خرِ شیطان

خرِ شیطان

مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و نهم ژوئیه 2013: … یکی از همین اطبای ایدئولوژیک و رجوی پسند که در بخش امداد کار می کرد، اسمش صالح بود. مدتها بود که از درد معده رنج می بردم و چند بار نزد صالح جهت مداوا رفته بودم و آخرین بار او تشخیص داد که مرضم پر خوری است! وقتی این را گفت، عرق شرم بر پیشانی ام نشست و از هر چه دکتر و دارو بدم آمد. البته کمی به خودم …


Link to the full description of MKO Logo (pdf file)

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

می گویند، هر چه هست خیر هست و خدا؛ شر و شیطان وجود ندارد. اما کسی هست، هم شر و هم شیطان و هم خر شیطان را قبول دارد، از قضا سوار خر شیطان که شد، میل پایین آمدن ندارد که این خود عوارضی به دنبال دارد که در ادامه به آن می پردازم.

دکتر نازنینی را می شناسم که در کنار طبابت خوب، آدم متین و مهربان و با سوادی است. مدتی قبل که به من برخورد گفت، شنیدم تو شاعر هستی، اگر کتاب شعر داری یکی را به من بده تا بخوانم.

با آنکه شعر و نقاشی را دوست دارم، اما کتاب شعر ندارم. لهذا تصمیم گرفتم مابین کتابهایم یکی را انتخاب کرده و تقدیم دکتر کنم. دفعه بعد که او را دیدم، کتاب مبارزه با استبداد را که چاپ 1381 و نشر نیما بود را به وی دادم با این توضیح که محتوای این کتاب مسایل خاص سیاسی و دیگر آثارم نیز از همین دست است و من برای شعر و نقاشی فرصتی نداشتم، با این وجود نمی خواهم وقت طبابت شما را بگیرم. دکتر که ذوق زده شده بود، جواب داد که من مباحث تاریخی ایران را دوست دارم و دنبال می کنم.

فردای آن روز که همدیگر را ملاقات کردیم، دکتر حدود یک ساعت با من نشست و در باب محتوا و سایر موضوعات حقوق بشری، گفت و گو کردیم. او گفت که دیشب تا صبح همه کتاب را خوانده است. او که آدمی حساس و علاقه مند به حقوق بشر بود، همچنین اذعان داشت که چرا شما در ارتباط با نجات سایر اعضای باقیمانده در عراق تلاش و کوشش نمی کنید و چرا این آدمی که این قدر مبتلا به انواع بیماریهای روانی است، پیشنهاد معالجه نمی کنید، من بیماران بدتر از او دارم که برای معالجه نزدم می آیند و من در کمال صبر و متانت، اقدام به معالجه شان می کنم. در جواب دکتر گفتم که ما تا کنون هر آنچه که از دستهای خالی ما بر می آمده کرده ایم، مابقی به خود مردم مربوط است. در ثانی، آقای رجوی تا زمانی که سوار خر شیطان است، مگر می پذیرد که بیمار است. اتفاقاً او عقیده دارد که بیمار و گناهکار نیست و اگر بخواهد باز هم نمی تواند گناه بکند و او باور دارد که در نقش ناجی بشریت، نه این که می تواند همه بشریت را نجات دهد، بلکه هر از گاه با به راه انداختن انقلابات ایدئولوژیک و غیره، بیمارانی را که از دردهای عصبی و کمردرد و غیره در عذابند، مورد شفا و شفاعت قرار می دهد.

بحث مختصر ما که تمام شد، این گفته دکتر که من قادرم چنین بیمارانی را نجات بدهم از یادم نرفت و دوباره یادم آمد که خود سازمان دکتر و دوا برای بیماران کم ندارد. اما متاسفانه دکترها مانند ایدئولوژی سازمان، معکوس عمل می کنند. دوا و درمانی که در اختیار بیماران می گذارند از نوع انقلابی و ایدئولوژیک است و همه جا کار و جنگ و منافع رهبری را لحاظ می کنند. یعنی بیمار را بیمارتر می کنند. تشخیص بیماری را یا نمی دانند و اگر هم بدانند، قادر به اعترافش نیستند که این همه بیماریهای لاعلاج و روانپریشی و عصبی و کهولت زودهنگام، از کجا آمده و دوایش چیست.

یکی از همین اطبای ایدئولوژیک و رجوی پسند که در بخش امداد کار می کرد، اسمش صالح بود. مدتها بود که از درد معده رنج می بردم و چند بار نزد صالح جهت مداوا رفته بودم و آخرین بار او تشخیص داد که مرضم پر خوری است! وقتی این را گفت، عرق شرم بر پیشانی ام نشست و از هر چه دکتر و دارو بدم آمد. البته کمی به خودم شک کردم و وقتی مداوا نشدم، به خودم نهیب زدم آخر من با وزن 55 کیلو که اهل پر خوری نیستم، یعنی چیزی نیست تا بخورم، ضمناً از هر چه سیگار و الکل و اعتیاد نیز به دورم، یعنی نیست تا به دور نباشم، این چه تشخیص مسخره ای است که دکتر صالح باعث شد، تا درد را همچنان به عنوان وزنه ای در راستای تمکین بیشتر و فکر نکردن، تحمل کنم و فکر این را که ریشه این درد از کجاست، هرگز به فکرم نزند.

پس از گذشت 10 سال از آن ماجرا که به کشور آلمان رسیده بودم و با تردید خودم را نزد یک دکتر خوب رسانده بودم و انگار که سرطان گرفته باشم و دردم را با احتیاط به دکترم گفتم، او با خون سردی گفت که این بیماری مهم نیست، چون باکتری در جداره معده ات رشد کرده و این با سه دارویی که تجویز می کنم، ظرف مدت یک هفته خوب خواهی شد. وقتی که دردم ناباورانه ظرف مدت یک هفته بهبود یافت، دوباره یاد دکتری افتادم که ریشه دردم را پر خوری دانسته بود. تشخیص ایدئولوژیک. ایدئولوژیک، یعنی کسی که از مال رهبری زیاد می خورد و کم کار می کند. یا به عبارتی خود را با این بهانه به تمارض می زند تا کمتر کار بکند.

درد من و همه بیمارانی که در اردوگاههای مجاهدین اسیر هستند و البته من یک مورد فیزیکی را گفتم و بسیاری مشکل روانپریشی دارند، تنها در یک نقطه و در رهبری نهفته است. تناقض مابین یک آرمان ویرانگر با دنیای واقعی و مدرن، هر انسانی را متناقض و بیمار می کند. کسی که بر اساس آرمان سخت گیرانه اش، همه چیز را برای همگان حرام و تنها برای خود حلال می کند، کسی که در روی پرده یک چیز می گوید و پشت پرده آن کار دیگر می کند، سخت روانپریش و بیمار است و این بیماری همچنان در اشکال عملیات جاری و غسل هفتگی و دیگ و غیره، به دیگران و طبقات پایین تر تسری می یابد.

حال اگر باز هم دکتر صالح به خاطر نشناختن و یا رد گم کردن اصل بیماری، بیاید و پر خوری را عامل درد بنامد، اینها همه به مثابه پنهان ماندن بیماری و ریشه بیماری بر خر شیطان است و تا روزی که اصل بیماری و بیمار، از خر و شیطان ـ البته در اذهان بعضی از خرپرستان و شیطان پرستان ـ پایین نیاید و صادقانه و بی ادعا، خود را نه به عنوان ناجی و طبیب معالج، بلکه به عنوان بیمار، نشان یک دکتر واقعی و دلسوز ندهد و از انبوه گناه و دردش خلاص نشود، متاسفانه درد و بیماری آنهم از نوع خطرناک و سادیستی و مازوخیستی و ویرانگرش، هر روز بدتر از روز قبل خواهد شد و همچنان به دیگران و زیردستان تسری خواهد یافت.

“پایان”


(Women “rewarded” with pendants and robes after sexual ordeal)

همچنین:

آقای مهدی خوشحال میهمان این هفته مردم تی وی

2013/07/13 by

کانون آوا، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۳: … آقای مهدی خوشحال فعال برجسته حقوق بشر، نویسنده چندین کتاب  و مدیر کانون ایران فانوس از آلمان در مورد طلاقهای جمعی و قتلهای مشکوک دردرون تشکیلات سازمان مجاهدین، سوء استفاده ابزاری از کودکان مجاهدین و آخرین وضعیت کمپ لیبرتی در عراق  صحبت کردند. در ابتدا آقای سربی مدیربرنامه به آقای […]

وقتی تایتانیک غرق می شود

2013/07/08 by

مهدی خوشحال، ایران فانوس، هشتم ژوئیه ۲۰۱۳: …  طی ماههای اخیر که تایتانیک مجاهدین در آب غوطه ور بود و بدون شک چند صباحی دیگر به اعماق خواهد رفت و این را مجامع جهانی و صلح دوست دریافته و اقدام به نجات سرنشینان تایتانیک کرده اند، شایسته است که در این اقدام سیاسی مسایل انسانی […]

کتابی که نوشته نشد(قسمت آخر)

۲۰۱۳/۰۵/۲۱ by

مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و یکم می ۲۰۱۳: …  به جرئت می توان گفت و نوشت که طی بیست سال اخیر و به ویژه ده سال اخیر که کوس رسوایی رهبران مجاهدین عالمگیر شده است، تنها به تعداد انگشتان دست، نویسندگان و روشنفکران ایرانی بودند که از این نوع استبداد دل شان به درد […]

وقتی طوطی کتاب می نویسد (کتاب را باید سرکوب شدگان بنویسند نه مواجب بگیران و بنام مریم رجوی)

۲۰۱۳/۰۴/۳۰ by

مهدی خوشحال، ایران فانوس، سی ام آوریل ۲۰۱۳: … مریم عضدانلو، تا کنون جز با اربابان و دولتهای عراق و اسراییل و آمریکا و اروپا و سایر دولتهای عربی و دشمنان ایران گفتگو و تعامل آشکار و پنهان داشته، با کدام مخالف و منتقدی به گفتگو و مدارا نشسته و حرفش را شنیده است؟! کتاب را […]

راهی که اوجالان انتخاب کرد(قسمت دوم)

۲۰۱۳/۰۴/۱۰ by

مهدی خوشحال، ایران فانوس، دهم آوریل ۲۰۱۳: … در شماره قبل آورده شد، عبدالله اوجالان رهبر اکراد کردستان ترکیه، حزب پ ک ک، در عصر رهبری خود با ارسال سه پیشمرگه کرد به همراه سه قبضه سلاح سبک در یکی از خانه های تیمی در محله ای پایین شهر آنکارا، خواهان سرنگونی و یا امتیازگیری […]