درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن

درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن

درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئنمحمدرضا مبین، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و هفتم می 2021:… موسسه تحقیقات دفاع ملی آمریکا (رند) در گزارشی که در سال 2009 میلادی منتشر می‌شد در خصوص خودکشی در میان اعضاء فرقه مجاهدین خلق می‌نویسد: «مجاهدین خلق خودکشی را تحسین می‌کند ……. تا قبل از متمرکز شدن آنان در سال 2003، تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق قرص سیانور در یک جلد چرمی که بدور گردن خود می‌بستند به همراه داشتند. به تروریست‌های فرقه مجاهدین خلق دستور داده شده بود تا سیانور خود را اگر در جریان مأموریت دستگیر شدند ببلعند». درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن 

مهندس محمدرضا مبین: ابر فرقه (در نوزده قسمت)مهندس محمدرضا مبین: ابر فرقه (در نوزده قسمت)

درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن – قسمت اول

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقیدوشنبه 3 خرداد 1400

ما بی خبر از همه جا و همه کس . . .

محمدرضا مبین

آقای محمدرضا مبین

خرداد ماه 1382 از نیمه گذشته بود و گرمای طاقت فرسای بالای 50 درجه عراق ، نفس را بریده و همه مان را کلافه کرده بود! بعد از جریانات حمله ی آمریکا به عراق و برگشت مان به اشرف و خلع سلاح و فازهای وزارت خارجه ی آمریکا، دیگر دل و دماغ کار نداشتیم و همه در پاسیویسم کامل بسر می بردیم. همه می دانستیم وارد یک سرفصل جدید شدیم. البته همه منتظر اتفاقات تازه بودیم تا بلکه از جهنم دره ی عراق نجات پیدا کنیم.

نزدیک ظهر خسته از کار روزانه ، راهی سالن غذاخوری شدم تا نفسی تازه کنم و چای و … بنوشم!

همه چیز غریب بود. مسئولین همه درتکاپوی عجیبی بودند! رفتارها بقدری مشکوک بود که هر کسی متوجه می شد که اتفاقی مهم رخ داده است! اما هیچکس جرات بازگو و سئوال نداشت! در فضایی سئوال برانگیز نهار را خوردیم و این در حالی بود که میز زنان که همیشه پر بود، آنروز خالی بود و هیچ زنی در سالن حضور نداشت، این امر بدین معنی بود که خبری مهم اتفاق افتاده و آنها در جلسه و نشست هستند!

اما از یک چیز تعجب کردم و آن اینکه مریم رجوی کی رفت فرانسه؟

طبق معمول خبری نشد و ما برای نماز و استراحت به آسایشگاه رفتیم، اما ساعت حدود دو و نیم بود که همه برای خبر مهمی به سالن فراخوانده شدیم، در نشست قرارگاه ، اف جی قرارگاه، با استرس زیاد و ناهمگونی خاصی صحبت را شروع کرد و ما هم که انگار از غار درآمدیم، همه ششدانگ گوش بودیم تا بفهمیم چه خبر شده است!

او از زد و بند رژیم با دولت فرانسه شروع کرد و با حالت گریه و زاری ادامه داد دیروز خواهر مریم و تعدادی از کادرهای بالای سازمان در فرانسه دستگیر شدند، او گفت اخبار تکمیلی متعاقبا روی تابلو نصب خواهد شد! همه باید وانمود می کردیم که خیلی ناراحت شدیم!
اما از یک چیز تعجب کردم و آن اینکه مریم رجوی کی رفت فرانسه؟

تازه فهمیدم که عجب رودستی خوردیم و در عراق گوشت دم لوله ی توپ شدیم و خواص به خارجه و قلب بورژوازی که بد اعلام شده بود رفتند! ضمنا برایم روشن شد که جان ما برای سازمان هیچ اهمیتی ندارد!

عصر در سالن از طریق خبرگزاری های خارجی و سی ان ان ، تصاویر تهاجم پلیس به دفاتر سازمان نمایش داده شد و همچنین صحنه های دلخراش خودسوزی چند نفر از هواداران سازمان برایمان پخش شد و بولتن ها هم نوشتند که هواداران سازمان در خارج سنگ تمام گذاشتند و برای خواهر مریم و اعتراض به زد و بند فرانسه با رژیم، دست به خودسوزی زدند!
لحظه ، لحظه اخبار خودسوزی ها برجسته تر و برجسته تر نشان داده می شد!

درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن

نشست روز بعد برگزار شد و اف جی قرارگاه (فرمانده ی زن قرارگاه )، ایندفعه با حالت تهاجمی وارد شد و گفت همه ی خواهران شورای رهبری درخواست خودسوزی دادند!!!
سالن برای لحظه ای به سکوت رفت!

اف جی گفت: آنها هوادار بودند وعضو حرفه ای نیستند! شما چه ؟ شما چندین مدار از آنها بالاتر هستید، چه کار می کنید! تعدادی از بچه ها پشت میکروفن رفته و گفتند ، خواهر ، ما را به فرانسه اعزام کنید، تا آنجا جلوی زندان خواهر مریم ، دست به خودسوزی بزنیم!
اف جی که دست آنها را خواند که دنبال بهانه ای برای خروج از عراق هستند، گفت : لازم نکرده ، هرکس می خواهد درخواست خودسوزی خودش را در اینجا بدهد و همین الان بنویسد! کاغذهای آماده بین ما توزیع شد، او اضافه کرد، اما فعلا کاری نکنید، تا دستورات برسد!

من باخودم حساب کردم و گفتم خودسوزی من در عراق به چه درد خواهر مریم می خورد؟!
این کار را نوعی هوچی گری می دیدم!
با خودم می گفتم ، ما که در همین گرمای عراق ، هر روز صدها بار سوزانده می شویم! بهتر است همان خارج نشین های بی درد، دست به خودسوزی بزنند!

ولی در درون می ترسیدم که اگر اجبارم کنند، باید خودسوزی کنم، چرا که نافرمانی از دستورات سلسله مراتب فرماندهی ، جرمی نابخشودنی محسوب می گردد!

اصل قضیه اما چه بود؟

سحرگاه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ شمسی طی عملیات نیروهای فرانسوی با حضور بیش از 1300 پلیس، به 13 مرکز و محل استفاده ی سازمان مجاهدین خلق در پاریس و حومه ای این شهر حمله و بیش از 150 تن از اعضای این سازمان بازداشت شدند.

ماموران امنیتی فرانسه مطلع شده بودند که این سازمان ، عملیات گسترده ی تروریستی جدیدی را در خاک فرانسه یا نقاط دیگر تدارک می بیند!

ادامه دارد . . .

محمدرضامبین – عضو نجات یافته از فرقه ی منحوس رجوی

لینک به منبع

درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن – قسمت دوم و پایانی

خودکشی تشکیلاتی امری مقدس است!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقیپنج‌شنبه 6 خرداد 1400

بالاخره بعد از پی گیری های چندباره ی مسئولم ، مجبور به نوشتن درخواست خودسوزی، بابت دستگیری مریم رجوی شدم! اما اصلا دلم به این کار نبود.

بنابر اخبار متقن و مستند موجود، تروریست های دستگیر شده، قرار بود به 13 سفارت ایران در کشورهای اروپائی تهاجم کرده و همچنین روزنامه ی فیگارو فاش کرد :

“این تروریست ها طرح ترور 25 تن از جداشدگان این سازمان را در دستور کار داشتند! جداشده ها با اتخاذ مواضع بر ضد رهبران فرقه ، دست به افشاگری های زیادی در خصوص وضعیت اسفناک حقوق بشری در درون فرقه و ساختار فرقه ای این گروه زده بودند! مقادیر قابل توجهی دلار و یورو (بالغ بر 10 میلیون دلار) از گاوصندوق های این سازمان، کشف شد که ظن پلیس برای پتانسیل مالی انجام عملیات تروریستی توسط این گروه را بسیار بالا برد! ”

دستگیری مریم رجوی در پاریس درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن

نهایتا پس از 22 روز بازداشت شدگان در پی اعمال اسفناک برخی از اعضای این سازمان ، بصورت مشروط و موقت آزاد شدند! اما برای من مهم این بود که مریم رجوی ، که خود از آمران زندانی شدن بسیاری از اعضای سازمان در عراق بود، دستگیر و طعم زندان را چشید، هر چند بقول مسعود رجوی زندان های اروپا ، مثل هتل است! لااقل برای 22 روز مریم رجوی از امکانات لاکچری خود محروم شده بود!

اما آنچه که در این 22 روز اتفاق افتاد، پرده از اسرار مخوف بسیاری در درون این سازمان برداشت! زیرا که ماهیت فرقه ای این سکت را برملاء کرد! دلایل بسیاری عیان شد که تمامی کسانی که خودسوزی کردند، به دستور مستقیم تشکیلات رجوی دست به این کار زده بودند.

خودکشی در فرقه تروریستی مجاهدین خلق کاملا مسبوق به سابقه بود. خودکشی یکی از اصول تاکتیکی تیم‌های عملیاتی این فرقه محسوب می‌شود. بر اساس این اصل چنانچه هر یکی از اعضاء تیم عملیات تروریستی احساس می‌کردند در معرض دستگیری قرار دارند باید با خوردن قرص سیانور که همیشه همراه آنها بود خودکشی می‌کردند. به گفته رهبران فرقه این امر مانع از دستگیری اعضاء و لذا لو رفتن اطلاعات مربوط به تشکیلات مجاهدین خلق می‌شد. با این توجیه که جان اعضا تا زمانی که بتواند در خدمت فرقه باشد ارزش دارد ولاغیر. خودکشی تشکیلاتی، در این فرقه یک امر مقدس تشکیلاتی بوده و همواره مورد تقدیس رهبری خوانده شده است.

درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن

موسسه تحقیقات دفاع ملی آمریکا (رند) در گزارشی که در سال 2009 میلادی منتشر می‌شد در خصوص خودکشی در میان اعضاء فرقه مجاهدین خلق می‌نویسد:

«مجاهدین خلق خودکشی را تحسین می‌کند ……. تا قبل از متمرکز شدن آنان در سال 2003، تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق قرص سیانور در یک جلد چرمی که بدور گردن خود می‌بستند به همراه داشتند. به تروریست‌های فرقه مجاهدین خلق دستور داده شده بود تا سیانور خود را اگر در جریان مأموریت دستگیر شدند ببلعند».

با این توصیف اعضاء همیشه برای حفظ تشکیلات فرقه و رهبران آن باید خود را فدا می‌کردند. دستگیری مریم رجوی در ژوئن 2003 یک شوک بزرگ به فرقه مجاهدین خلق بود. رهبران فرقه به شدت دستپاچه شده بودند. آنها از این هراس داشتند که با دستگیری مریم رجوی زمینه ی دادگاهی شدن و محاکمه وی فراهم شود.

این چیزی نبود که به‌هیچ‌ وجه برای سران فرقه خوشایند باشد. اینجا بود که دست به کار شدند. مسعود رجوی دستور خودسوزی برخی از اعضاء در اماکن عمومی و در جلوی دوربین‌ها را صادر کرد. هدف فرقه از این اقدام تحت فشار گذاشتن فرانسه و ناگزیر کردن به آزادی افراد دستگیر شده و مشخصا مریم رجوی بود. در پی این اقدام سازمان‌یافته تشکیلاتی ده نفر از اعضاء مجاهدین خلق در پاریس و در چند کشور اروپایی در مقابل سفارت فرانسه در مقابل چشمان بهت زده مردم اقدام به خودسوزی نمودند. ۳ تن به نام‌های علی ملک، مرضیه باباخانی، ندا حسنی در نتیجه خودسوزی‌ها جان باختند و بقیه دچار سوختگی شدید شدند. هدف رهبری فرقه این بود که این اقدامِ وحشتناک باعث فشار روی افکار عمومی در اروپا و آمریکا و… خواهد شد و دولت فرانسه را به تجدیدنظر وا دارد. در همین راستا بود که یکی از سران سازمان در سایت «ایران لیبرتی» اعلام نمود: صدها نفر خود را در لیست خودسوزی قرار داده و اگر دولت فرانسه به این اقدامش پایان ندهد، مصمم‌اند که خود را به آتش بکشند.

درخواست های اجباری خودسوزی در 17 ژوئن

ندا حسنی دختر 25 ساله‌ای بود که از هواداران خارج کشوری بود و از فریب خوردگانی بود که هرگز از نزدیک سرکوب درون فرقه ای رجوی را ندیده بود! این دختر ناآگاه، به دستور رهبران فرقه خود را به شعله‌های آتش سپرد و مرگی جانکاه را برای خود رقم زد!

نکته قابل تامل این بود که مقدمات نمایش این خودسوزی‌ها از قبیل تصویربرداری و ضبط وقایع از پیش فراهم شده بود. گالن های بنزین از قبل توسط مسئولان فرقه تهیه و در محل خودسوزی در اختیار خودکشی کنندگان قرار گرفته بود تا خود را به آتش بکشند! بنا به نقل روزنامه «پاریسین»، قبل و بعد از خودسوزی، از سوی عناصر مجاهدین با تلفن همراه چند خبرنگار تماس گرفته شد و سخنگوی روابط خارجی « شورای ملی مقاومت  (محمد سیدالمحدثین) هم نام شخص خودسوزی کننده را اعلام کرده است.

وقایع ژوئن 2003 از دو جهت قابل تامل است. نخست اینکه فرقه تروریستی مجاهدین خلق در حالی که مریم رجوی در فرانسه و به شکلی کاملا قانونی و بر اساس اتهامات روشن دستگیر شده بود دست به خودسوزی‌های هولناک چند تن از اعضایش زد. این فرقه نشان داد که پتانسیل لازم جهت دست زدن به اقدامات غیر‌انسانی هولناک در اروپا و آمریکا را دارد. کسی که به دستور فرقه ، وجود خود را کورکورانه به آتش بکشد، برایش خیلی راحت است که به دستور فرقه دیگران را برای اهداف سازمانی به آتش بکشد!

خودسوزی های مجاهدین خلق . عاشق نبودند، دربند بودند 

بی‌دلیل نیست که بعد از سال‌ها مذاکره و میانجیگری نماینده سازمان ملل در امور عراق و دخالت کمیساریای عالی پناهندگان هیچ کشوری تا کنون حاضر به پذیرش آنها نشده و تنها آلبانی است که پذیرفت آنها به این کشور منتقل شوند. دوم اینکه در گروه‌هایی با ویژگی فرقه فرد دچار شست‌وشوی مغزی شده و مطیع کامل رهبر تشکیلات است.

در این صورت اعضای فرقه آمادگی این را دارد که در صورت دستور رهبر خود، دست به خود‌سوزی بزنند. این اقدام که محصول تنظیم رابطه مناسبات درون تشکیلاتی و ساختاری است می‌تواند رویکرد به خشونت را در اشکال مختلف و از جمله خودزنی به عنوان وجهی پنهان از گرایش ایدئولوژیک این راهکار مورد بازنگری و نتیجه‌گیری تئوریک قرار بدهد. پدیده خشونت همواره در سازمان مجاهدین خلق به تناسب شرایط مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. فقط اشکال آن متفاوت بوده، اما نتایج حاصل از آن در راستای یک هدف کلان به تاثیرات مورد نظر فرقه تروریستی مجاهدین خلق منجر شده است.

سخن پایانی اینکه با توجه به رابطه عمیقی که مابین خصیصه فرقه‌ای با موارد نقض شدید حقوق بشر متصور است، لذا ضروریست تا مقابله با بستر شکل‌گیری هر گونه فرقه‌ای در دستور کار نهادهای حقوق بشری قرار گیرد. فرقه ی رجوی یکی از خطرناک ترین فرقه های موجود است چرا که از بدو ورود دست به سلاح برده و برای پیشبرد اهداف پلید خود از قربانی کردن زنان و کودکان دریغ نکرده است! این امر به‌ ویژه در خصوص اعضای انتقال‌یافته از لیبرتی به آلبانی یا هر کشور ثالث دیگری حائز اهمیت دوچندان می‌باشد تا از شکل‌گیری و ترمیم دوباره فرقه ممانعت بعمل آید و جهان امروز بیش از این شاهد این جنایات نباشد. پرونده ی 17 ژوئن و دستگیری مریم رجوی ، نشان داد که جهان در مقابل پدیده ی تروریست سکوت نخواهد کرد. شاید این فرقه با هوچیگری و آتش زدن ها و گردوخاک های اینچنینی موقتا خود را از چنگال عدالت رهانید، اما بی شک این پرونده هنوز مفتوح است و شکایت اخیر جداشدگان به عنوان شاکیان خصوصی ، این بار با به ثمر نشستن خود ، دستبند عدالت را به دستان خونین رهبران و مسئولان این فرقه خواهد زد که دیگر خودسوزی ها هم نخواهد توانست راه نجاتی برای جنایتکاران رقم بزند . . .

محمدرضا مبین، عضو نجات یافته از فرقه ی منحوس رجوی

لینک به منبع

***

مریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدینمریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/فرقه-رجوی-و-خشونت-بمناسبت-سالگرد-خودسو/

فرقه رجوی و خشونت – بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003

فرقه رجوی و خشونت - بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003ایران اینترلینک، هفدهم ژوئن 2020:… مجاهدین خلق در واکنش به دستگیری مریم رجوی و شماری از اعضای بلند پایه این سازمان که بر اساس مدارک مستند ناگزیر به کشف و پیگیری موارد اتهامی از جمله پول شویی و در دستور کار قرار دادن حذف فیزیکی بخشی از اعضای جداشده خود بود، بر اساس یک دستور تشکیلاتی شماری از اعضای خود در اروپا را وادار به خودسوزی نمود. هدف سازمان از این اقدام تحت فشار گذاشتن فرانسه و ناگزیر کردن به آزادی افراد دستگیر شده و مشخصا مریم رجوی بود. در پی این اقدام سازمان یافته تشکیلاتی در سراسر اروپا دهها تن از اعضای مجاهدین خلق در مقابل چشمان بهت زده شهروندان اقدام به خودسوزی نمودند. حاصل این شانتاژ روانی به تایید سازمان دو قربانی به نامهای ندا حسنی و صدیقه مجاوری بودند. یک تن دیگر در این میان برای همه عمر ناگزیر به خانه نشینی شد. فرقه رجوی و خشونت – بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003 

فرقه رجوی و خشونت - بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003The manipulated approach to spur immolations. An interview with Batool Soltani on MKO self-immolations

فرقه رجوی و خشونت – بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003

درخواست های اجباری خودسوزی 

1)  17 ژوئن، کالبد شکافی خشونت و تروریسم پنهان

امید پویا، سایت مجاهدین دیبلیو اس، هفدهم ژوئن 2006
لینک به منبع

دستگیری مریم رجوی در 17 ژوئن 2003 صرفنظر از ابعاد حقوقی و کیفری در عرصه سیاسی نیز مجاهدین خلق را با چالش جدی تری رودرو کرد. این چالش حاصل تقابل شاخصهای مدنی و دمکراتیک در غرب با روح آنارشیسم اجتماعی و آوانتوریسم لجام گسیخته حاکم بر مجاهدین خلق بود که در پوش آرمانگرایی تلاش می کردند با همسان سازی و جعل خود با اصیل ترین بخش مقاومت ضد فاشیستی اروپا برای خود وزن و قدی همانند بسازند.

فرقه رجوی و خشونت - بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003

دستگیری مریم رجوی و پی آمدهای آن حداقل برای دولتها و افکار عمومی اروپا این امکان را فراهم آورد تا ماورای چهره به ظاهر دمکراتیک این تشکیلات را رویت کنند. این واکنش سخت، متاثر کننده و ارتجاعی در واقع پاسخ حداقلی مجاهدین خلق به صورت مسئله ساده ای بود که با هر فرضی امکان تصحیح آن متصور بود.

مجاهدین خلق در واکنش به دستگیری مریم رجوی و شماری از اعضای بلند پایه این سازمان که بر اساس مدارک مستند ناگزیر به کشف و پیگیری موارد اتهامی از جمله پول شویی و در دستور کار قرار دادن حذف فیزیکی بخشی از اعضای جداشده خود بود، بر اساس یک دستور تشکیلاتی شماری از اعضای خود در اروپا را وادار به خودسوزی نمود. هدف سازمان از این اقدام تحت فشار گذاشتن فرانسه و ناگزیر کردن به آزادی افراد دستگیر شده و مشخصا مریم رجوی بود. در پی این اقدام سازمان یافته تشکیلاتی در سراسر اروپا دهها تن از اعضای مجاهدین خلق در مقابل چشمان بهت زده شهروندان اقدام به خودسوزی نمودند. حاصل این شانتاژ روانی به تایید سازمان دو قربانی به نامهای ندا حسنی و صدیقه مجاوری بودند. یک تن دیگر در این میان برای همه عمر ناگزیر به خانه نشینی شد.

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

این اقدام که محصول تنظیم رابطه مناسبات درون تشکیلاتی و ساختاری است می تواند رویکرد به خشونت را در اشکال مختلف و از جمله خودزنی به عنوان وجهی پنهان از گرایش ایدئولوژیک به این راهکار را مورد بازنگری و نتیجه گیری تئوریک قرار بدهد. پدیده خشونت همواره در سازمان مجاهدین خلق به تناسب شرایط مورد بهره برداری قرار گرفته است. فقط اشکال آن متفاوت بوده، اما نتایج حاصل از آن در راستای یک هدف کلان به تاثیرات مورد نظر مجاهدین خلق منجر شده است.

فرقه رجوی و خشونت - بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003

فشار ناشی از این واقعه بر دولتمردان سیاسی و افکار عمومی آن به حدی بود که همه معیارها و قوانین جاری در فرانسه را تحت الشعاع قرار داد و دادگاه فرانسه ناگزیر برای جلوگیری از هزینه های احتمالی بیشتر که عمدتا بر افکار عمومی خود تحمیل می شد به تعدیل مواضع خود ناچار گردید.

واقعه 17 ژوئن را به نوعی می توان با شرایط سازمان در اوایل دهه پنجاه ایران مقایسه کرد. مجاهدین خلق در این دوران از موضع ضعف تشکیلاتی ناگزیر بودند برای اثبات خود و به اقتضای شرایط آن زمان از موضع ترحم طلبی و ناگزیر کردن رژیم به اعمال خشونت روی اعضای سازمان به برانگیختن حس ترحم جامعه و در نهایت پیش بردن خطوط ایدئولوژیک خود اقدام کنند.

با این رویکرد به ظاهر پراگماتیستی آیا می توان خشونت را پدیده ای چند وجهی تلقی و بعضا اعمال آن را به تناسب شرایط زمانی و مکانی مورد نقد و بررسی قرار داد.

خشونت از آن جهت مذموم است که ماهیتا با قراردادهای اجتماعی و عرفی در تقابل و تضاد آشکار است. ابزار خشونت برای دستیابی و نیل به هر هدفی ولو مقدس و مشروع به عاملین آن امکان می دهد تا از این ابزار به تناسب و فهم استراتژیک خود از موقعیت اجتماعی و سیاسی استفاده کنند. نوع و امکان استفاده از این ابزار را توازن قوه قهریه با شرایط اجتماعی و درک مصلحت جویانه آن تعیین می کند. این ضرورت توسل به خشونت را در اشکال مختلف توجیه و تئوریزه می کند. در واقع استفاده از این امکان و رویکرد ارتجاعی چه از موضع قدرت و توان نظامی و سیاسی و چه از موضع استیصال و ضعف سیاسی و تشکیلاتی , در واقع اشکال ماهیتا یکسان اما به ظاهر متفاوت است .

اصالت دادن به خشونت راه را بر هرگونه تعامل و گفتمان عقلانی برای دسترسی به یک راه حل دمکراتیک مسدود می کند. این روش چه از موضع تهدید یا ترحم طلبی تفاوت ماهوی در به کارگیری ابزاری خشونت نمی کند. از موضع تهدید و قدرت اقدام به حذف می کند و از موضع ترحم طلبی خشونت را جهت محقق کردن خواسته هایش بر خود اعمال می کند.

اقدامات خشونت آمیز اعضای سازمان مجاهدین خلق در خصوص خودسوزیهای چندش آور و فرقه ای، بار دیگر بر اهمیت و درک پیچیدگیهای فرقه ها تاکید کرد. بر تجدید نظر در این گمان که مقوله خشونت و خشونت طلبی الزاما نباید از مسیر اعمال مستقیم آن بر دیگران تعریف و مصداق یابد. خشونت اعمال شده بر دیگران در واقع روترین و برجسته ترین وجه آن است چه بسا با خودزنی خشونت آمیز فرقه ها به تاثیرات روانی فزاینده تری برای حصول به اهداف خود دست می یابند.

اگر خشونت اعمال شده روی دیگران قادر است جامعه را بطور نسبی با وحشت روانی روبرو کند خودزنی و خشونت روی خود بعلاوه وحشت روانی قادر است سلامت فردی و اجتماعی را دچار مخاطره و نگرانی کند.

به بیانی دیگر خود سوزی تعبیر غیر مستقیم این معنی است که فردیت مستحیل در مناسبات فرقه ای به همان میزان که آمادگی قربانی کردن خود را دارد، قادر است برای نیل به اهداف فرقه ای در اشلهای به مراتب پیچیده تر و بزرگتر انسانهای بی شماری را قربانی جزمیت های ایدئولوژیک خود نماید. خودسوزیهای ژوئن 2003 حداقل حامل این معنا بود که مجاهدین خلق بر اساس سبقه تاریخی و عملکردهای مشابه در مقاطع مختلف از هیچ اقدام خشونت آمیزی برای اهداف فرقه ای خود فروگذار نیستند. میل به اعمال خشونت نسبت به دیگران به همان میزان که ریشه در زمینه های روانی و تربیتی افراد دارد به همان میزان در آموزه های فرقه ای خود را متکی به مناسباتی می کند که به نسبت بیماران روانی رفتارهای خشونت آمیز خود را تا مرز یک عمل مقدس توجیه می کند. در واقع اقدام به خشونت از نوع خودزنی را می توان ماحصل نوعی استیصال فرقه ای در تقابل با دشمنان فرضی توصیف کرد. نمونه های این اقدام را می توان در فرقه های شناخته شده در جهان یادآوری نمود. اقداماتی که بعضا با فرمان رهبری فرقه منجر به خودکشی جمعی شده است.

فرقه رجوی و خشونت - بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003

این شیوه های تربیتی و فرقه ای اساسا میل به خشونت به عنوان یک راهکار را در افراد نهادینه می کند تا جایی که بعضا افراد قادرند حتی قبل از دستور تشکیلاتی خود پیش قدم شده و داوطلب خود زنی شوند. در این رابطه می توان در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق به نمونه های بعضا قابل مطالعه ای اشاره کرد.

علیرضا جعفرزاده از اعضای بلند پایه و یکی از سخنگویان مجاهدین خلق در امریکا طی خواستنامه ای که جهت اقدام به خودسوزی در امریکا به نشریه ارگان سازمان نوشته بر این ادعا صحه می گذارد.

 Mojahedin-e Khalq MEK Defectors Talk About The Inside Of Rajavi Cult

او رسما از سازمان می خواهد تا در جهت مقابله با آنچه به زعم او توطئه تعبیر شده با خودسوزی توان و قابلیتهای عنصر مجاهد را به نمایش بگذارد. او در این خواستنامه می نویسد:

“به راستی این سفلگان هنوز تیزی و برایی و قاطعیت عنصر موحد مجاهد خلق را درک نکرده اند، چرا که هنوز مسعود را نشناخته اند. اینها خیلی کوتاه فکرتر از این هستند که بدانند فرمان رجوی چه توفانی به پا می کند و این نسل اگر اراده کند روزگار را بر آنها با تمام عرض و طولشان سیاه خواهد کرد.”(1)

این اظهارات یکسره گویای بسیاری از آموزه های تشکیلاتی و فرقه ای است. آموزه هایی که بیش از هر چیز متکی به خشونت به عنوان یک راهکار موثر و تعیین کننده در استراتژی است. از متن این خواستنامه استنباط می شود که برای او تفاوتی نمی کند که او از موضع تشکیلاتی اش یک فاعل خشونت باشد یا  قربانی خودزنی شود. این موضع گیری در بطن خود حامل یک تهدید جدی تر برای اقداماتی است که ظاهرا انجام آن با منافع سیاسی مجاهدین خلق در تعارض است. این برخوردهای چند لایه گواه این ادعاست که برای مجاهدین خلق اعمال خشونت و خودزنی، در واقع دو روی سکه خشونت طلبی به عنوان یک راهکار است.که در نهایت اثبات جزمیت های ایدئولوژیک و فرقه ای از طریق نفی یکسره دیگران است. از این رو راهشان به یک تعبیر تئوریک از خشونت منتهی می شود :

” اینکه خشونت فی النفسه امر مذموم شده ای نیست. “

 در تاریخچه سازمان مجاهدین خلق این رویکرد سبقه تاریخی دارد. مجاهدین خلق در رژیم گذشته تا جایی که برایشان امکان داشت با اعمال خشونت بر عوامل رژیم شاه و بعد از سازماندهی مجدد در شهریور سال 50 با ترور مستشاران امریکایی بر حقانیت راه خود تاکید داشتند. این روش در جریان دستگیری اعضای سازمان جای خود را به وادار کردن رژیم به اعمال خشونت روی اعضا معاوضه نمود. آنها برای رسیدن به این مقصود به هواداران و اعضای خود تاکید داشتند در دفاعیات خود روشهایی اتخاذ کنند تا جای هیچگونه نرمش و تعدیلی در مجازاتهای آنها باقی نگذارد. این خودزنی آشکارا به مجاهدین امکان می داد تا مسیر دسترسی به اهداف تشکیلاتی و جزمی خود را سریعتر طی کنند. مجاهدین خلق برای دسترسی به این اهداف و به تناسب شرایط اقدام به تخلیه عواطف طبیعی و انسانی می کنند . در جریان دستگیریهای سال 1350 مجاهدین خلق که هنوز در موضع ضعف تشکیلاتی و سازمانی واقع بودند تلاش می کردند تا با خودزنی و تحریک رژیم به اعمال مجازاتهای شدیدتر در واقع خط سازمان را به پیش ببرند.

مسعود رجوی درباره استفاده ابزاری از خشونت به شیوه خودزنی در گذشته می گوید:

” با تمام قوا باید می زدیم تا شاه ما را اعدام کند. آن وقت جنبش ما بر وقایع پیشی می گرفت. و اوست که باید پاسخ می داد و نباید می گذاشتیم فرار کند.” (2)

 دستاوردهای سازمان از این رویکرد به همان اندازه مهم بود که از موضع قدرت اقدام به ترور عناصر رژیم شاه و امریکایی ها نمودند. در اسناد باقی مانده از سازمان مجاهدین خلق در این رابطه تاکید شده است که در دادگاههای شاه تا آنجا پیش برویم که شاه چاره ای جز اعدام ما نداشته باشد. محقق کردن این خط جز از طریق تاکید سازمان بر مبارزه مسلحانه به عنوان تنها راه حل میان سازمان و رژیم شاه ممکن نبود. مجاهدین حتی با اعمال سخت گیرانه این روش بر روی بنیانگذار سازمان( محمد حنیف نژاد) نیز آن را پیش بردند.

او در دادگاه اول بنا به ملاحظاتی به حبس ابد محکوم می شود اما در نهایت با برخورد تشکیلاتی و حتی صدور حکم اعدام انقلابی از درون تشکیلات ، او را ناچار به پذیرش خودکشی درون تشکیلاتی می کنند به این هدف که مرگ او را متوجه رژیم کنند.

هر عنصر و یا جریان خشونت طلب بنابه ماهیت خود برای حل هر گونه چالشی ناگزیر است به خشونت به عنوان وجهی کاملا استراتژیک نگاه کند. تلاش مجاهدین خلق برای نظامی کردن راه حل هسته ای ایران جز بر پایه استراتژی خشونت و حذف و نفی بنا شده است.؟!

ادبیات نوشتاری و شفاهی مجاهدین خلق نیز کماکان این رویه را دنبال می کند. تاروپود این ادبیات بر سخیف ترین نثر ممکن و اهانت و هتاکی و ترور شخصیت بنا شده است. بر پایه چنین دیالوگی سراسر آمیخته به هتک و نفی چه محصولی جز خشونت محض می توان درو کرد.

فرقه رجوی و خشونت - بمناسبت سالگرد خودسوزیهای 17 ژوئن 2003

با احتساب موارد مذکور می توان رویکرد خشونت آمیز مجاهدین خلق را در اشکال زیر کلاسه کرد.

1- عامل خشونت. از طریق انجام عملیات تروریستی. ( مشی مسلحانه)

2- محرک خشونت. از طریق تشویق راه حلهای خشونت آمیز. (نظامی کردن راه حل هسته ای ایران)

3- ناگزیر کردن دیگران به اعمال خشونت. (خط به اصطلاح شهادت طلبی در تقابل با حاکمیت های سیاسی. وادار کردن شاه به اعمال خشونت و اعدام اعضا سازمان)

4-  ابزاری کردن خشونت. (از طریق خودسوزی و خود زنی برای ایجاد شانتاژ و برانگیختن حس ترحم)

17 ژوئن در راستای مبارزه با تروریسم و خشونت می تواند یک کیس و نمونه قابل مطالعه باشد. اهمیت 17 ژوئن را باید از این منظر بارها مورد تاکید و کالبد شکافی قرار داد.

In Albania Shedding Light on Bizarre Behaviour of MEK Cult

منابع

(1) نشریه اتحادیه انجمنهای دانشجویان خارج از کشور شماره 125، 28 آذرماه 1366. خواستنامه علیرضا جعفرزاده جهت خودسوزی در امریکا.

(2) کتاب بنیانگذاران . ص 96، انتشارات سازمان مجاهدین خلق در خارج از کشور.

2) مریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدین 

صابر تبریزی، ایران اینترلینک، ششم ژوئیه 2019
لینک به منبع

مریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدین

صابر تبریزی، ایران اینترلینک، ششم ژوئیه 2019:… چرا قربانیان این خود سوزی ها را از بچه ها و گماشتگان نزدیک خود انتخاب نکردید و با گفتن ” بچه ی همسایه است که برای دهان گرگ مناسب تر است ” ، چنین ساده دلانی را به کام آتش کشیدید وفدا و صمیمیت خود را که همیشه مدعی آن هستید، به کنار گذاشتید؟! چرا با این کارهای وحشیانه به دادگاه های فرانسه اجازه ندادید که طی یک شرایط آرام وبصورت علنی ، تشکیل جلسه داده ومریم را که اگر بیگناه بود تبرئه کند وبجای آن دست به شانتاژ وسابوتاژ زدید؟ مریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدین 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدین 

نه جرات حمایت از خودسوزیها را دارد و نه آنرا محکوم میکند!

15تیر1398

دراینجا صحبت از دستگیری مریم رجوی در اواخر خرداد 1382 درفرانسه است که مدت ایام این بازداشت، با داد و ستدهای معمول درعرض مدت کوتاه 17 روزه پایان یافت و آنچه که فراموش نشد، خودسوزی های سازمان یافته ی باند رجوی بود که چندین نفر را بشکل فجیعی قربانی نمود!

داستان مربوطه با عنوان ” سالگرد آزادی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت مریم رجوی و بازگشت به اورسوراواز” طی 45 صفحه در رسانه های باند رجوی گردآوری شده و من بعد از مدتی توانستم این داستان بلند را خوانده و صفحه ای مهــمی ازآن استخراج کرده ونظر خود دراین باره را ، طـی این یادداشت کوتاه ارائه دهم!

درقسمتی ازاین داستان طویل آمده است :

” آن‌روز، حاصل یک خیزش ۱۷روزه در شرایطی بسیار تیره‌وتار بود. موجی از تظاهرات، اعتصاب‌غذا و تحصن، هر روز جریان داشت. تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای پاریس، برن، رم، لندن، اتاوا، آتن و نیکوزیا و همین‌طور در ایران (سه نفر در تهران، دو تن در مشهد و یک نفر در شهر بابل) دست به‌ خودسوزی زدند. دو نفر از آنها، صدیقه مجاوری، ۴۴ساله مقیم فرانسه و ندا حسنی ۲۵ساله، مقیم کانادا، به‌ترتیب در پاریس و لندن خودشان را به ‌آتش کشیده و جان سپردند “.

چرا قربانیان این خود سوزی ها را از بچه ها و گماشتگان نزدیک خود انتخاب نکردید و با گفتن ” بچه ی همسایه است که برای دهان گرگ مناسب تر است ” ، چنین ساده دلانی را به کام آتش کشیدید وفدا و صمیمیت خود را که همیشه مدعی آن هستید، به کنار گذاشتید؟!

چرا با این کارهای وحشیانه به دادگاه های فرانسه اجازه ندادید که طی یک شرایط آرام وبصورت علنی ، تشکیل جلسه داده ومریم را که اگر بیگناه بود تبرئه کند وبجای آن دست به شانتاژ وسابوتاژ زدید؟

بعد :

” … تا رهبری و هدایت‌کنندگان این مقاومت، با پاکبازی تمام‌عیار، راه و مسیری تماماً صادقانه و خالصانه را طی نکرده باشند، هرگز نسلهای پیرو آنها هم از چنین کیفیتهای بالایی برای فدا و نثار برخوردار نخواهند شد. پس باید سرچشمه این فداکاریها را در راهبران و راهنمایان این نسل دید. امری که اکنون دیگر نه‌تنها پشتیبانان این مقاومت بلکه همهٴ ناظران جهانی این مقاومت به‌ درخشش، پاکی، حقانیت و توان انگیزانندگی این ‌راهنمایان اذعان می‌کنند و حتی از تأثیر این رهبری بر خودشان به ‌زبانهای مختلف سخن می‌گویند “.

به گواهی هزار نفر ازافراد جدا شده از سازمان ، هنوز کسی نمیدانسته که مریم کنج عافیت گزیده وبا رها کردن اعضای سازمان دربیابان های عراق ، جیم شده وبه زندگی تجملی وشاهانه ی خود در پاریس مشغول است!

این امر چه قرابتی با صداقت وخلوص دارد؟!

تازه ، اگر این حادثه اتفاق نمیافتاد واحتیاج به خود سوزی ها درمیان نبود ، احتمال داشت تاحالا هم این اعضای بیچاره از فرار ناجوانمردانه ودزدکی مریم وتنها گذاشتن یاران؟! بی خبر میماندند!

ضمنا ، کسی جز دشمنان مردم ایران که منافع خاص خود دراین عرصه را دارند، رهبر این باند مافیایی را فداکار ندانسته وازاین بابت، اعتباری برایش نمیگذارند ومیدانند که تا هوا ابری شد، این زن وشوهر دریده ، جان خود را برداشته و درتفرج گاه ها وخانه های مجلل ، مخفی خواهند شد!

سپس :

” آنتونیو استانگو، دبیرکل شبکه سازمانهای مدافع حقوق‌بشر در حوزه اروپا ومدیترانه و رئیس کمیسیون ایتالیایی حقوق‌بشر هلسینکی خطاب به ایرانیانی که در اور گرد آمده‌اند، می‌گوید: «من بیش‌از یک دهه است که به‌خوبی با این مقاومت آشنا هستم و با خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده این مقاومت هم دیدار کرده‌ام و با عقاید و نظرات ایشان به‌خوبی آشنا هستم. هرکس که با سخنان و نوشته‌ها و کتابهای مریم رجوی آشنا باشد و بداند که خانم رجوی مبلغ اسلام دموکراتیک و بردباری است …”.

اگر خوب میشناسید ، شمه ای از زندگی نکبت بار این اعضای عادی سازمان را هم باید ذکر میکردید؟!

شما عالیجناب ایتالیایی!

آیا آثار این عقاید مریم- ودراصل مسعود- را درتشکیلات انها مشاهده کرده اید ؟!

اگر کرده اید ، آیا این وضعیت غیر انسانی دراین تشکیلات را که بغایت ضد دموکراتیک است ، قبول دارید؟!

ممکن است ، شمه ای از عواقب اسلام دموکراتیک وبردبار مریم را با شاهد مثال آوردن در تشکیلات رجوی ذکر کنید؟!

آیا نمیدانید که این اسلام دموکراتیک رجوی ، حق یک تماس تلفنی ساده را ازاعضای سازمان سلب کرده وبه آنها میگوید که اگر انقلاب مریم ( بودن همه ی امور فردی واجتماعی تا آخرین قطره اش در دست رجوی ) قبول دارند، باید که دشمن اعضای خانواده ی خود بوده وکوچکترین ابراز عاطفه ای با آنها نداشته باشد؟!

همینطور :

” یک هفته بعد، مسعودرجوی پس‌از آزادی رئیس‌جمهور مقاومت‌ ، در این‌باره گفت‌: «بدون هیچ مبالغه، از صدها خودسوزی دیگر با پیام مریم، و با خواهش و التماس و استدعا از راه دور و از نزدیک، هم مستقیم و هم غیرمستقیم، ممانعت گردید و از مسئولان سازمان‌مجاهدین که در این خصوص، به‌غایت، همکاری و تفاهم داشتند، سپاسگزارم “.

این یک دروغ محض است !

پادوان شما درداخل عراق ازاعضای مفلوک سازمان تعهد گرفته بودند که مانند دیگر فرقه های درحال زوال ، دست به خودکشی جمعی بزنند و صحت این حرف من ، توسط صدها نفر اعضای جدا شده که با آنها ملاقات داشته یا متن مصاحبه ها وخاطراتشان را خوانده ام ، به ثبوت رسیده است!

البته رفتن راه دراز ضرورتی ندارد وبا مشاهده ی اینکه رجوی ها از ملاقات وحتی تماس تلفنی آزادانه ی اعضاء دربند خود با خانواده هایشان ، چقدر وحشت دارند ، چرا مانع حضور خبرنگاران دموکرات ومستقل درمقر این اسرا هستند و … ، حقایق برهر انسانی با هوش زیر متوسط هم روشن است!

صابر  تبریزی

مریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدین

درخواست های اجباری خودسوزی 

***

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریسسخنگوی وزارت خارجه فرانسه: این گروه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) بشدت غیردموکراتیک و خشن است

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریس

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریس

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریس

***

همچنین: