دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ اقدامات تروریستی ، تهدید و شکنجه افراد ـ قسمت پنجم

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ اقدامات تروریستی ، تهدید و شکنجه افراد ـ قسمت پنجم

منصور تنهایی ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق )، نیم نگاه، هفتم اکتبر 2013: … در دهه هفتاد شمسی فردی به اسم شهاب (اهل کرند و پیرو مذهب الحق ) مورد آزار و اذیت سران مجاهدین قرار گرفت. شهاب سبیل بلندی داشت به این دلیل از سوی مسئولین مجاهدین تحت فشار قرار داشت که چرا سبیلش را نمی تراشد. هر روز مسئولین اشرف به او گیر می دادند و انتقاد می کردند. آنها به شهاب می گفتند باید سبیلت را بتراشی چون خواهران از …

(مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار)

لینک به منبع

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ اقدامات تروریستی ، تهدید و شکنجه افراد ـ قسمت پنجم

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ اقدامات تروریستی ، تهدید و شکنجه افراد ـ قسمت پنجم

ایران ـ تهران

آزار و اذیت افراد در اشرف

در دهه هفتاد شمسی فردی به اسم شهاب (اهل کرند و پیرو مذهب الحق ) مورد آزار و اذیت سران مجاهدین قرار گرفت. شهاب سبیل بلندی داشت به این دلیل از سوی مسئولین مجاهدین تحت فشار قرار داشت که چرا سبیلش را نمی تراشد. هر روز مسئولین اشرف به او گیر می دادند و انتقاد می کردند. آنها به شهاب می گفتند باید سبیلت را بتراشی چون خواهران از تو می ترسند و یا یک جور دیگه می شوند یا می گفتند موقع غذا و آب خوردن کثافتکاری می کنی و همه تو را نگاه می کنند. شهاب به عقیده و مذهبش سخت معتقد بود و کوتاه نمی آمد و به مسئولین می گفت : پیش جمع خواهران و برادران غذا نمی خورم و در جای خلوت غذا می خورم. هر چند در نشست های جمعی رجوی ادعای مسلمانی می کرد و به ادیان مختلف به ظاهر احترام می گذاشت ولی در واقع سعی داشت عقیده خودش را به نفرات تحمیل کند. دم از اسلام می زد و بقیه را زیر فشار قرار می داد. هر موقع نشست بود شهاب عزا می گرفت هر چند او به توهین و دشنام های افراد و مسئولین مجاهدین در نشست جمعی عادت کرده بود ولی از عقیده خودش کوتاه نمی آمد. تا اینکه یک روز سر همین موضوع شهاب را بشدت کتک زدند. بعد از چند روز او مجبور شد کمی سبیلش را کوتاه کند.

ولی مسئولین مجاهدین راضی نبودند و به شهاب می گفتند باید همه سبیلت را بزنی ، نباید سبیل داشته باشی!! در هر نشستی که برگزار می شد شهاب زیر تیغ بود او به حرف ها و دشنام های دیگران عادت کرده بود توهین ها و تهدیدها برایش تکراری بود. در یکی از روزها با شهاب صحبت کردم و گفتم : موضوع چیست؟ چرا اینقدر به تو گیر داده اند؟ شهاب که خیلی ناراحت به نظر می رسید ، گفت : آنها ( سران مجاهدین ) چند بار مرا احضار کردند مسئولین رده بالای سازمان از من خواستند سبیل هایم را بزنم و مثل آنان یک مجاهد بشوم من هم قبول نکردم به همین خاطر هر روز گیر می دهند اما من کوتاه نمی آیم به آنها گفتم اگر تهدیدم کنید ، حتی شکنجه ام کنید ناچار از اشرف می روم و در نهایت از سازمان جدا شد.

علیرغم همه محدودیت ها ، ریزش و فرار اعضا و کادرهای تشکیلاتی همچنان از کمپ لیبرتی و اسارتگاه فرقه مجاهدین ادامه دارد

علیرغم همه محدودیت ها ، ریزش و فرار اعضا و کادرهای تشکیلاتی همچنان از کمپ لیبرتی و اسارتگاه فرقه مجاهدین ادامه دارد

عملیات های داخله

موقعی که عملیات های داخله ( اعزام تیم ها به شهرهای ایران برای اقدامات تروریستی ) شروع شد مسئولین مجاهدین از همه کس برای عملیات تروریستی استفاده نمی کردند چون اعتمادی در کار نبود آنها به اصطلاح حساب و کتاب می کردند و نفراتی که کاملا مورد اعتماد بودند را به ایران می فرستادند. به این دلیل بسیاری از افراد در اشرف دچار مشکل یا تناقض شدند. سران مجاهدین با توجیهات گوناگون چند مدتی نفرات را سرگرم کردند تا اینکه سرهنگ صیاد شیرازی ترور شد. در پایگاههای مجاهدین درعراق و قرارگاه اشرف ، مجاهدین حسابی جشن و پایکوبی راه انداختند سپس نشست گذاشتند و همه را توجیه کردند که هر کس درعملیات به هر دلیلی گیر افتاد قرص سیانورش را باید بخورد و یا به هر طریقی خودش را از بین ببرد و اگر گیر افتاد و دستگیر شد نباید هیچ نوع اطلاعاتی بدهد و بگوید از نیروهای عراقی است و غیره. سران مجاهدین به نفرات می گفتند اگر کسی به سازمان خیانت کند و اطلاعاتش را در هنگام دستگیری بدهد ما نیروهای ویژه داریم که در موقع مناسب به سراغتان خواهند آمد حتی اگر در زندان باشید و اجازه نمی دهند خیانتکاران جان سالم در ببرند.

مسعود رجوی تاکید داشت اعضای مجاهدین اولین کاری که باید بکنند اینکه سراغ آنهایی بروند که از سازمان بریده اند و خیانت کردند و حتما او را بکشند و بعد بروند سراغ کار محوله یا ماموریتی که تشکیلات به آنها واگذار کرده است!!. همچنین مسعود رجوی در یکی از نشست ها تاکید کرد بعد از پیروزی مجاهدین و سرنگونی رژیم ایران اعضای مجاهدین وظیفه دارند اول سراغ آنهایی بروند که از سازمان جدا شده اند آنها را به قتل برسانند و بعد بروند دنبال سایر کارها!!

باید اعتراف کنم در روزها و ماههایی که تازه به قرارگاه اشرف آمده بودم وقتی با چنین حرف ها و وضعیتی روبرو شدم خیلی از سران مجاهدین می ترسیدم آنها به راحتی آب خوردن دستور کشتن مخالفین و افراد جدا شده را می دادند انگار انسانها در نزد آنان همچون یک حیوان هستند و هیچ ارزشی برای دیگران قائل نبودند حتی به افراد با سابقه تشکیلاتی فرقه که به هر دلیلی از مجاهدین جدا شدند.

فرقه رجوی در حال فروپاشی و اضمحلال است

فرقه رجوی در حال فروپاشی و اضمحلال است

حال که چند سالی است به ایران آمدم و ازدواج کرده و با مردم جامعه عجین شده ام متوجه شدم که مجاهدین چقدر تبهکار و جنایت پیشه هستند و ترسو و بزدل. چون آنها در سایه ارتش و دستگاههای اطلاعاتی رژیم صدام به اصطلاح شیر شده بودند و عربده می کشیدند و همه را تهدید می کردند در حالی که وقتی رژیم صدام سکوت کرد این الگو و رهبر مجاهدین مسعود رجوی است که از ترس جانش سالهاست مخفی شده و جرئت عرض اندام ندارد و به این نتیجه رسیدم مجاهدین خلق افرادی ترسو و بزدل هستند و هیاهو و عربده های آنان طبل توخالی است. مجاهدین خلق تخصص در فریب افراد داشتند و همه را گول می زدند ولی هم اکنون شاهد هستیم که رهبر آنان در سوراخ موشی پنهان شده است تا بتواند چند روزی به زندگی ننگین و کثیفش ادامه دهد. این روزها ماهیت واقعی فرقه مجاهدین برای همه روشن شده است سران و رهبری فرقه یک روز باید به ملت ایران جواب پس بدهند که چرا در بیش از بیست سال به ترور ، کشتار ، شکنجه ، خیانت و جاسوسی و … دست زدند؟

لینک های مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=4067

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ روابط پنهانی و نامشروع جنسی ـ قسمت چهارم

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3942

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ فرار و ریزش نیروها ـ قسمت سوم

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=3596

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ قسمت دوم

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2733

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ قسمت اول

لینک به مقالات آقای منصور تنهایی

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2161

تاملاتی بر تبهکاری مجاهدین خلق ، عملیات کردکشی ـ بخش اول

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=1358

زندگی در مناسبات جهنمی مجاهدین و جامعه ایران

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=2332

تاملاتی بر تبهکاری مجاهدین خلق ، شکنجه و قتل نسرین احمدی از اعضای مجاهدین ـ بخش دوم

مهدی ابریشمچی در از پادوهای اصلی رجوی نقش مستقیم در شسشتوی مغزی افراد در فرقه مجاهدین دارد

مهدی ابریشمچی ( شریف ) در از پادوهای اصلی رجوی نقش مستقیم در شسشتوی مغزی افراد در فرقه مجاهدین دارد

همچنین:

دست نوشته های قرارگاه اشرف ـ روابط پنهانی و نامشروع جنسی ـ قسمت چهارم

2013/04/13 by

منصور تنهایی ـ عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق، نیم نگاه، سیزدهم آوریل ۲۰۱۳: … چند روز بعد از اینکه ما را به قرارگاه اشرف انتقال دادند مسئولین سازمان نشست هایی در باره مرز سرخ برایمان گذاشتند و بحث های مرز سرخ در قرارگاه اشرف و سازمان از همان ابتدای ورودمان شروع شد. یکی […]

ذهن بیمار و فقر ایدئولوژیک رهبر عقیدتی مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

2013/03/24 by

. آرش رضایی، عضو سابق مجاهدین خلق، نیم نگاه، هجدهم مارس ۲۰۱۳: … مسعود رجوی در سال ۱۳۶۴ با خانم مریم عضدانلو ازدواج کرد. خانم مریم عضدانلو سومین زنی بود که رجوی در طی شش سال او را به عقد خویش درآورد. مسعود رجوی طی سخنانی در مراسم ازدواج به انقلاب ایدئولوژیک که ساخته و پرداخته […]

اشک تمساح فرقه رجوی و نوش دارو بعد از مرگ سهراب برای منصور کوفه ای

2013/03/24 by

. بنیاد خانواده سحر، بغداد، هفدهم مارس ۲۰۱۳: … بازهم خبری از لیبرتی آنهم خبر در گذشت منصور کوفه ای کسی که در سخت کوشی و مایه گذاری زبان زد همه بود. کسی که در اوج جوانی به دام فرقه جنایتکار رجوی افتاد و مثل هزاران جوان دیگر فکر می کرد مسیری را انتخاب کرده است […]