دستاورد فرهنگی فرقه ها

دستاورد فرهنگی فرقه ها

و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری” آنان می باشد، والزاما این ویژگی از ابتدا با عناصر تشکیل دهنده فرقه آمیخته نبوده است ولی بتدریج …

وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

لینک به منبع

دستاورد فرهنگی فرقه ها

توضیح: این مطلب در 24 اکتبر سال 2003 نوشته شده و در همان تاریخ در سایت ایران اینترلیک منتشر شده استکه ایران قلم آن را بازنشر می کند. 20.12.2015

منبع : ایران اینترلینک

http://www.iran-interlink.org/files/Farsi%20pages/sobhani241003.htm

24 اکتبر2003 ـ آلمان ـ محمد حسین سبحانی

فرهنگ خشونت مجاهدین خلق فرقه رجویبطور عام و کلاسیک فرقه ها ویژگی های مشخصی دارند، ولی شاخص اساسی و بنیادی برای شکل گیری و تکامل یک فرقه از جمله یک فرقه مذهبی داشتن رهبرخود خوانده وانتصابی می باشد، انتصابی بدین معنی که خودش، خودش را منصوب کرده است.

رهبران فرقه ها با استفاده از عنصر ” تلقین”( در بعضی از فرقه ها اساسا با روش هیپنوتیزم نکات مورد نظررهبر فرقه به اعضا منتقل می شود) وبکارگیری روایت های مذهبی تحریف شده، نقش خدا را برای اعضای فرقه ها بازی می کنند و هر چقدر که رهبر فرقه لازم ببیند، فرقه و اعضای فرقه را به سمت خرافات و مطلق انگاری و دو قطبی دیدن مسائل ایدئولوژیک و سیاسی به پیش می برد تا دیکتاتوری” خدای فرقه” برای مدت بیشتری تامین شود.

و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند.

یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری” آنان می باشد، والزاما این ویژگی از ابتدا با عناصر تشکیل دهنده فرقه آمیخته نبوده است ولی بتدریج رهبر فرقه بخاطر منافع فردی خود آن را به تمامی ارکان واعضای فرقه منتقل می کند.

و بدین ترتیب فرقه ها از جمله فرقه مجاهدین برای سرکوب منتقدین خود، از یک طرف در درون فرقه بطور آتودینامیک و درون جوش به زندان و شکنجه وقتل روی می آورند و از طرف دیگر در بیرون فرقه با بکارگیری “فرهنگ لومپنیزم” به سراغ منتقدین خود می روند که نگارنده از هر دو شیوه فرقه مجاهدین بی نصیب نمانده است.

نگارنده بعد از بیش از هشت سال حبس بودن در زندان انفرادی رهبر فرقه در قرارگاه اشرف به مدت نزدیک به دو سال نیز درزندان های اطلاعات و امنیت و سپس ابوغریب آقای صدام حسین به سر بردم و حالا نیز در خاک اروپا به جرم اینکه “استراتژی مبارزه مسلحانه” آقای رجوی را به نقد کشیده ام مورد اهانت و حملات عصبی و بیمار گونه فرقه مجاهدین قرار گرفته ام.

من در هفته گذشته مقاله ای را تحت عنوان” جایزه صلح نوبل و مبارزه مسلحانه!!” بتحریر در آوردم و اهدای جایزه صلح نوبل را به خانم شیرین عبادی وسپس استقبال گسترده مردم در داخل و خارج از کشورواقبال عمومی داخلی و بین المللی ناشی از آن را از حوزه صرفا فردی سرکار خانم شیرین عبادی خارج کرده و آنرا علامتی از برتری، اقبال مردمی، و واقعی بودن مشی و استراتژی اصلاح طلبانه ومبارزه سیاسی اجتماعی مسالمت آمیز نسبت به استراتژی مبارزه مسلحانه و تروریستی و خمپاره زنی در خیابانهای تهران تحلیل نمودم وسکوت اولیه فرقه مجاهدین و سپس نیش و کنایه بعدی این فرقه نسبت به خانم عبادی را در این چارچوب تحلیل کردم.

هر کس میتواند ارزیابی و دیدگاه من در این مورد را نقد یا تایید کند و این حق دمکراتیک هرفرد یا گروهی است ولی شما فکر میکنید که فرقه مجاهدین خلق چگونه با مقاله من برخورد کرده است؟چند روز قبل سازمان مجاهدین با قلم آقای محمد علی جابرزاده(اسم مستعارمینو یزدانی) به صحنه آمد و در سایت جبهه همبستگی وابسته به فرقه مجاهدین در نوشته ای!! اقدام به پاسخ دادن به مقاله من کرد.

من بعد از خواندن نوشته سازمان مجاهدین احساس دوگانه ای داشتم، از یک طرف احساس شرم کردم که روزگاری من یکی از مسئولین این فرقه بوده ام و از طرف دیگر وقتی دیدم دیگر “مجاهد” نیستم شور و شوق تمام وجودام را فرا گرفت.

نوشته سازمان مجاهدین را در انتهای این مقاله می آورم تا خوانندگان خود قضاوت کنند که چگونه فرهنگ لومپنیزم در این نوشته موج میزند، لطفا به کلمات زیر توجه کنید:

1. بریده مزدور

2. سگ درگاه آخوند ها

3. پا دوی جان به کف آخوند ها

4. آقای احمق

5. بی سواد سیاسی که “هر” را از” بر” تشخیص نمی دهی

6. خر اخمو

7. مسخره خدا

8. مزدور ابله

9. ابله سر تا پا حماقت

10. سگ قلاده به گردن

11. مزدور حماقت پیشه

12. مزدوران دستمال به دست

تازه از کلمات مشابه فاکتور گرفته ام، حتما باور نمی کنید ولی واقعیت دارد و سازمان مجاهدین تمام این کلمات مودبانه را فقط دریک مقاله بکار گرفته است.

و اکنون شما کلمات مودبانه دیگری مانند معتاد خمینی، پاسدار سیاسی، مزدور اجاره ای، دم و دنبالچه شاه و شیخ، گند گاو چاله دهان و….. که این فرقه در گذشته و حال علیه دیگر منتقدین سیاسی و استراتژیکی خود در سطح اپوزیسیون و همچنین در داخل زندان انفرادی با بکارگیری و استفاده از رکیک ترین کلمات موجود در” فرهنگ فرقه” که علیه من و دیگر اعضای معترض و دگر اندیش سازمان بکار برده اند( که قلم از نوشتن آن شرم دارد) را به مجموعه بالا اضافه کنید و ببینید جامعه ایران با چه پدیده دمکرات منشی روبرو می باشد و در انتظار است که این ایدئولوژی و این فرقه برایش ارمغان آزادی بیاورد.

فرض محال که محال نیست ، ولی فرض میکنیم آقای رجوی شما توانستید بر سر مردم و اپوزسیون و نخبگان سیاسی ایران کلاه بگذارید وبه حاکمیت برسید.

حال سوال این است تفکر و ایدئولوژی که هنوز قدرت را قبضه نکرده و با مخالفین و منتقدین خود در خاک اروپا با چنین فرهنگ حذفی و بی ادبانه برخورد می کند، در داخل زندان هایش در داخل ایران هنگام داشتن حاکمیت سیاسی و قدرت نظامی و امنیتی چه خواهد کرد؟ که البته در زندان های انفرادی قرارگاه اشرف و زندان ابوغریب آنچه که از ماهیت این فرقه بر میآمد و می توانست انجام بدهد،انجام داد که هنوز تمامی ابعاد آن بازگو نشده است.

آقای رجوی !اگرمن “سگ قلاده به گردن” و یک “بیسواد سیاسی” و…هستم که “هر” را از”بر” تشخیص نمی دهم باید پرسید چرا و چگونه این بیسواد سیاسی که ضمنا” ابله و احمق” نیز می باشد یکی از مسئولین سازمان شما بوده است؟( به لیست اسامی مسئولین سازمان مجاهدین خلق چاپ شده در نشریه مجاهد که ضمیمه این مقاله می باشد توجه کنید)

پس چگونه مسئول اول فعلی سازمان شما یعنی خانم مژگان پارسایی در سطح تشکیلاتی پایین تری( رده 415 شورای مرکزی) قرار داشته و در سال 1370 تحت مسئولیت این” بیسواد احمق” بوده است؟

پس چگونه مسئول قبلی سازمان شما یعنی خانم بهشته شادرو( رده 242 شورای مرکزی) هم سطح تشکیلاتی این” ابله سر تا پا حماقت” بوده است؟

من فقط یک جمله به شما به عنوان رهبر فرقه مجاهدین میگویم و من رابس:

استراتژی مبارزه مسلحانه و تروریستی دیکتاتور زا و دیکتاتور پرور است .

ضمیمه ها:

لیست شورای مرکز سازمان مجاهدین خلق ایران

متن کامل مقاله سازمان مجاهدین به نقل از یکی از سایت های این سازمان( سایت جبهه همبستگی تاریخ 25 مهر1382 ):

اضهار لحیه سگ درگاه آخوند ها بریده مزدور سبحانی در مورد جایزه نوبل و

استراتژی اصلاح طلبی( بخوانید استراتژی خفت و نوکری و دریوزگی)

بریده مزدور و پادوی جان به کف آخوندها محمد سبحانی در سایت ایران دیده بان اظهار لحیه فرموده اند که چرا مجاهدین در مورد جایزه صلح خانم عبادی سکوت کرده اند. این آقای احمق که حتی حروف الفبای سیاست را هم نمیداند و تمام تعجب این است که با این همه بیسوادی سیاسی چطور خط نویس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شده است( چون هر کسی اظهارات این سگ درگاه آخوند ها را می خواند) به این اندازه دستگیرش می شود که این موجودات بقول ایرانی ها هر را از بر تشخیص نمی دهند. آن چیزی که خر اخمو را هم به قهقهه می اندازد این است که نوشته است این جایزه نوبل نشان دهنده پیروزی یک استراتژی بر استراتژی دیگر شده است(منظوراین ابله این است که این جایزه برتری استراتژی تسلیم و مزدوری( بخوانید اصلاح طلبی) را بر استراتژی مبارزه مسلحانه ثابت کرده است؟ آیا الان انتخابات آزاد در ایران شروع شده؟ آیا شلاق و شکنجه منع قانونی پیدا کرده است؟ آیا از این به بعد هر روز توی کوچه و خیابان کسی را به دار نمی آویزند؟ آیا قاتل شهید زهرا کاظمی پیدا شده است؟ آیا رژیم آخوندی با سازمان ملل سر ساختن سلاح هسته ای به توافق رسیده است. آیا زنان از حق طلاق برخوردارند؟آیا دانشجویان مفقود شده در تظاهرات دانشجویی پیدا شده اند و آیا همان یار دیرین اصلاح گرایی( هاشم آغاجری) از زندان آزاد شده است؟ آیا زنان می توانند در مسابقات فوتبال مردان به عنوان تماشاچی حضور داشته باشند و سخت تر از این میتوانند روسریشان را بردارند و آیا همین خانم برنده جایزه که به روسری باور ندارد(چون در پاریس آن را برداشته بود) می تواند در تهران بی روسری ظاهر شود. این ابله سر تا پا حماقت نوشته است که استراتژی اصلاح گرایی به مدت 100 سال است که در ایران سابقه دارد!!! خب مسخره خدا اگر یک استراتژی 100 سال ادامه داشته باشد و به نتیجه نرسیده که دیگر استراتژی نمی شود. لابد اصلاح طلبان قلابی و اربابان این سگ قلاده به گردن هم منتظرند تا 100 سال بشود و بعد به نتیجه برسند. نه آقای مزدور حماقت پیشه اگر مردم از فرصتی دارند استفاده می کنند تا شعار های خودشان را در مراسم ها و حوادث پیش آمده بدهند برای خوش آمد اربابان تو و شیخ های خندان بی ریشه نیست. آنها فقط دنبال فرصتی میگردند که کمتر دستگیر و اعدام شوند و بتوانند ابراز وجود کنند و خواسته های خودشان را به زبان بیاورند و شعارهای آنها حتی در استقبال از خانم عبادی هیچ فرقی با شعار های گذشته آنها که کلیت رژیم آخوندی را نابود می خواهد نداشت( آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه) زندان شکنجه دیگر اثر ندارد. آزادی عدالت این است شعار ملت. و این مردم در یک خیزش عظیم توده ای در آینده ای نزدیک توی مزدور و روسای پلیدتو همان شیخکان خندان ضد بشر را از خاک وطن جارو خواهند کرد و آنوقت تو خواهی دید که کدام استراتژی جواب میدهد و کدام نمی دهد.

مرگ برمزدوران دستمال به دست حکومت جلادان

مرگ بر اصلاح طلبان قلابی

زنده باد خیزش خلق در زنجیر ایران برای عدالت و آزادی

(پایان)

***

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

عادل اعظمی: فرمان قتل مزدوران و آداپتاسیون (از دفتر خاطرات یک لیبرتی نشین) – طنز

پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی ۱۱ آبان

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19815

بازندگان بزرگ؟ مسعود رجوی چه خواهد کرد؟

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… واقعیت این است که مهمترین ویژگی یا بهره این توافقنامه تاریخی بین ایران و غرب در این است که ارزش ” گفتگو و مذاکره ” را به جای ” جنگ و خشونت ” به دولت ها و مردم جهان نشان داده است. احتمالا همه از این درس، این تجربه را خواهند گرفت که به جای خشونت می توان گفتگو کرد و تاثیرات مثبت آن را هم دید …

مریم رجوی و سخنرانان اجاره ایاگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

محمد حنیف نژادابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

لینک به منبع

بازندگان بزرگ؟ مسعود رجوی چه خواهد کرد؟

روز سه شنبه ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ برابر با ۱۴ یولی ۲۰۱۵ یک روز تاریخی برای ایران و جهان بود. اخبار منتشر شده در خبرگزاری ها و رسانه‌های تصویری جهان حاکی از یک توافق تاریخی بین حکومت ایران و آمریکا و سایر اعضای گروه ۵+۱ می باشد. همه جهان بر اهمیت تاریخی این توافقنامه که در مورد فعالیت‌های هسته ای ایران بوده، تأکید کرده و تقریباً همه کشورهای جهان از این توافقنامه استقبال کرده اند.

tavafogh Iran-5+1

محمد حسین سبحانیاعلام تفاهم و توافق آمریکا و اتحادیه اروپا بر سر مسائل هسته ای با ایران اگر چه در ظاهر فنی و بر سر مسائل هسته ای و رفع تحریم ها خواهد بود ولی باید به این موضوع فراتر نگاه کرد و آن را یک توافق سیاسی، امنیتی بین آمریکا و اروپا با ایران دانست که از درون خود تغییرات اساسی در سیاست‌ها، و آرایش جدید سیاسی ، و وزن اعتبار کشورها در منطقه خاورمیانه را رقم خواهد زد . در همین راستا است که در همان نخستین ساعات بعد از اعلام توافق بین ایران و گروه ۵+۱ لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد که در روزهای آینده به ایران سفر خواهد کرد. خبرگزاری فرانسه گزارش داد که:

” آقای فابیوس روز چهارشنبه خبر داد که به دنبال توافق هسته‌ای، دعوت رسمی محمدجواد ظریف همتای ایرانی‌اش را پذیرفته و بزودی به تهران خواهد رفت. ”

http://www.radiofarda.com/archive/news/20150715/143/143.html?id=27128413

همچنین خبرگزاری رویترز گزارش داد که آقای گابریل معاون صدراعظم آلمان روز یکشنبه آینده به تهران و اصفهان سفر خواهد کرد.

http://www.dw.com/fa-ir/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/a-18583330

اما در حالیکه همه جهان از این واقعه تاریخی خرسند هستند، تنها یک دولت در جهان و همچنین یک فرقه تروریستی به ظاهر ایرانی این توافقنامه بین حکومت ایران و غرب را محکوم کرده اند، حتی عربستان سعودی نیز که نگران وارد شدن رقیب بزرگ سیاسی و اقتصادی می باشد و با حکومت ایران بر سر بحران یمن اختلاف اساسی دارد، نتوانسته است از این توافقنامه استقبال نکند. همه اینها در حالیست که مردم ایران یکپارچه از این توافقنامه حمایت کرده‌ و برای شادی به خیابان‌ها ریخته اند.

http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150714_l26_iran_deal_celebrations_picture_galley

_iran_nuclear_deal_celebrations_640x360_epa

واقعیت این است که مهمترین ویژگی یا بهره این توافقنامه تاریخی بین ایران و غرب در این است که ارزش ” گفتگو و مذاکره ” را به جای ” جنگ و خشونت ” به دولت ها و مردم جهان نشان داده است. احتمالا همه از این درس، این تجربه را خواهند گرفت که به جای خشونت می توان گفتگو کرد و تاثیرات مثبت آن را هم دید. اما در این وادی دولت اسرائیل و سازمان مجاهدین خلق در انزوای کامل در مقابل مردم ایران و جهان قرار دارند، انزوای کامل در مقابل مردمی که در گوشه و کنار جهان به خشونت و درگیری نه می گویند، اما همچنان دولت اسرائیل و فرقه مورد استفاده گرفته مجاهدین خلق بر طبل جنگ می‌کوبند و اظهار ناراحتی می‌کنند که چرا گفتگو و صلح؟

آری ! این پیروزی ” گفتگو و آشتی ” بر ” خشونت و جنگ” بوده است و طبیعی است که آنانکه با آویزان شدن به بیگانگان و جنگ طلبان راهی برای بن‌بست های سیاسی استراتژیک خود جستجو می‌کنند در انزوای کامل قرار گیرند. قابل یادآوری است که حتی کنگره‌ آمریکا که اکثریت آن از حزب جمهوری خواه تشکیل شده است و بخش زیادی از آن وامدار کارخانه های اسلحه سازی می باشند، احتمال دارد هنوز از جنگ‌های برپا شده در سه دهه گذشته در منطقه خاورمیانه درس نگرفته باشند، در مقابل حرکت مسالمت آمیز و رویکرد منطقی دولت آمریکا و باراک اوباما راهی جز همراهی نخواهد داشت، زیرا بروشنی لحظاتی بعد از اعلان توافقنامه اوباما در سخنرانی خود کنگره آمریکا را اندرز داد که از رای منفی به این توافق نامه خودداری کنند، زیرا در صورت نیاز از حق وتوی خود استفاده خواهد کرد .

بنابراین یک فصل جدید رقم خورده است تا مردم جهان “گفتگو” را بجای ” جنگ” تجربه کنند. پیش آمدن این فصل جدید به ایران فرصت می‌دهد که به همکاری های مختلف با غرب هم فکر کند. این فرصت، برای مردم ایران نیز بسیار گرانبهاست، چرا که در این گذر می تواند به بهبود وضعیت اقتصادی و حتی کسب بیشتر حقوق شهروندی خود امیدوار باشد.

اما در این شرایط خشونت طلبان نیز که در غرش صدای گلوله آرامش می گیرند، بیکار نخواهند نشست. در این مقاله نگارنده قصد ندارد به دلایل و ماهیت مخالفت دولت اسرائیل با این توافقنامه بپردازد، اما مایل هستم که در مورد فرقه مجاهدین خلق نکاتی را یادآور شوم. فرقه ای که درست یا غلط با افتخار مدعی شده است که از سی سال قبل به جاسوسی در مورد فعالیت های انرژی هسته ایران مشغول بوده است و فعالیت های خود را در پوش جاسوسی علیه حکومت ایران مخفی می کند؛ اما کیست که نداند، انرژی هسته ای به مانند نفت سرمایه ملی همه مردم ایران است و نه یک حکومت. بنابراین منافع ملی ایران نه به حکومت شاه و نه به حکومت جمهوری اسلامی و نه به حکومت های آینده و گذشته ربط ندارد، بلکه تنها و تنها به مردم ایران ربط دارد. بنابراین جاسوسی فرقه رجوی علیه منافع ملی مردم ایران بوده است نه جمهوری اسلامی. خودتان از اطلاعیه شورای دست ساز رجوی بخوانید:

” خانم رجوی با یادآوری این حقیقت که مقاومت ایران، نخستین افشاگر پروژه ها و مراکز و پنهان کاریهای اتمی رژیم طی سه دهه گذشته بوده است، افزود: تن دادن خامنه ای و رژیمش به همین توافق نیز از وضعیت انفجاری جامعه ایران، آثار فرساینده تحریمها، بن بست سیاست رژیم در منطقه و همچنین نگرانی آن از تشدید شرایط توافق نامه از سوی کنگره آمریکاست.”

شواهد بسیاری وجود دارد، که مسعود رجوی به دلیل بن‌بست های استراتژیک در بدترین شرایط موجود قرار گرفته است، بویژه بعد از تفاهم و توافق آمریکا و اتحادیه اروپا با ایران بر سر مسائل هسته ای. در این شرایط مسعود رجوی همچنان در غیبت بر گزافه گویی و فرافکنی مشغول است او هزینه این فرافکنی ها را از جیب چه کسانی می پردازد؟ او زمانی این هزینه را در فاز به اصطلاح سیاسی مجاهدین ( ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ ) برای پیشبرد خطوط جنگ روانی، تبلیغاتی و رساندن جامعه به سرفصل سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز ” مبارزه مسلحانه” ازجیب هواداران و اعضای سازمانو قربانی کردن آنها در در درگیری های خیابانیمی پرداخت، زمانی هم این هزینه را در چرخه اعدام و ترور با شروع عملیات مسلحانه و تروریستی تحمیل می کرد، زمانی هم مسعود رجوی سازمان مجاهدین را ارتش خصوصی صدام حسین کرد و این هزینه را از جیب قربانیان و مردم ایران با جاسوسی برای دیکتاتور وقت عراق پرداخت. اما در شرایط کنونی چه؟ در شرایط کنونی باید چه کسانی را قربانی کرد؟

به نظر می‌رسد باید در صدر قربانیان مسعود رجوی ، او باید به سراغ اعضای گرفتار و اسیر در دست فرقه مجاهدین در لیبرتی عراق برود. آیا مسعود رجوی بعد از توافق غرب با ایران به سیم آخر نخواهد زد؟ آیا برای عریان نشدن بن‌بست های کامل مجاهدین ، مسعود رجوی به بحران جدیدی دست نخواهد زد؟ آیا بعد از این توافق مسعود رجوی جایی برای آویزان شدن به بیگانگان پیدا خواهد کرد؟ آینده و گذشت زمان به ما نشان خواهد داد که چه حقایق تلخ و اسفناکی در پشت اندیشه ضداخلاقی و ماکیاولیستی مسعود رجوی نهفته است و به همین دلیل است که مسعود رجوی لبه تیز حملات خود را علیه خانواده‌های قربانیان در پشت دیوارهای لیبرتی نشانه رفته است.

آیا این اوج انحطاط اخلاقی نیست که مسعود رجوی پدران و مادران سالخورده این قربانیان را مزدور وزارت اطلاعات معرفی می کند؟ بدون تردید وضعیت آینده کمپ لیبرتی در عراق و جنگ روانی مسعود رجوی بر روی آن را باید در فرایند تغییرات اوضاع جدید بعد از توافق نهایی بین آمریکا و اتحادیه اروپا با ایران دانست. واقعیت این است که در حال حاضر رجوی بخش اعظم جنگ تبلیغاتی و روانی خود را حول همین موضوع متمرکز و سازماندهی کرده است تا به مدد جنگ طلبان این توافق بین غرب و ایران اجرایی نشود، چرا که اگر این توافقنامه بین ایران و گروه ۵ +۱ اجرایی بشود ، که صد البته خواهد شد، راه حل عاقلانه برای مسعودر جوی این خواهد بود که درب های زندان لیبرتی را باز کند و استراتژی و سیاست جدیدی را براساس شرایط جدید در خاورمیانه برنامه‌ریزی کند . اما سابقه مسعود رجوی نشان داده است که از تجربیات پند نمی‌گیرد و اتخاذ یک راه حل منطقی و اعتراف به اشتباهات از سوی او یک امر غیر ممکن و نشدنی می باشد.

مسعود رجوی و رسانه های تبلیغاتی سازمان مجاهدین بطور مداوم دم از یک فاجعه انسانی در کمپ لیبرتی می زنند؟ چرا؟ بهانه پوشش او برای وقوع چنین فاجعه‌ای چیست؟ واقعیت این است که روند تحولات در عراق بعد از این توافقنامه بین ایران و غرب و آغاز مراحل اجرایی آن شتاب خواهد گرفت، و در این میان بر اساس وعده های دروغ و بی اساس رجوی به اعضای قربانی در کمپ لیبرتی به گونه ای پیش خواهد رفت که چیزی جز فرسودگی و میل رو به گسترش برای ترک سازمان مجاهدین و خشونت و ترور مشاهده نخواهد شد و طبعا فروپاشی تشکیلاتی در انتظار مسعود رجوی خواهد بود. مسعود رجوی می داند که در مقطع کنونی با دو موضوع مهم روبرو خواهد شد:

اول ـ اجرایی شدن قطعی و نهایی توافقنامه آمریکا و اتحادیه اروپا با ایران

دوم ـ حضور خانواده‌های قربانیان در پشت دیوار های زندان لیبرتی

مسعود رجوی چه خواهد کرد؟

sobhani-TV

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16773

آیا این همزمانی ، اتفاقی است؟ باور کنید مجاهدین خلق ” جاسوس ” نیستند

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۵:… در پایان ، بویژه برای آقای نتیانیاهو، لازم است یادآوری کنیم که درست است که مزدوری سازمان مجاهدین برای کشورهای بیگانه سابقه ای طولانی دارد و از این نظر صاحب تجربه و قابل اتکا هستند. به عبارتی آری ، آنها مزدور های گوش به فرمان و وظیفه شناسی هستند، اما ” جاسوس” نیستند، زیرا مجاهدین خلق حداقل های توان و پایگاه سیاسی ، اجتماعی …

محمد حسین سبحانی: نگاهی به پیامی خشونت طلبانه (+متن کامل خزعبلات مزدور فراری مسعود رجوی)

لینک به منبع

آیا این همزمانی ، اتفاقی است؟

باور کنید مجاهدین خلق ” جاسوس ” نیستند

محمد حسین سبحانی ــ ۲۷ فوریه ۲۰۱۵ تقریبا بعد از سه دهه تهدید، تحریم و جنگ سرد بین ایران و آمریکا مسئولین ارشد دو کشور بیش از یکسال است که بر سر یک میز به گفتگو نشسته اند. در این مسیر مقامات دو کشور تابوهایی که از گفتگو و مذاکره برای دو طرف ساخته شده بود، در حال شکستن هستند، هر چند راه درازی برای حل همه مسائل پیش بینی می شود. با این حال کارشناسان اعتقاد دارند اگر اتفاق غیر منتظره ای رخ ندهد ، یک توافق همه جانبه بین ایران و آمریکا در مسائل هسته ای صورت خواهد گرفت. تقریبا هیچ کارشناس منصف سیاسی ایرانی و غیر ایرانی نیست که این توافق را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی نکند، حتی بسیاری اعتقاد دارند این توافق و باز شدن درب های بسته بر روی ایران راه را برای بهبود شرایط اقتصادی و حقوق بشر در ایران را مهیاتر می کند.

اما در حالیکه این روند و گفتگوهای دو کشور در حال پیشرفت می باشد و طرف های مذاکره کننده از نتایج اولیه مذاکات خشنود می باشند. تنها دولت اسرائیل ، کشور عربستان و فرقه مجاهدین خلق در مخالفت با آن اخلال و کارشکنی می کنند. در همین ارتباط آقای نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل قرار است برای مخالفت با این روند به آمریکا برود و در سوم مارس ۲۰۱۵ در کنگره آمریکا که تحت تسلط جمهوری خواهان می باشدعلیه سیاست های دمکرات ها و آقای اوباما سخنرانی کند.

با پیش بینی این موضوع خانم سوزان رایس مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در روز سه شنبه ، ۲۴ فوریه، گفته است که قبول دعوت رئیس کنگره آمریکا از سوی نخست وزیر اسرائیل برای سخنرانی در مجلسین آمریکا در حال حاضر ” برای تار و پود روابط دوجانبه اسرائیل و آمریکا مخرب” است.

این در حالی بوده است که جان بینر رییس مجلس نمایندگان آمریکا در گفتگو با رسانه ها تایید کرده است که نه تنها بدون هماهنگی با کاخ سفید از نخست وزیر اسرائیل برای ایراد سخنرانی در کنگره آمریکا دعوت کرده، بلکه به سفیر اسرائیل در واشینگتن هم تاکید کرده تا جایی که ممکن است کاخ سفید را از این امر بی‌خبر نگه دارد.

در همین گیر و دار برای اینکه آقای نتانیاهو خط جنگ طلبی اش را در کنگره آمریکا خوب پیش ببرد، در مقدمه به یک مانور تبلیغاتی و رسانه ای نیاز داشت که مامور اجرای آن نیز مشخص شد و بر عهده فرقه مجاهدین قرار گرفت . بنابراین همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، ابزار خریداری شده توسط موساد ماموریت یافت در قالب ” شورای ملی مقاومت ” در واشنگتن جلسه ای را برگزار کند و با چند عکس گرفته شده در گوگل و قاطی کردن اطلاعات نادرست و درست با یکدیگر مدعی کشف جدیدی شود که حکومت ایران در حال ساختن بمب اتمی می باشد. آیا این همزمانی اتفاقی است؟

البته موضوع این مقاله چیز دیگری است، ولی پرسش از اعضای ” شورای ملی مقاومت ” می باشد که احتمالا می دانند چه نانی می خورند. خطاب به چند تا غیر مجاهدی باقی مانده در این شورای آلت دست ، عرض می کنم، آیا این همزمانی فیل هوا کردن نتانیاهو با رجوی اتفاقی است؟

به ادامه بحث بپردازیم.

می دانید که مطالب ارائه شده توسط نتانیاهو و رجوی نه تنها حتی مورد تایید کارشناسان مستقل قرار نگرفته است، بلکه موساد، سرویس اطلاعاتی اسرائیل نیز مطالبی از این دست که حکومت ایران بزودی بمب اتمی خواهد ساخت را رد کرده است. در این ارتباط گزارش یورونیوز را بخوانید:

” بر اساس گزارشهای سازمان اطلاعاتی اسراییل، موساد، اظهارات نخست وزیر اسراییل در مورد فاصله ایران تا دستیابی به بمب اتمی مطابق با واقعیت نبوده است.

اسناد موساد نشان می دهند که برخلاف سخنان نخست وزیر اسراییل در مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۱۲، ایران فاصله زیادی در دسترسی به بمب هسته ای داشته است. موضوعی که دولت نتانیاهو و شخص نخست وزیر از آن مطلع بوده اما خلاف آنرا در مجمع عمومی سازمان ملل و در برابر رهبران بسیاری از کشورهای عضو بیان کرده است. …

کارشناسان موساد تاکید می کنند که ایران الزاما فعالیت هسته ای نظامی برای دسترسی به بمب را دنبال نمیکند.”

http://persian.euronews.com/2015/02/24/leaked-documents-allege-israel-pm-and-mossad-differ-on-iran

جالب این است که بعد از افشای اسناد موساد و برآوردهای اطلاعاتی این سرویس از توانایی های اتمی ایران روزنامه هاآرتص نوشت :

” در پی افشای اطلاعات موساد، جان استوارت کمدین آمریکایی نتانیاهو را به تمسخر گرفت. این کمدین آمریکایی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل را برای گمراه کردن سازمان ملل در مورد پیشرفت برنامه تسلیحات هسته ای ایران به تمسخر گرفت.”

در پایان ، بویژه برای آقای نتیانیاهو، لازم است یادآوری کنیم که درست است که مزدوری سازمان مجاهدین برای کشورهای بیگانه سابقه ای طولانی دارد و از این نظر صاحب تجربه و قابل اتکا هستند. به عبارتی آری ، آنها مزدور های گوش به فرمان و وظیفه شناسی هستند، اما ” جاسوس” نیستند، زیرا مجاهدین خلق حداقل های توان و پایگاه سیاسی ، اجتماعی در داخل ایران را ندارند که حتی بتوانند “جاسوس ” باشند.

netanyahu-84076_754

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIMaryam Rajavi – Cheerleader for Israel


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین:

هشداربه وقوع فاجعه در کمپ عراق (کمیساریا در آلبانی کمک هزینه را بی واسطه به افراد بدهد)

ایران قلم، نوزدهم دسامبر 2015:… این گزارش اگر چه امیدوار کننده است ولی هنوز مشکلات اساسی این قربانیان باقی می باشد و کمیساریای عالی پناهندگان وظیفه خود را در قبال افرادی که به کشور آلبانی و یا کشور سوم دیگری که رفته اند بطور کامل اجرا نمی کند ، بویژه در مورد تعهدات مالی و تعهدی که سازمان ملل نسبت به رعایت

محمد حسین سبحانی: اهداف پاپوش سازی جدید گشتاپوی فرقه مجاهدین خلق

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، سی و یکم اکتبر 2015:… در ضمن روشن است که فردی که فرزند اعضای خود این سازمان بوده و به قول خود سازمان اخراج شده و از نظر سازمان سابقه منفی و نارضایتی از سازمان داشته ، بعد از بکارگیری دوباره وی در درون تشکیلات طبعا وی را در معرض اخبار محدودتری قرار می‌داده ا

صاحبخانه جدید مسعود رجوی؟ (بمناسبت عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر)

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، چهاردهم سپتامبر 2015:… در واقع پایه و بنیان استراتژی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی توسط مسعود رجوی و مجاهدین بر روی قابلیت های بالقوه خاک عراق و همچنین حمایت های همه جانبه صدام حسین از آنها بنا شده بود و به همین دلیل فروپاشی حکومت صدام حسین به منزله پایان مو

مصاحبه ایران ستارگان با محمد حسین سبحانی در مورد آخرین وضعیت سازمان مجاهدین

ایران ستارگان، سوئیس، بیست و چهارم ژوئن 2015:… این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی