خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانینجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم ژانویه 2021:… رجوی با دادن رشوه و همدستی با باند هایی در دولت آلبانی و سازمان کمیساریای عالی پناهندگان وظیفه آنها را خریده است تا بتواند خنجر پول را بر بالای سر اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی نگاه دارد تا آنها مطیع و رام شوند . رجوی خنجر خود را  تنها  با دروغ و نیرنگ و زدن اتهامات دروغین تیز می کند تا روند جدایی اعضای ناراضی و منتقد از فرقه مجاهدین خلق را کند کند. رجوی امضای متن زیر را شرط دادن ماهیانه حدود 200 یورو به اعضای جداشده ای که ده ها سال برای وی بطور شبانه روی مجانی کار می کردند، قرار داده است. خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی 

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانیخود افشاگری فرقه رجوی – از حق السکوت به موازات بستن راه ارتباط با خانواده ها استفاده می کنیم

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

زانو زدن و امضای متن فرقه رجوی شرط کمک ماهیانه 200 یورو

رجوی خنجر خود را  تنها  با دروغ و نیرنگ و زدن اتهامات دروغین تیز می کند تا روند جدایی اعضای ناراضی و منتقد از فرقه مجاهدین خلق را کند کند.

در حالیکه اعضای سازمان مجاهدین خلق چندین دهه با گذشتن از میهن ، جان ، خانواده ، و کار و سرمایه خود  ، بطور شبانه روی آگاهانه یا ناآگاهانه برای پیشبرد خط فرقه مجاهدین خلق به رهبری رجوی تلاش می کردند و رجوی هم با دادن  لیست تعداد آنها  از صدام حسین و بعد ها عربستان سعودی و اسرائیل پول یومیه دریافت می کرد، اما همچنان مصمم در تیز کردن خنجری به نام پول است تا بر تارو پود باقی مانده ار چندین دهه بیگاری اعضای سازمان مجاهدین خلق است . رجوی با دادن رشوه و همدستی با باند هایی در دولت آلبانی و سازمان کمیساریای عالی پناهندگان وظیفه آنها را خریده است تا بتواند خنجر پول را بر بالای سر اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی نگاه دارد تا آنها مطیع و رام شوند . رجوی خنجر خود را  تنها  با دروغ و نیرنگ و زدن اتهامات دروغین تیز می کند تا روند جدایی اعضای ناراضی و منتقد از فرقه مجاهدین خلق را کند کند.

رجوی امضای متن زیر را شرط دادن ماهیانه حدود 200 یورو به اعضای جداشده ای که ده ها سال برای وی بطور شبانه روی مجانی کار می کردند، قرار داده است.

تیرانا، هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 14.01.2021

درخواست تمديد كمك مالي در 6 ماهه اول سال 2021

سال گذشته در بحران بی سابقه کرونا  در جهان ، سازمان تلاش کرد که به هر ترتیب در ورای تمام مشکلات مالی مسئله حداقل هزينه هاي مرا  تأمین كند. ميدانم كه  سازمان کماکان  با محدوديتهاي  مالي  در شرايط كرونا روبروست ، با اينحال تقاضا دارم سازمان مجاهدين خلق ايران كمك هزینه مالي به اينجانب ………..را از ابتداي سال 2021 به مدت ششماه ديگر تمديد كند. من اين مبلغ را قرض تلقي ميكنم و در اولين فرصتي كه بتوانم بر ميگردانم و مي دانم سازمان آن را در مسير سرنگوني هزينه مي كند.

همچنانكه قبلاً هم نوشتم حق سازمان است كه سازمان به محض اطلاع از هرگونه ارتباط مشكوك و آلوده با مأموران و مزدوران و مرتبطين با دشمن هرگونه كمك و رابطه اي را با هر كس قطع كند.

البته من با مرز بندي كه با رژيم و عوامل آن دارم  در هرحال تعهد خود ميدانم كه مستمرا در برابر سفارت رژيم و مزدوران اطلاعات و سپاه قدس که هدف آنها ایجاد ناامنی و فضای مسموم سیاسی در آلبانی است ، افشاگري و موضعگيري كنم و هرگونه اطلاع از تحركات جاسوسي و شيطان سازي و توطئه هاي تروريستي آنها را  با سازمان در ميان بگذارم .

اسم-امضا-تاريخ

لینک به منبع

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خنجری-در-دست-رجوی-برگلوی-نجات-یافتگان-ا/

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان از مجاهدین

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگانمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم ژانویه 2021:… باید از آقای ابر استراتژیست پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟ خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجویخاطرات مالک بیت مشعل :  مغز شویی در سازمان مجاهدین خلق

خنجری در دست رجوی  بر گلوی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی

خنجری به نام پول برای سرکوب

مالک بیت مشعل ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.01.2021

در هر کجای دنیا وقتی فردی به استخدام یک شرکت و  یا موسسه ای در میآید آن شرکت موظف به پرداخت حقوق ماهیانه و در نهایت بعد از گذشت مثلاً ۳۰ سال حقوق بازنشستگی به فرد مزبور تا زنده است پرداخت کند. بعلاوه دیگر مزایا که همه از آن اطلاع دارند . در این دنیا نفراتی هستند که بر اثر یک اشتباه و یا عدم شناخت و یا فریب وعده های فرقه ای را خوردن و بیش یا کم سه دهه برای این فرقه کار کردند جان کندن و در همه شرایط این فرقه را همراهی کردند سالیان به عنوان یک رباط شبانه روزی در زیر بمباران و موشک باران گوش بفرمان بودند . علیه خانواده و خویشان خود قلم فرسایی کردند سنگ پرتاب کردند و در تلویزیون با خانواده اتمام حجت کردند . در جنگ‌های نابرابر با دست خالی مطیع بودند جلو خودرو  زرهی و رگبار مسلسل سینه سپر کردند . در مصاحبه‌های مختلف حرفهای دروغ فرقه را دیکته کردند و از فرصتهایی که در مقابلشان بود چشم پوشی کردند .جوانی را سفر کردن تا مرگ و پیری بدون چشم داشت و مستمر لبیک گفتند . به همه سیاستهای غلط رهبری فرقه به دید مثبت نگاه کردند و اطاعت کور کورانه کردند . سالیان در جاده های تنگ و تاریک در پی روشنایی دویدند که وعده آن را داده بودند .  و چه سان به خواست رهبری در شبهای ظلمانی پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ هشت ساله گذاشتند و گاه با یک پای قطع شده برگشتند .

آنها سالیان سال در دهلیزهای تانک و نفربر در گرمای بالای ۵۰ درجه سانتی گراد فرمانها را مو به مو اجرا کردند . بالاتر از هر چیز دیگری گفتند که بر سر لوحه سازمان نوشته فدا و صداقت همه با فدا و صداقت سالیان را سر کردن ولی در نهایت همه دیدند که نه سازمان و نه رهبری پاکبازش از فدا و صداقت سالیان نوری فاصله دارند و همه دیدند برای بقای خود و حفظ جان خود منطقه خطر ترک و به ساحل امن پناه بردند وقتی فردی سئوال کرد  که رهبری کجاست در جواب گفتند برای هدایت جنبش از منطقه جنگی خارج شده در سال ۱۳۶۰ هم به همین منوال با جا گذاشتن زن و بچه خود جان خود را برداشت و در کنار ساحل امن در فرانسه پناه گرفت و وقتی به عراق رفت به طعنه می‌گفت این چه مبارزه ایی است که مدعیان میکنند در کنج قهوه خانه نشستن نشد مبارزه . آنهایی که  به رجوی در آن سالیان در زندان  پشت کردند  خائن و مهدور الدم و محکوم به مرگ شدند و آنهایی که از مرگ جستند رجوی باز طلبکار بود که شما چرا اعدام نشدید یکی نبود از حضرت عالی سئوال کند شاه چرا تو را اعدام نکرد و حالا بعد از چهار دهه باز آقا طلبکار است که چرا بعد از این همه سالیان په من پشت کردید و مبارزه را ترک کردید .

باید از آقای ابر استراتژیست پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟

بله گذر زمان  همه چیز را مثل روز روشن میکند و زشتیها را عیان میکند . شما که در سال ۱۳۵۸ می‌گفتید ای حسین ما صدای تو را به گوش مظلومان در هر کجای دنیا که باشند می‌رسانیم ولی دیدیم در گذر زمان شما مظلوم کش شدید همان کسانی که خود گوهر بی بدیل نام گذاری کردید و همان افرادی که شبانه برای اجرای دستورات شما در ظلمات شب پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ گذاشتند . همین انقلابیون سابق با اهرم پول در برابر مزدوری و یا بهتر پول در برابر پنهان کردن تمام اشتباهات رجوی در این چند دهه گذشته . براستی این اهرم فشار تا چه اندازه میتواند روی افراد تاثیر گذار باشد لاجرم این تیر به سمت خود فرقه برمیگرددو گریبان آنها را میگیرد . اگر از توطئه‌های فرقه علیه جدا شده ها هر چه  بگویم کم گفته ام از برچیدن کمیساریا و رمسا و درخواست از دولت برای دستگیری افراد جدا شده در آلبانی و هزاران توطئه دیگر با هزینه‌های هنگفت ولی با این همه تاثیری نداشته .

بله رجوی که خود را  روزی ضد استثمار و غیره می‌دانست حالا ببینید چه سان با خنجری بنام پول افراد را استثمار میکند و با شعار هر که با ما نیست بر ماست فشار را بر افراد میآورد . ولی رجوی طرفی از این کار بی حاصل نخواهد بست و شکست محتوم و اضمحلال این فرقه در چشم انداز می‌باشد.

لینک به منبع

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

خنجری به نام پول برای سرکوب

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/محاسبه-کالری-مصرفی-،-معیار-ارزش-زنده-ما/

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحمیرا محمد‌نژاد، بسوی آزادی، دوازدهم ژانویه 2021:… به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

آنچه که امروز بر فرقه می‌گذرد

حمیرا محمدنژاد آلمان

خانم حمیرا محمدنژاد آلمان

شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید.

در پی شیوع بیماری کرونا هر روز شاهد کشته شدن تعداد بیشتری از افراد در بند فرقه رجوی هستیم. آنچه که بوضوح بر بی‌کفایتی این فرقه در محار شیوع هر چه بیشتر آن در اردوگا ههای خود را نشان می‌دهد. و اما شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید. در همین راستا اسامی افرادی همچون سعیده شا هرخی ما را بیشتر از پیش به تأمل وادار می‌کند. خانم سعیده شاهرخی که از بیماری پارکینسون رنج می‌برد و سالیان آخر عمرش را بر روی صندلی چرخدار می‌گذراند، فردی بدون مرز بندی انسانی در مناسبات رجوی یکی از عوامل سرکوب سازمان بوده و همواره در آزار و اذیت اعضای این فرقه نقش مهمی را ایفا می‌کرد. خانم شاهرخی بنا به دستور رجوی هر گاه که فردی مخالف ایدئولوژیک فردی رجوی صحبت و یا اعتراضی می‌کرد فرد را به ترور روحی و شخصیتی گرفته و بدترین مارکهای مختلف را به افراد میزد. و حال می‌بینیم که چگونه خود در تنهایی و بدون اینکه فرقه رجوی اهمیتی به مریضی پیشین او ودر نتیجه حفظ ایشان از بیماری کرونا جانش را برای هیچ از دست داد.

همه ما به وضوح می‌دانیم که افراد با سوء بیماری حفاظت بیشتری در مقابل این بیماری نیاز داشته و در محیط بهداشتی با امکانات مناسب باید بسر ببرند. آنچه که در اینجا شاهد آن هستیم و شاید هشداری برای شکنجه گران دیگری همچون مهوش سپهری، کبری طهماسبی و دیگر شکنجه گران این فرقه باشد. با تاسف می‌توان گفت که تاریخچه سیاه سازمان مجاهدین هر روز نشانگر متوالی شدن بیشتر این فرقه و رو به سیاهی رفتن بیشتر آن را در پی دارد. فرقه ای که سالیان سال با اعمال خود نشان داد ه که پایه و مبنای استواری نداشته و فرد طلبی و قدرت طلبی تنها رهرو این فرقه بوده و است. فرقه ای که همیشه به دروغ و تزویر و سانسور واقعیت‌ها ی بیرونی، افراد خود را در تاریکی مطلق نگه داشته تا بتواند صباحی بیشتر بر آنها حکومت کند. براستی که هر چه زمان می‌گذرد با نگاه به پروسه درونی و بیر ونی این فرقه روزنه روشنی در آن نمی‌یابیم. فرقه ای که دستش به خون همو طنان خود و اجیر کردن افراد بسیاری در اردوگاههای اجباری آغشته میباشد. و هر چه بیشتر با مغز شویی افرادی همچون سعیده شاهرخی و ساختن جلادانی از این افراد در آرزوی ثبات میباشد.

فرقه رجوی در حالی که سنگ مردم ایران را به سینه می‌زند لیاقت و شایستگی یک بهداشت مناسب برای افراد نگون بخت خود را ندارد. باید در اینجا به مریم اعضدانلو و مسعود رجوی تاکید کرد که مردم ایران در سه دهه گذشته تاوان بی لیاقتی و خطا های سیاسی و خودمحوری شما را داده‌اند که تماما نتیجه آن فریبکاری ها و شعر و شعارهای حقوق بشری شما بوده و اکنون خودتان در زیر بار یک بیماری اپیدمی کمر خم کرده و هیچ راه حلی برای آن ندارید. واین در حالی است که برای تبلیغات فرقه ای خود میلیونها هزینه میکنید و اما برای بهداشت افراد خود هیچ تمایلی نشان نمیدهید. افرادی که به دلیل سنی بالا به طور مضاعف نیاز به رعایت بهداشت و درمان دارند. افرادی که چه جوان و چه پیر به دلیل فشارهای روانی و روحی و جسمی فر سوده شده و ایمنی بسیار پایینی در قبال انواع امراض و بخصوص ویروس کرونا را دارند.

به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. و بدین گونه می‌بینیم که رجوی یک نسل رو به تباهی کشوند نسلی که بدنبال یک آرمان بلند زمانی تصمیم به پیوستن به این سازمان را گرفتند. و متاسفانه الان وضع اسف بار اونو به وضوح همه می‌بینیم، شاید تا دیروز در لابلای اشرف در عراق می توانست مخفی کاری کرده و آمار کشته شدگان را مخفی نگه دارد و اما در کشور آلبانی با توجه به اینکه لیست اسامی تمامی افراد به ثبت رسیده امکان این را به فرقه برای مخفی نگه داشتن اسامی را نمی‌دهد و دیر یا زود مجبور به آشکار کردن اسامی کشته شدگان میباشد.

و در اینجا به تمامی شکنجه‌ گرانی چون مهوش سپهری و امثال آن هشدار میدهم که تا هنوز فرصتی برایتان باقی مانده از سرنوشت سعیده و سعیدها عبرت گرفته و دست از کارهای گذشته خود برداشته و اگر نمی‌خواهید پلی باشید حداقل مانع نباشید و بگزارید افراد به راحتی دنبال زندگی مور دلخواه خود بروند شاید که باشد در تاریخ یک عمل کرد درست از شما به ثبت برسد. در اینجا باز از تمام سازمان های بشردوستانه و بهداشت آلبانی و بهداشت اروپا در خواست رسیدگی به افراد در پشت حصار این فرقه را دارم.

حمیرا محمدنزاد  11.01.2021

لینک به منبع

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

خنجری به نام پول برای سرکوب 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مرگهای-خاموش-در-فرقه-رجوی/

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجویحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، اول ژانویه 20201:… آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود. بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم.. مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

سرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجویسرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجوی دوران ترامپ و انتخابات امریکا

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

حمیرا محمد نژاد، آلمان

خانم حمیرا محمد نژاد، آلمان

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

انتخابات ریاس جمهوری آمریکا و ربط آن با سازمان مجاهدین: اول باید دید چرا انتخابات امریکا برای سازمان این درجه اهمیت دارد؟ از انجاییکه سازمان مجاهدین نه پایگاهی در داخل ایران و نه خودش اهرمی برای مبارزه با رژیم ندارد بنا بر این تماما چشم به تحولات سیاسی و بخصوص امریکا دارد بلکه بقول خود رجوی تغاری بشکند و کاسه ای برای لیسیدن به وی برسد، اما مهمتر و نقدتر تاثیر این تحولات بر تشکیلات فرسوده و خسته سازمان است. هنگامیکه ترامپ از قرارداد برجام خارج شد سازمان در داخل و خارج تشکیلات در بوق و کرنا تغییر دوران اعلام کرد که دوران مماشات تمام شده … و برای صدمین بار زمانبندی سرنگونی آن هم بر اساس گفته یکی از حقوق بگیران ثابت یعنی جان بولتون که گفته بود رژیم چهل سالگی خود را نخواهید دید اعلام کرد. همه و همه برای امید دادن به نفرات ولو برای چند صباح بود. در واقع تمام رویاها و حسرت رجوی برای قدرت در ترامپ گره خورده بود بطوریکه با کشتن قاسم سلیمانی دیگر رجوی عنان از کف داد و بعد از سالیان در پیام گفتاری با صدای لرزان که نشان از تشدید بیماری دیابت وی بود برای دیگر مقامات رژیم شاخ و شانه کشیدن و تهدید کردن خنده حضار، بایستی به وی یاداوری میشد که مثل اینکه عمل را کس دیگری انجام داده بهر حال از طنز داستان بگذریم. اما باید یادآور شد که در شکاف تضاد ترامپ با رژیم سازمان هم چندان بی نصيب نماند چرا که دولت البانی خودش را با سیاست روز امریکا تنظیم می‌کند و در این میان سازمان توانست میزانی پیش برود و میخ هایش را در میان دستگاه سیاسی البانی تثبیت کند از جمله دستاوردها که کم هم نبودند از دور خارج کردن کمیساریای پناهندگی که حامی جداشدگان بود همچنین اخراج سفیر ایران و محدودیت سفر برای اتباع ایران و مهار ریزش ها که سیگنال های آشکاری از فروپاشی میداد در اوج آن تاسیس اشرف۳ با همان ویژگی های اشرف در عراق یعنی حصارکشی و ایزوله کردن و قطع ارتباط با دنیای بیرون. اولین نتایج نظرسنجی ها که نشان از برتری جو بایدن میداد ناگهان پیامی منسوب به رجوی منتشر شد که با ترامپ بی ترامپ سرنوشت رژیم بدست مردم و در خیابان های ایران رقم می‌خورد!!! عجب! پس شما در خیابانهای اروپا و البانی چکار میکنید؟ البته مخاطب افراد درون تشکیلات هستند که به هیچ منبع مستقل و آزاد رسانه ای دسترسی ندارند و آماده سازی اذهان به هدف مهار ریزش های ناشی از پیروزی جو بایدن و در پی آن سلسله نشست های ماراتن وار که بله پیروزی بایدن اتفاقا به نفع سازمان خواهد بود و بازگشت به برجام بعد از کشتن قاسم سلیمانی امکان پذیر نیست … در هر صورت سازمان را از یک موج دیگر ریزش گریزی نخواهد بود

موضوع دیگر مرگ و میرهای روز افزون در تشکیلات است که بد نیست اشاره ای به رسیدگی های پزشکی و درمانی در سازمان و تنظیم رابطه با کرونا بکنم. از حدود یک سالی که از پدیداری و گسترش ویروس کرونا می‌گذرد تعداد زیادی از اعضای سازمان درگذشته اند اسامی و تعداد را دقیقا در دست نیست. و حتی احتمال آن می‌رود که همکنون سرد خانه های سازمان پر بوده و سازمان با زمانبندیه فاصله دار اونهارو اعلام میکنه و این در حالیه که البانی کمترین تعداد مبتلایان را تا بحال داشته اما سازمان نهایت بهره برداری را برای محدود کردن و در حصار نگه‌ داشتن اعضا کرده و میکند . تا قبل از ان تهدید های امنیتی از جانب رژیم را بهانه میکرد و فعلا از برکت ویروس کرونا دیگر بهانه لازم نیست از قرنطینه کردن شاید لازم به سخن نباشد چون سازمان تا امروز اگر از سال ۱۳۷۰ در نظر بگیریم ۳۰ سال است اعضا را در قرنطینه نگه داشته. عمر عمده افراد درگذشته بطور متوسط بین ۵۰ تا ۶۰ میباشد که میتوان گفت مرگ این افراد غیرعادی و خارج از سن عادی مرگ و میر است و گزارش هایی دال بر ابتلا به کرونا بوده. در اینجا اشاره ای به سوابق امر باید کرد. درمان پزشکی همواره در تشکیلات مجاهدین یک اهرم برای کنترل و فشار و در مواردی از بین بردن مخالفان و ناراضیان بوده است. کمی به عقب برگردیم زمانی که نوری المالکی پرونده قرارگاه اشرف در عراق را از ارتش آمریکا تحویل گرفت یکی از موضوعات پر تنش کنترل امور پزشکی و درمانی بود. حرف مالکی این بود که هر مرکز درمانی در عراق باید تحت پوشش وزارت بهداری عراق باشد و بیمارستان اشرف هم باید تحت پوشش اداره بهداری استان دیالی، استانی که قرارگاه اشرف در آن واقع شده است باید قرار گیرد و این موضوع یکی از پرتنش ترین موضوعات بود، اما دلیلی که سازمان زیر بار نمی رفت با وجودیکه میدانست حرف مالکی به لحاظ قانونی درست است چه بود؟ علت این بود قرار گاه اشرف دیر یا زود بسته میشد و دیگر کنترل اشرف گونه بر اعضا ممکن نبود بنا براین عده ای را بایستی به هر ترتیب از بین می برد بطور مشخص میتوان از مهدی افتخاری که نام تشکیلاتی وی فرمانده فتح الله بود. سالیان وی بیمار بود و تنها از وی پوست و استخوانی باقی مانده بود ولی نیاز به کشتن هنوز نیاز به کشتن او نبود تا روزهای پایانی اشرف که ناگهان فوت کرد،چرا که اگر چنین افراد ناراضی به لیبرتی میرسیدند جدایی انها از تشکیلات قطعی بود. و از حذف چنین مواردی با اهرم پزشکی بسادگی با کم زیاد کردن دوز دارو یا داروهای تاریخ گذشته ویا کارکرد عکس و دیود کردن قرارپزشکی ها بسادگی امکانپذیر بود بدون اینکه کنترلی روی آن باشد یا ردی به جای بگذارد از طرف دیگر سازمان از وجود افراد با بیماری‌های مختلف نه تنها زیان نمی کند بلکه بسیار سود میبرد چرا که افرادی که بیماریهایی دارند از ترس اینکه از عهده درمان بیماریهایی خود بر نمی آیند مجبورند تا پایان عمر در سازمان بمانند از طرف دیگر پزشک‌ها ی درون مناسبات هم بجز مواردی معدود اغلب دانشجوی پزشکی بوده اند خودشان اختیار ارائه هیچ درمان یا پروسه درمانی ندارند بلکه اول باید با مسوولان تشکیلاتی هماهنگ کرده و بعد از آن به بیمار نگون‌بخت ابلاغ کنند. میبینید که همه و همه قبل از اینکه با سلامتی افراد تنظیم شود با تشکیلات تنظیم می‌شود و این طور بود که تعداد زیادی در اشرف عراق و همچنین در البانی براحتی به مرگ هدایت میشوند بحران جهانی کرونا هم در تشکیلات مجاهدین از قاعده بالا مستثنی نیست.

در عراق تشکیلات تشخیص میداد که بهتر است افراد شهید شوند تا تحت درمان در درمانگاه عراقی قرار بگیرند بعدها که تعدادی به لیبرتی منتقل شدند طی مصاحبه ها مقامات کمیساریای سازمان ملل را نسبت به این موضوع آگاه کردند و فضاحت انقدر بالا گرفت که کمیساریا در یک نامه برای مژگان پارسایی نوشت: خانم پارسایی درمان پزشکی حق طبیعی هر انسان است و شما مجاز نیستید مانع شوید از ان به بعد تعدادی افراد دستچین شده را به درمانگاه لیبرتی می‌فرستادند حتی به همین افراد هم اعتماد نداشتند و قبل از رفتن و بعد از آمدن از درمانگاه عراقی بازرسی بدنی میشدند که مبادا ملاتی خارج یا وارد شود. بعد از اعلام قرنطینه کرونایی سازمان از آن بسیار استقبال کرد اول و قبل از همه بدلیل ویژگی فرقه ای ش چون همانطور که گفتم دیگر نیاز به بهانه ها ی امنیتی که دستمایه سخره افراد میشد نبود و دهان ها را می بست. خیلی خنده آور است که گاه بیگاه بهانه می آورند که از وزارت کشور البانی گزارش هشداری امده که تروریست های رژیم دنبال ضربه زدن هستند بنابراین تا اطلاع ثانوی هیچگونه ترددی به بیرون صورت نخواهد گرفت.( البته فراموش نشود که فقط رفتن به بیرون ممنوع شده ولی افراد پایین تر همچنان در آسایشگاه های جمعی زندگی کرده و بصورت تنگاتنگ با هم زندگی می‌کنند) چون برای یک تردد چند ساعته به بیرون از روز قبل باید درخواست داد و کروکی راهپیمایی داد که مثلا در چه مسیرهایی می خواهند تردد کنند چون از مستمری بگیران خواسته شده بود که هرجا نفرات درون مناسبات را دیدید زمان و مکان را اطلاع دهید و اگر نفری بجز مکان گذشته دیده و گزارش شود مورد بازخواست قرار میگیرد همچنین بررسی می‌شود که آیا همسر سابق فرد فردا بیرون هست تردد یکی از انها کنسل میشود.. ملاحظه می‌کنید که این تشکیلات تمام وقتش صرف جنگ نفراتش خودش میشود و بر خلاف ادعایش جنگی با رژیم ندارد یعنی رمقی برایش باقی نمی ماند و از اینجا میتوان فهمید که قرنطینه کرونایی چه باری ازش سبک میکند. علاوه بر ذات فرقه ای که مهمترینش هست از بقیه جهات دیگر هم سازمان مجبور هست محکمتر از سیستم دیگری خودش را قرنطینه کند یکی از ان زندگی تنگاتنگ جمعی ست هر گونه بیماری ویروسی به سرعت چندین برابر معمول در تشکیلات سرایت میکند چون از اسایشگاهها تا سالن غذاخوری و سرویس های بهداشتی همه و همه جمعی هستند. دلیل دیگر سالخوردگی اعضای سازمان که با توجه به فشارهای روحی و بیماریهای مختلف جراحت های ناشی از عملیاتهای مرزی سالیان قبل بیش از پیش انها را آسیب پذیر تر میکند. یک نکته جالب هم بد نیست اشاره کنم اینکه در تشکیلات مجاهدین برای فرار از بیگاریها و نشست های اعصاب خرد کن تمایل دارند بیمار باشند و بیمار شناخته شوند در همین رابطه یک بحث مهم و مطرح در درون تشکیلات به نام تمارض وجود دارد که حتی رجوی بارها در کتاب خودنوشته تشکیلات در برخورد با افراد به آن استناد میکند آنهم » هرگونه رسیدگی به بیمار داریم اما مجاهد بیمار فلان ابن فلان نداریم» این را میگوید تا پیشاپیش به هرگونه بیماری مارک تمارض بزند و این هم یک دلیل دیگری از مرگهای زودرس در تشکیلات وجود دارد چون علی رغم توصیه های پزشکی مسوولان تشکیلاتی افراد را زیر فشارهایی فیزیکی و روانی قرار میدهند و دلیل آن هم این است که اگر بخواهند به بیماریها میدان بدهند وقت تمام اعضای سازمان را در بر میگیرد در ادامه قرنطینه میدانید که تمامی تبادلات پولی سازمان حتی در ابعاد میلیونی دستی و نقد صورت می‌گیرد هدف هم رد ندادن مسیرهای پول شویی می باشد حتی در البانی از این هم گذشتند و از نفرات خواستند که حساب بانکی باز کنند و مستمری ماهیانه را از بانک دریافت کنند . این برای سازمان ساده نبود چرا که پرداخت هزینه ماهانه بهانه ای بود برای تحت فشار گذاشتن نفرات برای تخلیه اطلاعاتی و فردی که برای دریافت حدود ۲۴۰ یورو میرفت گاها یک ساعت طول می‌کشید و نفر باید امضا داده و از سازمان بخاطر اینکه از خون شهدا هزینه میکند تشکر کرده و هرچه اطلاعات از نفرات جدا شده دارد تقدیم کند.

در رابطه با انتخابات امریکا تا مدت ها که دل اعضا را خوش کرده بودند که بایدن با تقلب انتخاب شده و ترامپ برنده واقعیست بعد از اینکه ترامپ شکست را پذیرفت دل افراد را به این خوش کردند که ترامپ در تدارک حمله نظامی ست و باید به آماده باش سرنگونی رفت.  بلکه چند صباحی هم اینطور سپری شود.

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

حمیرا محمد نژاد

لینک به منبع

مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

خنجری به نام پول برای سرکوب 

***

همچنین: