دستاوردهای فرقه رجوی !؟

دستاوردهای فرقه رجوی !؟

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، هفدهم سپتامبر 2015:… رجوی با اندیشه فرقه گرا یا نه اش سازمان مجاهدین خلق را از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج کرده و آنرا تبدیل به یک فرقه تروریستی و باند مافیایی خطرناک نموده است و الان به سازمان مسعود و مریم تغییر نام داده است که با عملکرد فرقه گرا یا نه اش سانسور شدید و خفقان شدید و نقض فاحش حقوق بشر در داخل مناسبات قرون وسطایی و استالینی اش و …

به بهانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین – قسمتهای اول و پایانی

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمتاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

لینک به منبع

دستاوردهای فرقه رجوی !؟

رجوی با خیانت به بنیان گزاران سازمان مجاهدین رهبری سازمان را مصادره کرد و هیچگاه هم مسولیت اشتباهات خود را نپذیرفته و پاسخگو نبوده است و همواره هم در سر بزنگاه ها نیروهای سازمان را به کشتن داده و خودش فرار کرده است و اکنون هم بیش از یک دهه است که در مخفیگاه بسر میبرند .

رجوی همواره نیروهای سازمان را سپر بلای جان خود کرده است و در سر فصل های مختلف آنها را به کشتن داده است و بقول خودش تا کنون صد و بیست هزار کشته داده است ولی نه تنها هیچ قدمی رو به جلو در راستای سرنگونی نرفته است بلکه اکنون در وضعیت بسیار اسف باری قرار دارد و در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است. و این خودش دلیل محکمی است برای اینکه ثابت کند که این استراتژی شکست خورده و جواب ندارد .

رجوی با اندیشه فرقه گرا یا نه اش سازمان مجاهدین خلق را از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج کرده و آنرا تبدیل به یک فرقه تروریستی و باند مافیایی خطرناک نموده است و الان به سازمان مسعود و مریم تغییر نام داده است که با عملکرد فرقه گرا یا نه اش سانسور شدید و خفقان شدید و نقض فاحش حقوق بشر در داخل مناسبات قرون وسطایی و استالینی اش و سرکوب شدید بیداد می‌کند .

رجوی به خاطر رفتن به عراق و مزدوری برای حکومت صدام حسین و سوار کردن استراتژی ترور و خشونت خودش روی جنگ ایران و عراق و شرکت در جنگ ایران و عراق و سرباز کشی و عملیات خمپاره باران مناطق مسکونی و کشتن افراد غیر نظامی در داخل ایران بیشترین خیانت را نسبت به مردم ایران و جنبش آزادی خواهی مردم ایران وارد کرده است. لذا به همین خاطر نه تنها از هیچ پایگاه مردمی برخوردار نیست بلکه به شدت مورد تنفر آحاد مردم ایران قرار دارد. بنابراین رجوی چون از حمایتهای مردمی برخوردار نیست به قدرتهای خارجی آویزان گشته و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا و کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی علیه منافع ملی مردم ایران حرکت می کند و در حقیقت آن خلق قهرمانی که به دروغ سنگ حمایت از آنرا به سینه می زند، شامل کسانی نظیر شیوخ عربستان سعودی و نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و ورشکستگان سیاسی در آمریکا و گروههای تروریستی در کشور سوریه و گروه تروریستی داعش در عراق تحت عنوان عشایر انقلابی می باشد. و همچنین به خاطر خیانت به اعتماد مردم به سازمان مجاهدین خلقی که بنیان گزاران سازمان آنرا تاسیس کرده بودند و عدم برخورداری از حمایتهای همه جانبه مردم ایران ؛ خانم مریم رجوی مجبور هستند که برای راه اندازی خیمه شب بازی ها یی نظیر سالروز خشونت و ترور ؛ با خرجهای کلان از شهروند ان افغانی مقیم خارج کشور و آفریقایی ها و دانشجویان بلوک شرق استفاده کرده و سخنران هایش را هم از بین ورشکستگان و بازنشستگان سیاسی در آمریکا و کشورهای اروپایی اجاره کنند. و خلاصه اینکه این سازمان فرقه گرا به برکت رهبری عقیدتی آقای رجوی از هیچگونه استقلال سیاسی برخوردار نبوده و نیست .

رجوی با راه اندازی طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم و راه اندازی حرمسرا برای خودش از زنانی که مجبور به طلاق اجباری شده بودند تحت عنوان شورای مرکزی و شورای رهبری بیشترین ضربه را به جنبش آزادی خواهی زنان ایران وارد نموده است .

رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی مفرطی که دارد و نظرات خودش را کامل می داند و مدعی هست که تنها آلترناتیو هست و خود را رهبر عقیدتی مادام العمر و زنش را هم رییس جمهور مادام العمر برگزید ه است و نه تنها هیچ نظری خلاف نظر خودش را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را متهم به سازشکاری می کند و آنها را تهدید به قتل می کند. لذا به همین دلیل از هیچگونه جایگاهی در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور برخوردار نیست .

رجوی نه تنها استراتژی ترور و خشونت را بهترین راه حل برای مبارزه می داند بلکه بقیه راه حل های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه را قبول ندارد و طرفدار ان راه حلهای مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه را متهم به مزدوری و سازشکاری می کند و با اصرار بر استراتژی ترور و خشونت عملا در مقابل جنبش آزادی خواهی مردم ایران قرار گرفته است .

با اصرار رجوی بر استراتژی ترور و خشونت و عملکرد فرقه گرا یا نه اش؛ اکنون از این سازمان مجاهدین خلق حدود هزار و خرده ای نیرو باقی مانده است که اکثریت شان سالخورده و بیمار هستند و تعداد زیادی از آنها هم به کشور آلبانی منتقل شده اند و بقیه هم در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق گرفتار هستند و در انتظار انتقال به کشورهای امن ثالث بسر میبرند و همچنین اکثریت این نیروها هم بخاطر دیکتاتوری و عدم پاسخگویی رجوی دچار تناقض می باشند.

حالا سازمان مجاهدین با این کارنامه سیاهی که به برکت رهبری عقیدتی آقای رجوی دارد ؛ جواب سوال بسیار واضح و روشن است که رجوی با تبدیل سازمان مجاهدین خلق به یک فرقه تروریستی نه تنها هیچ دستاورد ی برای جنبش آزادی خواهی مردم ایران نداشته است بلکه با عملکرد فرقه گرا یا نه اش عملا در مقابل جنبش آزادی خواهی مردم ایران قرار گرفته است و بیشترین ضربه را به جنبش مبارزاتی مردم ایران وارد کرده است که به سادگی قابل جبران نیست و رجوی باید پاسخگوی این خیانتش به جنبش مبارزاتی مردم ایران باشد و نمی تواند تا ابد در مخفیگاه بسر برده و از پاسخگویی طفره برود.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20576

وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین خلق در آستانه پنجاهمین سالگرد تاسیس ناشی از چیست؟

مهدی سجودی، ایران قلم، بیست و نهم اوت ۲۰۱۵:… رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی و کیش شخصیت مفرطی که دارد ؛ نه تنها بر خلاف اصل انتقاد و انتقاد از خود که جزو اصول اولیه سازمان مجاهدین خلق بود ؛ هیچ انتقاد و نظر مخالفی را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را به قتل تهدید می کند و فرمان قتل آنها را صادر می کند و همچنین خودش را رهبر …

محمد حنیف نژادشما همان مجاهدین دوران شاه نیستید ،خودتان را قاطی ماجرا نکنید!

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین خلق در آستانه پنجاهمین سالگرد تاسیس ناشی از چیست؟

در سال چهل و چهار محمد حنیف نژاد و دو تن از یارانش که دانشجو بودند و از نهضت آزادی انشعاب کرده بودند سازمان مجاهدین خلق را با هدف مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا و حکومت دست نشانده شاه تاسیس نمودند این سازمان ایدیولوژی اسلام را مشی خود قرار داد و به همین دلیل از حمایتهای مالی و تبلیغاتی و معنوی عامه مردم و علمای سرشناس قرار گرفته بود.

ولی در سال پنجاه بدون اینکه وارد عمل شوند ضربه نظامی خورده و سران سازمان توسط ساواک دستگیر شدند و بعد هم بنیان گزاران سازمان اعدام گشتند و در سال پنجاه و چهار بدلیل ضعف ایدیولوژیکی دچار انشعاب شد و ضربه ایدیولوژیکی خورد. اما جدا از ضربه نظامی در سال پنجاه و ضربه ایدیولوژیکی در سال پنجاه و چهار ؛ مهمترین و بزرگترین ضربه ای که سازمان مجاهدین خلق خورد ؛ خیانت رجوی به بنیان گزاران سازمان بود که منجر به اعدام آنها گشت و رجوی با فرصت طلبی و شیادی خاص خودش از فقدان رهبری سوءاستفاده کرده و ایشان در حالیکه بخاطر ترسو بودن و داشتن خود خواهی و قدرت طلبی مفرط ؛به هیچ وجه از صلاحیت رهبری سازمان برخوردار نبود ؛ خود را به عنوان رهبر سازمان مجاهدین خلق آن هم از نوع عقیدتی اش به نیروهای سازمان قالب کرد و این شروع انحراف از مسیر اصلی و اهداف و آرمان هایی که بنیان گزاران بخاطر آن سازمان را تاسیس کرده بودند گردید و همچنین شروع سیر نزولی و افت محبوبیت سازمان در بین مردم ایران گشت.

بله رجوی در این سالیان با خیانت ها و جنایاتیکه علیه مردم ایران مرتکب شده است وضعیت سازمان مجاهدین را به نقطه اسف بار کنونی رسانده است و مهمترین خیانتها یی که رجوی تاکنون مرتکب شده است به قرار زیر می باشد:

یکم: خیانت به بنیان گزاران سازمان :

رجوی در زندان رژیم شاه بدون اینکه یک سیلی بخورد به رهبری سازمان خیانت کرده و آنها را لو داد و باعث اعدام آنها گشت و بعدش هم بخاطر دو ویژگی اصلی که دارد؛ یعنی قدرت طلبی مفرط و هوس رانی ؛ با شیادی خاص خودش رهبری سازمان را مصادره کرد و سازمان را نه تنها از اهدافش دور کرد بلکه صد و هشتاد درجه عکس آن اهداف و آرمان ها حرکت کرد. بطور مثال سازمان مجاهدین خلق برای مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا تاسیس شده بود و امریکا را ببر کاغذی می دانست و از استقلال سیاسی برخوردار بود و تکیه گاه آن مردم ایران بود ولی رجوی بجای مبارزه با امپریالیسم و آمریکا بقول خودش سیاست موازی با آمریکا را در پیش گرفته و یا بقول مریم رجوی که گفته بود به توصیه خانم هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا حاضر شده اند که با انتقال نیروهای سازمان از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی موافقت کنند و همچنین رجوی بجای اینکه تکیه بر مردم ایران داشته باشد. آویزان قدرتهای بیگانه و دشمنان ایران نظیر صدام حسین وافراطی ترین جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا و کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی و اسراییل گردید و هم سو با سیاست های آنها علیه مردم ایران موضع‌گیری کرده و عمل می کند و از هیچگونه استقلال سیاسی برخوردار نبوده و نیست

دوم: خیانت به مردم ایران:

رجوی وقتی در فرانسه اوضاع را بر وفق مرادش ندید با صدام حسین علیه مردم ایران پیمان صلح و دوستی امضاء کرده و به عراق رفت و استراتژی خودش را سوار جنگ ایران و عراق نمود و با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادی بخش که در حقیقت ارتش کوچکی برای صدام حسین بود به مزدوری برای صدام حسین پرداخت و در مناطق مرزی مشغول سرباز کشی گردید و یا اینکه در زمان خاتمی با اعزام تیم های عملیات تروریستی به داخل کشور مشغول خمپاره باران مناطق مسکونی و غیر نظامی و کشتن افراد غیر نظامی گردید و لذا به همین دلیل نه تنها از پایگاه مردمی برخوردار نیست بلکه به شدت مورد تنفر و انزجار آحاد ملت ایران قرار دارد

سوم: خیانت به مردم عراق :

رجوی برای اثبات نوکری و مزدوری تمام عیار ش به صدام حسین از هیچ جنایتی علیه مردم عراق کوتاهی نکرده است. این خیانت ها و جنایت ها علیه مردم عراق از اشغال زمین های کشاورزی اهالی استان دیالی عراق شروع شد تا شرکت در عملیات کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق و تا بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین هم با حمایت از بقایای حزب بعث عراق و گروه تروریستی داعش تحت عنوان عشایر انقلابی در امور داخلی و سیاسی عراق دخالت می‌کند و در جهت عکس مردم عراق و دولت منتخب شان موضع‌گیری کرده و حرکت می‌کند. لذا به همین دلیل مورد تنفر شدید اکثریت مردم شریف عراق و دولت منتخب شان قرار دارد و مردم عراق و دولت منتخب شان خواستار خروج کامل سازمان از عراق می باشند

چهارم: خیانت به جنبش مبارزاتی مردم ایران :

رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی و کیش شخصیت مفرطی که دارد ؛ نه تنها بر خلاف اصل انتقاد و انتقاد از خود که جزو اصول اولیه سازمان مجاهدین خلق بود ؛ هیچ انتقاد و نظر مخالفی را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را به قتل تهدید می کند و فرمان قتل آنها را صادر می کند و همچنین خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر و زنش را هم رییس جمهور مادام العمر می داند و مدعی هست که تنها آلترناتیو هست. لذا به همین دلیل نه تنها از هیچ جایگاهی در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور برخوردار نیست بلکه بخاطر خیانت به جنبش آزادی خواهی زنان و مردان در ایران مورد تنفر جنبش آزادی خواهی و اپوزیسیون داخل و خارج کشور قرار دارد .

پنجم: خیانت به نیروهای سازمان :

رجوی در طول این سالیان فقط به فکر قدرت طلبی بوده است و هر جا هم که احساس خطر جانی کرده است فرار را بر قرار ترجیح داده است و نیروهای سازمان را ملک شخصی خود می داند و هیچ ارزشی برای جان نیروهای سازمان قایل نبوده و نیست و برای پیشبرد اهداف سیاسی و مقاصد خود همواره آنها را گوشت دم توپ کرده و به کشتن داده است. بنابراین در این رابطه ما شاهد بودیم که رجوی در سال شصت با اعلام مبارزه مسلحانه نیروهای بی دفاع سازمان را رها کرده و به پاریس گریخت و در آنجا خیانت به نیروهای سازمان را استارت زد و بعدش هم در عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان تعداد زیادی را به کشتن داد و بعدش هم با راه اندازی طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم زنان و مردان را تحت شدیدترین فشار های روحی و جسمی قرار داد و بعدش هم وقتی که صدام حسین سرنگون شد رجوی احساس خطر جانی کرد و به مخفیگاه رفته و رییس‌جمهور بر گزیده اش را هم به همراه چهار صد تن از سو گلی هایش به فرانسه فرستاد و نیروهای سازمان را در زیر مهیب ترین بمباران هوایی در جنگ عراق و آمریکا در بیابان های عراق تنها گذاشت که بر اثر این بمباران هوایی عده زیادی کشته و زخمی شدند و بعد هم که خلع سلاح شد به بهانه حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف و اصرار بر ماندریستی در عراق پرداخت و زمینه عملیات تروریستی را فراهم کرده و تعداد زیادی از نیروهای گرفتار سازمان را به کشتن داد. همچنین رجوی نه تنها حاضر نیست تا بین این نیروها با خانواده های شان دیداری صورت بگیرد بلکه با زبان چاله میدانی خاص خود ش خانواده را خانواده الدنگ خطاب می کند و بر علیه خانواده ها کتاب نوشته است. بنابراین بخاطر همین کلی از نیروهای سازمان ناراضی هستند و تعدادی جدا شده اند و عده‌ای هم فرار کرده اند و اکنون از این سازمان به اصطلاح مجاهدین و تنها آلترناتیو و ارتش به اصطلاح آزادی بخشش هزار و خرده ای نیرو باقی مانده است که اکثریت شان سالخورده و بیمار هستند و تعداد زیادی هم تا کنون به کشور آلبانی منتقل شده اند و بقیه هم در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق در انتظار انتقال به کشورهای امن ثالث هستند.

بله خوانندگان محترم ؛ بعد از نیم قرن در آستانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق وضعیت سازمان مجاهدین بطور همه جانبه اسف بار هست و اکنون در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است و مسبب اصلی این وضعیت اسف بار کسی جز آقای رجوی نیست که با توهمات ابلهانه اش و با قدرت طلبی مفرطی که دارد سازمان مجاهدین را به سازمان مسعود و مریم تبدیل کرده است و از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج شده و کاملا بصورت فرقه ای اداره می شود و با اقدامات تروریستی اش و اصرار بر ادامه استراتژی شکست خورده و به بن بست رسیده خشونت و ترور سازمان را به این نقطه بر گشت ناپذیر رسانده است که هیچ آینده روشنی ندارد و به سمت نابودی کامل پیش می رود.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20165

اشتباهات بزرگ فرقه رجوی

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، پنجم اوت ۲۰۱۵:… رجوی بعد از اینکه صدام حسین را از دست داد سعی کرد در این مدت سیزده سالی که مناقشه هسته‌ای ایران با قدرت های بزرگ غربی در جریان بود سوار این تضاد شده و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و جنگ و ویرانی علیه مردم ایران گردید …

متن کامل  تهدیدات مزدور فراری مسعود رجوی علیه جداشدگان و منتقدین  در اروپا و امریکا  (همزمان با گشایش کمپ و خروج ۲۳۰ تن دیگر از لیبرتی)

لینک به منبع

اشتباهات بزرگ فرقه رجوی

همانطور که مطلع هستید فرقه رجوی در شرایط بسیار اسف باری از لحاظ سیاسی و اجتماعی و نظامی و تشکیلاتی و نیرویی و ایدیولوژیکی و استراتژیکی قرار دارد و در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است و مسبب اصلی این وضعیت بحرانی و بسیار وخیم هم شخصی رجوی است که بدلیل عدم صلاحیت رهبری و خود کامگی و خود خواهی ها و توهمات ابلهانه و قدرت طلبی مفرطی که دارد ؛ این سازمان را که توسط بنیان گزاران با هدف مبارزه با امپریالیسم تاسیس شده بود ؛ به چنین وضعیت اسف باری کشانده است. بله رجوی با اندیشه فرقه گرا یا نه اش ؛ سازمان مجاهدین خلق را از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج کرده و تبدیل به سازمان مسعود و مریم نموده است. لذا اکنون این سازمان به همت رهبری ایشان به یک باند مافیایی خطرناک و تروریستی با افکار قرون وسطایی و عملکرد فرقه گرا یا نه تبدیل شده است که بجای اینکه تکیه بر مردم ایران داشته باشد ؛ آویزان قدرتهای خارجی گشته است و بجای مبارزه هم مشغول مزدوری برای اسرائیل و عربستان سعودی و سرویس های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای غربی می باشد.

حالا با این مقدمه ای که حضور خوانندگان محترم عرض کردم می پردازم به موضوع اصلی که چه اشتباهات بزرگی سازمان تحت رهبری رجوی مرتکب شده است که وضعیت سازمان را به این نقطه رسانده است؟

از نظر من اشتباهات بزرگی که رجوی مرتکب شده است و وضعیت سازمان را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است بقرار زیر میباشد:

۱) شروع فاز نظامی و آغاز مبارزه مسلحانه در سی خرداد سال شصت :

بعد از اینکه رجوی به همت مردم ایران که علیه رژیم پهلوی به پا خواسته بودند ؛ از زندان آزاد شد ؛ با سوء استفاده از شرایط باز سیاسی بعد از سرنگونی حکومت شاه شروع به رشد بادکنکی کرد ؛ رجوی که به دلیل توهمات و قدرت طلبی مفرطی که داشت و در حالیکه از عهده رهبری سازمانش بر نمی آمد ؛ فکر می کرد که توان رهبری انقلاب نو پای مردم ایران را دارد. لذا به بهانه حمایت از بنی صدر اولین رییس جمهور ایران ؛ با راه اندازی تظاهرات در سی خرداد سال شصت ؛ فاز نظامی و مبارزه مسلحانه را شروع کرد و با عث کشته و زندانی شدن تعداد زیادی از نیروهای هوادار بی دفاع سازمان شد و خودش هم که احساس خطر جانی کرده بود فرار را بر قرار ترجیح داده و به پاریس گریخت.

۲) رفتن به عراق و سوار شدن روی جنگ ایران و عراق :

رجوی بعد از اینکه وعده های سرنگونی شش ماهه رژیم ایران پوچ از آب در آمده و دیگر در فرانسه اوضاع بر وفق مرادش نبود ؛ و همچنین در حالیکه صدام حسین دیکتاتور سابق عراق با ایران در حال جنگ بود و این جنگ ضد میهنی را همه گروههای سیاسی و حتی سلطنت طلبان محکوم کرده بودند ؛ ایشان با امضای قرار داد صلح با عراق برای مزدوری صدام حسین و سوار کردن استراتژی شکست خورده اش را روی جنگ ایران و عراق به عراق رفت.

۳) عملیات فروغ جاویدان تحت عنوان عملیات سرنگونی:

رجوی بعد از آمدن به عراق برای اثبات نوکری و مزدوری تمام عیار ش برای صدام حسین ؛ ارتش به اصطلاح آزادی بخش که در حقیقت ارتش کوچکی برای خدمت به صدام حسین بود را تاسیس کرد و با شرکت در جنگ ایران و عراق؛ به سرباز کشی در مناطق مرزی و سرکوب شیعیان جنوب عراق و کرد کشی در کردستان عراق مشغول شد و این اوج خیانتش به مردم ایران و مردم عراق بود و رجوی می گفت رژیم ایران تن به صلح نمی دهد و صلح طناب دار رژیم ایران می باشد. ولی بعد از اینکه قرار شد آتش بس بر قرار شود و رجوی دید که تحلیل های آبکی اش مثل همیشه اشتباه در آمد ؛ بدون اینکه نیروهای سازمان از کمترین آمادگی نظامی برای حتی یک عملیات ساده نظامی بر خورد دار نبودند ؛ تحت عنوان عملیات سرنگونی و عملیات فروغ جاویدان به تنور جنگ ریخت و بیش از هزار پانصد تن از کادرها و نیروهای سازمان را به کشتن داد

۴) دشمنی هیستریک و افسارگسیخته رجوی علیه کانون گرم خانواده :

رجوی بعد از شکست بزرگ نظامی در عملیات فروغ جاویدان ؛ محبوبیت خود را در بین نیروهای سازمان به مقدار قابل توجهی از دست داد و کلی از نیروهای سازمان مسئله دار شده و تشکیلات استالینی اش دچار ریزش نیرویی گردید. لذا رجوی برای برون رفت از این بن بست و توجیه شکست خود در عملیات نظامی فروغ جاویدان ؛ سعی کرد اشکال شکست خود را به گردن نیروهای سازمان بیندازد و گفت که چون نیروهای سازمان به خانواده وابستگی داشتند و بجای اینکه به من و مریم عشق بورزند ؛ به خانواده عشق می ورزیدند. در نتیجه در عملیات سرنگونی شکست خورده ایم. لذا رجوی تحت عنوان انقلاب کذایی مریم دشمنی خود با کانون گرم خانواده را استارت زد و با راه اندازی طلاقهای اجباری و تفتیش عقاید و مغز شویی و سرکوب و خفقان شدید در تشکیلات سازمان سعی کرد نیروهای سازمان را متقاعد کند که به جای عشق و علاقه نسبت به خانواده باید به من و مریم عشق بورزید و این دشمنی رجوی با کانون گرم خانواده وقتی به اوج رسید که صدام حسین سرنگون شد و خانواده های نیروهای گرفتار در کمپ اشرف برای ملاقات با فرزندان خود جلوی درب کمپ اشرف آمدند و رجوی احساس خطر کرد و پی برد که اگر خانواده ها با فرزندان خودشان ملاقات کنند طلسم فرقه گری اش شکسته می شود و دیگر نیروهای سازمان از او فرمانبرداری نخواهند کرد و ریزش نیرویی بطور قابل توجهی بالا می رود. لذا در اینجا بود که دشمنی اش نسبت به خانواده ها به اوج رسید و علیه خانواده ها کتاب نوشته و با فرهنگ چاله میدانی خاص خود خانواده ها را الدنگ نامید و مریم رجوی هم کانون گرم خانواده را کانون فساد می نامد و یا مهدی ابریشم چی یکی از سرکردگان فرقه رجوی و معادن رجوی در طراحی های عملیات تروریستی می گوید خانواده را باید منفجر کرد. بله این دشمنی رجوی با کانون گرم خانواده یکی از بزرگترین اشتباهاتش بوده و هست. چون که این دشمنی و مخالفت ش با ملاقات خانواده ها با فرزندان خودشان باعث تخلیه کامل کمپ اشرف شد و الان هم حضور خانواده ها در پشت در کمپ لیبرتی و مخالفت رجوی با تنها خواسته قانونی شان یعنی ملاقات با فرزندان خود باعث خروج کامل سازمان از عراق خواهد گردید.

۵) اصرار بر استراتژی ترور و خشونت و اصرار بر ماندن در عراق:

رجوی علی رغم اینکه بهتر از هر کسی می داند که این کشتی استراتژی شکست خورده اش به گل نشسته است ولی همچنان بر ادامه این استراتژی به بن بست رسیده اصرار می ورزد و در همین رابطه تا کنون با اصرار ورزیدن روی این استراتژی ترور و خشونت و ماندن در عراق کلی از نیروهای سازمان را در کمپ اشرف و کمپ لیبرتی به کشتن داده است و اکنون هم علی رغم اینکه شرایط فعلی عراق بسیار نا امن می باشد از خروج نیروهای گرفتار سازمان در کمپ لیبرتی عراق جلوگیری می کند و تنها بر اثر فشار های بین المللی و ارگانهای حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان حاضر شده است با فاصله زمانی زیاد تعداد کمی را در گروههای پانزده نفره به کشور آلبانی منتقل کنند و این گونه دارد وقت تلف می کند.

۶) سرمایه گذاری روی مناقشه هسته‌ای :

رجوی بعد از اینکه صدام حسین را از دست داد سعی کرد در این مدت سیزده سالی که مناقشه هسته‌ای ایران با قدرت های بزرگ غربی در جریان بود سوار این تضاد شده و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و جنگ و ویرانی علیه مردم ایران گردید و در این رابطه برای نشان دادن مخالفت خود با پیشرفت مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای پنج بعلاوه یک و کار شکنی در این رابطه ؛ پشت سر هم انواع و اقسام سایت های اتمی در ایران کشف می کرد و خلاصه اینکه کاملا در مقابل منافع ملی مردم ایران قرار گرفت ؛ همان خلق قهرمانی که به دروغ سنگ حمایت از آنرا به سینه می زند و به دروغ مدعی می باشد که می خواهد برای آنها آزادی را به ارمغان بیاورد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14881

چرا مسعود رجوی همچنان مخفی است ؟

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:…  بعد از پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” این سوال بیشتر از همیشه به ذهن خطور می کند که چرا مسعود رجوی مخفی است ؟ همچنین همیشه این سؤال بویژه از جانب منتقدین سازمان مجاهدین مطرح بوده است که مسعود رجوی کجاست و چرا در شرایط بحرانی اعضای سازمان در کمپ لیبرتی عراق …

لینک به منبع

چرا مسعود رجوی همچنان مخفی است ؟

بعد از پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” این سوال بیشتر از همیشه به ذهن خطور می کند که چرا مسعود رجوی مخفی است ؟

همچنین همیشه این سؤال بویژه از جانب منتقدین سازمان مجاهدین مطرح بوده است که مسعود رجوی کجاست و چرا در شرایط بحرانی اعضای سازمان در کمپ لیبرتی عراق جایگاه اصلی‌ترین مهره خالی است ؟

و صد البته این یک سؤال سیاسی هم هست بویژه برای مردم ایران و بویژه برای مادران و پدرانی که حق شان این بوده و هست که بدانند شکارچی فرزندانشان ، شکارچی ثمره عمر و زندگی‌شان در کجا پنهان و از تقدیر تاریخ میگریزد ولی آیا براستی چنین افرادی قادر به پنهان شدن و فرار از سرنوشت و تقدیر خود هستند ؟

برای درک این مطلب شاید اولین پاسخی که به ذهن متبادر می‌شود این است:

در شرایطی که سازمان مجاهدین غرق در بحران موجودیت و غرق در انواع بحران های سیاسی وتشکیلاتی دست وپنجه نرم میکند و توام با به بن‌بست رسیدن استراتژی مسعود رجوی در خاک عراق ، مخفی و پنهان شدن اش بیشتر بخاطر عدم پاسخگوی نسبت به شرایط پیش آمده است .

در پاسخ به این سؤال میتوان گفت : بلی شاید این یکی از پاسخ‌ها ی موجود به این سوال باشد ولی مگر هم‌اکنون که مریم رجوی در فرانسه حضور علنی دارد پاسخگوی جنایات و خیانت هایی هست که قبل از همه به اعضای سابق این سازمان روا داشته وبالاتر اینکه مگر در مقابل مردم ایران حرفی برای گفتن دارد ؟

در یک نتیجه‌گیری اجمالی اگر مسعود رجوی ازدیده ها پنهان است ، اگر بیش از ربع قرن است که در مقابل هیچ ارگان حقوقی و خبری و رسانه ای قرار نگرفته، تنها بخاطر فرار از پاسخگویی نیست چون رهبری این جریان مدت هاست که دیگر پاسخگو نیست و خط دفاعی برایش باقی نمانده که بخواهد از آن دفاع کند و تنها چاره را در این دیده است که به قول معروف « حیا را خورده و شرم را قی کند » و چشم در چشم شما و مردم ایران بایستد و دروغ بگوید بدون اینکه کک اش هم بگزد و در همان حال آنرا هشیاری انقلابی برای پیشبرد خطوط اش بنامد .

برگردیم به سؤال اصلی که اگر دلیل اصلی پنهان شدن رجوی عدم پاسخگویی به مسایل موجود نیست، پس چرا در دنیای واقعی رجوی پنهان و مخفی شده است؟

اگر دقت کنید جریان قربانی اما پر قدرت رها شدگان از فرقه مجاهدین بارها تأکید کرده‌اند که اگر سازمان مجاهدین می خواهد زمین را به آسمان بدوزد تا با استراتژی ” آویزان شدن از بیگانگان ” آمریکا وظیفه سرنگونی حکومت اسلامی را برای مسعود رجوی برعهده داشته باشد، باید دوباره تاکید کرد که این سراب و توهمی بیش نیست. چرا که اگر آمریکا مسعود رجوی و فرقه مجاهدین را بهتر از هر فرد و نهاد و دولتی می شناسد. اگر چه رجوی هم اکنون در برابر تخلیه اشرف و تحویل سلاح و اخته کردن ماشین ترور فرقه مجاهدین توانسته است برای حفظ فیزیکی خودش و سکنی کردن در یک کشور اروپایی چون مناطق دور افتاده سوییس یا شاید نزدیک قطب شمال در کشورنروژ و یا … زندگی راحتی را در حال سپری کردن هست بر خلاف اعضای اسیر و قربانی در کمپ لیبرتی عراق. بله رجوی توانسته است خودش را حفظ کند و علنی نمی کند چون باید پاسخ بدهد چرا از صحنه فرار کرده است؟

با این نوع نگرش و برداشت سیاسی است که تأکید میکنیم نجات فیزیکی رهبری این جریان ضد ملی و وابسته در صدر خواسته‌های آن‌ها بوده و طی حداقل ۱۰ سال گذشته این سازمان تمام قدرت مالی و سیاسی و توان مزدوری خودش را پشت آن برده است . اما دلیل دیگری هم برای مخفی ماندن رجوی وجود دارد. روشن است که مسعود رجوی بعد از علنی شدن باید به اتهامات کوناکون تروریستی پاسخ دهد. چون در آن صورت موج عظیمی از ایرانیان و بویژه جداشدگان و قربانیان این فرقه خواستار حق قانونی خود از این جریان خشونت طلب خواهند بود و این نکته‌ای است که از گذشته های دور برای رجوی بسیار واضح و روشن بوده است.

در دنیای واقعی هیچ چیزی برای رجوی ارزش مند تر از حفظ جان خودش نیست و این عکس‌العمل تمامی دیکتاتورها بویژه از نوع کاریکارتورش کوتوله سیاسی مسعود رجوی است . او میپذیرد دماغه کشتی استراتژی اش در عراق به خاک مالیده شود ولی جانش حفظ شود .

در یک کنکاش سیاسی پنهان شدن رجوی پنهان شدن وی از برگزاری یک دادگاه حقوقی و فرار از حقیقت است . فرار از تقدیری که تاریخ برایش پیشاپیش رقم زده است و جلوه این سیاه بختی را میتوان هم‌اکنون در خاک عراق بروشنی مشاهده کرد.

***

همچنین:

آهای مسعود رجوی! ما پول خون فرزندانمان را می دهیم

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و هشتم آوریل ۲۰۱۵:… تصور من این است که باید فعالان حقوق بشر بیش از گذشته بر روی زندان لیبرتی و همچنین قرنطینه های این فرقه در تیرانا ـ آلبانی متمرکز شوند. این شازده پسر که خودش در مخفگاههای کشورهای عربی یا اروپایی زندگی میکند هدفش از نگه داری این افراد در عراق چیست ؟ آیا مسعود رجوی قر

توافق در لوزان، پایکوبی در تهران، تناقض گویی سازمان مجاهدین

مهدی سجودیمهدی سجودی، یازدهم آوریل ۲۰۱۵:… البته مشخص است که شما هیچ پاسخی برای این تناقض آشکار و این همه سردرگمی شدید که دچارش شده اید ندارید. ولی برای همه بسیار واضح و آشکار است که گروه تروریستی رجوی دو فرق اساسی با سایر گروههای سیاسی دارد. یکی اینکه بدلیل عملکرد فرقه گرا یا نه اش از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج شده

نوروز را به یاد اسیران فرقه رجوی و خانواده هایشان باشیم

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، سی ام مارس ۲۰۱۵: … فرقه جنایتکار و ضدایرانی رجوی ، سالهاست هزاران خانواده را از دیدار بستگان ،عزیزان وخویشاوندان محروم نموده است ؛ قوانین ضدانسانی حاکم برمناسبات این فرقه حتی افراد اسیر را از دراختیار داشتن عکس افراد خانواده و بستگان منع نموده است تا بتواند هرآنچه این غفلت

وجدان های بیدار ! سکوت نکنید

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، چهاردهم مارس ۲۰۱۵:… چرا رجوی هنوز خیلی از قربانیان را در عراق نگه داشته ، با اینکه می داند و می فهمد که این افراد دیگر قابل کنترل تشکیلاتی نیستند؟ آیا واقعا فقط بخاطر این نیست که درب نوندونیش گل گرفته نشود؟ آیا فقط به این دلیل نیست که به پشتوانه حضور آنها در عراق و کمپ لیبرتی برا دولتهای