ادامه داد: تا قبل از اینکه از گروهک جدا شدم، فکر می‌کردم این موضوع یک بحث ذهنی برای رها‌بودن ذهن افراد بود ولی بعداً متوجه شدیم که بحث رجوی در ارتباط با اینکه شوهر زنان است، عینی هم بوده و سبب شده بود که خیلی از زنان دست به خودکشی بزنند یا اینکه زنان را با عنوان رسیدن به قله رهایی، مجبور به خارج کردن رحم و عقیم شدن خود می‌کردند.

این مسئول اسبق روابط بین‌الملل سازمان تروریستی منافقین اضافه کرد: منافقین سال‌های سال است که تحت عنوان مجاهدین خلق عضو نمی‌گیرد و افرادی هستند که دو سال است با سازمان فعالیت دارند، ولی نمی‌دانند که در حال فعالیت برای این سازمان هستند. خیلی از افرادی که از آن‌ها برای سازمان حمایت می‌گرفتیم، هم اصلاً نمی‌دانستند که در حال حمایت از این سازمان هستند ولی به دلیل اینکه بدون مطالعه متون، اقدام به امضای آن می‌کردند، ناخواسته به حمایت می‌پرداختند.

وی در ادامه سخنانش استخدام خبرنگار اینترنتی را یکی دیگر از تلاش‌های این گروهک دانست و گفت: افرادی بودند که برای این سازمان فعالیت می‌کردند، ولی اصلاً اطلاع نداشتند و حتی پس از اینکه دستگیر شدند، متوجه شدند که در حال جاسوسی بوده‌اند.

خدابنده با اشاره به اینکه در ارتباط با سرنوشت مسعود رجوی خبری نیست، گفت: در عین حال بعید است مسعود رجوی مرده باشد ولی شرایط سازمان به صورتی است که اگر خود را نشان دهد باید در ارتباط با خیلی از موارد از جمله بیش از ۳۰ سال دروغگویی خود به ملت پاسخ دهد.

وی خاطرنشان کرد: برادر من به همراه مسعود رجوی به حج رفته بود و مسعود رجوی دو آتیشه، در عربستان برای استقبال امیرعبدالله، احرام خود را به روش سنی‌ها بست و به همین دلیل پس از برگشت، میزان طلایی که امیرعبدالله به رجوی داده بود را نمی‌توانستیم با هواپیما بیاوریم و تا سال‌ها این طلاها را به کشورهای همسایه می‌بردیم که بفروشیم.

خدابنده با اشاره به اینکه این سازمان با اسرائیل ارتباط کامل دارد، گفت: دست سازمان به لحاظ مالی بسیار باز است ولی نمی‌تواند به جایی دست پیدا کند. پس از سقوط صدام، حدود ۱۰۰۰ نفر توانستند از سازمان فرار کنند ولی بعد از آن دوباره اختیار به سازمان برگشت و جلوی فرارها گرفته شد.

این مسئول اسبق روابط بین‌الملل سازمان تروریستی منافقین عنوان کرد: فرار کرده‌ها سال ۸۳ اقدام به تشکیل انجمن نجات کردند و به این دلیل خانواده‌ها در سال ۶۳ متوجه محل حضور اعضای خانواده خود در گروهک شدند و برای دیدار آن‌ها به عراق رفتند.

وی تصریح کرد: ابتدا رجوی گمان می‌کرد که دیدار خانواده‌ها سبب جذب بیشتر می‌شود ولی هرکسی با خانواده خود دیدار می‌کرد پس از مدتی دست به فرار می‌زد و همین موضوع سبب شد که به هیچ عنوان بعد از آن دیگر اجازه دیدار با خانواده‌ها را نداد.

مدیرعامل انجمن نجات ایران با اشاره به اینکه شرایط آلبانی با عراق بسیار متفاوت است، گفت: محدودیت‌های موجود در عراق در آلبانی نیست و آلبانی ارتباط نزدیکی با اسرائیل و آمریکا دارند.

خدابنده با بیان اینکه مخالفت درونی با سازمان در آلبانی بسیار زیاد است، افزود: آلبانی یک کشور فقیر است و پذیرفتن این سازمان هم به دلیل پولی بود که به آنها پیشنهاد شد و دوباره این مبلغ هم افزایش پیدا کرد. خانواده‌ها بسیار مشتاق هستند که به آلبانی بروند ولی ما فعلاً به صلاح ندانستیم که این اقدام انجام شود.

وی با بیان اینکه سازمان تروریستی منافقین سال‌هاست که به دنبال عضوگیری اجتماعی نیست و قصد آن‌ها عضوگیری عنصری است، تصریح کرد: مخاطب این سازمان مردم ایران نیستند بلکه برنامه‌های سازمان برای اروپایی‌ها و اعضای خودش است، از ابتدا هم تکیه این سازمان به مردم ایران نبود و به‌دنبال کمک گرفتن از خارج ایران بودند.

عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه این سازمان صدام را برای حمله به ایران بسیار تشویق کرده بود، گفت: خوشبختانه دستگاه اطلاعات امنیتی در ایران آنقدر هوشیار هستند که به موقع جلوی اقدامات این گروهک منافقین را می‌گیرد. 

مدیرعامل انجمن نجات ایران خاطرنشان کرد: در زمان جنگ هم با ترفندهای بسیار زیادی، افراد را فریب می‌دادند که با خانواده‌های خود ارتباط بگیرند و از احوال آ‌ن‌ها جویا شوند. در این ارتباط‌ها، اطلاعاتی که رد و بدل می‌شد را گروهک می‌گرفت و در اختیار عراق می‌داد و عراق هم با استفاده از این اطلاعات سعی می‌کرد با تاثیر بهتری به ایران حمله کند.

وی در ادامه با بیان اینکه قرارگاه اشرف تنها محل عراق بود که به دست عراقی‌ها نیفتاده بود و در اختیار آمریکایی‌ها قرار داشت، گفت: انتقال اعضای این گروهک به آلبانی هم توسط آمریکایی‌ها صورت گرفت و به همین دلیل آنها در اختیار ایران قرار نگرفتند. از طرف دیگر ایران هم نمی‌خواست اعضای این گروه کشته شوند چرا‌که این خواسته رجوی بود که خون بیشتری ریخته شود.

عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند.

خدابنده با اشاره به اینکه این سازمان براساس آمارهایی که در ایران منتشر شده ۱۲ هزار نفر را ترور کرده است، گفت: آخرین آماری که از این سازمان وجود داشته در لیبرتی نهایتاً ۳ هزار نفر بوده و در اروپا هم اعضای این سازمان نهایتاً ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر است. پس از سقوط صدام، افرادی که از عفو ایران استفاده کردند، بالای ۷۰۰ نفر هستند و جمهوری اسلامی هم تا به الان هیچ یک از این افراد را محاکمه نکرده است.

انتهای پیام/

*** 

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)

سگولن رویال ایراهیم خدابندهدیدار با خانم سگولن رویال در تهران

کل الاخباردیدارها و مصاحبه های ابراهیم خدابنده در بغداد

The Secrets Behind Auvers-sur-Oise

https://youtu.be/P4Vg3C_lcTo

مرحوم همیشه بیدار – قسمت اول و دوم

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26386

فرقه رجوی و عاقبت کار

 ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، شانزدهم اوت ۲۰۱۶:…  ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم: – فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا – جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخلیه قریب الوقوع این اردوگاه – تسلیت مریم رجوی به مناسبت اعدام تروریست های فرقه “توحید و جهاد” در ایران در خبرها آمده است چند تن   … 

تروریستهای مجاهدین خلق در آلبانیفرار بزدلانه سران فرقه رجوی به سبک رجوی و مریم قجر داعشی

نام تقلبی مژگان مهدوی رادادامه فرار سران رده بالای فرقه رجوی از کمپ لیبرتی (+ اسامی صد تن دیگر از انتقالی ها)

لینک به منبع

فرقه رجوی و عاقبت کار

ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم:

– فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا

– جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخلیه قریب الوقوع این اردوگاه

– تسلیت مریم رجوی به مناسبت اعدام تروریست های فرقه “توحید و جهاد” در ایران

در خبرها آمده است چند تن از مسئولین رده بالای فرقه رجوی که در کشتار مردم عراق در زمان حاکمیت صدام حسین نقش داشتند و در دادگاه های این کشور دارای پرونده های اتهامی بوده و تحت پیگرد قضایی می باشند با نام های جعلی از عراق گریختند.

خبر قابل توجه در همین رابطه تسریع در جابجایی نفرات فرقه رجوی از عراق به آلبانی است. وضعیت بسیار کند قبلی تغییر کرده و ظاهرا انتقال سریعتر شده است. این تسریع نشانگر آنست که تخلیه اردوگاه لیبرتی تا آخر سال جاری، آن طور که در بیانیه نماینده ملل متحد آمده است، قطعیست.

همچنین مریم رجوی در واکنش به اعدام تروریست های وهابی و تکفیری وابسته به فرقه های القاعده و داعش که بسیاری از شهروندان سنی مذهب از جمله امام جمعه اهل تسنن سنندج را به قتل رسانده، و البته به دریافت کمک های بی دریغ از منابع خارجی اعتراف نموده اند؛ پیام تسلیت داد و همزبان با اسراییل، عربستان، بی بی سی و صدای آمریکا به سوز و گداز پرداخت و تلاش نمود تا موضوع را جنگ بین سنی و شیعه در ایران قلمداد نماید.

وضعیت فعلی فرقه رجوی

سازمان مجاهدین خلق دارای دو بال نظامی (ارتش آزادیبخش ملی) و سیاسی (شورای ملی مقاومت) بود. حرکت به سمت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با استفاده از این دو بال، استراتژی سازمان را تشکیل می داد. همیشه پادگان اشرف و قرارگاه های ارتش آزادیبخش ملی در مجاورت مرزهای میهن ظرف بال نظامی، و پادگان مریم در پاریس ظرف بال سیاسی سازمان به شمار می آمد.
به خوبی مشهود است بال نظامی شکسته و آخرین مراحل جمع شدن آن هم در حال تکوین است و سازمان مجاهدین خلق دیگر روی ارتش آزادیبخش ملی و قرارگاه های مستقر در طول مرز عراق با ایران نمی تواند حساب باز کند. با سرنگونی صدام حسین و از دست رفتن تنها حامی دولتی و خلع سلاح نیروهای ارتش آزادیبخش ملی، مسعود رجوی به دنبال جایگزینی بود. این جایگزین علی رغم خوش خدمتی های مداوم برای اسراییل و عربستان بوجود نیامده و نخواهد آمد. مهمترین امکان استراتژیک که صدام حسین در اختیار رجوی قرار داده بود خاک و مرز بود که هیچ یک از کشورهای همسایه حاضر به دادن چنین امکانی نیستند و دشمنان هم مرز مشترک با ایران ندارند.

اما از بال سیاسی، که این سالیان با عمیق تر شدن مسئله داری با ریزش نفرات مواجه بود، به غیر از یک ویترین خالی چیز دیگری باقی نمانده است. وقتی مسئله داری در درون تشکیلات فرقه رجوی حتی در بالاترین سطوح به اوج خود رسیده است، تکلیف به اصطلاح ائتلاف سیاسی شورای ملی مقاومت روشن است. آیا در این شورا که قرار بود ترکیبی از جریانات و تاندانس های مختلف و متعدد داخل ایران باشد کسی به غیر از سرسپردگان رجوی که حتی آن ها هم بغایت مسئله دار هستند کس دیگری باقی مانده است؟

ورشکستگی بال سیاسی را می توان از مزدوری تمام عیار سازمان تروریستی مجاهدین خلق در واکنش های سیاسی مشاهده نمود. این سازمان دیگر حرفی به غیر از رله کردن بیانات و اظهارات دشمنان منطقه ای و بین المللی ایران ندارد و ابتکار عمل را کاملا از دست داده است. تنها حرف این فرقه اینست که به تمامی دشمنان ملت ایران پیام بدهد که جهت اجاره آماده است و حضور نیروهای تروریستی اش در مناطق درگیری و بحران امکان پذیر می باشد و می تواند هرکجا که لازم باشد مزدوری کند.

عاقبت کار

روشن است که کسی شعار “تغییر رژیم” فرقه رجوی را جدی نمی گیرد اما جنگ طلبان در غرب و شکست خوردگان منطقه ای که تیرشان در سوریه و عراق به سنگ خورده، شاید بر این باورند که می شود با استفاده از این فرقه ورشکسته قدری مزاحمت و جنگ روانی برای جمهوری اسلامی فراهم نمود و به این ترتیب عقده گشایی کرد.

هدف فرقه رجوی آنطور که از منابع داخلی سازمان کسب اطلاع شده در حال حاضر تنها فایق آمدن بر جریان مسئله داری عمیق و حفظ نیروهاست. سازمان به مسئولین خود تأکید کرده است که وظیفه اول و آخر همه آنان کار تشکیلاتی است. کار تشکیلاتی هم به معنی مقابله با جریان گسترده و رو به رشد مسئله داری در داخل سازمان می باشد که به تعبیر مسئولین رده بالا مانند خوره سازمان را از درون می خورد.

با فرار زبونانه سران فرقه رجوی از عراق و تسریع در انتقال ساکنان لیبرتی و حمایت از تروریست های منطقه ای کاملا روشن است که فرقه رجوی به پایان راه خود رسیده و دیگر حرفی برای گفتن و چیزی برای ارایه ندارد. گویا قرار است اعضای باقی مانده فرقه ای که در خدمت دشمنان ایران قرار گرفته دوران بازنشستگی خود را در غیاب یا فقدان رهبر در آلبانی سپری نمایند.

*** 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

همچنین:

  • Khodabandeh_Nejat_Mashad_2017انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی، سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز

    Massoud Rajavi terrorist foroughتاریخ ایرانی، دوم ژوئیه ۲۰۱۷:… عملیات مرصاد به روایت یک شاهد عینی. تاریخ ایرانی: عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) به روایت ابراهیم خدابنده، عضو سابق فرقه رجوی. او در این مستند که شبکه خبر سیما پخش کرده، جلسه توجیهی مسعود رجوی در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ را شرح داده که در آن سرکرده فرق

    ایرنا، مشهد، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… ابراهیم خدابنده مدیرعامل انجمن نجات گفت: سازمان منافقین دست به هر کاری زد و با هر دشمن ایران همدست شد تا قدرت کسب کند اما همه تیرهایش به سنگ خورد. وی افزود: رجوی در نشستی با بنی صدر اعلام کرد که دیگر فعالیت های ترو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3گروهی از خانواده های اسرای رجوی در آلبانی، ایران اینترلینک، تبریز، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این باصطلاح رزمندگان ، مانند عروسک های خیمه شب بازی وفقط درزمانی که درجوار مرزهای کشور ودر کمپ اشرف بودند ، آلت دست کم وبیش موثر رجوی شمرده می شدند ،حال که با تلاش طاقت ف

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به ۱۰۰۰ نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند.

    Ebrahim_Khodabandeh_Khozestan_against_MEK_Rajavi_Cultانجمن نجات، مرکز خوزستان، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… روز پنجشنبه مورخه ۲۲ تیرماه تعدادی از خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی از شهرهای اندیمشک، مسجدسلیمان، شوشتر، آبادان ، شوش و اهواز در دفترانجمن نجات شعبه خوزستان با آقای ابراهیم خدابنده محقق، پژو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_1انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… خدابنده از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه رجوی که در آلبانی در اردوگاه این فرقه، منزوی از دنیای آزاد و محبوس هستند گفت: “خانواده ها هرگز برای عزیزان خود عاقبت بدی نمی خواهند. وقتی آنان موضوع استرداد اعضا

    عصر هامون، تهران، ششم ژوئن ۲۰۱۷:… خدابنده مسئولیت اعدام های سال ۶۷ را به مسعود رجوی منتسب کرد و افزود: در سال ۶۷ مسعود رجوی در عراق بود و نیروهایش ضمن تجاوز به خاک ایران، مرزبانان و مدافعان ایرانی را به قتل رساندند، وقتی همین افراد در زندان ادعا می کنند ما سرموضع خود هستیم یعنی صحه می گذارند ب

    انجمن نجات، مرکز سیستان و بلوچستان، بیست و دوم می ۲۰۱۷:…  برپایی همایش و نمایشگاه “نقد درون گفتمانی جریان فرقه رجوی” به همراه اکران فیلم سینمایی ماجرای نیمروز با همکاری انجمن نجات سیستان و بلوچستان و دانشگاه سیستان و بلوچستان. همایش در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت با سخنرا

    ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و یکم می ۲۰۱۷:…مطلع شدم که جان بولتون، لابی شناخته شده فرقه تروریستی رجوی در آمریکا، پیش بینی کرده است که قطعاً سید ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران پیروز خواهد شد. چند روز قبل از طریق دوستان در اروپا مطلع شدم که گویا مریم رجوی در برابر کسانی که 

     ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:… یکی از اعضای فرقه رجوی در ارتباطی غیر مستقیم که با من داشت مطرح نمود که مریم رجوی در نشست های درون تشکیلاتی در آلبانی که به منظور ممانعت از ریزش شدید نیرو و فائق آمدن بر جو مسئله داری برگزار می نمود به بحث “انتقال بزرگ” رسید و آنرا تحولی بزرگ در مبارزات سازمان مجاهدین خل

     massoud rajavi iranابراهیم خدابنده، انجمن نجات، یازدهم فوریه ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی به خوبی از میزان ناتوانی خود در برابر جریان اصلی انقلاب اسلامی آگاهی داشت و بر این باور بود که برای کسب قدرت نیاز به کمک و حمایت خارجی دارد. اولین گزینه او اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. هنوز چند روزی از پیروزی انقلاب اسلامی ن

    exposing-mojahedin-khalq-rajavi-cult-in-meybod-uni-1سایت دانشگاه میبد (و صدا و سیما)، یزد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سپس یغمایی مسئول انجمن نجات استان یزد به تشریح سابقه تشکیل انجمن ، برنامه ها و فعالیت های آن پرداخت. در ادامه دکتر ابراهیم خدابنده، کارشناس مسائل فرقه شناسی و مدیر عامل انجمن نجات تهران که

     خبرگزاری تسنیم و فارس، یزد، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۶:…  عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند. خدابنده با اشاره به اینکه این سا

     massoud-rajavi-written-by-ebrahim-khodabandehانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم سپتامبر ۲۰۱۶:… این یافته ها مشخص می سازد که عضوگیری در سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۹۸۶ واقعا داوطلبانه نبوده و این افراد تحت اجبار در اردوگاه های سازمان در عراق نگاه داشته شده اند. ماه ژوئن سال ۲۰۰۴، JIATF (ستاد مرکزی نیروهای آمر

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، ششم سپتامبر ۲۰۱۶:…  مشکل عربستان برای نزدیک شدن به سازمان مجاهدین خلق و حمایت علنی از آن سابقه تروریستی و خصوصا همکاری با صدام حسین و همچنین سابقه نقض حقوق بشر در خصوص اعضای خودش است. عربستان سعودی مایل است که با سازمان مجاهدین خلق بدون مسعود

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، اول سپتامبر ۲۰۱۶:…  اخیرا با یک دوست قدیمی انگلیسی صحبت میکردم. در خصوص میتینگ مریم رجوی در بورژه پاریس در ۱۹ تیر امسال توضیح میدادم که مریم رجوی شعار “شیر همیشه بیدار” میداد و کمتر از نیم ساعت بعد ترکی فیصل مسعود رجوی را به “مرحوم” موصوف نمود. و

     ایران اینترلینک، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:… گروهی از جداشدگان، خانواده ها، و قربانیان ترور در آخرین لحظات روز یکشنبه ۷ شهریور دیداری کوتاه با خانم رویال داشتند. خانم رویال علیرغم اینکه روزی طولانی با برنامه های سخت و فشرده را پشت سر گذاشته و صبح زود روز بعد عازم ارومیه بود، با گشاد

    بی بی سی، صدای امریکا و مطبوعات دیگر، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:…  بیانیه رجوی:از همه یارانمان، بویژه مسلمانان فرانسه می خواهیم به خانم روایال رأی بدهند” در این بیانیه همچنین آمده است: “مطمئنیم با این انتخاب، فرانسه ارزشهای خود را بازخواهد یافت و در کنار ملتهای سرکوب شده عراق و ایران علیه بنیادگرایی

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، شانزدهم اوت ۲۰۱۶:…  ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم: – فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا – جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخ

     فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقباشگاه خبرنگاران، تهران، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۶:… روایتی مستند از بیست و هشت سال پیش. یعنی آخرین روزهای جنگ تحمیلی. یک گردنه معمولی که نقطه کمینگاه غرب شد و نقطه پایان همه توهم ها… عراق ترجیح میداد که با ایران آتش بس داشته باشد تا این که بخواهد تهاجمی صورت بگ

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیستم ژوئیه ۲۰۱۶:…  در زیر بخشی از نامه یکی از کسانی که در برنامه بورژه حضور داشت را عینا می آورم: “تصویر ۱۵ سال پیش مسعود رجوی بر روی صفحات تلویزیونی بزرگ سالن ظاهر شد. شعار “شیر همیشه بیدار – خدا ترا نگهدار” توسط جمعیت و مشخصا خود مریم رجوی مکر