درد دل چند عضو نگون بخت فرقه در لیبرتی (رجوی از اول هم سین “سرنگونی” اش سین “سرکاری” بود)

درد دل چند عضو نگون بخت فرقه در لیبرتی (رجوی از اول هم سین “سرنگونی” اش سین “سرکاری” بود)

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، چهارم آوریل 2015:…  یکی از بچه ها عنوان نمود که راستش را بخواهید سازمان به ته خط رسیده است تعدادی از مسئولین که فرار کردند و تعدادی هم که به دستور کمیسیاریای پناهندگی از عراق خارج شدند و شاهد جدا شدن نفرات بیشتری از فرقه هستیم و از ارباب بزرگ هم که دیگر خبری نیست و اینها همه برای سر کار گذاشتن ما می باشد . یکی از بچه ها که بسیار داغ کرده …

مریم رجوی عراق صدام حسینمحمد رزاقی: تابلو “س = سرنگونی” مریم قجر چی شد؟

لینک به منبع

درد دل چند عضو نگون بخت فرقه در لیبرتی

باز هم سالی دیگر به پایان رسید و خبری هم از باصطلاح سرنگونی نشد .

بر اساس تجربه سالیان حضور در فرقه می دانم که الان در بین نیروهای اسیر این محفل نقل زبان است که بالاخره رجوی کی می خواهد ما را به سرنگونی وعده داده شده !! برساند و ما هم یک نفس راحت بکشیم !!

اگر چه ما این صحبت خودمانی را به دور از چشم ماموران تفتیش عقیده تشکیلات فرقه رجوی انجام دادیم ولی مطمئن هستیم که همه چیزهایی که صحبت شد گوشه کوچکی از ذهنیت هایی است که در ذهن افراد در لیبرتی وجود دارد . در نگاه اول شاید بصورت طنز باشد ولی نفراتی که در فرقه بودند می دانند این واقعیتی است که اکنون در ذهن همه افراد اسیر در لیبرتی وجود دارد .

یکی از بچه ها می گفت بالاخره از اشرف خیالمان راحت شد دیگر از آن بیگاری دادن ها و یا کارگری برای پر کردن شکم نفرات عراقی که به کمپ می آمدند گذشته است و بعدا هم باید کلی پول می دادیم تا راضی شوند برای ما امضا قلابی جمع کنند تا سازمان بتواند در تبلیغاتش از آن استفاده کند تازه کسی هم از مسئولین سئوال نمی کرد که این امضاءها جعلی می باشد یا خیر ؟ یعنی اینکه کسی جرات این کار را نداشت و از قول ارباب بزرگ (صدام معدوم) می گفتند مرز سرخ رد کردیم و …. هر چند در لیبرتی باز هم از ما بیگاری می کشند ولی می دانیم که روزی از اینجا خواهیم رفت و احساس می کنیم که روزی با هواپیمایی که از بالای سرمان می گذرند و خواب آنرا می بینیم پرواز خواهیم کرد .

یکی دیگر از بچه ها می گفت دیگر از نامگذاری مریم به مناسبت سرنگونی راحت شدیم و خودش هم به این رسیده که دیگر خبری از سرنگونی نیست و بهتر است در کنار سناتورهای بازنشسته و از دور خارج شده غربی پز دموکراسی بدهد و ما را سر کار بگذارد و برای تجمع نیز نفر فراوان هم که دارد و خدا نگهدارد افراد بی کار و کارتون خواب در اروپا با دادن یک ساندویچ و مقداری پول می توانند سیاهی لشکر برای سازمان باشند .

یکی از بچه ها عنوان نمود که راستش را بخواهید سازمان به ته خط رسیده است تعدادی از مسئولین که فرار کردند و تعدادی هم که به دستور کمیسیاریای پناهندگی از عراق خارج شدند و شاهد جدا شدن نفرات بیشتری از فرقه هستیم و از ارباب بزرگ هم که دیگر خبری نیست و اینها همه برای سر کار گذاشتن ما می باشد .

یکی از بچه ها که بسیار داغ کرده بود عنوان کرد رجوی از ابتدا می دانست نمی تواند به سرنگونی دست یابد به همین خاطر همه را سر کار گذاشت و از این طریق به زندگی شاهانه ای که آرزو داشت رسید و اگر این کار را نمی کرد کسی تحویلش نمی گرفت و باید مانند رهبر سایر گروهها به شکست اعتراف می کرد که در گذشته هم وی باعث خیانت شده و عامل اصلی کشته شدن رهبران اولیه سازمان وی بوده است .

حالا ما ماندیم با سالیان عمر بر باد رفته در فرقه . کسی دیگر تحویل مان نمی گیرد مریم قجر هم بعد از فرار هراز گاهی برای سیاحت به کشورهای اروپایی سفر می کند و گاهی هم دست به عمل زیبایی می زند تا شاید با زیبا شدن نشان دهد که انقلاب وی فرد را زیبا می کند .

دیگر از سرنگونی خیالی و ادعایی رجوی ها خبری نیست و ما همچنان در لیبرتی ماندیم که هر روز با صدای هواپیما در ذهن خودمان تصور کنیم که شاید روزی هم با آنان به کشورهای اروپایی پرواز کنیم و از جهنمی که رجوی ها برای ما ساخته نجات یابیم .

هر چند صحبت های ما زیاد طول نکشید چرا که سر و کله ماموران گشتاپوی رجوی پیدا شده و به سئوال و جواب کردن از ما که چرا دور هم جمع شدید و …..

اگر چه به گوشه کوچکی از افکاری که در ذهن نفرات لیبرتی می گذرد اشاره نمودیم ولی هر کدام از این نکات جای بحثی دارد ولی نکته اصلی این است که هنوز رجوی ها در گرداب شعار سرنگونی بسر برده و بر طبل توخالی این شعار می کوبند و از سین هایی که در مورد باصطلاح سرنگونی ردیف می کنند خبری نیست.

هادی شبانی

آرم سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سناتور فاسد امریکایی مناندزخانم مریم قجر ، سناتور رابرت منندز شما هم تو زرد از آب در آمد

کمپ اشرف فوریه 2015جشن ارتش و سپاه بدر در کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) در پی پاکسازی استان دیالی از تروریستها

از منتفی شدن بهانه پایان اعتصاب غذای مجاهدین خلق و حکم قاضی اسپانیایی تا گم شدن جورابهای رجوی و زنش در لیبرتی

گزارش کمپ لیبرتی 6مجاهد خلق. متقاضیان سلاح از امریکا. حقوق بازنشستگی این افراد را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟ (بخشی از گزارش چهارم ایران اینترلینک)

تیرانا ژوئیه 2014اولین کسی که از اشرف فرار کرد

اسامی نفرات اعزامی به امریکاCongratulations to the first fifteen Rajavi cult escapees arriving in LA


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14211

مشکل لیفتراک یا بهانه ای برای خودنمایی کردن

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، بیستم نوامبر ۲۰۱۴:…  اعضای خارجه نشین و بی کار شورا در اطلاعیه های خود مدعی شدند که : ماموران عراقی مانع انتقال افراد بیمار به بیمارستان می گردند . یا نیروهای عراقی برای پنجمین ماه متوالی از تحویل لیفتراک به ساکنان لیبرتی خودداری می‌کنند . اگر قدری به این نوع اطلاعیه های سریالی دقت کنیم متوجه می شویم که وقتی سران فرقه دستشان از همه جا کوتاه …

لینک به منبع

مشکل لیفتراک یا بهانه ای برای خودنمایی کردن

در ادامه دروغ پردازی رجوی ها دستگاه تبلیغات وی باز هم به انتشار اطلاعیه های رنگارنگ در مورد وضعیت افراد لیبرتی با نام شورای بازنشستگان فرقه در اور پخش نمودند .

بعد از انتقال خفت بار افراد از اشرف به لیبرتی دستگاه دروغ پرداز فرقه سعی نمود برای اینکه همیشه مطرح باشند و با این کار می توان به مجامع بین المللی فشار آورد و لابی های جیره خوار غربی خود را مجاب نمایند که دولت عراق چه ستم هایی بر افراد در لیبرتی وارد می کنند تا با این مسئله بتوانند به دولت عراق فشار بیاروند و به خواسته خود برسند .

اعضای خارجه نشین و بی کار شورا در اطلاعیه های خود مدعی شدند که : ماموران عراقی مانع انتقال افراد بیمار به بیمارستان می گردند . یا نیروهای عراقی برای پنجمین ماه متوالی از تحویل لیفتراک به ساکنان لیبرتی خودداری می‌کنند .

اگر قدری به این نوع اطلاعیه های سریالی دقت کنیم متوجه می شویم که وقتی سران فرقه دستشان از همه جا کوتاه می باشد و چیزی برای علم کردن ندارند این گونه اطلاعیه صادر کرده تا عنوان کنند که ما هنوز هستیم و از یاد نرفتیم .

دستگاه تبلیغاتی فرقه مدعی است که ماموران عراقی برای جابجایی بار به آنان لیفتراک نمی دهند البته در این باره تصاویری هم از وضعیت بار بردن افراد در سایت های خود درج نمودند که برای تخلیه این گونه بارها نیازی به لیفتراک نیست چرا که کارهای سنگین تر از این را افراد در اشرف انجام می دادند و صدای مسئولین فرقه در نمی آمد و اگر کسی اعتراض می کرد به او مارک سوسول می زدند و اینکه این کار جزیی از مبارزه می باشد و به همین خاطر هم تعداد زیادی از افراد به خاطر کارهای سنگین دچار مشکل جسمی شدند و دیگر قابل درمان نیست و حالا چطور برای تخلیه سبد پرتقال صدای مسئولین در آمده و اینکه دولت عراق را مقصر می دانند که چرا لیفتراک نمی دهد . این مسئله در ظاهر این گونه است ولی در باطن مسئولین فرقه در لیبرتی از خدایشان می باشد که لیفتراک نباشد تا هم تعداد افراد بیشتری را به کار بگیرند و وقتشان را پر کنند و بتوانند جو سازی نمایند .

البته در این مورد می توانیم به مریم قجر توصیه کنیم که اگر دلش به حال افراد در لیبرتی می سوزد می تواند تعدادی حمار خریده تا اعضای فرقه بتوانند بارهای موجود و سنگین را جابجا کنند تا دیگر به افراد در لیبرتی فشار وارد نشود و به همین خاطر هم عکسی از مدل جدید لیفتراک برای اعضای فرقه درج کردیم تا بتوانند از آن استفاده کنند .

در مورد وضعیت بیماران لیبرتی مسئولین فرقه عنوان می کنند که : ماموران عراقی مانع انتقال افراد بیمار به بیمارستان می شوند و …. البته برای رجوی ها جان افراد اصلا ارزشی ندارد چرا که شاهد بودیم وقتی افراد به وضعیت خطرناک می رسند و می دانند که راه بازگشتی ندارند او را به خارج از عراق اعزام می کنند تا هم از مرگ وی سوء استفاده کنند و هم دولت عراق به کارشکنی برای درمان وی متهم نموده و هم مظلوم نمایی کنند !! .

اگر سران فرقه ذره ای برای جان افراد خود ارزشی قائل بودند پس از اخراج آنان از اشرف به لیبرتی می توانستند در همکاری با مجامع بین المللی افراد خود را از عراق خارج کنند . ولی او می خواهد که همه افراد در عراق کشته شوند و کسی هم سالم پایش را به اروپا نرسد چرا که مریم قجر در فرانسه به این گونه مرگها نیاز دارد و می خواهد هم نان سیاسی آنرا بخورد و هم به حیات خائنانه خود در کنار لابی های غربی و اسرائیلی ادامه دهد .

اطلاعیه های رنگارنگ در اور با نام شورای بی خاصیت که جز به اخذ پول بیشتر از رجوی ها فکر نمی کنند کسی را فریب نمی دهد و اکنون این شیوه هم مانند مارک زدن به جدا شدگان از فرقه لو رفته می باشد و همانند تفی سر بالا به صورت رجوی ها خورده است .

بنا به اخبار رسیده از داخل تشکیلات رجوی ، مسئله داری افراد در لیبرتی به حدی زیاد است که این گونه اطلاعیه ها که از اطاق مریم در اور بیرون می آید باز هم نمی تواند مشکلی از هزاران مشکل فرقه را حل نماید .

هادی شبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14111

باز هم خبر مرگی دیگر در فرقه و این بار یعقوب ترابی

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  وقتی خبر فوت یعقوب ترابی را در اور شنیدم بسیار ناراحت شدم و به رجوی لعنت فرستادم رجوی ها یکی دیگر از بچه هایی که با سازمان مشکل داشته را به سوی مرگ کشاند . من یعقوب را از سالیان گذشته به خاطر نوع مسئولیتم در اشرف می شناختم و از نزدیک با وی برخورد داشتم و به قول بچه ها هم محفل بودیم و تمام زندگی اش را برایم …

میر یعقوب ترابیمرگ میر یعقوب ترابی، ننگ دیگری برای مریم قجرعضدانلو و سرکوب های درون فرقه ای

لینک به منبع

باز هم خبر مرگی دیگر در فرقه و این بار یعقوب ترابی

وقتی خبر فوت یعقوب ترابی را در اور شنیدم بسیار ناراحت شدم و به رجوی لعنت فرستادم رجوی ها یکی دیگر از بچه هایی که با سازمان مشکل داشته را به سوی مرگ کشاند .

من یعقوب را از سالیان گذشته به خاطر نوع مسئولیتم در اشرف می شناختم و از نزدیک با وی برخورد داشتم و به قول بچه ها هم محفل بودیم و تمام زندگی اش را برایم تعریف کرده بود .

وی خیلی از مواقع می گفت که فلانی من در بد جایی گیر کردم که راه بازگشتی برایم وجود ندارد و در نهایت همه ما خواهیم مرد . من در کانادا برای خودم زندگی داشتم اکنون در اینجا دارم قصابی می کنم و این شده کار من و مجبورم در این جا تن به این کار بدهم .

وقتی بعد از سرنگونی صدام از طرف سفارت کانادا در بغداد به قرارگاه اشرف آمده بودند و از وی خواستندکه به کانادا برود او از ترس تشکیلات رجوی قبول نکرد و بعدا برایم تعریف کرد از ترس تشکیلات و اینکه بعد از رفتن اعضای سفارت از قرارگاه چه بلایی بر سرم خواهند آورد و با انجام نشست های آنچنانی که خودت خبر داری جواب رد دادم و از خیر رفتن به کانادا گذشتم .

اطلاعیه ای که سران فرقه در مورد مرگ یعقوب دادند سراسر تناقض و دروغ می باشد و سعی نمودند با تعریف کردن از یعقوب از علت مرگ آن فرار کنند . در این اطلاعیه بیان می کنند که :

سازمان مجاهدین خلق ایران برای خنثی کردن ضرب الاجل مالکی در همان سال، از پهلوان یعقوب که پاسپورت معتبر کانادایی داشت به اصرار خواست به کانادا برود، او در شمار مجاهدینی بود که ترک اشرف را به هیچ رو نمی پذیرفتند .

سرانجام، ۸ ماه پس از حمله به اشرف در آبان سال ۹۰ یعقوب پس از خواهش رهبری مقاومت ، به خاطر در هم شکستن بهانه های مالکی و امنیت یارانش، رفتن از اشرف به کانادا را با ناخرسندی عمیق پذیرفت.

در پاسخ یاوه های رهبران فرقه باید گفت : اولا اینکه که یعقوب از خدایش بوده که هر چه زودتر از عراق خارج شود تا بتواند از دست این تشکیلات جهنمی رهایی یابد .

ثانیا مگر شما به کدام ضرب الاجل آقای مالکی اهمیت دادید که این یکی اولی آن باشد و تازه این ضرب الاجل چه تاثیری بر سرنوشت یعقوب داشت ؟

ثالثا عنوان شده که با خواهش رجوی این انتقال انجام گرفته است . اوج وقاحت و دریدگی رجوی را ببینید اصلا رجوی ها در تشکیلات یعقوب را آدم حساب می کردند که از وی درخواست کنند که به کانادا برود مگر رفتن یعقوب به کانادا چه تاثیری بر امنیت ساکنان اشرف داشت ؟

دروغ گفتن و ریا کاری تا کی . چه کسی را می خواهید گول بزنید ؟ اگر کسی یعقوب را نمی شناخت شاید حرف مفت تان خریدار داشت ولی ما کسانی هستیم که با یعقوب زندگی کردیم و با تمام خلق و خوی وی آشنا بودیم .

یعقوب انسان ساده و وارسته ای بود که فریب دروغ های رجوی را خورده و به عراق کشانده شد و سران فرقه هم از سادگی وی نهایت سوء استفاده را از وی کردند و همیشه او را در کارهای پشتیبانی به کار می گرفتند .

تناقض دیگری که در اطلاعیه فرقه دیده می شود عنوان شده که وی برای دیدار یارانش به فرانسه آمده بود دروغی که فقط از دهان کثیف رهبران فرقه بیرون می زند .

مگر کسی در درون اشرف می توانست حتی چند دقیقه با دوستش خلوت کرده و حرف بزند و اگر این کار انجام می شد باید در نشست های تشکیلاتی به مسئولین جواب پس می داد و یا اگر دوستش در لشگر دیگری بود اصلا این گونه دیدارها امکان پذیر نبود چه برسد که وی در کانادا بوده و یکدفعه دلش می خواهد برای دیدار با دوستانش به اور برود .

راستی چه کسی را می خواهید گول بزنید بعد از مرگ فریده ونایی اکنون نوبت یعقوب رسید فردی که ورزشکار بوده و بدن سالمی داشته چطور در تشکیلات شما یک دفعه ایست قلبی می کند .

مریم قجر باید جواب بدهد که در نشست های تشکیلاتی چه بلایی سر وی آوردند که با وجود بدنی سالم و ورزشکار این گونه قلبش باز می ایستد مریم قجر و شوهر فراریش مسئول مرگ یعقوب ها می باشند .

باید به حال زار بقیه افراد فرقه گریست که وقتی یعقوب این گونه قلبش می ایستد باید منتظر ایستادن قلبهای بقیه افرادی که در فرقه حضور دارند باشیم .

همانطوری که تا به حال شاهد مرگ خیلی از دوستان قدیمی مان در فرقه بودیم رهبران فرقه نه تنها از مرگ آنان متاثر نمی شوند بلکه در راه اهداف شوم خود نیاز به چنین مرگ و میرهایی دارند آنها همیشه بعد از مرگ افراد از آنان تعریف و تمجید می کنند ولی واقعیت این است اعضا در فرقه همانند ابزاری هستند که مورد استفاده قرار می گیرند و حتی بعد از مرگ آنها نیز از آنان سوء استفاده می کنند .

ننگ و نفرت ابدی بر شمایان که برای قدرت طلبی خود اینگونه جان افراد را می گیرید .

دور نیست روزی که جواب این همه خونهایی که را به ناحق ریخته شده را پس بدهید .

هادی شبانی

***

همچنین:

تناقض در شعار “ننگ ما ننگ ما خانواده الدنگ ما” توسط رجوی ها !!

هادی شبانی،  انجمن نجات، مرکز مازندران، دهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  دستگاه تبلیغاتی فرقه زنی به نام زینب ذبیحی از شهرستان آمل را به تلویزیون خود آورده و سعی نمود تا وی مادرش را قهرمانی نشان دهد �

مرثیه خوانی مریم برای کشته های اشرف در پاریس

مریم رجوی داعش اسرائیل غزههادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مریم قجر به مناسبت کشته شده های اشرف به مرثیه خوانی پرداخته و با جمع کردن تعدادی از سناتور های از دور خارج شده و پول پرست سعی نمود به تحلیل مسائل روز بپردازد تا بتواند مسئولیت به کشتن دادن این افر

اخراج از عراق و سکوت رجوی ها

اخراج مجاهدین خلق فرقه رجوی از عراقهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، پنجم سپتامبر ۲۰۱۴: …  بعد از اعلام وزارت خارجه عراق مبنی بر اخراج ۸۵۰ نفر از اعضای گروه تروریستی رجوی از عراق سران فرقه سعی نمودند با سکوت و نپرداختن به این مسئله این گونه نشان دهند که خبری از اخراج نیس�

مریم رجوی و حرفهای بی سر و ته همیشگی

هادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم ژوئیه ۲۰۱۴: …  هر روز که می گذرد سران فرقه بیشتر ماهیت جنایت کارانه خود را نشان می دهند و اکنون به جایی رسیدند که عملا در سایت های خود از گروه تروریستی داعش به اسم انقلابیون عراق نام می برنند اگر چه ماهیت همه تروریست ها یکی می باشد . حم