دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است. مصطفی: وَالْعَصْرِ …)

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است. مصطفی: وَالْعَصْرِ …)

محبوبه و مصطفی محمدی، سوم فوریه 2015:…  همیشه دلهره با من است . همیشه دلهره او پشت درهای بسته شب ها خواب آشوبم می کند و روزها چشم انتظاری… عزیزکم تو که نیستی خوابی نیست تا آشفته شود همیشه ی فصل های خدا با انتظار تمام می شود آرامش ندارم همیشه در تب و تابم. لبخند مهربانت را آرزوی دیدار است. لعنت به ایدئولوزی سازمان لعنت به ایدئولوزی رجوی ورجوی ها لعنت به جدایی لعنت بر …

محموبه حمزه محمدی

سمیه جان خسته ام از ندیدنت

(با تشکر از خانواده محمدی دریافت شد. ایران اینترلینک)

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است. مصطفی: وَالْعَصْرِ …)

سمیه محمدیهمیشه دلهره با من است

همیشه دلهره او پشت درهای بسته شب ها خواب آشوبم می کند

و روزها چشم انتظاری…

عزیزکم تو که نیستی خوابی نیست تا آشفته شود همیشه ی فصل های خدا با انتظار تمام می شود آرامش ندارم همیشه در تب و تابم

لبخند مهربانت را آرزوی دیدار است

لعنت به ایدئولوزی سازمان لعنت به ایدئولوزی رجوی ورجوی ها لعنت به جدایی لعنت بر شب ها و روزهای بی تو…

لعنت به جدایی

لعنت بر آنانی که نفاق و جدایی و تفرقه را آموزش می دهند

عزیزکم چشم به راه دیدارت هستم.

محبوبه محمدی

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

مصطفی محمدی: وَالْعَصْرِ، إِنَّ الإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ

ای عشق باران سنگ است باران سنگ آسمان سیاه و سنگین است

تاب بیاور

پس چه وقت زمان خسر به پایان می رسد

ای عشق پس چه وقت پاسخم خواهی داد

چقدر مانده تا آخر راه

چقدر باید پیمود تا رهایی

راه پر سنگ و پر خطر و طولانی است و عزیزم و عزیزانمان در خطر هستند

ای عشق پاسخم ده …

سخت است انتظار پشت دروازه های بسته وقتی که عزیزانت سنگت می زنند نه بر سرت بلکه بر دلت

به کجا میبری ام ای عشق … پاسخم بده

این سوی دروازه تویی و آن سوی دروازه فرقه ی منافق سنگ به دست عزیزانت می دهد

ما پای به راهی نهادیم که هدفش سر نگونی یک نظام ضد بشری بود و اکنون شاهد غیرانسانی ترین عمل ها و عکس اتعمل ها هستیم

ای عشق به دادمان برس و فرزندان و عزیزانمان را در آغوش پرمهرت نگاه دار

قسم به عصر که انسان همواره در زیان کاری ست…. ای عشق ما مومنیم به تو پس پاسخ ده

قسم به انتظار قسم به لحظه های ناب دیدار لحظه ی اشک شادی

سمیه کجایی مهربانم!

سمیه جان تو سنگ نمیزنی تو یاد نگرفتی که سنگ بزنی تو عشق را آموخته ای تو عشق را می دانی تو عشق را می فهمی تو عشق را بلدی

تاب می آورم باز هم سنگ بزن این سنگ ار آن تو نیست در اسارت به دست پرندگان اسیر سنگ داده اند

تاب می آورم تاب بیاور تو مومنی به عشق سنگ ها هم پیغام عشق است پشت دروازه های بسته ی اشرف

عزیزکم تورا از این ستمگران منافق پس می گیرم و زخم هایت را با بوسه مرحم مینهم

ای عشق بگو کی زمانش می رسد خسران کی تمام می شود

و سنگ ها همین روزهاست که آوار شود بر سر رجوی و هم دستانش……

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq


http://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

نامه ۱۸۲  تن از نجات یافتگان به  دیدبان حقوق بشر

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16050

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

مصطفی محمدی، دوم فوریه ۲۰۱۵:…  من هیچوقت تنها نبوده ونیستم. سال ها پیش زمانی که سمیه رااز مسئولین سازمان مجاهدین خواستم گفتند برو هر کاری که میخواهی بکن تو رقمی نیستی … یک … ده .. صد … هزار …. ارتش اشرف. حالا زمان انسجام ارتش محمدی ست من هیچ وقت تنها نبوده و نیستم. این که گفتید مصطفی محمدی رقمی نیست عددی نیست. من یک یک تنها نیستم به یاری خداوند و …

اعلام همبستگی با خانواده ها، پاریس، ۲۰۱۰

(با تشکر از آقای محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

من هیچوقت تنها نبوده ونیستم

سال ها پیش زمانی که سمیه رااز مسئولین سازمان مجاهدین خواستم گفتند برو هر کاری که میخواهی بکن تو رقمی نیستی …

یک … ده .. صد … هزار …. ارتش اشرف

حالا زمان انسجام ارتش محمدی ست من هیچ وقت تنها نبوده و نیستم

این که گفتید مصطفی محمدی رقمی نیست عددی نیست

من یک یک تنها نیستم به یاری خداوند و همدلی و همراهی تمام پدران و مادران عزیز دنیا بی نهایت صفر را کنار خود دارم

حالا دیگر این ارتش اشرف نیست که از یک به ده و ار ده به صد و…. هزار تبدیل میشود.

حمایت مردم دنیا و عشق سمیه در قلبم بی نهایت صفر را در کنار این یک تنها قرار داده است یک پدر دردمند که آغوش او خالی از فرزند محبوبش مانده.

یادتان باشد من تنها نیستم خداوند همواره با من در درونم در سینه ام همراه با عشق سمیه و آرزوی دیدارش میتپد

محبوبه محمدی : سمیه جان من پای عشق مادری تا پای جانم ایستاده ام این را همه ی مادران دنیا میدانند این را هر مادری به راحتی لمس میکند که ندیدنت و نبودنت ونشنیدنت چه بر سر من آورده است…

دل تنگ دیدار توام

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16028

مصطفی محمدی: محبوبه و من تا روز آزادی سمیه آرام نخواهیم گرفت

مصطفی محمدی، اول فوریه ۲۰۱۵:… سمیه محمدی فرزند محبوبه ومصطفی که سالها پیش هنوز به سن قانونی نرسیده بود در ظاهر به دعوت مجاهدین برای بازدید از اردوگاه اشرف خانه و محل زندگی خود را ترک کرد … هر پیام او در تلویزیون مجاهدین وحتی کتابی که از از جانب او به دنیا معرفی شد حاکی از عشق و از خود گذشتگی نسبت به پدر ومادر وتنها خواهرش حوریه است. پدر سمیه عشق بی پایان دخترش را …

خانم محبوبه حمزه: سمیه جان خسته ام از ندیدنت. آقای مصطفی محمدی: سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

(با تشکر از آقای محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

دلتگی های بی پایان چون فیلمی نا تمام برای دخترم سمیه…

روی سخنم به تمامی پدران دنیاست…

سکوت مصطفی محمدی هم فریاد است.چه برسد به فریاد!!!

مصطفی محمدی پدری که در تمام روزها و سال های اسارت دخترش هرگز ساکت نماند و از پا ننشست.و امروز روی سخنش با تمام مردم دنیاست.

برای نجات دخترم سنیه از دام پلید اسارت فرقه تروریستی مجاهدین خلق ایران شکایت به چه کس و به کجا ببرم.

مصطفی و محبوبه محمدی از دل تنگیهایشان که پایانی ندارد و از صبرشان که به سر آمده و لبریز شده حرف میزنند.

دلتنگی های بی پایان چون فیلمی نا تمام برای دخترم سمیه…

محبوبه مادی دل تنگ که هر شب در خلوت تنهای شب هایش با ستاره سمیه در آسمان دردو دل میکند و اشک میریزد و نگاهش به ستاره زیبا و درخشانیست به نام سمیه. او شب ها پشت پنجره غربت مینشیند و منتظر است تا با نور ستاره سمیه تاریکی شب های انتظار را تاب بیاورد

سمیه اش دور دور است اما نزدیک نزدیک چون جان به تن.از پشت پنجره نگاهش میکند سو سو میزند گوش میدهد اشک میریزد لبخند میزند برایش دست تکان میدهد.سمیه دخترم دل تنگ دیدار توام…سمیه ام ستاره شب های من برگرد.

و مصطفی محمدی هرگز ساکت نماند و نمی ماند. او عاشق تر از آن است که برای باز گرداندن دخترش از پا بنشیند و باهوش تر از آن است که باور کند نگارنده کتاب داستان یک توطعه سمیه باشد.او میگوید من یک پدرم و بیشتر و بهتر از هرکسی دخترم را میشناسم و امروز فریادش پشت مسئولان بی مسئولیت سازمان را میلرزاند.سمیه را به من باز گردانید و گرنه…

سمیه محمدی فرزند محبوبه ومصطفی که سالها پیش هنوز به سن قانونی نرسیده بود در ظاهر به دعوت مجاهدین برای بازدید از اردوگاه اشرف خانه و محل زندگی خود را ترک کرد … هر پیام او در تلویزیون مجاهدین وحتی کتابی که از از جانب او به دنیا معرفی شد حاکی از عشق و از خود گذشتگی نسبت به پدر ومادر وتنها خواهرش حوریه است. پدر سمیه عشق بی پایان دخترش را ارج نهاده وهمچنان برای آزادی دخترش در تلاش وتکاپوست ودرپی گمشدهاش به هر کجاوهرطریق و هر روش.تاشاید بتواند سمیه را از دست سازمان تروریستی مجاهدین نجات دهد.اوخود ودخترش را قربانی توطئه کثیف خائنین و سران این سازمان میداند.وبارها بارها اعلام کرده که برای نجات دخترش دست به هر کاری میزند تا بازگشتش به خانه از پای نخواهد نشست او بارها بارها اعلام نموده که در این راه هر خطری را وهر تهمتی را و هر درد و رنجی را به جان میخرد چرا که او تنها یک خواسته ی انسانی دارد که بارها در سال های دور از دخترش به دنیا فریاد زده سمیه ام را به من باز گردانید…………. او پدری ست آزاده و خسته گی ناپذیرکه این روزها مورد هجوم سوالات زیادی از جانب مردم دنیاست مصطفی محمدی میگوید من هیچ دروغی را باور ندارم جز حقیقت سمیه…

او می گوید من داستان دروغین پایان یک توطئه را باور ندارم من یک پدرم و خواستار آزادی دخترم…

امروز روی سخنم به تمام پدران دنیاست به چه کسی و به کجا پناه ببرم او خود را در این ماجرا تنها نمیداند او می گوید خدا با من و همراه من است ومن حمایت تمامی پدران دنیا را با خود دارم

مصطفی محمدی: هر پدری این را میداند که چیز عجیبی نیست که خواستار برگشت دخترم به خانه باشم و فرصتی دوباره برای انتخاب راه به او بدهم چرا که سمیه محمدی زمانی در اردوگاه اشرف اسیر شد که هنوز به سن قانونی نرسیده بود.

إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ

و این اولین و

اخرین هشدار محمدی نبوده و نیست

دیدید و باور نکردید

این هم از خدا وهم از خلق خدا جدا و بی خبر مانده اید….

روز فتح نزدیک است دیدید و باور نکردید….

دیدید که به یاری خداوند و با دستان قدرتمند و عاشق مصطفی و محبوبه محمدی و دیگر پدران و مادران دروازه ی اشرف شکست و ویران شد

که اگر کوه ها از جای خود بجنبند اشرف از جا نخواهد جنبید!!!!!!!

و عشق کوه ها را به حرکت در

آورده و جا به جا می کند و عشق مصطفی محمدی و محبوبه و همراهان و همدلانشان دروازه ی اشرف را شکست و امروز از زندان اشرف جز ویرانه ای باقی نیست

و فرمان عشق و حکم عشق مصطفی محمدی به دخترش سمیه دنیای پوشالی مجاهدین را نیز بر سرشان خراب و ویران خواهد ساخت که او تنها نیست و خدا با اوست و عشق تمام پدران و مادران دنیا که کوه هارا به حرکت در خواهد آورد و تمام دریاها و اقیانوس ها را متلاطم و طوفانی خواهد ساخت و دنیا را بر سرشان آوار خواهد کرد و این حرف و هشدار آخر نیست تا روز آزادی سمیه و بازگشت او به خانه …

و مصطفی محمدی تا آن روز آرام نمیگیرد …

…………….. و روزی که کوه ها به حرکت درایند و زمین و زمان و آسمان به هم پیچیده گردد!!!!!!!!!!!!!

سمیه محمدیLET SOMAYEH CHOOSE IN A FREE COUNTRY

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=3896

فیلمی از تلویزیون “العراقیه”

مصطفی و محبوبه محمدی، دو شهروند کانادا، 

بدنبال جگرگوشه هایشان در بیابانهای عراق

.

تلویزیون العراقیه، دهم ژانویه ۲۰۰۸

تلویزیون العراقیه در برنامه ای مستند با اشاره به فعالیت های مصطفی و محبوبه محمدی که بدنبال نجات دخترشان سمیه به عراق رفته اند به شرح وضعیت بازداشتگاه اشرف پرداخت.

ما امروز فایل تصویری این برنامه را دریافت کردیم.

link to the video file from Alaraghah TV

link to the video file from Alaraghah TV

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12810

وقتی آب در لانه مسعود رجوی می افتد

سمیه محمدیمصطفی محمدی، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۴: …  آدمها هیچوقت “بزرگتریــن اشتباهشون” رو فراموش نمیکنند ، ، بزرگترین اشتبا ه من هم فرستادن دختر م سمیه ۱۶ ساله و پسرم محمد ۱۵ ساله به لانه گرگ ها در اشرف بود . محمد را بعداز سالها با تلاش و کمک خدا از دهان گرگ سالم بیرون کشیدم و سمیه را هم سالم بیرون خواهم اورد. مسعود رجوی سالهاست حق …

(با تشکر از آقای محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

وقتی آب در لانه مسعود رجوی می افتد

مصطفی محمدی

۲۷ آگوست ۲۰۱۴

آدمها هیچوقت “بزرگتریــن اشتباهشون” رو فراموش نمیکنند ، ، بزرگترین اشتبا ه من هم فرستادن دختر م سمیه ۱۶ ساله و پسرم محمد ۱۵ ساله به لانه گرگ ها در اشرف بود .

محمد را بعداز سالها با تلاش و کمک خدا از دهان گرگ سالم بیرون کشیدم و سمیه را هم سالم بیرون خواهم اورد.

مسعود رجوی سالهاست حق ازدواج و حق بچه دار شدن ، حق مادر و پدر بودن را از اعضای خوددر عراق گرفته است در حالیکه خودش و فرماندهانش در پاریس و دنیای غرب ، مشمول این نقض حقوق بشر تشکیلات نمی شوند . مرگ خوب است برای همسایه

بنابراین حرفهای دل ازار و نا مهربانی ها ی دخترم ، سمیه ، که سالها در زندان تشکیلات ضد انسانی مجاهدین و در سانسور خبری و رشد یافته در محیط بدون عشق و دوستی را به دل نمی گیرم..

سمیه جان

تورادر تلویزیون دیدم ، ترجیح می دادم که در اردوگاه مردم و حق بودی که جدائیت مقبولیت و مشروعیت مردمی داشت .

اگر همانگونه که دختر مریم رجوی را به فرانسه بردند تو هم در فرانسه بودی و در یک تلویزیون مستقل حرف می زدی ، میشد انرا نظر مستقلی دانست . ولی در اردوگاه اسیران لیبرتی ( بغداد ) رجوی مجبور است تورا به تلویزیون بیاورد و نوشته های تکراری این دودهه را ودروغهایی که خودت می دانی ، دروغ است را بجای وی برای کلاه گذاشتن سر معدود هواداران خارج از کشوری بخوانی .

این پروسه را صدها نفری که از تشکیلات بدلیل عدم صداقت و جاه طلبی های رجوی که ارزشی برای نیروهای خودش ، یعنی امثال من و محمد -برادرت ( در گذشته و تو ( در حال حاضر) قائل نیست . ، گذرانده ایم ، کهنه شده است . داستان رجوی دروغگو ، عین داستان چوپان دروغگو کتابهای درسی بود.

اگرچه در اسارتی ولی با تلاشهایم توانستم سلامتی تو را تضمین کنم،

رجوی می داند مطرح شدن تو در سالهای اخیر یعنی اینکه اگر یک مو از سر تو کم شود ، سروکارش با دادگاه سازمان ملل خواهد بود . همانگونه که حکم بازداشت عباس داوری و چند تن از فرماندهان را بخاطر گروگان گیری تو و ده ها نوجوان ازقاضی در عراق گرفته بودم .

همانگونه که قبلا در اطلاعیه مورخ ۲۷ اوت ۲۰۰۶ برابر با ۱۷ شهریور ۱۳۸۵ آورده بودیم

تنها یک درخواست داشتیم سمیه را به یک کشور آزاد منتقل کنید تا وی که در زیر سن قانونی به اشرف برده شده بود و سالهاست که به سن قانونی رسیده است در فضای آزاد و نه در شرایط امنیتی و خفقان تشکیلات مجاهدین ، برای ماندن و یا بر گشتن به خانواده ما در کانادا خود تصمیم بگیرد. .

تشکیلات رجوی در تورنتو پیام داده بوکه مصطفی محمدی کسی نیست . بود ،

نوشتم من کسی نیستم .

من یک نقطه ام .

ولی رجوی دیر فهمید که هیج جمله ای بدون نقطه تمام نمی شود . همان نقطه ای که قاعدتا خوانده نمی شود. الان ۸ سال است که با شرح داستان زندگی ام و اشتباهم در مورد رجوی ، ایرانیان در کانادا ، اب به لانه رجوی ریخته ام .

سمیه جان “من و مادرت ” نقطه ای هستیم که رجوی را تمام کردیم . این را روزی در ازادی خواهی فهمید همانگونه که من و هزاران مجاهد خیانت دیده از پلیدی رجوی ، فهمیدیم .

مستند دخترم ، خواب را از رجوی گرفته است . مستندی که روایت زندگی و حضور من در اشرف و در میان مجاهدین بود . سالهایی که فکر می کردم رجوی دلش برای مردم می سوزد. به قول ایرج میرزا

غم ملت زبس خوردند مردند

ورم کردند از بس غصه خوردند

شروع مجدد ا توپخانه تهمت پراکنی رجوی در سیمای خیانت رجوی و سایت های وابسته به وی یعنی سوزش رجوی از سندهای تاریخی که تا قیام قیامت خواهد ماند و مردم ایران با دیدن ان خود قضاوت خواهند کرد که رجوی چه دیکتاتور کوتوله و وطن فروشی بوده است .

مااز سال ۲۰۰۶ حرفمان یکی بوده است در ان زمان جرممان خواستن ازادی دخترمان بود و در سالهای اخیر جرمما ن ازادی همه اسرا ی نگون بخت اردوگاه لیبرتی و انتقال به اروپا هست .

اینم پایان نامه ما در ژانویه ۲۰۰۸ برای یاداوری به رجوی که ما ایستاده ایم و پیگیر . با مهر پدری و مادری یکی از مافیایی ترین و مخوف ترین گروه های را مجبور به موضع گیری کرده ایم .

حق و باطل

داستان سیمه داستان مبارزه حق و باطل است . داستان مشروعیت و اهمیت خانواده در قبال کسانی که برایشان خانواده ارزشی ندارد .

برای کسانی که با یک فرمان خانواده ها را متلاشی می کند که وصل به رهبر تنها شرط پیروزی است . این خانواده ها پس از تلاشی به امید وصل و فرمان معجزه آسا برای پیروزی روز را به شب ؛ شبها را به ماه و ماهها را به سر می کنند ولی رهبر که همه به ا و وصل شده اند خود از از صحنه گریخته است . و هوادران را هم بی مغز تصور می کند که از وی نپرسند کجا هست زیرا رژیم سو استفاده می کند .

مجاهدین آنجا که پای سازمان خودشان هست کمک خواستن از هردولتی مجاز است ولی آنجا که پای خانواده هاد رمیان هست می گویند با جمهوری اسلامی مبارزه کنید.

پیروزی مجاهدین و سرنگونی جمهوری اسلامی چه نفع مادی خاص برای ما به عنوان خانواده مصطفی محمدی می تواند داشته باشد جز ابراز شادی آزادی مردم ایران که سالهاست که از آن دور زندگی می کنیم. و به آن تعلق داشته ایم .

فرزندان ما سالهاست که در چنگال اهریمنی شما اسیر هستند . آنها هستند که مرخصی و آزادی ندارند .انها در زندان اشرف هستند . شما بودید که تمامی درهای گفتگو را بسته نگهداشتید . بنابر این خود کرده را تدبیر نیست. هر وقت سمیه را آزاد کردید آنوقت از ما طلب مبارزه کنید .

سازمانی که ادامه حضورش به آمدن و یا ماندن سمیه بستگی داشته باشد دلیل بی اعتباری و مزدوری بودن آن سیستم هست والا کسی که در خاک ریشه داشته باشد از ریختن برگهایش در توفان هیچ واهمه ای ندارد زیرا سالهاست که در بربیابان به مسافران سایه می دهد تا خستگی راه را بدرکنند و می داند که زمستان خواهد رفت و بهار خواهد آمد و برگها دوباره خواهند روئید .

حتی اگر درخت را از ریشه بکنند آن خدمتی که به مردم کرده است از یادها فراموش نخواهد شد . در حالی که همان مردم ریشه کننده درخت را به بدی نام خواهند برند.

رجوی بی ابرو تر و بی اعتبار تر می شود . . حق بر باطل پیروز هست

خانواده محمدی

بغداد – عاشورای حسینی ۲۰۰۸

***

همچنین:

 مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

سوء استفاده از سمیه محمدی و عواطف خانوادگی ممنوع ، رجوی دستت کوتاه …

برای دخترم سمیه محمدیحسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، هجدهم اوت ۲۰۱۴: …  سئوال این است : چرا سمیه را به کانادا نمی فرستید تا روبروی خانواده اش قرار گرفته و حرفها را خود بگوید ؟ چرا حرفهای سمیه از راه دور و با فاصله جغرافیایی ، به خانواده اش باز نشر می گردد؟ واقعیتی که در فیلم نشان داده شد این بود که سمیه هیچ حرف

واکنش رجوی “در برابر مستند ناتمامی برای دخترم “

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، هفدهم اوت ۲۰۱۴: …،در سایت رجوی بنام ایران افشاگر درتاریخ ۲۴ مرداد فقط چند سطرازطرف سمیه چاپ شده است بقیه نوشته ها کپی نامه های واداشته شده گذشته است که اکثر آنها در زمان حفاظت امریکایی ها دراشرف بوده است .این شیوه رجوی در قبال تمام افشاگریهای خانواده ها

تشبهات بی‌نظیر دو فرقه با هشت صد سال فاصله تاریخی

عادل اعظمی، ایران اینترلینک، چهارم اوت ۲۰۱۴: …نوشته حاضر مقایسه ایست شگفت انگیز بین فرقه باطنیه و فرقه رجوی با تجربیات و مشاهدات شخصی خودم که سالها در سازمان بوده‌ام و داغ فرقه گری را با پوست و استخوانم تجربه کرده‌ام و استناد به کتاب خداوند الموت تألیف پل آمیر و ترجمه زیبای ذبیح الله منصوری. از آنجا که سازمان و هو