دست خون ریز رجوی در آستین داعش (+ سرگذشت من با مجاهدین خلق)ا

دست خون ریز رجوی در آستین داعش (+ سرگذشت من با مجاهدین خلق)ا

Daesh_MKO_MEK_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajaviانجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئن 2017:…  مسعود رجوی به عنوان سلف حقیقی داعش شناخته می شود و همسرش مریم آشکارا از جنایات داعش در سوریه و عراق حمایت نموده و آنان را عشایر انقلابی نامیده و با وقاحت سرکوب فرقه تروریستی داعش توسط نیروهای سوری و عراقی را محکوم نموده است. او با انتشار بیانیه ای در حمایت آشکار از این فرقه، اقدام مشترک ایران و عراق علیه داعش را نقض آشکار … 

رجوی مجاهدین خلق مزدوری عربستان اسرائیلتشابه اقدام تروریستی داعش با مجاهدین (چرا رجوی ترورها در ایران را محکوم نمیکند)ا

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

دست خون ریز رجوی در آستین داعش

انجمن نجات مرکز تهران سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسماز ترورهای تهران تا ویلپنت پاریس

اقدامات تروریستی فرقه موسوم به “داعش” در روز چهارشنبه هفدهم خرداد ماه سال جاری در تهران که منجر به شهید و مجروح شدن تعدادی از هموطنان روزه دار ما در حرم امام خمینی و مجلس شورای اسلامی شد، قلب همه انسان های آگاه و وجدان های بیدار در سراسر جهان را به درد آورد.

جمهوری اسلامی ایران و استقلال طلبی و آزادی خواهی، از آغاز خاری در چشم جهان خواران و دشمنان اسلام و ایران بوده و هست. کشور ما در سال های پس از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی با موانع و مشکل تراشی های مختلفی رو به رو شد، اما با استعانت از خداوند متعال و هدایت رهبری انقلاب و پشتوانه مردمی توانست موانع را یکی پس از دیگری پشت سرگذاشته و با افتخار و سربلندی در جامعه بین المللی از حقوق خود دفاع نماید.  

جمهوری اسلامی سال های پر فراز و نشیبی را، از جنگ تحمیلی گرفته تا اقدامات تروریستی و تحریم ها و توطئه ها و کارشکنی های مختلف، پشت سرگذاشت. گروه های معاند و دشمنان مردم هریک به نوعی سعی در ضربه زدن به نظام نوپای جمهوری اسلامی داشتند. ترورهای بی رحمانه عناصر فرقه مخرب رجوی، که به حق از جانب مردم ایران منافقین خوانده می شوند، در دهه 60 و سال های پس از آن در خاطر این ملت ثبت شده است. این فرقه تروریستی برای ضربه زدن به نظام و ایجاد نا امنی در کشور و دست یافتن به قدرت، علاوه بر سوء قصد به جان مسئولین نظام، اقدام به ترورهای کور در کوچه و خیابان نیز نمود و افراد بی گناه را به خاک و خون کشید. ولی مردم ایران با هشیاری تمام از انقلاب خود حمایت کردند و برای حفظ استقلال و یک پارچگی کشور در برابر دشمنان داخلی و خارجی خون ها دادند و جانفشانی های نمودند.

فرقه تروریستی رجوی به عنوان ستون پنجم صدام حسین رو در روی ملت ایران قرار گرفت و از هر ترفندی برای آسیب زدن به اقتدار کشور و ملت استفاده نمود. در طی این سال ها از هر گونه خیانت و جنایتی علیه مردم ایران دریغ نورزید و با دشمنان ایران از هر گروه و طایفه ای هم پیمان شد. این فرقه هزاران نفر از فرزندان این مرز و بوم را در خدمت اهداف فرقه ای خود اسیر نمود و تمام حقوق انسانی آنان را نادیده گرفت.

دشمنی جهانخواران با ایران مستقل و آزاد و اسلامی هر روز به نوعی ظاهر می شود. جنایتی که داعش در روز چهارشنبه مرتکب شد ادامه جنایت های پیشکسوتانشان در فرقه رجوی است که با شعار دفاع از “خلق قهرمان”، مردم را به خاک و خون می کشیدند و به اسم حمایت از “طبقه کارگر”، کارگران را ترور می نمودند.

مسعود رجوی به عنوان سلف حقیقی داعش شناخته می شود و همسرش مریم آشکارا از جنایات داعش در سوریه و عراق حمایت نموده و آنان را عشایر انقلابی نامیده و با وقاحت سرکوب فرقه تروریستی داعش توسط نیروهای سوری و عراقی را محکوم نموده است. او با انتشار بیانیه ای در حمایت آشکار از این فرقه، اقدام مشترک ایران و عراق علیه داعش را نقض آشکار موافقت نامه های شورای امنیت خوانده و خواستار توقف فوری اقدامات ضد داعشی شده است.

فرقه مخرب رجوی در واقع پایه گذار عملکرد های امروزی داعش و ایجاد کننده اندیشه های داعشی در جهان است. فرقه رجوی افتخار می کند که در گذشته افرادی را مغزشویی کرده و نارنجک به کمر آن ها بسته و به میان مردم بی دفاع فرستاده است. در اصل فرقه داعش وامدار جنایت ها و خیانت های فرقه رجوی در سال های گذشته است. فرقه رجوی برند شیعه و داعش برند سنی یک تفکر فوق العاده افراطی سوء استفاده کننده از مکتب رحمت و عطوفت اسلام می باشند و به حق یک شیوه عملی واحد را دنبال می نمایند .

اقدامات تروریستی اخیر در تهران با محکومیت شدید جهانی روبرو شد و بلافاصله انگشت اتهام به جانب فرقه تروریستی داعش و حامیان بین المللی و منطقه ای او نشانه رفت، یعنی همان معدود کشورهایی که از محکوم کردن این اقدامات ضد بشری خودداری نمودند.

جنایت داعش در روز چهارشنبه تهران جنایت ها و آدم کشی های بی رحمانه منافقین در گذشته را در خاطر مردم ایران زنده کرد، گویی که دست های خون ریز رجوی این بار از آستین داعش به در آمده است.

خانواده نجات ضمن محکوم کردن عملیات تروریستی داعش در روز چهارشنبه گذشته، به شهادت رسیدن مظلومانه هموطنانمان را تسلیت عرض می کند و برای مجروحان نیز آرزوی بهبودی می نماید.  

محمدی

– 

گزیده ای از کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز تهران سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

نوشته پرویز درخشان

کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلقمعرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

 نشست با مسعود و مریم: (صفحات 124 الی 130)

 در آبان ماه سال 81 که مصادف با ماه مبارک رمضان بود، به یک نشست جمعی در سالن اجتماعات اشرف رفتیم و افطار را هم قرار بود در همان جا صرف کنیم.
هر ساعت دوبار خودروهای نظامی و مینی بوس های شروع به انتقال افراد به محل تجمع کردند. پس از رد شدن نفرات از دروازه های امنیتی،افراد به داخل سالن هدایت شدند و در محل مشخص شده ی قرارگاه خود قرار گرفتند. ساعت سه ظهر با حضور مسعود و مریم رجوی و گاردهای حفاظت شان، جلسه عملاً شروع شد. طبق معمول همیشه، با شعار دادن و ابراز احساسات کردن نفرات نشست آغاز گردید و رجوی شروع به تحلیل سیاسی منطقه ی خاورمیانه و وضعیت رژیم جمهوری اسلامی نمود و در آخر به این نتیجه گیری رسید که رژیم ایران دو سرفصل مهم انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را در پیش رو دارد و با بحران های عمیقی روبه رو خواهد شد و ما می بایست در 2.5 سال آینده خودمان را برای امر سرنگونی آماده کنیم و گفت: شما می بایست به صورت تک به تک یک تعهدنامه به سازمان بدهید که بدون شکاف تا 30 خرداد 1384 در قرارگاه اشرف بدون چون و چرا و مشکل درست کردن باقی می مانید و هرکس هم که چنین تعهدی نمی دهد همین حالا کارش با سازمان تمام است و می تواند به دنبال زندگی عادی خود برود.

موقع افطار فرا رسیده بود و میزهای غذاخوری را چیدند و سالن را برای صرف غذا مرتب کردند. افطاری مفصلی داده شد که از تمام غذاها در آن سفره رنگین پیدا می شد: از مرغ و ماهی گرفته تا انواع خورشت ها. افطار را که صرف کردیم و سالن را جمع آوری کردند، رجوی قدری بحث های مذهبی کرد و به سخنانش پایان داد و آماده بازگشت به محل استقرار قرارگاهمان شدیم.

هنوز به قرارگاه نرسیده برگه های سفید 4A در اختیارمان گذاشتند که درک و دریافت های خود را از نشست مسعود و مریم بنویسید و یک ورقه دیگر هم دادند که می بایست متن تعهد نامه ی خود را در آن می نوشتیم.

همه می دانستند که صحبت های رجوی در رابطه با این که هر کس نمی خواهد تعهد بدهد می تواند به دنبال زندگی عادی اش برود یک تعارف و حرف مفت بیشتر نیست و از زندگی عادی هم خبری نیست.

همه می دانستند هر کس را که نمی خواست در سازمان بماند و ادامه ی مسیر بدهد، بعد از نشست های جمعی فراوان که افراد در آن حضور پیدا می کردند و به فرد خواهان جدایی توهین می کردند در نهایت به زندان های سازمان و ابوغریب عراق می سپردند تا دچار سرنوشتی دهشتناک و نامعلوم شود.

پس بی آن که سر خود را به درد آوریم چند خطی در وصف تحلیل های گهربار رجوی که دیگر حتی کادرهای باسابقه ی سازمان نیز به آن ها باور نداشتند یاوه سرایی کردیم و در پایان نیز تعهد نامه خود را نوشتیم تا زودتر خلاص شویم و بتوانیم برای استراحت به آسایشگاه برویم.

چند شبی گذشت و یک شب ساعت حدود نه و نیم که در کتابخانه مشغول برگزاری نشست عملیات جاری بودیم داد و فریادهای عجیب و غریبی شنیدیم. سروصداها بسیار بود و اول فکر کردیم که در سالن غذاخوری دعوا شده ولی مسئول نشست ما را به آرامش و ادامه ی کار فراخواند.

خودسوزی خدام

همین که نشست تمام شد و از کتابخانه خارج شدیم فریادها و فحاشی ها دوباره بلند شد. وقتی دقت بیشتری کردم متوجه شدم یکی از کادرهای قدیمی سازمان به نام خدام گل محمدی، که در جریان درگیری با نیروهای 9 بدر عراق برای همیشه معلول شده بود، در وسط جمعیت قرار دارد و مورد ناسزا و توهین است. وقتی مسأله را جویا شدم فهمیدم که او قصد جدایی از سازمان یا به اصطلاحِ مجاهدین قصد خیانت به رهبری را دارد.

عجب اوضاع بد و وحشتناکی بود. خدام به شدت برافروخته و هراسان بود و سر در گریبان در بین جمعیت  300 نفره قرار داشت و حرف ها و توهین ها را می شنید و دم برنمی آورد.

دو روز از آن ماجرا گذشت که در هنگام ظهر، خدام مقدار زیادی بنزین را که برای شستشو و تنظیف سلاح ها در کنار اسلحه خانه قرار داده بودند بر روی خود ریخت و خودش را به آتش کشید.

شعله های آتش از او زبانه می کشید؛ صحنه ی وحشتناکی بود تا چند نفری از بچه ها به خود آمدند و شروع به تلاش برای خاموش نمودن او کردند. چند دقیقه ای طول کشید و او به جزغاله ای تبدیل شد. جسدش را به سرعت از قرارگاه خارج کردند و هیچ گاه معلوم نشد که در کجا به خاک سپردند و آیا خانواده اش ازخودکشی او مطلع گردید یا خیر.

رجوی و دموکراسی

روز آخر ماه رمضان بود که صبح ساعت 8 به نفرات جدید گفتند که آماده شوند تا برای نشست با مریم رجوی به سالن اجتماعات برده شوند. به سرعت رفتیم و لباس های سبز رنگمان را پوشیدیم و پوتین ها را واکس زدیم و آماده ی رفتن به جلسه با مریم شدیم. ده دقیقه ای طول کشید تا با خودروهای نظامی به سالن رسیدیم و مطابق معمول از گاردهای امنیتی زن و مرد عبور کردیم و داخل سالن شدیم. سالن را کوچک تر از معمول چیده بودند، چون تعداد نفرات تقریباً 500 نفر بود چند دقیقه طول کشید تا مریم آمد و پشت میز نشست و سخنانش را آغاز کرد.

مسعود رجوی با او همراه نبود و جلسه را خودش به تنهایی اداره می کرد که باعث تعجب بود، چون همیشه در سازمان مریم را کنار مسعود می دیدیم. نشست مورد نظر در رابطه با تنظیم رابطه ی نفرات با مناسبات و فرماندهانشان بود.

گویا نفرات جدید بیشتر سرکشی می کردند و با سازمان زاویه داشتند و زیاد تبعیت نمی کردند. نزدیک به دو ساعت از جلسه گذشته بود که یکی از خانم ها یادداشتی روی میز کار مریم گذاشت که جلسه را نیمه تمام گذاشت و رفت و گفت: بعداً ادامه می دهیم و ما هم سالن را ترک کردیم و به مقرهایمان بازگشتیم. ساعت 5 عصر دوباره صدایمان زدند و گفتند برای ادامه ی نشست می رویم.

این بار به سالن کوچک تری رفتیم و مریم نشست را شروع کرد. موقع افطار شده بود که غذا را سرو کردند و در همان جا و با حضور مریم افطار کردیم. بعد از صرف افطاری و جمع آوری وسایل آن، میوه و چای روی میزها قرار دادند و جلسه ادامه یافت. چهل و پنج دقیقه ای گذشت که به یک باره درب کوچک گوشه ی سالن باز شد و چند گارد امنیتی و مسعود رجوی در حالی که لباس شخصی بر تن داشت و کلت رولور بر کمر بسته بود، پیدایشان شد و نفرات هم به پا خاستند و شروع به ابراز احساسات کردند. حالا این احساسات چقدر واقعی بود فقط خدا می دانست.

رجوی در کنار مریم قرار گرفت و میکروفونش را نصب کرد و با خوشحالی گفت که ازملاقات با صدام حسین آمده و 32 عدد تانک از او گرفته است … بعد صحبت هایش را با تحلیل های سیاسی ادامه داد که ما در اعلام جبهه ی همبستگی به همه ی نیروهای اپوزیسیون فراخوان دادیم تا در شورای ملی مقاومت گرد هم بیایند و با ما (مجاهدین) متحد شوند، ولی کسی از این مسأله استقبال نکرد که البته مهم نیست. چون من می دانستم آن ها نمی آیند… من فقط می خواستم فردا که به قدرت می رسیم به ملت ایران بگویم که ما در دوران مبارزه به این ها گفتیم بیایید متحد شویم و با هم ادامه ی مسیر بدهیم ولی این ها نیامدند و پشت ما را خالی گذاشتند و اگر فردای به قدرت رسیدن این ها طلب سهم شان را از قدرت سیاسی حاکم بر کشور کردند بدانم چه جوابشان بدهم.

بعد هم صحبت بر سر مبارزات دانشجویان داخل کشور شد که رجوی گفت: دانشجویان ایرانی داخل کشور را به دلیل این که به مجاهدین و ارتش آزادی بخش نپیوسته اند می بایست گذاشت سینه ی دیوار و همه را تیرباران کرد. دست آخر هم به همه این اطمینان را داد که در صورت به قدرت رسیدن در ایران، هیچ کس را شریک خود در قدرت و حاکمیت نمی کنیم. این حرف ها را در حالی می زد که در منشور شورای ملی مقاومت متعهد شده بود که بعد از نبودن نظام جمهوری اسلامی مجاهدین فقط شش ماه آن هم برای اداره ی مملکت بر سر قدرت می مانند تا شرایط برای انتخابات آزاد مهیا شود و مردم ایران هستند که انتخاب می کنند که چه کسی بر آن ها حکومت کند.
 از حرف هایش معلوم بود که ذره ای به دموکراسی و جمهوریت و حق حاکمیت مردم و همراهی با احزاب سیاسی دیگر اعتقادی ندارد و سخنان بیرونی اش که خطاب به ملت ایران بود بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و ذره ای صداقت در آن نیست تا به آن ها پایبند باشد…

نزدیک ساعت سه شب بود که یادداشتی روی میز رجوی گذاشتند که به یک باره گفت هلال ماه رؤیت شده و فردا روز عید فطر است … قبل از ساعت 9 صبح در محل نماز حضور یافتیم … نماز عید فطر را به امامت رجوی خواندیم و بعد از پایان نماز شروع به دیده بوسی با یکدیگر نمودیم و این جمله معروف و همیشگی مجاهدین را بر زبان می آوردیم که ان شاءالله عید بعدی در تهران؛ آرزویی که هیچ گاه برآورده نشد.

تنظیم از عاطفه نادعلیان

*** 

Republican Congressman Dana Rohrabacher lobby for MEK and ISISامریکایی ها مسئولیت عملیات تروریستی مشترک عربستان/داعش/مجاهدین خلق را بعهده گرفتند

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانحملات تروریستی داعش در تهران و سکوت مجاهدین خلق در فرانسه

Maryam Rajavi terrorist syriaInternational meeting for ISIL in France (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

Rajavi cult attack Peace association in Paris

http://youtu.be/Un-Y8sM9U70

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29547

مصاحبه با یکی از اعضای سابق فرقه تروریستی رجوی در اروپا 

 انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و پنجم می ۲۰۱۷:…  ویلاهای سران حزب بعث در منطقه ای کنار دجله بود، رجوی هم در آن منطقه ویلا داشت و برای تفریح و شنا به آنجا می رفت و برای سران حزب بعث مهمانی با غذاهای متنوع ایرانی برپا می نمود. در اطراف فلوجه دریاچه ای بود که سران حزب بعث در آنجا هم ویلاهایی داشتند بعضی وقت ها رجوی را برای شرکت در مهمانی های آنان به آنجا می بردند. مسعود دلیلی را خوب می شناختم که در حفاظت رجوی بود. بعد جدا شد … 

camp_tirana_albania_mojahedin_khalq_rajavi_cultصدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

 مصاحبه با یکی از اعضای سابق فرقه تروریستی رجوی در اروپا

انجمن نجات مرکز تهران پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶

با یکی از جدا شدگان فرقه تروریستی رجوی که اینک ساکن اروپا می باشد گفت و گویی داشتیم. ایشان را بدلایلی که روشن است با نام مستعار حکاک معرفی می کنیم.

وی که بیش از سه دهه در ایران نبوده، اخیراً دیداری از ایران داشت. در ملاقاتی که با ایشان در دفتر انجمن در تهران داشتیم به سؤالات ما پاسخ داد.

متن کامل این گفتگو در زیر از نظرتان می گذرد:

با تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، تقاضا دارم نحوه آشنایی خود با فرقه تروریستی رجوی و پیوستن به آن را بیان نمایید.

حکاک: بعد از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، برادرم که دانشجو بود گرایشات سیاسی و بیشتر به سمت مجاهدین خلق داشت و من از طریق او با سازمان آشنا شدم. وقتی برادرم دستگیر و اعدام شد خود به خود به سمت سازمان کشیده شدم. سپس برادر کوچکترم چون فعال و شناخته شده بود و از بابت دستگیری او نگرانی وجود داشت، در سال ۱۳۶۲ همراه با رابط سازمان از کشور خارج شد و به کردستان عراق رفت و به سازمان پیوست.

من با وجودی که فعالیتی نداشتم اما تهدیداتی احساس می کردم چون تعدادی از اقوام توسط سازمان ترور و کشته شدند. به من اطلاع دادند که من در مظان اتهام هستم.  به دلیل تهدیدی که احساس می کردم و نه به خاطر سمپاتی نسبت به سازمان، از کشور خارج گردیدم و بعداً متوجه شدم که سازمان بی جهت مرا ترسانده بود و تهدیدی وجود نداشته است.

چه سالی از ایران خارج شدید، به کجا رفتید و چه شد؟

حکاک: من در سال ۱۳۶۴ یعنی ۳۲ سال پیش از ایران خارج شدم و به کردستان عراق رفتم. سازمان قول داده بود مرا از طریق کردستان عراق به سوئد ببرد. وقتی به درون تشکیلات مجاهدین خلق در کردستان عراق رسیدم معلوم شد این وعده فریبی بیش نبوده است. خیلی از افراد با این ترفند جذب و به عراق آورده شده بودند. من با همسر و فرزندانم به عراق رفتم و البته دیگر راه بازگشتی نبود و نتوانستم جدا شوم.

آن زمان بحث طلاق مریم قجر عضدانلو از مهدی ابریشمچی و ازدواجش با مسعود رجوی داغ بود. مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق آمد. من آن زمان در کردستان عراق و جزو به اصطلاح نیروهای پیشمرگه مجاهد خلق بودم. با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی، من نیز در این دستگاه سازماندهی شدم. سپس وارد نشست های انقلاب ایدئولوژیک گردیدیم، روزگار به همین منوال گذشت و من در پشتیبانی بودم. بعد وارد عملیات فروغ جاویدان شدیم. پس از عملیات و شکست و عقب نشینی به خاک عراق، نشست جمعبندی گذاشتند و ما را مقصر شکست معرفی کردند. سپس “مسئول اولی مریم رجوی” و “بحث انقلاب طلاق” را مطرح کردند و من را مجبور به طلاق همسرم نمودند و گفتند که باید طلاق ایدئولوژیک بدهم و همسرم را در حریم مسعود ببینم.

بعد از اشغال کویت و جنگ اول خلیج فارس چه شد؟

حکاک: بعد از جنگ کویت در نشست های انقلاب ایدئولوژیک وارد شدم و به طور کامل از همسر و فرزندانم جدا گردیدم. در جریان جنگ کویت، به بهانه حمله آمریکا و ناامن بودن کشور عراق، فرزندانم را به خارج از کشور فرستادند؛ لذا خانواده ما به لطف و مرحمت رجوی به طور کامل از هم گسست و دیگر هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتیم.

آن زمان سؤالی برایم پیش آمده بود که چرا مسعود و مریم نباید از هم طلاق بگیرند، مریم می گفت: “مسعود خاص است.”

مسعود می گفت: “باید جا پای مریم بگذاریم.” یعنی زن ها مانند مریم همگی همسر مسعود بشوند و مردها هم مدام تناقض بنویسند. دقیقاً می دانست که برای ذهن شویی و کنترل فکر باید خانواده ها را از هم بپاشد و نابود کند.

مسعود می گفت: “کانون خانواده یعنی لانه فساد که دشمن اصلی است و باید این کانون نابود شود.”

انقلاب ایدئولوژیک البته یک کودتای درونی برای کنار زدن رقبا، درست مانند کودتای تقی شهرام در سال ۱۳۵۴ بود. او می خواست زن ها را جدا کند چون طرح و برنامه داشت، مواردی مانند رقص رهایی که بعداً توسط اعضای سابق شورای رهبری مجاهدین خلق افشاگری شد. البته همه آن زمان حدس هایی می زدند. جالب است که مریم رجوی در تغییر دادن افکار زنان و برده جنسی رجوی کردن آنان، نقش جدی ایفا می کرد. او کاری به غیر از تعریف و تمجید کردن از مسعود نداشت.

وقتی مریم رجوی از فرانسه برگشت در مقابل چند هزار نفر در نشست عمومی که همگی از همسرانشان جدا شده بودند رابطه عاشق و معشوقی با مسعود راه انداخته بود. اگر یک نفر به عنوان خطای ذهنی می گفت به یاد همسرم افتاده ام زیر شدیدترین فشارها می رفت. اما مسعود عملاً برای خودش حرمسرا درست کرده بود. مسعود و مریم واقعاً فاسدترین افرادی هستند که تا به حال در زندگی ام با آن ها برخورد داشته ام.

می دیدیم که زن ها همگی دسته دسته برای نشست به مقر ۴۹ که معرف حضور است می روند ولی نمی دانستیم موضوع چیست و چه کار می کنند. تعجب ما این بود که چرا مردان برای نشست نمی روند.

اجازه نمی دادند مردی با زنی نشست داشته باشد. مناسبات درونی زن و مرد به شدت کنترل می شد و حتی اذهان افراد و خواب شب آن ها هم کنترل می گردید. اما خود رجوی که به تعبیر مریم خاص بود دستش برای هر کاری باز بود.

مسعود رجوی طبیعی ترین غرایز انسانی را سرکوب می کرد اما خودش هر کاری می خواست انجام می داد. افرادی که در اشرف بودند حکم غارنشین ها را پیدا کرده بودند. افراد با باورها و امیدهایی وارد تشکیلات شده بودند ولی باید مدام از مسعود و مریم تعریف و تمجید می کردند. هر کس بیشتر مجیز آن ها را می گفت بالاتر بود. همه جا جاسوس گذاشته بودند که چه کسی چه می گوید. شدیدترین فضای پلیسی در میان افراد در پادگان اشرف حاکم بود. همه احساس می کردند که تحت کنترل شدید هستند و چشمانی مراقب آن ها می باشد.

چه زمانی به فکر جدا شدن از فرقه افتادید و چگونه جدا شدید؟  

حکاک: سال ۱۳۷۶ نامه ای به مسئولم دادم که می خواهم جدا شوم و بروم، چون هیچ اطلاعی از وضعیت و شرایط فرزندانم نداشتم و هیچگونه اجازه ارتباط نمی دادند. نه تنها با درخواستم مخالفت شد بلکه زیر شدیدترین فشارها و سرکوب های روانی قرار گرفتم تا ابراز پشیمانی کنم.

حدود شش ماه بعد از حمله آمریکایی ها در جنگ دوم خلیج فارس، نامه دادم که می خواهم جدا شوم و بر خواسته خودم مصر بودم. مرا در محلی به اسم اسکان حبس کردند و تلاش نمودند تا مرا منصرف کنند. نهایتاً مجبور شدند مرا تحویل آمریکایی ها بدهند و به اردوگاه تیپف رفتم. چهار سال در آنجا بودم. بعد آنجا را در توافق با سازمان بستند و ما را به دهوک در کردستان عراق بردند. من از آنجا فرار کردم و به ترکیه سپس یونان و بعد به اروپا رفتم.

من مقداری دلار همراه داشتم چون مدتی نزد آمریکایی ها کار کرده بودم و برخلاف کار در سازمان، بیگاری نبود و حقوق می دادند و همچنین با کمک خانواده در ایران و جور کردن پول و دادن به قاچاقچی توانستم به اروپا برسم و الآن در اروپا ساکن هستم.

در حال حاضر چه می کنید و چه احساسی نسبت به فرقه رجوی دارید؟

حکاک: اواخر تابستان سال ۲۰۰۸ میلادی بود که بالاخره در اروپا مستقر شدم و زندگی جدیدی شروع کردم. الآن بعد از ۳۲ سال دوری از وطن بالاخره توانستم سفری به کشورم داشته باشم.

اینک می دانم جایی که ریشه خانواده را می زنند و ضد خانواده هستند، آنجا فاسدترین محل هاست. رهبری که با کانون خانواده دشمنی می ورزد فوق العاده فاسد و نابودگر است. چنین رهبری از هیچ خیانت و جنایتی رویگردان نیست و تجربه فرقه تروریستی رجوی همین را ثابت کرده است. رجوی جرثومه فساد، تباهی و خیانت است.

در سازمان عواطف مادری و خانوادگی را کشتند و افراد را به ربات تبدیل کردند. افراد به لحاظ روانی دیگر نمی توانند به طور مستقل فکر کنند و باید همیشه یک نفر به آن ها دیکته کند که چه کار کنند. اگر افراد از تشکیلات جدا نمی شوند به دلیل آن است که دیگر از خودشان احساس و اراده ای ندارند. رهبر سازمان مجاهدین خلق چیزی از شیطان کم ندارد و به همان صورت افراد را اسیر طلسم خود می کند.

خلاصی از دست این فرقه به لحاظ ذهنی فوق العاده مشکل است. افراد با انواع بیماری های جسمی و روحی دست به گریبان هستند و برای خود فقط مرگ و خلاصی از شرایطی که در آن هستند را آرزو می کنند.

در درون سازمان ارتباط با بیرون ممنوع است. فرزندان من در خارج بیمار شده بودند و با انواع مشکلات دست به گریبان بودند و شدیداً به من نیاز داشتند ولی من اطلاع نداشتم.

سال ۱۳۷۳ بسیاری را حبس کردند و شکنجه نمودند، من بعد ها با کسانی که جدا شده بودند صحبت کردم و این موضوع را فهمیدم. در درون تشکیلات و در اطراف ما خیلی ها ناگهان ناپدید می شدند و کسی جرأت نمی کرد سؤال کند که چه شد و کجا رفت. من یک بار برای فردی که مریض بود و در آسایشگاه استراحت می کرد غذا بردم که شدیداً مورد بازخواست قرار گرفتم که چرا بدون دستور از بالا کاری انجام داده ام. محبت کردن به همنوع از خطاهای نابخشودنی در مناسبات رجوی است. همه باید دشمن و جاسوس یکدیگر باشند.

آیا نمونه ها ئی از درون فرقه دارید که بخواهید تعریف کنید؟

حکاک: حدود سال ۱۳۷۵ بود که در قرارگاه اشرف گفتگوی دو نفر از نفرات ستاد مرکزی که با هم صحبت می کردند را شنیدم. آن ها تعریف می کردند که تعدادی بسیجی را دزدیده، شکنجه کرده و بعد کشته اند و در بیابان های سعادت آباد دفن نموده اند. برخی در خیلی از جنایات دست داشتند و افتخار هم می کردند. به راحتی نمونه های قتل و جنایت را تعریف می نمودند که چطور یک نفر را ترور کرده و بعد ایستاده و تیر خلاص زده اند.

برخی سران سازمان در عراق، کارت عضوت در حزب بعث داشتند و با لباس فرم زیتونی خاص آنان در شهر تردد می کردند. به خصوص افراد حفاظت رجوی که بر خلاف عموم نفرات سازمان می توانستند به راحتی در عراق تردد کنند. صدام پول نفت را به رجوی می داد تا برایش جاسوسی کند.

وقتی آمریکایی ها نفرات را در اشرف جمع کردند، مسئولین سازمان بسیاری از مدارک را از بین بردند. همان موقع بسیاری از سران سازمان اسامی شان را عوض کردند و با مدارک جعلی اسامی غیر از نام اصلی خودشان دادند.

فریبکاری و دروغ، ذاتی فرقه رجوی است و به همه در همه جا دروغ می گوید. هیچ کس از پناهگاه مخفی رجوی در اشرف خبر نداشت. نفرات را جلوی توپ و موشک می داد و خودش در سنگر ضد اتمی مستقر بود. قلعه ۴۹ زیرزمینی به عمق ۱۰ متر بود که محل امن رجوی به حساب می آمد.

وقتی مقر ۴۹ را می ساختند می گفتند تأسیسات آبرسانی ساخته می شود و به هرکسی اجازه نمی دادند نزدیک شود، فقط برخی مسئولین بالا اجازه تردد داشتند.

وقتی تهاجم به عراق شروع شد روی همه ماشین ها پرچم سفید زده بودند و زمانی که نیروهای آمریکایی به اشرف آمدند فورا تسیلم شدند و به آنها گفتند که از اول طرفدار آمریکا بوده اند.

ویلاهای سران حزب بعث در منطقه ای کنار دجله بود، رجوی هم در آن منطقه ویلا داشت و برای تفریح و شنا به آنجا می رفت و برای سران حزب بعث مهمانی با غذاهای متنوع ایرانی برپا می نمود. در اطراف فلوجه دریاچه ای بود که سران حزب بعث در آنجا هم ویلاهایی داشتند بعضی وقت ها رجوی را برای شرکت در مهمانی های آنان به آنجا می بردند.

مسعود دلیلی را خوب می شناختم که در حفاظت رجوی بود. بعد جدا شد و مدتی در بغداد بود. رجوی او را فریب داد و به اشرف کشاند. بعد او راهمان جا کشته و جسدش را سوزاندند و گفتند که او خیانت کرده بود.

تا کنون همه پیش بینی های رجوی غلط بوده است. رجوی گفت خاتمی رئیس جمهور نمی شود که شد، گفت دور دوم رئیس جمهور نمی شود که شد، گفت دور دوم را به پایان نمی برد که به پایان برد.
کدام پیش بینی رجوی طی این سالیان درست از آب درآمده است؟

تنظیم از عاطفه نادعلیان

*** 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!ا

بمب های خوشه ای در یمن توسط عربستان سعودی و مجاهدین خلق فرقه رجویسیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمWorld knows Saudi Arabia is source of terrorism

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28698

گرامیداشت زنان در روز جهانی زن 

 عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، پنجم مارس ۲۰۱۷:… در طی این دو دهه که زنان و مردان جدا شده از این فرقه به دنیای آزاد راه پیدا کرده اند و خود را از مناسبات بسته و کاملاً فرقه ای رجوی نجات داده اند در زمینه ی مسئله زن در فرقه رجوی بسیار سخن گفته و مطلب نوشته اند. در مناسبات این فرقه، مقررات و قوانین سختی بر زنان حاکم است که عدول از آن … 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003نگاهی به جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین – به بهانه روز جهانی زن

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

لینک به منبع

گرامیداشت زنان در روز جهانی زن

انجمن نجات مرکز تهران یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵

انتخاب روز هشتم مارس به عنوان روز زن ابتدائا به دلیل مبارزۀ زنان کارگر در یک کارخانه نساجی کتان در سال ۱۸۵۷ میلادی در شهر نیویورک آمریکا صورت گرفت.

شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن که همراه با مردان در کشور های صنعتی وارد کارخانه ها و بازار کار شده بودند آنان را وادار به مبارزه علیه این بی عدالتی به شکل سازمان یافته و منظم نمود. در این روز کارگران نساجى زن در یک کارخانه بزرگ پوشاک براى اعتراض علیه شرایط بسیار سخت کارى و وضعیت اقتصادی شان دست به اعتصاب زدند. خاطره این اعتصاب براى کارگران نساجى باقى ماند.

نارضایتى عمومى ازاین شرایط براى زنان کارگر ادامه داشت. در هشتم مارس سال ۱۹۰۸ میلادی؛ بعد از گذشت بیش از پنجاه سال از اعتصاب مذکور، به منظور احیای خاطرۀ اعتصاب در این روز که تبعیض، محرومیت، فشار کار و حقوق بسیار کم زنان را به یاد می آورد، کارگران زن کارخانـۀ نساجی کتان در شهر نیویورک مجددا دست به اعتصاب زدند، برای جلوگیری از همبستگی سایر کارگران با اعتصابگران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر، صاحب کارخانه به همراه نگهبانان، زنان معترض را در محل کارشان حبس نمود. سپس به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و ۱۲۹ تن از زنان کارگر در این آتش سوختند و تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند.

به همین دلیل روز هشتم مارس به نام روز مبارزه ی زنان علیه بی عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره ها ماند و نه تنها در کشورهای توسعه یافته بلکه در جوامع در حال توسعه نیز به صورت گسترده تری مطرح و ابعاد تازه ای به خود گرفت. این روز در ابتدا به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی در بین احزاب سوسیالیست آمریکا، آلمان و اروپای شرقی آغاز شد، اما بعدها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته گردید. سازمان ملل متحد هم از سال ۱۹۷۷ این روز را به عنوان «روز حقوق زنان و صلح بین‌المللی» به رسمیت می‌ شناسد.

زنان جهان در روز جهانی زن تلاش کرده اند برای انعکاس پیشرفت ها، دستاوردهای به دست آمده و کنش های شجاعانه زنان، این روز را به فرصتی تبدیل کرده و این دستاوردها را گرامی بدارند.
فرقه رجوی و سوء استفاده از روز جهانی زن

فرقه مخرب رجوی هر سال به مناسبت ۸ مارس مراسمی را در کشورهای مختلف برگزار می کند و در این مراسم از ستم نسبت به زنان ایرانی سخن به میان می آورد و این که حقوق زنان در جمهوری اسلامی ایران پایمال شده است، اما هیچگاه به روابط استثماری زنان در تشکیلات خود اشاره نمی کند. ده ها زن جداشده از این فرقه در سال های اخیر از ظلم، استثمار شدید و بهره کشی ظالمانه از زنان در تشکیلات مجاهدین خلق و در قرارگاه های مختلف از جمله پادگان اشرف در عراق، پرده برداشته اند.

سرکردگان فرقه رجوی در ادعاهای خود نسبت به رعایت حقوق زنان چقدر صادق هستند؟ اظهارات و اعترافات کسانی که از این فرقه جدا شده اند، بهتر می تواند ماهیت پلید، شیطانی و عوام فریبی آن ها را برملا سازد و ما را به این حقیقت تلخ رهنمون شود که زنان، قربانیان مضاعف فرقه رجوی هستند و همه آن ها قبل از آن که زندانی این سازمان باشند اسیر نفس پلید مسعود رجوی گردیده اند. سخن گفتن از حقوق زنان با اهداف سیاسی و در راستای نمایش ها و ژست های ظاهرا دموکراتیک نمی تواند از بار مسئولیت سران فرقه در قبال نقض آشکار حقوق زنان بکاهد.

در طی این دو دهه که زنان و مردان جدا شده از این فرقه به دنیای آزاد راه پیدا کرده اند و خود را از مناسبات بسته و کاملاً فرقه ای رجوی نجات داده اند در زمینه ی مسئله زن در فرقه رجوی بسیار سخن گفته و مطلب نوشته اند. در مناسبات این فرقه، مقررات و قوانین سختی بر زنان حاکم است که عدول از آن، وضعیت و شرایط بسیار هولناکی را برای آنان ایجاد می کند. سران فرقه در عمل یک دیدگاه ایدئولوژیک قرون وسطایی در مورد زنان ارائه می دهند. آنان آرمانی برای جایگاه زن متصور هستند که در دنیای واقعیت و رابطه های انسانی به تحقیر زن و تلقی فاشیستی و کالائی از او منجر می گردد. زن در مناسبات مجاهدین خلق موجودیست عاری از هرگونه احساسات متعالی مادرانه، همسرانه، زنانه، و عاشقانه؛ و امیال این جهانی که می بایست با ستیزه جویی، خشونت و ترور، مسیر به قدرت رسیدن رهبر عقیدتی فرقه را هموار سازد.

موضوع آزادی زنان در تشکیلات فرقه رجوی فقط یک ترفند و حقه سیاسی است و با این شیوه رجوی می خواست با بهره برداری سیاسی؛ مسأله داخل تشکیلات را حل کند و با استثمار زنان در تشکیلات، بار بیشتری از آن ها بکشد. رجوی بر این باور بود که زنان به دلیل خصوصیت های فرهنگی و تربیتی مطیع تر از مردان در هر سازمان، اداره و یا هر تشکیلاتی هستند و راحت تر استثمار می شوند.

در خصوص محرومیت ها و محدودیت هایی که زنان در تشکیلات فرقه رجوی با آن دست و پنجه نرم می کنند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- زنان از عشق و ازدواج محروم هستند و حتی فکر کردن به جنس مخالف تخلف تشکیلاتی محسوب می گردد.

۲- همه زنان متأهل فرقه رجوی مجبور شده اند از همسرانشان طلاق تشکیلاتی بگیرند و رسما به عقد مسعود رجوی در آیند.

۳- برای این که چهره زنان عضو فرقه از حالت زنانه خارج شده و مورد توجه قرار نگیرد از هرگونه وسائل آرایشی و حتی امکانات بهداشتی معمولی محرومند.

۴- گروهی از زنان جوان فرقه به بهانه های مختلف تحت عمل خارج کردن رحم توسط فردی به نام دکتر نفیسه بادامچی با عنوان “رسیدن به قله” قرار گرفته اند تا هرگونه امید به آینده در این زنان از بین برود.

۵- جهت سرکوب احساسات مادری، زنان از دیدن فرزندان و بستگانشان حتی در مناسبات داخلی اردوگاه ها نیز محروم هستند.

۶- زنان حق معاشرت با مردان را ندارند و مجبورند هرگونه احساس نسبت به جنس مخالف را فراموش کنند و احساسات خود را صرفا معطوف به مسعود رجوی نمایند.

۷- تحمیل پوشش نظامی به صورت تمام وقت به این دلیل که زنان هیچگونه حق انتخاب در طرح، نوع و رنگ لباس و پوشش خود نداشته باشند.

۸ – زنان همچون مردان از تمام وسایل ارتباطی از جمله نشریه، کتاب، تلفن، رادیو، تلویزیون، اینترنت و غیره محروم هستند.

۹- زنان مانند مردان حق هیچگونه اعتراض و انتقادی ندارند و باید دستورات تشکیلات را بدون هیچ سؤالی اجرا کنند.

۱۰- حق حضانت فرزند از مادران عضو فرقه رجوی سلب گردید به عبارتی فرزندان را از دامان پر مهر مادران جدا کردند و به کشورهای دیگر فرستادند.

۱۱ – آپارتاید جنسی به شکلی در پادگان اشرف برقرار بود که حتی پمپ بنزین هم به صورت روزهای زوج و فرد مردانه و زنانه داشت تا زنان هرگز با جنس مخالف روبرو نگردند.

۱۲ – بنا بر گزارشاتی که از جانب زنان جدا شده از فرقه رجوی بدست آمده است، برخی اعضای شورای رهبری سازمان مورد سوء استفاده های جنسی مسعود رجوی تحت عنوان رسیدن به رهائی قرار گرفته اند که مریم رجوی خود برگزار کننده این گونه برنامه ها بوده است.

عاطفه نادعلیان

*** 

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

مریم رجوی روز زن مجاهدین خلقروز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

زهرا سادات میرباقریبمناسبت ۸ مارس (روز جهانی زن) و خشونت طلبی های مریم رجوی

فرانسه و آلبانی از برنامۀ روز زن فرقۀ رجوی در سالنهای عمومی جلوگیری کردند (۲۰۱۶)

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi – March 2013

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28084

مستند «جنگ خاموش»ا

Bio_Terrorismعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۷:… مستند «جنگ خاموش» که به موضوع ترور بیولوژیک و پنهان توسط برخی کشورهای غربی می پردازد، در خانه مستند انقلاب اسلامی مراحل میانی تولید خود را سپری می‌کند. مستند ۴۵ دقیقه ای بیوتروریسم به کارگردانی مشترک محسن و محمد سلیمانی و تهیه کنندگی مهدی مطهر، محصول خانه مستند انقلاب اسلامی … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

لینک به منبع

مستند «جنگ خاموش»

انجمن نجات مرکز تهران پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵

مستند جنگ خاموشمستند «جنگ خاموش» که به موضوع ترور بیولوژیک و پنهان توسط برخی کشورهای غربی می پردازد، در خانه مستند انقلاب اسلامی مراحل میانی تولید خود را سپری می‌کند. مستند ۴۵ دقیقه ای بیوتروریسم به کارگردانی مشترک محسن و محمد سلیمانی و تهیه کنندگی مهدی مطهر، محصول خانه مستند انقلاب اسلامی است و تا پایان سال ۹۵ برای پخش از رسانه ملی آماده می‌شود.
 

به گزارش خبرگزاری فارس، سلیمانی کارگردان این مستند به انگیزه خود در خصوص انتخاب موضوع بیوتروریسم اشاره کرد و گفت: “بحث روی موضوع بیوتروریسم نیاز امروز جامعه است به دلیل این که بیوتروریسم گستره عظیمی دارد و در اشکال گوناگون علیه دشمنان غرب مورد استفاده قرار می گیرد.”

وی ادامه داد: “اولویت این حملات بر روی نخبگان فرهنگی، سیاسی و علمی است و تا کنون افراد زیادی از جمله شهید کاظمی آشتیانی هدف بیوتروریسم قرار گرفته اند، امروز نیز افرادی مانند نادر طالب زاده با این مسأله دست و پنجه نرم می کنند.”

این کارگردان مستند در ادامه به پیچیده بودن فرآیند اثبات هدف حمله قرار گرفتن افراد در این نوع ترور اشاره کرد و افزود: “از نظر این که بیوتروریسم به عنوان یک سلاح و یک شیوه حذف افراد در غرب مورد استفاده قرار می گیرد کسی تردیدی ندارد زیرا بارها مسئولین غربی به این مسأله اشاره کرده اند ولی به دلیل پیچیده بودن فرآیند اعمال این گونه ترور، اثبات آن تا حدودی مشکل است و با رصد کردن برخی از نشانه ها می توان به آن پی برد.”

وی ادامه داد: “یکی از افرادی که امروز به خوبی بحث بیوتروریسم را تبیین می کند، پروفسور کرمی است که با استفاده از تحقیقات گسترده خود توانسته است تا حدود زیادی افکار عمومی را نسبت به این شیوه ترور آگاه کند.”

سلیمانی در پایان با اظهار خشنودی از حساس شدن مجلس شورای اسلامی نسبت به این مسأله گفت: “الحمدلله با تلاش هایی که برای آگاه سازی افکار عمومی شده است، مجلس شورای اسلامی در حین تصویب برنامه ششم توسعه به مسأله بیوتروریسم و تراریخته ها توجه کرده و واردات محصولات تراریخته را ممنوع کرده است زیرا جنگ آینده به دلیل کم هزینه بودن و ایجاد کردن رعب و وحشت در میان نخبگان کشور های مخالف غرب، جنگ بیوتروریسم است و کشور حمله کننده می تواند به راحتی جای پای خود را از جنایت پاک نماید.”

مستند ۴۵ دقیقه ای بیوتروریسم به کارگردانی مشترک محسن و محمد سلیمانی و تهیه کنندگی مهدی مطهر، محصول خانه مستند انقلاب اسلامی است و تا پایان سال ۹۵ برای پخش از رسانه ملی آماده می‌شود.

جهت تنویر ذهن خوانندگان، مطالبی راجع به ترور و بیوتروریسم آورده می شود، امید است که مفید فایده واقع گردد:

ترور عبارتست از حذف حریف سیاسی با هر شیوه ی ممکن.

ترور به معنای ترس زیاد و وحشت است و تروریست کسی است که می خواهد از طریق ارعاب، تهدید و ایجاد ترس و وحشت در مردم، به اهداف خود برسد.

بیوتروریسم: تروریسمی شامل انتشار عمدی عوامل بیولوژیک است. این عوامل، باکتری‌ها، ویروس‌ ها یا سموم‌ اند که ممکن است به شکل طبیعی ‌شان یا به فرم دستکاری شده انسان باشند. این روش در جنگ‌ها استفاده می‌شود. به عبارتی سوء استفاده از میکرواورگانیسم یا فراورده های آن ها در جهت تولید جنگ افزار. به عبارت جامع تر، استفاده از عوامل بیولوژیک به منظور ارعاب یا هلاکت انسان ها و نابودی دام ها یا گیاهان.

بر این اساس جنگ بیولوژیک عبارت است از استفاده از عوامل بیولوژیک اعم از باکتری ها، ویروس ها، گیاهان، حیوانات و فراورده های آن ها به منظور اهداف خصمانه.

بر اساس تعریف پلیس بین الملل در سال ۲۰۰۷ بیوتروریسم عبارت است از منتشر کردن عوامل بیولوژیکی یا سمی با هدف کشتن یا آسیب رساندن به انسان‏‌ها، حیوانات و گیاهان با قصد و نیت قبلی و به منظور وحشت ‌آفرینی، تهدید و وادار ساختن یک دولت یا گروهی از مردم به انجام عملی یا برآورده کردن خواسته ‏ای سیاسی یا اجتماعی.

استفاده از عوامل بیماری زا بر علیه نیروهای دشمن از صد ها سال قبل وجود داشته است. بیش از سیصد سال قبل از میلاد مسیح رومی ها چاه های اطراف شهر را توسط لاشه های حیوانات مرده آلوده می کردند تا سربازان دشمن از آن ها نوشیده، بیمار و یا تلف شوند. طی جنگ جهانی اول ارتش آلمان به آلوده کردن علوفه حیوانات و احشامی پرداخت که برای متفقین ارسال می شد. اغلب کشورهای بیشرفته و در رأس آن ها آمریکا، انگلستان، فرانسه، روسیه, ژاپن و کانادا انواع سلاح های بیولوژیک را تولید و بعضاً مورد استفاده نیز قرار داده اند.
منع تولید سلاح های بیولوژیکی در معاهده ژنو در ۱۷ ژوئن ۱۹۲۵ به امضاء کشورهای عضو رسید.

امتیازات سلاح های بیولوژیک نسبت به دیگر سلاح های کشتار جمعی:

•    تشخیص و شناسایی عوامل بیولوژیک به آسانی مقدور نیست و با حواس پنجگانه قابل دریافت نیستند.
•    عوامل بیولوژیک در مقادیر بسیار کم، به مقدار زیاد کشنده می باشند به راحتی می توان آن ها را پنهان کرد و به سادگی منتقل نمود.
•    دفاع در برابر عوامل بیولوژیک بسیار مشکل است این مشکل در کشورهایی که از نظر سازماندهی و سرویس های بهداشتی درمانی در درجات پایین قرار دارند (کشورهای در حال توسعه) بسیار حادتر است.
•     پخش عوامل بیولوژیک توسط نیروهای نفوذی (ستون پنجم) در عملیات خرابکارانه به راحتی امکان پذیر می باشد.
•     برای ساخت، تولید، انبار و ذخیره سازی سلاح های بیولوژیک نیاز به وجود تأسیسات بزرگ نمی باشد و می تواند در خفا و تحت پوشش تحقیقات آزمایشگاهی، بیولوژیکی، میکروب شناسی و غیره انجام شود.
•     اثر عوامل بیولوژیک آنی و فوری نمی باشد. این دوره کمون یک برتری را برای این سلاح ها به وجود آورده از این نظر که هدف های مورد اصابت، تا مدت ها بعد از حمله مشخص نخواهد شد. همین فاصله زمانی امکان ردیابی مهاجم را از دستگاه های امنیتی می گیرد و به تروریست ها این اجازه را می دهد تا رد پاهای خود را پاک و از صحنه خطر دور شوند.
•    سلاح های بیولوژیک می توانند (نه ضرورتاً) اثرات ثانوی را به دنبال داشته باشند. مثلاً یک عملیات کوچک بر علیه یک هدف موضعی و محلی می تواند یک بیماری اپیدمیک گسترده به بار آورد.
کشف زودرس حمله بیولوژیک از اهمیت حیاتی برخوردار است:

امروزه دستگاه های تشخیص عوامل بیولوژیک ساخته شده‌اند ولی فقط در اختیار تعدادی از کشورهای پیشرفته می‌باشند. عدم تشخیص به موقع یک حمله بیولوژیک همیشه برابر با این خواهد بود که تعداد زیادی از سربازان حفاظت نشده به سربازان مریض تبدیل گردند.

با در نظر گرفتن این موارد، در صورت عدم دسترسی به دستگاه های تشخیصی، حفاظت از نظر پزشکی (واکسیناسیون و سایر انواع پیشگیری)، هوشیاری و حفاظت فیزیکی مهمترین و تنها ابزار در دسترس برای مقابله با حمله جنگ ‌افزارهای بیولوژیک خواهد بود.

رژیم صهیونیستی انواع سلاح ‌های بیولوژیک غیرمتعارف را تولید و مورد آزمایش قرار می ‌دهد و از آن ها برای ترورهای آرام از جمله ترور رهبران مقاومت استفاده می ‌کند. گفته می‌ شود این مرکز که یکی از سری‌‌ ترین مراکز امنیتی رژیم صهیونیستی است، در شهر ‘ریشون لیژن’ در جنوب شرق تل‌ آویو، تحت تدابیر امنیتی و نظامی شدید قرار دارد. حذف مهره ‌های مخالف از این طریق به دلیل آن که مرگی تدریجی و آرام را در پی دارد، می‌ تواند شبهات متوجه نظام موجود را در مورد مرگ افراد برطرف و این انحراف را در افکار عمومی ایجاد کند که فرد مورد نظر در اثر یک بیماری مهلک مانند سرطان از پای درآمده است.

ترور با سم و مسموم کردن مخالفان در نقاط مختلف جهان، در میان رژیم‌ های دیکتاتوری سابقه ‌ای دیرینه دارد و محدود به رژیم صهیونیستی نیست، اما این رژیم آن را به کمال رسانده است!
پروفسور علی کرمی می گوید:

“واژۀ بیوتروریسم از دو بخش تشکیل شده است: بیو و تروریسم

بیو به معنای حیات و زندگی است و تروریسم به معنی تهدید، ارعاب و کشتن افراد.

در کشور ما، تروریسم موضوع کاملاً شناخته شده ای است و در طول بیش از سی سال بعد از انقلاب، کشور ما قربانی ترور بوده است. ترور، تهدید و ارعابی است که به حذف فیزیکی فرد منجر شود. ترور عادی با بمب و تفنگ و اسلحه و مواد منفجره و مانند آن اتفاق می افتد؛ اما در کنار آن، چون استفاده از سلاح در کشورها، روز به روز سخت تر می شود، بعضی ها فکر کرده اند راه های ساده تری هم برای ترور هست که سیستم های اطلاعاتی و امنیتی متوجه این روش ها نشوند. این روش ها با استفاده از عوامل بیولوژیک، شیمیایی و رادیولوژیک است که به اولی «بیوتروریسم»، دومی «کیموتروریسم» و سومی «رادیوتروریسم» گفته می شود.

… روش های بیوتروریستی از استفاده از سلاح به مراتب خطرناکترند؛ چون یک سلاح می تواند یک یا نهایتاً چند نفر یا یک بمب مثلا ۵۰ یا ۱۰۰ نفر را بکشد؛ اما اگر خدای ناکرده آب، هوا، سبزی و داروی یک شهر آلوده گردد، به یک جمعیت گسترده ی ده ها هزار یا در یک کشور، میلیون نفری آسیب رسانده می شود.

… دشمنان و به خصوص تروریست ها وقتی میزان تأثیرگذاری این سلاح را مشاهده کردند، با کمال تأسف به آن بیشتر علاقه مند شدند.

… عوامل بیولوژیک مورد استفاده در این سلاح و تهدید ها هم عبارتند از: “ویروس ها، میکروب ها، قارچ، انگل، سموم گیاهی و حیوانی، سموم موجود در میکروب ها مانند بوتولیسم”

بیوتروریسم شیوه ای مناسب برای حذف شخصیت‌ ها به صورت خاموش و نرم می‌باشد اما به کار بردن این شیوه برای ترور شخصیت‌ ها به دلایل مختلف از درصد کمتری در مقایسه با ترورهای خشن برخوردار است. اما نکته دیگر این است که در واقع هدف ترور با بیوترور یکی است. به عبارت دیگر فرقی بین ترورهایی که با بمب و اسلحه صورت می ‌گیرد با ترورهایی که با سم‌ های مختلف انجام می ‌گیرد از لحاظ هدف نیست. فقط تنها مزیت این نوع ترور این است که در برخی موارد می ‌توان عاملی استفاده نمود که تدریجاً به کشته شدن فرد بیانجامد و از این بابت جو رسانه ای و نارضایتی اذهان عمومی را در پی نخواهد داشت.

گردآورنده: عاطفه نادعلیان

*** 

سسعود رجوی به نوشته ابراهیم خدابنده. یک نفر یک روز سی سالفرازی از کتاب یک نفر، یک روز و سی سال

گسستن بند ها (فرقه رجوی)فرازهایی از کتاب گسستن بندها

کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلقمعرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجویچرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)ا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11733

در خصوص مستند “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه” 

برای دخترم سمیه محمدیعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … امید است در ساختن فیلم ها و مستند هایی از این گونه همت بیشتری شود. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تهیه کنندگان و کارگران این مجموعه کمال تشکر را دارم و درخواست میکنم به این کار و روشنگری در خصوص فرقه های مخرب بخصوص فرقه رجوی، که خانواده های بسیاری را دردمند نموده است، ادامه دهند. همچنین از انجمن نجات درخواست دارم تا …

لیبرتی، اردوگاهی فراموش شده (مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی و ایرج مصداقی)

لینک به منبع

در خصوص مستند “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه”

برای دخترم سمیه محمدیمستندی با عنوان “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه” به کارگردانی مصطفی پایه شناس در مورد خانم سمیه محمدی و خانوادۀ رنج کشیده ایشان از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید که بسیار غم انگیز و در عین حال تأثیر گذار و آموزنده بود. شجاعت کارگردان و مسئولین سیما در پرداختن به مسائل بسیار مبرم و حیاتی که در گذشته از ورود به آنها اجتناب میشد قابل تحسین است.

این مستند بسیاری از حقایق مربوط به مناسبات فرقه ای در درون سازمان مجاهدین خلق را به صراحت بیان می کند و عمق فاجعه اسارت ذهنی اعضا را آشکار می سازد. این برنامه هشداری به همه جوانان و خانواده های ایرانی است که نسبت به فرقۀ رجوی و سایر فرقه های مخرب پیرامون ما هوشیار باشند و فریب شعارهای آزادی خواهانه آنها را نخورند و به وابستگی روانی و سرسپردگی ذهنی فرقه های عصر حاضر توجه داشته باشند.

تهیه کنندگان این مستند با درایت و دانش کافی، تلاش نموده اند اندکی از درد و رنج خانوادۀ محمدی، و سایر خانواده هایی که فرزندانشان اسیر این فرقه هستند، را به تصویر بکشند. به نظر من تأثیر عمومی این مستند از کتاب های بسیاری که در این زمینه نگاشته شده بیشتر است. تجربه فرقه رجوی برای ملت ایران بسیار گران تمام شد و بهای گزافی طلبید؛ از این تجربه باید به نحو احسن برای هوشیاری نسل های آینده بهره برد.

امید است در ساختن فیلم ها و مستند هایی از این گونه همت بیشتری شود. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تهیه کنندگان و کارگران این مجموعه کمال تشکر را دارم و درخواست میکنم به این کار و روشنگری در خصوص فرقه های مخرب بخصوص فرقه رجوی، که خانواده های بسیاری را دردمند نموده است، ادامه دهند.

همچنین از انجمن نجات درخواست دارم تا سی دی این مستند را تکثیر نموده و به صورت گسترده در اختیار جوانان و خانواده ها قرار دهد تا مانع از به دام افتادن افراد دیگر شوند. همیشه گفته میشود که پیشگیری بهتر از درمان است. انجمن نجات تلاش میکند تا اسرای ذهنی رجوی را نجات دهد، اما مهمتر آنست که کسانی که پتانسیل گرفتار شدن در فرقه رجوی دارند را از این دام برهاند.

با تشکر و با آرزوی نابودی فرقه های مخرب

عاطفه نادعلیان

فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه
An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq

https://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

همچنین:

خیمه شب بازی فرقه تروریستی رجوی تحت عنوان روز جهانی زن در پاریس

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۶:… دستگاه مافیای رجوی برای خودنمایی و روحیه دادن به نیروهای وا رفتۀ خود و تبلیغات بیرونی با هزینه های سرسام آور که بخش عظیمی از آن توسط سرویسهای امنیتی سعودی تآمین می شود یک خیمه شب بازی در پاریس به را ه انداخته است که نفرات شرکت کننده در آن از کشورهای عربی
 
 
Davood_Baghervand_Arshadداوود باقروند ارشد، سایت نه به فرقه ها و تروریسم، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:…  هموطنان خانم مریم رجوی مدیر حرمسرای آقای مسعود رجوی روز آینده شنبه ۲۷ فوریه ۲۰۱۶ در پاریس سالن گراند آرک کنفرانس زنان و آزادی زنان را برگزار میکند. از ایشان باید سوال کرد آیا در این جلسه به زنان خواهید گفت که اگر
 
 
الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، نوزدهم مارس ۲۰۱۵:… درروز ۷ مارس مریم رجوی گوزیده ی مقاومت یواشکی خودرا به برلین رساند تا درحضور ۲۵۰۰ نفر ازجمله تعدادی سخنران اجاره ای وشرکت کنندگان کرایه ای با آن صدای “غاز ” مانندش ” جیغ وداد ” کند _ این مراسم تحت نام ” زنان وبردباری ” برگزار گ
 
 
حسن پیرانسر، پاریس، پانزدهم مارس ۲۰۱۵:…  بنده به عنوان یکی از اعضای اینفرقه که ۲۰ سال را در مناسبات آن در قرارگاههای مختلف در کشور عراق سپری کرده ام از نزدیک شاهد وضعیت زنان در اینفرقه بوده ام و برای من و سایر دوستان جداشده بخصوص بانوان جدا شده از اینفرقه برپایی مراسم جهانی زن از طرف اینفرقه بسیار مشمئز کننده و ریاکارانه ج