خودزنی یک قلم به دست فرمایشی

خودزنی یک قلم به دست فرمایشی

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، دوازدهم اوت 2014: … این که چطور می شود آدم ها به محض جدایی از سازمان و شورای ملی مقاومت بطور خلق الساعه همه دانش و شعور و سواد و حتی علوم تخصصی شان یک باره محو و نابود و به آدم های یک لاقبای بی سواد و کودن و نادان و بی شعور و بی سواد تبدیل شوند، از آن دست سوالاتی است که طرح آن هیچ ارتباطی با داشتن و نداشتن رابطه با وزارت اطلاعات و مزدور بودن و …

کریم قصیم: پاسخگویی محول به بعد از سرنگونی نمی شود. سرنگونی بهانه نیست. رهبران مجاهدین خلق امروز جواب دهند

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

خودزنی یک قلم به دست فرمایشی

اشاره به یادداشت دخیل از مهرداد امینی درج شده در سایت آفتابکاران

مولف: بهار ایرانی تاریخ: 93/05/16

این که چطور می شود آدم ها به محض جدایی از سازمان و شورای ملی مقاومت بطور خلق الساعه همه دانش و شعور و سواد و حتی علوم تخصصی شان یک باره محو و نابود و به آدم های یک لاقبای بی سواد و کودن و نادان و بی شعور و بی سواد تبدیل شوند، از آن دست سوالاتی است که طرح آن هیچ ارتباطی با داشتن و نداشتن رابطه با وزارت اطلاعات و مزدور بودن و نبودن و خیانت کردن و نکردن و این جور مسائل ندارد؛ مگر این که بپذیریم نفس چیز دانستن و ندانستن، عالم بودن و نبودن، تخصص داشتن و نداشتن در امور مختلف، بخصوص علوم تجربی با مقوله در خدمت بودن و نبودن مجاهدین موضوعیت و معنی پیدا می کند. اگر غیر از این باشد که ظاهرا غیر از این نیست، این سوال به ذهن هر آدمی که دو کلاس سواد خواندن و نوشتن معمولی هم داشته باشد، می رسد که این تناقض گویی مفتضحانه و بچگانه با چه توجیه و کارکردی انجام می شود. مگر نه این است که امثال آقای قصیمی که امروز اینگونه درباره اش می نویسند:

“این جناب قصیم ۲ کلام سواد هم ندارد که حرف “هانا آرنت” را به یک شکل آبرومندی باز کند که حداقل تن هانا آرنت در قبر نلرزد که چه بی سوادی به اسمش جفتک روشنفکری میزند.” مقاله مهرداد امینی با عنوان دخیل سایت آفتابکاران

تا دیروز مجاهدین بخاطر ترجمه همین کتاب و چندین کتاب دیگر در همین مایه و بخاطر اعتبار و تخصص و بار علمی اش آنگونه حلوا حلوا می کردند. مگر نه این که همین شاعر پریشان حال و بی سواد و منگ و مزدور امروزی را مجاهدین به قله شعر و ادب فارسی بردند، یا آن آقای روحانی و لاهیجی را با نام آورترین و خبره ترین و انقلابی ترین وکلای مشروطه تا امروز قیاس و هماوردی می کردند. خوب جدا شدن این آدم ها از مجاهدین چه ربطی مثلا به مدرک تخصصی و علمی امثال قصیم و یا دکترای حقوق لاهیجی و روحانی و یا شاعرانگی و ادیب بودن یغمایی و … دارد!

مگر آدم نمی تواند دکتر و متخصص و شاعر و ادیب و جراح و زیست شناس و معمار و … باشد، اما در عین حال مزدور و بریده هم باشد. مجاهدین واقعا چه تضادی در این می بینند که آدم ها صاحب دانش و تخصص و … باشند، و علاوه بر آن به هر دلیلی بریده و واداده و مزدور و بدتر از آن خائن هم باشند. این خیلی باورپذیرتر و عقلانی تر از این است که آدم هایی را که تا دیروز به مدارج علمی و دانش شان می نازیدیم و حلوا حلوای شان می کردیم، یکباره و یک کاسه به بی سوادی متهم کنیم. این رویه پیش از این که خدشه ای بر این آدم ها وارد کند، پیشاپیش سران مجاهدین را مضحکه مخاطبان شان قرار می دهد. به همین دلیل پیشنهاد می کنم مجاهدین به همان رویه گذشته خود در برخورد با منتقدین خود برگردند و بن بست ها و بحران های اینچنین را همچنان با اضافه کردن پسوندهای مزدور و خائن و بریده و واداده و وزارتی و … به نام این افراد فیصله بدهند. اما این که چرا مجاهدین تا این اندازه در برخورد با منتقدان خود دچار بلاهت و عقب ماندگی می شوند، پاسخی سرراست تر از مقدمه فحش نامه آقای امینی بر علیه آقایان قصیم و یغمایی و همنشین بهار و … با عنوان دخیل نیافتم. در نوشته مطول و هتاکانه ایشان اگر یکی دو جمله قابل تامل و جدی بشود پیدا کرد، همین است، بخوانید: (تاکید روی جملات از جانب ما است.)

نیروی کهنه و ارتجاعی وقتی به ذات دارای دینامیزم تغییر دهنده نیست، در تولید ایده ذهنی نوین نیز فاقد خلاقیت شده و در تلاش برای برون رفت از بن بست، به یک تجسم واهی دخیل میبندد. این تراژدی عقب ماندگی ماهوی وقتی با سیاست … عجین شود حاصلی جز یک فرمالیسم تهوع آور فرمایشی و نمایشی ندارد که گردانندگان آن را در نزد صاحبان خرد رسواتر میکند.”

***

همچنین:

زندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیچرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم. بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا

گزارش سال ۱۳۹۲ فرقه مزدور رجوی _ از سقوط قلعه مخوف اشرف تا انتخاب مریم قجر توسط مرتاض وجن گیر هندی

UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

خانم نسرین ابراهیمی: زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

همچنین:

در واکنش به سکوت آقای قصیم در خصوص تغییر رهبری مجاهدین

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پانزدهم ژوئن ۲۰۱۴: … و به اصرار از آقای قصیم خواستم برای تنویر افکار عمومی به این پرسش پاسخ بگویند. متاسفانه پس از چند هفته هنوز واکنش و پاسخی به این سوال ملاحظه نشده است. به همین دلیل نگارنده ناگزیر شد دنباله بحث و سوال را به صورت یک طرفه دنبال کنم. این

در موضوع خیرخواهی و اصلاح طلبی رهبری مجاهدین خلق (سخنی با آقای دکتر کریم قصیم)

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، چهاردهم می ۲۰۱۴: … یادداشت آقای کریم قصیم با عنوان هشداری از سر خیرخواهی و اصلاح طلبی علیرغم همه احترامی که به خاطر جسارت و شهامت و واقع بینی شان در دور شدن از مجاهدین قائل هستم، اما در شگفتم از ایشان که علیرغم این همه اشراف و آگاهی به دردهای لاعلاج ریز و درشت و

توضیحی درباره پخش مستند قرارگاه اشرف از سیمای مجاهدین خلق (تشت رسوایی رجوی تمام قد به زمین افتاده است)

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پانزدهم ژوئن 2014: …  رجوی چیزی برای مخفی نگه داشتن ندارد و به قول معروف تشت رسوایی او تمام قد بر زمین افتاده است. سقوط قرارگاه اشرف پس از قریب سه دهه فرمانروایی رجوی و بجا گذاشتن دهها قربانی خودزنی های فرقه ای، به کانون خبر و توجه رسانه های بین المللی تبدیل شده است. ا