خطاب به خانم زهره اخیانی: به حساب اسرای لیبرتی اینقدر بذل وبخشش نکنید!

خطاب به خانم زهره اخیانی: به حساب اسرای لیبرتی اینقدر بذل وبخشش نکنید!

زهره اخیانی شکنجه گر رجویمرتضی (امضا محفوظ)، تهران، بیست و یکم اکتبر 2014: … اینجاست که دیگران شما را مسخره میکنند و شما نیز با داشتن ” یار درخانه” علت این شرمساری را نه درکارهای بچه گانه ی خود که درتوطئه های این وآن میبنید! اگر به این هزار نفر زن که عضو کمیته ی مرکزی هستند، کسی ازمردان هم اضافه نشود، بازهم تهیه ی محل نشست و پلنوم مشگل ساز نیست؟ یا شما اصلا طبق گذشته بنای برگزاری این نشست …

زهره اخیانی شکنجه گر رجویحامد صرافپور: انتخاب “شورای مرکزی” بازی جدید مریم رجوی برای سرگرم کردن ساکنان لیبرتی

با تشر از آقای مرتضی (امضا محفوظ) دریافت شد

خطاب به خانم زهره اخیانی: به حساب اسرای لیبرتی اینقدر بذل وبخشش نکنید!

29/07/93 خورشیدی

آورده اند که درمجلسی شاعرانه ، پس ازآنکه شاعری آن شعر معروف را : ” اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا/ به خال هندویش بخشم سمرقند وبخارا را ” خواند ونوبت را به یک شاعر ترک آذربایجانی داد ، او هم شروع کرد به خواندن این بیت فی البداهه : ” اگر اوشوخ منیم قلبیمی آلا الینه/ باغئشلارام تئلینه اردبیل وخلخالی= اگر آن زیبا رو دل مرا بدست آورد، اردبیل وخلخال را هدیه ی زولفش میکنم”!

حاضری ترک زبان و عصبانی شده ازاین بذل وبخشش سرزمین پدری خود بپا خاسته وبه این بیت شعر اخیر با این عنوان که هیچکس حق ندارد سرزمین مشترک را راسا ببخشد، اعتراض میکند!

جواب شاعر ترک بازهم فی البداهه وجالب است:

” حافظی که سمرقند وبخار را به عمرش هم ندیده بود وحق آب وگلی برآن نداشت ، به این راحتی میبخشد وکسی حرفی ندارد وحالا چرا باید دربخشش اردبیل وخلخال که حق آب وگل درآن دارم، معترض من میشوید “!

باری، قضیه ازاین قرار است که درآستانه ی انتخاب اعضای شورای رهبری سازمان موصوف به مجاهدین خلق – که اینک درآن واژه ی رهبری به مرکزی لقب یافته است- مریم رجوی طی فرمان طویل المتنی دستوراتی را به خانم زهره ی اخیانی داده وجواب نوکر منشانه ی اورا بشرح خلاصه شده ی زیر چنین دریافته است:

” پیام مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، خواهر مجاهد زهره اخیانی – ۲۷مهر ۱۳۹۳- خواهر مریم عزیزم، با تبریک 30مهر از جانب مژگان و صدیقه و فهیمه و خودم و از جانب همه مجاهدان اشرفی در لیبرتی- پیامتان درباره برپایی شورای مرکزی با ”هزار زن قهرمان“ در راستای ”هزار اشرف“ را که از 3سال و نیم پیش یعنی از فردای 19فروردین درباره آن پیوسته تأکید کرده‌اید، به‌گوش جان شنیدم. خودتان به‌تعهدات انجام نشده در این باره، سرفصل دو ساله در شهریور92 و آنچه که در 92 و 93 در اشرف و لیبرتی و عراق در نبرد نابرابر با ارتجاع و استعمار گذشت، اشاره کرده‌اید و نیازی نمی‌بینم که بیشتر در این باره عذر تقصیر بخواهم… اما هنوز هم در گوشهایمان زنگ می‌زند که بعد از 19فروردین گفتید تجربه 10‌ساله خواهران ذیصلاح‌مان در این جنگ بغرنج و پایداری پرشکوه در کارزار کبیر فروغ اشرف و بعد هم در اسطوره اشرف، به اوج رسید و این ”تمامی ساختار مجاهدین و ارتش آزادیبخش را در می‌نوردد… بحثهای شما در سال1376 در مورد ”هزار همردیف“ را هم همه خواهران و برادرانمان به یاد دارند و به نظر ما قبل از هر چیز، منتهای پاکبازی و خلوص و فروتنی خودتان را بازتاب می‌کند. … در هر حال از همین امروز و از همین لحظه می‌توانید بر روی تشکیلات نوین مجاهدین، اعم از خواهران و برادرانمان، با بر پایی شورای مرکزی مرکب از هزار زن ذیصلاح انقلابی مجاهد خلق که آن روی سکة هزار اشرف است، حساب کنید و ما در رزمگاه لیبرتی، به‌رغم همه محدودیتها که می‌دانید، حداکثر تلاش خود را، با همان ”رأی صلاحیت و به‌اتفاق آرا“ به‌عمل می‌آوریم… به‌طور مشخص پیشنهاد من به خواهران و برادرانم و خود شما که تقاضا دارم این دو را قانع کنید، این است که: مژگان (خواهر مجاهد مژگان پارسایی جانشین رهبری مقاومت در اشرف و لیبرتی) علاوه بر همه مسئولیتهایش، از همین امروز ریاست شورای مرکزی مجاهدین را بپذیرد. زهرا (خواهر مجاهد زهرا مریخی هماهنگ‌کننده دفاتر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت) هم علاوه بر همه کارهایش، نایب‌رئیس شورای مرکزی باشد و در این رابطه مسئولیت بپذیرد. در پایان افتخار دارم نخستین تبریک را به‌خاطر تشکیل شورای مرکزی تقدیمتان کنم. فدایتان- زهره اخیانی “.

ظاهرا قرار برافزایش اعضای شورای مرکزی به عدد 1000است که معلوم نیست چگونه برای بکار گیری حدود سه هزارعضو فرقه ی رجوی، وجود اینهمه رهبر ضرورت پیدا کرده است؟

نکند دارند با کمیته ی مرکزی حزب کمونیست چین 3/1میلیاردی- کمتر یابیشتر- رقابت کرده ومیخواهند ازنظر تعداد اعضای کمیته ی مرکزی چیزی کم وکسر نداشته باشند؟

اگر خیر ومصلحتی دراین کار وجود دارد خوب چه مانعی دارد ؟ اما تکلیف 2هزار مرد باقیمانده که ازحق انتخاب شدن وکردن محروم شده اند، چه میشود؟ آیا اینها هم برای رعایت حقوق مرد به ترکیب شورای مرکزی انتخاب میشوند؟ چند نفرشان؟ ودراین صورت اینهمه رهبر که نقریبا تمامی اعضای تشکیلات اند ، برچه کسی اعمال هژمونی خواهند کرد؟ بر حزب کمونیست چندمیلیونی چین یا خودشان به خودشان؟

اینجاست که دیگران شما را مسخره میکنند و شما نیز با داشتن ” یار درخانه” علت این شرمساری را نه درکارهای بچه گانه ی خود که درتوطئه های این وآن میبنید!

اگر به این هزار نفر زن که عضو کمیته ی مرکزی هستند، کسی ازمردان هم اضافه نشود، بازهم تهیه ی محل نشست و پلنوم مشگل ساز نیست؟ یا شما اصلا طبق گذشته بنای برگزاری این نشست ها راندارید و افراد تنهامکلف به شنیدن سخنان ویدئویی ورادیویی مریم ومسعود درخواب گاه هایشان مشغول شده وبا کف زدن های قبلا آموزش داده شده ، ترکیب این شورا را برسمیت خواهند شناخت؟

با این وصف موردی برای انتخاب کردن برای هزارعضو رهبری وحق اظهار نظر درمورد آنها را خواهند داشت؟ مسلما نه! ودرست بدین خاطر است که صفت سازمان سیاسی نهادن بر شما بهمان اندازه درست است که نام کچل را ” ذولفعلی” بگذارند!

تکلیف مردان که اکثریت را درسازمان شما تشکیل میدهند چیست؟ خواهید گفت که آنها را هم ” فرمانده” شان مینامیم ودراینصورت سئوال میشودکه شما مگر یک سازمان نظامی هستید تا سلسله مراتب فرماندهی درآن جاری باشد؟ اگر جواب مثبت است چرا وقتی تروریست تان میخوانند به فحاشی وقمه کشی میپردازید؟

خواهید گفت که ارتش آزادیبخش هستید ودر آنصورت بازهم مورد سئوال واقع خواهید شد که ایران توسط کدام کشور تصرف شده که برای آزادی اش احتیاج به ارتش آزادیبخش داشته باشد ویا لااقل نخواهید توانست ثابت کنید که حکومت ایران ودولت منتخب روحانی با کودتای خارجی بر سرکار آمده وشما بعنوان ارتش آزادیخشی که متعلق به مجاهدین و با این شکل وشمایل سازمانی و عقیدتی عمل میکنید که زمانی کردید ونتایج تلخ ووحشتناک آن را دیدید، وارد میدان خواهیدشد!

ارتش آزادیبخش زمانی با موفقیت عمل میکند که حمایت لااقل بخش هایی از مردم را بهمراه کارنامه کم وبیش درخشان وطن دوستی داشته باشد که زندگی نشان داده که سازمان فرقوی شما بری ازاین صفات است.

درتشکیلات خود به وضعیت برابری مردان وزنان که لازمه ی زندگی مدرن است ، توجه کنید!

بنظر تعدادی از تاریخ دانان وجامعه شناسان ، در دوران زندگی اولیه ی بشر که حدود 10000 سال ازآن میگذرد،اضافه محصولی برای تملک وجود نداشت و مردان درشکار گاه ها مشغول بوده وزنان وظیفه ی مهم کشاورزی را بردوش شان حمل میکردند، اوضاع اقتضا مینمود که جامعه ی فقیر وابتدائی آن زمان ” زن سالارانه” باشد وحالا این سئوال به ذهن متبادر میشود که آیا شما با ساختن این روبنای قلابی مربوط به 10000هزار سال پیش، درصدد رجعت دادن زیر ساخت های اقتصادی- اجتماعی، جامعه میبا شید؟

البته نه شما چنین کاری را میتوانید انجام دهید ونه رهبر معنوی تان درفکر تحقق آنست ودراصل این مسعود رجوی است که این بازی ها را براه انداخته که ضمن دموکراتیک نشان دادن خود به مردم وکسب حمایت های فمینیست ها ، مسئله حرمسرای خود را لاپوشانی بکند و رقبای بالقوه ی خودرا سرکوب کند. رقبایی که اگر پایشان به خارج ازکشور بازشود، انشعابات فراوانی را دراین فرقه ی مخوف بوجود خواهند آورد!

راست آنست که درتشکیلات کج ومعوج شما نه حقوق زن رعایت میشود ونه مردان!

حق انتخاب مسیر زندگی بطورمساوی ازهمه ی تان سلب شده و تنها دراین مورد تساوی نسبی برقراراست!

اما مردان نیز که نام های پر طمطراق فرمانده یک جوخه ی شکست خورده را دارند ، کاره ای محسوب نمیشوند و کلام آخر را مسعود رجوی میزند وبا اشاره ی کوتاهش همه ی شما از داشتن این القاب دهن پرکن عضو شورای مرکزی وفرماندهی؟! خلع ید میشوید!

درست تر که بنگریم، تشکیلات شما ملغمه ایست از زنان برده ی جسمی وجنسی و مردانی با مسئولیت حفظ فیزیکی این روابط که ربطی به یک سازمان سیاسی ندارد وشما خود را بصورت بارنکردنی و دربرابر چند وعده غذای مناسب تر ازمردان و…، ارزان می فروشید!

فقط این موضوع باقی ماند که ازشما بپرسم منظور از هزار اشرف همان هزار اشرف ربیعی است یا هزار پادگان اشرف؟

اگر اولی درست باشد ، به لحاظ شناختی که از خصال نیکوی مریم در ” هوو خواهی” و تسلط بلا منازع اش بر آئین حرمسراداری داریم، این امر شدنی است و تنها مشکل موجود دراین رابطه عدم دسترسی این هزار اشرف به مسعود رجوی مجهول المکان است!

متاسفانه اما، ساختن هزار پادگان بنام اشرف ، حتی برای دولت ها هم سخت است وشوربختانه تر برای شما سخت تر وتنها میتوان گفت که … را لو لو برده وتاریخ را نمیتوان به عقب بازگرداند: صدامی وجود داشته باشد وپادگانی برای شما بسازد و آن اوضاع منطقه ای دگر باره مهیا گردد. هیهات:

آن قصر که جمشید دراو جام گرفت                  آهو بچه کرد روبه آرام گرفت!

***

Comrades in Arms – Sexual abuse by Massoud and Maryam Rajavi


http://youtu.be/jpDUMaIntS8?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

همچنین:

مجاهدین برای ایران ارزش هیچ معامله ای را ندارند؛ پرونده ۱۷ ژوئن، سرمایه گذاری بی منفعت فرانسه

ایران دیدبان، بیست و یکم سپتامبر ۲۰۱۴: … قبض و بسط مجاهدین توسط فرانسه را فقط نباید مرتبط با امنیت داخلی فرانسه و یا در رابطه با ایران دانست، بلکه موضوعی است که به سیاست خارجی این کشور در قبال آمریکا نیز ربط دارد. کافی است به یاد بیاوریم که دستگیری مریم رجوی در زمانی صورت گرفت که نئوکانهای آمریکایی در عراق

 

لیستی از اضطرابها و نگرانی های گروه تروریستی مجاهدین – توسری غرب به بقایای رجوی

ایران دیدبان، دهم سپتامبر ۲۰۱۴: … تشکیل دولت عراق با نخست وزیر و وزیر خارجه شیعه، بعد از آن همه سعایت و بدخواهی علیه دولت مالکی، عمیقاً مجاهدین را در خود فروبرد. برباد رفتن سرمایه‌گذاری‌هایی که روی عراق بعد از مالکی کرده بودند آنچنان آنها را آشفته و پریشان کرده است که حتی قدرت موضع گیری در این باره را ندارند. این برای �

ایران چگونه در شکستن محاصره «آمرلی» نقش ایفا کرد؟ (عجز و لابه رجوی از شکست داعش)

مسعود رجوی مریم رجوی داعش حزب بعث صدام حسینایران دیدبان، سوم سپتامبر ۲۰۱۴: … به باور رویترز، تحولات رخ داده در آمرلی و منطقه «سلیمان بیک» در حوالی این شهر، نشانگر انجام یک کار تیمی و هماهنگ از سوی مبارزان کرد، ارتش عراق و مبارزان شیعه بود و ایران نیز ضمن حمایت از این ائ

عجز و لابه رجوی از پیروزیهای عراق تحت حمایت ایران علیه داعش

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1ایران دیدبان، دوم سپتامبر ۲۰۱۴: … تا امروز شاهد عجز و لابه رهبری گروه تروریستی مجاهدین علیه دولت مالکی به بهانه «تکیه گاه رژیم» بودیم، اما بعد از این مواضع بقایای رجوی با چرخشی گسترده از داخل عراق به سمت جامعه جهانی و گلایه از «سهیم