خطاب به فرنسوا لوگاره – Jean François Legare maire de la province de Paris

خطاب به فرنسوا لوگاره – Jean François Legare maire de la province de Paris

Jean-François Legare, maire de la province de Paris Saddam MEKعیسی آزاده وبلاگ بیان حقیقت، فرانسه، ششم سپتامبر 2019:… طبعا به یاد دارید که در17 ژوئن 2003 مریم رجوی به همراه 165 تن در شهرک اورسور اواز در استان والدواز فرانسه که مقر فرماندهی این فرقه در آنجا قرار دارد و نیز در سرژی توسط پلیس فرانسه دستگیر شد و پلیس فرانسه بیش از 9 میلیون یورو پول کثیف حاصل کوپنهای نفت اهدایی صدام حسین را از زیر وان حمام خانم مریم رجوی کشف و ضبط کرد و به دستور شخص رجوی با خودسوزی های گسترده و کباب انسانی در خیابانهای پاریس و چند شهر اروپا پلیس فرانسه را وادار به عقب نشنی کرد که البته همه ما در آن زمان در عراق در نوبت خودسوزی بودیم تا ریل خودسوزی همزمان با همه اروپا در عراق هم شعله ورشود.ولی با اقدامات انسانی پلیس و قاضی فرانسه جلوی این جنایت رجوی گرفته شد. خطاب به فرنسوا لوگاره – Jean-Jean François Legare maire de la province de Paris

 Jean-François Legare, maire de la province de Parisاگر «شهرداری منطقه ۱ پاریس» نبود

خطاب به فرنسوا لوگاره – Jean-François Legare, maire de la province de Paris

نامه سرگشاده آقای عیسی آزاده از فرماندهان و مسئولین سابق سازمان مجاهدین

به آقای ژان فرانسوا لوگاره-شهردار منطقه یک پاریس

آقای شهردار با عرض سلام واحترام

اینجانب عیسی آزاده پناهنده سیاسی در فرانسه بیش از سه دهه از بهترین دوران عمر و زندگانیم را در سازمان مجاهدین خلق که اکنون به یک فرقه مافیایی تبدیل شده است گذرانده ام.

Jean-François Legare, maire de la province de Paris Saddam MEK

آقای شهردار : شخص شما و دوستان نزدیکتان در اکثر جلسات و متینگ های مجاهدین شرکت می کنید و اخیرا هم اجازه دادید که انها در سالن شهرداری منطقه یک جلسه داشته باشند.

آقای شهردار دفاع شما از دموکراسی و آزادی و دفاع از زندانیان عقیدتی در کشور من قابل تقدیر است ولی متاسفانه چون شما همه اقدامات انساندوستانه تان را با منفور ترین گروه سیاسی ایرانی گره زده اید کارهای حقوق بشری شما بی نتیجه می ماند. سازمان مجاهدین در محتوا هیچ تفاوتی با رژیم ملا ها ندارد. در نظام اسلامی همه کاره و رهبر مقدس و مادام العمر، ولی فقیه است و در سازمان مجاهدین هم جانشین خدا در روی زمین و همه کاره رهبر عقیدتی مادام العمر است که اعمال و خط و مشی آن بسیار فناتیک تر و ارتجاعی تر از سایر گروههای اسلامی تندرو است. سازمانی که شما از آن حمایت می کنید دارای یک ساختار به شدت افراطی شیعه است که از بدو تاسیسش تا کنون خط و سیاست و استراتژی و ایدئولوژی آن مبتنی بر تروریسم و جنگ مسلحانه و خشونت بوده و می باشد .

برفرض محال اگر این سازمان روزی به قدرت برسد عملکرد آن مشابه و شاید هم شدیدتر از داعش در کشورهای سوریه و عراق خواهد بود.

آقای شهردار

هزاران نفر از اعضا و سمپاتیزانها و مسئولین و فرماندهان این سازمان فرقه ای طی سه دهه گذشته از این سازمان سکت جدا شده اند و این روند کماکان در کشور آلبانی ادامه دارد.

آیا می دانید چرا بطور مستمر اعضای این سازمان از آن جدامیشوند؟

من بعنوان یکی از فرماندهان و مسئولین سابق این جریان سکت می خواهم خیلی خلاصه حقایقی را برایتان بازگو کنم.

آقای مسعود رجوی بعنوان رهبر عقیدتی و همه کارۀ سازمان مجاهدین اقدام به تشکیل ارتش به اصطلاح ازادیبخش در عراق نمود که این ارتش کوچک با دستور مستقیم دیکتاتور سابق عراق صدام حسین تسلیح شد، آموزش دیدوبه عنوان یکی از سپاه های عراق در آمد و عملا به یک ارتش خصوصی صدام حسین تبدیل شد و رژیم دیکتاتوری صدام حسین بر اساس نیاز های ابزاری دولت وقت عراق از واحد های مجاهدین استفاده می کرد که شامل کشتن مرزبانان ایرانی و ربودن آنها و انواع بمب گذاری ها در جادهای مرزی و شبکه انتقال نفت و ترور و تخریب در عمق ایران که این اقدامات را اقای رجوی خیلی با افتخار هم اعلام می کرد و بجز موارد نادر مانند انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی و انجار دفتر نخست وزیر و دادستانی کل؛ سایر عملیات را رسما و با صدور اطلاعیه بر عهده گرفته است .

استحاله مجاهدین خلق ایران از زبان جولیانی

طبعا به یاد دارید که در17 ژوئن 2003 مریم رجوی به همراه 165 تن در شهرک اورسور اواز در استان والدواز فرانسه که مقر فرماندهی این فرقه در آنجا قرار دارد و نیز در سرژی توسط پلیس فرانسه دستگیر شد و پلیس فرانسه بیش از 9 میلیون یورو پول کثیف حاصل کوپنهای نفت اهدایی صدام حسین را از زیر وان حمام خانم مریم رجوی کشف و ضبط کرد و به دستور شخص رجوی با خودسوزی های گسترده و کباب انسانی در خیابانهای پاریس و چند شهر اروپا پلیس فرانسه را وادار به عقب نشنی کرد که البته همه ما در آن زمان در عراق در نوبت خودسوزی بودیم تا ریل خودسوزی همزمان با همه اروپا در عراق هم شعله ورشود.ولی با اقدامات انسانی پلیس و قاضی فرانسه جلوی این جنایت رجوی گرفته شد.

در سال 1990 سازمان مجاهدین به اجبار بچه های خردسال رااز پدران و مادرانشان چدا کرده و به خارج از عراق فرستاد که تعداد زیادی از کودکان به دلیل بدسرپرستی به اعتیاد و فحشا کشانده شدند و بعد ها این کودکان خردسال که به سن نوجوانی رسیدند

سازمان مجاهدین آنها را دوباره با تهییج و فریب روانه عراق کرد که متاسفانه تعدادی از نوجوانان در ماجراجویی های اقای رجوی کشته شدند و اکثریت انها هم قبل و بعد از انتقال به آلبانی جدا شدندکه یکی از انهامحمد فرزند مسعود رجوی است.

مسعود رجوی با  یک حیله و ترفند ایدئولوژیک مریم قجر عضدانلو همسر دوست و معاونش آقای مهدی ابریشمچی را در همین پاریس در سال 1984از او جدا کرد و خودش با او ازدواج نمود که خود داستان مفصلی دارد.

رجوی بعد از شکست ماجراجویی اش در عملیاتی تحت عنوان فروغ جاویدان در اوت 1988 که بیش از شصت درصد افراد در آن عملیات کشته و زخمی شدند برای جلوگیری از جداشدن افراد باقیمانده از این ماجراجویی وحشتناک،  رجوی یک دیکتاتوری عجیب را در پایگاههایش در عراق وضع کرد که شروع آن با طلاق های اجباری و جدا کردن زنان و مردان از هم و بعد هم با یک ترفند دیگر تحت عنوان یافتن نفوذی رژیم بیش از هفصد نفر از افراد ناراضی را درسیاهچال و زندان در قرارگاه خودش در عراق انداخت و بدترین شکنجه های قرون وسطایی را روی زندانیان ناراضی که قصد جدا شدن از سازمان مجاهدین را داشتند اعمال کرد که تعدادی از افراد زیر شکنجه کشته شدند.

بعد هم با یک زد و بند کثیف با سازمان اطلاعات و امنیت عراق هر فردی را که قصد جدایی داشت روانه زندان بدنام ابو غریب می کردند که بعدها صدام حسین این افراد  را بعنوان اسیران جنگی با دولت ایران معاوضه کرد.

سازمان مجاهدین بیش از صدها جدا شده را با این ترفند که اگر پایتان بخارج برسد طعمه رژیم ایران می شوید در میدانهای مین مرز ایران و عراق  رها و به ایران روانه کرد که تعدادی از این افراد در میدانهای مین کشته شدند و تعدادی هم سرخورده و نا امید از همه جا اقدام به خودکشی کردند.

در اثر فشار و شکنجه های روحی و جسمی و کنترل ذهن مستمر افراد در 24 ساعت روز و هفت روز هفته در قلعه اشرف در عراق خودکشی به یک  امر رایج در فرقه رجوی تبدیل شده بود.از خودکش دختر 17 ساله آلان محمدی تا یاسر اکبری و پروین سریر و دهها نفر دیگر .

فرقه ی رجوی با دیپلماسی ذلّت مانوس تر ازهمه است

آقای شهردار

سازمانی که شما تمام قد از آن دفاع می کنید یک سکت به غایت غیر انسانی است که شدید ترین بد رفتاری ها را روی اعضای خودش اعمال کرده و می کند، سازمانی که یک فرد را بعنوان رئیس جمهور مادالعمر انتخاب کرده سازمانی که آلت دست سرویس های اطلاعاتی است سازمانی که نزد مردم ایران بعنوان جاسوس و خائن و خیانت کار شناخته شده است سازمانی که خشونت و جنگ مسلحانه در تار و پودرش عجین است و رهبرانش مستمرا دنبال جنگ و برادر کشی در ایران هستند ربطی به مردم ایران ندارد نه اپوزیسیون است و نه دارای پایگاه اجتماعی در ایران.

بر اساس اخبار رسانه ها مقامات سابق آمریکایی که در جلسات این گروه شرکت می کنند به اعتراف خود این مقامات دقیقه ای ده هزار دلار پول دریافت می کنند یعنی برای 5 دقیقه سخنرانی 50هزار دلار از این سازمان می گیرند. شمارا نمی دانم که بر اسا س چه اصولی این همه امکانات دولتی در اختیار این گروه تروریستی قرار می دهید و در جلسات انها حضور می یابید. اما این را بدانید که حقیقت هیچ وقت پنهان نمی ماند.

اقای شهردار

از شما خواهش می کنم یک بار هم به ما جداشدگان از این فرقه اجازه دهید که حرفهایمان را بزنیم و پاسخ اتهامات واهی رهبران مجاهدین را بدهیم. فرانسه کشور قانون و دموکراسی است. این حق قانونی ماست که بتوانیم از حقوقمان دفاع کنیم.این سازمان مافیایی همه منتقدین و جداشدگان را با یک برچسب تحت عنوان رژیم ایران می خواهد از صحنه حذف کند و مارا خفه کند.

آقای شهردار بارها رجوی مارا تهدید به قتل کرده و دهها مورد هم در نقاط مختلف اروپا و همین فرانسه  نیروهای آموزش دیده مریم رجوی در صدد ترور و حذف فیزیکی ما بوده اند که اسناد و شکایت های انها موجود است.

آقای شهردار

روی اسب مرده شرط بندی نکنید سازمان مجاهدین از نظر مردم ایران مرده است و بشدت مورد تنفر مردم ایران و بخصوص نسل جوان قرار دارد. این سازمان با زور و اجبار در حدود دوهزار نفر را با میانگین سنی60 سال در آلبانی در قلعه ای تحت عنوان اشرف سه زندانی و اسیر کرده که متاسفانه شما این قلعه ایدئولوژیک و محل مغزشویی مجاهدین را بعنوان خواهر خوانده منطقه یک پاریس اعلام کردید!!

آقای شهردار

در قرن بیست و یکم بدترین استثمار آنهم از نوع بردگی فکری توسط فرقه رجوی وضع شده است. این فرقه تمام ارتباطات اعضا را با دنیای بیرون قطع کرده است حتی کسی جرات ندارد با خانواده اش ارتباط برقرار کند و هر گونه ارتباط با بیرون بویژه خانواده یک جرم سنگین محسوب می شود.

برای ما که از این سازمان در سال 2014 جدا شده ایم اینترنت و تلفن همراه یک پدیده ای عجیب و غریب بود که مطلقا ندیده بودیم و بجز اخبار مهندسی شده مطلقا به هیچ رسانه ای دسترسی نداشتیم حتی داشتن رادیو جرم بودو کسانیکه مخفیانه رادیو تهیه کرده بودند مورد شدید ترین حساب رسی تشکیلاتی قرار می گرفتند.

آقای شهردار، سازمان مجاهدین در محتوا هیچ اعتقادی به انتخابات ندارد. انچه تحت عنوان انتخاب دبیرکل در این فرقه وجود دارد یک نمایش مضحک است که برای خودنمایی سیاسی است.

این فرقه ابایی ندارد که با اجاره مهاجرین وبی خانمانها و دانش آموزان از اروپای شرقی با پول و تور پاریس سیاهی لشکر جمع کند و با این نمایشهای مضحک مدعی پایگاه اجتماعی شود.

در صورتیکه که به ما جدا شدگا ن از این سازمان بر اساس حق قانونی مان اجازه برگزاری جلسه در شهرداری منطقه یک پاریس داده شود جزئیاتی از روابط درونی این فرقه افشا خواهیم کرد تا شما وهمۀ همکارانتان به ماهیت واقعی این جریان سکت پی ببرید.

با احترام

عیسی آزاده

فرانسه – سوم سپتامبر 2019

خطاب به فرنسوا لوگاره – Jean-François Legare, maire de la province de Paris

La lettre ouverte de M. Issa Azadeh, anciens dirigeants et responsables de l’OMPI

À M. Jean-François Legare, maire de la province de Paris

Monsieur le maire, bonjour mon cher

J’ai passé plus de trois décennies de ma vie et de ma vie dans le MEK, qui est maintenant un culte de la mafia.

M. le maire: Vous et vos amis proches assistez à la plupart des réunions du MEK et vous leur avez récemment permis de tenir une réunion dans la salle municipale locale.

Monsieur le maire, votre défense de la démocratie, de la liberté et de la protection des prisonniers d’opinion dans mon pays est louable. En substance, l’OMPI n’est pas différente du régime des mollahs. Dans le système islamique, il est un dirigeant sacré et permanent, mais il est un dirigeant suprême. C’est radical. L’organisation qui la soutient a une structure extrémiste très chiite et est basée sur le terrorisme, les conflits armés et la violence depuis sa création à ce jour.

Il est peu probable que si cette organisation arrivait au pouvoir, ses performances seraient similaires et peut-être même plus sévères que celles de l’Etat islamique en Syrie et en Irak.

Are The MEK And Regime Change Finally Running Out Of Road?

 Monsieur le maire

Des milliers de membres, sympathisants, responsables et dirigeants de cette organisation sectaire ont été séparés de la communauté au cours des trois dernières décennies et la tendance se maintient en Albanie.

Savez-vous pourquoi les membres de cette organisation en sont constamment séparés?

En tant qu’un des anciens dirigeants et responsables de cette secte, je voudrais vous dire très brièvement les faits.

En tant que chef idéologique de la MEK, M. Massoud Radjavi a formé la soi-disant Armée de la libération en Irak, armée par la direction directe de l’ancien dictateur irakien Saddam Hussein et formée comme une force irakienne, et dans la pratique. L’armée de Saddam Hussein a été transformée et le régime dictatorial de Saddam Hussein a utilisé des unités de l’OMPI fondées sur les besoins du gouvernement irakien de l’époque, notamment le meurtre et l’enlèvement de gardes-frontières iraniens, les attentats à la bombe sur les routes frontalières, ainsi que le réseau de transport et de destruction du pétrole et du terrorisme. En Iran, M. Radjavi était très fier d’annoncer ces actes et, à l’exception de rares cas, tels que l’explosion du siège du parti de la République islamique, du bureau du Premier ministre et du parquet, il a procédé à des opérations officielles et publié des déclarations officielles.

Il est naturel de rappeler que le 17 juin 2003, Maryam Radjavi et 165 personnes ont été arrêtées par la police française à Orsour Ovaz, dans la province de Valdez, en France, et arrêtées par la police française à Sergei et par la police française avec plus de 9 millions d’euros d’argent sale. Les bons d’huile donnés par Saddam Hussein ont été saisis sous la baignoire de Mme Maryam Radjavi, et sur ordre de Rajoy, avec sacrifice de soi et brochettes humaines dans les rues de Paris et de plusieurs villes européennes, la police française a été obligée de se retirer alors que nous étions tous à l’époque. Nous étions au bord de l’auto-immolation en Irak, avec les barrages d’auto-immolation en éruption simultanée avec toute l’Europe en Irak. La police humanitaire et des juges français ont été arrêtés pour le crime de Radjavi.

Le suicide est devenu banal dans le culte de Radjavi 24 heures sur 24, sept jours sur sept, à la suite de tortures physiques et psychologiques et du contrôle constant des esprits dans la citadelle d’Ashraf en Irak, du suicide d’Alan Mohammadi, âgé de 17 ans, à Yassir Akhbâri, Pavin Serer et des dizaines d’autres.

M. Major, l’organisation qu’elle défend, est une communauté totalement inhumaine qui commet et perpétue la faute la plus grave dont ses membres sont victimes, une organisation qui a élu quelqu’un pour être le chef à vie de l’organisation menottée. Et ses poudres, ses dirigeants sont constamment à la recherche de la guerre et de la fraternité en Iran, et non du peuple iranien, ni de l’opposition, ni du manque de base sociale en Iran.

Selon les médias, les anciens responsables américains participant aux réunions du groupe reçoivent 10 000 dollars par minute de reconnaissance, soit 50 000 dollars dans un discours de cinq minutes. J’ignore combien d’installations gouvernementales vous fournissez à ce groupe terroriste lorsque vous assistez à ses réunions. Mais je sais que la vérité ne sera pas cachée.

Monsieur le maire

Je vous demande encore une fois de nous permettre, nous qui sommes séparés de cette secte, de parler et de répondre aux allégations des dirigeants des Moudjahidines. La France est un pays de droit et de démocratie. La mafia veut légitimement que tous les détracteurs et les détenus incarcérés sous le régime iranien nous enlèvent et nous étranglent.

M. Radjavi a menacé à plusieurs reprises de nous tuer, ainsi que de dizaines d’autres personnes dans différentes régions d’Europe et de France, formées par Maryam Radjavi à l’assassinat et à nous enlever physiquement avec des documents et des plaintes.

Monsieur le maire

Ne pariez pas sur le cheval mort L’OMPI est morte aux yeux du peuple iranien et déteste fortement le peuple iranien, en particulier la jeune génération. L’organisation a arrêté et emprisonné environ deux mille personnes, à l’âge de soixante ans en Albanie, dans un château appelé Ashraf, qui a malheureusement annoncé l’idéologie de ce château et l’idée imaginée par les moudjahidines comme la sœur d’une région parisienne!

Mujahedin e-Khalq MEK From Iraq to Albania

Monsieur le maire

Au 21ème siècle, le culte de Rajoy fut la pire exploitation de ce type d’esclavage intellectuel. Cette communauté a coupé tous les contacts avec les membres du monde extérieur, personne n’ayant osé communiquer avec sa famille, et tout contact avec le monde extérieur, en particulier la famille, est un crime grave.

Pour nous, séparés de l’organisation en 2014, Internet et les téléphones mobiles étaient un phénomène étrange que nous n’avions jamais vu auparavant, et à l’exception des informations techniques, nous n’avons jamais eu accès à aucun média, même de la présence de la radio de masse et de ceux qui fabriquaient la radio secrètement. Ils étaient les comptes d’argile les plus organisés.

Monsieur le maire, MEK n’a aucune confiance dans le contenu. Ce que l’on appelle l’élection du Secrétaire général dans cette communauté est un ridicule déploiement d’offre politique.

Ce culte s’abstient de collecter des fonds et de se faufiler dans la sombre paroisse de Paris en louant des séminaires en ligne pour immigrants et étudiants d’Europe de l’Est et en exigeant une base sociale avec ces performances ridicules.

Si nous nous séparons de l’organisation sur la base de notre droit légal de tenir une réunion dans la municipalité de Paris, nous révélerons les détails des relations internes de la secte afin que vous et vos collègues puissiez comprendre la vraie nature de la communauté.

Cordialement

Azadeh  issa

France – 3 septembre 2019

(پایان)

خطاب به فرنسوا لوگاره – Jean-François Legare, maire de la province de Paris 

لینک به منبع

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تناقضات-مشمئز-کننده-در-فرقۀ-رجوی،-سازم/

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجویعیسی آزاده، وبلاگ بیان حقیقت، سی و یکم اوت 2019:… الآن هم که با یک موز گرم و با یک غوره سرد می شود یک روز حرف های ترامپ و وزیرش را غیر مسئولانه می خواند یک روزهم به بولتون دل خوش می کند. جالب تر اینکه امروز تیتر زده از قول ترامپ و وزیر خارجه اش که امریکا خواهان تغییر مسیر حکومت ایران است در حالیکه همین چند روز پیش ترامپ در نشست جی 7 در پاریس گفت که هدف آمریکا تغییر رژیم ایران نیست بلکه آمریکا یک ایران قوی می خواهد. فکر کنم سران فرقۀ رجوی در اثر این تناقضات و پرت و پلا گویی ها دچار جنون گاوی شده اند. تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض 

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجویتحریم خواست مجاهدین خلق بود نه ملت ایران

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض؟!

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

عیسی آزاده فرانسه

عیسی آزاده فرانسه

فرقۀ رجوی در تگنا و بن بست سیاسی با مغلطه گویی و با وارونه جلوه دادن مسائل و معضلاتش بقول معروف دست پیش می گیرد که پس نیفتد غافل از اینکه علیرغم همۀ خوش رقصی ها و اثبات مزدوری اش به بیگانه و ارباب، بجز دیکتاتور سابق عراق هیچ رهبر سیاسی و یا کشوری این جریان مافیایی را جدی نگرفته است و هر چه بیشتر در انزوای سیاسی قرار گرفته است.

.در آخرین نمایش خیایانی این جریان مافیایی در پاریس با آوردن تعدادی از عناصر بازنشسته اش از جاهای مختلف و اجارۀ تعدادی مهاجر برای این نمایش بازهم بی آبرو شد و ایرانیان مستقل و بیزار از این جریان مافیایی اجتماعشان را جدا کرده و اعتراضاتشان را به این فرقه آلوده نکردند. در داخل کشور هم که این فرقه دقیقا از رفتار و خصوصیات کفتارگونه استفاده می کند و هر حرکت اعتراضی از هر قشر جامعه را به کانونهای موهو م شورشی برچسب زده و مصادره می کند. کانون شورشی اصلا وجود خارجی ندارد و فقط یک اسم بی مسما است که همانند صدها اسم های بی مسمای دیگر که در گذشته توسط این جریان مافیایی اعلام شدند بعد از مدتی از فرط رسوایی و خالی بودن چنته شان آنها را هم از سایتهایشان پاک خواهند کرد چرا که سالهای اذهان اسرایشان را با کلمات پرطمطراقی مانند هسته های مقاومت، تیمهای ارتش ازادیبخش در داخل ایران و ستاد داخل کشور و فرماندهی ارتش ازادیبخش در داخل ایران، انجمن های به اصطلاح هوادار در داخل ایران، پایگاههای مقاومت در داخل ایران، ستاد مالی داخل کشور و دانشجویان و سندیکاهای کارگری هوادار در داخل کشور وووو…. مشغول کرده بودند که اکنون دیگر از این واژه ها در رسانه های فرقه خبری نیست. الان هم شب و روز کانون شورشی می خورند و کانون شورشی می پوشند و اخیرا به  چند شهر هم پسوند شورشی اضافه کرده اند!!! منتظر فیلهای بادی بعدی هستیم!!!

براساسا تجارب چند ده ساله و مشاهدات عینی و دست اندر کار بودن، یک دوره 6 ساله در عراق کار فرقه هزینه کردن سرسام آور برای جذب جوانان عراقی  و عشایر روستایی و تعیین مستمری برای آنها هیچ ثمره ای نداشت و آخرش مشخص شد که باد هوا بوده است و در همان دوران بیش از صد سازمان و حزب و انجمن جعلی توسط فرقه ایجاد شد و یک کار تبلیغاتی بسیار گسترده هم در کنارش انجام میشد از تهیه مهر و کارت و لوگو و سربرگ تا درست کردن کارت شناسایی برای افراد برای عبور از ایستگاههای کنترل امریکایی ها وو…. حتی کار به جایی رسید که چند صد جوان عراقی از روستاها و شهرهای اطراف اشرف مانند نای،  دوجمه،  مرفوع کبیر و صغیر و شهرستان خالص و مقدادیه و منصوریه و بعقوبه و…. را در اشرف پانسیون و شروع به آموزش تشکیلاتی و نظامی و ایدئولوژیک آنها کردند که در همان یک ماه اول آنهمه آموزش تشکیلاتی و نظامی و ایدئولوژیک برای افرادی فاقد سواد و غیر سیاسی با گرایش های شدید قبیله ای شکست خورد و هر جلسه به اصطلاح انتقادی برای افراد مسئول آنها در فرقه با کتکاری و داد و بیداد و فحاشی تمام میشد تا اینکه فرقه تحت فشار دولت وقت عراق و آمریکایی ها مجبور شد که پایگاه این عناصر را ببندد و با وعده و وعید و دادن پول های زیاد آنها را بعنوان نیروی ذخیره به خانه هایشان روانه کرد که متاسفانه بیش از نود درصد این جوانان که دیگر انگیزه ای برای کار و زندگی نداشتند بعدها جذب القاعده و بعد هم داعش شدند خدمتی که رجوی به القاعده و داعش در عراق کرد هیچ کدام از پشتیبانان این جریان های تروریستی نکرده اند.

این تناقض را فرقه به حساب خودش قورت داده اما بارها گلویش را گرفته است.

یک تناقض عجیب دیگر در دستگاه تئوریک فرقه تغییر آموزش های تشکیلاتی بود. بعد از سقوط دیکتاتور عراق و مسلط شدن آمریکایی ها در عراق رجوی قافیه را باخت و از ترس قالب تهی کرد که تاثیر متقابل آن روی روحیه تک تک ما هم بود و از بالا تا پایینمان انگار گرد مرگ به رویمان پاشیدند. به هر حال رجوی با ترفند اینکه ما خلع سلاح نشدیم بلکه داوطلبانه سلاحهایمان را تحویل دادیم سرهمه مارا شیره مالید و در آخر هم گفت من بین سلاح و شما  صاحب سلاح یعنی شما را انتخاب کردم.

با اعلام خبر عملیات تروریست ها و زدن برج های دوقلو در آمریکا فرقۀ رجوی جشن وشادی در قرارگاه باقر زاده (گوشه ای از پادگان طارق گارد جمهوری عراق) برگزار کرد و از همۀ بلندگوها سرود نبرد با آمریکا و نابود باد آمریکا پخش می شد و رجوی هم باد به غبغب می انداخت که «بنازم به اسلام که حتی در خوانش ارتجاعی اش ببین چه می کند وای به روزی که اسلام انقلابی خواهر مریم وارد شود».

یادم هست وقتی بعد از یک کش و قوس طولانی با سازمانهای اطلاعاتی آمریکایی در عراق و ارتش آمریکا که باید برای مصاحبه نزد آمریکایی ها می رفتیم و تک به تک اسکرین می شدیم همه افراد توجیه می شدند که یادتان نرود در رابطه با برادر مسعود بگویید او از دوران زندان در زمان شاه هیچ خصومتی با آمریکا نداشته و ما دشمن را ارتجاع و آخوند ها می دانستیم واقعا جالبه حتی در دوران شاه هم بگویید رجوی گفته دشمن ما همان زمان هم ارتجاع بوده است!!!

در تدوین آموزش های جدید تشکیلاتی و تاریخچۀ سازمان بخش مربوط به کشتن و ترور مستشاران آمریکایی و ضد امپریالیست بودن سازمان مجاهدین بطور کامل حذف شد اما در تمام کلاس ها هر روز خبر از تنش و بهم ریختگی گزارش می شد که سرود نبرد با امریکا چه شد؟ سرود سرکوچه کمینه مجاهد پر کینه آمریکایی بیرون شو خونت روی زمینه چه شد؟ سرود میلیشیا که «بریز بر جهانخواره آتش میلیشیا» چه شد؟ امپریالیسم جهانخوارچه شد؟  اصلی ترین دشمن خلق ها چه شد؟ وو… اینها متداول ترین سئوالانی بودند که افراد از مربیان می پرسیدند. مربیان بیچاره پاسخ جدی نداشتتند و آخر هم کلاس با انبوهی تناقض تمام میشد و این سیکل مرتب ادامه داشت.

در جریان دادگاه پوئک در انگلیس وکیل ها و نمایندگان فرقه رجوی به وضوح اعلام کردند که سازمان مجاهدین دیگر جنگ مسلحانه و خشونت را کنار گذاشته و خط مشی آن مبارزه سیاسی و متمدنانه است.

بعد از خروج از لیست دوباره رجوی شعار جنگ مسلحانه و ارتش موهوم ازادیبخش را علم کرد.

با روی کار آمدن ترامپ هم فرقه از حول حلیم در دیگ افتاده و هنوز هم در حال دست و پا زدن است و در سال 2018 هم اعلام کرد که رژیم تا تا پایان سال سرنگون خواهد شد.

الآن هم که با یک موز گرم و با یک غوره سرد می شود یک روز حرف های ترامپ و وزیرش را غیر مسئولانه می خواند یک روزهم به بولتون دل خوش می کند.

جالب تر اینکه امروز تیتر زده از قول ترامپ و وزیر خارجه اش که امریکا خواهان تغییر مسیر حکومت ایران است در حالیکه همین چند روز پیش ترامپ در نشست جی 7 در پاریس گفت که هدف آمریکا تغییر رژیم ایران نیست بلکه آمریکا یک ایران قوی می خواهد.

فکر کنم سران فرقۀ رجوی در اثر این تناقضات و پرت و پلا گویی ها دچار جنون گاوی شده اند.

اولا همه ایرانیان و مشخصا چهره های مطرح سیاسی در داخل ایران و جریان های ایرانی خارج کشور به اتفاق خواهان تغییر مسیر از جمله نگرش در قانون اساسی و پایان دهی به فرد محوری و ولایت فقیه و انتخابات شفاف و لغو ممیزی های شورای نگهبان و غیره هستند.

فرقۀ رجوی استاد جعل خبر و فتوشاپ و سند سازی قلابی و کشکی است اما دیگه جرات نمی کند که حرفهای ترامپ و وزیر خارجه اش را دستکاری کند  و وارونه نماید.

بهر روی هر قسمت و هرجا ی این فرقه تبهکار که متمرکز بشوید مملو از تناقض و فریبکاری است.

از عکس رهبر مرده اش که عکس 25 سال قبل اورا نشان می دهد و گاهی هم که مریم قجر یاد دوران چریکی اش می افتد عکس دوران جوانی همسر مرحوش را بنمایش می گذارد.

اما مهمترین و اصلی ترین تناقض در دستگاه این فرقه تناقض ایدئولوژیک است. اقای علامه حسینی در یکی از سخنرانی هایش مطرح کرد که مریم رجوی گفت من اعتقادی به حجاب و روسری ندارم ولی مجبورم این فرم را رعایت کنم چون ما اعلام کرده ایم یک سازمان مسلمان و شیعه هستیم.

درامور و مسائل شرعی و به غایت ارتجاعی مربوط به فقه شیعه رجوی هزار بار از مرتجع ترین آخوندهای شیعه هم مرتجع تر است.  از جزیی ترین مسائل شرعی تا کلی ترین آنها دست آخوند ها را از پشت بسته است. در داخل تشکیلات فرقه ای که اینهمه به دامان آمریکا چسبیده و خودش را در محافل اروپایی و آمریکایی به صورت مدرن و امروز و ضد ارتجاع و سکولار لانسه می کند ما حق نداشتیم پیراهن آستین کوتاه بپوشیم یا جوراب نپوشیم و حتی موکتها را در محوطۀ اشرف جوراب به پایمان می شستیم!! و کسی حق نداشت جلوی مسجد و یا در بیرون در دید خواهران وضو بگیرد!! یا جلوی خواهری حتی در اتوبوس بخوابد!! هیچ خواهری حق نداشت از برادری در بیمارستان حتی اگر نسبت خانوادگی داشته باشد مثلا دختری از پدر مریضش عیادت کند چون باید وارد اتاقهای بستری بشود که برادران در آنجا دراز کشیده اند!! و وقتی خواهران که با لباس و حجاب کامل اسلامی در خیابان می دویدند خیابان را می بستند و هیچ برادری نباید خواهری را در حال دویدن ببیند!! و خواهران نباید به تماشای مسابقات فوتبال برداران بروند!! وآن شدت جداسازی زن و مرد که در تشکیلات سراسری فرقه در خارج و عراق و آلبانی برقرار بوده و می باشد در هیچ رژیم ارتجاعی مذهبی وجود نداشته و ندارد. مثلا در کدام کشور اسلامی متعصب مرتجع پمپ بنزینها را زنانه و مردانه می کنند؟ که رجوی در اشرف برقرار کرده بود. اگر عکسهای زنان در قرارگاههای فرقۀ رجوی با آن حجاب محکم که یک تار مو هم نباید بیرون باشد و با آن لباسها در گرمای عراق را با عکسهای زنان در خیابانهای تهران زیر حاکمیت آخوندها مقایسه کنید به تناقضات دستگاه رجوی از مادون ارتجاعی  تا شعارهای مافوق مدرن مریم قجر در محافل اروپایی به خوبی پی می برید.

در همین حال و در اوج تناقض، خنده دار تر از همه این است که مریم قجر با روسری قرمز اسلامی استالینی اش! شعار لائیسیته و سکولاریسم می دهد. یادمان نرفته است وقتی دونفره به هم نان قرض می دادید رجوی می گفت انتخابات یعنی چه؟ مریم مهر تابان رئیس جمهور مادام العمر ایران  و مریم هم می گفت مسعود رهبری است که زمینه ساز ظهور حضرتش خواهد شد!!. حالا خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل فرقۀ سر تا پا دروغ ودغل و تناقض.

اما طنز داستان اینجاست که نفرات تشکیلات فرقۀ رجوی از بالا تا پایین نماز را برای رفع تکلیف  می خوانند و آنهم نه کامل بلکه برای دیده شدن و ترس از انتقاد نشدن و روزه راهم برای رژیم غذایی و یا جلب توجه می گیرند.

سخت گیری مربوط به پوشاک زنان و مردان و تفکیک شدید جنسیتی هم در تشکیلات بخاطر ترس از رابطه برقرار کردن زنان و مردان است زیرا زنان و مردانی که قریب سی سال با اجبار در تجرد قرار گرفته اند به شدت تحت فشار مسائل جنسی شان هستند وبه هر در و دیواری می زنند که رابطه برقرار کنند چرا که این خصوصیت هرانسان و حق طبیعی اش هست. در اینجا رجوی برای حفظ نیروها و استثمار فکر شان مسلمانی را کنار می گذارد چون به ضررش است زیرا رجوی و همسرش در اذهان تک تک افراد فرو کرده بودند که بین بین المرء شما و در قلب و ضمیر تان فقط باید دونفر باشد مریم و مسعود!! اگر شما زن بگیرید یا شوهر کنید دیگر عشقتان به رهبری کم می شود البته اینهم دروغ بزرگی است. آنها در تشکیلات انسانها را به ربات مبدل کرده اند و در قرن 21 بدترین نوع استثمار یعنی استقمار فکری را اعمال می کنند انهم با کنترل ذهن تک تک افراد در 24 ساعت روز و هفت روز هفته . این کار  به غایت ضد انسانی و خلاف قانون رجوی با سخت گیری های شدید تشکیلاتی و کنترل ذهن به اجرا در می آید.

از دیدگاه ایدئولوژیک مراسم های مذهبی از جمله سوگواری های مربوط به ماههای محرم و شب های قدر و نمازهای عید فطر و قربان هیچکدام جنبه اعتقادی ندارند اما برای قیاس کردن خودشان با مسلمانان شیعه و منزوی نشدن مجبور به نمایشهایی در این زمینه ها هستند.

سرتا پای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) که در حال حاضر بعنوان یک سازمان مافیایی ابزار دست قدرت ها و سازمانهای اطلاعاتی  است مملو از تناقض و تلاش بیهوده برای رفع ورجوع آنها است.

تلاش می کنیم که در فرصتی دیگر به جزییات این تناقضات بپردازیم.

عیسی آزاده

29 اوت 2019

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض؟!

لینک به منبع

***

رجوی بازیگری خیالی در دنیای سیاست امروزیسازمان مجاهدین خلق ؛ از توهم تا واقعیت

علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی در بروکسل بلژیکوحشت فرقۀ رجوی از ریزش نیرویی در آلبانی

همچنین: