دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین مسعود رجویعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دهم مارس 2021:… نادر چپچاپ یکی دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت از این که این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طی چهار سال که در فرقه رجوی بودم آسیب‌ های فراوانی به من وارد شد. مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونی به عراق بردند. ناخن های پاهای مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا در همان وضع مجبور می کردند در کارهای نظامی، خدماتی و تشکیلاتی شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد. چیچاپ که هر دو پایش به دلیل عفونت قطع شده است افزود که مرا فریب دادند که در آلمان به من کار می دهند و من اصلاً دنبال این موضوعات نبودم. می گفتند مرا می کشند و در حیاط دفن می کنند و از من به عنوان شهید خود یاد می کنند، من گفتم برای مبارزه نیامدم. دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده

دادگاه بین‌المللی برای سران فرقه مجاهدین خلق واکنش مضحک متهم ردیف اول پرونده

انجمن نجات مرکز تهران، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی

به گزارش مرکز رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، دادگاهی برای رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، که تحت فریب و حبس انفرادی و شکنجه و اذیت و آزار این سازمان قرار گرفته بودند، در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی و عمومی بین‌الملل تهران، با حضور نمایندگان رسانه های داخلی و خارجی و سازمان های حقوق بشری و بین المللی، طی روزهای یکشنبه ۱۷ و دوشنبه ۱۸ اسفند ۹۹ برگزار گردید.

در ابتدای جلسه روز اول، رئیس دادگاه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت دادگاه، خواندگان پرونده که مسعود و مریم رجوی و دیگر سران فرقه رجوی بودند را یکایک معرفی نمود. رییس دادگاه گفت که این اولین بار در تاریخ کشور است که چنین دعوایی در شعبه حقوقی مطرح می‌شود. علت برگزاری دادگاه به صورت علنی این است که برای اولین بار، اشخاصی در رابطه با حبس، شکنجه، سلب حقوق اساسی و … که توسط فرقه رجوی نسبت به آن‌ها صورت گرفته مطالبه خسارات وارده و پرداخت غرامت می‌ کنند.

وی ادامه داد که از طریق کشورهای فرانسه و آلبانی که محل اقامت اعضای این فرقه است، ابلاغ بعد از ارائه دادخواست انجام شده است. نیابت مستقیماً به وزارت دادگستری آلبانی انجام شده تا ابلاغ را انجام دهند که از طریق وزارت خارجه برای آن ‌ها ارسال شده است. رئیس دادگاه گفت که ابلاغ در دی ماه ۹۹ صورت گرفته و دو ماه فرصت قانونی نیز تا انجام رسیدگی سپری شده است.

قاضی پورمریدی بیان داشت که در ابتدا اظهارات وکیل خواهان را می‌ شنویم. او از وکیل تقاضا کرد تا در خصوص داد خواست خود توضیح دهد. در ادامه توسلی، وکیل شکات پرونده، گفت که دادخواست در چند بخش تنظیم شده است،

بخش اول ماهیت سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه مخرب و مولفه‌ های تشکیل یک فرقه و آثار رفتار فرقه‌ ای است.

بخش دوم نیز رفتار شناسی این فرقه می باشد.

توسلی دادخواست خود را از جانب ۴۲ موکل خود به صورت مفصل و مبسوط در صحن دادگاه بیان داشت و تمامی مستندات خود را ارائه نمود. او به شرح جزئیات کامل در خصوص شکنجه ها و آسیب های جسمی و روانی که موکلین وی زمانی که در پادگان اشرف در سازمان مجاهدین خلق در عراق در زمان حاکمیت صدام حسین بودند، پرداخت و مطالبه غرامت نمود. وی افزود که خواهان‌ های این پرونده افرادی هستند که سال ‌ها مورد این آسیب و لطمات قرار گرفتند و لذا تعیین غرامت مالی هیچ وقت نمی ‌تواند عمری که از این افراد از دست رفته را برگرداند.

اولین جلسه دادگاه رجوی و همدستانش – شعبه 55 دادگاه حقوقی و عمومی بین الملل تهران

در این بخش از جلسه دادگاه قاضی پورمریدی عنوان کرد که تلاشمان این است که صحبت همه افراد را بشنویم و اگر امروز فرصت نشد فردا دادگاه را ادامه خواهیم داد. قاضی پورمریدی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد که خطاب ما دادگاه‌ های بین ‌المللی، دادگاه ‌های کشورهای فرانسه و آلبانی است؛ چرا که حق این اشخاص است که بخواهند به شکایتشان رسیدگی شود و سازمان‌ های بین‌المللی باید احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند.

وی در ادامه روند دادرسی از اردشیر درویشی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد. درویشی ضمن قرارگیری در جایگاه گفت که حدود ۶۲ سال دارم، شخصاً در سال ۷۰ به مجاهدین خلق پیوستم؛ زمانی که وارد پادگان اشرف شدم احساسم این بود که در یک رؤیا، به میعادگاه و دنیای صداقت وارد شدم، اما بعد از حدود یک سال ‌ونیم با شناخت عمیقی که در درون تشکیلات در آنجا برای من عینی شد، متوجه شوم که اشتباه کرده‌ ام. درویشی به طور مفصل آنچه در داخل تشکیلات فرقه رجوی بر سرش آمده است را بیان کرد و به سؤالات قاضی پاسخ داد.

اردشیر درویشی دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

اردشیر درویشی دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

در ادامه قاضی پورمریدی از علی مرادی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد. علی مرادی بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که اهل لرستان هستم و از پرسنل کادر نیروهای مسلح بودم که با شرکت در جنگ تحمیلی به اسارت نیروهای عراقی درآمدم. حدود ۹ سال در اردوگاه اسرای جنگی بودم و بعد از آتش ‌بس تحت تبلیغات به این فرقه پیوستم تا ما را از اسارت نجات دهند. علی مرادی به عنوان یکی از شاکیان به شرح آنچه که در سازمان مجاهدین خلق بر سر اعضا خصوصاً اعضای ناراضی و منتقد می آوردند پرداخت و نمونه های متعددی را در خصوص خود و سایرین بیان داشت.

در ادامه لیلا قاسمی خواهر حبیب‌الله قاسمی یکی از اعضای فرقه رجوی در جایگاه قرار گرفت و گفت که ۱۹ سال است که برادرم را ندیده ایم. وی از ۲۱ اردیبهشت ۸۱ به این فرقه پیوسته و هنوز از او خبری نداریم. او ابتدا به ترکیه و از آنجا با پاسپورت قانونی به یونان رفت، اما افرادی از جانب مسعود رجوی آن ‌ها را گول زدند و به پادگان اشرف در عراق بردند.

در ادامه صمد اسکندری دیگر خواهان این پرونده گفت که از بدو ورود به فرقه مجاهدین خلق نشست های زیاد تفتیش عقاید برگزار شد و من نیز نه راه پس داشتم و نه راه پیش؛ در سال ۶۸ زلزله ‌ای در استان زنجان پیش آمد که در آن زمان به دروغ به من گفتند خانواده ‌ات در زلزله از بین رفته است و همان فردی که این حرف را به من زد در اردیبهشت سال ۸۲ یعنی بعد از گذشت ۱۷ سال من را صدا کرد و گفت که خانواده ‌ات به ملاقاتت آمده‌اند که من به او گفتم مگر نگفتید خانواده‌ ام در زلزله جانشان را از دست داده‌ اند؟ اما وی پاسخی نداشت که به من بدهد.

دومین جلسه دادگاه رجوی و همدستانش – شعبه 55 دادگاه حقوقی و عمومی بین الملل تهران

فریدون ابراهیمی، محمود دشتستانی، و تعدادی دیگر از شاکیان و مطلعین به شرح درد و رنج های وارد شده بر آنان یا دیگران در سازمان مجاهدین خلق و آثار و تبعات جبران ناپذیر آن در جلسه اول دادگاه پرداختند.

این دادگاه در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس فوق العاده ای داشت. به عنوان نمونه خبرگزاری مهر با عنوان “در نخستین جلسه دادگاه اعضای سابق گروهک منافقین مطرح شد: روایت شکنجه‌های مخوف فرقه خشن/ تلاش رجوی برای نابودی خانواده ‌ها” به شرح جلسه دادگاه پرداخت. روزنامه کثیر الانتشار همشهری با درج عکس های متعدد از جلسه دادگاه مقاله ای با عنوان “اولین دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین به سرکردگی مریم و مسعود رجوی” درج نمود. انعکاسات از اولین جلسه دادگاه سران فرقه تروریستی رجوی از صد مورد متجاوز بود.

در ابتدای دومین جلسه دادگاه رسیدگی به دادخواست ٤٢ نفر از اعضای سابق فرقه تروریستی رجوی، رئیس دادگاه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت جلسه از محمدرضا شمسی یکی دیگر از خواهان این پرونده خواست برای ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد.

شمسی بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که برای پیدا کردن کار در سال ٨١ به ترکیه رفتم که توسط اعضای فرقه رجوی ربوده شدم. آن ها بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگونی دولت عراق در کوهستان سرگردان بودند. وی ادامه داد که دو نوبت مرا زندانی کردند؛ چند بار اعتراض کردم و مرا به زندان انداختند و شکنجه کردند. در این مدت فشارهای روحی و جسمی بر من وارد شد و بیش از سه ماه در زندان سازمان بودم و در شرایط کنونی نیز از این آسیب های وارده رنج می برم و از دادگاه تقاضای محکومیت سرکردگان فرقه رجوی را دارم.

در ادامه، نادر چپچاپ یکی دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت از این که این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طی چهار سال که در فرقه رجوی بودم آسیب‌ های فراوانی به من وارد شد. مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونی به عراق بردند. ناخن های پاهای مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا در همان وضع مجبور می کردند در کارهای نظامی، خدماتی و تشکیلاتی شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد. چیچاپ که هر دو پایش به دلیل عفونت قطع شده است افزود که مرا فریب دادند که در آلمان به من کار می دهند و من اصلاً دنبال این موضوعات نبودم.

می گفتند مرا می کشند و در حیاط دفن می کنند و از من به عنوان شهید خود یاد می کنند، من گفتم برای مبارزه نیامدم.

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

نادر چپچاپ ، دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

هادی شبانی یکی از مطلعین بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که نزدیک به ٢٠ سال در مناسبات فرقه رجوی بودم و سال ٨٣ از پادگان اشرف فرار کردم. آمده ام شهادت بدهم که همه مطالبی که عنوان شد کاملاً دقیق و درست است و من مسئول خیلی از افراد در بخش پذیرش بودم. وی اضافه کرد که زمانی که در مناسبات فرقه رجوی پا گذاشتیم همه چیزهایی که در ذهن خود بافته بودیم از بین رفت و اجازه یک بار تماس تلفنی من با خانواده ‌ام را ندادند. در ترورها فقط کشتن و ریختن خون مردم ایران مهم بود. در راهپیمایی ٢٢ بهمن قرار بود عملیات انجام دهم که خوشبختانه نشد.

محمدجواد اسدی، بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که من سه سال و نیم در اسارت فرقه رجوی و چهار سال در اسارت آمریکایی ها در عراق بودم و شاهد بودم که به دلیل کار زیاد و زخم های عمیق ناخن های چپچاپ را کشیدند که نهایتاً منجر به عفونت و قطع هر دو پا شد. وی گفت که همه افراد برای کار آمده بودند و متفق القول سر همه ما کلاه گذاشتند. زمانی که در اشرف به ما لباس نظامی دادند، ما گفتیم ما برای جنگ نیامدیم.

در ادامه فتح الله اسکندری، اکبر خباره، رمضانعلی سعیدی، ایرج صالحی، سیروس غضنفری، کمند علی عزیزی، بخشعلی علیزاده، محمدرضا گلی، لیلا کیوکان، و تعدادی دیگر به عنوان خواهان یا مطلع در جایگاه قرار گرفته و در خصوص انواع درد و رنج هایی که بر خود یا دیگران وارد آمده است شهادت دادند.

جلسه روز دوم دادگاه نیز بازتاب گسترده ای در رسانه های تصویری و صوتی و نوشتاری داشت.

پایگاه خبری مشرق با عنوان “سند جنایت می‌ خواهید؟ پاهایم را ببینید” به شرح جلسه دوم دادگاه سران فرقه رجوی پرداخت. خبرگزاری فارس نیز با عنوان “هفت روایت مستند از جنایت‌ های وحشیانه گروهک منافقین” شرح مبسوطی از دومین جلسه دادگاه همراه با تصاویر ارائه داد.

باشگاه خبرنگاران جوان با عنوان “روایت خودسوزی با نفت در اردوگاه اشرف / صالحی: به ما می گفتند خونمان مال مسعود و نفس مان مال مریم رجوی است” همراه با فیلم اخبار دادگاه را منعکس نمود و شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی نیز به صورت فیلم و خبر به جلسات دادگاه پوشش خبری داد. در برخی رسانه های خارجی نیز به تشکیل دادگاه سران فرقه رجوی در تهران اشاره گردید.

اما واکنش بدون فوت وقت مسعود رجوی متهم ردیف اول این پروند قابل تأمل است. در بیانیه ای که تصویر آن با آرم ارتش آزادیبخش ملی و با امضای مسعود رجوی به تاریخ ۱۸ اسفند ۹۹ (روز جلسه دادگاه) در سایت های سازمان مجاهدین خلق درج شد مسعود رجوی به سیاق ثابت که سلاح داشت و تروریست بنامی بود صرفاً با زبان دشنام و تهدید به حذف فیزیکی، مخالفان و منتقدان و اعضای سابق فرقه خود را مخاطب قرار داد.

بیچاره مسعود رجوی گویا حافظه اش پاک شده و اکنون در توهم فرماندهی کل ارتش آزادیبخش ملی بسر می برد. باید به او یادآوری کرد که صدام حسین و ژنرال حبوش و استخبارات و تمامی دستگاه حزب بعث عراق نابود شدند و ارتش آزادیبخش ملی تسلیم و خلع سلاح شد و سازمان نظامی و تروریستی مسعود – حبوش منحل گردید و ترکی فیصل هم فاتحه وی را در میتینگ مجاهدین خلق در پاریس خواند و اکنون همسرش مریم رجوی با ارباب جدید یعنی ترکی فیصل با ارتش صفحه کلید در آلبانی مشغول خدمتگزاری هستند و حتی زحمت ترجمه و نشر بین المللی افاضات وی را هم به خود راه نمی دهند چون این ترهات صرفاً مصرف داخل تشکیلاتی برای کسانی دارد که آنان نیز در توهم گرفتارند.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

پسرم هادی کجاست ؟ دولت آلبانی پاسخ دهد

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

***

عاطفه نادعلیان: گامی فراتر از صدام حسینعاطفه نادعلیان: گامی فراتر از صدام حسین

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/لیلا-گیوکان-پدرم-و-من-تاکنون-صدای-یکدی/

لیلا گیوکان:  پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم

خانواده رحیم گیوکان

عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، بیست و سوم اوت 2020:… رحیم گیوکان در اسفند ماه سال 1323 متولد شد. او در سال 1360 در حالی که هوادار سازمان مجاهدین خلق بود متواری گشت و در سال 1361 از کشور خارج و به پاکستان و سپس عراق رفت و به سازمان پیوست. آن زمان او دارای همسر و چهار فرزند بود. همسرش خانم بهجت صدیقی، فرزندانشان مژگان، مهران، محسن و لیلا را در غیاب پدر با سختی و مشکلات فراوان بزرگ کرد و به سرانجام رساند. او برای فرزندانش هم مادر و هم پدر بود. فرزندان تحصیل و ازدواج کردند و صاحب شغل و فرزند شدند و البته همیشه جای خالی پدر را در زندگی شان حس می نمودند. طی این سالیان هیچ اطلاعی از رحیم گیوکان در دست نبود. زمانی که رحیم از ایران رفت دخترش لیلا تنها دو سال داشت.  لیلا گیوکان:  پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم 

Anne Khodabandeh : MEK Families Petition Addressing Albanian PMMEK Families Petition Addressing Albanian PM , A Unique Opportunity To Take Control

لیلا گیوکان:  پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم 

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

انجمن نجات مرکز تهران2 شهریور 1399

لینک به متن انگلیسی:

رحیم گیوکان در اسفند ماه سال 1323 متولد شد. او در سال 1360 در حالی که هوادار سازمان مجاهدین خلق بود متواری گشت و در سال 1361 از کشور خارج و به پاکستان و سپس عراق رفت و به سازمان پیوست. آن زمان او دارای همسر و چهار فرزند بود.

لیلا گیوکان:  پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم

مژگان و لیلا، دختران رحیم گیوکان

همسرش خانم بهجت صدیقی، فرزندانشان مژگان، مهران، محسن و لیلا را در غیاب پدر با سختی و مشکلات فراوان بزرگ کرد و به سرانجام رساند. او برای فرزندانش هم مادر و هم پدر بود. فرزندان تحصیل و ازدواج کردند و صاحب شغل و فرزند شدند و البته همیشه جای خالی پدر را در زندگی شان حس می نمودند. طی این سالیان هیچ اطلاعی از رحیم گیوکان در دست نبود.

زمانی که رحیم از ایران رفت دخترش لیلا تنها دو سال داشت. او می گوید که پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم. لیلا هیچ خاطره ای از پدر ندارد. فقط یک عکس قدیمی از دوران جوانی پدر باقی مانده که وی آن را بزرگ و رنگی و قاب کرده است.

رحیم گیوکان اکنون در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی است. او اجازه ندارد با خانواده اش بعد از نزدیک به چهل سال دیدار داشته یا با آن ها تماس بگیرد. برخی جداشدگان اخبار و اطلاعاتی از وی رسانده اند که به خانواده اش داده شده است. او اکنون دارای 7 نوه است. آیا خودش خبر دارد؟

مژگان و لیلا در دفتر انجمن نجات تهران حاضر شدند تا خبری از پدر بگیرند و برای بقیه افراد خانواده ببرند. همچنین پیامی تصویری دادند تا شاید به نحوی به گوش پدر برسد و او بتواند حداقل یک خط نامه برایشان بنویسد.

مژگان در پیامی به پدرش رحیم می گوید: “می خواهم بدانم که چرا سازمان مجاهدین خلق به آنها اجازه نمی دهد تا با خانواده هایشان تماس بگیرند. حداقل یک تماس با خانواده هایشان داشته باشند و حال آنها را بپرسند و آنها را از حال خود با خبر سازند”.

لیلا به پدرش می گوید: “این حق یک دختر است که در سن چهل و یک سالگی صدای پدرش را برای اولین بار بشنود و کاش این حق برای شما باشد و برای ما هم در نظر گرفته شود تا ما بتوانیم با شما در ارتباط باشیم”. او ادامه می دهد که: “مادرم حالا پیر شده و ما در حسرت دیدار با شما مانده ایم”.

تنظیم: عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

سندرم شکنجه خاموش

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

***

MEK ISIS Al-Nusra and other American-backed terrorist organisationsHosting MEK in Albania Humanitarian, Not Political – Now a National Security Issue: Rama

The Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq Anne Khodabandeh (Singleton) Massoud KhodabandehThe Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton) and Massoud Khodabandeh

The Beheshtis speak to their beloved Milad taken as a hostage in the MEK camp in Albania:

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خود-افشاگری-فرقه-رجوی-2/

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

باز هم خود افشاگری فرقه رجویعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دوم ژوئیه 2020:… سایت خودافشاگر فرقه رجوی مطلبی با عنوان “نامه سرگشاده تعدادی از اعضای مجاهدین خلق در اشرف ۳ در مانز به مقامات آلبانی” به تاریخ 5 تیر 99 با امضای تعدادی از اعضای گرفتار در فرقه درج نموده است. مرور این نامه سرگشاده خیلی از حقایق را در خصوص ماهیت ضد مردمی سران فرقه رجوی برملا می نماید. در این نامه همراه با آسمان ریسمان به هم بافتن و پرداختن به موضوعات متفرقه غیرمرتبط ، مسأله و مشکل اصلی فرقه عنوان می گردد. نوک تیز حمله به سمت “سایت آلبانی ‌زبان به نام گازتا ایمپکت” است. جنایتی که این سایت مرتکب شده این است که خواست خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای گرفتار در فرقه رجوی برای ارتباط با عزیزانشان در آلبانی را انعکاس داده است. باز هم خود افشاگری فرقه رجوی 

خانواده اسرای فرقه رجوی – همایش میاندوآب و استقبال از حضور هیأت پیشنهادیخانواده اسرای فرقه رجوی – همایش میاندوآب و استقبال از حضور هیأت پیشنهادی

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

مروری بر نامه سرگشاده اعضای فرقه به مقامات آلبانی

“وقتی مادران و پدران و همسران کهنسال که صرفاً خواهان ارتباط با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی هستند تروریست خوانده می شوند، دیگر چه کسی می تواند از نظر سران فرقه تروریست نباشد؟”

انجمن نجات مرکز تهران10 تیر 1399

لینک به متن انگلیسی 

سایت خودافشاگر فرقه رجوی مطلبی با عنوان “نامه سرگشاده تعدادی از اعضای مجاهدین خلق در اشرف ۳ در مانز به مقامات آلبانی” به تاریخ 5 تیر 99 با امضای تعدادی از اعضای گرفتار در فرقه درج نموده است.

مرور این نامه سرگشاده خیلی از حقایق را در خصوص ماهیت ضد مردمی سران فرقه رجوی برملا می نماید. در این نامه همراه با آسمان ریسمان به هم بافتن و پرداختن به موضوعات متفرقه غیرمرتبط ، مسأله و مشکل اصلی فرقه عنوان می گردد.

نوک تیز حمله به سمت “سایت آلبانی ‌زبان به نام گازتا ایمپکت” است. جنایتی که این سایت مرتکب شده این است که خواست خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای گرفتار در فرقه رجوی برای ارتباط با عزیزانشان در آلبانی را انعکاس داده است.

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

ظاهراً همین جرم بسیار بزرگ از نظر دستگاه فرقه ای و ضد مردمی رجوی کافی است که این اقدام را یک توطئه بزرگ امنیتی علیه ساکنان اردوگاه بسته و دور افتاده مجاهدین خلق در آلبانی قلمداد کرده و از دستگاه قضایی آلبانی بخواهند تا این سایت و دست اندرکاران آن را به جرم اقدام علیه امنیت مجاهدین خلق سرکوب نماید.

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی

این افراد جرم های دیگری هم دارند. آنان مختصر همدلی با جداشدگان در آلبانی، که مجاهدین خلق و دولت آلبانی سعی در تحت فشار قرار دادن آنان دارند، هم انجام داده و با خانواده سمیه محمدی و دیگر خانواده هایی که پایشان به آلبانی رسیده است همدردی نشان داده اند.در این نامه خطاب به مقامات آلبانی با لحنی آمرانه از فعال مدنی اولسی یازچی، وکیل حقوقی میگنا بالا و خبرنگار جرجی تاناسی شکایت شده که چرا این افراد در کشور آلبانی آزادی عمل و آزادی بیان دارند و چرا مانند برخی دولتمردان رشوه بگیر این کشور در خدمت مافیا و مجاهدین خلق، یا بهتر است گفته شود در خدمت سفارت آمریکا در تیرانا، نیستند.

این نامه به خوبی ماهیت و تصویر مجاهدین خلق در صورتی که نعوذبالله در ایران به قدرت برسند را افشا می کند. فرض کنید که مسعود و مریم رجوی در ایران حاکم هستند و یک فرد یا یک سایت مطلبی را بیان می دارد که به مذاق آنان خوش نمی آید، آنگاه چه می شود؟ قطعاً تروریست نامیده شده و اقدامش علیه امنیت و غیره قلمداد می گردد و تحت پیگرد قرار می گیرد.

وقتی مادران و پدران و همسران کهنسال که صرفاً خواهان ارتباط با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی هستند تروریست خوانده می شوند، دیگر چه کسی می تواند از نظر سران فرقه تروریست نباشد؟

وقتی اقدام سه شهروند عادی آلبانیایی، یعنی ابراز همدردی و منعکس کردن خواست خانواده ها و جداشدگان، اقدامی تروریستی خوانده می شود، دیگر چه اقدامی می تواند از نظر سران فرقه رجوی تروریستی نباشد؟

و وقتی سازمان مجاهدین خلق در برابر خواست برحق خانواده ها به این اندازه از خود ضعف و زبونی نشان می دهد و آن را برنمی تابد و به این شکل واکنش نشان می دهد، کدام حق انسانی را به رسمیت خواهد شناخت و بر کدام خواست مردم صحه خواهد گذاشت؟

خوشبختانه دست سران فرقه رجوی روز به روز بیشتر در مقابل مردم ایران رو می شود و ماهیت ضد مردمی آنان برملا می گردد و سران جنایتکار فرقه، ماهیت دیکتاتوری تشکیلات خود را بیشتر افشا می کنند.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

***

آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

همچنین: