دزدی‌های سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام

دزدی‌های سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام

علیرضا نصراللهی - دزدی‌های سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدامعلیرضا نصراللهی، یاران ایران، دوازدهم می 2021:… ما اعضای سازمان مجاهدین هم که قبل از جنگ در شمال عراق مخفی شده بودیم،با دستور مستقیم آمریکا،سازمان را مجبور کردند که تمام زرهی های خود را که در استتار کامل قرار داشتند با یک پرچم سفید رنگ،مشخص کنند و اگه به این دستور توجه نکنند مورد تهاجم قرار خواهند گرفت. بعد از این دستور همه ی ما با زیر پیراهنانمان،که سفید بود بر روی هر زرهی یک رکابی سفید نسب کردیم تا آمریکا بتواند محل تانک ها و نفربرهای و استتار اقلام زرهی های ما به راحتی مشاهده کند. دزدی‌های سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام 

علیرضا نصراللهی - دزدی‌های سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صداممشروعیت مجاهدین خلق ایران در میان مردم

دزدی‌های سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام

«علیرضا نصراللهی،انجمن یاران یاران،دوازدهم،مِی،۲۰۲۱»

بعد از بیست یک روز مقاومت صدام در برابر ارتش آمریکا که با خیانت ارتش صدام به پایان رسید،و صدام مجبور به مخفی شدن شد،تقریبا شهرهای اصلی کشور به دست نیروهای ناتو و در اصل خود آمریکا قرار گرفت.

ما اعضای سازمان مجاهدین هم که قبل از جنگ در شمال عراق مخفی شده بودیم،با دستور مستقیم آمریکا،سازمان را مجبور کردند که تمام زرهی های خود را که در استتار کامل قرار داشتند با یک پرچم سفید رنگ،مشخص کنند و اگه به این دستور توجه نکنند مورد تهاجم قرار خواهند گرفت.

بعد از این دستور همه ی ما با زیر پیراهنانمان،که سفید بود بر روی هر زرهی یک رکابی سفید نسب کردیم تا آمریکا بتواند محل تانک ها و نفربرهای و استتار اقلام زرهی های ما به راحتی مشاهده کند.

بعد از مدتی دوباره پیام آمد که باید با تمام وسایل و مهمات و زرهی ها برگردیم اشرف،یعنی دست از پا درازتر برگشتیم به سر جای اول که چه عرض کنم چند مدار پایین تر،چون آن زمان که صدام بود سازمان خودش در خیلی از مسایل تصمیم می گیرفت،ولی الان باید تابع دستورات ارتش آمریکا باشد.

وقتی وارد اشرف شدیم بازم به دستور ارتش آمریکا در یک محل که از قبل تعیین شده بود تمام زرهی ها در آنجا جمع شدند،و بعد جالب اینجا بود که فرمانده های فرقه رجوی باز هم در هفته در دستور کار تمیزکاری برای زرهی ها می گذاشتند.

آمریکا به آنها ابلاغ کرده بود که باید تمام سلاح ها جمع آوری شود،ولی این احمق ها برای سرگرم کردن ما دستورهای کشکی می گذاشتند،تازه کسی جرات داشت بر خلاف آن حرفی بزند؟

خلاصه بعد از مدتی که در ایست و بارزسی های اطراف اشرف بازیمان داشت به اتمام می رسید،دستور رسید که ما یعنی یگان جواد کاشانی برای تعمیرات برق فشار قوی تحت امر یگان دیگری باید از فردا جلوی درب اشرف مشغول بکار شویم.

از فردای آن روز من به همراه تعدادی از بچه ها در جلوی درب اشرف مشغول بکار شدیم و برای کشیدن کابل برق باید مثل خر در آن گرمای طاقت فرسا کار می کردیم باور کنید در روز اول پرسیدم برای چی ما میخواهیم این تیرهای چراغ برق را از این نقطه به خیابان صد برسانیم،در جواب بهم گفتند برادر افشین یک مجاهد هیچ وقت سوال نمی کند فقط دستور را اجرا می کند.

عزت ابراهیم، مسعود رجوی و خاطراتی از قرارگاه اشرف اهدایی صدام حسین

بله دوستان ما هم شدیم مجاهد و دیگه سوال نکردیم و فقط دور از جان شما مثل خری کار کردیم در دمای بین ۴۵ الی‌ ۶۰

یک روز به طور اتفاقی رفتم جلوی درب اشرف که کابل ها و وسایلی را که نفرات عراقی خریداری می کردند را از برادری که مسول آنجا بود تحویل بگیریم البته من به همراه بهروز ثابت خدا رحمتش کند،در درگیری های اشرف کشته شد،دیدم چند نفر جلوی درب دارند فریاد میزنند،و به عربی یک چیزهایی می گفتند که من متوجه نمی شدم،وقتی کنار کسی که قرار بود به ما کابل ها رو تحویل بدهند رسیدیم،دیدم بی آنکه متوجه حضور ما گردند،داشت به برادر و خواهری که آنجا بودند،می گفت:این مردتیکه میگه ماشین منو چند روز هست که دزدیدن و من در این باره تحقیق کردم بهم گفتند که تریلی منو آوردند اینجا،خودم هم اتفاقی ماشین رو دیدم خواهش می کنم ماشین منو تحویل دهید،این ماشین تمام سرمایه زندگی منه و من اگه آن را از دست دهم بدبخت و بیچاره می شوم.

من در مدت طول این ترجمه که آن برادر که مسئول درب اشرف بود،و داشت برای خواهر شورای رهبری ترجمه میکرد،حضور داشتم،خواهر مجاهد از برادر دربان پرسید آیا واقعآ ماشین این اینجاست؟

ج.با مشخصاتی که می دهد بله فکر کنم اینجاست،بهش بگو ما هیچ ماشینی که غیر از خودروهای خودمان باشد را داخل راه نمی دهیم،و ماشین شما اینجا نیست.مرد بیچاره هر چی قسم خورد،چون قسم های او را متوجه می شدم؛اینها جواب منفی بهش دادند،بدبخت با دنیایی تاریکی و نا امیدی رفت.

من هیچ وقت آن روز را فراموش نمی کنم،وقتی ماجرا پایان یافت تاره متوجه حضور ما شدند،و تازه فهمیدن ما از ماجرا سر در آورده ایم بعد برای عادی سازی بین خودشان شروع به دیالوگ کردند،اگه قرار باشه هر کسی بیاد اینجا و مدعی بشه دیگه ما باید صبح تا شب به این حرفها رسیدگی کنیم،برادر قلانی یه تخقیق کن ببین آیا چنین خودوریی وارد شده یا نه؟

اگه وارد شده زنگ یزنید بیاید ببرد،بعد رو به ما کرد و گفت شما اینجا چکار دارید؟بعد هم ما گفتیم برای گرفتن کابل ها آمده ایم وقتی داشتیم بر می گشتیم هر دوی ما واقعآ ناراحت بودیم ولی هیچکدام به روی خودمان نیاوردیم.

بعد از این جریان چند روری گشت،یک روز به طور اتفاقی با برادر هوشنگ دودکانی رفتیم ترابری من راننده بودم برای همین با فرمانده های زیادی تردد داشتم،وقتی به پارکینگ رسیدیم دیدم انبوه خودرو های شخصی که معلوم بود برای مردم عراق است آنجا پارک است،و تعدادی هم در حال رنگ شدن هستند،من تازه متوجه شدم داستان یکی دوتا نیست این یک پروژه است.

وقتی برگشتیم به قرارگاه مستقیم رفتم دفتر خواهر پریچه،بعد از کمی احوال پرسی از من و سوال های کشکی پرسیده چیزی شده؟

پرسیدم آیا این درست است که ما یک سازمان انقلابی هستیم و نباید مال خری کنیم؟بهم گفت منظورت را متوجه نمی شوم!بعد تمام ماجرا را برایش تعریف کردم بهم گفت برو بعد باهات صحبت می کنم،فهمیدم خودش تصمیم گیرنده نیست و جوابی برایم ندارد میخواهد از بالا دستیهایش بپرسد.

بعد از آن روز من دیگه بیرون قرارگاه شیش نرفتم و در خود قرارگاه مشغول بکار شدم و بیرون نرفتنم را هم به دلیل ناراحتیم عنوان کردم،بعد از چند روزی مهناز شهنازی صدایم کرد،و طبق معمول با حرف های الکی سر حرف را باز کرد و بهم گفت میدونم که فکر میکنی که ما اموال‌ مردم عراق را گرقته ایم ولی واقعیت این است که ما بابت آنها پول پرداخت کرده ایم و هیچ کار خلاقی انجام نداده ایم ما نمی خریدیم کسی دیگر میخرید،همه ی ماجرای در اشرف را شرح دادم و گفتم آن مرد بیچاره گریه میکرد ولی ما همه ی زندگی او را تباه کردیم،وقتی دید من خیلی ناراحت هستم بهم قول داد که حتمآ کار اون مرد را دنبال کند و خودرو را بهش تحویل دهند،دیگه بعد از آن داستان هر روز از سازمان بیشتر فاصله میگرفتم و به خدا سوگند این ماجرا کوچکترین داستان این فرقه می باشد.

فرقه ای که به اموال مردم زجرکشیده ام رحم نمی کند چگونه می خواهد آزادی بیاورد

لینک به منبع

دزدی‌های سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/علیرضا-نصراللهی-میهمان-تلویزیون-مردم/

علیرضا نصراللهی میهمان تلویزیون مردم تی وی

علیرضا نصراللهی میهمان تلویزیون مردم تی ویکانون آوا (مردم تی وی)، هشتم می 2021:… آقای علیرضا نصرالهی  عضوجداشده فرقه رجوی از فرانسه  دررابطه با – افشای پروژه کثیف جذب دوباره جداشدگان توسط فرقه مجاهدین – فرقه مجاهدین پس از دست دادن پشتیبانی سیاسی ( ترامپ ) و مالی ( عربستان ) صحبت کردند. مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند. ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن ویاایمیل با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم. علیرضا نصراللهی میهمان تلویزیون مردم تی وی 

علیرضا نصراللهی - هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحومهادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحوم

علیرضا نصراللهی میهمان تلویزیون مردم تی وی

آقای نصرالهی در برنامه زنده این هفته کانون آوا درتلویزیون مردم

علیرضا نصراللهی میهمان تلویزیون مردم تی وی

آقای علیرضا نصراللهی، پاریس

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان ومنتقدین سازمان مجاهدین در تلویزیون MardomTv.com

روزجمعه 07 می 2021 برابر با 17 اردیبهشت 1400 ساعت 12 ظهربوقت واشنگتن، ساعت 18 بوقت آلمان و ساعت 20:30 بوقت ایران  آقای علیرضا نصرالهی  عضوجداشده فرقه رجوی از فرانسه  دررابطه با

– افشای پروژه کثیف جذب دوباره جداشدگان توسط فرقه مجاهدین
– فرقه مجاهدین پس از دست دادن پشتیبانی سیاسی ( ترامپ ) و مالی ( عربستان ) صحبت کردند.

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند.

ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن ویاایمیل با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

لینک به منبع

علیرضا نصراللهی میهمان تلویزیون مردم تی وی

***

#MaryamRajavi #MehdiAbrishamchi Smuggled #HadiSaniKhalni to France#MaryamRajavi #MehdiAbrishamchi Smuggled #HadiSaniKhalni to France for false flag operation

میثمی: رجوی را نمیدانم ولی سازمان مرحوم استمیثمی: رجوی را نمیدانم ولی سازمان مرحوم است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ایرج-مصداقی-و-مجاهدین-خلق/

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق – دلیل دستپاچگی مریم رجوی چیست؟

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق مریم رجویعلیرضا نصراللهی، یاران ایران، پاریس، بیست و چهارم آوریل 2021:… آقای ایرج مصداقی بعد از خارج شدن از زندان آنچه که بر او گذشته بود را بیان نمود و به عبارتی می توان گفت ایشان بخشی از خاطرات خودش را بصورت مصاحبه و بخشی را بصورت کتاب و بخش دیگری را بصورت ویدیویی انتشار داده است. هر کسی می تواند خاطرات خودش را هر جور که دوست دارد منتشر کند ولی بر اثاث واقعیت های اتفاق افتاده. آقای ایرج مصداقی در بخشی از خاطرات خودش در زندان نوشته بود که او را بالای سر جنازه های خیابانی و اشرف برده بودند. حالا به هر دلیل. چرا به شما فشار آمده است؟ ایرج مصداقی و مجاهدین خلق .

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق مریم رجویایرج مصداقی و مجاهدین خلق – دلیل دستپاچگی مریم رجوی چیست؟

1- دستپاچگی و سراسیمه عمل کردن مریم رجوی بابت ایرج مصداقی و سایر جداشدگان

«علیرضا نصراللهی،انجمن یاران یاران،بیست و چهارم،آوریل،۲۰۲۱»

دوستان و همراهان عزیز و مهربان یاران ایران

خبرهایی که در این روزها در سایت جاسوسی و خبرچینی فرقه رجوی منتشر می گردد نشانه از یک دسپاچگی و چپ و راست زدن فرقه برای اینکه فقط جوابی داده باشد نمایان می باشد.

آقای ایرج مصداقی بعد از خارج شدن از زندان آنچه که بر او گذشته بود را بیان نمود و به عبارتی می توان گفت ایشان بخشی از خاطرات خودش را بصورت مصاحبه و بخشی را بصورت کتاب و بخش دیگری را بصورت ویدیویی انتشار داده است.

هر کسی می تواند خاطرات خودش را هر جور که دوست دارد منتشر کند ولی بر اثاث واقعیت های اتفاق افتاده. آقای ایرج مصداقی در بخشی از خاطرات خودش در زندان نوشته بود که او را بالای سر جنازه های خیابانی و اشرف برده بودند. حالا به هر دلیل. چرا به شما فشار آمده است؟


ایرج مصداقی و مجاهدین خلق بتول سلطانی: ۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان 


اگر آقای ایرج مصداقی دروغ هم گفته باشد، به نظر من این عکس‌العمل های شما فقط یک معنی دارد و آن این است که تمام حرفهای ایشان حقیقت دارد. چون با دستپاچگی و سراسیمه عمل کردن شما در مورد آقای ایرج مصداقی هر کسی به این نتیجه می رسد که چرا سازمان مجاهدین این ماجرا برایش حیاتی شده؟  تا آنجا که بیانیه جمع می کند و بابت آن به هر یک از اعضای خائن و مزدورش دستور می دهد که باید در رابطه با ایشان مطلب بنویسند و مرز بندی خودشان را اعلام کند و تازه تمام حرف های ایشان را دروغ محض بنامند.

تازه داستان به  اینجا هم ختم نمی شود و وارد مرحله جدیدتری می شود که با تحت فشار گذاشتن محمد رجوی فرزند مسعود رجوی توسط کارفرمای خارجی خودش که اگه به درخواست فرقه تن ندهد باید برای همیشه با کارش خداحافظی کند. جالب اینجاست که محمد رجوی تازه متوجه این موضوع می گردد که این شرکت مطلق به فرقه می باشد و آن کارفرما فقط مترسکی بیش نیست و اگر بخواهد کارش را حفظ کند باید مطلبی بنویسد و فرقه رجوی منتشر کند که ایرج مصداقی مامور وزارت اطلاعات ایران می باشد و این یک دستور می باشد و نه یک درخواست و نه یک خواهش!!!

درست است که این پسر همان پدر هست و فرقه در همه ی موارد او را تحت کنترل دارد ولی بالاخره هر کسی یک وجدانی دارد،و تا آنجا که من یادم هست محمد در اکثر نشست ها تناقض داشت و همیشه آخر نشستها می ایستاد،ولی خوب به خاطر پدر او را آزادتر می گذاشتند.ولی الان چی،محمد رجوی به هر دلیل نمیخواهد،تن به این ظلت دهد و نصمیم گرقته که در مقابل این حریان ایستادگی کند و ماجرا کمی حالب شده،چون اگه به همین روال پیش رود که من بعید میدانم بگذارند چنین شود،شاید محمد بتواند ما را به حقایقی عمیق تر برساند،ولی اگه مریم زن بابای اون هست او را رام می کند،ولی تو رو خدا نگاه کنید چگونه می خواهند که آدمها برایشان شهادت دهند،محمد رجوی می گوید من ایشان را نمی شناسم و نمیتونم بدون دلیل بهش مارک مامور وزارت اطلاعات بزنم اینان می گویند ما بهت میگیم تو هم بگو.

ماجرا به این هم ختم نمی شود و کار به ملاقات با هزار و پانصد زندانی در داخل زندان های ایران کشیده می شود، و خیلی جالب است که تمام این ۱۵۰۰ نفر یک دل و هم صدا تمام خاطرات آقای ایرج مصداقی را دورغ می پندارند،و به گفته تمام زندانیان و سازمان مجاهدین ایشان ( آقای ايرج مصداقی ) اصلا رَده و صلاحیت این را نداشته که آقای لاجوردی بخواهد با او هم کلام شود و او را به عنوان یکی از نفرات ارشد سازمان مجاهدین قبول کند،چون به قول گفته خود فرقه  کسانی چه بسا بالاتر از مصداقی وجود داشته چرا باید فقط او را انتخاب کنند و این هم یکی از دلیل های رد خاطرات ایشان بوده است.آخه مریم و مسعود باید برای آقای لاجوردی حکم صادر می کردنند که با چه کسانی از فرقه رفت و آمد کند

لطفاً به این نوشته که از سایت خود فرقه براشته ام توجه کنید.

« ایران افشاگر »

یک تناقض آشکار

بردن مصداقی به‌مثابه یک زندانی هوادار ۲۱ ساله به‌تنهایی بر سر پیکر شهیدان ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ آن‌هم در شرایطی که هزاران زندانی با رده‌های بالاتر در اوین بودند و هرروز و هر ساعت بر شمار آنها افزوده می‌شد، به‌هیچ‌وجه قابل توجیه نیست، با کس دیگری هم این کار را نکرده‌اند، افراد زیادی را در آن روز در گروه‌های چند ده و چند صدنفره بر بالای سر پیکر شهیدان بردند و کسانی که با احترام با این پیکرها برخورد کردند را زیر شکنجه برده یا سر ضرب اعدام کردند.
من واقعآ خیلی خوشحال هستم که در این زمان فرصتی پیش آمد و پروردگار تقدیر را چنان چرخاند که سازمان مجاهدین از قدرتی که صدام به آنها عطا فرموده بود بیرون بیایند،و سرنوشت برای این خائنین نوشت هر چه کرده اید دیگه بس است حالا باید از درون دل خودتان آدم هایی بیرون بیایند تا تاریخ زنده بماند و مردم و تاریخ ایران هیچگاه فراموش نکنند که ایران به دست یک مشت حرامزاده به تاراج رفت.

ما نفرات و اعضای جداشده از این فرقه از اینکه یک زمانی خودمان هم درون این گروه بوده ایم شرم داریم و این یکی از کابوس های بد تاریخ زندگیمان هست،ما در پیش مردم و خداوند همیشه سرمان افتاده و پایین است،ولی به خداوند بزرگ سوگند ما ندانسته و اجباری در این فرقه بودیم،ما برای آزادی رفته بودیم ولی خودمان اسیر شدیم.منظورم از ندانسته اطلاعات کافی از این فرقه می باشد.

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق علی زرکشسعید شاهسوندی: محاکمه علی زرکش دراقامتگاه رجوی در حومه پاریس.  صدور حکم اعدام برای او و عکس العمل من

همه اعضای جداشده از این فرقه،در پی فرصتی برای جبران گذشته می گردنند،و می خواهند بلکه با انتشار تجربیات و آزادی اسیران در بند اسارتگاه رجوی،بلکه با شاد کردن اعضای خانواده ای شاید از بار گناهان شان کاسته شود،بله دوستان ما همه گناهکاریم.

گناه ما این است که می گذاریم این فرقه هر غلطی که دلش می خواهد بکند و هر حرفی که دوست دارد بزند واقعیت اینست که ما هیچ پشتیبانی نداریم و از طرف هیچ دولتی هم ساپورت نمی شویم و هیچکس هم تا به حال نیامده به ما دلار و یوروی بدهد. راستش من کاملا تعجب می کنم وقتی مطالب سایت فرقه را می خوانم و در آن مطالب نوشته می شود فلان شخص از ماموران اطلاعات بابت این موضوع دویست هزار یورو و به آن شخص چهار صد هزار یورو از آقای ایکس دریافت کرده اند. پس چرا ما تا بحال از این پول ها ندیده ایم؟

ولی هم ما و هم شما یک موضوع را خوب می دانیم،تمام این بازی که شما برگذار می کنید،بازنده اصلی آن خود شما هستید،نه ما.

به راستی چرا وقتی به خودتان می رسد زندان و زندانیان همه راستگو و درستکار می شوند ولی وقتی به ما می رسد ماها همه دروغگو هستیم،اگر آقای ایرج مصداقی از اعدام و زندان عبور کرده،و انگ همکاری بهش میزنید،میتوانید در یک سند کاملا شفاف و خالی از دروغ از دستگیری تا آزادی مسعود رجوی در زندان شاه را منتشر کنید؟

تازه آن موقع همه متوجه خواهند شد که ایشان ( مسعود رجوی ) در آدم فروشی هم قهار هستند،و با فروختن همرزمانش جان خودش را خرید،و این سند همکاری با سواک تا ابد در پیشانی این مرد صد هزار رنگ چسبانیده شده است.همانند خانه ی زعفرانیه،دیگه همه داستان عشق مسعود رجوی به همسر و فرزند را می دانند،که اول جان خودش را نجات داد و بعد گفت گور پدر زن و بچه و همه ی کسانی که در خانه زعفرانیه بودند،نه خانم قجر؟

آخه مریم قجر شماها به کدام  تپه‌ی…. خودتان افتخار می کنید؟ چه دستاوردی بزرگی در طول این چند دهه به ارمغان آورده اید؟ جز اینکه از زمان شاه تا به الان جز ترور و خیانت و جنایت و دشمن شاد کردن و عزادار کردن خانواده ها و همکاری با گروه ها و سازمان های جاسوسی دستاورد دیگری هم داشته اید؟

چون با دولت ایران مشکل دارید و از آنها خوشتان نمی آید و آنها دست و پا شما را از حکومت کوتاه کرده اند باید به هر کثافتکاری تن دهید؟

مسعود رجوی دادگاه شاه ایرج مصداقی و مجاهدین خلق سی  فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

به خدا قسم اگر دولت ایران در آن زمان به شما گوشه چشمی نگاه می کرد و شما را در دستگاه های دولتی می پذیرفت،الان شماها خدا را بنده نبودید،همانطور که مسعود رچوی را فقط یک شخص به خوبی شناخت،و آنهم خودت رهبر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۹ که گفت من اگر می دانستم و آگاه می شدم که شماها یک در هزار از آنچه که در آینده به آن دست خواهید زد دست بر می دارید،با شماها به تفاهم می کردم.

من واقعآ تحسین میکنم کسی را که این چنین خیلی زود دست مسعود رجوی و همدستانش را رو کرد،آنها وقتی دیدند که دیگه فریبکاری راه به جای نمی برد ماهیت اصلی‌شان رو شد،و فکر می کنم لازم به گقتن نیست چون تمام ماجرا را همه ی مردم ایران به خوبی یادشان هست و آنها که کوچکتر بودن از پدران و پدر بزرگانشان شنیده اند که گروهی از اعتماد و حسن‌نیت مردم ایران سواستفاده کردند،و بزرگترین خیانت تاریخ را به مردم و کشور عزیزمان یعنی ایران کردند.

حالا صحبت از حقوق بشر و حقوق زن و مرد و دلسوزی برای مردم ایران می کنند!!!مردمی که خود فرقه رجوی درباره آنها اطلاعات جمع آوری می کند،و به موساد و داعش و دگر گروه های تروریستی می دهد تا آنان بیاید با همدسی با فرقه رجوی آنها را ترور کنند!!!

برای همین ترورها و آدم فروشی هایت هست که خودت را در نشست های مختلف جر می دهی؟و کاسه داغ تر از آش می شوی؟و با تعدادی سیاستمدار بازنشسته لب گور همانند خود حقوق بشر را به چالش می کشید و میخواهید برای مردم ایران آزادی به ارمغان بیاورید؟

خانم مریم قجر،تو خودت را با دیگران قیاس نکن،به قول خودت در نشست ها می گفتی قیاس کردم حرام است،ولی چون میدانم در هنگام خواب به رویاهای زیادی فکر می کنی،خواستم بهت تذکر دهم تو هرگز در خواب هم به رویاهای مسعود نخواهی رسید،چه برسد به بیداری،ریاست جمهوری بر ایران لیاقت می خواهد،و در ضمن مثل اینکه شماها آلزایمر دارید چون کسی که می خواهد ریئس جمهور کشوری شود باید قسم بخورد که به کشور وفادار بوده است،آیا شما به کشورتان وفادار بوده اید؟

بگذریم خانم قجر،من نمی دانم که در سر و فکر پلید شماها چه می گذرد،ولی بیایید،کمی با مردم و یا حداقل با خودتان رو راست باشید،بیا و برای آخرت خودت کمی ثواب کن تا بلکه از غذاب جهنم ت ذره ای کاسته شود،خانم مریم قجر خون گربیانت را خواهد گرفت،یادت هست که در یکی از نشستها با شوهرت فریاد می زدی که همه ی گناهانتان برای مسعود،پس باید منتظر باشی که هم در این دنیا و هم در آخرتت،آه و اشک مادران و پدران آن بچه هایی که تو باعث نابودی آنها شدی گریبانت را بگیرد.

مسعود رجوی،از سال ۱۳۵۷ تا به الان که۱۴۰۰ می باشد باعث و بانی تمامیه خون های به ناحق ریخته شده این سال ها می باشد،چون اگه این آقا سودای رهبریت به ایران را بر سر نداشت،چه بسا الان کشورمان در تاریخ به شکل دیگری رقم میخورد،هر چی بود از الان صد هزار مرتبه بالاتر بود.

یک دشمن خانگی از هزار تا دشمن خارچی بدتر است،باور کنید در قرن های آینده مردم ایران همه ی ما را مقصر خواهند دانست که چرا ما تنوانستیم این گروه را از گردونه مدار ایران خارج کنیم.

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق رجوی صداممریم رجوی بجای مسعود رجوی. ترکی الفیصل بجای صدام حسین. مجاهدین خلق ایران اینبار در استخدام در موساد

در انتهای مطلبم خانم مریم عضدانلو،با این همه دروغ و کلاهبرداری به خدا دستت به هیچ جایی نخواهد رسید،مردم را بی شعور فرض نکن،بی شعور خودتان هستید که فکر می کنید با چاپ چند تا عکس و چند تا مقاله به دروغ از اینو آن سر همه را زیر آب می کنید،تا کی میخواهید به این مزخرفات ادامه دهید و به همه مارک مامور و یا پادو و یا گماشته وزارت اطلاعات را بزنید؟

اگر در وجود بی وجوتان ذره ای انسانیت و شرف وچود دارد که اصلا محال است که باشد،خواهش می کنم آن کسانی که می خواهند به آغوش گرم خانواده هایشان برگردنند آزاد کنید،مادران و پدران آنها دیگه پیر و فرسوده شده اند،و دیگه طاقت فراق را ندارند،و عمرشان به امروز و فرداست پس بیا برای دل خوشی دل این عزیزان درب زندان را باز کن و آنان آزاد کن.

لابد الان می گویی اینان خودشان انتخاب کردنند بماند ما جلوی کسی را به زور نگرفته ایم،که اگه چنین هست دست از پشت پرده دولت آلبانی بردار،و به لابی هایت دلار نرسان تا دولت آلبانی همانند گذشته برای خانوادها ایرانی ویزا صادر کنند بعد از ملاقات با خانوادها اگه دیدی کسی دیگه تقاضای دیدار و ملاقات داشته باشد. چون دیگه کسی در اشرف سه نمی ماند که بخواهد نقاضای ملاقات داشته باشد.

هر آنچه که شرط بلاغ بود گفتیم…

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق – دلیل دستپاچگی مریم رجوی چیست؟

2- مصادره ی یک جنبش، توسط یک بریده و خائن به مرکزیت

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقیسه‌شنبه 31 فروردین 1400

اخیرا سازمان، سلسله مقالاتی را در مورد ایرج مصداقی شروع کرده است و بشدت تلاش می کند که او را یک خائن به جنبش مجاهدین نشان بدهد که در زندان رژیم، دست به خیانت گسترده ای زده و افراد بسیاری را لو داده که منجر به اعدام یا شکنجه ی آنان شده است!

این تلاش سازمان دراین حد و اندازه ، که بر روی یک فرد ، متمرکز شده است، مشکوک است و می تواند نشانگر یک آدرس غلط و به حاشیه بردن خیلی از مسائل کلیدی باشد!

اگر فرض کنیم که آقای ایرج مصداقی ، همان شخصیتی را دارد که رجوی ها تلاش به نشان دادن آن دارند، باز هم نیاز به چنین واکاوی های گسترده ای نیست! این تلاش های مشکوک دو خاستگاه می تواند داشته باشد :

نخست اینکه او را علنا و بصورت گسترده نقره داغ می کنند ، تا حساب دست بقیه بیاید وهمه ی کسانی که در صحنه ی رویاروئی با مجاهدین به میدان آمدند را فراری دهند.

یا اینکه با این گرد و خاک ها، روی خیانت های یک خائن بزرگ در زندان ساواک خاک بپاشند و آنرا به باد فراموشی بسپارند.
شخصا از وضعیت قبلی و فعلی آقای ایرج مصداقی که سوژه ی اصلی کمیسیون قضائی شورای کذائی رجوی قرار گرفته است، خبر ندارم، اما از آنجائی که 6 ماه در زندان های انفرادی سازمان ، شبانه روز سرو کارم با این قضائیه ی جلادان رجوی بوده است ، به یقین می توانم بگویم که خزعبلات ادعا شده توسط این کمیسیون قضائی شیطانی، کذب بوده و یک بزرگنمائی به قصد به انحراف کشاندن اذهان است.

ایرچ مصداقی مجاهدین خلق مریم رجویایرج مصداقی: مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی از مسئولان مجاهدین خلق + («بدون شرح» اما با شرحي مفصل)

از نظر نگارنده، هر شخصی که قدما یا قلما، در مسیر افشای جنایات شخص مسعود رجوی ، قدمی بردارد ، یا مطلبی بنویسد، یک انسان با وجدان، شجاع، سیاسی، متعهد و مومن است که علیه یک سیستم بسیار فاسد و کثیف به نام سازمان مجاهدین خلق و یک رهبر خائن، با پرداخت بهای سنگین به میدانی آمده است که هر کسی را توان پرداخت چنین بهائی نیست.

از قبل سلسله مقالاتی در کوبیدن شخصی که چیزی برای از دست دادن ندارد، محکوم و باطل است و آب در هاون کوبیدن است که فقط در فرقه ی رجوی مصرف داخلی دارد و هرگز هیچ کسی در دنیای آزاد که دسترسی آزادانه به اخبار دارند و مجاهدین را می شناسند، پشیزی ارزش ندارد!

اگر در تاریخچه ی سراسر ننگین سازمان مجاهدین نظری بیافکنیم، یک خائن اصلی وجود دارد که باعث دستگیری و اعدام بنیانگذاران این سازمان و سپس به انحراف کشاندن آن سازمان شده است و آن خائن کسی نیست جز مسعود رجوی !

چه کسی مسعود رجوی را رهبر این سازمان نامیده است؟

این رهبر خود منتسب خائن ، چه خیانتی را در زندان می توانست انجام بدهد ، که نکرده است ؟

از کروکی کشیدن تا سوار شدن و رفتن به محل هایی که منجر به دستگیری بهترین دوستانش شده است تا خیانت به همسر و فرزند خود!

امروز دیگر اظهرمن الشمس است که مسعود رجوی عامل اصلی اعدام بنیانگذاران سازمان وهمچنین جا گذاشتن اصلی ترین مهره ایدئولوژیک سازمان یعنی موسی خیابانی و همسر و فرزندش در ایران بوده است که منجر به مرگ همسر و اصلی ترین مهره ی سازمانی شد ! تا یکه تاز صحنه ی سازمان مجاهدین شود و رهبری آنرا شش دانگ مال خود کند!

اسناد خیانت مسعود رجوی و همکاری های گسترده اش با ساواک، اسنادی نیست که بتوان آنان را کتمان کرد.

وصف شجاعت های مسعود رجوی در زندان شاه را نیز بسیار شنیدیم که به یک نمونه از زبان عباس داوری (عضو ارشد کنونی سازمان مجاهدین ) بسنده می کنم :

” عباس داوری” ، در سال 1360 در فرانسه ، زمانی که عضویت دفتر سیاسی سازمان را یدک می کشید ، داستان مسعود رجوی در زندان را که هم بندش بود ، به یکی از دوستان شورائی ! سازمان این طور روایت می کند :

این مردک ( مسعود رجوی ) ، که امروز این طور هارت و پورت می کند ، بس که موذی بود در زندان حتی یک چوب هم نخورد ! آن قدر مرتاض بازی در می آورد و غذا نمی خورد و رنگ و رویش زرد بود ، هر وقت که ساواک سراغش می آمد غش می کرد و از حال می رفت و هر جا که سمبه را پر زور می دید ، پیشاپیش کروکی خانه حنیف نژاد و دیگران را بر روی کاغذ می کشید و آن را دست ساواک می داد تا آنان از سر تقصیراتش بگذرند !!!

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق رجوی صدامعباس داوری و  مسعود رجوی ، ایدئولوژی مجاهدین خلق

اکنون به پیشینه ی این رهبر فرزانه (مسعود رجوی خائن ) نگاهی بیافکنیم تا ببینیم چه چیزهائی در چنته داشته است که اکنون به آنها می نازد و به دیگران (از جمله ایرج مصداقی ) ابلهانه می تازد:

دستگیری و اعدام رهبران اولیه مجاهدین خلق درسال 1350 و به دنبال آن مارکسیست شدن برخی از اعضای شاخص باقی‌مانده سازمان باعث خلأ در کادر رهبری شد و بسترهای لازم را برای عرض اندام فردی به نام مسعود رجوی فراهم کرد. کسی که بعدها با اتخاذ تصمیم‌های اشتباه در غلتیدن هر چه بیشتر سازمان مجاهدین خلق در تباهی نقش مؤثری داشت. هرچند تاریخ‌نگاران درون سازمان در دهه‌های اخیر سعی کرده‌اند از رجوی شخصیتی مبارز و مقاوم در دوران پهلوی بسازند، محک این ادعاها براساس خاطرات افرادی که در آن موقع با او آشنایی داشتند، بیشتر و بهتر مشخص می گردد.

بهمن بازرگانی از سؤالات مسئله‌دار رجوی خبر داده و گفته است:

«رجوی در اوایل سال 1346 که من مسئولش بودم، می‌‍‌پرسید امام زمان چگونه با علم جور درمی‌آید؟ چرا پیغمبر در بیشتر جنگ‌ها بیمار بود و در میدان نبرد نبود؟ من هم بهش گفتم: اصلا برام جواب اینها مهم نیست. اگر برایت مهم است، تو را تحویل مسئول قبلی بدهم؟ رجوی گفت: نه این کار را نکنید؛ برای من هم مهم نیست».

بهمن بازرگانی: رفتار مسعود رجوی در زندانبهمن بازرگانی: رفتار مسعود رجوی در زندان و بعد از آزادی

نگاه منفی به رجوی منحصر به مسئولان او نبود، بلکه در آن زمان رهبران اولیه مجاهدین خلق نیز با مشاهده رفتارهایش به او ایراداتی وارد می‌کردند؛ به عنوان مثال حنیف‌نژاد گفته است: «رشد مسعود بادکنکی است. در اثر زیادی مطالعه غرور پیدا کرده است». اصغر بدیع‌زادگان هم به رجوی انتقاد داشت و می‌گفت که غرور مسعود به او ضربه خواهد زد.

ایرج قهرمانلو که در مقعطی رجوی مسئول او بوده درباره‌اش گفته است:

«رجوی مفهوم انتقاد را درک نمی‌کند. فکر می‌کرد به او توهین شده و یا او نفی می‌شود اگر انتقاد را بپذیرد»، سپس می‌گوید: «رجوی همچون کودک شروری بود که نه تنها اسباب‌بازی‌هایش بلکه شیشه‌های در و پنجره را هم می‌شکند. مسعود وارد یک پروسه هرج و مرج شده بود که دیگر توانایی دیدن دنیای پیرامونش را نداشت؛ ازاین‌رو او هرگز نمی‌توانست هیچ انتقادی را بپذیرد».

محمد محمدی، از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که مدتی با رجوی در زندان بوده، درباره او می‌گوید:

«معتقد بودم رجوی ضعف تئوریک دارد. درباره اینکه خدا در تئوری سازمان نقشی ندارد، او جواب مشخصی نداشت. در مقابل می‌گفت: ما یک ملت را نجات دادیم. چیزی که تو می‌گویی در برابر آن ارزشی ندارد. اگر اشکال هست، باشد؛ موردی ندارد».

علاوه بر این ضعف نشان دادن در زمان زندان و لو دادن بسیاری از مبارزان یکی دیگر از مواردی است که در خصوص رجوی در دوران پهلوی روایت شده است. عزت‌شاهی دراین‌باره می‌گوید: «رجوی وقتی در شهریور 1350 دستگیر شد تا سال 1353 اصلا شکنجه نشد و صحنه‌آرایی‌ها و دفاعیات وی در دادگاه به گونه‌ای بود که همه فکر کنند او یک قهرمان است. احکامی که در حق مسعود صادر شد خیلی تأمل‌برانگیز بود. برای او ابتدا اعدام بریدند، ولی در تجدید نظر این حکم به حبس ابد تنزل یافت و رجوی با حکم ابد روانه زندان شد».

پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک، هم همکاری رجوی با آنها را تأیید کرده و می‌گوید:

در بازجویی همکاری می‌کرد. خبر یک درجه تخفیف او را که دادیم به روزنامه‌ها نوشتیم که رجوی در جریان بازجویی همکاری کرده و شامل یک درجه تخفیف می‌شود. او معترض شد که من چه همکاری داشته‌ام؟ این در حالی بود که مسعود در بازجویی خیلی آدم معرفی کرده بود».

پرویز ثابتی : چرا رجوی اعدام نشدپرویز ثابتی : چرا مسعود رجوی اعدام نشد

پرویز معتمد، مأمور عملیاتی ساواک، نیز از همکاری رجوی با این سازمان خبر داده و می‌گوید:

«مسعود رجوی را با ماشین گشت می‌بردم توی خیابان که آدرس نشان بدهد. خانه محمد حنیف‌نژاد، رهبر مجاهدین، به اتفاق محمد حیاتی را او لو داد. من رنگ خانه را دقیق یادم هست. من در دستگیری حنیف‌نژاد شرکت داشتم. به خاطر همین همکاری‌ها بود که با تلاش مسئولان ساواک رجوی تخفیف گرفت. چرا ساواک برای بقیه این تخفیف را نگرفت؟

 روایت پرویز معتمد مسئول تیمهای تعقیب و مراقب ساواک از مسعود رجوی روایت پرویز معتمد مسئول تیمهای تعقیب و مراقب ساواک از مسعود رجوی

بررسی خاطرات افرادی که در زندان با رجوی در ارتباط بودند نشان می‌دهد که او در آن دوران شخصیت جاه‌طلبی داشته؛ ازاین‌ رو توانسته با استفاده از مشکلات به‌ وجودآمده در سازمان، خودش را در کادر رهبری قرار دهد. محمدی درباره رجوی می‌گوید: «از نظر من اطلاعات رجوی درخصوص منابع دینی مثل قرآن و نهج‌البلاغه و تاریخ اسلام ضعیف بود و توان نظر و استنباط قوی را نداشت، اما در حوزه تعلیم مارکسیسم و خصوصا تشکیلات، خوب کار می‌کرد و مسلط بود. من به او می‌گفتم: تو مرد همیشه پیروز تاکتیک و همیشه شکست‌خورده در استراتژی هستی؛ یعنی پیروزی کوتاه‌مدت به ‌دست می‌آوری، اما در درازمدت شکست می‌خوری».

اکنون در دراز مدت یعنی پس از حدود چهل و اندی سال ، حرفهای آنروز محمد محمدی، از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که مدتی با رجوی در زندان بوده، کاملا درست از آب درآمده است با این تفاوت که مسعود رجوی همیشه هم در تاکتیک و هم در استراتژی ، در کوتاه مدت و در دراز مدت یک بازنده و یک شکست خورده است، رهبری که حتی به یاران خود نیز رحم نکرد و همه را شکنجه و زندانی کرد، رهبری که هرگز به هیچ کس بهائی نداده است، باید هم که برای همیشه در سوراخ موش روزگار گذرانده و در حسرت آفتابی شدن دق مرگ شود . . .

فرید

ایرج مصداقی و مجاهدین خلق – دلیل دستپاچگی مریم رجوی چیست؟

دزدی‌های سازمان مجاهدین

***

همچنین: