دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه

دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه

دادگاه آبان مجاهدین خلقمنصور نظری، ایران اینترلینک، هفدهم نوامبر 2021:… بارها گفته ایم کشور ایران پدیده ای به نام اپوزسیون ندارد. آنچه که تحت این عنوان وجود دارد مشتی شارلاطان و کلاهبردار هستند که پروژه میگیرند تا با پروپاگاندا در راستای ویران سازی ایران اقدام کنند. دادگاه نمایشی لندن نیز با مشارکت همین دار و دسته برپا شد والبته با پشتوانه پولهای سعودی و تعدادی از تجزیه طلبان. البته ظاهرا سازمان مجاهدین خلق ازاین قافله عقب مانده بود و پس از دو روز بوی کباب دادگاه لندن به مشامشان میرسد وبرای عقب نماندن از کباب گرگهای درنده، مریم رجوی بلافاصله پیام تبریک برای تشکیل دهندگان این خیمه شب بازی میدهد تا نشان دهد سازمان مجاهدین خلق همیشه وهمه جا با تجزیه طلبان وخائنین ودشمنان ایران همراه است. دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه 

گنجشک درنده مجاهدین خلقحکایت گنجشک درنده مجاهدین خلق و خرکیف شدن اپوزسیون جعلی

گنجشک های درنده اینبار در لباس وکالت 

دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه

گنجشک های درنده اینبار در لباس وکالت 

کمتر از یکماه از حمله سایبری گرگهای درنده به زیر ساخت های سوخت وپمپ بنزین ها در ایران میگذرد ، برنامه ای هماهنگ شده برای کشته سازی دیگرهمچون آبان 98 ، اما اینبار مردم هوشیارانه نقشه کثیف دشمنان ایران راخنثی کردند. پس از شکست گرگهای درنده در حمله سایبری به زیرساخت های سوخت اینک نقشه کثیف دیگری کشیدند. نقشه متفاوت از قبل ودرلباسی دیگر. گرگهای های درنده اینبار لباس گرگی را درآورده و درنقش و با لباس وکیل ظاهر شدند. از یاد نمی بریم که همین خائنین درحمله سایبری به پمپ بنزین ها جای دوست و دشمن نشان میدادند. و حال که نقشه کثیف شان برملا شده است همین اطاق فکری صهیونیستی، سعودی با اجاره زمین لندن و اجراه خائنین و تجزیه طلبان شکل و شمایل “وکیل” و “مدعی” به خود گرفته است.

“دادگاه آبان” با پول عربستانی، مطبوعات اسرائیلی، پشتیبانان ضد دیپلماسی امریکایی در سالنی انگلیسی برگزار شد.

خانواده ها وداغداران آبان 98 نباید فریب این شارلاطانها و پروژه بگیران پولبررا بخورند چرا که این بیشرف ها همان کسانی هستند که اعتراضات مسالمت آمیزمردم را به خشونت کشیدند. رد پای همه این لاشخورها و کفتارها دراینترنت موجود است که چگونه با تحریک مردم و جوانان به آتش زدن بانکها وکشتن نیروهای انتظامی مبادرت میکردند و با آموزش ساخت کوکتل مولوتوف و تهیه سلاح برای حمله، تظاهرات مسالمت آمیزمردم را به خشونت کشیدند وهزاران میلیارد تومان به زیرساخت های کشورایران آسیب رساندند. جهت اطلاع کافیست بدانید در یک تظاهرات مسالمت امیز کافیست چند عنصر خودفروخته اقدام به اتش زدن و حمله به پمپ بنزین ها و مراکز نظامی کنند. همین کافیست تا نتیجه حاصله قربانی شدن تحرک مسالمت آمیز همان مردم باشد.

آچمز استراتژیک فرقه رجوی

بارها گفته ایم که کسانی که اقدام به شلیک مستقیم به مردم کرده اند باید در ایران محاکمه شوند و کسانی که عوامل تحریک و پشت پرده اقدامات تروریستی و مسلحانه هستند باید در کشورهایی که در آنجا مستقرند تحت تعقیب قضائی قراربگیرند. همان کسانی که بصورت علنی آموزش آتش زدن و نابود کردن زیرساخت های اقتصادی را میدادند و میدهند وایضا از مردم میخواستند و میخواهند تا اقدام به حملات مسلحانه کنند. ولی متاسفانه امروز همان عوامل که نقش اصلی در تحریک مردم برای اقدامات خشونت آمیزداشتند بجای آنکه تحت پیگرد قضائی قراربگیرند لباس وکالت پوشیده واز خانواده قربانیان داغدار سواستفاده میکنند تا پوششی باشند برای خرابکاری هایشان.

متاسفانه دولت ایران هم بجای دلجوئی از خانواده های قربانیان داغدار آبان 98 و محاکمه دست اندرکان این ظلم با رفتاری غیر انسانی با این خانواده ها باعث میشوند که دشمنان ایران از این خانواده پوششی برای خود بسازند.  نمونه آن چند روز پیش نماینده مجلس ایران در یک مصاحبه اعلام میکند که او قربانیان این فاجعه را کشته و چه کسی میخواهد او را محاکمه کند.  این سخنان همچون نمک برزخم خانواده های داغدار آبان 98 است ومانند بده بستان با دشمنان ایران به شمار میرود. به باور من قبل از هر چیز باید و باید این نماینده را از مجلس اخراج کرده و سپس تحت تعقیب قضائی قرار دهند تا محاکمه شود. کسی که اینچنین بیشرمانه سخن میگوید نه تنها لایق مجلس نیست بلکه شایسته مجازات ومحاکمه است.

رابطه تجزیه طلبی ، مبارزه مسلحانه ، ترور و حقوق بشر با انتخابات ایران

همچنین جا دارد نگاهی کوتاه به وقایع آبان 98 داشته باشیم. وقایعی که بیشتر به یک توطئه شباهت دارد تا یک حادثه.

همانگونه که بارها گفته ایم دشمنان ایران بصورت آشکار ونهان در تبانی با یکدیگرند. بخشی از این دشمنی در بیرون مرزهای ایران و بخشی نیز در درون مرزهای ایران مردم را بین چکش و سندان قرار میدهند تا اهداف شوم ویرانسازی را برای ایران رقم بزنند. ماجرای بنزین درآبان 98 و اتفاقاتی که در پی آن شکل گرفت از جمله سناریوهائی بود که از پیش توسط هواداران ومنصوبین شاهزاده ناکام  ودیگر ناکامان اپوزسیون جعلی همچون مجاهدین خلق و تجزیه طلبان برای تمام حالات مختلف نوشته شده بود.

تجربه 43 سال پس از پیروزی انقلاب ایران نیز نشان میدهد اکثر ضرباتی که انقلاب ایران خورده از درون و با همکاری دشمنان بیرونی بوده است.  حوادث آبان نیز دقیقا با همین همدستی شکل گرفت. دولت سابق با افزایش یک شبه قیمت بنزین جرقه را میزند وشوک بزرگی به جامعه وارد میکند به گونه ای که بسیاری از مردم محروم در اعتراض به این افزایش قیمت بصورت مسالمت آمیزبه خیابان می آیند وخواستار بازنگری ان میشوند.

اما درآنسو دشمنان  منتظر و درکمین نشسته فعال میشوند. مجاهدین خلق ، تجزیه طلبان وهواداران شاهزاده ناکام که منتظرسوژه بودند آموزش درست کردن کوکتل مولوتوف وآموزش آتش زدن بانکها و کشتن نیروهای انتظامی را در سرلوحه برنامه قرار میدهند و بصورت رسمی اعلام میکنند که بنزین بهانه است، حکومت نشانه است

بارها گفته ایم کشور ایران پدیده ای به نام اپوزسیون ندارد. آنچه که تحت این عنوان وجود دارد مشتی شارلاطان و کلاهبردار هستند که پروژه میگیرند تا با پروپاگاندا در راستای ویران سازی ایران اقدام کنند. دادگاه نمایشی لندن نیز با مشارکت همین دار و دسته برپا شد والبته با پشتوانه پولهای سعودی و تعدادی از تجزیه طلبان. البته ظاهرا سازمان مجاهدین خلق ازاین قافله عقب مانده بود و پس از دو روز بوی کباب دادگاه لندن به مشامشان میرسد وبرای عقب نماندن از کباب گرگهای درنده، مریم رجوی بلافاصله پیام تبریک برای تشکیل دهندگان این خیمه شب بازی میدهد تا نشان دهد سازمان مجاهدین خلق همیشه وهمه جا با تجزیه طلبان وخائنین ودشمنان ایران همراه است.

دادگاه آبان مجاهدین خلق

اما دمب خروس حضرات ترتیب دهنده این سیرک وخیمه شب به اسم دادگاه آبان زمانی بیرون زد که چند نفر قصد داشتند پرچم ایران را به دادگاه بیاورند اما با مخالف ترتیب دهندگان برنامه، پرچم ایران را از سالن خارج کردند.

نباید فراموش کنیم دشمنان ایران ونوکرانشان همچون کفتار در کمین کشور ایران هستند تا تکه تکه اش کنند و ویرانش سازند اما با هوشیاری میتوان نقشه های شوم این کفتارها را خنثی کرد.

با امید به شکوفائی سرزمینمان ایران

دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/عفو-بین-الملل،-مجاهدین-خلق-و-علل-حملات/

عفو بین الملل، مجاهدین خلق و علل حملات سازماندهی شده اخیرشان علیه میرحسین موسوی

عفو بین الملل، مجاهدین خلق ومسعود خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و پنجم سپتامبر 2020:… مشکل میر حسین موسوی این است که بوی آزاد شدنش و رقیب شدنش به مشام میرسد. رقیبی که نه توبه کرده و نه حاضر شده از کشور فراری شود. ترس رجوی، افسار بدستانش، ولینعمتانش و همپالگی هایش از آپوزیسیونی است که “وابسته نباشد” و حضورش درب “دریوزگی خارج کشوری” را گل بگیرد. وحشت از “آزاد شدن میرحسین موسوی” است والا نباید فراموش کرد که همین رجوی و امثال رجوی زمانی که میرحسین موسوی امیدی به آزادی نداشت النگوی سبز بدست در خیابانهای نیویورک و لندن و پاریس سرود “یار دبستانی من” میخواندند. عفو بین الملل، مجاهدین خلق و علل حملات سازماندهی شده اخیرشان علیه میرحسین موسوی 

عفو بین الملل، مجاهدین خلق و علل حملات سازماندهی شده اخیرشان علیه میرحسین موسویاعتراضها به سوء استفاده سیاسی عفو بین الملل از گروگانگیری رجوی در آلبانی

عفو بین الملل، مجاهدین خلق و علل حملات سازماندهی شده اخیرشان علیه میرحسین موسوی

عفو بین الملل، مجاهدین خلق و

مطلبی از دکتر محمد سهیمی در صفحه فیسبوک ایشان خواندم که به باز نشر مطلبی قدیمی از عفو بین الملل توسط رها بحرینی (واسطه مجاهدین خلق در سازمان عفو بین الملل) بر میگشت.  نامه ای هم توسط شصت تن از بزرگان در اعتراض به این نوشته منتشر شده است که خواستار تصحیح این مطلب تحت نام عفو بین الملل شده اند. اولین بار نیست که مثلت رها بحرینی، شادی امین و شادی صدر خطوط سازمان ضد بشری مجاهدین خلق را تحت نام “حقوق بشر” و “عفو بین الملل” تبلیغ می کنند. سابقه دارند.

در زیر متن پست دکتر محمد سهیمی تحت عنوان “وقتی‌ فرقه مجاهدین از عفو بین المللی برای حمله به میرحسین موسوی و جعل تاریخ حمایت می‌کند” و متن نامه شصت تن از بزرگان تحت عنوان “عفو بین‌الملل موظف به اصلاح گزارش خود و اعاده‌ی حیثیت به مهندس میرحسین موسوی است” را می آورم.

شخصا برایم جالب بود که در متن اطلاعیه آمده”

“… در بحبوحه كارزار دادخواهي هرگونه تعرض به عفو بين‌الملل به خاطر افشاء حقايق پيش بردن خط و انجام مأموريت برای وزارت اطلاعات آخوندها و آمران و عاملان قتل‌عام است… “

اقرار می کنم که بعنوان کسی که یک عمر روی نوشته های “سازمان مجاهدین خلق” کار کرده ام و کسی که باز یک عمر “نوشتارهای عفو بین الملل” را خوانده و گه گاه در آنها تاثیر گذار هم  بوده ام میتوانم با قاطعیت خدمتتان بگویم که این جمله  نه تنها انشاء آدم سیاسی نیست که صد در صد نوشته مجاهدین خلق و گردانندگان سایتهایی مثل ایران افشاگر است که بدون توجه صرفا کپی و تحت عنوان اطلاعیه منتشر شده است تا مردم را از بالازدن پرده و نشان دادن دستهای پشت آن در سازمان عفو بین الملل بترسانند. این ادبیات ایرانیان نیست این ادبیات “سرخپوستی” (بقول دکتر منوچهر هزارخانی) است. هیچ ایرانی معقولی این نوع نمینویسد. چه بلحاظ نوشتاری و چه بلحاظ محتوایی، این نوشته تنها میتواند در تاریکخانه فرقه ضد بشری مجاهدین خلق و تحت رهبری مادم العمر زوج منفور ناقض حقوق بشر مسعود و مریم رجوی نوشته شده باشد ولا غیر.

شاید بیاد داشته باشید اعتراضات پارسال خانواده های اسرای مجاهدین خلق در آلبانی به همکاری عفو بین الملل با سازمان مجاهدین خلق را. آش آنقدر شور شده بود که خیلی ها در عفو بین الملل سر در برف خودشان را به آن راه زدند که اینها را ما اصلا ندیده ایم و دیگران نوشته اند و ما نمیدانیم و … و تا جایی که انعکاس این کثافتکاری به صفحه عفو بین الملل در وکیپیدیا هم کشید.

در گزارش اعتراضی پارسال آمده بود که

“بررسی ها نشان می دهد که این گزارش توسط رها بحرینی، منصوره میلز و شادی صدر و البته اساسا توسط مجاهدین خلق در آلبانی نوشته شده و سپس برای انتشار به تأیید فیلیپ لوتر Philip Luther، مدیر تحقیقات عفو بین الملل برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، رسیده است. “

و در اعتراض امسال میخوانیم

“… در عین حال خانم شادی صدر نیز که علیه میرحسین موضع گرفته است از کمپ فرقه در آلبانی دیدن کرده است. دو منبع معتبر به من گفته ا‌ند که بحرینی نیز از آلبانی دیدار کرده است. موضع خانم شادی امین نیز دقیقا شبیه صدر و بحرینی است و جعل تاریخ آنها را تکرار می‌کند. تمامی این حقایق نشان میدهد که برنامه ریزان واقعی‌ این جریان چه کسانی هستند….”

بنظر میرسد حملات هماهنگ شده  به میرحسین موسی نمی تواند صرفا بعد حقوق بشری داشته باشد چرا که قاتلین مختلفی در خارج کشور هستند که سهل الوصل ترند و کسی کاری به آنها ندارد. مثلا همین مجاهدین خلق که خودشان به قتل بیش از ۱۲ هزار نفر اقرار کرده اند. مشکل میر حسین موسوی این است که بوی آزاد شدنش و رقیب شدنش به مشام میرسد. رقیبی که نه توبه کرده و نه حاضر شده از کشور فراری شود (برخلاف خیلی ها که با توافق ننوشته ایران و آمریکا از زندان اوین مستقیم سر از واشنگتن در آورده اند) ترس رجوی، افسار بدستانش، ولینعمتانش و همپالگی هایش از آپوزیسیونی است که “وابسته نباشد” و حضورش درب “دریوزگی خارج کشوری” را گل بگیرد. وحشت از “آزاد شدن میرحسین موسوی” است والا نباید فراموش کرد که همین رجوی و امثال رجوی زمانی که میرحسین موسوی امیدی به آزادی نداشت النگوی سبز بدست در خیابانهای نیویورک و لندن و پاریس سرود “یار دبستانی من” میخواندند.

پیشنهاد می کنم حقوق بشری های خارج کشوری (بخصوص طرفداران و مواجب بگیران ترامپ و نتانیاهو در این مرحله)  در کنار این حرکات سخیف ضد ایرانی شان تحت لوی “حمایت از حقوق بشر”، برای حفظ ظاهر هم که شده هر از گاهی یک سوزن به جنایتکارانی بزنند که در شهرهای واشنگتن و لندن و پاریس و تیرانا آزادانه می چرند و امروز همزمان با تداوم نقض فاحش حقوق بشر در قلب اروپا و امریکا به شکل زننده ای خودشان مدعی “حقوق بشر” شده اند.

مطالب دکتر سهیمی و اطلاعیه شصت نفر:

1- وقتی‌ فرقه مجاهدین از عفو بین المللی برای حمله به میرحسین موسوی و جعل تاریخ حمایت می‌کند

(دکتر سهیمی، صفحه فیسبوک)
لینک به منبع

دوستان سلام: به تدریج روشن میشود که حملات گسترده سازماندهی شده اخیر علیه مهندس میر حسین موسوی توسط چه کسانی و چه گروهی در پشت پرده سازماندهی شده و حمایت میشود. پس از اعتراض بسیاری به سازمان عفو بین المللی بخاطر جعل تاریخ درباره کشتار ناجوانمردانه زندانیان سیاسی در ۱۳۶۷، در ۱۱ سپتامبر یعنی‌ نزدیک به دو هفته پیش، ناگهان به اصطلاح “شورای ملی‌ مقاومت” مریم رجوی بیانیه صادر نمود، به منتقدین شدید حمله کرد، و مطابق معمول آنها را “عاملین رژیم” نامید.

این فرقه در بیانیه خود اعلام کرد، “در بحبوحه كارزار دادخواهي هرگونه تعرض به عفو بين‌الملل به خاطر افشاء حقايق پيش بردن خط و انجام مأموريت برای وزارت اطلاعات آخوندها و آمران و عاملان قتل‌عام است.”

در بیانیه خود فرقه مجاهدین اینطور وانمود می‌کند که گویا منتقدین عفو بین المللی نمی‌‌خواهند عاملان واقعی‌ آن کشتار ضد بشری کشف شود. نه تنها اینطور نیست، بلکه در حقیقت عاملان شناخته شده ا‌ند و همه میدانیم چه کسانی هستند، از خود آقای خمینی گرفته که دستور را صادر کرد، تا فرزند او احمد خمینی که در آن نقش کلیدی داشت، تا هیات مرگ که تصمیم میگرفت چه کسانی باید اعدام شوند، تا کسانی که از آن حمایت کرده و میکنند، و میکوشند آنرا “توجیه” کنند، تا دیگران. بیشتر آنها نیز زنده هستند، و حتی در حاکمیت مقام دارند.

خانواده خود من از اعدام‌ها و زندان‌های سالهای دهه ۱۳۶۰ صدمه بسیار دید. در میان قربانیان ۱۳۶۷ مرحوم تقی‌ خان، دوست بسیار نزدیک سالهای دبیرستان من، زنده یاد مهندس حسن دشت آرا، همدوره و همکلاس، دوست بسیار خوب من، و یک انسان براستی دوست داشتنی، دو برادر دو نفر از نزدیکترین دوستان من در دانشکده فنی‌، و چندین هم دانشکده‌ای دیگر من هستند. چطور ممکن است که بعنوان مثال، من نخواهم عاملین این جنایت‌ها مجازات نشوند؟ ولی‌ کوشش‌های اخیر، که آغاز کننده آن عفو بین المللی بود، به نظر نمیرسد به دبال کشف حقیقت است، بلکه یک برنامه کاملا سازماندهی شده علیه میرحسین را دنبال می‌کند.

با وجودی که زوایا، انگیزه ها، و عاملین آن جنایت‌ها کاملا روشن هستند، عفو بین المللی و به اصطلاح “پژوهشگر” آن خانم رها بحرینی به میر حسین چسبیده ا‌ند، و هر موضوعی را که درباره آن کشتار از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر میکنند با هشتگ میرحسین موسوی است. خود بحرینی نیز در شبکه‌های اجتماعی دائما درباره میرحسین مینویسد، و وقتی‌ به او اعتراض میشود، ادعا می‌کند که نظرات شخصی‌ خود را منتشر می‌کند. در حال حاضر انواع و اقسام مسائل حقوق بشری در ایران وجود دارند، و عاملین کشتار ۱۳۶۷ نیز همگی‌ در قید حیات و فعال هستند، ولی‌ عفو بین المللی به دنبال کسی‌ که که هیچگونه نقشی‌ در آن کشتار نداشت.

در عین حال خانم شادی صدر نیز که علیه میرحسین موضع گرفته است از کمپ فرقه در آلبانی دیدن کرده است. دو منبع معتبر به من گفته ا‌ند که بحرینی نیز از آلبانی دیدار کرده است. موضع خانم شادی امین نیز دقیقا شبیه صدر و بحرینی است و جعل تاریخ آنها را تکرار می‌کند. تمامی این حقایق نشان میدهد که برنامه ریزان واقعی‌ این جریان چه کسانی هستند.

واقعیت این است که اخیرا حاکمیت به آقای مهدی کروبی آزادی بیشتری از زندان خانگی خود داد. آنهایی که از پاکدستی، صداقت، ایمان، میهندوستی و محبوبیت میرحسین در میان مردم ایران میترسند، بیش از پیش به وحشت افتاده ا‌ند که مبادا این شخصیت ملی‌ که بخاطر وفاداری به قول‌های خود به مردم نزدیک به ده سال است که در زندان خانگی بسر میبرد نیز سر انجام از زندان ظلم آزاد شود. در آن صورت فرقه مجاهدین و سلطنت طلبان که در ایران کاملا بی‌ ابرو هستند و کوچکترین پایگاه اجتماعی قابل توجهی‌ ندارند، بیش از پیش نزد مردم ایران منزوی میشوند. به همین دلیل است که حملات سازماندهی شده خودرا آغاز کرده ا‌ند. همکاری و همگامی عفو بین المللی و کسانی مانند شادی صدر و شادی امین با این طرح نیز ضد مردم ایران میباشد.

باید هوشیار بود و گول ظاهر فریبنده “حقوق بشری” اینها را نخورد. مدافعین واقعی‌ مردم و حقوق شهروند و انسانی‌ آنها البته با ماهیت فرقه مجاهدین و سلطنت طلبان کاملا آشنا هستند.

2- بیانیه‌ی ٦٠ فعال مدنی و سیاسی ایرانی در اعتراض به تحریف حقیقت توسط سازمان عفو بین‌الملل؛

(سایت ایران امروز)
لینک به منبع

عفو بین‌الملل موظف به اصلاح گزارش خود و اعاده‌ی حیثیت به مهندس میرحسین موسوی است

رؤسای محترم سازمان عفو بین‌الملل

بخش ایران سازمان عفو بین‌‌الملل در آذرماه سال ۱۳۹۷ گزارشی را با عنوان «اسرارِ به خون آغشته» درباره‌‌ی اعدام دسته جمعیِ زندانیان سیاسی ایران در سال ۱۳۶۷ منتشر کرد که هدف از آن علی‌الاصول می‌بایست عریان ساختن واقعیت یک جنایت هولناک می‌بود. اما متاسفانه این گزارش مهم در پاره‌ای موارد با تحریفات آشکار و قلب واقعیت همراه بوده است که خود را موظف به بیان آن می‌دانیم.

باور داریم سازمان عفو بین الملل یک نهاد غیردولتی مدافع حقوق بشر است و از این رو نباید عملکردهای آن، شائبه‌ی این را به وجود بیاورد که در عرصه‌ی رقابت‌های سیاسی کشورهای دیگر مداخله‌ای انجام می‌دهد یا اهداف حقوق بشری خود را آلوده به تسویه حساب‌های سیاسی و اغراض جناحی و گروهی می‌کند.

اما شیوه‌ای هم که این مدت مسئولان بخش ایران عفو بین‌الملل برای اطلاع‌رسانی درباره‌ی آن گزارش پیش گرفته‌اند، این شائبه را تقویت می‌کند که گویی آنها بیش از آن‌که مشتاق کشف حقیقت باشند، اهداف دیگری را دنبال می‌کنند، چه آن ‌که در مصاحبه‌ها و نوشته‌های خود در شبکه‌های اجتماعی، آمران و عاملان آن جنایت و اعضای هیات مرگ را به نوعی رها کرده‌ و میرحسین موسوی، نخست‌وزیر ایران در دهه‌ی شصت و از رهبران جنبش سبز ایران را به‌طور مداوم هدف حمله‌ قرار داده‌اند که خود به جرم حق‌طلبی و همراهی با مردم در حصر خانگی است و امکانی برای دفاع ندارد.

برای نمونه بخش ایران عفو بین‌الملل روز ‌۲۹ مرداد امسال بار دیگر بخشی از همان گزارش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد و در تمام پلات‌فرم‌ها به جای نام بردن از اعضای هیات مرگ و آمران و عاملان جنایت، فقط هشتگ میرحسین موسوی را به‌کار برد، گویی که او مسئول این رخدادهای اسفبار بوده است.

چنین رویکردی دیگر نه دفاع از حقوق آن کشته‌‌شدگان و خانواده‌هایشان، بلکه سوء‌استفاده از آنها در جهت اهداف گروهی و جناحی است. حال آن که ما، امضاکنندگان این نامه، باور داریم پی‌گیری جنایت‌های سال ۱۳۶۷ یک ضرورت ملی و اخلاقی است و می‌باید فارغ از همه‌ی حب و بغض‌ها چنین رویکردی نسبت به آن داشت.

بر این سیاق ما به تاکید می‌گوییم هر زمان عفو بین الملل یا هر نهاد دیگری مستنداتی محکم و واقعی، دال بر همدلی میرحسین موسوی با اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ یا نقش احتمالی او در این جنایت ارائه کند، ما نیز به هیچ وجه در صدد تخفیف و سلب مسئولیت از او بر نخواهیم آمد، چه باور داریم آن اعدام‌ها زخم عمیقی است بر پیکر ملت ایران که التیام نخواهد یافت مگر با اجرای عدالت. اما آن‌چه تاکنون بخش ایران سازمان عفو بین‌الملل در این رابطه ارائه کرده یک روایت تحریف‌شده و جعلی بوده که با سر و صدا و تبلیغات می‌خواهد به همه بفروشد.

سازمان عفو بین‌الملل در گزارش دو سال قبل خود مدعی شده است که میرحسین موسوی در دوران نخست‌وزیریِ‌ خود در مصاحبه با تلویزیون اتریش که در تاریخ ٢٢ آذر ٦٧ انجام شده، آن اعدام‌ها را انکار و حتی توجیه کرده است. همچنین در این گزارش ادعا شده که خبرنگار تلویزیون اتریش از آقای موسوی درباره‌‌ی اعدام‌های دسته ‌جمعیِ آن سال سوال کرده است. هر دو این ادعاها به‌دلایلی که خواهدآمد، کاملاً رد می‌شوند.

در حقیقت، این دو ادعا اساس اتهام‌ به کسی‌ است که خود چند ماه پیش از حصر غیرقانونی، در یک سخنرانی اعدام‌های سال ۱۳۶۷ را به صراحت «جنایت» خواند و با یادآوری ساختار قدرت در نظام جمهوری اسلامی بر مبرا بودن خود از این اتهامات تاکید کرد، چنان‌که همگان نیز می‌دانند در این ساختار، قوه‌ی قضاییه به‌طور مستقیم با نهاد رهبری جمهوری اسلامی در ارتباط است و از آن دستور می‌پذیرد.

اما گذشته از این، ویدیوی مصاحبه‌‌ی تلویزیون اتریش با مهندس موسوی هم که سازمان عفو بین‌الملل در آذرماه ۱۳۹۷ منتشر کرد، اصلا چنین اتهامی را ثابت نمی‌کند، بلکه ما امضاکنندگان این نامه باور داریم که بخش ایران عفو بین‌الملل راه تفسیر به رای و تحریف واقعیت را در پیش گرفته است که نسبت به آن ابراز تاسف می‌کنیم.

در این ویدیوی کوتاه و تقطیع‌شده سوال خبرنگار تلویزیون اتریش شنیده نمی‌شود، چرا که روی آن صداگذاری شده است و از این رو اصالت نسخه‌ی مورد استناد زیر سوال است. آن‌چه شنیده می‌شود صدای یک راوی غایب است که جمله‌ای درباره‌ی تشدید نگرانی ایرانیان خارج از کشور از نقض حقوق بشر در ایران می‌گوید و سپس یک جمله‌ی تیترگونه با این مضمون: «نخست وزیر درباره‌ی اتهام اعدام‌». زمان این صداگذاری و فاصله‌ی آن با مصاحبه‌ی اصلی و همچنین میزان انطباقش با سوال یا سوالات مطروحه از جانب خبرنگار معلوم نیست.

اما پاسخ میرحسین موسوی قابل شنیدن است که در آن نه اعدام زندانیان سیاسی را انکار و نه از آن دفاعی می‌کند. او در این مصاحبه اساسا هیچ سخنی درباره‌ی اعدام‌ها نمی‌گوید، بلکه به عملیات «مرصاد» در برابر حمله‌ی سازمان مجاهدین خلق به ایران می‌پردازد.

حال پرسش ما این است که نسخه‌ی اصلی ویدیو کجاست؟ چگونه بر اساس یک ویدیوی مبهم و صداگذاری‌شده به این اتهامات رسیده‌اید و آن را ثابت شده هم فرض کرده‌اید؟ و این پافشاری و این همه تبلیغات پیرامون آن نشانه‌ی چیست؟

هم‌چنین عفو بین‌الملل در بیانیه‌ی عمومی روز ۲۰ شهریور خود نیز این اتهامات علیه میرحسین موسوی را تکرار کرد، گو این که با تکرار مدام یک امر غیرواقعی، دیگر جایی برای پرسش‌گری باقی نمی‌ماند. حال آن‌که موثق‌ترین اسناد درباره‌ی اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ (از جمله خاطرات آیت‌الله منتظری، قائم مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران در دهه‌ی شصت و نوار صوتی صحبت‌های ایشان در افشای حقایق مربوط به اعدام‌ها)، هیچ مدرکی دال برنقش داشتن مهندس میرحسین موسوی در آن اعدام‌ها به دست نمی‌دهد.

آقای موسوی خود سال ۱۳۸۹ در یک سخنرانی‌ که فایل صوتی آن در دسترس عموم قرار گرفته، می‌گوید: «ما در بی‌اطلاعی محض بودیم و وقتی هم خبردار شدیم، سعی در جلوگیری از آن اعدام‌ها داشتیم. این‌که بنده نقش داشتم خلاف واقع است و اصلا به ما اجازه‌ی ورود به این موضوع را نمی‌دادند. با این حال این جنایتی است که رخ داد و واقعیت این است که هنوز هیچ کسی از ابعاد واقعی آن خبر ندارد و شاید در آینده بتوان بیشتر و جامع‌تر به این واقعه و ابعاد آن پرداخت.»

این بخش از سخنرانی همچنین نشان می‌دهد که بر خلاف ادعای مسئولان بخش ایران عفو بین‌الملل، موسوی خود تایید کرده که جایی در میانه‌ی فاجعه از آن مطلع شده و بی‌خبری او مربوط به شروع اعدام‌ها با حکمی بوده که از عالی‌ترین نهاد جمهوری اسلامی صادر شده، نهادی که اساسا نیازی نمی‌دیده برای تصمیمات خود به نخست وزیر وقت توضیح بدهد.

با این همه ما باور و تاکید داریم که باید کمیته‌ی حقیقت‌یاب مستقلی شکل بگیرد تا ابعاد مختلف این جنایت عیان گردد و نوع و حدود مسئولیت هر فرد نیز روشن شود، نه این که مسئله به گونه‌ای تبلیغ شود که آمران و عاملان و مباشران جنایت، همه در سایه پنهان بمانند و کسی که تاکنون هیچ گونه مدرکی علیه او کشف نشده، به یک‌باره مسئول اصلی جلوه داده شود؛ این در واقع همان موجی است که بخش ایران سازمان عفو بین الملل از دو سال پیش که فضای سیاسی در ایران آشفته‌تر از همیشه شده است، سعی می‌کند به آن دامن بزند.

در پایان باید یادآور شویم که نهادی نظیر عفو بین‌الملل متعلق به یک گروه سیاسی خاص نیست، بلکه متعلق به تمام انسان‌های آزاده‌ای است که دغدغه‌ی دفاع از حقوق بشر را دارند و از این رو انتشار گزارش‌هایی که چنین تحریف‌های آشکاری در آن وجود دارد، ضربه‌ای به این آرمان است. بنابراین، سازمان عفو بین‌الملل را موظف به اصلاح هر چه سریع‌تر گزارش و بیانیه‌های فوق‌الذکر در بخش‌های مربوط به مهندس میرحسین موسوی و همچنین اعاده‌ی حیثیت به شخص ایشان می‌دانیم.

با تشکر
به پیوست نظر دو کارشناس ارشد کنونی و سابق سازمان عفو بین‌الملل نیز ارسال می‌شود که هر کدام سال‌ها در بخش ایران آن سازمان فعال بوده‌اند و نظرات آنها سخنان ما را تایید می‌کند.

امضاكنندگان:
۱- سیامک آرام (تحلیل‌گر و استاد دانشگاه هریسبرگ)
۲- آریا آرام‌نژاد (موزیسین و فعال اجتماعی)
۳- هاشم آقاجری (استاد دانشگاه تربیت مدرس و تاریخ‌نگار)
۴- سید احمدرضا احمدپور (روزنامه‌نگار و فعال سیاسی)
۵- پیمان احمدی (فعال مدنی)
۶- بهمن احمدی امویی (نویسنده و روزنامه‌نگار)
۷- حسن اسدی زیدآبادی (روزنامه‌نگار و فعال سیاسی)
۸- سهیلا اصغری (فعال مدنی)
۹- علی افشاری (استاد مدعو دانشگاه جورج واشنگتن و پژوهشگر سازمان استاندارد دارو و مواد غذایی آمریکا)
۱۰- محمد جواد اکبرین (دین‌پژوه و روزنامه‌نگار)
۱۱- اردشیر امیر ارجمند (حقوقدان، استاد دانشگاه و مشاور ارشد میرحسین موسوی)
۱۲- سولماز ایکدر (روزنامه‌نگار)
۱۳- مسعود باستانی (روزنامه‌نگار)
۱۴- رسول بداقی (فعال صنفی/ عضو کانون صنفی معلمان)
۱۵- محمد برقعی (فعال ملی مذهبی)
۱۶- قربان بهزادیان‌نژاد (استاد دانشگاه و مشاور ارشد میرحسین موسوی)
۱۷- علیرضا بهشتی (عضو هیأت علمی دانشکده‌ی علوم انسانی و مشاور ارشد میرحسین موسوی)
۱۸- علیرضا بهشتی شیرازی (روزنامه‌نگار و مشاور ارشد میرحسین موسوی)
۱۹- رضا بهشتی معز (عضو انجمن فلسفه‌ی فرانسه)
۲۰- حبیب الله پیمان (عضو کمیته‌ی رهبری «شورای فعالان ملی مذهبی» و از اعضای مؤسس و دبیرکل «جنبش مسلمانان مبارز»)
۲۱- زهره تنکابنی (همسر یکی از جانباختگان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷)
۲۲- مهدی جامی (روزنامه‌نگار)
۲۳- سپیده جدیری (شاعر و فعال زنان)
۲۴- امیر خرم (فعال سیاسی)
۲۵- مازیار خسروی (روزنامه‌نگار)
۲۶- سروش دباغ (پژوهشگر عرفان، فلسفه و روان‌شناسی)
۲۷- مجید دُری (فعال مدنی)
۲۸- طیبه دهباشی‌زاده (همسر یکی از جانباختگان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷)
۲۹- علیرضا رجایی (پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی و فعال ملی ‌مذهبی)
۳۰- احسان رضایی (فعال اجتماعی و ملی مذهبی)
۳۱- حسین رفیعی (استاد بازنشسته‌ی دانشگاه تهران و فعّال ملّی‌مذهبی)
۳۲- حسین زمان (موزیسین و فعال مدنی)
۳۳- عیسی سحرخیز (فعال سیاسی و مطبوعاتی)
۳۴- محمد سهیمی (استاد دانشگاه، فعال سیاسی و از خانواده‌ی جانباختگان اعدام‌های سیاسی دهه‌ی شصت)
۳۵- علی شاکری (عضو شورای «ابتکار شهروندان برای صلح» در دانشگاه ارواين، از اعضای مؤسس «اتحاد جمهوری‌خواهان ایران»)
۳۶- علی شریعتی (فعال مدنی)
۳۷- کیوان صمیمی (روزنامه‌‌نگار و فعال ملی مذهبی)
۳۸- ریحانه طباطبایی (روزنامه‌نگار)
۳۹- حمیدرضا عابدیان (فعال ملی مذهبی)
۴۰- علی فاتحی (مستندساز/سینماگر)
۴۱- مهدی فتاپور (از اعضای شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) و مسئول کنونی هیئت سیاسی اجرایی اتحاد جمهوریخواهان ایران)
۴۲- پروین فهیمی (مادر شهید سهراب اعرابی (از جانباختگان سال ۸۸) و عضو «مادران صلح»)
۴۳- مهین فهیمی (همسر یکی از جانباختگان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷)
۴۴- عزیز قاسم‌زاده (موزیسین، فعال صنفی، فعال ملی مذهبی)
۴۵- ابوالفضل قدیانی (فعال سیاسی)
۴۶- محسن کدیور (استاد دانشگاه و اندیشمند دینی)
۴۷- حسین کمالی (دانشیار مدرسه ادیان هارتفورد)
۴۸- فاطمه گوارایی (فعال حقوق زنان/ عضو شورای فعالان ملی مذهبی/ خواهر یکی از جانباختگان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷ )
۴۹- مجتبی لطفی (روزنامه نگار و مسئول واحد اطلاع رسانی دفتر آيت‌الله منتظری)
۵۰- داریوش محمدپور (پژوهشگر علوم سیاسی)
۵۱- ملیحه محمدی (از اعضای سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) و عضو خانواده‌ی یکی از جانباختگان اعتراضات ۸۸)
۵۲- مهدی محمودیان (فعال مدنی)
۵۳- سعید مدنی (پژوهشگر، جامعه‌شناس و فعّال ملّی‌ مذهبی)
۵۴- عبدالله مومنی (فعال مدنی‌سیاسی)
۵۵- یاسر میردامادی (پژوهشگر دین و فلسفه)
۵۶- مهدی نوربخش (تحلیل‌گر سیاسی و استاد دانشگاه)
۵۷- ن. نوری‌زاده (نویسنده و مترجم حوزه‌ی سیاست)
۵۸- محمدامین هادوی (فعال دموکراسی‌خواه و نویسنده‌ی حوزه‌ی اقتصاد)
۵۹- حسین یزدی (فعال رسانه‌ای)
۶۰- حسن یوسفی اشکوری (نویسنده، محقق، دین‌پژوه و روزنامه‌نگارِ ملی مذهبی)

عفو بین الملل، مجاهدین خلق و علل حملات سازماندهی شده اخیرشان علیه میرحسین موسوی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دیدار-عفو-بین-الملل-از-مجاهدین-خلق-آلبا/

دیدار بحث برانگیز عفو بین الملل از اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

انجمن نجات، به نقل از ویکپیدیا، دانشنامه آزاد، دهم ژانویه 2019:… عفو بین الملل سه سفر میدانی به اردوگاه مجاهدین داشته . انجمن نجات نماینده خانواده های اعضای مجاهدین خلق شکایت نموده است که عفو بین الملل هرگز نباید در نقض حقوق بشری که در اردوگاه رخ می دهد، با نزدیک شدن به اعضایی که احتمالا برای شهادت دادن تحت فشار قرار دارند، شرکت نماید.  ایران اینترلینک، یک ارگان خیریه ای هم از انتقاد انجمن نجات از عفو بین الملل برای دیدار از اردوگاه پشتیبانی نموده است … 

شادی صدر مجاهدین خلق فرقه رجوی و عفو بین الملل نقض حقوق بشرThe Amnesty International Report Which Whitewashes The MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

لینک به منبع

دیدار بحث برانگیز عفو بین الملل از اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی 20 دی 1397

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد

Amnesty International Mojahedin Khalq MEK Wikipedia

مطلبی در دانشنامه ویکیپدیا منتشر شده که ترجمه آن عینا در زیر آورده می شود:

دیدار بحث برانگیز عفو بین الملل از اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

در دسامبر 2018، عفو بین الملل گزارشی با عنوان “اسرار غرقه به خون” منتشر نمود که ایران را به اعدام جمعی زندانیان سیاسی در سال 1988 متهم کرد.

بسیاری از مدارک مورد استفاده بر اساس شهادت های اعضای مجاهدین خلق که در حال حاضر در مجموعه اردوگاهی مستقر در آلبانی، خارج از پایتخت تیرانا، اقامت دارند می باشد.

بر اساس این گزارش، محققین عفو بین الملل، “سه سفر میدانی به تیرانا در آلبانی، جایی که تعداد قابل توجهی از نجات یافتگان و خانواده ها مستقر هستند، داشته است”.

بهرحال، بسیاری گزارشات نشانگر این است که نقض حقوق بشر در داخل اردوگاه وجود دارد و اعضا مغزشویی و شکنجه می شوند.

یک سازمان غیر دولتی، انجمن نجات، که نماینده خانواده های اعضای مجاهدین خلق، که محروم از دیدار با آنان هستند، می باشد، شکایت نموده است که عفو بین الملل هرگز نباید در نقض حقوق بشری که در اردوگاه رخ می دهد، با نزدیک شدن به اعضایی که احتمالا برای شهادت دادن تحت فشار قرار دارند، شرکت نماید.

ایران اینترلینک، یک ارگان خیریه ای تحت مدیریت دو عضو سابق مجاهدین خلق، همچنین از انتقاد انجمن نجات از عفو بین الملل برای دیدار از اردوگاه برای کسب اطلاعات پشتیبانی نموده است.

لینک به اصل مطلب:

https://en.wikipedia.org/wiki/Criticism_of_Amnesty_International#Amnesty’s_controversial_visits_to_the_camp_of_the_People’s_Mujahedin_in_Albania

Amnesty’s controversial visits to the camp of the People’s Mujahedin in Albania

In December 2018, Amnesty published a report entitled, ‘Blood-soaked Secrets,’ that accused Iran of carrying out the mass executions of political prisoners in 1988. [62] Much of the evidence used in the report was based on the testimonies of members of the People’s Mujahedin who are now resident at a camp complex located in Albania, just outside of the capital, Tirana. According to the report, Amnesty’s researchers, “undertook three field trips to Tirana, Albania, where a substantial number of survivors and family members are based.” However, many reports indicate that human rights abuses take place at this camp and that members are allegedly subjected to indoctrination and torture. [63] An NGO, the Nejat society, which represents the families of members of the People’s Mujahedin who have been denied access to meet them, has complained that Amnesty should never have been complicit in human rights abuses that occur at the camp by approaching members that have likely offered testimonies under duress. [64] Iran Interlink, a charity run by two former members of the People’s Mujahedin, has also lent weight to the criticism by the Nejat Society of Amnesty for visiting the camp in order to elicit information. [65]

(پایان)

***  

Amesty_International_Whitewash_Criminal_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_HR_Abuse_AlbaniaHuman Rights report on Abuse of Human Rights by Mojahedin Khalq, Rajavi cult. (NO EXIT)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/عفو-بین-الملل-برای-تطهیر-مجاهدین-خلق-فر/

گزارش عفو بین الملل برای تطهیر مجاهدین خلق

انجمن نجات، هشتم ژانویه ۲۰۱۹:… جای بسی تعجب دارد. عفو بین الملل دخالت مجاهدین خلق و شادی صدر در تنظیم این گزارش را هم تکذیب نکرده است.  در مرکز شکایات این تبلیغات بی شرمانه برای تطهیر مجاهدین خلق، جنایت جنگی این سازمان در عملیات موسوم به “فروغ جاویدان” قرار دارد. این عملیات کمتر از یکماه قبل از اعدام ها صورت گرفت. اما در کمال تعجب در این ۱۴۰ صفحه هیچ اشاره ای به این نشده …

Shadi Sadr of Justice4Iran is the nominal head of several organisationsShadi Sadr of Justice4Iran is the nominal head of several organisations supported by anti-Iran neoconservatives. She frequently travels to Albania and Paris to liaison with MEK and Maryam Rajavi. She has written pro-MEK articles and takes a pro-MEK stance. She has no credibility whatsoever in the wider Iranian community.

لینک به متن انگلیسی

گزارش عفو بین الملل برای تطهیر مجاهدین خلق

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۱۸ دی ۱۳۹۷

در آخرین روزهای سال ۲۰۱۸، گزارشی کاملا مخدوش و مشکوک در ۱۴۰ صفحه از جانب سازمان انگلیسی عفو بین الملل در خصوص وقایع تابستان سال ۱۹۸۸ در ایران، منتشر شد. در این گزارش، بعد از گذشت بیش از سی سال، به اعدام اعضای سازمان مجاهدین خلق، که توسط عفو بین الملل یک اپوزیسیون صلح طلب و آزادیخواه معرفی گردیده، پرداخته شده است.

بررسی ها نشان می دهد که این گزارش توسط رها بحرینی، منصوره میلز و شادی صدر و البته اساسا توسط مجاهدین خلق در آلبانی نوشته شده و سپس برای انتشار به تأیید فیلیپ لوتر Philip Luther، مدیر تحقیقات عفو بین الملل برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، رسیده است.

شکایات ارسالی خانواده ها و قربانیان مجاهدین خلق به آقای فیلیپ لوتر به آدرس philip.luther@amnesty.org تاکنون کاملا بی جواب مانده و عفو بین الملل در مقابل اعتراضات وارده به این گزارش بی توجهی و سکوت کامل اختیار کرده است.

در مراجعات حضوری، این ارگان مسئولیت تنظیم این گزارش را از سر خود باز نموده و مراجعه کنندگان را به آدرس های نویسندگان گزارش  raha.bahreini@amnesty.org  و  mansoureh.mills@amnesty.org ارجاع داده و خواسته است تا شکایات خود را مستقیما برای آنان بفرستند که جای بسی تعجب دارد. عفو بین الملل دخالت مجاهدین خلق و شادی صدر در تنظیم این گزارش را هم تکذیب نکرده است.

در مرکز شکایات این تبلیغات بی شرمانه برای تطهیر مجاهدین خلق، جنایت جنگی این سازمان در عملیات موسوم به “فروغ جاویدان” قرار دارد. این عملیات کمتر از یکماه قبل از اعدام ها صورت گرفت. اما در کمال تعجب در این ۱۴۰ صفحه هیچ اشاره ای به این تهاجم نظامی جاه طلبانه و از پیش شکست خورده به داخل خاک ایران، که تنها ۳۰۰۰ کشته از اعضای سازمان بجا گذاشت که اغلب افراد عادی و فاقد آموزش نظامی بودند، نشده است. مسئولیت این عملیات و کشته شده های آن تماما بر عهده سازمان مجاهدین خلق و خصوصا رهبری آن مسعود و مریم رجوی است.

از دیگر موضوعات مورد شکایت، شهادت نامه هایی است که در این گزارش مورد استفاده قرار گرفته که تماما از اعضا و هواداران مجاهدین خلق گرفته شده است. در حال حاضر بسیاری خانواده ها در داخل و خارج از ایران هستند که از مجاهدین خلق حمایت نمی کنند و برای دادن شهادت دعوت نشدند. این گزارش لذا بر اساس حذف این عده نمی تواند به هیچ عنوان منصفانه یا مستقل باشد.

در خصوص این گزارش موارد متعدد دیگری از شکایات وجود دارد. از جمله نپرداختن به این واقعیت که در حال حاضر مجاهدین خلق تحت حمایت و پشتیبانی دولت آلبانی همچنان به روال گذشته از ارتباط خانواده ها با اعضای گرفتار در منز Manez در آلبانی محروم می باشند. این نشانگر نقض مستمر و دائم ابتدایی ترین حقوق انسانی است که خانواده ها سالهاست در این خصوص شاکی می باشند.

جای بسی تأسف دارد که یک سازمان ظاهرا حقوق بشری با سابقه بیش از نیم قرن، به این شکل آلت دست بازی های سیاسی در منطقه می شود و چنین گزارشی را منتشر می نماید، به نحوی که حتی یارای پاسخ گویی به شکایات وارده را هم ندارد.
در این رابطه، اولین نامه شکایت خانواده ها به دبیر کل عفو بین الملل آقای کومی نایودو Mr. Kumi Naidoo به آدرسsct@amnesty.org.uk در لینک زیر قابل دسترس است.

https://www.nejatngo.org/fa/posts/28506

و
http://iran-interlink.org/wordpressfa/اعتراض-به-عفو-بین-الملل-توسط-خانواده-ها/

(پایان)

*** 

RAND Report: The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy ConundrumRAND Report: The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سادیسم-در-اپوزسیون-قلابی/

سادیسم در اپوزسیون قلابی

سادیسم در اپوزسیون قلابی - منصور نظریمنصور نظری، ایران اینترلینک، هفدهم اوت 2021:… هیچ کسی که فیلم را دیده از خود سوال نمیکند چرا بهبهانی اینکار را کرد؟ چه اتفاقی افتاده که بهبهانی شلوارش را پائین کشیده؟ هیچ کسی متوجه نمیشود که این مجاهدین خلق بودند که با زبردستی در شکنجه روانی میدانند چگونه یک فرد را به این نقطه برسانند و نتیجه مطلوب به دلخواه بگیرند. مجاهدین خلق و روشهای شکنجه روانی شان بر کسی پوشیده نیست و بارها همه جداشدگان آن را در معرض دید همه مردم قرار داده اند اما موضوع دیگر افرادی نظیر بهبهانی هستند. آن زمان که مجاهدین خلق و اوباش دیگر با چماق به رای دهندگان حمله کردند چرا اینها  سکوت کردند و دم نزدند؟ چرا معترض نشدند به اینکه این اوباش در کشورهای آزاد چرا به چوب چماق متوسل شده اند و به رای دهندگان حمله کرده اند وفحاشی کرده اند؟ سادیسم در اپوزسیون قلابی 

منصور نظری - سادیسم در اپوزسیون قلابیاطاق فکر حمله ارازل و اوباش به ایرانیان خارج کشور چه کسانی بودند؟ 

سادیسم در اپوزسیون قلابی

منصور نظری

آقای منصور نظری

درجریان انتخابات ریاست جمهوری امریکا وانتخاب ترامپ بعنوان رئیس جمهور تقریبا تمام اپوزسیون قلابی چشم انتظار تحول مهمی بودند تا بتوانند رویاهایشان را از طریق گنده لات و پهلوان پنبه ای به نام ترامپ عملی کنند ،  اما همانگونه که انتظار میرفت  وخارج ازتصوراپوزسیون قلابی بود ، ترامپ خیلی زود متوجه شد که دروغهائی که اپوزسیون قلابی از طریق لابی های صهیونیستی به خورد مشاورانش داده فقط رویای این اپوزسیون جعلیست ونه واقعیت .

در زمان روی کار آمدن ترامپ اپوزسیون جعلی با پخش شیرینی ونقل ونبات جشن پیروزی گرفتند ، شور وهیجان در بین اپوزسیون قلابی آنچنان بالا گرفت که مسعود رجوی هم از مخفی گاه سربرون کرده و پیام پیروزی فرستاد که چه نشسته اید آماده باشید که همین روزها بربال سیمرغ روی آسمان تهران خواهیم بود. از آن پس بناگاه خیمه ها درکنار کاخ سفید برپا شد ، بوی کباب آنچنان بلند شده بود که هرروز شاهد رونمائی از یک گروه جدید بودیم گروههائی که تعدادشان به عدد انگشتان دست هم نمیرسید. تروریست های تجزیه طلب نیز دراین دوران برای خودشان علم وکتل هم درست کردند که عنقریب است هرکدامشان تکه ای از ایران را خواهند گرفت. آن روزگار کم کم آرام آرام گذشت. اپوزسیون قلابی و اندیشکده های صهیونیستی با دادن اطلاعات غلط از طریق لابی هایشان به پهلوان پنبه داستان میخواستند هر چه زودتر ترامپ به ایران حمله کند به هر شکل یا به هرترتیبی. اما مشکلی پیش آمده بود و پهلوان پنبه داستان ما متوجه شده بود برخلاف آنچه اپوزسیون قلابی میگوید ایران نه یک زمین بایر و گرم و نرم بلکه زمینی سفت است که اگر بخواهد پی پی کند روی خودش خواهد پاشید.

با پایان یافتن دوران گنده لات و پهلوان پنبه داستان ما اپوزسیون جعلی نیز یواش یواش از درون فرو ریخت. مسعود رجوی که در دوران ترامپ هر هفته یک پیام صادر میکرد دوباره به مخفی گاه بازگشت. مار و مورهای نوظهور هم اصلا معلوم نشد چطوری آمدند و چطوری رفتند و در یک کلام با پایان یافتن ریاست جمهوری ترامپ باد اپوزسیون جعلی وقلابی هم خالی شد.

با خالی شدن باد اپوزسیون قلابی متاسفانه شاهد نوعی سادیسم در اپوزسیون جعلی هستیم. حوادثی که بعد از پایان ترامپ شاهدیم بیانگر این واقعیت است که شکست سنگین روحی و روانی آپوزسیون جعلی آنها را به نوعی بیماری از جنس سادیسم دچار کرده است. در زیر فقط به چند نمونه از این سادیسم اشاره میکنیم فقط چند نمونه از بابت عبرت تاریخ برای تمام کسانی که چوب حراج به  وطنشان زدند و آنان که به بهانه ضدیت با حکومت به ضدیت با کشور ومردم شان رسیدند. تبلیغ و تشویق تحریم مردم ایران و تبلیغ و تشویق جنایتکاران جنگی به بمباران ایران تنها بخشی ازفاجعه است و به نوعی میتوان گفت ذوب شدن تا فیها خالدون دشمنان ایران زمین و تبدیل شدن به مشتی بیمار روانی که درموارد بسیاری به سادیسم منجر شده است.

به چند نمونه از سادیسم موجود در اپوزسیون جعلی میپردازم که پس از ترامپ به اوج خود رسید.  در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران در خارج کشور تعدادی موجودات روانی با نهایت وحشی گری در کشورهای آزاد همچون اروپا به محل های رای گیری رفتند و با ضرب و شتم و قداره کشی با چوب وچماق وفحاشی به جان رای دهندگان افتادند وحتی تهدید به قتل رای دهندگان کردند. دهن گشادها ون وچه های زنک ولگرد به اسم آزادی و دمکراسی آنچنان عربده میکشیدند که مردم کشورهای اروپائی به سادگی به این سادیسم پی میبردند. سازمان مجاهدین خلق بدون علم و کوتل به همان روش  وبا فحاشی و تهدید چنین کردند. بعضی چپ های درمانده و تجزیه طلبان نیز با همین رویکرد وارد شدند. خیلی ها که خودشان در این معرکه نبودند در برابر این وحشگیری دیوانه وار سکوت کردند ولام تا کام صدایشان درنیامد. آنها فکر نمیکردند اپوزسیون جعلی و قلابی که اینگونه وحشیگری میکند فردا سراغ خودشان هم خواهند آمد، چرا که ماهیت اپوزسیون قلابی همین است به تک تک گروهها وسازمان های موجود نگاه کنید، در هیچکدامشان نقطه روشن نخواهید یافت. آنان که در برابر اپوزسیون قلابی و قداره بندان آن سکوت کردند باید میفهمیدند که هر کدام از این گروهها و سازمانها گرگ وحشی هستند که هر لحظه میتوانند برای همه خطر باشند. حتی برای آنها به رسانه ها و تلویزیون های این گروهها سر بزنید تا ببینید که چه گرگ هائی در لباس میش خوابیده اند و آنان که در برابر این گرگی ها و قداره کشی شان حرفی نزدند به مرور زمان میبینند که چگونه بر صورت همه چنگ می اندازند.

چند روز پیش در سوئد تعدادی از سازمان مجاهدین خلق تجمع کرده اند. همزمان در آنسو تعدادی دیگری از دستجات مختلف نیز تجمع کرده اند. افراد سازمان مجاهدین خلق با برنامه ریزی تجربه شده در قرارگاههای سازمان در عراق در فحاشی و ناسزا و گوشه رینگ بردن نفرات استادند. هدف از این کار بهم ریختن سلولهای عصبی فرد مورد حمله قرار گرفته و سپس عکس العمل غیرطبیعی. این کاریست که مجاهدین خلق بصورت حرفه ای در عراق روی تقریبا تمام نفرات آزمایش کرده اند. کمی توضیح میدهم. فرد سوژه را وارد میدان میکنند، سپس جمعیتی دور آن حلقه میزند. این جمعیت از چندین نفر تا چندین هزار نفر هم بوده است. افراد با شعار و فحاشی و فریاد با صدای بلند سوژه را گیج میکنند تا سوژه کنترل عصبی خود را از دست بدهد. وقتی سلول های عصبی تحت این فشار قرار میگیرند بصورت ناخواسته مجبور به واکنش میشوند. این واکنش ها در سازمان مجاهدین خلق عمدتا به شکست روحی و روانی سوژه منجر میشود و در مواردی به خودکشی سوژه و در مواردی هم سوژه مقاوم است و تسلیم نمیشود. همه اینها در مدت اقامت سازمان مجاهدین خلق در عراق روی تمامی نفرات آزمایش شده و جزو موارد نقض حقوق بشر سازمان مجاهدین خلق است که به ثبت سازمان های حقوق بشری نیز رسیده است. همه اینها را گفتیم تا اتفاق سوئد را بهتر بازخوانی کنیم.

سادیسم در اپوزسیون قلابی - منصور نظری

سادیسم در اپوزسیون قلابی

سعید بهبهانی یکی از منقدان سازمان مجاهدین است. وی هنگام عبور از عرض خیابان محلی که مجاهدین هم جمع شده بودند مواجه میشود با فریادهایی از جانب مجاهدین مزدور برو گمشو و شعارهائی از این دست و بهبهانی را خطاب قرار میدهند و با بلندگو و فریاد سعی میکنند از همان تکنیک که در قرارگاههای اشرف استفاده میکردند استفاده کنند و سیستم عصبی فرد سوژه را بهم بریزند و حتی کار به فحاشی رکیک نیز میرسانند. یکی از مجاهدین خلق نزدیک بهبهانی میرود وبه او میگوید ف….ک یو که به انگلیسی فحش است که فلانت میکنم. بهبهانی که سیستم عصبی اش در جریان حمله روانی مجاهدین بهم ریخته واکنش غیرارادی انجام میدهد وشلوارش را پائین میکشد ومیگوید بیا………..انجام بده و فیلمبردارهای مجاهدین هم آنرا ضبط میکنند و در رسانه ها پخش میکنند.

هرکسی که فیلم را میبیند مقصررا بهبهانی میداند چرا که فیلم به گونه ای تهیه شده که بیشتر صحنه پائین کشیدن شلوار بهبهانی به چشم بیاید و کسی متوجه ریزه کاریهای این داستان نمیشود. وقتی میگوئیم مجاهدین استاد شکنجه روانی هستند همین است. هیچ کسی که فیلم را دیده از خود سوال نمیکند چرا بهبهانی اینکار را کرد؟ چه اتفاقی افتاده که بهبهانی شلوارش را پائین کشیده؟ هیچ کسی متوجه نمیشود که این مجاهدین خلق بودند که با زبردستی در شکنجه روانی میدانند چگونه یک فرد را به این نقطه برسانند و نتیجه مطلوب به دلخواه بگیرند.

مجاهدین خلق و روشهای شکنجه روانی شان بر کسی پوشیده نیست و بارها همه جداشدگان آن را در معرض دید همه مردم قرار داده اند اما موضوع دیگر افرادی نظیر بهبهانی هستند. آن زمان که مجاهدین خلق و اوباش دیگر با چماق به رای دهندگان حمله کردند چرا اینها  سکوت کردند و دم نزدند؟ چرا معترض نشدند به اینکه این اوباش در کشورهای آزاد چرا به چوب چماق متوسل شده اند و به رای دهندگان حمله کرده اند وفحاشی کرده اند؟ نتیجه سکوت دربرابر اوباشگری همین است. اپوزسیون جعلی در تمامیت همین است وای به فردائی که اینها بخواهند به سرزمین ایران بیایند. هرکدام گرگی و شغالی گوشه ای از ایران را به یغمای دشمنان ایران خواهند برد.

آنچه مسلم است مردم ایران هوشیار و اگاه هستند وهرگز به این شغالان زمین بازی نخواهند داد دوران شیادی اپوزسیون جعلی پایان یافته.  مردم ایران  به همت خود ایران را خواهند ساخت.

منصور نظری، پاریس

سادیسم در اپوزسیون قلابی

***

همچنین: