دوران پسا صدام و ناکجا آباد راهبرد سیاست های ایذایی فرقه رجوی

دوران پسا صدام و ناکجا آباد راهبرد سیاست های ایذایی فرقه رجوی

دوران پسا صدام و سیاست های ایذایی فرقه رجویراه نو، آذربایجان غربی، بیست و هفتم اکتبر 2020:… در دوران پسا صدام بود که مجاهدین بعد از حدود ۵ دهه فعالیت های تروریستی، بالاجبار در صدد تحولی ماهیتی و کارکردی در تغییر رفتار های خشونت آمیز و تروریستی خود آمد. بدین ترتیب فرقه رجوی از طریق لابی های امنیتی و پارلمانی در اروپا و آمریکا و برپایی نشست ها و تظاهرات های متعدد، جاسوسی و ارائه اطلاعات از برنامه هسته ای ایران از یک سو، و تشدید فشارها علیه ایران با موضوع حقوق بشر و اختلاف افکنی در روابط ایران با همسایگانش از سوی دیگر را در کارنامه فعالیت های خود گنجاند. تا در قالب راهبرد سیاست های ایذایی، اقدامات خود بر علیه منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را سازماندهی کند. دوران پسا صدام و ناکجا آباد راهبرد سیاست های ایذایی فرقه رجوی 

عبدالرضا نیک بین رودسری، عبدی از بنیانگذاران مجاهدین خلق : آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردندعبدالرضا نیک بین رودسری، عبدی از بنیانگذاران مجاهدین خلق : آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند

دوران پسا صدام و ناکجا آباد راهبرد سیاست های ایذایی فرقه رجوی

سپری شدن سه دروه ریاست جمهوری آمریکا؛ جورج بوش پسر ، اوباما ، و اکنون ترامپ (بنحویکه مریم رجوی ماههاست برای در قدرت ماندن او در کلیساهای آلبانی دست به دعا برداشته است) نشان می دهد که حساب باز کردن روی گزینه حمله نظامی آمریکا به ایران که تمام توان و ظرفیت تبلیغی و رسانه ای مجاهدین در کادر راهبرد سیاست های ایذایی بر روی آن متمرکز شده است، سرابی بیش نیست.

دوران پسا صدام و سیاست های ایذایی فرقه رجوی

افتادن راهبرد سیاست های ایذایی مجاهدین در دور  باطل، ثمره ناتوانی آمریکا در حمله نظامی به ایران از یک سو و شناخت عمیق مردم ایران از ماهیت تروریستی و وطن فروشانه فرقه رجوی از سوی دیگر است که شاید تنها و بهترین توصیف مناسب از استراتژی کنونی این فرقه در خاک آلبانی باشد. به تاکید می توان گفت آنان در هیچ پروژه سیاسی- تبلیغی بر علیه مردم ایران موفق نبوده و دیگر تاثیر گذار نیستند.

با سقوط صدام حسین استراتژی «جنگ آزادیخش» فرقه رجوی که با سلاح و خاک بیگانگان موضوعیت یافته بود، به بن بست رسید و نهایتا تحت سیاست های منطقه ای آمریکا، توسط ارتش این کشور خلع سلاح گردید.

در دوران پسا صدام بود که مجاهدین بعد از حدود ۵ دهه فعالیت های تروریستی، بالاجبار در صدد تحولی ماهیتی و کارکردی در تغییر رفتار های خشونت آمیز و تروریستی خود آمد.

بدین ترتیب فرقه رجوی از طریق لابی های امنیتی و پارلمانی در اروپا و آمریکا و برپایی نشست ها و تظاهرات های متعدد، جاسوسی و ارائه اطلاعات از برنامه هسته ای ایران از یک سو، و تشدید فشارها علیه ایران با موضوع حقوق بشر و اختلاف افکنی در روابط ایران با همسایگانش از سوی دیگر را در کارنامه فعالیت های خود گنجاند. تا در قالب راهبرد سیاست های ایذایی، اقدامات خود بر علیه منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را سازماندهی کند.

پس از حمله آمریکا به عراق و محاصره نیروهای فرقه رجوی در پایگاه اشرف و خلغ سلاح آنان، انتقال مسئولیت کنترل آنان به ارتش عراق سپرده شد. ضرب الاجل دولت عراق برای خروج مجاهدین از این کشور و همچنین در پرتو تحولات درونی این سازمان مانند ناپدید شدن مسعود رجوی و گسترش فعالیت های مریم رجوی در اروپا، نام این سازمان از لیست گروه های تروریستی در انگلیس، سپس اتحادیه اروپا و نهایتا آمریکا با بیانیه وزارت امور خارجه این کشور در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲ برابر با هفتم مهر ۹۱ خارج گردید.

با رفع این محدودیت ها، زمینه خارج شدن فرقه رجوی از خاک عراق و استقرار آنان در آلبانی به دستور آمریکا میسر گردید.

این اقدام باعث شد فرقه رجوی با ایجاد سازو کارهای اجرایی در حوزه سایبری در کادر عملیات روانی به فعالیت های سیاسی – تبلیغاتی بر علیه منافع جمهوری اسلامی ایران و در همسویی کامل با غرب بویژه آمریکا مبادرت کند.

رئیس جمهور مریم رجوی – پیرزن متوهم

تحلیل واقع بینانه تر سران مجاهدین از شرایط سازمان و چشم انداز فعالیت ها و اهداف آن بعد از سقوط صدام و خروج از عراق به نتایج زیر منتهی گردید:

اولاً: در داخل ایران امکان سقوط نظام  جمهوری اسلامی ایران از طریق باصطلاح نیروهای اپوزیسیون داخلی و اقدامات تروریستی وجود ندارد.

ثانیاً: پس از سقوط رژیم صدام و خلع سلاح نیروهای نظامی سازمان، امکان سرنگونی جمهوری اسلامی از این طریق ممکن هم نیست.

ثالثاً: امکان براندازی جمهوری اسلامی تنها از خارج و از طریق حمله نظامی آمریکا امکان پذیر است. پس راهبرد سیاست های ایذایی باید در خدمت هموار کردن این مسیر بکار گرفته شود. تا این امر محقق شود.

تحولات پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸، مجاهدین را نسبت به تداوم فعالیت های خود در کادر عملیات روانی امیدوار کرد. در این راستا سازمان با حمایت از آشوب‌های خیابانی پس از انتخابات ۱۳۸۸ در صدد مداخله و مصادره به مطلوب اغتشاشات برآمد.

یکی از مهم ترین فعالیت های تبلیغاتی – سیاسی فرقه رجوی در غرب به ویژه پس از وقایع سال ۱۳۸۸ تلاش برای القای عدم وجود پایگاه مردمی نظام جمهوری اسلامی بود که این خط همچنان ادامه دارد.

دوران ریاست جمهوری ترامپ که در سال ۱۳۹۵ آغاز شد، فرصت مناسبی را برای فرقه رجوی فراهم آورد. اغتشاشات دیماه ۱۳۹۶ و  آبان ۱۳۹۸و حضور فعال این گروه تروریستی در صحنه از جمله نتایج این دوره محسوب می شود.

در تمامی این فعالیت ها فرقه رجوی بر افزایش مشکلات اقتصادی مردم تأکید کرده و تا بزرگنمایی برخی مشکلات داخلی و متزلزل نشان دادن دولت پیش رفت. بنحویکه این مسئله باعث تبلیغ بیشتر سازمان در تشویق دولت های غربی به شدت عمل بیشتر در مقابله با سیاست های نظام جمهوری اسلامی گردید.

یکی دیگر از مهم ترین استراتژی های کنونی فرقه بدنام رجوی در کنار راهبرد سیاست های ایذایی، در مبارزه با حاکمیت در ایران، تلاش برای تضعیف مهم ترین ارکان موثر در حفظ قدرت در ایران از جمله؛ سپاه پاسداران، بسیج، ارتش و سایر سازمان های دولتی یا مردمی بشمار می رود.

آنها هم راستا با دولت های غربی با تأکید بر عدم حمایت مردمی از این نهادها، عدم نیاز به سپاه پاسداران، برخی اتهام های بی اساس مانند مسئله گسترش سلاح های کشتار جمعی و هسته ای، نقض حقوق بشر، مداخله در امور داخلی سایر کشورها، بویژه کشورهای عرب منطقه، مشارکت در اقدامات تروریستی و … را به این نهادها منتسب می‌کنند.

جرجی تاناسی محقق آلبانیایی : من عاشق کشورم هستم و مجاهدین خلق را یک تهدید امنیت ملی میدانم

بنابراین فرقه رجوی سعی می کند با موضوعات زیر در سطح  بین المللی و داخل کشور و با شیوه های مختلف در تبلیغ و اقدامات سیاسی بر علیه منافع ملی ایران در سرتاسر دنیا فعالیت ها و اهداف خود را پیش ببرد.

شیوه هایی که هرچند به  التهاب و در مقاطعی به اعتشاش در جامعه ایران منجر شده است ولی هرگز نه تنها جایگاه اجتماعی این گروه در داخل کشور را بهبود نبخشیده است، بلکه ماهیت خشونت طلبی و وطن فروشی آنان را نیز بعنوان عامل بیگانگان بیش از پیش برملا ساخته است.

در سطح بین المللی:

۱ – استخدام سیاستمداران غربی با پرداخت پولهای هنگفت و بکارگیری آنان در گردهمایی ها و جلسات تبلیغی گروه

۲ – ایجاد سازمان های سیاسی و حقوق بشری تبلیغی برای تاثیرگذاری و یا تغییر مواضع سیاست دولت ها و ارگانهای بین المللی در قبال ایران. از جمله این سازمانها می توان به؛ کمیته بریتانیایی برای آزادی ایران، کمیته منتخبان فرانسه برای ایران دموکراتیک، کمیته سوئیسی برای دموکراسی و جدایی دین از دولت در ایران، کمیته دوستان ایران آزاد و علیه بنیادگرایی در کشورهای نوردیک، کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد، کمیته استرالیایی حامیان دموکراسی در ایران، کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد و کمیته ایتالیایی پارلمانترها و شهروندان برای ایران آزاد و … نام برد.

۳ – ایجاد ارتباط با عناصر و گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران در کشورهای منطقه بویژه افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و . . . با هدف بهره برداری های تبلیغی و سیاسی بر علیه منافع ایران در این کشورها .

۴ – انعکاس فعالیت های سازمان از جمله مصاحبه های از پیش تعیین شده مریم رجوی در برخی از رسانه های بین المللی غربی و عربی با صرف پول های هنگفت جهت بالا بردن اعتیار فرقه.

۵ – همکاریهای گسترده اطلاعاتی با دولت های غربی و عربی با هدف گرفتن امکانات استقراری، مالی، حقوقی و . . . در این کشورها

در سطح داخلی:

۱ – ایجاد یگان سایبری در اردوگاه این گروه در آلبانی با تشکیل دهها کانال تلگرامی و حضور فعال در شبکه های اجتماعی با اکانت های جعلی با هدف ایجاد جنگ روانی در داخل کشور با استفاده از مسائل و مشکلات مبتلابه مردم و دولت از جمله؛ وضعیت معیشتی مردم، موضوع گرانی و سایر مشکلات اقتصادی که بواسطه تحریم های آمریکا بوجود آمده، همچنین شیوع ویروس کرونا.

۲ – کنفرانس ها و گردهمایی های حضوری و یا اینترنتی و یا مصاحبه ها و  . . . توسط عوامل سازمان از جمله رهبر بدنام گروه مریم رجوی و دیگر مسئولین آن و انعکاس آنها در فضای مجازی با تبلیغات زیاد.

تفاوت برانداز و ویرانی‌طلب – مهمترین صف‌بندی مرز بین وطن پرستی و وطن‌ فروشی است

۳ – انعکاس تقریبا تمامی مطالبی که بر علیه حاکمیت و مردم  ایران در رسانه های بیگانه انتشار داده می شود در رسانه های این فرقه (سایت های رسمی و غیر رسمی و در برنامه تلویزیونی شیطان منظر این گروه موسوم به سیمای آزادی).

نتیجه اینکه :

۱ –   سپری شدن سه دروه ریاست جمهوری آمریکا؛ جورج بوش پسر ، اوباما ، و اکنون ترامپ (بنحویکه مریم رجوی ماههاست برای در قدرت ماندن او در کلیساهای آلبانی دست به دعا برداشته است)  نشان می دهد که حساب باز کردن روی گزینه حمله نظامی آمریکا به ایران که تمام توان و ظرفیت تبلیغی و رسانه ای مجاهدین در کادر راهبرد سیاست های ایذایی بر روی آن متمرکز شده است، سرابی بیش  نیست.

هر چند به گفته سیمور هرش، خبرنگار سرشناس آمریکایی، گروهی از اعضای «سازمان مجاهدین خلق» در زمان ریاست جمهوری جورج بوش در خاک آمریکا آموزش نظامی هم دیده بودند.

۲ –  افتادن راهبرد سیاست های ایذایی مجاهدین در دور  باطل ثمره ناتوانی آمریکا در حمله نظامی به ایران از یک سو و شناخت عمیق مردم ایران از ماهیت تروریستی و وطن فروشانه فرقه رجوی از سوی دیگر است که شاید تنها و بهترین توصیف مناسب از استراتژی کنونی این فرقه در خاک آلبانی باشد بنحویکه علیرغم افزایش همکاری های  تبلیغی و رسانه ای در همسویی با اهداف حامیان غربی – عربی شان به تاکید می توان گفت آنان در هیچ پروژه  سیاسی- تبلیغی بر علیه مردم ایران موفق نبوده و دیگر تاثیر گذار نیستند.

۳ – ناگفته نماند در کنار همه اینها، سرازیر شدن خانواده ها به خاک عراق برای نجات جان فرزندانشان از قرارگاه اشرف بعد از سقوط صدام ، افشاگریهای انجام شده از مناسبات فرقه ای و جنایات مجاهدین توسط جداشدگان در سطح داخلی و بین المللی و شناخت ماهیت واقعی این گروه از نزدیک توسط رسانه های بین المللی در آلبانی، همگی عواملی هستند که فعالیت های رسانه ای و تبلیغی این گروه در کادر عملیات روانی بر علیه مردم ایران را خنثی و صدمات آنرا به حداقل رسانده است.

نویسنده : سعید پارسا
منبع خبر : سایت راه نو

لینک به منبع

قاسم سلیمانی زنده شد و مسعود رجوی مرد

دوران پسا صدام و ناکجا آباد راهبرد سیاست های ایذایی فرقه رجوی

***

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سردرگمی-سران-فرقه-رجوی-افول-مجاهدین-خل/

سردرگمی سران فرقه رجوی – افول مجاهدین خلق در غرب

سردرگمی سران فرقه رجوی - افول مجاهدین خلق در غرب راه نو، بیست و چهارم ژانویه 2020:… کشورهای غربی و عربی و حتی سران فرقه رجوی خود به خوبی می دانند که در آینده ی سیاسی  این کشور جایی ندارند و حامیان آنان فقط به خاطر جو سازی های این فرقه در شبکه های اجتماعی و افکار عمومی غربی از آنان حمایت می کنند. کشورهای غربی برای اقناع افکار عمومی خود نیاز به تعدادی سیاهی لشکر اجتماعی و مجازی دارند تا بتوانند بر علیه کشور ایران اقداماتی را انجام دهند و این سیاهی لشکر کسی نیست جز فرقه رجوی. همان طور که در دی ماه امسال رویترز به نقل از این فرقه تعداد کشته شدگان را از ۱۵۰ به ۱۵۰۰ نفر افزایش داد تا بتواند با بهانه ی حقوق بشری تحریم های بیشتری برای ایران در نظر بگیرد. بله این فرقه منزوی و مستهلک و از دور خارج شده جایی در  عرصه سیاسی ایران امروزی که بکلی با گذشته متفاوت است، ندارد. سردرگمی سران فرقه رجوی – افول مجاهدین خلق در غرب 


برنامه کلید واژه، بررسی آینده محور مقاومت پس از سردار سلیمانی و سقوط هواپیمای اوکراین

سردرگمی سران فرقه رجوی – افول مجاهدین خلق در غرب

پس زدن ارباب و سردرگمی سران فرقه رجوی

سخنرانی ترامپ باعث سرخوردگی و سردرگمی سران فرقه رجوی شد و خیلی از واقعیت ها را پیش روی آنان قرار داد. رجوی تحلیل میکرد آمریکا حتما بعد از موشک باران عین الاسد به ایران حمله خواهد کرد لذا او هم با پیشدستی شروع به خط و نشان کشیدن به مقامات جمهوری اسلامی ایران نمود. ولی خیلی زود زوزه های این مردک ابله نیز فرو نشست

نتیجه ی این وضعیت فلاکت بار و سردرگمی سران فرقه، ناشی از شناخت مردم از پیشینه خیانت بار این فرقه است. آتش زدن چند بنر در کوچه و پس کوچه های خلوت کشور و ساخت شعارها و فحاشی های جدید به افکار عمومی و قانون بزرگترین دست آورد آنان محسوب می شود.
بعد از ترور سردار قاسم سلیمانی و سردرگمی سران فرقه رجوی از تحلیل شرایط، تا آنجا که می توانستند به سردار محبوب دلها فحاشی کرده و شهادت او را کم رنگ جلوه دهند. ولی هرگز نمی دانستند که طوفانی در راه است.

شبکه های اجتماعی این فرقه نیز با انواع و اقسام نام های جعلی و بدون هویت سازمانی، با سایر شبکه ضد ایرانی منجمله «ایران اینترنشنال» و بی بی سی همراه و همگام شدند تا بعد از ترور فیزیکی سردار پروژه ترور شخصیتی وی را شروع کنند.

در این میان و پس از حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکایی عین الاسد فرقه رجوی که بشدت در شوک فرو رفته بود، منتظر بود تا ببیند اربابان آمریکایی آنان چه موضعی می گیرند تا به پشتوانه آن، عملیات روانی جدیدی را آغاز کنند.

سخنرانی ترامپ باعث سرخوردگی و سردرگمی سران فرقه رجوی شد و خیلی از واقعیت ها را پیش روی آنان قرار داد. رجوی تحلیل میکرد  آمریکا حتما بعد از موشک باران عین الاسد به ایران حمله خواهد کرد لذا او هم با پیشدستی شروع به خط و نشان کشیدن به مقامات جمهوری اسلامی ایران نمود. ولی خیلی زود زوزه های این مردک ابله نیز فرو نشست.

در این میان سقوط هواپیمای اوکراینی در بامداد روز چهارشنبه ۱۸ دیماه ۹۸ بستری برای ماجراجویی های جدید فرقه رجوی را فراهم کرد.

سران فرقه رجوی کاری به همدردی با جان باختگان هواپیمای اوکراینی نداشتند. این اتفاق صرفا بهانه ای بود تا فرقه صد بار شکست خورده بار دیگر به خشونت های میدانی متوسل شود. لذا شروع به دادن انواع و اقسام فراخوان ها کرده و ماشین جنگ روانی شان به کار افتاد.

محتوای اغلب این پیام ها خطاب به دانشجویان و تشویق آنان به اعتراض و به اصطلاح «قیام» بود.

تجمع دانشجویان در دانشگاه امیرکبیر و . . . در همبستگی با جان باختگان هواپیمای اوکراینی بستری فراهم کرد تا سران فرقه، لشگر بیمار و بیکار «مجاهدین» در اردوگاه  این گروه در آلبانی را برای مدتی دیگر به فعالیت واداشته و آنان را در پای کامپیوترها مشغول سازند.

پاره کردن تعدادی از عکس های سردار  شهید حاج قاسم سلیمانی که هرگز از جایگاه این مرد غیرتمند ایرانی چیزی کم نکرد تنها اقدام عملی این عناصر وطن فروش بود. ضمن اینکه تلاش کردند تجمع دانشجویان را نیز به حساب این گروه مفلوک و بدنام بگذارند.

After Soleimani’s Assassination, There Will Be No Regime Change in Tehran

نتیجه ی این وضعیت فلاکت بار و سردرگمی سران فرقه، ناشی از شناخت مردم از پیشینه خیانت بار این فرقه است. آتش زدن چند بنر در کوچه و پس کوچه های خلوت کشور و ساخت شعارها و فحاشی های جدید به افکار عمومی و قانون بزرگترین دست آورد آنان محسوب می شود.

در چنین وضعیتی و با چنین ضعف قدرتی این سوال پیش می آید؛ چرا کشورهای غربی و عربی از چنین گروهکی حمایت می کنند؟

کشورهای غربی و عربی و حتی سران فرقه رجوی خود به خوبی می دانند که در آینده ی سیاسی  این کشور جایی ندارند و حامیان آنان فقط به خاطر جو سازی های این فرقه در شبکه های اجتماعی و افکار عمومی غربی از آنان حمایت می کنند.

کشورهای غربی برای اقناع افکار عمومی خود نیاز به تعدادی سیاهی لشکر اجتماعی و مجازی دارند تا بتوانند بر علیه کشور ایران اقداماتی را انجام دهند و این سیاهی لشکر کسی نیست جز فرقه رجوی. همان طور که در دی ماه امسال رویترز به نقل از این فرقه تعداد کشته شدگان را از ۱۵۰ به ۱۵۰۰ نفر افزایش داد تا بتواند با بهانه ی حقوق بشری تحریم های بیشتری برای ایران در نظر بگیرد.

بله این فرقه منزوی و مستهلک و از دور خارج شده جایی در  عرصه سیاسی ایران امروزی که بکلی با گذشته متفاوت است، ندارد.

بنابراین در عرصه جنگ روانی، تنها خاصیت «مجاهدین» موجه جلوه دادن دشمنی کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا با ایران است.

تا با انواع و اقسام نقاب ها وارد میدان شوند؛ یه روز به بهانه ی گرانی، روز دیگر به بهانه ی حقوق بشری و روز دیگر به بهانه ی دخالت ایران در کشورهای منطقه و . . .

ضمن اینکه ترساندن مردم ایران از اقدامات و قدرت نظامی آمریکا، همچنین حمایت های پوشالی سران آن از مردم ایران در شبکه های اجتماعی این گروه نیز از دیگر هنرهای «مجاهدین» در عرصه جنگ روانی محسوب می شود. تا به زعم خود بتوانند با ایجاد ناامیدی و دودستگی در بین مردم، به نیات پلید و شیطانی خود برسند.

سردرگمی سران فرقه رجوی - افول مجاهدین خلق در غرب

علیرغم همه اینها واقعیت تغییرناپذیر، شناخت واقعی مردم از گروه ترویستی «مجاهدین» با تمامی سبقه ۴ دهه گذشته است که نام آنان را بعنوان، وطن فروش و خائن به مردم ایران در سینه تاریخ ثبت کرده است.

بنابراین تنها اثر باقی مانده از این سازمان، یک گروه محدود سالمند و بیمار در اردوگاهی کوچک در نزدیکی روستای مانز در کشوری کوچک بنام آلبانی است.

سردرگمی سران فرقه رجوی – افول مجاهدین خلق در غرب

***

همچنین: