خوشحالی رجوی از کشتار مردم سوریه

خوشحالی رجوی از کشتار مردم سوریه

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و هشتم مارس 2016:…  اخیرآ یک تلویزیون مسخره ای به نام اورینت با عنوان تلویزیون اپوزسیون سوریه مصاحبه ای با مریم رجوی انجام داده که در آن مریم رجوی خوشحالی خود را از کشتار مردم سوریه ابراز داشته و آوارگی و مرگ و دربدری مردم سوریه را پایداری و نبرد مردم این کشور نامگذاری کرده و آنرا ستوده. در بحرانی که منجر به کشته شدن بیش از 250000 انسان گشته و میلیون ها انسان … 

Maryam Rajavi terrorist syriaویکی لیکس افشا کرد: کشتار مردم سوریه توسط منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

تد پو: مجاهدین برای ما و سازمان سیا سنگ تمام گذاشته اند

لینک به منبع

خوشحالی رجوی از کشتار مردم سوریه

 ادوارد ترمادوبه نظر می رسد که رجوی ها و دارو دسته آنها از آنچه که در سوریه می گذرد آنقدر هم ناراحت نیستند، منظورم کشتار مردم در سوریه است که به نام انقلاب از سوی بعضی قدرت ها به مردم سوریه تحمیل شد و باعث بوجود آمدن جنایتکاران داعش گردید که البته تا چندی پیش هم مجاهدین با عنوان انقلابیون و عشایر غیور از همین داعشی ها حمایت می کردند.

جنگ داخلی در سوریه که از ۲۶ ژانویه ۲۰۱۱ ( ۶ بهمن ۱۳۸۹ ) شروع شده‌است تاکنون بیش از 250000 هزار نفر کشته و میلیون ها تن آواره در بر داشته که در همین اوروپا شاهد حضور چشمگیر آنان هستیم، شش سال جنگ داخلی سوریه زندگی را به کام مردم نه تنها سوری بلکه مردم منطقه و جهان هم تلخ کرده،این همان چیزی است که مجاهدین و دارودسته رجوی در درون ایران برای رقم زدن آن تلاش می کنند.

اخیرآ یک تلویزیون مسخره ای به نام اورینت با عنوان تلویزیون اپوزسیون سوریه مصاحبه ای با مریم رجوی انجام داده که در آن مریم رجوی خوشحالی خود را از کشتار مردم سوریه ابراز داشته و آوارگی و مرگ و دربدری مردم سوریه را پایداری و نبرد مردم این کشور نامگذاری کرده و آنرا ستوده.

در بحرانی که منجر به کشته شدن بیش از 250000 انسان گشته و میلیون ها انسان خانه و کاشانه خود را از دست داده و برای یک زندگی به دور از جنگ و خونریزی با به جان خریدن انواع خطر ها خود و فرزندان خود را به آب و آتش می زنند تا به مکانی امن برسند و در این راه هم تا کنون متحمل تلفات بسیاری شده اند، واژه پایداری و نبرد مردم در دنیای سیاسی معنی ساده ای دارد و به زبان سیاسی یعنی مهر تآیید گذاشتن بر تمام آنچه بر سر مردم آن کشور آمده، اما چون بیان کننده خود را اپوزاسین یک حکومتی هم می داند یعنی این خانم و دارودسته شکست خورده ایشان آماده پذیرش همین وضعیتی هستند که بر سر مردم سوریه آمده و این راه کار راهم آخرین راه کار برای به قدرت رسیدن خود می دانند که بیش از سه دهه برای آن خود را دامن هر کس و ناکسی انداختند، این خود می تواند در دنیای سیاسی چراغ سبزی باشد برای آن دسته از جنگ طلبانی مانند بعضی از چهره های سیاسی درامریکا و تلاویو یا عربستان سعودی که چشم دیدن ایران و ایرانی را ندارند، در واقع خانم رجوی وقتی که در مصاحبه خود با تلویزیون خود ساخته اورینت کشتار و خونریزی و جنایت را پایداری و نبرد مردم می داند به معنی اعلام آمادگی برای برپا کردن همان بحران سوریه در ایران است و از اینکه مردم ایران چه بر سرشان خواهد آمد هیچ غمی هم بر دل راه نمی دهد، برای رجوی ها تنها به قدرت رسیدن با هر قیمتی مهم است.

اما اشتباه محاسباتی که این گروه به حاشیه رانده شده دارد این است که مردم ایرن مردم عراق و سوریه نیستند که با سم پاشی و تخم نفاق پراکنی عده ای کشورو مردم خود را به باد فنا بدهند، مردم ایران دارای فرهنگ و شعور بالائی هستند که در برابر تمام حرکت های ضد ملی و میهنی با درک و شعور لازم ایستادگی کرده و خواهند کرد، اینگونه مصاحبه ها نه تنها دردی از میلیونها درد مجاهدین دوا نمی کند بلکه در دیدگاه مردم آگاه ایران منفورتر از قبل می شوند، ای کاش خانم رجوی که تلاش می کند خود را مردمی و انسان نمونه بر دنیا قالب کند به جای خوشحالی از کشتار و خونریزی در سوریه در مناسبات تشکیلاتی خود تحولی ایجاد می کرد که منجر به آزادی بیان و انتخاب آزاد برای ادامه زندگی آزاد و بدون آقا بالا سر می شد، یا درهای آهنین تشکیلات دیکتاتوری را باز می کرد تا خانواده های اعضایش بتوانند با عزیزان خود دیدار کنند نه اینکه تلاش کند کشوری را به اشوب و بلوا بکشاند

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقسازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در عراق و سوریه چه نقشی ایفا می کند؟

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانامصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده: آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی مافیای آلبانی در تدارک ویزا و همکاری نزدیک تر با رجوی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24261

پیام بی رمق نوروزی مریم رجوی

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و دوم مارس ۲۰۱۶:… مریم رجوی امسال بر عکس سالهای قبل پیام نوروزی بی رمفی را ارسال کرد که آدمی را به فکر فرو می برد، پیام بر عکس سالهای قبل بسیار کوتاه و بی معنی بود و در متن پیام هم انگیزه ای احساس نمی شد درست مثل اینکه کسی با چماق بالای سرش ایستاده و او را مجبور به نوشتن کرده باشد، البته در گوشه ای تلاش کرده تا با نام بردن از زرتشت که هیچ ربطی به مجاهدین … 

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRI“چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟” – اشک تمساح مریم رجوی برای حقوق بشر

لینک به منبع 

لینک به همین مطلب در سایت آوا

پیام بی رمق نوروزی مریم رجوی

مریم رجوی امسال بر عکس سالهای قبل پیام نوروزی بی رمفی را ارسال کرد که آدمی را به فکر فرو می برد، پیام بر عکس سالهای قبل بسیار کوتاه و بی معنی بود و در متن پیام هم انگیزه ای احساس نمی شد درست مثل اینکه کسی با چماق بالای سرش ایستاده و او را مجبور به نوشتن کرده باشد، البته در گوشه ای تلاش کرده تا با نام بردن از زرتشت که هیچ ربطی به مجاهدین ندارد بطور فرصت طلبانه ای وانمود کند که مثلآ مجاهدین برای زرتشتیان هم احترام قائل هستند، که البته به غیر از کشک چیزی دیگری نیست، زیرا در مناسبات و تشکیلات مجاهدین اگر قرار بود که تمام قومیت ها و مذاهب دیگر محترم باشند بایستی اهل حق هم با دیگران برابر باشد در حالیکه یکی از اعضاء سابق به نام شهاب که اهل حق و اهل کردستان بود در قرارگاه اشرف به دستور فرماندهان مجاهدین سبیلهایش تراشیده شد، همین حرکت ضد انسانی کافی است تا آدمی پی به افکار سران مجاهدین در رابطه با دیگر قومیت ها و مذاهب در کشورمان ببرد.

اما شخصآ برداشت دیگری از پیام نوروزی بی رمق ایشان دارم و آن اینکه با تجربیاتی که مجاهدین در این بیش از سه دهه در رابطه با پیام دادن به مردم ایران و دعوت به برپائی آشوب و بلوا و یا حتی در شب های چهارشبه سوری هر سال که بیشرمانه تلاش می کنند تا آتش بازی و شادی مردم را به انفجار و عذا تبدیل کنند و جوانان را به کشتن بدهند و با توجه به بی اعتنائی ملت بزرگ ایران در برابر این گروه منفور، سران مجاهدین دریافته اند که برای پیام هایشان در داخل کشور کسی تره هم خورد نمی کند پس برای چه خود را مسخره خاص و عام کنند.

شخصآ بر این باورم که راه درستی را انتخاب کرده ا ند البته اگر برداشتم درست باشد.

سال نو بر تمام هم میهنان عزیزم در تمام دنیا مبارک باشد.

ادوارد ترمادو

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23742

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟ 

ادوارد ترمادو، کانون آوا، هجدهم فوریه ۲۰۱۶:… در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده اصلی این بازی خود مجاهدین بودند که نه تنها موفق نشدند از این نمد برای خود کلاهی بدوزند بلکه … 

مقتولین کمپ لیبرتی اکتبر 2015محمد رضا روحانی: رهبر عقیدتی برادر مسعود می‌ترسد و می‌ترساند
لینک به منبع

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟

اخیرآ مجاهدین دست به تاخت تاز بی سابقه ای بر علیه اعضای سابق و منتقدین خود زده و از هر ترفندی برای خراب کردن چهره منتقدین خود استفاده می کنند، البته توهین و تهمت زدن به اعضای جدا شده چیز جدیدی نیست چرا که در سازمانی مانند مجاهدین این امر سابقه دیرینه دارد و تا بوده همین بوده.

متاسفانه این حملات و توهین ها در جائی صورت می گرد که اروپا نام دارد و خود مهد آزادی است، اما مجاهدین در قلب همین اروپای آزاد با سردادن شعار آزادی خود آزادی کشی می کنند و البته که همین توهین کردن ها و همین تهدید کردن ها ماهیت درونی سازمان را برای مردم بخوبی افشا کرده و نشان از این دارد که تا اینجا برد با اعضای سابق و منتقد بوده.

اما در این اواخر بطور هیستریک دست به تهاجم گسترده زده و به شکلی می توان گفت نوک پیکان مبارزه خود را تعقییر داده و با تمام قوا به سمت منتقدین آتشباری می کند،دلیل این موضوع چه می تواند باشد؟

به خاطرداریم که تا قبل از جریان توافق هسته ای( برجام) و در بحبوحه شدیدترین فشارهای بین المللی و تحریم های بی سابقه همین مجاهدین تمام انرژی خود را در سرتا سر جهان به کار گرفته بودند تا امریکا و اروپا راوادار کنند به ایران حمله کنند و به همین خاطر هم کاسه لیس جناح جنگ طلب امریکا شده بودند و از سوی دیگر هر هفته یک سایت اتمی دروغی را به قول خودشان افشا می کردنند تا خط اسرائیل و سعودی را هم پیش ببرند،باید گفت با همین پادوئی کردن ها در دنیای سیاسی تعادل خود و سازمان خود را حفظ می کردنند، اما پس از توافق هسته ای ایران با غرب این تعادل در واقع بهم خورده و غربی ها برای بستن قراردادهای تجاری گوی سبقت را از یکدیگر ربوده و هنوز هیچ نشده از سرتاسر دنیا نمایندگان شرکت های بزرگ نفتی و غیره برای بستن قراردادهای گوناگون به ایران سرازیر شده اند.

درهمین مدت کوتاه هم ایران توانست در بازار نفت جایگاه خود را دوباره به دست آورد البته به مرور زمان و هر چه پیش برویم شرایط بهترهم خواهد شد،چرا که ایران کشوری هم ثروتمند و هم قدرتمند در خاومیانه است و بطور طبیعی برای امنیت منطقه ایران نقش بزرگی را دارا است و در ضمن دولت ها مخصوصآ دولت های غربی دولت ها را طرف حساب خود قرار می دهند نه گروه یا جریانی که خود را اپوزاسیون معرفی می کند.

بر همین پایه و اساس هم کشورها و دولت ها رابطه خود با حکومت ایران را پس از برجام هر روز گسترش داده و در واقع به دنبال معاملات بزرگترمیباشند، از جمهوری آذربایجان گرفته تا تمام اروپا که نیازمند رابطه خوب با ایران هستند اقدام به ایجاد رابطه با حکومت ایران کرده اند.

اما در این میان این سازمان مجاهدین است که پس از تمام تلاشهای کذائی خود مابین ایران و کشورهای غربی پرس شده و تحت فشار شدید روابط ایران با کشورهای غربی در حال له شدن است، در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده اصلی این بازی خود مجاهدین بودند که نه تنها موفق نشدند از این نمد برای خود کلاهی بدوزند بلکه امروز در کل اروپا بی اعتبار هم شدند، به همین دلیل هم چون مبارزه شان با حکومت ایران برای غربی ها فاقد اعتبار است و در غرب کسی برایشان تره خورد نمی کند حملات خود را بر علیه اعضای سابق بیشتر کرده تا در بین هواداران خود صورت خود را با سیلی سرخ نگهدارد.

(پایان)

https://youtu.be/wFBoPhmNyxU

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22288

آیا سینه زنی و هوار هوار کردن مجاهدین در پاریس از سر دلسوزی است؟ 

ادوارد ترمادو، کانون آوا، بیست و هشتم نوامبر ۲۰۱۵:… اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از ۲۹۰۰ نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که در هر موقعیتی منتقدین خود را آنهم در اروپا تهدید به مرگ می کنند، آیا این تهدیدات …

مهدی ابریشمچی ابوالقاسم رضا سروناز چیت سازعزاداری مریم قجرعضدانلو برای چی هست ؟ کاسه های داغ تر از آش

محمد سید المحدثین مجاهدین خلق فرقه رجویبازخوانی ارتش اسارت بخش فرقه رجوی – قسمت اول و دوم

لینک به منبع

آیا سینه زنی و هوار هوار کردن مجاهدین در پاریس از سر دلسوزی است؟

دقیقآ به خاطر دارم که در سال ۲۰۱۱ هنگامی که عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر در امریکا انجام شد در بازداشتگاه مجاهدین در اردوگاه بهره کشانه اشرف بودم، تقریبآ ظهر بود دراتاقی که بازداشتگاه من بود نشسته بودم و برای بعد از آزاد شدن از چنگ مجاهدین می اندیشیدم، ناگهان بلندگوهای اشرف با صدای بسیار بلندی شروع به پخش موزیک کردند، پخش موزیک با صدای بلند در اردوگاه اشرف نشانگر این بود که اتفاق مهمی افتاده و چون موزیک شاد هم پخش می شد به این معنی بود که سازمان در یک جائی به پیروزی دست پیدا کرده، البته معمولآ هم وقتی به عملیات درونی برای کشتن و خرابکاری تیمی راهی می شد و از بین می رفت هم برای فریب دادن همین فضا را ایجاد می کردند تا شکست را به جای پیروزی قالب کنند. ابتدا این فکر به ذهنم زد که شاید دوباره دست به عملیات تروریستی در درون ایران زده باشند، در همین فکر بودم که ناگهان صدای رضا ق را شنیدم که فریاد زنان به سمت انفرادی من می امد، رضا ق مسئول بند بود، داخل شد و با شادی فریاد کنان گفت: امریکا از درون منفجر شد، زدند خواهر و مادرش را فلان کردند، تموم شد همه چی تموم شد.

من که از وقوع حادثه خبری نداشتم و نمی دانسنم منظور رضا چیست، اما متوجه شدم که در امریکا اتفاقی افتاده که باب میل مجاهدین بوده برایم مهم بود که بدانم چه اتفاقی افتاده اما رضا تنها فریاد میزد تموم شد ما پیروز شدیم.

کم کم آرام شد و با چهره ای خندان و شاد جریان را تعریف کرد که یک عالمه کشته هم دادهو بعد هم از اتاق من با خوشحالی بیرون رفت، سرو صدای موزیک همچنان ادامه داشت تا اینکه دقایقی بعد رضا وارد اتاق من شد اما این بار با سینی شیرینی، تعارف کرد، پرسیدم برای چیست؟ گفت فلانی هواست نیست چی شده؟ گفنم نمی خورم رضا جان.

رضا را خوب می شناختم، مسئله دار بود اما آن روز تحت تآثیر فضائی قرار گرفته بود که فرماندهان در قررگاه ایجاد کرده بودند و برای کشتار مردم بیگماه در امریکا در اردوگاه اشرف جشن برپا کرده بودند.

عملیات ناجوانمردانه یازده سپتامبر که منجر به کشته شدن بیش از ۲۹۰۰ نفر شد که اکثرآ مردم عادی بودند برای مجاهدین چنان خوشایند بود که در اردوگاه اشرف تا ساعت ها به جشن و شادی پرداختند و این چیزی است که نمی توانند انکار کنند چرا که خود شخصآ در آنجا بودم.

پس از عملیات تروریستی اخیر در فرانسه توسط افراد کثیف و پلید داعش که از شرکای مجاهدین نیز می باشند، سران سازمان در اوورسورواز تعدای از تروریست های خود را برای ابراز همدردی با مردم و دولت فرانسه به اماکنی اعزام کرده بود که مردم برای ادای احترم به کشته شدگان جمع می شدند تا با نثار شاخه گلی با بازماندگان آنان ابراز هم دردی کنند، کسانی که برای این کار راهی شده بودند خود از مسئولینی هستند که یا در سرکوب درونی سازمان نقش داشتند و یا در کار سیاسی بیرون از سازمان جاده صاف کن عملیات تروریستی سازمان بودند، البته خود سر جریان هم سیاهپوش و با چهره ای گرفته مانند هنرپیشه های هالیودی ایفای نقش کرده و برای مردم فرانسه اشک تمساح می ریخت، اما این ابراز همدردی سوری و این نمایش مضحک هیچ استقبال کننده ای نداشت نه از سوی مردم فرانسه و نه از سوی رسانه ها، چرا که هم مردم اروپا و هم دولتهای اروپائی امروز چشمشان به واقعیت ها باز شده و خوب متوجه دقلکاری های افرادی مثل مجاهدین هستند.

از بابت خود از دوستان جدا شده ای که در پاریس با ابراز همدردی با مردم فرانسه شرکت کرده بودند بی نهایت تشکر می کنم و افسوس می خورم که نتوانستم در چنین مراسمی با دوستانم باشم ، و البته تلاش و افشاگری آنان نیز تحسین برانگیز بود.

اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از ۲۹۰۰ نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که در هر موقعیتی منتقدین خود را آنهم در اروپا تهدید به مرگ می کنند، آیا این تهدیدات که مستقیمآ از دهان مسعود رجوی صادر شده عمل تروریستی و یا زمینه سازی برای عملیات تروریستی داعش وار نیست؟

حمله موشکی که اخیرآ در لیبرتی که جان ۲۴ تن از افراد اسیر را گرفت و ۲۰۰ تن را نیز مجروح کرد مریم رجوی را بر آن نداشت که دست به عزاداری اینچنینی بزند، البته جان دادن افراد در اردوگاه لیبرتی برای مجاهدین خوراک تبلیقاتی بیش نیست اما برای فرار از سابقه تروریستی هیئت عزاداری خود را راهی خیابان های پاریس می کند تا شاید از این آب گل آلود و موقعیت بوجود آمده ازعمل جنایتکارانه شرکای خود ماهی گرفته باشند در حالیکه کل اروپا متوجه خطرناک بودن مقر اوور در حومه پاریس هستند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21976

فرار به جلوی مجاهدین با بسیج کردن شورائی ها

ادوارد ترمادو، کانون آوا، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و امام حسین را مثال می زنند، او که مثل شما به ژاک شیراک و اولاند پناه نبرد.مجاهدین برای فرار به جلو …

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

لینک به منبع

فرار به جلوی مجاهدین با بسیج کردن شورائی ها

پس از حمله موشکی به اردوگاه لیبرتی در هفتم آبان ۹۴ که منجر به کشته شدن ۲۴ تن و زخمی شدن تن ۲۰۰ از اعضای دراسارت مجاهدین شد تمامی اعضای جدا شده و منتقد سازمان این حمله وحشیانه را محکوم کردند و به درستی رهبران سازمان را در این کشتار و کشتارهای قبلی سهیم دانستند چرا که هم شناخت کاملی از رهبران سازمان دارند و هم اینکه شاهد فرار آنان ازعراق در بحبوحه بهم ریختن اوضاع داخلی عراق بودند، رهبران سازمانی که ادعای مبارزه با حکومتی را دارند چطور می شود که سر بزنگاه و در شرایطی که تمامی افراد به راهبری نیارمند هستند سران و مهره های اصلی آن به ناگهان سر از جزیره امن در آورده و از مکان امن اروپا افراد خود را به ایستادگی و مقاومت تشویق کنند.

برای این حرکت سران و رهبران سازمان مگرکلمه ای غیراز فرار شایسته است؟ حالا همین امن نشینان در اوریورواز وقتی می بینند که توسط اعضای سابق خود افشا می شوند گروه موسوم به شورای ملی خود را در گوشه و کنار جهان بسیج می کنند تا شاید با چرند نویسی هایشان بتوانند برای مدتی هواداران خود را دور بزنند و از زیر بار انتقادات دیگران برای تنها گذاشتن افراد درعراق فرار کرده و از زیر بار چنین جنایتی که در صد زیادی شامل حال سران سازمان است شانه خالی کنند.

اگر به سایت تفرقه (همبستگی) مجاهدین نگاه کنید متوجه می شوید که برای گم کردن ایز چه بسیجی به راه انداخته اند و گویا شورائی ها را وادار به نوشتن مقالاتی نموده اند که خودشان هم شاید متوجه چرندیات درونی نوشتارشان نباشند، از همان کارگردان برنامه های مسخره در درون اشرف که به قول خودش پدر دو زن مجاهدی است که آنان را در عراق رها کرده و خود هم در زمان مناسب فلنگ را بسته گرفته تا کسی که بدترین تهمت ها را نثار خواهر خونی خود کرد.

مقالاتی که توسط اینگونه افراد در سایت های مجاهدین درج می شود کاملآ مشخص است که قبل از نوشتن گویا تقسیم کار شده و هر کسی موظف به نوشتن گوشه ای از پروژه مزبور می باشد، مثلآ آقای کارگردان برای جدا شدگان همان خط و نشان را کشیده که سالیان سال است رجوی آنرا فریاد می زند که در فردای به قدرت رسیدن چنین و چنانتان خواهیم کرد، ویا آن یکی دیگر ابتدا تلاش کرده تا نگهداشتن اجباری افراد در لیبرتی را توجیه کند تا رهبران سازمان را از زیر تیغ اتهاماتی که از سوی جدا شدگان بر گردن آنها نهاده شده برهاند، مدعی شده که این امریکا بود که اجازه نداد مجاهدین از عراق خارج شوند و برای خروج از عراق شرط گذاشت که باید تعهد بدهند که خشونتگرائی نکنند و سلاح به دست نگیرند، و بعد هم میگوید موضوع خروج نیست بلکه ترک مبارزه است که مجاهدین یعنی رهبران و سرانشان نپذیرفتند، بایستی از این بیماران روانی پرسید مگر از زمانی که شروط امریکا را نپذیرفتید و در عراق ماندید مبارزه ای هم کرده یا می کنید یا تنها چیزی که نصیب نه شما بلکه اسیران سیاست های شما شده به غیر از مرگ و نابودی چیز دیگری هم بوده؟

در همین مقاله ایشان حرف آخر را به کسانی که در اردوگاه لیبرتی گرفتار سیاست های قدرت طلبانه سران مجاهدین شده اند زده و آب پاکی را روی دستشان ریخته که خوب جنگ همین است دیگر هر کس که روز اول وارد شد هم مرگ و هم معلوایت را پذیرفته و اشاره ای هم به عکس های حمله اخیر کرده که ببینید در جنگ که حلوا تقسیم نمی کنند، آیا منظور این شورائی بسیج شده به غیر از این است که ای لیبرتی ها همانجا بمانید تا همه کشته شوید این چیزی است که خودتان از اول هم پذیرفته اید.

پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و امام حسین را مثال می زنند، او که مثل شما به ژاک شیراک و اولاند پناه نبرد.مجاهدین برای فرار به جلو بسیج شورائی راه انداخته اند تا افکار عمومی را فریب داده و خود از زیر بار مسئولیت این همه خون فرار کنند.

***

همچنین:

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟

ادوارد ترمادو، کانون آوا، هجدهم فوریه 2016:… در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده ا
ادوارد ترمادو، کانون آوا، بیست و هشتم نوامبر 2015:… اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از 2900 نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که
ادوارد ترمادو، کانون آوا، پانزدهم نوامبر 2015:… پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و اما