داعش چگونه خلق شد

داعش چگونه خلق شد

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، اول ژوئیه 2014: …  در طول عمرم، چهار بار به کشور عراق سفر کردم. هر چهار بار که به عراق سفر کردم، با دست پر رفتم و با دست خالی برگشتم. هر بار که به عراق رفتم، برای تجارت و سیاحت نبود، بلکه برای سیاست و به زعم خودم، نجات بود. از میان چهار بار که برای نجات دیگران رفتم، دو بار دستگیر شده و به زندان و شکنجه و تا مرز اعدام پیش رفتم. بار اول که به عراق رفتم، با آنکه در …

مهدی خوشحال بغداد

اسب و اسب سوار(قسمت پایانی)

لینک به منبع

داعش چگونه خلق شد

در طول عمرم، چهار بار به کشور عراق سفر کردم. هر چهار بار که به عراق سفر کردم، با دست پر رفتم و با دست خالی برگشتم. هر بار که به عراق رفتم، برای تجارت و سیاحت نبود، بلکه برای سیاست و به زعم خودم، نجات بود. از میان چهار بار که برای نجات دیگران رفتم، دو بار دستگیر شده و به زندان و شکنجه و تا مرز اعدام پیش رفتم. بار اول که به عراق رفتم، با آنکه در حال کمک به صدام حسین بودم، اما گماشتگان و گزمگانش چنان کردند که شرح مصیبت و فجایع اش طی دو هزار مقاله ای که تا کنون نوشته ام، نگنجیده و هنوز تمام نشده است.

بار دیگر که به عراق رفتم، داستان کمی با بار اول فرق می کرد. دولت صدام حسین رفته بود و دولت نوری المالکی سر کار آمده بود. جرمم چندان فرقی با دفعات قبل نداشت. باز هم برای نجات رفته بودم که احتمالاً مدارکش می بایست در ارگان قضایی عراق موجود باشد. اما آنها به جرم عکسی که در میدان تحریر گرفته بودم، پس از دستگیری ام، بازجویی و تهدید و حتی تیرباران مصنوعی را آغاز کردند و النهایه مدتی را در سلول انفرادی، مهمان شان بودم.

در روزهای اول بازجویی اما مورد غریبی را مشاهده کردم. روزهایی که به بازجویی می رفتم، بازجو یک مرد میان سال عرب و مترجم اش یک مرد کرد بود. در دوران بازجویی، گاه ناچار می شدم کم و کیف فعالیتم علیه صدام حسین را یادآور شوم که مثلاً من سالها علیه صدام حسین و بر له نوری المالکی کار کرده ام، ولی این حرف و حدیثها وضعیتم را بدتر می کرد و بهتر نمی کرد. چون که بازجو همچنان به صدام حسین سمپاتی داشت. عجیب بود. در دوران نوری المالکی، کسی که هوادار صدام حسین بود، داشت نفر مخالف صدام حسین را محاکمه و قضاوت می کرد. ولی خوب شد که آلمانی ها اینجا نیز برای چندمین بار به دادم رسیدند و از دست بی داد، نجاتم دادند.

وقتی نجات یافتم، داستان دستگیری و بازجویی و زندانم را برای نوری المالکی نوشتم، چون نیک می دانستم که او از دور یا نزدیک، در جریان زندان و بازجویی هایم قرار دارد. ولی او که چند سالی در مسند قدرت نشسته بود، هیچ جواب نداد و این طبیعت قدرت و قدرت در عراق بود. از یاد نباید برد که پس از رهایی از چنگال صدام حسین نیز، نشریات پیوند را به عراق ارسال می کردیم، ولی صدام حسین نیز بدتر از همه، کر و کور بود و طبیعت قدرتش ایجاب می کرد تا او فقط صدای موافقانش را بشنود و صدای مخالفانش را نشنود.

موضوع خودم را به عنوان نمونه آوردم، چون به عینه شاهد بودم و شنیده بودم که از این نمونه مظالم و بی عدالتی در عراق بسیار اتفاق می افتد که النهایه جمع مظالم و کمیت میلیونها، قادر است سرنوشت قدرت و ملتی را دگرگون کند.

اگرچه دولت نوری المالکی بر خلاف آنچه که صدام حسین با مردم بازی می کرد، با اکثریت آرای مردمی وارد صحنه بازی شد، اما صرف رسیدن به قدرت از مجرای انتخابات، کافی نیست. می بایست قانون را رعایت کرد. می بایست حقوق اقلیت را رعایت کرد. می بایست در صدر رعایت کردنها، حقوق بشر را رعایت کرد تا همه اینها تضمینی برای قدرت و مردمی باشند که به قدرت اعتماد کرده و به آن، رای داده اند.

خلق داعشی که عراق را به تباهی کشانده یک شبه اتفاق نیفتاد. تحمل داعشهای کوچک و بی اعتنایی در مقابل مخالفین خلق داعش، کار را به اینجا رسانده است که همزمان قدرت مرکزی متزلزل شده و مجموعه داعشهای کوچک و بزرگ به همراه اربابان شان، مصمم اند تا عراق یکپارچه را چند پارچه و جغرافیایش را در راستای منافع قدرتهایی چون اسراییل، تجزیه کنند.

در کشور عراق و پس از روی کار آمدن دولت نوری المالکی، آمریکا که می بایست همچنان باقی بماند و امنیت عراق را بر قرار کند، خودش رفت اما داعشهای کوچکتری را به دولت عراق تحمیل کرد که آنان شبانه روز برای خلق داعش های دیگر و علیه دولت، تبلیغ می کردند.

رهبر داعش تحمیلی که سالها پس از سقوط پدرخوانده تروریسم و با حمایت اربابان آمریکایی و اسراییلی و عربی، بر دولت نوری المالکی تحمیل شده بود، چنین روزی را زمینه سازی و پیشبینی می کرد که مدام بر ابقاء نیروهایش در عراق، تاکید داشت.

رهبری مجاهدین مسعود رجوی، 25 سال قبل در کشور عراق و در یکی از نشستهایش در راستای تحمیق و روحیه دادن به نیروها، آمدن طوفان در عراق را پیشبینی کرده و تایتانیک خود را با کشتی نوح، مقایسه کرد و گفت، روزی طوفان به عراق خواهد رسید. زمان نوح هم چنین شد. نوح که قبل تر آمدن طوفان را پیشبینی کرده بود، کشتی خود را همینجا ساخت و به همراه مریدانش منتظر نشست تا روزی که طوفان فرا برسد. سپس آنانی که کشتی ساختند و صبر کردند و آمادگی داشتند، از دست طوفان نجات یافتند.

البته او یا نمی دانست و یا اعتراف نکرد، تایتانیک را برای غرق شدن و کشتی نوح را برای نجات خلق کرده اند.

واقعیت تلخ این است، آنانی که در درون، طوفانی می اندیشند در بیرون طوفان خلق می کنند. اما طوفان همیشه مثبت نیست و مثبت عمل نمی کند. آنانی که کشتی تایتانیک می سازند و بدون کاپیتان، پسندیده است از طوفان حذر کنند. اگر طوفان کارساز بود، طی 50 سال اخیر که بارها در ایران و عراق طوفان وزیده، مجموعه طوفانها می بایست کشتی طوفان زده را به ساحل نجات نزدیک می کرد.

هم اکنون نیز این نابغه پیشگوییهای طوفان در عراق که همواره منتظر طوفان و وابسته به طوفان بوده است، اما از بد حادثه جملگی طوفانها منجر به شکستن تتمه کشتی او شده اند، گو این که به آخرین طوفان در عراق خیلی دل خوش کرده و آن را موهبتی زمینی و آسمانی می داند. بدین سبب است که به مثابه عملیات فروغ جاویدان|مرصاد، با سر و جفت پا وارد طوفان عراق شده است. از نگاه رهبری مجاهدین، طوفان فعلی عراق هر طور که بچرخد، او زیان نخواهد کرد. اگر به پیش برود و دامن کشورهای دیگر را بگیرد، او میدانی برای جولان خواهد یافت و اگر طوفان بخوابد و به خواهند نسق گیری و انتقامگیری کنند، رهبری مجاهدین از شر قربانیان فرقه نجات خواهد یافت. چون او نیک می داند که قربانیان باقیمانده در عراق، اگر از شر طوفان و عراق نجات یابند، در اولین فرصت رهبران خود را مقصر بر باد رفتن سالها عمر و جوانی و خانواده و جان و روح و عواطف و هستی و همه چیز خود می دانند.

***

همچنین:

Maryam Rajavi terrorist syriaننگ سر بریدن مردم در عراق و سوریه توسط مجاهدین خلق و داعش تا ابد بر پیشانی مریم و مسعود رجوی باقیست

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

قربانیان عروسی

مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و سوم ژوئن 2014: …  آن هنگام، از هر 10 چریکی که به ایران اعزام می شدند، تنها یکی شانس برگشتن به پشت جبهه را داشت. ولی مشکلات سازمان که در راس هرم اتفاق افتاده و پایین دست را مسئله دار کرده بود، تنها با همین عملیاتهای نظامی و تلفاتش، قابل پوشش و توجیه بود. با این وصف که مسعود رجوی برای عقد و

راز جدایی

مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و نهم آوریل 2014: …  می گویند، اعضای ما برای آزادی و اختیار می جنگند و لذا برای ماندن و نماندن، آزادی و اختیار دارند. عضوی که 24 سال اسیر تبلیغات خرافی و غیر واقعی فرقه بوده و در این راستا از جامعه و خانواده و همسر و فرزند و دوست و تخصص و تحصیل و ارتباطات و تلفن و تلویزیون و اینترنت و سایر روابط

رجوی از چه می ترسد؟!

مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و دوم آوریل 2014: … او شاید  از همه موارد فوق را می ترسد، اما ترس بزرگترش اینها نیست. او از چیزی می ترسد که دیگران نمی ترسند. او از تنهایی و انزوا می ترسد، از زندان و مردن می ترسد، از شکست و انهدام می ترسد، از نرسیدن به تهران می ترسد، اما ترس بزرگش اینها نیست. او از چیزی می ترسد که دیگران

فانوس چگونه ساخته شد

مهدی خوشحال، ایران فانوس، پانزدهم آوریل 2014: … ایران فانوس، هم اکنون قدمتی 23 ساله دارد. یعنی با مجموعه تجارب فردی و جمعی که برای ساختش هزینه شده است. از سال 1370 که از مناسبات فرقه مجاهدین بیرون آمدم و طی مدت یک ماهی که گیج و بیمار بودم وقتی از جا بلند شدم، به دنبال خطراتی که تا کنون فرقه با شعار عوام فریب مبارزه، برای جان و