در حاشیه استعفای کریم قصیم و محمد رضا روحانی از “شورای “وابسته به مجاهدین خلق

در حاشیه استعفای کریم قصیم و محمد رضا روحانی از “شورای “وابسته به مجاهدین خلق

آریا ایران به نقل از “فراخوان مستقل  برای خروج انسانی ساکنین لیبرتی از عراق “، ششم ژوئن 2013: …  استفعای کریم قصیم و محمد رضا روحانی، این دو عضو دیرینه و “وزیر کابینه دولت سایه “ای که رجوی به عنوان “رئیس دولت “آن و صاحب اختیار آن بود نشان از بحران عمیق تشکیلاتی تا راس این دستگاه ارتجاعی است. تقریبا دوماه پیش گزارشی از درون در همین سایت داده شد که این افراد مساله دار میبا شند ومهدی سامع ، عزیز پاک نژآد و …


Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

لینک به منبع
لینک به صفحه فیسبوک “فراخوان مستقل برای خروج انسانی ساکنین لیبرتی در عراق”

استفعای کریم قصیم و محمد رضا روحانی، این دو عضو دیرینه و “وزیر کابینه دولت سایه “ای که رجوی به عنوان “رئیس دولت “آن و صاحب اختیار آن بود نشان از بحران عمیق تشکیلاتی تا راس این دستگاه ارتجاعی است.

تقریبا دوماه پیش گزارشی از درون در همین سایت داده شد که این افراد مساله دار میبا شند ومهدی سامع ، عزیز پاک نژآد وچند تن دیگر نیز جزو مساله دارها میباشند. ونشان های آنهم مشخص بود زیرا که سایتهای تبلیغاتی رجوی در واقع از توپچی های دست سوم خود مانند رحمان کریمی ، زری اصفهانی ، مهرداد هرسینی و… برای فحاشی وناسزا علیه” منتقدین “جدید خود کمک میگرفتند وبه حملات ناجوانمردانه خود علیه کمپین خانم اقبال و آقای یغمایی و هر منتقدومخالف خود ادامه میدادند و این نشان میداد که در واقع رجوی این با ر با توپچی های همیشگی اش که توجیه گر سیاستهای او در سر بزنگاههای متفاوت بحرانی بوده اند اکنون به میدان نمیایند وچاقو تیز نمیکند.

خود کامگی و سیاستهای مافوق ارتجاعی رجوی این “یاران “پرسابقه وی را که رفیق گرمابه وگلستان وی بودند را نیز به انتقاد واعتراض کشاند. درواقع رجوی هم از این اعضای “غیر مجاهد”شورای کذایی خود سه استفاده ابزاری میکرد:

-نقش توپچی برای توجیه تئوریک سیاستهای سرکوبگرانه ، ارتجاعی و جنگ طلبانه خود مانند سرکوب تشکیلاتی که هر جدا شده ای حتی از شورا را با رژیم ربط دادن از استعفای بنی صدر ، حاج سید جوادی ، بهمن نیرومند، گیلانی، محمد علی اصفهانی ودیگران .

دوم توجیه گر سیاستهای خارجی وی در تنظیم روابط با قدرتهای خارجی امپریالیستی و دیکتاتورهای منطقه از جمله صدام حسین

سوم :نقش تزیینی در ویترین “دمکراتیک شورای ملی مقاومت “به عنوان یک “ائتلاف بزرگ ایرانیان با عقاید وگروههای مختلف ” که البته روی میزهای طرف های خارجی خود قرار میدادند . که البته مشخصا این یکی راخوب نیامدند چون ماهیت عملکرد مجاهندین در مقابل جدا شده و معترض ومخالف این را نشان نمیداد که ماهیت ضد دمکراتیک دارند . از اتفاق بسیاری از اعضای جدا شده این شورای کذایی رجوی دقیقا بخاطر نبود و عدم روابط دمکراتیک جدا شدندکه مورد فحاشی ، ناسزا وتهمت رجوی وتوجیه همین آقایان مستعفی قرار میگرفتتند.

درواقع کسی که دستگاه تشکیلاتی رجوی را میشناسدمیداند بخوبی که این باصطلاح “افراد غیر مجاهد”شورا برای رجوی هرگز جدی نبوده اند هرچند به این افراد این احساس را میدادند که جدی گرفته میشوند ولی همین گفته های اعضای مستعفی دستگاه رجوی و این توپچی های پرسابقه وی که گفته اند که تمامی خواسته های آنها نادیده گرفته میشده است وهمچنان خط سیاستهای رجوی به پیش میرفته است را در استعفانامه خود بارها متذکر میشوند این عدم جدی گرفته شدن را نشان میداد. ولی این ها رامجاهدین از نظر روانی رویشان کار میکردند و از نظرهای دیگر هم سبیلشان را چرب ووابسته به خود . ولی همین گفتار اعتراضی انها نشان از عدم جدی گرفته شدن این افراد در شورا ونقش ابزاری این افراد را نشان میدهد.

این آقایان دیگر خانم ها وآقایان دیگر از جمله خانم عاطفه اقبال، یغمایی تاکنون به گذشته خود یک دیدگاه انتقادی نداشته اند و برای مردم نگفته اند که چرا تا دیروز توجیه گر سیاستهای رجوی بوده اند و شعر وهنر شان در خدمت این ارتجاع و یک نقد کامل به گذشته نکرده اند . این آقایان مستعفی امروزی هم برعکس بر این گذشته ننگ آلود وسیاست سکوت وتوپچی گری برای سیاستهای بغایت ارتجاعی رجوی مانند :خود سوزیهای ضد انسانی سازمان دا ده شده، برخورد باجدا شدگان وخانواده هایشان ، مساله بردن نوجوانان به عراق با فریب ، سرکوب تشکیلاتی ، برخوردهای ضد دمکراتیک طی سی ساله گذشته بادیگران از جمله اعضای همین شورا، ائتلاف با صدام وجان بولتن ها…..سکوت کردند و امروز هم برعکس به این گذشته “افتخار “میکنند.

البته از این افراد نباید انتظار دیگری داشت . این ها سی سال توپچی سیاستهای ارتجاعی رجوی بوده اند که در زیر پوشش مبارزه با رژیم توجیه اش میکنند و دست آوردهای سرکوب رژیم که در سازمان ملل محکوم شده است را یکجا به حساب جاری خود واریز میکنند وتلاشهای دیگران و همچنین سیاستهای جهانی در مقابل رژیم را نادیده میگیرند که امروز زیر تیغ سیاستهای تجاوزکارانه برای تغییر این رژیم به نفع امپریالیستها میباشند- البته به معنی ضد امپریالیست بودن این رژیم جنایت کار و ارتجاعی نیست بلکه قدرت طلبی این رژیم در منطقه و عدم آداپته بودن وسرکشی است که همراه با سیاستهای جدید امپریالیستی که باعث تغییر در لیبی علی رغم تسیلیم قذافی ، اشغال عراق و… شده است- وامثال همین قصیم درتوجیه سیاستهای جنگ طلبانه مجاهدین وبا حمایت مالی آنها کتابهای قطور مینوشته اند تا جنگ امپریالیستی و سوریزه کردن ایران را هم توسط امپریالیستها و بلعیدن جنبش های مردمی را زیر سایه عفریت جنگ برای رجوی ودستگاههای امپریالیستی ببلعند.

استفعای این دو فرد با وفا ی وعضو “دولت سایه “رجوی ناشی از بحرانی است که تمامی دستگاه رجوی تا راس ش را در برگرفته است ودر روزهای آ ینده باز هم شاهد این فروپاشی خواهیم بود. این به نفع جنبشهای مردمی است که این نیروی همگام با استعمار و ارتجاعی و ضد دمکراتیک که حد اقل های بازیهای دمکراتیک بورژوازی هم مانند دیگر نیروهای ارتجاعی تلاش نمیکند که رعایت کند ، تضعیف گردد . درواقع تضعیف این نیروهای ارتجاعی وضد دمکراتیک به نفع جنبش های مترقی است . بعضی میخواهند مانند علی ناظرها در کیسه گشاد “جبه خلق “این نیروهای ارتجاعی راهم به مردم ایران دوباره غالب کنند ولی این ها نشان داده اند که در کدام صف قرار دارند زمانی که باصدام ها ، جان بولتن ها متحدین خود را پیدا نموده وبا جریانهای ارتجاعی دست ساخت ناتو تروریست متحد خود را پیدا کرده اند.

منبع؛ فراخوان مستقل برای خروج انسانی ساکنین لیبرتی از عراق

چند نظر فیس بوکی:

اسماعیل وفا یغمایی

بحرانی که بر اثر کارکردهای رهبری مطلقه از سالها پیش بنیادهای بزرگترین سازمان سیاسی ایران رامیخورد از مدتها پیش برای کسانی که اهل تفکر سیاسی بودندقابل فهم بود این بحران در استعفای آقایان روحانی و قصیم فقط گوشه ای از خود را نشان میدهد. سازمان مجاهدین اگر از چنبره این بحران با تصحییح جدی درکادر رهبری خود را بیرون نکشد بمثابه سازمانی که دچار بحران شدید ایدئولوزیک و استراتزیک استو فقط در کادر تشکیلاتی ظاهرا آهنین اما بیمار هستی خود را به هر قیمت نگهبانی میکند چنان در چنبره بحرانهای غیر قابل تصور فرو خواهد رفت که چیز قابل ارزشی از آن باقی نخواهد ماند اگر دستگاه رهبری و پیرامونیانش هموز اینقدر ادراک صحیح داشته باشند که بتوانند بدانند من بعنوان یک منتقد و نه یک دشمن روی این نکات دست میگذارم می بایست تمام تلاش خود را بکار گیرند که سازمان را از این بیماری با نگرش در کارکردهای خود و انقلاب این بار در خود! نجات دهند و گرنه سرنوشتی بسا تیره و تار در انتظار سازمان مجاهدین خواهد بود

حنیف حیدرنژاد

تصمیمی قابل تقدیر، اگر چه با تاخیر بسیار

در نهایت احترام باید تاکید کرد که متن تنظیم شده بسیار کلی است و وارد جزئیات نشده است. اگر چه خویشتنداری آقایان روحانی و قصیم در سخن گفتن از مسائل داخلی سازمان مجاهدین خلق قابل درک است، اما انتظار آن است که در مورد اعتراض خودشان در باره روش های غیر دمکراتیک حاکم بر شورا، نحوه تصمیم گیری ها، تعیین و تغییر اولویتها، دخالت در امور کمیسیونها و یا دخالت دادن کمیسیون ها در دنباله روی از مسائل مربوط به جداشدگان و منتقدین از سازمان مجاهدین خلق و نیز در مورد حمله و توهین و اتهام زنی بی اساس به این افراد صریح تر، شفاف تر و مشخص تر سخن بگویند و بالاخره نقش رهبری خودکامه آقای مسعود رجوی در ایجاد این وضعیت را توضیح دهند.

سینا دبستانی

ایدئولوژی بسادگی میتواند افراطی شده و در آخر باعث مرگ هزران شود همینطور که در تاریخ اخیر ایران نمونه بسیار است

رها

عزیز، اگر انسانی با آرمان آزادیخواهی به مبارزه برخاست حتی در چارچوب سازمانی که در حال حاضر با بحران روبروست شرف و افتخار شان بجاست و یادشان همیشه گرامی ، دوست داشتنی و در قلبها. هیچ تاسفی به حال آنان که جان در راه آزادی گذاشتند نیست بلکه به وضعیت بحرانی سازمانی باید تاسف خورد که رهبری آن حاضر است همه را فدا کند و یک قدم از اشتباهاتش عقب ننشیند

همچنین
متن استعفا نامه محمدرضا روحانی و کریم قصیم از شورای ملی مقاومت ملی ایران
زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید
تبریک خانم نسرین ابراهیمی به ۱۴ تن از به نجات یافتگان از کمپ ترانزیت لیبرتی
صحبتهای خانم ها بتول سلطانی، زهرا میرباقری و نسرین ابراهیمی در جلسه تاسیس کانون ایران ستارگان در سوئیس
مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ بخش هفتم