درسهای حادثه هفت تیربرای مریم رجوی و “شو”را از جانب مسعود رجوی

درسهای حادثه هفت تیربرای مریم رجوی و “شو”را از جانب مسعود رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجویسایت نه به تروریسم و فرقه ها، اول ژوئن 2017:…  درس بزرگ برای شما شورایی ها و خانم مریم رجوی این است که تروریسم، بمب گذاری، قتل و کشتار مردم و کسبه و …در خیابانها و سرکوب و شکنجه و اعدام درونی تحت هر نامی ورشکسته است، چه با برچسب زدن به دشمن که ارتجاعی-امپریالیستی (شیطانی) است چه وقتی درجنگی که امپریالیستها (شیاطین) براه انداختند بعنوان عامل ولی بنام ارتش آزادیبخش جنایت  میکنی و چه حتی زمانیکه … 

مجاهدین خلق بفرقه رجویبررسی و نگاهی به سی خرداد ۶۰ و وضعیت فعلی فرقه رجوی – قسمتهای اول، دوم و پایانی

لینک به منبع

درسهای حادثه هفت تیربرای مریم رجوی و “شو”را از جانب مسعود رجوی

مقدمه: تعین تکلیف سی خرداد سال 1360 سرآغاز مبارزه مسلحانه ضد میهنی رجوی

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

نشریه مجاهد شماره 102 بهمن 1359

جهت ثبت در تاریخ (همانگونه که در نوشته های قبل نیز آورده ام) باید گفت که نه تنها مسعود رجوی از خیلی وقت قبل از سی خرداد سال 1360 نقشه های روزهای خشم خلقش (تروریسم افسار گسیخته ) را کشیده بود و نفوذیهایش را سازمان داده بود بلکه درست زمانیکه درپیام 27 خرداد که در نشریه 28خرداد 1360 چاپ شد از خمینی بعنوان امام و آیت الله نام میبرد به بهانه در خطر بودن جان بنی صدر طی اطلاعیه ای چنین مینویسد:

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

نشریه مجاهد شماره 126، 28خرداد1360

«« آنقدر در به ثمر رساندن کودتای ارتجاعی-امپریالیستی شبابزده اند که بی محابا “اعدام و مرگ” رئیس جمهورقانونی را سرلوحه دستگاه خبری و ارتباط جمعی خود ساخته اند. »»

باز در تاریخ 27 خرداد1360 نیز با بهانه در خطر بودن جان اسرای مجاهد در زندانها مسعود رجوی حرف ازکودتای ارتجاعی – امپریالیستی میزند که پاسخش آنگونه که در ادامه پیامش آمده :

«« پاسخی جز هر آنچه را که در حق طاغوت و شکنجه گران و دژخیمان روا بود، نخواهد داشت. سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ »»

معنی این آیه نیز این است که: و آنان كه ظلم و ستم كردند به زودی خواهند دانست كه چه کیفری خواهند دید. تهدید آشکار و آماده کردن رژیم برای پاسخ متناسب با خواست مسعود رجوی با این تهدید در سی خرداد.

خوانندگان عزیز که مطمئن هستم متوجه تکته بنده شده اند و آن این است که چرا رجوی در روزهای قبل از سی خرداد رژیم را که ارتجاعی معرفی میکرد واژه ارتجاعی – امپریالیستی را برایش تدارک دیده و مرتب تکرار میکند و پا را حتی جلوتر گذاشته و حکم رژیم را نیز صادر میکند و میگوید که همان کاری درحق طاغوتی ها (عناصر وابسته به امپریالیسم یعنی کسانی مانند عناصر وابسته به رژیم سابق و مک کین ها و جان بولتن ها و جولیانی ها…) و دژخیمان روا ست در انتظارشان است. و سپس آیه مربوط به اینکه چه چیزی در انتظارشان است آورده میشود؟

استفاده از واژه امپریالیستی که هیج ربطی هم به توطعه ادعایی رجوی نداشت و تاریخ هم نشان داد که نداشت هرچند واضح بود که خمینی دیگر بنی صدر را تحمل نخواهد کرد. مسعود رجوی فقط و فقط برای مشروع جلوه دادن دست بردن به سلاح و سلاخی هایی که برنامه ریزی کرده بود و میدانست که نا مشروع است بود که مورد استفاده قرار میگرفت. والا بعد از گذشت 37 سال جهان امروزه آینه تمام قد کسانی است که مبارزه ضد امپریالیستی را در ید انحصار خود و تنها خود میدانستند و هنوز هم با پر رویی تمام در درون تشکیلات همین را تبلیغ و به خورد اعضای قطع از جهان میدهند.

اما مضحکتر از همه تلاش مسعود رجوی به مال خود کردن گروگانگیری در آن مقطع است. و به قطع و یقین تائید آن کار بعنوان کاری انقلابی است.

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجویلطفا به نحوه اطلاع رسانی مسعود رجوی از جریان پشت پرده گروگانگیری توجه کنید که غیر مستقیم از زبان رژیم میگوید که متولی و تراز اینکار مال مجاهدین  بوده و رژیم پیش دستی کرده است تا این کار انقلابی!!!! از نظر مسعود رجوی بنام رژیم تمام شود و نه سازمان. این زمانی است که باد ضد امپریالیستی میوزد و رجوی دست خالی مجبور است که طبلی تو خالی را بنوازد تا عقب نماند.
کاری که بعد از حمله تروریستی 11 سپتامبر کرد که گفت:
»»اینها تازه مسلمان انقلاب نکرده اند وای اگر ما مسلمانان انقلاب کرده اگر اینکار را میکردیم ببین چه کار میکردیم. ««
آپورتونسیم و میزان توخالی بودن چنته رجوی را مشاهده میکنید؟
اما درسهایی که از باید مستقیم از اعمالی همچون هفت تیر گرفت
در همان سالهای اوایل انقلاب بعد از اینکه رژیم طبق دستور و میل مسعود رجوی سرنگون نشد وقتی میخواست هفت تیر و انفجار دفتر ریاست جمهوری و دیگر ترورها را را در درون تشکیلات توجیه کند حرف از این میزد که با ترور سران رژیم و بطور خاص با تاکید بر عناصر امپریالیستی رژیم، آنرا بی آینده کردیم. که در این توجیه بی پایه و اساس ضمن اینکه شنونده را به آینده ای نا معلوم ارجاء میداد خود را نیز ضد امپریالیست جا میزد که ترورها تماما ضد امپریالیستی بوده است. و اینگونه شکست مطلق خود را میپوشاند.

امروز نزدیک به 37سال از جنایات تروریستی سال 1360 میگذرد و دستگاه تبلیغی مسعود رجوی در طی این سالها تا توانسته در بوق و کرنا کرده است که ما در پاسخ به قتلعام سی خرداد سال 1360 بوده است که دست به سلاح برده و تمامی بمب گذاریها، تمامی عملیات انتحاری، ترورهای خیابانی و کسبه و مردم کوچه و بازارهمه و همه یک واکنش بوده است واکنشی دفاعی.

امروزه نیز هرسال با پولهای سعودیها که این روزها با استقبال 340میلیاردی که از ترامپ کردند انزجار و خشم تمامی جهان متمدن را برانگیختند هرسال سی خرداد را جشن میگیرند. از همانگونه جشن هاییکه سعودیها با ترامپ رقص شمشیر به زور پول و دلار نفتی گرفتند.

طنز تاریخ در این است که بعد از 37 سال رژیمی که مسعود رجوی در 1360بی آینده اش کرد!؟ در سال 1396 درست چند روز قبل از سی هفتمین سالگرد هفت تیر و به قول مسعود رجوی “روزانفجار خشم خلق” یکی از بزرگترین پیروزی انتخاباتی و محبوبیت مردمی خود را بر خلاف انتظار و تحلیل و پیش بینی و خواست جهان با به صحنه آمدن بیش از 40میلیون رای دهنده بطور خاص جوانان بصورت “انفجار حضور خلق” بنمایش گذاشت.

اما در مقابل همان دستگاه مسعود رجوی امروزه مجبور شده است که فقط برای بقاء، و زنده ماندن و نفس کشیدن مانند زالو بمدت دو دهه به عراق و صدام حسینِ منفورِ جهان و بعد به عربستانِ منفور تر از صدام  دخیل ببندد و کماکان بزرگترین مسئله اش مخفی کردن فروپاشی تشکیلاتی، فساد درونی، بی آینده گی سیاسی، بن بست و شکست مطلق ایدئولژیکی ظهور مسعود رجوی بعنوان امام زمان جدید و فاتح جهان به خفتبارترین شکل ممکن با اعلام مرگش آنهم توسط ولی و کفیل تشکیلاتش ترکی الفیصل یکی از سرکردگان جنایات جنگی یمن و منطقه و حامی تروریسم وهابی و رجویی ای است.
زمانیکه دستگاه رجوی در ایزولاسیون مطلق، مجبور است تن به خود و وطن فروشی به عربستان و … داده . برای خرید حمایت دست بدامن عناصری چون مک کین ها، جولیانی ها، جان بولتن ها، …ازشاخص ترین چهره های امپریالیستی شده است و لیست شهدایش را که زمانی به امام حسین در کربلا و امام زمان در سامرا تقدیم میکرد به اینها ها اهدا کند.
دستگاهی که مجبور است روزانه با هزاران دروغ و تحمیق به اعضایش اینگونه القاء کند و امیدوارشان سازد که هرچند زمانیکه در عراق بودند آمریکا رژیم را سرنگون نکرد تا سپس دو دستی تقدیم مسعود رجوی کنند حالا که در 5000کیلومتری در گوشه ای دور افتاده از جهان در حال پوسیدن هستند شاید دل آمریکا برحم بیاید و اگر دری به تخته خورد و آمریکا خواست!؟ و توانست؟ً! رژیم را سرنگون کند حتما دو دستی تقدیم مریم رجوی میکند و کاری به کار ایران و ایرانیان نخواهد داشت.
اما از آنجا که فرقه رجوی از کسی حرف نمیشنود در زیر جواب مریم رجوی و تشکیلاتش و بطور خاص “شو”رای کرایه ای اش را فقط و فقط باید از مسعود رجوی گرفت و به آنها داد. از رهبر عقیدتی، شیر همیشه بیدار، امام زمان ناکام، … در زیر جواب رجوی را بخوانید:

مسعود رجوی در پیام به قول خودش تاریخی و تعین تکلیفی اش  در بهمن 1359چنین نوشته است:

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

(نشریه مجاهد شماره 102 دوم بهمن 1359 ص2)

««از طرف دیگر ما از آغاز گروگان گیری دها و صدها بار گفته و میگوئیم… آیا آقایان دست اندرکار اگر هم ریشه کنی نهایی همه پیوندهای استعماری را از ما نمی پذیرفتند در رابطه با گروگان ها علیرغم آن همه سخنان شداد و غلاظ و خط و نشان کشیدن های قبلی شان، نمیتوانستند الاقل از طریق یک محاکمه سمبلیک هم شده امپریالیزم آمریکا را به استناد این همه جنایات مستندش در ایران، در افکار عمومی جهانیان به محاکمه بکشانند؟ »»

و در ادامه در مقابل خواست رژیم برای تعهد آمریکا بر عدم مداخله در امور ایران در قبال آزادی گروگانها، مسعود رجوی نوشته است:

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

««جالبتر و مضحکتر شرط اول است که ما  در خواست کرده ایم که آمریکا توبه کرده و قول عدم دخالت در امور ما را بدهد. راستی مطابق کدام منطق و کدام دیدگاه میتوان از آمریکا انتظار پای بندی به عهد و پیمان داشت؟ (زمانیکه حتی آنگلامرکل نیز از آنها نا امید شده است) آن هم تعهد عدم دخالت در امور ایران؟ حال آنکه به قول قرآن: “کیف یکون للمشکرکین عهدء عندالله و عند رسوله …” آخر … چطور میشود از “شیطان بزرگ” انتظار وفاداری به عهد و پیمان داشت؟ آخر در کجای کتاب خدا و سیره انبیاء و الیا، شیطان متعهد شده است که از شیطنت دست بردارد؟ …بنابراین بگذارید از جانب مجاهدین خلق و همه انقلابیون راستین این میهن تاکید کنم که هیچ اعتمادی به عهد و پیمان شیطان و رهروانش نیست و به یاد داشته باشید که امروز آنچه را در باره شیطان گفتنی بو ما گفتیم. اللهم فاشهد…(همانجا)»»

خانم رجوی و شورایی ها بحث رهبر عقیدتی را گرفتید؟!!!! اینها دیگر حرف بریده مزدوران نیست. والله از درسهای تاریخی امام زبون مسعود رجوی مرحوم و ناکام است.

هرکس شنید و خواند باید برود و گزارش بنویسید که از حرفهای برادر چه فهمید. خلق قهرمان که از 37 سال قبل فهمیده و خطش را جدا کرده. مانده ایم ما و شاید فقط شما؟!!!

مجاهدین خلق سی خرداد مبارزه مسلحانه فرقه تروریست رجوی

اگر باور نمیکنید به ادامه بیانات تاریخی امام ناکام مسعود رجوی در همین پیامش گوش کنید:

««اما متاسفانه امروز به اثبات میرسد که همچنانکه مجاهدین خلق ایران از آغاز!؟ پیش بینی کرده بودند شعار مبارزه ی ضد امپریالیستی نیز خود اهرمی شد در دست جناح های بخصوص، برای رسیدن به وزارت و نیابت و وکالت و.. و چنین است که روح کلمات مقدس انقلابی، چنانکه روح تمامی مستضعفان و رنجبران ایران از دست این ستم و فریبی که در حق آنها روا شده به فریاد میآید.  (همانجا)»»

یعنی اولا مبارزه ضد امپریالیستی فقط و فقط در انحصار رجوی است و بقیه فقط شعار میدهند و برای رسیدن به قدرت و ریاست جمهوری موقت و… است. در ثانی به قاموس کلمات تجاوز شده و مردم ایران از آنها نفرت دارند چون فریبشان داده اند.  در ادامه رهبر عقیدتی میفرمایند:

««تازه ما در شرایط به خواسته و تهدیدات آمریکا مبنی رها کردن گروگانهای آمریکایی به نازلترین بها …گردن میگذاریم که بلندگوهای تبلیغاتی مان پیوسته مدعی اند که جنگ ما فی الواقع نه با عراق بلکه با آمریکاست و شهدا و جوانان ما فی الواقع نه بدست عراق بلکه بدست آمریکاست (امثال مک کین و جان بولتن و جولیانی، و…) شهید میشوند. پس در اینصورت چه کسی پاسخگوی این خونهاست؟!!!!!»» (همانجا)»»

خانم رجوی آیا پیام رهبر عقیدتی ناکام دریافت شد ؟

درس بزرگ برای شما شورایی ها و خانم مریم رجوی این است که تروریسم، بمب گذاری، قتل و کشتار مردم و کسبه و …در خیابانها و سرکوب و شکنجه و اعدام درونی تحت هر نامی ورشکسته است، چه با برچسب زدن به دشمن که ارتجاعی-امپریالیستی (شیطانی) است چه وقتی درجنگی که امپریالیستها (شیاطین) براه انداختند بعنوان عامل ولی بنام ارتش آزادیبخش جنایت  میکنی و چه حتی زمانیکه امپریالیستها شب و روز در جلسات مختلف شما با قیمت های بالا، لیست شهدایمان را دریافت کنند و حمایتهای لفظی و … میکنند.

به همین دلیل است که مردم هوشیار ایران مسالمت را برای تغییراتی که مد نظرشان است انتخاب کرده اند.

بقول رهبر عقیدتی مرحوم : بیاد داشته باشید که امروز آنچه را در باره شیطان گفتنی بو ما گفتیم. اللهم فاشهد…

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29524

ترامپ در عربستان: بازهم سناریوهای دهه ۶۰ و ۹۰ میلادی در حال تکرار است 

 داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، بیست و چهارم می ۲۰۱۷:…  ولی آقای ترامپ مدتی قبل از پرواز به عربستان برمبنای اطلاعات دقیق دستگاههای اطلاعاتی و خارجه آمریکا با حالت ناز و کرشمه برای عربستان اعلام نمود که ” “صراحتا بگویم، رفتار عربستان سعودی با ما منصفانه نبوده چون ما برای دفاع از عربستان مقدار عظیمی پول از دست می‌دهیم.” که احتمالا برای افزایش رشوه به ۳۵۰ میلیارد کاربرد داشته است.  و در مقابل ترامپ نیز … 

ترامپ عرستان سعودی داعش تروریسم وهابیت فسادکوه رجوی موش زائید

مزدور مریم رجوی مجاهدین خلق و لباسبازار مکاره مریم رجوی

لینک به منبع

ترامپ در عربستان: بازهم سناریوهای دهه ۶۰ و ۹۰ میلادی در حال تکرار است.

رقص ترامپ برای عربستان ۳۵۰میلیارد دلار هزینه داشت

Bildergebnis für trump in saudi arabienرقص ترامپ برای عربستان ۳۵۰میلیارد دلار هزینه داشت

با سرکار آمدن ترامپ که هیج پرنسیپی جز چپاول جهان برای آمریکا آنهم نه برای مردم آمریکا که برای سیستم ودستگاه چپاول آن ندارد. با نمونه بارز متوقف کردن بیمه اوباما کیر که حداقل ۲۵ میلیون امریکایی فقیر را فقیرتر و از درمان محروم نمود، و در مقابل شرکت های بیرحم بیمه آمریکا را ثروتمندتر میکند.

با بر گل نشستن و به قول دستگاه ضد جاسوسی آلمان “از ضامن خارج” سعودیهای در یمن و منطقه و افشاء شدن حمایت آشکارش از تروریسم چه نوع وهابی آن و چه نوع ایرانی آن مانند فرقه منحوس رجوی.

با منزوی شدن کامل اسرائیل بدنبال نزدیک به یک دهه جنایت و سیاست قلدری توسعه شهرکهای یهودی در منطقه علیه مردم فلسطین.  که شاخص اوج انزوایش را میتوان در اقدام بی سابقه  رای ممتنع آمریکا به رهبری اوبا به محکومیت کامل اسرائیل و جنایاتش در سازمان ملل و شورای امنیت یافت.

دونالد ترامپ در سفری کاملا حساب شده و در اوج بی پرنسیپی با محتوایی از نوع سیاستهای چهار دهه قبل جهان جهت دوشیدن گاو پرورده ولی اخیر وحشی شده منطقه یعنی عربستان با دریافت نزدیک به ۳۵۰ میلیارد دلار بصورت قراردادهای تسلیحاتی و امنیتی و … که در تاریخ قراردادهای آمریکا بی سابقه است، نعل را وارونه زد و در مقابل دریافت چنین رشوه ای رژیم ایران را مورد حمله قرار داد. البته رژیم ایران ایرادات بسیاری دارد. که قطعا فقط به مردم ایران مربوط است که چگونه با آن مقابله کند.

ولی آقای ترامپ مدتی قبل از پرواز به عربستان برمبنای اطلاعات دقیق دستگاههای اطلاعاتی و خارجه آمریکا با حالت ناز و کرشمه برای عربستان اعلام نمود که ” “صراحتا بگویم، رفتار عربستان سعودی با ما منصفانه نبوده چون ما برای دفاع از عربستان مقدار عظیمی پول از دست می‌دهیم.” که احتمالا برای افزایش رشوه به ۳۵۰ میلیارد کاربرد داشته است.  و در مقابل ترامپ نیز به آهنگی که عربستان برایش کوک کرده بودند چه بطور فیزیکی و چه سیاسی رقصید. چون ماه گذشته، محمد بن سلمان، فرزند پادشاه، معاون ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی به آمریکا سفر کرد و پس از دیدار با دونالد ترامپ، از استحکام روابط دو کشور و دیدگاه مشترک آنها در زمینه‌های مختلف از جمله لزوم “مهار ایران” در منطقه سخن گفت.

در صورتیکه در گزارشی کوتاه و یک و نیم صفحه ای که “بی ان دی” سازمان ضد جاسوسی آلمان در ژانویه ۲۰۱۶ برخلاف عرف دستگاههای اطلاعاتی جهان باارسال برای تمامی رسانه ها منتشر نمود، چنین گزارش کرده بود:

روزنامه ایندیپدندت ۹ ژانویه ۲۰۱۶:

»»عربستان یک سیاست مداخله جویانه بی حساب و کتاب و خطرناک را بکارگرفته است. این گزارش که با عکس وزیر سعودی و معاونش ولیعهد محمد بن سلمان که از بیماری دیمنشیا (بیماری زوال عقل) رنج میبرد، بعنوان یک قمارباز سیاسی که با بکارگیری جنگ های نیابتی (با بکارگیری گروههای شبهه نظامی) که در یمن و سوریه براه انداخته  دنیای عرب را بی ثبات میکند. معمولا آژانسهای جاسوسی هیچگاه چنین گزارشاتی انفجاری را آنهم در مورد یکی از قویترین و نزدیکترین متحدین خودشان همچون عربستان سعودی از طریق رسانه های عمومی منتشر نمیکنند. این باید نشانه و شاخص میزان نگرانی بی ان دی آلمان بوده باشد که چنین یادداشتی را بطور عمومی و گسترده منتشر کرده است. هرچند سازمان مربوطه بدنبال اعتراضات رسمی عربستان سعودی توسط وزارت خارجه آلمان مورد نفی قرارگرفت ولی اخطار بی ان دی آلمان علامت ترس فزاینده آلمان نسبت به از ضامن خارج شدن و غیر قابل پیشبینی بودن عربستان سعودی میباشد.««

آنگلا مرکل نیز در دیدارش از عربستان از آنها خواست که به بمباران یمن پایان دهند.

کنگره آمریکا و وزارت خارجه آمریکا در زمان خانم کلینتون نیز گزارشات متعددی را منتشر کردند که عربستان را مسئول حمایت مالی و معنوی تروریسم جهانی با ایدئولوژی وهابیسم معرفی کردند.

https://www.facebook.com/razepinhan/videos/624117237711465/

وضعیت بی سابقه بی اعتباری و ایزولاسیون اسرائیل نیز در سالهای اخیر حتی در رابطه با آمریکای دوره اوباما سیاستمداران حاکم آن کشور را بسیار نگران کرده است. اسرائیل در سالهای اخیر لابیگری بسیار قدرتمندی براه انداخته و اشک تمساح میریزد که چرا سازمان ملل طی فقط یکسال بیست بیانیه و قطعنامه علیه و در جهت محکومیت اسرائیل صادرکرده است در صورتیکه علیه دیگر کشورهای باقی مانده جهان تعداد قطعنامه ها به تعداد انگلشتان یکدست هم نیست.

نتانیاهو که در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی میگرد، گفت که مجمع عمومی با این گونه رفتار تبعیض آمیز علیه اسرائیل، موجب بی اعتباری خود می شود.

نخست وزیر به عنوان مثال گفت که تنها در یک سال گذشته مجمع عمومی بیست قطعنامه علیه اسرائیل صادر کرده است و این در حالیسیت که کل قطعنامه هایی که برای حدود دویست کشور دیگر جهان صادر شده فقط  سه مورد بوده است. او گفت: بیست قطعنامه علیه اسرائیل و تنها سه قطعنامه علیه همه کشورهای دیگر کره زمین.

اخیرا نیز خانم نیکی هالی نماینده ترامپ در سازمان ملل همین ادعا را عینا مطرح کرد.

درمقابل اما رژیم ایران توانسته است خود را از انزوای خانمان برانداز دوران احمدی نژاد در سالهای اخیر خارج نموده و تنشهای خود را با آمریکا به حداقل رسانده و با  اروپا حتی نزدیکتر هم بشود و در منطقه نیز خود را بعنوان یک بازیگر جدی و محوری در جنگ علیه تروریسم در عراق و سوریه به جهانیان بقبولاند تا حدی که جان کری نیز بدان اعتراف نمود.

مهمتر از آن انتخابات هرچند نه دمکراتیک از زاویه کاندیداهای شرکت کننده در انتخابات بلکه از زاویه شرکت مردم و جوانان با تعداد بسیار بالا و از زاویه مجال طرح شدن هرچند محدود مسائل جدی مردم در مناظره های انتخاباتی و آنچه مردم و بخصوص جوانان در تجمع های انتخاباتی و جشنهای بعدی آن مطرح کردند پیش آمد نمونه ای از تغییراتی که تقریبا در منطقه کم نظیر است را بنمایش گذاشته است.

زمانیکه روحانی که به دور دوم ریاست جمهوری خود رسیده است پیامش برای جهان صلح و دوستی و حسن همجواری است. روحانی که وزیر خارجه اش آشکارا از اقدامات حساب شده خرابکارانه حمله به سفارت عربستان در تهران بعنوان تخریب رابطه رژیم با عربستان از خودیها شکوه و شکایت نمود.

بعد از اعلام نام حسن روحانی به عنوان پیروز انتخابات شب و روز گذشته شمار زیادی در تهران جشن گرفتند

با اشارات بسیار مختصر فوق قطعا بلحاظ مختصات سیاسی رژیم ایران  در نقطه مقابل عربستان و اسرائیل قرار دارد. و ترامپ و دولت او قصد دارد با دوشیدن عربستان و جلب لابی های اسرائیلی در آمریکا این تعادل با برهم زده و فضا را برعلیه رژیم ایران برگرداند.

آنچه ما را بیاد سیاستهای دهه های ۶۰ و ۹۰ میاندازد این است که سیاست ترامپ که بظاهر حرف از مقابله با تروریسم میزند، زمانیکه سیاستهایش تماما علیه مردم مسلمان منطقه است، همچون جلوگیری از ورود مسلمانان به آمریکا و مواضع بیشرمانه اش در دوران انتخابات علیه مسلمانان، حرف از همزیستی مسالمت آمیز مذاهب میزند خود را خواسته و ناخواسته به آن راه میزنند و فکر میکند با جمع کردن سران کشورهای عرب که در تضاد مطلق با مردم کشورهایشان قرار دارند میتوان به تضاد تروریسم که ریشه در حمایت بی قید و شرط آمریکا و کشورهای منطقه از اسرائیل و سران کشورهای منطقه دارد پایان دهند.

ترامپ و دولتش هیچ رابطه ای با مردم منطقه نه میتوانند و نه میخواهند که برقرار کنند. با این سفر اتفاقا آتش خشم مردم را افزایش میدهند چیزی که به نحو احسن توسط تروریستهای داعشی و القاعده ای مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت. یعنی به تروریسم دامن خواهند زد. چه مستقیم با هارتر کردن عربستان و اسرائیل چه با حمایت بیشتر گروههای تروریستی فعال در منطقه تحت حمایت عربستان و چه اقدامات علیه فلسطینیان توسط اسرائیل و در نتیجه عقب افتادن پروسه صلح در سوریه و فلسطین.

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران

همین امر در مورد تروریسم برند ایرانی آن یعنی فرقه رجوی نیز که مدتهاست تحت تکفل عربستان قرار گرفته و با پولهایی که دریافت میکند مطرح است. حداقل در جوار ۵۰۰۰کیلومتری ایران یک اشرف میسازد و در آن جشن میگیرد که رژیم بعد از انتخابات صد پاره و شقه شده است.

باید از خانم رجوی سوال کرد که رژیمی که از سال ۶۰ مسعود رجوی هرماه آنرا در اطلاعیه های خود شقه شقه میکند سی و هفت سال است شقه میشود ولی ادامه مییابد آیا نشان از این ندارد که اتفاقا بسیار توان بازسازی دارد و خود را با شرایط جدید بخوبی میتواند وفق بدهد؟ در مقابل شما خود را نگاه کن که لیست شهدا را از امام حسین و سرداب امام زمان پس گرفته به مک کین ها میدهید. و برای حیات زالو صفتانه خود را به کثیفترین و مرتجعترین کشورها فروخته اید که فقط باشید.

نه به تروریسم و فرقه ها

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

عربستان سعودی اسرائیل مجاهدین خلق فرقه رجویشاهزاده ترکی الفیصل رابط مریم رجوی با اسرائیل هم شد!!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29160

آیا بحث بر سر نوعی استراتژی و شکلی از زندگی است؟ 

داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۷:… سیاست و کار بین اللملی را متاسفانه امثال بنده و حسن جزایری ها و ابراهیم خدابنده ها به این فرقه یاد دادیم. در فاز سیاسی در خارجه که البته تنها محیط کار برای ما بود از نهادهای حقوق بشری و اتحادیه های کارگری و احزاب به اصطلاح چپ در اروپا نامه حمایت جهت نفی محدودیتهای آزادی و حمله و هجوم به دفاتر سازمان را میگرفتیم … 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکافوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا 

لینک به منبع

آیا بحث بر سر نوعی استراتژی و شکلی از زندگی است؟

توضیحی به پاسخ آقای اسماعیل وفا یغمایی به مقاله “به بهانه پیروزی بزرگ فرقه رجوی در ملاقات با مک کین بدنبال پیروزی خروج از عراق!!!؟ این سایت

اصل حرف چیست؟ و با کیست؟

آیا باید برای دسترسی به اهداف انسانی همان شعارهای دروغین مرگ بر امپریالیزمِ  نوع رجوی و داعشی را سر داد و به خبایانها رفت و جنایات امروز داعش و دیروز رجوی را در کوی و برزن براه انداخت؟

آیا نباید کار سیاسی-بین اللملی نمود؟

آیا نباید تغیر استراتژی داد؟

آیا اگر کسی و گروهی اوایل انقلاب از یک رهبری دفاع کرد تا آخر عمر باید از او دفاع کند؟

آیا نباید با سیاستمداران هرچند فاسد دنیا حرف زد و دست داد؟

…………

سیاست و کار بین اللملی را متاسفانه امثال بنده و حسن جزایری ها و ابراهیم خدابنده ها به این فرقه یاد دادیم. در فاز سیاسی در خارجه که البته تنها محیط کار برای ما بود از نهادهای حقوق بشری و اتحادیه های کارگری و احزاب به اصطلاح چپ در اروپا نامه حمایت جهت نفی محدودیتهای آزادی و حمله و هجوم به دفاتر سازمان را میگرفتیم.  تا روی دولت بازرگان با وزیرخارجه اش یزدی تاثیر بگذاریم.

جواب به همه”آیا” های فوق و آیاهای دیگری از این نوع یک خــــــــــیِــــــر بزرگ است.

با همه باید حرف زد و تامل نمود و با سیاست و گفتگو و بدور از بربریت و بطور انسانی مسائل را پیشبرد .

“خشم و تاسف و تعجب از یک ملاقات” نیست. نیازی نیز به خوانش (هرچند به نظر بنده اشتباه) رجوی در مقایسه با ابومسلم خراسانی نیست. چون این اولین بار نیست که این تشکل فرقه ای-مافیایی دست به اینکارها میزند به لیستی از کرده هایش در مقاله “به بهانه…” اشاره شده است. خودت هم نوشتی: رجوی

 “ در ادامه راه حلقه مهر و دوستی و یاری کسانی چون ملک حسین،صدام حسین،و بسا کسانی که امثال من از آن بیخبریم دست بزند”  ……  ” ملاقات با سناتور مک کین عجیب تر از نامه نویسی به گورباچف در چرخش در طیف چپ و جستجوی یار و پشتیبان و دو سه سالی بعد ملاقات با صدام حسین و ملک حسین و امثالهم و سرانجام ملاقات با امثال سناتور مک کین و جان بولتون نیست. فراموش نکنیم که آقای رجوی در دادگاه شاه ملک حسین را… دستاموز زنجیری امپریالیزم خواند،و در آغاز جنگ نیروهایش را روانه جنگ با صدام کرد!”

پس مشکل کجاست؟

بنظر بنده مشکل ما هستیم. یا بهتر بگویم خطاب بنده خودمان بود تا فرقه ای که حال و روزش سالیان است که با دست زدن به تروریسم در کشور به زباله دان سیاسی کشور تبدیل شد و سر از خودفروشی به عراق و عربستان و… در آورد و در ادامه اهداف  ننگین و ارتجاعیش به امام زمان بازی دست زد.  و پاسخ صدای آزادی خواهی و مبارزه با دیکتاتوری درون تشکیلاتی و خود فروشی به اجانب  جریان داخلی را با سرکوب و اعدام داد. پرویز یعقوبی و علی زرکش و مهدی افتخاری از شاخصهای آن، جریان سرکوبهای ۱۳۶۴ را نیز خودت شاهد بودی.

جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم

اما چــــــرا ما؟

“*در جهانی که بخش اعظم آن غرق خون و آتش و استثمار و فقر و فلاکت است،
* در جهانی که کاپیتالیسم بی مهار از خون آدمیان طلا استخراج میکند
*در جهانی که آدمی گاه از انسان بودن خود دچار شرم میشود و به حیوانات غبطه میخورد
*در جهانی که جهانداران هیچ مرزی را در بخاک و خون مالیدن پوزه انسانیت باقی نگذاشته اند
* در جهانی که ارتجاع مذهبی ، اسلامی بر چهار راههای شرق با پرچمی که نام محمد و الله بر آن نقش بسته، بنام الله گردن میزند و آدمی میفروشد
*در جهانی که در سوی دیگرش نیروهای فوق راست و فاشیست در گرمای فقر و بحران اقتصادی چون ماران سرمازده جانی دوباره گرفته و به جنبش آمده اندو بشریت را دوباره به سوی فاشیسم و رنگ و نژاد و زبان هی میکنند…..”

بله چون همه داستان بر سر لاهاف ملا یعنی (به یغما بردن هستی ملتی است). بله میبینی و میبینیم که هیچ چیز باقی نمانده هیچ مرزی هیچ انسانیتی باقی نمانده.

در گذشته گسترش سلطه با هدف کشور و منابع مردم بود و بعضی جانهای مردم حداقل برای استثمار و طلا ساختن از جانشان حفظ میشد. امروزه  شاهدیم که روزانه هزاران کودک و زن و مرد از پیر و جوان چه توسط بمبهای سوپر مادر و چه توسط بمبها و اعمال انتحاری جنایتکاران تروریستی که نام اسلام و بنام الله و … کشتار میکنند تکه تکه میشوند.

در جهانی که با وقاحت تمام و با افتخار و با در بوق و کرنا کردن و بدبختانه بنام آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و آزادی تاریخی زن !!!! و البته با تکیه و سوء استفاده و دادن لیست دزدی خون هزاران مجاهد و مبارزی (تحت نام لیست شهدا) که ۱۸۰۰ درجه عکس این مسیر را رفتند و خواستند و جانشان را بخیال آن فدیه کردند،  جنایتکارترین حامیان این جریان همجون مک کین ها را تبلیغ و ترویج میکنند و حامی آزادی و آزادی خواهی جا میزنند. آیا راه را برای فریب مردممان و هموار کردن همین سناریو ها در کشورمان را باز نمیکنند؟ و البته مهمتر برای خودما نیز بتدریخ این مسیر ذهنا هموار نمیشود؟

آیا همین نیست که یکباره باعث میشود ما نیز تمرین دمکراسی را با راه باز کردن برای کسانیکه همه هستیشان از بغارت بردن هستی و دارایی مردم ایران “هرچند بنام ارث بردن از پدرشان باشد” منجر میشود؟

اسماعیل عزیز، حرف با ماست،  آیا نباید در مقابل اینگونه اتوبان کردن راه و مسیری که به عراق و سوریه و لیبی و مصر … امروزه ختم شده است موضع گرفت؟ تا اولا در ذهن خودمان این مسیر هموار نشود و بعد هم به جهان و مردم بگوئیم که راه این نیست.

این سکوت و این سر در گریبان کردن خودمان از مجاهد سابق و شورایی سابق و … را چگونه تعبیر و تفسیر میتوان کرد وقتی که در مقابل همین جریان و بطور خاص و روشنتر سیاستمداران فاسد کنونی جهان. مانند ظهور ترامپ در آمریکا و راستهای اروپایی از لوپن در فرانسه و نازیها در آلمان و هلند … فاشیستهایی که تا دیروز انسانها را بعنوان روغن در کوره ها میسوزاندند دم در آورده و مردم عامی و تحت ستم و خسته از فساد و دروغگویی سیاستمتداران حاضر را جذب میکنند تا بقدرت رسیده و همان فاجعه جاری جهانی را در ابعادی دهشتناکتر به پیش ببرند.

اسماعیل عزیز حرف با فرقه رجوی نیست حرف با ماست. حرف با سکوت نکردن است در مقابل این فاجعه جهانی. چرا حالا فرقه رجوی مطرح میشود چون این فرقه از بس ما را بدنبال نخود سیاهِ شناسایی و معرفی  مزدورهای رژیم فرستاده!!!  از بس سوپر چپ نمایی کرده، از بس ما را در محذوریتهای اخلاقی ناشی از سطحی نگریمان به سمت و سوی جهان در عصر حاضر کرده، اجازه نمیدهد که انسانیت و ترقیخواهی مبتی بر حقوق بشر و دمکراسی درونی ما بنفع مردم ایران بروز کند.

اگر ما آن هستیم که ادعا مکنیم و تجربه خودمان و جهان نشان داده که تنها با سازندگی و پیشرف اقتصادی و رفاه اجتماعی مبتی بر فرهنگسازی و آموزش و ارتقاء سطح آگاهی های سیاسی … آزادیهای مدنی بسمت جامعه ایدآل و انسانی رفت و این با جنگ و خونریزی و مرگ بر و نابود باد بر این و آن گفتن نیست.

بلکه اتفاقا در همین اروپای با سطح بالای آگاهی و حقوق بشر و دمکراسی میبینیم که اگر سیاستمداران فاسد باشند و مردم بلحاظ اقتصادی زیر فشار بروند سر از ناکجا آبادهایی در میآورند که به ترامپها و فاشیستهای لوپنی نیز پناه میبرند.

اما پاسخ به کوته بینانی که بی عملی خود و یا همسویی خود را با فرقه رجوی با بیان اینکه اینها عددی نیستند (که درست است و از نظر مردم ایران آنها مرده ای کفن پوسیده بیش نیستند) مخفی میکنند باید گفت:

آیان این ما هستیم که در مجامع بین اللملی حضور داریم؟ این ما هستیم که حرف درست و انسانی را میزنیم و شنونده داریم؟  الان این شما نیستید که جنایتکارترین جناحهای جهانی رویتان سرمایه گذاری کرده و بهره برداری میکنند. بلکه این فرقه رجوی است. الان دوره ای نیست (بطور خاص در ایران) که مستقیم لشکر کشی کنی و بگیری، مگر در عراق توانستند؟ باید بنام یک سری عوامل خودشان اینکار بکنند. بطور خاص که این فرقه از هم پاشیده بطور مطلق هیچ کارآیی عملی سیاسی در ایران ندارد مگر پیاده کردن طرح های استعماری تحت نام آنها با قبولاندن آنها به فضای سیاسی بین اللملی و سپس داخلی (با شروع آن در میان خارجه نشینان همانند بنده و شما)؟ باید چشمها را باز کرد. نباید مشکل و مسئله و وظایف خود را در بررسی فرقه رجوی و اینکه در انقلاب ایدئولژیک چه شد … جستجو نمود. الان آنها خود کاره ای نیستند. بلکه در اجاره سعودیها و … است که معنی پیدا میکنند و….مگر فراموش کرده ایم که در دوره اوباما همین دستگاه اجاره شده توسط نئو کلن ها و عربستان ساز حمله نظامی اسرائیل در همسویی بعضی جناحهای جنایتکار درونی را کوک کرده بودند که اوباما با آن مخالفت کرد. باز از بس ما را دنبال نخود سیاه فرستاده است.  فاجعه نیز همین است.

در رابطه با امریکایی هاای که برای لابی کردن قاتلین سربازانشان زیر پرچم مجاهدین خلق می ایستند چه باید گفت؟!!

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

McCain Is the MEK’s Newest Fan (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsgrooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28582

افشای نقض حقوق بشرِ فرقه رجوی در نهمین نشست سالیانه برای حقوق بشرو دمکراسی در مرکز سازمان ملل ژنو 

Human Rights Geneva against Mojahedin Khalq MEK Rajavi cult 1نه به تروریسم و فرقه ها، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۷:… روز سه شنبه ۲۱ فوریه ۲۰۱۷ نهمین نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی در سازمان ملل مرکز ژنو که توسط “یو ان واچ” سازمان دهی شده بود برگزار شد. بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کردند. خانم دکتر هشترودی نیز در این نشست شرکت … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

لینک به منبع

افشای نقض حقوق بشرِ فرقه رجوی در نهمین نشست سالیانه برای حقوق بشرو دمکراسی در مرکز سازمان ملل ژنو

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنوروز سه شنبه ۲۱ فوریه ۲۰۱۷ نهمین نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی در سازمان ملل مرکز ژنو که توسط “یو ان واچ” سازمان دهی شده بود برگزار شد.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کردند.

خانم دکتر هشترودی نیز در این نشست شرکت داشتند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها بود. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله  با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ  مفصلا به بحث پرداختند.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه  آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

خانمها و آقایان و قربانیان نقض حقوق بشر که از سراسر جهان در اینجا حضور دارید، مایلم ابتدا تشکر خودم را از برگزارکنندگان این نشست ابراز کنم. این نشست این امکان را به بنده بعنوان یک قربانی تروریسم فرقه ای و دوست و همسنگرم  و دیگر شرکت کنندگان محترم بویژه قربانیان حقوق بشر که توانسته اند در این نشست حضور یابند و نقض حقوق بشر انجام شده علیه خودشان و یا از جانب کسانیکه هرگز قادر نخواهند بود در این موردآن  سخنی بگویند را به گوش جهانیان برسانند.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

همه ما روزانه شاهد گزاشات نقض حقوق بشر از سراسر جهان از چین تا آمریکا هستیم. اما امروز بنده میخواهم توجه نشست را به یکی از بزرگترین بحرانهای حقوق بشری عصر حاضر که نه تنها کمتر مورد توجه است بلکه طبعات خطرات جهانی نیز در بر دارد جلب کنم، و آن نقض وحشیانه حقوق بشر توسط گروههای تروریستی مانند داعش، فرقه رجوی، بوکو حرام، و دیگر گروهای جهادی میباشد.

بنده یکی از قربانیان نقض حقوق بشر توسط فرقه تروریستی رجوی گروهی که بکمک عراق سه دهه در ایران دست به ترور زده و هزاران نفر را کشته است هستم. بنده زمانیکه یک دانشجوی جوان بودم در انگلستان توسط این فرقه بعضویت گرفته شدم. اما بعدها توسط رهبری این فرقه  زمانی که به سیاستهای تروریستی و سرکوب و نقض شدید حقوق بشری اعتراض نموده و درخواست جدا شدن را کردم به ده سال زندان (دو سال در زندانهای داخلی فرقه و هشت سال در زندان هماهنگ شده با صدام معروف به زندان ابوغریب) محکوم شدم.

اعتراض بنده به فرقه رجوی به خانم رهبری مریم رجوی شامل موارد زیر بود.

حمایت از حمله تروریستی یازده سپتامبر

بکارگیری شیوه های مغز شویی اعضای فرقه جهت تبدیل آنها به گلادیاتورهای تروریست تحت کنترل رهبری فرقه تا بتوانند بدون هیچ تبعیضی  در شهرهای ایران  دست به ترور بزنند.  از جمله استفاده از کودکان جهت انجام عمل تروریستی انتحاری مانند گوهر ادب آواز دختر ۱۳ ساله اهل شیراز در ایران.
دوازه مورد مجبور کردن اعضای مغز شویی شده به خودکشی با خودسوزی در خیابانهای لندن، پاریس و تورنتو توسط مسعود رجوی بهنگام دستگیریش توسط پلیس فرانسه. دوتن از این افراد مغز شویی شده،  یکی دختر ۲۶ساله دانشجوی دانشگاههای کانادا بنام ندا آقا سلطان که در لندن جان سپرد و دیگری مادرسه فرزند بنام صدیقه مجاوری که در پاریس جانسپرد میباشند.  نمونه سوم آقای مصطفی محمدی پدر دو تن از اعضای نوجوان فرقه رجوی که در کانادا خود سوزی کرد نجات یافت و خوشبختانه امروز بعد از روشنگریهای انجام شده جزء همکاران بنده در افشای فرقه تروریستی رجوی هستند. بنده عکسهای کسانیکه دست بخود سوزی زنده اند را در اینجا دارم.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی در کمپ اشرف بهمراه بعضی “شو”رایی ها از جمله عزیز پاکنژاد، محمد علی اصفهانی، بهرام مودت، یزدان حاج حمزه …

دستور به اعضای فرقه به کشتن والدین و اقوام در صورتیکه بخواهند از فرقه خارج شوند توسط رهبر فرقه در این کتابی که مسعود رجوی تنها کتابی است که بنام خود بعداز سی سال بچاپ رسانده است.

دستگیریهای گسترده و سیستماتیک، زندان، شکنجه و کشتن اعضای منتقد در درون فرقه.

طلاقهای اجباری زوجهای عضو فرقه رجوی.

سوء استفاده جنسی از زنان جدا شده توسط فرقه رجوی از جمله همسرسابق بنده.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

کودکان اسیر در فرقه رجوی نفر دوم از سمت چپ فرزند رضا رخشانی کشته شد.

ما باید از جامعه جهانی بخواهیم که به نقض حقوق بشر توسط گروههای جهادی مانند سازمان مجاهدین و داعش توجه خاص نموده و سران آنها راهمچون خانم مریم رجوی و آقای ابوبکرالبغدادی که مسئول آن میباشند را مورد پیگرد قراد دهد. با تشکر.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

عاملین عملیات انتحاری فرقه رجوی پدرخوانده داعش

در حاشیه جلسه با اعضای برجسته شرکت کننده در این نشست به بحث و گفتگو پرداخته شد و تجارب نقض حقوق بشر در مورد اعضای فرقه رجوی تشریح گردید.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

آقای مهندس داود ارشد، خانم دکتر هشترودی، و وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر

از فرصت پیش آمده از حضور خانم دکتر هشترودی در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی استفاده کردیم و مصاحبه اختصاصی با خانم هشترودی انجام شد که به محض آماده شدن به اطلاع خواهد رسید.

در این نشست آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند بعنوان پنل سخنرانی کردند و از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان همدردی کردند و آقای مهندس داود ارشد جزئیات بیشتری از آنچه نقض حقوق بشر بر خودش در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است  را برای آقای تقی رحمانی تشریح کردند.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

آقای مهندس ارشد و آقای نقی رحمانی

از دیگر سخنرانان جلسه زن جوان ایزدی بود که نشان حقوق بشر را در این نشست دریافت کرد وی همچون زنان نگون بخت تشکل خانم رجوی اسیر گروه تروریستی داعش بوده است.  آقای ارشد ضمن همدردی با جنایات انجام شده علیه ایشان و دیگر ایزدیها شرح مفصلی از اعمال مشابه انجام شده در تشکل ایرانی بنام سازمان مجاهدین به وی دادند.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

زن جوان ایزدی برنده نشان حقوق بشر و مهندس ارشد

در این نشست بین اللملی سخنرانان و فعالین حقوق بشر و دمکراسی از سراسر جهان شرکت داشتند، از جمله از ترکیه آقای جان دوندر روزنامه نگار برجسته و سر دبیر روزنامه جمهوریت و مستند ساز از ترکیه که  بعد از افشای تامین سلاح برای داعش توسط دولت اردغان ترور شد ولی بکمک و فداکاری همسرش جان سالم بدربرد، مفصلا در مورد دیکتاتوری جدید نقض شدید حقوق بشر در ترکیه سخنرانی کردند.

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنو

آقای جان دوندر روزنامه نگار برجسته و سر دبیر روزنامه جمهوریت ترکیه

بعضی از سخنرانان و فعالین دیگر عبارت بودند از:

آقای ایروین کاتلر وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا

آقای چیتو گاسکون رئیس کمیسیون حقوق بشر فیلیپین

آقای دانگ ژوان دیو مخالف ویتنامی که اخیر بعد از شش سال زندان آزاد شده است.

آقای دانیلو السکستو مالدونادو از هنرمندان کوبایی که بتازگی از زندان آزاد شده است.

خانم آناستازیا ژوتووا همسر ایلدار دادین مخالف زندانی اهل روسیه که گزارش مفصلی از زندانهای روسیه ارائه کردند.

*** 

Fifty years Later
https://youtu.be/sY-jrWwOAcM

The Secrets Behind Auvers-sur-Oise

https://youtu.be/P4Vg3C_lcTo

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28501

مریم رجوی (قجر عضدانلو) کیست؟ قسمت آخر 

Maryam_Rajavi_History_11داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، شانزدهم فوریه ۲۰۱۷:… موضوع سابقه تراشی برای مریم رجوی با طراحی و هدایت مسعود رجوی همواره در درون تشکیلات با شدت و حدت بسیار خشنی پیشبرده میشد که عامل مخالفت اعضا و سرکوب و حذف و تصفیه های بسیاری توسط رجوی بوده است. اولین کسی که در همان سال ۱۳۶۴ به این کار ضد تشکیلاتی …

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

لینک به منبع

مریم رجوی (قجر عضدانلو) کیست؟ قسمت آخر

بقلم داود ارشد
عضو عالیرتبه سابق فرقه رجوی و شورای ملی مقاومت

وضعیت مریم عضدانلو با منطق ساده تر

یک شاخص برای افرادیکه شاید بدلیل عدم شناخت این تشکل مافیایی نتوانند مطالب گزارش بنده را درک و فهم کنند اینکه، رجوی که هنوز به تمام و کمال فاسد نشده بود، بالاترین و با معیارهای آنروز مطمئن ترین خواهر سازمان را که اشرف ربیعی بود را برای خودش به زنی اختیارکرد، بقیه همسران رهبران و دفتر سیاسی سازمان به ترتیب با همین معیار اگر بخواهیم بگوئیم موسی خیابانی همسرش آذر رضایی(۱۷ساله) بود که هیچ سابقه مبارزاتی نداشت ولی از خانواده مبارزی بود و قابل اطمینان از نظر رجوی . بعد علی زرکش بود همسرش مهین رضایی همینطور. همسر عباس داوری، راضیه کرمانشاهچی با سابقه مبارزاتی بدلیل سن بالای عباس داوری و مسن تر بودن راضیه (وی اخیرا در آلبانی درگذشت) ایندو را با در نظر گرفتن تناسب سنی و سابقه مبارزاتی راضیه انتخاب کرده بودند.

ولی محمد امام که در آن زمان بین اعضای قدیمی سازمان (عضو ساده ای) بود،  مسعود رجوی مریم عضدانلو را به او پیشنهاد میکند و نه به هیچ یک از اعضای دفتر سیاسی، یا مرکزیت و یا معاونین مرکزیت…. و در نهایت که روی دست رجوی مانده بود با دستور تشکیلاتی به مهدی ابریشمچی تحمیل میشود. بنابراین با منطق ساده و مقایسه ای میتوان نتیجه گرفت که مریم رجوی تازه واردی صفر کیلومتر بوده است  و به هرکس معرفی میشده قبول نمیکرده حتی با او ازدواج کند.

((شاید لازم به تذکر نباشد که همه معیارهای ذکر شده فوق در مورد زنان … معیارهای رجوی بوده و لزوما ما آنرا تائید نمیکنیم فقط بیان و ذکر گذشته است و نتیجه گیری منطقی از آنها))

مریم رجوی کیست؟ مجاهدین خلق فرقه رجوی

تلاش مسعودرجوی برای جازدن مریم عضدانلو و خودش در ردیف بنیانگذاران

بنجل فروشی مسعودرجوی به مردم ایران

موضوع سابقه تراشی برای مریم رجوی با طراحی و هدایت مسعود رجوی همواره در درون تشکیلات با شدت و حدت بسیار خشنی پیشبرده میشد که عامل مخالفت اعضا و سرکوب و حذف و تصفیه های بسیاری توسط رجوی بوده است.

اولین کسی که در همان سال ۱۳۶۴ به این کار ضد تشکیلاتی و ضد دمکراتیک اعتراض نمود علی زرکش و راضیه کرمانشاهچی بودند. در سال ۱۳۶۸ که مریم رجوی مسئول اول شد و طلاقهای اجباری راه افتاد، خانم عذرا علوی طالقانی و یکی از زنان (که نامش را فراموش کرده ام) که همدوره مریم رجوی در دانشگاه شریف بوده و اساسا در تمامی دوران مبارزات دروغین دانشجویی مریم خانواده مریم عضدانلو را  بخوبی میشناخته و کسی بوده که بعنوان یک فعال سیاسی و دانشجویی مجاهدین تلاش میکرده است او را سیاسی کند ولی هرگز موفق نمیشود. آنها در ادامه گزارش اعتراضی خود اضافه میکردند که :

“حتی با بی حجاب بودن مریم مشکلی نداشتیم ولی او تنها و تنها فعالیت غیر درسی اش شکار مردان دانشگاه بود، و چون فکر میکرد زیباست خیلی هم  خودش را میگرفت.”

یادم هست که در اینجای افشاگریهای خانم طالقاتی و آن زن دیگر، مسعود رجوی که دید بسیار به پروژه “مریم عذرا” سازیش از مریم عضدانلو آ… برداشته اند، شخصا وارد شد و با وقاحتی که خاص خود  مسعود رجوی بود گفت:

“ای کاش من میدانستم کجا اینکار را میکند وآنجا بودم و سرکوچه می ایستادم تا او مرا ببیند و تور کند”

(اشاره به موضوع دختر بازیهای ایرانیان و سرکوچه ایستادن آنها…) تا در اذهان حاضرینِ در نشست افشاگری زن مجاهد را خنثی کند و بگوید حتی اینکارِ مریم هم برکاتی در آن بوده است!!!! همه اینها را خانم عذرا علوی طالقانی و بدنبالش آن زن در نشستهای سری اول به اصطلاح انقلاب ایدئولژیک که در مقر ۴۹ در اشرف در دفتر مسعود رجوی و با مسئولیت خودش (دوره ای که نشست های انقلاب زنان و مردان مشترک بود انجام میشد) برگزار میشد در اعتراض به دروغپردازیهای انجام شده در مورد مریم رجوی میگفتند.

سابقه مریم رجوی طالقانی و ...

سوابق طالقانی در نشریه مجاهد، که هیچکدام از این سوابق در کارنامه مریم عضدانلو یافت نمیشود

رجوی علیرغم اینکه خانم طالقانی را برای سوء استفاده از نام او و رابطه فامیلی او با آیت الله طالقانی بسیار نیاز داشت بمدت زیادی بدلیل افشاگریهایش معلق نمود و او را حتی مانند دیگر مسئول اول های کذایی و دوره ای سازمان معرفی نکرد. و از آن پس خانم طالقانی را همواره در نشستها با مارک “آخوند و مرتجع و کسی که افکار ارتجاعی دارد…” میکوبید. در صورتیکه بعد از اشرف رجوی، خانم طالقاتی یکی از صلاحیتدارترین نفرات بود. آن زن دیگر نیز به اشد مجازات رسید، رجوی در جلسات بعدی او را نقره داغ نمود و مجبورش کرد که بگوید یک خانم جلسه ای (اشاره به زنانی که در زمان شاه مانند آخوندها درجلسات زنانه روضه خوانی میکردند) است. یعنی یک آخوند  است (رجوی هروقت میخواست کسی را در دورن تشکیلات خرد و نابود و ترور شخصیتی بکند ویرا آخوند و یا پاسدار و یا طعمه وزارت اطلاعات مینامیدش همانطور که رژیم نیز مخالفین خود را منافق و ضد انقلاب و در ارتباط بامجاهدین نامیده و حذف میکند) و هرگز نگذاشت که وی کمر راست کند.

ارتزاق از سوابق خانم طالقانی برای مریم عضدانلو

در زندگی نامه خانم عذرا علوی طالقانی در نشریه مجاهد شماره ۳۱۱ ص۱۸ سال ۱۳۷۲ (کلیشه آن در فوق آمده) آمده است:

“از سال ۱۳۵۴ در ارتباط مستقیم با سازمان قرار گرفت و در جریان ضربه خائنانه آپورتونیستی مواضع سازش ناپذیری اتخاذ نمود… و به زندگی مخفی و چریکی تا پیروزی قیام روی آورد”

مقایسه کنید با سابقه دروغین نوشته شده برای مریم عضدانلو در سایت رسمی فرقه رجوی که در فوق نیز تشریح شد:

“ رجوی از نوجوانی به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، یکی از کاندیداهای مجاهدین در تهران برای اولین انتخابات مجلس در سال ۱۳۵۸ بود.”

مریم رجوی عذرا علوی طالقانی

عذراعلوی طالقانی و مریم عضدانلو

عمق زالو صفتی مریم رجوی در پاراگراف قبل از نوشته فوق در مورد عذرا علوی طالقانی و از زبان او را میتوان در زیر مشاهده نمود که آمده است:

“بعد از ورود به دانشگاه (منظور عذرا طالقانی است) …فعالیتهای سیاسیش را در تشکلهای سیاسی هوادار مجاهدین ادامه داد. وی در ارتباط با این دوران، همواره از تاثیراتی که خواهر مریم برروی او و نیز جمع دانشچویان هوادار سازمان در این دانشگاه داشت یاد میکند.” خط زیر نوشته از من است.

گذشته از شرح اعتراضات عذرا طالقانی به انتخاب مریم رجوی که در فوق اشاره کردم. برای خواننده خالی از ذهن، سوال اینجاست چگونه مریم عضدانلو روی عضو سازمان چریکی که زندگی مخفی میکند تاثیرات عمیقی داشته که خودش هیچ فعالیتی در آن زمان نداشته است؟
آیا این تلاش رجوی برای خریدن آبرو برای مریم عضدانلو با ارتزاق از سابقه مبارزاتی خانم عذرا علوی طالقانی نیست؟ آنهم با نوشتن دروغ از زبان خانم طالقانی؟ وقتی میگویم مسعود رجوی طالقانی را یک خانم جلسه ای میخواند و تحقیر و توهین میکرد برای این روزها و این نوع سوء استفاده ها بود، واعتراضِ درست خانم طالقانی هم به این بی ریشگی مریم در تشکیلات بود.

مریم رجوی فهیمه اروانی

مریم عضدانلو و فهیمه اروانی از عناصر شماره یک فرقه تروریستی رجوی

شاید همینجا لازم باشد اشاره شود که حتی فهمیه اروانی نیز دقیقا به دلیل بی سابقگی کاملش در مقایسه با کسانی چون راضیه کرمانشاهی(همسر عباس داوری، سهیلا صادق (خواهر ناصر صادق و همسر محمد علی جبارزاده – مرحوم!!)، ثریا شهری، محبوبه جمشیدی(همسر مهدی افتخاری بعد از فروغ)، زهره بنی جمالی، شمس الحاجیه سعادتی و بسیاری از زنان تشکیلات بعنوان مسئول اول بعد از مریم رجوی معرفی شد که از تشکیلات اروپا به اشرف برده شد. اگر تمامی نشریات و سایتهای فرقه رجوی را زیر رو کنید یک سطر سابقه برای فهیمه اروانی بعنوان کسی که مسعود رجوی بعنوان مسئول اول فرقه‏ اش که قرار است جنبشی را هدایت… کند پیدا نمیکنید. چون همه زنان باصلاحیت نسبت به این سابقه تراشی سراسر دروغ و بی اساس معترض و متناقض بودند.

در مورد سابقه مبارزاتی این زنان به چند فاکت از سایت فرقه رجوی بسنده میکنیم:

هادی روشن روان از اعضای زمان شاه و مسئول ضد اطلاعات فرقه که بدلیل مخالفتش با کودتای انقلاب ایدئولژیک توسط رجوی محاکمه و محکوم به اعدام شده بود در مورد راضیه کرمانشاهی در سایت فرقه رجوی مینویسد:

«« حسین {کرمانشاهی} بعد از ضربه سال ۱۳۵۰ رابطه‌اش با سازمان قطع شد …من بعد از اتمام سربازی…. به تهران رفتم و در سال ۱۳۵۱ او را از طریق مجید شریف واقفی به سازمان وصل کردم. حسین در سال۱۳۵۴ به‌شهادت رسید… پس از آزادیم از زندان ـ از زندان که بیرون آمدم جویای حال خانواده حسین و خواهرم راضیه شدم. پس از مدتی پیگیری او را که آن موقع دانشجو دانشگاه امیرکبیر  بود، یافتم… من که درصدد ارزیابی و امکان وصل راضیه به مجاهدین بودم، متوجه شدم که او پیشاپیش راه برادر شهیدش حسین را انتخاب کرده و به مجاهدین وصل است »»

یکی دیگر از قلم زنان اجباری همین سایت در مورد راضیه کرمانشاهی نوشته:

««راضیه کرمانشاهی … چندی پیش پر کشید زندانی زمان شاه. عضو سازمان مجاهدین قبل از انقلاب، ۳۶سال تزکیه نفس در شکنجه‌گاهها و صحنه‌های نبرد و میادین جهاد اکبر و اصغر. مستوره‌ای

راضیه کرمانشاهی

راضیه کرمانشاهی

از فضایل یک انسان پاک و رها که محصول و ثمره تکامل همه آسمانها و زمین است… »»

رئیس جمهور منتخب خودش در مورد راضیه کرمانشاهی (البته بعد از مرگش) نوشته:

««خواهر عزیز و بزرگوارم، شیرزن انقلابی مجاهد خلق، راضیه کرمانشاهی، نمونه صدق و فدا و شاخص رشادت و رزمندگی و تعهد و شکافندگی، با بیش از ۳۶سال سابقه پیکار انقلابی … سرفراز و سرشار از وفای به عهد و پیمان، جاودانه شد.
از دوران مبارزات دانشجویی‌اش در دانشگاه علم و صنعت تهران و مجاهدت پرشورش در برابر دیکتاتوری پیشین که برادرش مجاهد شهید حسین کرمانشاهی را زیر شکنجه به‌شهادت رساند، تا رزم سیاسی و روشنگرانه در برابر ارتجاع»»

راضیه کرمانشاهی که سالیان با بنده همکار بود بعدها نیز که زنان ارتقاء مکانیکی داده شدند مدتی مسئول من شده بود. تا مدتها بعد از انقلاب ایدئولژیک از سال ۱۳۶۳ به بعد بدلیل همین مسئله و اعتراض به خم رنگرزی مسعود رجوی و رهبر تراشی او از یک عضو ساده و سابقه تراشی دروغ برایش و …معلق شد (مدتها در پایگاهی بنام حسینی در روستای لیل آدام شمال پاریس محبوس بود و حتی همسرش (عباس داوری) نیز حق برقرار کردن رابطه با وی را نداشت. من آن زمان با عباس داوری و مهدی ابریشمچی و محمد علی جابرزاده (که هفته گذشته به مسعود رجوی پیوست) به اتفاق همسرانمان در همان دهکده لیل آدام اما در یک ویلای بزرگ دیگر هم خانه و همکار بودیم. بعد هم در بغداد با عباس داوری در پایگاه جلالزاده همکار و همخانه بودیم.

مریم رجوی عامل تعویض هر دوسال یکبار مسئول اولهای فرقه، چرا؟

فهمیه اروانی بدنبال رئیس جمهور!! شدن مریم رجوی در سال ۱۳۷۲ مسئول اول فرقه رجوی شد،  وی بسیار کم سابقه بود و خودش هم اذان داشت که بقیه زنان بسیار با سابقه و او سابقه ای ندارد. طولی نکشید که بعد از کمی تماس با مریم عضدانلو در جریان کار و عمل واقعی در فرانسه زمانیکه ستاد و خود رجوی نبودند که کارها را انجام داده و تصمیمات را بگیرند، بشدت با وی به تضاد خورد و گیوتین تصفیه مسعود رجوی بر گردنش نشست و از مسئول اولی عزل و به عراق بازگردانده شد و مهوش سپهری بجای او نشانده شد و تقریبا چند سالی معلق ماند. شدت تضاد اروانی با عضدانلو به حدی آشکار و عیان بود که بنده مجبور شدم در پاریس نامه ای بنویسم و به مریم رجوی بدهم مبنی بر اینکه “بنظر میرسد که دیگر فهمیه اروانی نفر سوم تشکیلات نیست”.

مسعود رجوی که اساسا تا این تاریخ موضوع و حتی کلمه “انتخابات” برایش مانند جن و بسم الله بود و اگر کسی حرف از انتخابات میزد باید حداقل بلحاظ سیاسی و ایدئولژیک اعدام میشد و یا حداقل خود را به رژیم و یا امپریالیزم تسلیم میکرد چون “انتخابات” در نظر مسعود رجوی یعنی کفر مطلق، یعنی نفی حاکمیت ملطقه او و دارای مارک ” بورژوازی ضد انقلاب و امپریالیسم”  و درخواست کننده “انتخابات” دشمن رجوی و دیکتاتوری و توتالیتریزم اوست.

چون حریم تمام گزینشها بطور مطلق متعلق به رجوی بود. و همه انتخابها را بدون استثناء رجوی خودش انجام میداد و بقیه باید فقط و فقط و فقط کف زده و تائید میکردند. تنها حقی که رجوی برای بقیه در امر انتخاباتش قائل بود، حق درک و فهم انتخابهای رجوی و ارتقاء ایدئولژیک ناشی از درک آن بود. یعنی شما فقط حق داشتی با پس زدن همه تناقضات وحشتناکی که انتخابهای رجوی داشت و برای همه تولید میکرد میگفتی که با فهم این انتخاب رجوی من از زمین به آسمان هفتم پرتاب شدم!!!! و ارتقاء یافتم!!!! هرگونه نظر دادن در مورد انتخاب کسی و مسئولی در فرقه رجوی یعنی بالاترین توهین به رجوی و رهبری خداگونه او تلقی میشد که بالاترین مجازاتها را داشت.

وقتی رجوی با چنین وضعیتی روبرو شد که انتساب فهمیه اروانی آنگونه که انتظار میرفت مانند مریم رجوی خودش را به مسعود رجوی هدیه نکرد، و اطاعت پذیر مطلق نبود و مهمتر اینکه به تصمیمات رجویها ایراد میگرفت، اجبارا باید حذف و تصفیه میشد. بنابراین رجوی بفکر چاره افتاد که اگربخواهد اروانی را که حسابی آنتنی کرده بود بردارد تمام داستانهای دروغین انفجار و شکوفایی ایدئولژیک و …برباد خواهد رفت. بنابراین این گرگ و شیادی حیله گر در انتخاب شهرزاد حاج سید جوادی بجانشینی اروانی مطرح کرد که اساسا این سمت “دوره ای بوده است” و بر اساس انتخابات است!!!!!!!!!!! در صورتیکه حتی تغییر وضعیت یک عضو ساده نیز انتسابی و مطلقا حرف از انتخاب نیست. با اینکار رجوی با یک تیر دو هدف را زد، اولا حذف اروانی را طبیعی جلوه داد و در ثانی نان دروغین انتخابات در سازمان را میخورد. و شو های انتخابات در سالنهای بزرگ اشرف راه میانداخت و آنتنی میکرد.

سقوط شهرزاد حاج سید جوادی بدنبال فهمیه اروانی

یکی دیگر از زنانی که بشدت مسئله دار شده بود خانم شهرزاد حاج سید جوادی (زن برادر مریم عضدانلو، محمود) بود که او نیز دقیقا دچار تناقضات وحشتناک بی محتوایی مریم رجوی در جایگاه پوشالی انتصابی توسط مسعود رجوی شده بود و تا سالها به رده هوادار (پائین ترین رده در تشکیلات) تنزل یافت بویژه که شهرزاد بخوبی دوران و سابقه سراسر مبارزه!!! مریم رجوی را قبل از انقلاب بخوبی خبر داشت. و دروغهای رجوی در مورد مریم عضدانلو اساسا در او کارگرنبود. البته محمود عضدانلو (همسر شهرزاد) که مخالف تمام عیار کودتای انقلاب ایدئولژیک و سابقه تراشی برای خواهرش بود نیز ابتدا به رده مسئول نهاد و سپس عضو ساده تشریفاتی تنزل داده شد.
بنابراین شکستهای متوالی رجوی در تولید مسئول اولهای پوشالی برای نشان دادن رشد ایدئولژیک سازمان از طریق انفجار اتمی انرژیهای زنان و خواهران فرقه  یکی بعد از دیگری نه تنها با شکست مفتضحانه ای روبرو میشد بلکه مخالفین اصلی آن بودند. و او را مجبور نمود که دروغ انتخابی بودن و دو ساله بودن دوره هر مسئول اول را عنوان کند. ضمنا هیچکدام نمیتوانستند بیشتر از دوسال زیر دست مریم رجوی کار کنند.

دلایل کاندیداتور مریم عضدانلو برای مجلس

در ضمن اعلام کاندیداتوری مریم رجوی در جریان انتخابات دور اول مجلس شورای اسلامی در ایران به زعم فرقه رجوی که محصول و فرآیند پختگی تشکیلاتی و ایدئولوژیکی او در سازمان است و یا باید باشد، فقط و فقط به این دلیل بود که رجوی از میان زنان آن زمان اتفاقا بی محتواترین و بی سابقه ترین و مطمئن ترین بدلیل همسر مهدی ابریشمچی بودن که قادر نخواهد بود این اسم و رسم کاندید سازمان بودن را بعدا بر سر رجوی بکوبد بود که انتخاب نموده بود. چون بزرگترین مشغله ذهنی رجوی در تشکیلات این بود که مسئولی سرکشی کند و بخواهد جدا شود. این مسئله نود درصد عملکردهای رجوی در تشکیلات، در سرکوب، در انتخاب افراد، در مزدور خواندن، در خلع رده کردن، و در یک کلام خیمه عمود نظام تشکیلاتی رجوی بوده است. ما مسئولین نیز بالاترین شکست و خطایمان این بود که عضوی از سازمان قبل از اینکه بخواهد معترض و منتقد شود و یا اعلام و درخواست خروج بدهد و یا فرار کند نتوانیم تشخیص دهیم و عضو منتقد در ترک سازمان و یا طرح انتقاد پیشدستی کند. که در اینصورت مسئول و فرمانده آن عضو مربوطه مارک بریده مزدور میخورند.

لازم به ذکر است که مسعود رجوی قبل از سی خرداد ۶۴ (قبل از ازدواج با مریم عضدانلو) وی را جهت عمل جراحی روی لثه فوقانی اش که جلوتر از حد معمول بود بهمراه علیرضا باباخانی محافظ خودش به سوئیس اعزام کرد تا برای مسعود رجوی با عمل پلاستیکی زیبا سازی شود. (طبق قانون حاکم بر رهبری!!!! چون جلوبودن لثه عضدانلو تا زمانیکه همسر مهدی بوده  ایرادی نداشته ولی برای بهره برداری رجوی خیر).

فرار مریم رجوی نیز از ایران پس از شروع فاز نظامی به همراه مهدی ابریشم چی و رفتن به کردستان و سپس عراق قبل از تمامی افراد دیگر و متعاقب آن اعزام به پاریس از طریق عراق و در نهایت مسئولیت دفتر مسعود رجوی از دیگر فعالیت های او در سازمان قید شده است. به همین روال او به دلیل قابلیت های منحصر بفرد! به عنوان همردیف مسئول اول سازمان یعنی مسعود رجوی معرفی و در ادامه با استعفا از این مسئولیت به عنوان رئیس جمهور انتصابی شورای ملی مقاومت معرفی شده است.
اینها درست زمانی استکه مریم عضدانلو که به سیاق مسعود رجوی درجه همردیفی با رهبری جهان اسلام را برشانه اش گذاشته شده هنوز نمیتواند قرآن بخواند!!! هنوز سرسوزنی از اسلام و فلسفه و تاریخ و تاریخ اسلام و سنت و نهجه البلاغه و استراتژی و نظامت و سیاست و هر آنچه که لازمه این نام و نشان پوشالی است را در حد صفر داراست.

مریم عضدانلو از زبان زنان فرقه رجوی 

مریم رجوی تا سالها بعد حتی در عراق نیز در تمامی نشستها فقط و فقط در کنار مسعود رجوی می نشست و بقول یکی از زنان عضو بصورت دکور بود وهیچ حق اظهار نظر نداشت. و حدود پنج تا شش سال بعد بود که اولین بار در میان بهت و حیرت همگان در نشست رجوی یک آیه از قرآن را از رو خواند که نگاههای معنی دار همگان را برانگیخت. طی نشستهایی که عضدانلو کنار مسعود رجوی ظاهر میشد زنان بسیاری علنا پشت میکرفون حاضر شده و نقش “دکوری” مریم عضدانلو را متذکر میشدند و در مقابل گزافه گویی های رجوی که او را سیده النساء العالمین، مریم رهایی امانت بزرگ خلق… نامیدن و با مریم عذرا مقایسه کردن و مریم پاک رهایی خواندن و بالاتر از دختران و زنان پیامبر قراردادن دست به اعتراض اما محترمانه میزدند. که خشم رجوی را بشدت بر میانگیخت. البته این زنان تحت عنوان “برادر تناقض ما این است که این مریم رجوی مانند مانکنها و بعنوان دکور فقط کنار شما ظاهر میشود” اعتراض خود را عنوان میکردند. این عین کلماتی بوده که همان زنان که قرار بوده رها شوند بر زبان میاوردند. طوری که مسعود رجوی مجبور شد مهوش سپهری چماقدار خود را به صحنه بفرستد و با رکیگترین فحشها به زنان از اینکه “مریم میتواند این لباس های فاخر را بپوشد و مسئله دار نمیشود ولی اگر شما …. لباس فاخری بتن کنید فورا بفکر شوهر کردن میافتید…. ” دفاع کرده و زنان را وادار به سکوت میکرد.

علیرغم همه  اینها وقوع انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین ظاهرا نقطه عطف ارتقاء کیفی مریم عضدانلو به عنوان بالاترین مرجع تشکیلاتی و در کنار مسعود رجوی و سپس ازدواج ایدئولوژیک او و حائل شدن میان مسعود و اعضای سازمان به مفهوم صالح ترین عنصرایدئولوژیکی – سیاسی – تشکیلاتی مجاهدین جایگاه ویژه و منحصری به او بخشیده است. به قولی مریم قجر عضدانلو به واسطه ای برای وصل شدن به مسعود تبدیل شده است. و از آن تاریخ تا اکنون به عنوان مسئول اول فرقه و ریاست جمهورمنتخب انتصابی و مشخصا پس از آخرین فرار و (مخفی- مرحوم) شدن مسعود رجوی  مسئولیت راهبردی فرقه رجوی را بعنوان ویترین این تشکیلات بعهده دارد. در سراسر این سابقه و تاریخ مبارزاتی تراشی یک جانبه ظاهرا با زنی مواجه هستیم که قابلیت و پتانسیل قرار گرفتن در کنار رهبری سازمان و بعضا جایگزینی زنان مجاهد یعنی اشرف ربیعی را دارد. تا جایی که مریم عضدانلو نه یک زن سازمانی که مشخصا به هست و نیست و مکانیزم ادامه حیات مجاهدین  تبدیل می شود. هر عنصر مجاهدی الزاما برای مجاهد شدن راهی جز کسب مشروعیت از او ندارد.

تنها از افتادن به پای او است که می توان به مدارج بالاتر یعنی فهم و ذوب تمام و کمال در مسعود رجوی (ولی فقیه و خلیفه مسلمین جهان، امام زمان) نائل گردید. فرایند همه دانسته ها و فهم و موقعیت او در فرقه رجوی به نوعی به نقطه کانونی وصل تبدیل می شود. اطلاق ایدئولوژی مریم بخودی خود قائم بودن ارزش های فردی او را مورد تاکید قرار می دهد. مضاف بر اینکه خود نیز اذعان می دارد این همه در گرو درک و فهم رهبر فرقه یعنی مسعود رجوی است.
این به نعل و میخ زدن و نقش دوگانه مریم در ایدئولوژیزه کردن مناسبات فرقه رجوی از بالاترین سطوح تا پائین ترین سطوح تشکیلاتی در نوع خود علاوه بر پارادوکسیکال بودن موقعیت او، اما به هر حال نشان از این می دهد که او نزدیک ترین و مستحیل ترین عنصر تشکیلاتی در رهبری ایدئولوژیکی فرقه است. و تمامی مقدس سازی مریم جهت سوء استفاده های خود مسعود رجوی است. در نشریه مجاهدی شماره ۳۱۸ میتوان خواند که

«««پس از دوهزار و اندی حکومت شاه و شیخ، حالا قرارگرفتن به حق مریم تابناک رهایی بر تارک تاریخی ایران، مبارک باد»»»

کوبلز نیز این گزافه گویی های مسخره “که توهینی است به ایرانیان را” در هیچ یک از سخنرانیهایش در مورد هیتلر نداشته است. و در ادامه دستور به خاک و خون افتادن مجاهدین برای بردن امانت مردم ایران به ایران را با دجالگری خاص خودش صادر میکند:
«««برای رساندن این امانت بزرگ ملت و تاریخ ایران به تهران به پایتخت شیر و خورشید با همه مجاهدان و رزم آوران آزادی در میدان نبرد تا نفر آخر در خاک و خون خودمان می افتیم و به شهادت می رسیم و یا او را پیروزمندانه به تهران می بریم. هیچ تنگه یی، هیچ کوه و دشت و دریایی ولو که به هفت دریای دیگر خون نیاز باشد نبایستی مانع رسیدن سیمرغ به مقصدش گردد (مسعود رجوی نشریه مجاهد ۳۱۸ص ۲۱ سال ۱۳۷۲) »»»

علت مدیریت امر همخوابگی مسعود رجوی با زنان مجاهد توسط مریم عضدانلو 

آنچه که مسعود رجوی از روز اول یعنی اسفند ۱۳۶۳ در نشست معروف به اقرار در مقر اورسورواز  پاریس (شروع فرایند کودتا و تبدیل تشکل رجوی به فرقه )  آشکارا بعنوان تم اصلی بحث انقلاب ایدئولژیک بیان کرد این بود که::
“من مریم رجوی را از مهدی ابریشمچی بُر زده ام”
و ما به دلیل صداقت خودمان در آن جلسه ننگین نه میتوانستیم باور کنیم و نه میخواستیم باور کنیم که یک جنبش سیاسی  با اینهمه خونی که بدست همین رهبری و سیاستهایش ریخته شده و خودش به امن اروپا فرار کرده میتواند تا این حد فاسد باشد. ”  ولی مسعود رجوی اصرار داشت که:

»»  همه شما مجاهدین باید این حقیقت را پذیرفته و باز هم به رهبری من علیرغم این ننگ اخلاقی و مبارزاتیکه مرتکب شده ام صحه بگذارید.  مریم عضدانلو نیز بدلیل اینکه خودش را به من هدیه کرده است بیانگر این است که اولا او رهبری عقیدتی (امام زمان) که بنده باشم را برای شما و خلق ایران کشف کرده است ثانیا او تنها کسی بوده که با هدیه کردن خودش بمن در من ذوب شدن پس لیاقت رسیدن به  سطح همردیف رهبری را یافته است. ««

توجه کنید که اصل و اساس و تنها دلیل جهش موشک گونه مریم رجوی از یک عضو ساده به سطح رهبری یک جنبش هدیه خودش به مسعود رجوی بوده (زمانیکه همسر داشته، و بعلاوه اینکه او عاشق رهبری هم بوده است)

اما از آنجا که گفته میشد همه شما باید همانند او رهبری (امام زمان بودن مسعود رجوی) را قبول کنید، همه ما دچار این شبهه بودیم که ما چگونه خودمان را به مسعود رجوی هدیه کنیم؟!!! و یا زنان مجاهد که نیز باید پا جای پای مریم رجوی بگذارند؟!!! که بسیار بسیار شنیع و غیر قابل فهم و … بود، بویژه که هنوز از ضرفه مغزی همین حد از مزخرفات مسعود رجوی مغز همه ما در دهانمان بود و خون گریه میکردیم، مسعود رجوی قضیه را اینگونه جمع کرد که :

»»اینکاری که مریم عضدانلو کرده فقط مختص همین واقعه و همین مورد خاص است و قابل تکرار برای بقیه شما ها نیست!!!««

بعداز این واقعه سازمان به عراق رفت و با تهاجمات نظامیکه صدام علیه مرزهای ایران تحت نام ارتش آزادیبخش میکرد، مسعود رجوی فکر میکرد نانش در روغن است. تا اینکه در عملیات فروغ ۱۳۶۷دوباره ضربه مشابهی مانند ضربه سالهای اول ۱۳۶۰ به تشکیلات او خورد و نانش آجر شد. که دوباره فیلش یاد هندوستان انقلاب ایدئولژیک و ادامه آن افتاد.

ولی اینبار دیگر مریم رجوی نبود که باید رهبری را کشف میکرد. بلکه نوبت بقیه بود که باید پا جای پای مریم عضدانلو میگذاشتند. طبعا مردان که نمیتوانستند خودشان را به مسعود رجوی هدیه کنند!!!!!! چون…. در ثانی مردان اساسا موضوع و سوژه حذف بودند. بلکه  این زنان بودند که باید خودشان را به مسعود رجوی هدیه میکردند.

ولی این وسط یک مشکل عمده وجود داشت و آن حضور “به قول معروف سبیل گفتهایی تحت نام” شوهران زنان مجاهد بود که با وجود آنها  اینکار عملی نبود.

بنابراین  باید اول این مانع کنار میرفت یعنی طلاق ها جاری میشد و زنان را از شوهرانشان جدا میکرد تا بعد بتوانند با کمک مریم رجوی این زنان خودشان را به مسعود رجوی هدیه کنند.  و آنگونه که مریم رجوی در توجیه زنان برای فریب آنها جهت همخوابگی با مسعود ارائه میکرد،این بود که، همانند مریم عضدانلو تبدیل به مریم رجوی شوند و انرژی آنها فوران کند و به سطح رهبری برسند. و این تنها و تنها با رفتن همان راهی ممکن بود که مریم عضدانلو طی کرده بود.

صدها بار مسعود و مریم رجوی و مهدی ابریشمچی علنا به مردان میگفتند که مسعود با همسران شما همخوابگی میکند ولی ما باور نمیکردیم.

حتی زنانیکه توسط مریم رجوی برای همخوابگی با چک لیست بلند بالایی برای همخوابگی با رهبری عقیدتی!!! آماده سازی شده بودند (که شرم دارم بنویسم) و در رختخواب منتظر امام زمان بودند وحتی تا قبل از اینکه عملِ…. انجام شود باورشان نمیشد که مسئله جدی است. ولی بعد از عمل …. بود که تازه بخود آمده و باورشان میشد که مسعود رجوی واقعا از سال ۱۳۶۳ همین را در سر داشته، برنامه ریزی کره و به انجام رسانده.
گردن بنده در گرو حقیقت بودن این مسئله است.
والسلام
داود باقروند ارشد
بهمن ماه ۱۳۹۵

تذکر ضروری : 

البته گذشته از خامی و صداقت ما و گرگ صفتی مسعود رجوی و مریم عضدانلو یک مسئله نیز به فریب و باور نکردن مسئله تا لحظه بعد از عمل کمک میکرد. و آن این بود که رجوی هزاران بار بلوف زده بود. مثلا برای فرستادن افراد به اروپا برای ماموریت، نشست میگذاشت و میگفت همه کسانیکه پاسپورت پناهندگی دارند اگر واقعا انقلابی هستند بیایند نامه بنویسند و وکالت تام بدهند که پناهندگیشان را در اروپا پس بگیریم تا اگر فردا جدا شدند و خواستند نتوانند آنجا بروند. از این طریق میخواست کسانیکه حاضر نیستند پناهندگی را پس بدهند را شناسایی کند …..و بعد آنها را میبرد زیر هشت. البته همه بعدا میفهمیدند که اینکار یک تست از نظر رجوی ایدئولژیک بوده است  و پس دادن پناهندگی ای در کار نبوده است.  بسیاری از زنان هم باور نمیکردند که واقعا همخوابگی در کار است تا اینکه….
به همین دلیل بود که در قسمت اول اشاره شده که باید اول رجوی و رفتار شناسی او را شناخت تا این میزان از حیوانیت درونی او در کسب قدرت و خود شیفتگی و امام زمان بودن و شیفتگی او به هیتلر و استالین و … را درک کرد تا حقایقی که از زبان جداشدگان چه مجاهد چه شواریی را درک و هضم نمود.

*** 

همچنین:

davood-arshad-germany-2نه به تروریسم و فرقه ها، اول نوامبر ۲۰۱۶:… در این سمینار آقای داود ارشد بطور مفصل رابطه مستقیم و حتی بنیادی نقض حقوق بشر در درون فرقه های تروریستی همچون فرقه مسعود رجوی بنام فرقه مجاهدین خلق ایران با تبدیل شدن آنها به فرقه های تروریستی که جهان را تهدید میکند پرداختند. ایشان ضمن تش

داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، هفدهم اکتبر ۲۰۱۶:… خانواده های دلاور باید به مبارزه خود جهت نجات فرزندانشان از فرقه رجوی ادامه دهندتا گوشت دم توپ سعودیها نشوند و با توجه به اینکه خانواده ها میدانند که تنها تفاوت لیبرتی و اشرف با تیرانا از زاویه فرزندانشان امنیت آن است والا درتیرانا نیز باز تحت شدیدترین فشا

 داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، هشتم اکتبر ۲۰۱۶:…  بنده مدتهاست که تلاش میکنم که به جامعه سیاسی خارج از کشور این درک خودم را منتقل کنم و آن اینکه تشکیلات مافیایی فرقه رجوی جرثومه فسادی است که باید از آن ترسید. البته نه ترسیدنی که در مقابلش کرنش کرد. بلکه با تمام قوا مانند یلی که

 Rajavi_Faisal_1نه به تروریسم و فرقه ها، سوم اکتبر ۲۰۱۶:… وقتی مصاحبه نه یک مصاحبه آزاد یک خبرنگارکه همه اظهارات مخاطبش را به چالش میکشد، بلکه دستوری از سعودیها برای آنتنی کردن یک اسب مرده با نبش قبر کردن آن است، و از طرفی نیز این فرقه خودش را جز به خدا (یعنی هیچکس) پاسخگو نمیداند.  شاهد دیگر این مدعا نیز ا