در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی

در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی

اسماعیل وفا یغمایی، وبلاگ دریچه زرد، سی ام ژوئن 2015:… نازنین فراهانی! – چه کسی سی و سه سال است بخودش دروغ میگوید و وعده میدهد و توجیه میکند؟- چه کسی به بن بست رسیده است؟- چه کسی سالهاست حقیقت و واقعیت را تشخیص نمی دهد؟- چه کسی احترام به خود و دیگران را از دست داده؟ – چه کسی به دلیل از دست دادن حرمت مجبور است سالنهایش را از خارجیانی که یک کلمه فارسی نمی فهمند …

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی

دوازدهمین  مراسم تاریخسازویلپنت به خیر و خوشی پایان یافت. عجالتا جنازه ای در کار نیست تا لباس سیاهی بر قامت «خاتون هفت حصار» راست شده و مراسم سوگ- طلبکاری – تعزیه خوانی تازه ای برگزار شود. «مراسم سالانه ویلپنت»و«کمپ لیبرتی» بنظر من دو نقطه استراتژیکی است که دو پای جنبش مقاومت رهبر عقیدتی بر آنها استوار است. اگر در این دو نقطه خبری نباشد باید راهی جست ومثلا بضرب قلم راهی  بسوی وادی توهین و دشنام و تهمت گشود و اذهان را مشغول نمود تا انشالله یا رژیم آخوندها سقط شود ویا سال آینده برسد یا کسی اینجا و آنجا فوت کند.  از این زاویه است که شاهد طلوع دو مقاله تازه بعنوان طلایه داران شکست سکوت «چارسوق محله تهمت و دشنام»  هستیم.
 نخستین مقاله را در این لینک میتوانید بخوانید(  رضا محمدی کدام ایرانی ؟). رضا محمدی کوشش ستایش انگیزی نموده تا تئوری و باورو گفته قدیمی «مقام معظم ولایت نوین» یعنی«توده های بیهوده»بخوانید مردم ایران را در این مقاله توضیح دهد و علت عدم شرکت برخی اقشار ایرانی و شرکت ساکنان دیگر کشورها را توضیح دهد .
در نوشته دیگرآقای ناشناس حتما محترمی بنام ب. فراهانی مقاله مبسوطی نوشته که در این لینک می توانید بخوانید «از افول به سقوط».… . 
این بزرگوار ، بنا به گواهی پاورقی با عنوان

« مقالة نادم منفور «از جنگ رميده» اسماعيل يغمايي در سايت زردش با عنوان «اسلام دمکراتيک مطلقاً وجود ندارد»
 مرا نواخته و همزمان نیز به آقایان مصداقی زندانی سیاسی و نویسنده و فعال حقوق بشر، نویسنده و فعال فرهنگی و سیاسی همنشین بهار،شاعر ارجمند محمد علی اصفهانی سراینده شعر بلند «مثل جنگل مثل مهتاب مثل طلوع. اجرا توسط خانم مرضیه » پرداخته و القابی چند از خریطه و توبره فرهنگ اخلاقی خاص «قائداعظم» بیرون کشیده و کوشش کرده کسانی را که متاسفانه به اجبار یا اختیار راه و رسم دیگری پیشه کرده اند ، با  اتکا به سنت «همه با هم» استاد خمینی  وبا مرتبط کردن «فامیل شقایقی» با «خاندان گودرزی» آش کشک خاله مناسبی تهیه کند که مدتهاست دیگر خریداری ندارد وبدون تعارف باعث تهوع میشود.
.مقاله ب. فراهانی ،چون،از دو سه سال قبل حدود بیش از صد بار در محتوا تکرار شده نیازی به پاسخ ندارد فقط من برای سهولت کار ایشان و سایر «ذوابان مقام ولایت و بانو»   چند  توضیح وپیشنهاد  شفیقانه دارم.
نخست:
این جناب ب . فراهانی و سایر شخصیتهای ناشناس که اینگونه راست و حسینی همه را به توپ شربنل بسته اند لطفا اسم و رسم و عکس خود را به مقالاتشان اضافه کنند تا هم تهمت ترس و جبن به آنها زده نشود و هم استخوانهای مرحوم قائم مقام فراهانی در گور نلرزد که ممکن است خوشنامی این وزیر مقتول و ایراندوست محمد شاه قاجار(و مربی و پرورنده میرزا تقی خان امیر کبیر)با توجه به همنامی این فراهانی با آن فراهانی، زیر علامت سئوال برود و پس از حدود دو قرن(قتل 1214 خورشیدی) مشخص شود آن وزیر خوشنام مقتول ، در شبی ظلمانی،با فریب نفسانی و هواجس شیطانی در گوشه ای پنهانی چنانکه افتد و دانی و درغیاب والده بچه ها،باحاجیه فاطمه اره، جده اعلای چنین شخصیت شخیصی ماجرائی «فردیتی- جنسیتی» داشته که حاصلش پس از دو قرن چنین نبیره و نتیجه و وجود ادیب با تربیت و حقیقت گرائی است که باید جدا از اوهمزمان هم ادب آموخت و هم بقول ناصر الدینشاه پدر سوختگی یاد گرفت وهم بیاد مادرش قهوه ای خورد.
دوم اینکه:
 اگر نمی خواهند اسم و رسم نویسندگان آشکار شود پیشنهاد من این است کمیسیونی با نام«کمیسیونی با نام«کت فخ مچ» کمیسیون تهمت و فحش خواهر و مادر(چاروادارها)»تاسیس شود تا از این پس این نوع مقالات زیر تیتر چنین کمیسیونی منتشر شده احتیاج به نام نویسندگانی  بی نام و نشانی نداشته باشد که بقول مولانا:
کس نداند مادر او را که ….د
با توجه به تجربه ارزشمند جلسات درونی تشکیلات در طی بیست سال گذشته و با اتکا به فرهنگ و ادب حاکم بر مسئولان مقاومت ظفر نمون بخصوص مقام معظم ولایت نوین، ایجاد این کمیسیون  سیاسی- ایدئولوژیک- استراتژیک بسیار ضروری و کار ساز  و مسئله حل کن به نظر میرسد و بخصوص به دامنه مقولات «رحمت و رهائی و ذوبشدگی ویگانگی و صداقت و فدا» و امثال این چیزها میافزاید.
سدیگر اینکه:
با توجه به محتوای وزین مقاله و این که «سه عامل استراتژیک» در اجتماع عظیم ویلپنت امسال خود را نشان داده و تا حالا عوامل استراتژیک سرنگونی رژیم پلید آخوندی به هزاران ضربه استراتژیک در طی سی و چهار سال گذشته رسیده و انشالله باز هم در مراسم دهسال و بیست سال آینده بیشتر خواهد شد و با تاسف از اینکه تنها عمه بنده سالها قبل فوت کرده و نمیتواند این مقاله را بخواند از جناب فراهانی تقاضا میکنم این مقاله را حتما به عمه خود یا عمه های مسئولان معظم  بیت رهبری بدهند تا بخوانند و مستفیض شوند  و به به و چه چه کنندکه از قدیم  به درستی گفته اند :
بدرد عمه ات میخورد
و نیز شاعر شیرین سخن ایرج میرزا در همین مورد تاکید کرده
به حرف عمه و تعریف خاله
کنی یک عمر…ز خود نواله
 چهارم اینکه :
جنابش اشاره فرموده مقالة نادم منفور «از جنگ رميده» اسماعيل يغمايي در سايت زردش با عنوان «اسلام دمکراتيک مطلقاً وجود ندارد»
در باره نادم و منفور حتما اینطور است! بنده از در خدمت یک «اندیشه خمینی گونه» که با «ریاکاری شدید» و«دروغ و توجیه و وقاحت» و «گندیدگی غیر قابل تحمل فلسفی و شناختی»و «انواع و اقسام کثافات و توهمات فکری یک موجود حتما بیمار» آمیخته جدا نادمم، و نیز میدانم و شاکرم ،که منفور شخصیتهای نفرت زده ای چون جناب فراهانی هستم، در باره از جنگ رمیدگی بحثی نیست و با ملک الشعرا هم صدایم که :
فغان ز جغد جنگ و مرغواي او
که تا ابد بريده باد ناي او
بريده باد ناي او و تا ابد
گسسته و شکسته پر و پاي او
ز من بريده يار آشناي من
کز او بريده باد آشناي او
چه باشد از بلاي جنگ صعبتر؟
که کس امان نيابد از بلاي او
شراب او ز خون مرد رنجبر
وز استخوان کارگر، غذاي او
همي زند صلاي مرگ و نيست کس
که جان برد ز صدمت صلاي او….
و نیز سی و سه سال قبل خود سرودم و صدها بار از صدا و سیمای حضرات پخش شد که
نفرین به جنگ و آنکه برافروخت نار جنگ
نفرین به آنکه داد در ایران شعار جنگ 
نفرین به گرگ پیر جماران که بی قرار
هر صبح تا به شام بود خونگسار جنگ…
و در کنارش سرودم
گر سر زند به میهن من افتاب صلح
از راه دیر و دور رسد انقلاب صلح
وین مژده را به نیمه شبی دور خوانده ام
در برگهای سبز و سپید کتاب صلح
شعرها از مجموعه منتشر شده سی سرود سرخ
و اعتقاد دارم نه جنگ، بل مبارزه آزادیبخش ،چه از نوع جنبش مدنی، یا در صورت لزوم قهر آمیز  اما به نیروی مردم و نمایندگانشان برای برپائی جامعه ای آزاد  مقدس است،ولی  نه  به قدرت رسیدن خیالی فردی یا گروهی رمیده از مبارزه و فراری از میدان نبرد، بمدد برافروختن آتش جنگ و ویرانی یک ملت آنهم به دست و مدد جهانخوارانی که خاورمیانه را تبدیل به سلاخ خانه مردم کرده اند و امکان داده اند «وحشتناکترین تمساحهای لانه کرده در غارهای وحشت و دین و خرافه » مثل داعش وامثالهم از سوراخهای قرون و اعصار بیرون ایند و صحنه ننگین گسترده ای را ایجاد کنند که چندین ملت را به باتلاق نکبت و خون کشانده استومعلوم نیست سرانجامش چه خواهد بود.
من از اقای فراهانی میپرسم :
چه شده بود که سی سال قبل صدها بار «سرود ضد جنگ و اوای صلح» از رسانه های مقاومت سابق پخش میشد وسرود بسیار زیبای صلح:
 باز آ به سرزمین ما
ای صبح پاک و دلگشا
سایه بفکن چهره بگشا رح بیارا.ای همای صلح…
با شعر من و اهنگ استاد محمد شمس ورد زبانهای مجاهدان بود
 چه اتفاق افتاده و کدام بیشرفی بجای خمینی مرتجع و ایران بر باد ده پرچم جنگ را میاهتزازد و شعار زنده باد جنگ و حمله به ایران را میدهد وشعرها و ترانه های صلح را به زباله دان میافکند و مرااز جنگ رمیده میخواند.
آری من از جنگ رمیده ام و کار کسانی را که کوشش میکنند پای تهاجم نظامی خارجی را به ایران باز کرده و در این معرکه به نوائی برسند خیانت به ایران و مردم ایران میدانم ولی هنوز پیرمردی هستم که حاضرم در سن میانه شصت و هفتاد اگر فرمان ملت من باشد و نمایندگان راستین مردم، سلاح بردوش کشم و در راه آزادی میهنی که شخصا نصیبی از او بجز زندان و تبعید و هجران و هجرت و رنج نبرده ولی بمدت پنجاهسال چون برترین معشوق خود سروده امش و ستایشش نموده ام،(یک نمونه از دهها نمونه عاشقانه  )حتی بخاطر یک قطعه از کشتزارها و چند هکتار از جنگلهایش بسادگی جان بدهم. این چیزی است که در کله پوک و پرباد جنگ طلبان هراسان از مبارزه واداده فراری فرصت طلب  عشرت جوی بزدلی که پوست شیر برتن کشیده اند  و بر تخت اجساد و رنجهای سه نسل از ما پرچم عزت و رفعت ننگین خود را برافراشته اند نمی نشیند.  
در همین رابطه از اقای فراهانی تقاضا میکنم کمی به رمیدگان،وادادگان، مزدوران ، توابان، بریدگان وفراریان واقعیی بیاندیشد که پس از سالها «فرار و فلنگ در پی فلنگ و فرارتاریخساز»و«تلاش برای حرکت تاریخ بمدد ازدواج و طلاق»، و«عبور از این حجله خانه به آن حجله گاه» ،و «پناه بردن از این دیکتاتور به آن مستبد»، «گریخته از مبارزه ودر هراس از مرگ» «یا لیتنی گویان!!»،راه جامعه بی طبقه توحیدی  سابق را به سوی کاخهای ملک ها و سیدالرئیسها وشیوخ مرتجع گردن زن ومرتجع، و سرانجام به حوالی کاخ سفید کج کرده اندو ذلیلانه وبا زیستنی بقول خودشان «حیاتی خوار و خفیف» بیش از دوازده سال است  با شجاعتی کم نظیر در طول تاریخ ،شیر آسا در سوراخ موش و در سرداب غیبت پنهان شده و با فحاشی و هتاکی و تهمت و دریدگی خاص الخاص و منحصر به فرد و تهوع آورمیخواهد دهان هر منتقد و مخالف و حقجوئی را بکوبد و بمدد اختناق پیش از حاکمیت بنان و نوائی  تاریخی برسد و پالان مندرس حکومت ارتجاعی و تاریخ در رفته خود و عیال را بر پشت   میهن ما ایران و هشتاد میلیون ایرانی اکثرا خرد شده در حکومت پلید ملایان بگذارد، و روز از نو و روزی از نو!، کسی که از شدت فلاکت باز هم با اسم مستعار، امثال فراهانی را به نیابت از خود بمیدان روانه فرموده است.
 پنجم اینکه
 حضرت فراهانی با محمل داستایوسکی و کتاب برادران کارامازوف تلاش کرده نشان دهد داستایوسکی صد و پنجاه سال قبل در شناخت بریدگان از مقاومت چه شاهکاری خلق کرده است و از داستایوسکی شاهد مثال آورده که:
«کسي که به خودش دروغ مي گويد و به دروغ خودش گوش مي‌دهد، به چنان بن بستي مي‌رسد که حقيقت درون يا پيرامونش را تميز نمي‌دهد، و اينست که احترام به خود و ديگران را از دست مي‌دهد. و با نداشتن احترام دست از محبت مي‌کشد، و براي مشغول کردن و پرت کردن حواسش از بي محبتي به شهوات و لذات خشن راه مي‌دهد و در رذالت هاي خويش در بهيميّت فرو مي‌رود، و همه‌اش هم از دروغ‌زني مداوم به ديگران و به خويشتن»
ایشان در همین رابطه اضافه میکند:
گر ندانيم که اين نقل قول از داستايفسکي، رمان نويس بزرگ قرن نوزدهم روسيه است، فکر مي‌کنيم که او بعد از شناخت خائنين و مزدوران و لابي هاي وابسته به نظام آخوندي و خواندن لجنامه ها و کثافتهاي ذهن و دل تيرة آنها در فضاي مجازي به چنين نتيجه گيري رسيده است.  زيرا داستايفسکي بيش از هر نويسندة بزرگ ديگر (شايد به‌استثناي هموطنش تولستوي) قدرت شگفت انگيزي در تحليل و توصيف روانشناسانة کاراکترهاي مختلف اجتماعي را در کتابهايش به نمايش مي‌گذارد. به‌اين توصيف او از شخصيت پدر خانوادة «کارامازوف» که عبارتهاي فوق را از زبان پير دير شهرستانشان خطاب به وي بيان کرده‌است توجه کنيد:
«آدم عجيبي بود، منتها امثال و اقران آدمهاي مهمل و شرير و در عين حال سفيهي چون او فراوان است. اما او از آن سفيهاني بود که سخت هواي کار و بار خودشان را دارند، و از قرار معلوم، شور چيز ديگري را نمي‌زنند… در عين حال، در تمام آن شهرستان به سفاهت او نبود که نبود. آنچه او داشت، حماقت نبود – اکثر اين جور آدمها زرنگ و باهوش اند – بلکه سفاهت بود و بس.» پایان نقل قول از جناب فراهانی.

نازنین فراهانی!
چه مثال جالبی ولی کمی به دور و بر خودت نگاه کن و نمونه زنده این مثال را این بار نه در یک پدر بلکه یک پدر سالارپیدا کن! . زیاد نباید جستجو کنی!!
– چه کسی سی و سه سال است بخودش دروغ میگوید و وعده میدهد و توجیه میکند؟
– چه کسی به بن بست رسیده است؟
– چه کسی سالهاست حقیقت و واقعیت را تشخیص نمی دهد؟
– چه کسی احترام به خود و دیگران را از دست داده؟ 
– چه کسی به دلیل از دست دادن حرمت مجبور است سالنهایش را از خارجیانی که یک کلمه فارسی نمی فهمند پر کند؟
– چه کسی دریده و خشن و بیرحم است؟
– چه کسی به شهوات و لذات روی آورده است؟
– چه کسی در وادی بیرحمی و بهیمیت فرو رفته است؟ 
– چه کسی دائم وعده میدهد دروغ میگوید و توجیه میکند؟
– و چه کسی….
جناب فراهانی چشمهایت را باز کن و بیاب
اما سفارش من به جناب فراهانی این است که کاش قبل از «برادران کارامازوف» کتاب مستطاب «جنایت و مکافات» داستایوسکی را مطالعه میفرمود و به روشنی می فهمید اگر مرحوم داستایوسکی زنده بود و وقایع این دوران را در حول و حوش ما میدید بجای قهرمان کتابش دانشجوی جوان و بیمار«راسکولینکف» دانشجوی جوان و بیمار و عظمت طلب دیگری را انتخاب میکرد که دقیقا بخاطر رعایت اصول و باورها و دگمها و ویژگیهای اخلاقی اش نه سه چهار نفربلکه دهها هزار نفر را به وادی مرگ کشانده وهیچ تنابنده ای را علیه اشتباهات خود بر نمی تابد.
در این رابطه باید تاکید کنم راسکولینکف از تحلیل انگیزه های خود عاجز است ولی این یکی در دستگاه خود هیچ مشکلی ندارد و در اساس مرگ و شهادت ذخیره و گنجینه و عصای مستحکم دستش برای توجیه خطاهاست.
خدمت جناب فراهانی عرض میکنم که روح شاهکار بی بدیل داستایوسکی در «جنایت و مکافات» در سایر آثارش «برادران کارامازوف» و«یاداشتهای زیر زمینی» وچند نوشته دیگرش منعکس است و در این کتاب به اوج میرسد.مقوله اصلی در این کتاب و همچنین برادران کارامازوف نه معرفی خائنان و بریدگان ، بقول سرکار، و توجیه خطاها و جنایات راسکولینکف بلکه عصب شناسی مسئلهٔ رابطه میان خویش و جهان پیرامون و فرد و اجتماع است.
در پایان این اشاره میخواهم بگویم راسکولینکف داستایوسکی، در پایان رمان و پس از آنکه   به سیبری میرود تا پاداش خطاهای خود را دریابد به گناه و خطای خود اقرار میکند و به مدد عشق به حقیقت میرسد ولی اگرداستایوسکی در روزگار ما زنده بود و قهرمان مورد نظر بنده را انتخاب میکرد نه تنها موفق نمیشد در پایان رمان چشم او را به حقیقت باز کرده او را به خطای خود واقف کند بلکه بدون تردید در پایان رمان جنایت و مکافات شاهد آن میشدیم که: «راسکولینکف شماره دوان جوانک بیمار گونه که حالا پیرمردی محتشم شده است» نویسنده نابغه را با عباراتی چون: بریده، مزدور، واداده،رژیمی، اطلاعاتی، ماماچه، پفیوز، نویسنده سابق، بیشرف،ک..نی، ج…ده ک..کش،مزدور بی جیره و مواجب،دیوث،کارد تیز کن،شاگرد شاگرد جلاد، تواب تشنه به خون، زمینه ساز کشتار، خمینی چی! و امثالهم با اردنگی از مخفیگاه خود بیرون میکرد و دستور میداد قلمزنان و منجمله دوستان وعیال سابق مطلقه نویسنده 444 مقاله علیه داستایوسکی مادر مرده بنویسند تا دیگر شکر خوری نکند و رمان ننویسد و انتظار نداشته باشد راسکولینکف به اشتباهاتش اقرار کند!!بل میبایست به راسکولینکف اجازه بدهد تا دم مرگ در گرداب توهم وخطا درمیان برکه های خون و جسد ادامه دهدزیرا :
-راسکولینکف فقط و فقط به جهان خاص خود و اصول خاص خود معتقد است
– زیرا راسکولینکف فاصله ای کهکشانی با دیگران دارد و از خود شروع و به خود ختم میشود
-زیرا راسکولینکف خطا ناپذیر و خاص الخاص و نوک پیکان تکامل است
– زیرا این داستایوسکی نیست که راسکولینکف را آفریده بلکه این راسکولینکف است که با خلق نوین نویسنده را میافریند و نهایتا داستایوسکی باید تمام و کمال  انقلاب کرده ودر قهرمان خود ذوب شود تا بفهمد که راسکولینکف چیست!
به آقای فراهانی پیشنهاد میکنم حتما «جنایت و مکافات» را خوانده و روی این اثر تامل کند و همچنین کوشش نکند تئوریهای سیاسی و انقلابی خود را علیرغم رهنمود «میتوان و باید»به بعضی نقاط حساس و خصوصی رمانهای بزرگ دنیای ادب بتپاند که خدا را خوش نمی آید. در این وادی اول باید رمان را فهمید برادر من.
و ششم و آخر اینکه:
در باره اسلام دموکراتیک وجود ندارد( در این لینک بخوانیداسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد. )یا دارد حضرتش میتواند مقاله خودش را خوانده، حرام لقمه گی های سیاسی نهان در آن را فهم کند و خوب خوب بفهمد اسلام دموکراتیک در سیاست و حکومت وجود ندارد.
ورود مجدد امثال ب. فراهانی ها را بمیدان قلمزنی مجدد به ایشان و سایر ب . فراهانی ها تهنیت گفته و برایشان از روح مرحوم شعبان بی مخ و یارانش طلب مدد میکنم وفهم میکنم که پس از فراغت از ویلپنت جای فقهشان به حول و قوه الهی احتیاج به رسیدگی دارد. این گوی و این میدان عزیز!بخلی وجود ندارد.بنده فقیه نیستم ولی فارغ التحصیل دانشکده الهیات هستم ودردهای فقهی را تا اندازه ای میشناسم. باقی بقای جناب فراهانی.
با احترام
اسماعیل وفا یغمائی
هشتم تیر هزار و سیصد و نود و چهار 

***

اسماعیل وفا یغمایی: دردناک، مضحک، خطرناک

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19148

من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم

اسماعیل وفا یغمائی، دریچه زرد، چهاردهم ژوئن ۲۰۱۵:…  بگذرم …خودتان بروید و دراین لینک بخوانید چه محشری بوده است گردهمایی عظیم ایرانیان و حامیان مقاومت از۷۰ کشور جهان در پاریس اما وقتی داشتم لیست بخشی از برجسته ترین مدعوین و سخنرانان عالیقدر را مطالعه و تحسین میکردم و مثلا میخواندم: از آلبانی فاتمیر مدیو، وزیر دفاع سابق …

 تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویطور دیگری هم می توان زیست

لینک به منبع

من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم

عرض کنم به حول و قوه الهی و البته بمدد امکانات اهرمهای زمینی اش گردهمائی ویلپنت به خیر و خوشی برگزار شد. ما که نیستیم ولی انشالله رهبران مقاومت سر حال و سر دماغ در فرنگستان ومخفیگاه زنده بمانند و سی سال دیگر چهل و سومین گردهمائی استراتژیک و تاریخساز را هم بگیرند تا چشم آخوندهای بی پدر مادر دو سر قاف کور شود.

دم غروبی نگاهی به سایتهای مقاومت انداختم . بقول یزدیها ماشالله و نوم خدا:

-۶۰۰ پارلمانتر از پنج قاره جهان

– کلی شخصیت از هفتاد کشور عالم

– سخنرانی هفتاد و هشت شخصیت

– تا دلتان بخواهد وکیل و وزیر و پارلمانتر و قاضی ونماینده و شهردار و فرماندار و غیره

– و حتما با این تعداد سخنران و مخلفات ،یک صد هزار نفری هم باید گرد آمده باشند. باید گفت تا کور شود چشم آخوند و مزدور و تواب و منتقد و مخالف منجمله چشم خود بنده! که اطلاعیه ها میگویند من هم این چنینم و من از شدت توابی باور نمی کنم.و تا کور شود چشم کسانی که نمی توانند بفهمند وضع جهان عوض شده و میتوان و باید با سخنرانی و میتینگ و بخصوص با یاری بزرگمردان خارجی که تمامشان هم از نیکمردان و نیکزنان خیر و طیب و طاهر هستند رژیم ملا را سر نگون کرد.

بگذرم …خودتان بروید و دراین لینک بخوانید چه محشری بوده است گردهمایی عظیم ایرانیان و حامیان مقاومت از۷۰ کشور جهان در پاریس

اما وقتی داشتم لیست بخشی از برجسته ترین مدعوین و سخنرانان عالیقدر را مطالعه و تحسین میکردم و مثلا میخواندم:

از آلبانی فاتمیر مدیو، وزیر دفاع سابق از آلمان، ریتا زوسموت، رئیس پیشین مجلس فدرال، گونتر فرهویگن، نایب رئیس پیشین کمیسیون اروپا؛ زابینه لوت هازر اشنارن برگر، وزیر سابق دادگستری؛از آمریکا: رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و کاندیداری ریاست جمهوری (۲۰۰۸)؛ تام ریچ، اولین وزیر امنیت داخلی؛ لوئیس فری، رئیس سابق اف.بی.آی (۲۰۰۱-۱۹۹۳)؛ اد رندل، فرماندار سابق پنسیلوانیا؛ ژنرال هیو شلتون، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا( ۲۰۰۱ـ۱۹۹۷)؛ فرانسیس تاونزند، مشاورسابق رئیس جمهور در امور امنیت داخلی و تروریسم (۲۰۰۴-۲۰۰۸)؛ یک هیأت از کنگره آمریکا شامل شیلا جکسون لی، دینا روهرا باکر ، رابرت پیتنجر؛ الیانا چاد، وزیر سابق کار؛ مایکل موکیزی، وزیرسابق دادگستری آمریکا (۲۰۰۹ – ۲۰۰۷، بیل ریچاردسون، فرماندارنیومکزیو و سفیر سابق آمریکا در ملل متحد؛ جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل؛ سفیر جیمز وولسی، رئیس سابق اطلاعات مرکزی؛ هاوارد دین، فرماندار سابق ورمونت و رئیس حزب دموکرات (۲۰۰۵-۲۰۰۹)؛ ژنرال جرج کیسی، رئیس سابق ستاد ارتش آمریکا و فرمانده نیروهای ائتلاف در عراق ( ۲۰۰۷-۲۰۰۴)؛ ژنرال جیمز کانوی، سی و چهارمین فرمانده نیروی تفنگداران دریایی؛ رابرت توریسلی، سناتور سابق و نماینده قانونی ساکنان اشرف و لیبرتی، چاک والد، معاون اسبق فرماندهی اروپایی آمریکا؛ مارک گینزبرگ، سفیر سابق آمریکا در مراکش، مشاور کاخ سفید در امور خاورمیانه؛ سفیر فیلیپ کراولی، دستیارسابق وزیر امور خارجه آمریکا (۲۰۱۱-۲۰۰۹، سرهنگ وسلی مارتین، فرمانده سابق ضد تروریسم اتئلاف در عراق و فرمانده حفاظت آمریکا در اشرف؛ از ایتالیا: جولیو ماریا ترتزی، وزیرسابق خارجه (تا آوریل ۲۰۱۳)؛ لخو ویدال کوادراس، نایب رئیس سابق پارلمان اروپا و رئیس بنیاد در جستجوی عدالت؛ از کشورهای عربی شخصیتهایی چون سید احمد غزالی، نخست وزیر سابق الجزایر؛ محمد العریبی، وزیر خارجه سابق مصر و صالح قلاب، وزیر اطلاعات سابق اردن؛ از فرانسه:میشل آلیو ماری، نماینده فرانسه در پارلمان اروپا و وزیر سابق دفاع، وزیر دادگستری و وزیر کشور (۲۰۰۲-۲۰۱۱)، برنار کوشنر، وزیر خارجه سابق ؛سناتور آلن نری، ژان پیر بکه، عضو سابق شورای استان والدواز، از کلمبیا، اینگرید بتانکور، کاندیدای سابق ریاست جمهوری؛

از مالدیو، انسیه احمد، معاون وزیر حقوق و برابری؛از هلند، ادریانوس ملکرت، رهبر سابق حزب کارگر و نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد (۲۰۰۹-۲۰۱۱)؛ کیم کمپل، نخست وزیر سابق کانادا؛ ریتا زوسموت، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان، لیندا چاوز، رئیس سابق روابط عمومی کاخ سفید. فرانسیس تاونزند، مشاورسابق رئیس جمهور در امور امنیت داخلی و تروریسم (۲۰۰۴-۲۰۰۸)، میشل آلیو ماری،نماینده فرانسه در پارلمان اروپا وزیر دفاع سابق، وزیر دادگستری سابق و وزیر کشورسابق زابینه لوت هازر اشنارن برگر، وزیر سابق دادگستری آلمان، اینگرید.بتانکورد، کاندایدای سابق ریاست جمهوری کلمبیا، ماریا فرناندز دلا وگا، معاون سابق نخست وزیر اسپانیا، راما یاد ،مشاور سابق وزیرخارجه در امور حقوق بشر و معاون حزب رادیکال فرانسه؛مریدیت برگمن، از اعضای ارشد حزب کارگر استرالیا و رئیس سابق سنای این کشور

و جمعی دیگر بی اختیار ابتدا بیادسوره کریمه واقعه ـیات ده به بعد افتادم که:

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿١٠﴾ أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿١١﴾ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿١٢﴾ ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ ﴿١٣﴾ وَقَلِیلٌ مِنَ الآخِرِینَ ﴿١۴﴾ عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ﴿١۵﴾ مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ ﴿١۶﴾ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ ﴿١٧﴾ بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ ﴿١٨﴾ لا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا یُنْزِفُونَ ﴿١٩﴾ وَفَاکِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَحْمِ طَیْرٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ ﴿٢١﴾ وَحُورٌ عِینٌ ﴿٢٢﴾ کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ ﴿٢٣﴾ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿٢۴﴾ لا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِیمًا ﴿٢۵﴾ إِلا قِیلا سَلامًا سَلامًا ﴿٢۶﴾ وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿٢٧﴾ فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ ﴿٢٨﴾ وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ﴿٢٩﴾ وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ﴿٣٠﴾ وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ ﴿٣١﴾ وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ ﴿٣٢﴾ لا مَقْطُوعَةٍ وَلا مَمْنُوعَةٍ ﴿٣٣﴾ وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ﴿٣۴﴾ إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ﴿٣۵﴾ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا ﴿٣۶﴾ عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿٣٧

ترجمه ساده و تفسیرچند آیه از بنده

همانا سابقونند( وزرا و پارلمانترها و وکلا) سبقت گیرندگان. از نزدیکانند و مقربان درگاه.بهشت آسای (راهبر و راهنما). حال میکنند.روی صندلیها مقابل هم مینشینند و همدیگر را به به و چه چه میکنند. میخورند و مینوشند و کیف میکنند. اطرافشان زیبا رویان میچرخند با کاسه و بطری و انواع نوشیدنیها و مرغجات و جوججات و سایر مخلفات لازم. در راه خدا و خلق و دموکراسی و پلورالیزم و غیره هرچه بنوشند این وزرا و بزرگان سابق سر درد نمیگیرند. هرچه بخورند مرغ و میوه دل درد نمیگیرند نوش جانشان و گواری وجودشان و گوشت تنشان شود انشالله… بقیه اش را بنده ترجمه نمیکنم خودتان بروید و ترجمه الهی قمشه ای را بخوانید ببینید چه خبر است و مواظب باشید اخلاقتان خراب نشود . از سوره واقعه که تاکید روی مقامات سابق دارد وجنبش مقاومت نیز پیام الهی و رهنمود قرانی را آویزه گوش کرده بگذرم که با دیدن این همه سابقون و وعده های الهی در مورد سابقون!اشتهای بنده نیز تیز شد و بیاد دوست و پزشک سابق خود دکتر زری اصفهانی افتادم که حدود دو سه ماه است در مقالات متعددش همراه با بسا نکات عالی علمی و فلسفی و سیاسی و دینی واخلاقی و پند و اندرز منجمله دائما تکرار میکند «شاعر سابق!» که مطمئنا درست هم میگویدو مثل اکثر نظراتش کاملا عاقلانه واز شدت تیز هوشی است اما با توجه به دعوت این همه شخصیت اسبق و سابق و پیشین و قبلی که حتما تمامشان بر اساس رهنمود قرانی سوره واقعه در راه خدا و خلق قهرمان ایران و بدون هیچ چشمداشتی فقط منافع ملت ایران را در نظر دارند ومطلقا هیچ چشمداشت مادی ندارند وبدون شک با تمام تلاشهایشان نتوانسته اند آن دو هزار و چهارصد تن اسیران لیبرتی را از آن جهنم جابجا کنند و…و… میخواستم به دوست گرامی ام با توجه به تاکیدات ایشان به «شاعر سابق» بودن بنده تاکید کنم که شما که می دانید من هم از پیشینها و اسبقها و قبلی ها هستم بنابر این بنده نیز صلاحیت شرکت در مراسم ویلپنت را دارا بوده و میتوانستم با توجه به «سابق بودن» و«در رفتن تاریخ شاعری بنده» و متعلق به گذشته بودن از خیرات و برکات معنوی شرکت در ویلپنت برخوردار شده و رضایت رهبر عقیدتی سابق و صدو بیست و چهار هزار پیغمبرپیشین و چهارده معصوم قبلی و خدای اسبق را جلب کنم هم شاید مقداری «جیفه دنیوی» میاندوختم و دعای خیرش را هم بجان شاعر، نویسنده، پزشک،و تحلیلگر سیاسی و انقلابی خانم دکتر زری می نمودم.

۱۴ژوئن ۲۰۱۵ میلادی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19061

دست‌ های پشت پرده تظاهرات پاریس علیه توافق هسته‌ای!

علی کشتگر، خبرنامه گویا، دوازدهم ژوئن ۲۰۱۵:… این گروه مدتهاست که خصلت یک جریان سیاسی ایرانی را از دست داده و برای محافل مخالف ایران کار می کند. حالا در روزهایی که مردم ایران در بیم و امید توافق هسته ای زندگی می کنند این گروه به فعالیت های اسرائیل و نئوکانهای آمریکایی رنگ ایرانی می زند. گروه رجوی در این تظاهرات هیچ نقشی جز آلت دست شدن کسانی که آرزوی تبدیل ایران به یک …

والتر نت: همایش ویل پنت؛ به نام مجاهدین خلق به کام داعش

لینک به منبع

دست‌های پشت پرده تظاهرات پاریس علیه توافق هسته‌ای!

قرار است روز شنبه ۱۳ ژوئن مخالفان آمریکایی، اسرائیلی و عرب توافق هسته ای که برخی از آنها از طرفداران شناخته شده حمله نظامی به ایران هستند در حومه پاریس (شهرک ویل پن ville pinte) تظاهرات برگزار کنند.

برخی از چهره های شناخته شده ای که قرار است در این تظاهرات ضد صلح شرکت کنند، از طراحان حمله نظامی آمریکا به عراق و از مشهورترین چهره های آمریکایی طرفدار دولت نتانیاهو هستند:

– جان بولتون (john Bolton) نماینده آمریکا در سازمان ملل در دوران جورج بوش و از حامیان شناخته شده دولت نتانیاهو.

– جیمز ولسی (James woolsey) رئیس پیشین سازمان سیا، طرفدار دولت دست راستی اسرائیل.

– لوئی فری (Louis freeh) رئیس پیشینFBI

– بیل ریچارد سون (Bill richardson) نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل و فرماندار ایالت نیومکزیک طرفدار نابودی تاسیسات هسته ای ایران از راه نظامی.

– رودی گیولیانی (Rudy giuliani) شهردار پیشین نیویورک و نامزد ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوریخواه از مخالفان سرسخت توافق هسته ای.

– هوارد دین (Howard dean) فرماندار پیشین ورمونت

– اد رنال (Ed rendell) فرماندار پیشین پنسیلوانیا و… همه چهره های فوق از طرفداران پروپا قرص دولت دست راستی نتانیاهو و از حامیان حمله نظامی به ایران هستند. (این اسامی از وب سایت بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه گرفته شده)

ناظران آگاه در فرانسه بر این باورند که برگزار کننده واقعی این تظاهرات دولت اسرائیل است که با همکاری عربستان و وزارت خارجه فرانسه به این اقدام متوسل شده است. قرار است سازمانهای طرفدار دولت اسرائیل و تشکیلات جوانان یهود که در فرانسه بسیار فعالند در این تظاهرات که به نام “اپوزیسیون ایران” برگزار می شود شرکت کنند.

به مناسبت این تظاهرات ضد ایرانی، هموطنان ایرانیم را به نکات زیر توجه می دهم:

۱-هیچ ملت بزرگی سرنوشت خود را به ملت و قدرت بیگانه نمی سپارد. چرا که قائم به ذات و متکی به نفس ماندن، شرط وجودی هر ملت زنده ای است. و ایرانیان در سراسر تاریخ طولانی خود از این نظر نمونه بوده اند. که این خود دلیل رهایی ایران از همه حوادث مرگباری است که در مسیر هزاره ها و قرن ها بر ایرانیان گذشته است.

۲- در جهان امروز هیچ قدرت منطقه ای و جهانی برای منافع ملی ایران و حقوق بشر ایرانیان دل نمی سوزاند.هر نوع نگاه و هر نوع رابطه ی قدرت و دولتهای جهانی و منطقه ای در قبال ایران تابع منطق سود و مصلحت آنان است.

۳- آنجا که مصالح و منافع قدرت های بزرگ در گرو قربانی شدن استقلال و حتی موجودیت کشورهای ضعیف تر قرار گیرد، در بسا موارد حتی سازمان ملل متحد نیز قادر نیست از تجاوزات نظامی قدرت هایی که مصالح خود را در گرو تخریب و نابودی سرزمین های دیگر جستجو می کنند، ممانعت کند. سرنوشت دردناک و عبرت انگیز عراق، سوریه، لیبی، یمن، سودان، افغانستان و عواقب هولناک حملات نظامی و ویرانی این سرزمین ها که به دربه دری دهها میلیون تن از مردمانشان انجامیده، قصه تلخ ترین درام جاری تاریخ بشر در قرنی است که قرار بود سرآغاز دوران صلح، دموکراسی و پیشرفت این سرزمین های مصیبت زده باشد.

۴- سوداگران مرگ، محافلی که در ادامه تجاوزات نظامی و جنگ های منطقه ای درآمدهای کثیف خود را جستجو می کنند از رهگذر بدبختی سرزمین های پیش گفته به بازار غارتگرانه خود رونقی استثنایی بخشیده اند.همه درآمدها و ثروت های ملی سرزمین های جنگ زده و همسایگان مضطرب آنها باید صرف خرید جنگ افزارهای کشتار ملت ها شود.

۵- این استراتژی مرگبار که با واژگان زیبای “نظم جدید جهانی” در دوران جورج دبلیو بوش تزئین می شد، از دیرباز ایران را یکی از اهداف خود قرار داده است.

۶- برآمد جنبش سبز، رای هوشیارانه مردم در انتخابات خرداد ۹۲ و انتخاب دوباره پرزیدنت اوباما در ایالات متحده شبح دخالت نظامی خارجی را موقتا از ایران دور کرد. و همزمان با آغاز مذاکرات هسته ای ایران و قدرت بزرگ جهانی (۱+۵) امید به حل مساله هسته ای و رفع تحریم های ویرانگر اقتصادی را جانشین بیم جنگ و ویرانی کرد.

۶- از آغاز روند رسمی مذاکرات ایران و ۱+۵ باندها و محافل متنفذ طرفدار جنگ و ویرانی ایران از همه راههای ممکن، برای کارشکنی در روند این مذاکرات و به شکست کشاندن آن اقدام کرده اند.

۷- نئوکانها و دست راستی های حزب جمهوریخواه آمریکا، دولت افراطی نتانیاهو، محافل نزدیک به دولت نتانیاهو در کاخ الیزه و وزارت خارجه فرانسه، تولید کنندگان بزرگ سلاحهای پیشرفته جنگی در آمریکا و فرانسه که در چند سال گذشته دهها قرارداد میلیاردی با دولت های عربی خاورمیانه امضاء کرده اند و محافل ارتجاعی عرب که دولت عربستان سعودی در راس آنان است جبهه واحد و هماهنگی را علیه توافق هسته ای ایران و غرب ایجاد کرده اند و تا آخرین لحظه از تلاشهای خود برای بمب گذاری در روند مذاکرات از پای نخواهند نشست.

۸- دو گروه از ایرانیان در این مسیر ضد ایرانی با محافل پیش گفته همراهند که یکی انگیزه خود را دفاع از جمهوری اسلامی قلمداد می کند و دیگری خود را قهرمان مبارزه با جمهوری اسلامی وانمود می کند. گروه اول سرکوبگران تندرو جمهوری اسلامی هستند که به نتیجه رسیدن مذاکرات را با منافع سیاسی و درآمدهای نامشروع اقتصادی خود ناسازگار می دانند این گروه تا کنون بهترین خدمتگذاران غیرمستقیم طرفداران جهانی مداخله و جنگ علیه ایران بوده اند و با گفتار و کردار خود بیشترین بهانه ها را به دست دشمنان صلح داده اند. گروه دوم، که در خارج از ایران حضور دارند به بهانه خصومت با جمهوری اسلامی و ضرورت نابودی آن در خدمت دشمنان ایران قرار گرفته اند. در جنگ هشت ساله ایران و عراق در خدمت صدام حسین درآمدند و حالا پس از نابودی صدام حسین در خدمت اسرائیل و عربستان و غیره قرار دارند. این گروه مدتهاست که خصلت یک جریان سیاسی ایرانی را از دست داده و برای محافل مخالف ایران کار می کند. حالا در روزهایی که مردم ایران در بیم و امید توافق هسته ای زندگی می کنند این گروه به فعالیت های اسرائیل و نئوکانهای آمریکایی رنگ ایرانی می زند. گروه رجوی در این تظاهرات هیچ نقشی جز آلت دست شدن کسانی که آرزوی تبدیل ایران به یک عراق و سوریه دیگر در سر می پرورانند، ندارد.

(پایان)
***

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
 Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

Maryam Rajavi’s annual Rally in Villepinte. This year promoting ISIS, MEK, Saddamists – Everyone Loses

همچنین:

انتقاد علی محمودی و توضیح اسماعیل یغمایی. (پایگاه منصوری و سلول های انفرادی مجاهدین)

اسماعیل وفا یغمائی، وبلاگ دریچه زرد، دوازدهم می ۲۰۱۵:…  آقای علی محمودی در رسانه پژواک ایران یاداشت انتقاد آمیزی در مورد توضیحات من در باره پایگاه منصوری و وقایع آن در سال ۱۳۶۴ داده است که در این لینک م�

دو مطلب دیگر از منتقدان درونی فرقه رجوی در مورد کلاهبرداری های اخیر مجاهدین خلق در لندن

اسمائیل وفا یغمایی، دریچه زرد و بهروز ریحانی، پژوا ک ایران، سی ام ژانویه ۲۰۱۵:…  ماجرای خانم مکنزی واقعی بود و روشن . کسی که نمیخواهد بفهمد نفهمد بقول ابوی کله پدرش!.امابعد از حل و فصل نسبی قضیه ذات و ماهیت که عوض نمیشود. سربازان مقام معظم شروع میکنند. قدمتان روی چشم! . بفرمائید. صفا آوردید! اقایا�

ماجرای پیرمردی ۱۲۰ ساله که قبل از پدرش متولد شده است

اسمائیل وفا یغمایی، وبلاگ دریچه زرد، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۵:… از سال ۱۳۷۳ اجاره خانه سه اتاقه ای که من و طاهر زاده در آن سکنی داشتیم نیز پرداخت شده است .در سال ۲۰۰۱ طاهر زاده بخاطر زندگی مشترک با دیگری بخانه دیگری نقل مکان نمود و من نیز اجبارا به خانه کوچکتری در پاریس نقل مکان کردم و

یاد داشتی برای دوستان + دیباچه و در باره بلیندا مکنزی

بلندا مکنزیاسماعیل وفا یغمایی، دریچه زرد، بیست و پنجم ژانویه ۲۰۱۵:… من بر سر این ماجرا که می خواهد آرامش اندک زندگی این زن شریف را بر هم زند بدون توجه به اینکه نتیجه چیست تا آخرین نفس و تا آخرین رمق با هرچه بتوانم مبارزه خواهم کرد و به اوباشی (که سالها نان و نمک این زن شریف را خو�