دو مطلب دیگر از منتقدان درونی فرقه رجوی در مورد کلاهبرداری های اخیر مجاهدین خلق در لندن

دو مطلب دیگر از منتقدان درونی فرقه رجوی در مورد کلاهبرداری های اخیر مجاهدین خلق در لندن

اسمائیل وفا یغمایی، دریچه زرد و بهروز ریحانی، پژوا ک ایران، سی ام ژانویه 2015:…  ماجرای خانم مکنزی واقعی بود و روشن . کسی که نمیخواهد بفهمد نفهمد بقول ابوی کله پدرش!.امابعد از حل و فصل نسبی قضیه ذات و ماهیت که عوض نمیشود. سربازان مقام معظم شروع میکنند. قدمتان روی چشم! . بفرمائید. صفا آوردید! اقایان سینا دشتی و حسین یعقوبی قلم رنجه نموده و مرا نواخته اندو از کتاب خود من …

یاد داشتی برای دوستان + دیباچه و در باره بلیندا مکنزی

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویذلّت شاعران و هنرمندان دربار رجوی!

اسمائیل وفا یغمایی، دریچه زرد
لینک به منبع (دریچه زرد)

آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید. اسماعیل وفا یغمائی

ماجرای خانم مکنزی واقعی بود و روشن . کسی که نمیخواهد بفهمد نفهمد بقول ابوی کله پدرش!.امابعد از حل و فصل نسبی قضیه ذات و ماهیت که عوض نمیشود. سربازان مقام معظم شروع میکنند. قدمتان روی چشم! . بفرمائید. صفا آوردید! اقایان سینا دشتی و حسین یعقوبی قلم رنجه نموده و مرا نواخته اندو از کتاب خود من هم کد آورده اند .

به این دو بزرگوار عرض میکنم من ادم ساده و دهاتی واری هستم که چیزی را پنهان نمیکنم .از کتاب خود من هم کد نیاورید من نظراتم در بسیاری اوقات عوض شده است. چون زنده ام. چون آدم زنده در پروسه شناخت جلو میرود.چون رهبر خطا ناپذیر نیستم یعنی خدا نیستم.این کتاب که چیزی نیست من حدود بیست سال در خدمت این سازمان بوده ام و پنهان نمیکنم که روزگاری زیباترین سرودها و شعرهایم را برای رهبر و عیال نوشتم و بعد انداختم به زباله دان.

از زمره اینها این سرود، سروده شده در سال 1361 در باره رهبر و است بخوانید بروید و ببینید چرا من از این نقطه به نقطه دیگری رسیدم. بنظر شما که حتما با وزارت اطلاعات!! اما حقیقت گذر از پروسه شناخت و درک کارکردهاست و بس

سرودی برای مسعود رجوی

ای شرفت با شکوه خلق به پیوند

چهره فردای میهن از تو به لبخند

ای که به نامت درفش جنبش ایران

مانده برافراشته به بام دماوند

ای ز پیامت به شهر و کوه و به جنگل

نسل مجاهد به رزم بسته کمر بند

تا که بر آرد ز دودمان ستم دود

صبح رهائی رسد خجسته و مسعود

***

زاد به دامان پاکبازی و عزمت

خلق یکی نسل پاکباز و برومند

جنگلی از شیر و آذرخش که یکسر

گشت بمیدان روانه با زن و فرزند

خفت به دریای خون و باز بپا خاست

خورد بنام شکوهمند تو سوگند

تا که بر آرد ز دودمان ستم دود

صبح رهائی رسد خجسته و مسعود

***

رعد پیام تو بر سریر خمینی

صاعقه بارید سرخ و زلزله افکند

وز تو به ایرانزمین به پرتو توحید

باز درخشید نام پاک خداوند

نام تو فرخنده باد و در پی نامت

واژه امید جاودانه پساوند

تا که بر آرد ز دودمان ستم دود

صبح رهائی رسد خجسته و مسعود

***

میبینید که من چه تصویری از او در ذهن داشتم تصویری که برای درک آن پولی پرداخت نشده بود بل از عواطف من میجوشید.

در باره همسر آن بزرگوار نیز در سال هفتاد که هیچ دریافتی!! در قرارگاه اشرف نداشتم و نیز چنین سرودم.

تو در تمامي عالم شبيه خويشتني

در اين شبانه يلدا فروغ انجمني

اميد من به وجود تو نيست زنده، بدان

اميد زنده درآئينه بين كه خويشتني

چو بينمت زجگر خون به ديده ايد ، چون

تمام خون دل «باغبان» اين چمني

نبود گر به دو چشمت عيان حقيقت عشق

چه بود عشق، مگر ياوه‌اي كه بر دهني

بهل كه فاش بگويم پس از هزار سكوت

ز مهرت اي همه خوبي كلامي و سخني

من از تمامي عالم مگر به باد و به گل

و عطر چشمه و نخلي و بوئي از سمني

نبسته بود دلم اينك اي تمامت ماه

تو عطر چشمه ونخل و شميم ياسمني

توئي ستاره دنياي بيكرانه من

ميان باد پيامي به برگ نسترني

زآب و خاك كدامين وطن جمال ترا

سرشت دست طبيعت خوشا چنين وطني

چه گويمت كه نگنجد تو نيز ميداني

حديث همچو توئي در كلام هكچو مني

ولي ز همچو مني ميتوان شنيد اين راز

تو در تمامي عالم شبيه خويشتني 1370

ایا عاشقانه تر از این میشود برای زنی که زن تو نیست ولی محبوب سیاسی و ایدئولوزیک توست سرود. هزاران تن این دو شعر را که تبدیل به سرود و فیلم شد در قرارگاهها و سراسر جهان شنیدند باید بپرسید چرا من اکنون در این نقطه ایستاده ام و ایا تمام مشکل به من بر میگردد.

***

و امادر باره کتاب «چند نکته و چند سانتیمتر از واقعیت» اگر به تیتر دقت کنید معنایش این است «چند متر» و شاید «چند کیلومتر» و «نکات فراوان» باقی است .صبر کنید ممکن است از «چند سانتیمترش» خوشتان آمده باشد اما ممکن است طاقت «چند مترش» البته ومنظورم همان واقعیت است را نداشته باشید. نه شما و نه مرشدان والا مقام. بقول قران کریم و سوره احزاب آیه ده.

إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ

ترجمه بنده:” ممکن است وقتی که این چند متر(یعنی منظورم واقعیت سفت و سخت) از بالا و پائینتان فرود می آید و فرا میرود چشمهایتان بد جوری گرد و موهایتان کاملا سیخ شود و احساس کنید قلبتان یا چیز دیگری دارد از گلویتان بیرون میزند . صدق الله العلی العظیم.

دوستان !خود شما و امثال شما انگیزه های خوبی هستید که این چند متر آشکار شده و در معرض قرار گیرد و ومنجمله فرصتی یافته یاداشتهای «قصه عجیب مسافر خورشید کلاه » را بپایان برم و خدمتتان ارائه کنم. اگراین چند متر اشکار شد امیدوارم گناه را به گردن من نیاندازید. بگذرم در هر حال عجالتا دو نوشته را بخوانید تا بعد و اگر لازم شد ان چند متر را بنده برای این آقایان آماده کنم و نکته پایانی عزیزان ماجرا ماجرای بالا کشیدن یک طلب بود و بس . واقعی بود! اینقدر توجیه نکنید شما در روشنائی قرار دارید. کاملا. و نصیحت کنید مرشدان را که کمی بیندیشند . کمی خود را اصلاح بفرمایند که انالله یحب المصلحین.

اسماعیل وفا یغمائی

مقالات آقایان

“دریچه ای” که به سوی جلاد گشوده شده است حسین یعقوبی!
‎زندگى، شرف و ديگر هيچ . سینا دشتی 

(پایان)

___

بهروز ریحانی، پژواک ایران
لینک به منبع

«امانتداری» مالی- اخلاقی «تنها آلترناتیو»

(توضیح ایران اینترلینک: لگد پرانی بغایت بی ربط نویسنده به مسعود خدابنده و آن سینگلتون در این نوشته طبعا خود بخود باندازه کافی گویاست. خوانندگان می توانند این را به حساب درخواست تخفیف مجازات منتقد درونی با تبری جستن از جهان خارج از فرقه بگذارند. بنظر میرسد “غش کردن” بهروز ریحانی با دیدن درگیر شدن رجوی با شورائیان سابق مصداق بارز مثلی باشد که میگوید: “تیر مژگان تو از عینک پشت زد، زد به قلب اخوی بنده رو کشت)

«تنها آلترناتیو» طی اطلاعیه ای، سه عضو مستعفی شورای ملی مقاومت را به اقامه دعوا و پیگرد قضایی فراخواند. محمل فراخوان مجاهدین قرض یا کمک مالی «یک زن انگلیسی» به این سازمان می باشد.

یکی از نکات سوال برانگیز در اطلاعیه مربوطه این است که مجاهدین حتی یک بار نام این خانم و«زن انگلیسی» را در اطلاعیه شان ذکر نمی کنند. آن هم خانمی که طی سالیان طولانی تحت تاثیر ادعاهای مجاهدین کمک های مالی کلان و به عنوان کمک به کودکان بی سرپناه به آنها کرده و یکی از فعالین موثر بنیاد خیریه «ایران اید» در انگلستان بود.

تاکید مکرر مجاهدین در اطلاعیه بر «خانم انگلیسی» و «زن انگلیسی» این شک را به اذهان متبادر می کند که آنها قصد تحقیر این خانم انگلیسی را دارند و می خواهند چنین القا کنند که این خانم انگلیسی از جنس همان زن انگلیسی مسعود خدابنده ، مزدور شناخته شده وزارت اطلاعات آخوندی می باشد. به ویژه آن که آن «زن انگلیسی» توسط رادیو بی بی سی انگلستان در بازدید از شکنجه گاه اوین مورد مصاحبه هم قرار گرفته بود. لذا ، در قدم اول مجاهدین بهتر است که مشخص کنند علت نام نبردن از این خانم انگلیسی قضایی است یا سیاسی؟

مشکوک بودن این قضیه از این جا ناشی می شود که «تنها آلترناتیو» در همین اطلاعیه می گوید «در سال 1377 دولت وقت انگلیس به درخواست رژیم آخوندی در یک زد و بند کثیف، بنیاد خیریه «ایران اید» را که همان «خانم انگلیسی» از فعالان آن بود در یک حرکت ناگهانی قفل و تعطیل کرد.»

چگونگی و ماهیت این دعوای مالی – قضایی مابین «تنها آلترناتیو» و آن «خانم انگلیسی» موضوع این نوشته نیست؛ خدا را شکر گویا این دعوا به سرانجامی هم رسیده است. اما ، این مسئله باعث شد که مجاهدین یک بار دیگر دق دلی شان را از «دو عضو مستعفی» شورا و «شاعر مقاومت» در آورند.

این که آن دعوای مالی چگونه به قصیم و روحانی ربط پیدا می کند معمایی است که حل آن تنها از عهده ی «تنها آلترناتیو» که تبحری خاص در این امور دارد بر می آید.

با انتشار به اصطلاح اسناد مالی رد و بدل شده بین سه عضو مستعفی و مجاهدین معلوم می شود که مجاهدین از سیر تا پیاز زندگی متحدین شورایی را رصد کرده و پرونده های قطوری برای هر یک از آنها طی سالیان فراهم کرده اند. به این می گویند اوج اعتماد شورایی – برادرانه.

جالب توجه این که در این جنگ و دعوای مالی ، قضایی و حقوقی، مجاهدین به یکباره فیل شان هوای هندوستان کرده است و به رابطه قبل و بعد از ازدواج اسماعیل وفا یغمایی و این «خانم انگلیسی» پرداخته اند.

«تنها آلترناتیو» که گویی تمامی جنایات ، خیانت ها و فسادهای آخوندها و سردمداران جمهوری اسلامی را تمام و کمال به فراموشی سپرده است ، نه در کسوت یک آلترناتیو دمکراتیک و مدعی سرنگونی یک رژیم جنایتکار بلکه مانند یک رقیب عشقی شکست خورده به نحوه ی ازدواج یک مرد ایرانی و آن «زن انگلیسی» معترض می شود و در اطلاعیه ی مالی ، سیاسی و قضایی می نویسد «یغمایی سال ها پیش با دوز و کلک و معرفی خود به عنوان «شاعر مقاومت ایران» با او ازدواج کرده است.

«یغمایی با این خانم انگلیسی که از سالها قبل از آن به مقاومت ایران کمک می کرد و یغمایی را هم نمی شناخت طرح دوستی ریخت و نهایتا با او ازدواج کرد.» و این ازدواج البته از نظر مجاهدین گناهی کبیره بود که یغمایی مرتکب شد. روایت دوستی و ازدواج یغمایی با «خانم انگلیسی» را مجاهدین آن چنان پلیسی و مرموز می نویسند که انگار یغمایی به جنایت بزرگی دست زده. خوب بود مجاهدین توضیح می دادند که یغمایی چه دوز و کلکی برای ازدواج با این «زن انگلیسی» به کار برده است.

چه ایرادی دارد حالا که «تنها آلترناتیو» یکی از کارهایش سرک کشیدن به روابط و زندگی خصوصی متحدین کنونی و سابق می باشد ، این دوز و کلک را هم در معرض دید همگان قرار دهد تا خدای نکرده دیگر زنان انگلیسی و ایرانی در دام آدم های «ملعونی» همچون اسماعیل وفا یغمایی نیافتند.

وانگهی ازدواج در جوامع معمول و معقول با آشنایی اولیه شروع می شود. بعد با رفت و آمد و صحبت و گفتگوهای متقابل دنبال می شود و در نهایت هم چنانچه دو طرف به توافق برسند ازدواج و وصلت صورت می گیرد. در همین جا ذکر یک نمونه ازدواج که مربوط به مسعود رجوی ، مسئول شورای ملی مقاومت ایران می باشد را برای عبرت اطلاعیه دهندگان ضروری می دانم.

در سال 1361 مسعود رجوی با خانم فیروزه بنی صدر ازدواج نمود. بر اساس خاطرات و مصاحبه های انتشار یافته فیروزه بنی صدر و پدرشان (ابوالحسن بنی صدر)، قصد فیروزه بنی صدر از ازدواج با مسعود رجوی تشکیل زندگی زناشویی و به دلیل عشق و علاقه ای بود که این خانم ایرانی به وی داشت.

بنی صدر

فیروزه بنی صدر، مسعود رجوی و ابوالحسن بنی صدر

حال آن که به مناسبت های مختلف و در نشست های درونی و ایدئولوژیک مجاهدین گفته می شد که هدف و قصد ازدواج مسعود رجوی با فیروزه بنی صدر تحکیم روابط ابوالحسن بنی صدر با مجاهدین و بالاخص مسعود رجوی بود. لذا انگیزه مسعود رجوی از ازدواج با فیروزه بنی صدر کاملا با هدف و انگیزه همسرش متفاوت و حتی در تقابل کامل بود. آیا با منطق «تنها آلترناتیو» در اطلاعیه اخیرشان می توان نتیجه گرفت که مسعود رجوی برای ازدواج با فیروزه بنی صدر از «دوز و کلک » استفاده کرده است؟

به بیان دیگر آیا این که مسعود رجوی نه با عشق و علاقه بلکه به قصد تحکیم روابط شورایی با دختر ابوالحسن بنی صدر ازدواج کرده است یک نوع «دوز وکلک » محسوب نمی شود؟

آیا مسعود رجوی قبل از ازدواج با فیروزه بنی صدر به آن«خانم ایرانی» گفته بود که پیوندش با او بر مبنای محاسبات سیاسی ، تشکیلاتی می باشد؟ شایان ذکر است که مسعود رجوی هیچ گونه آشنایی قبلی با خانم فیروزه بنی صدر تا قبل از همکاری با پدر ایشان در شورای ملی مقاومت نداشت.

«تنها آلترناتیو» و «امانت دار» تاریخ معاصر ایران در اطلاعیه خود آورده است «اسماعیل یغمایی در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تامین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع حتی پول تو جیبی از مجاهدین دریافت کرده است. کریم قصیم و محمدرضا روحانی درمجموع یک میلیون و دویست هزار دلار گرفته اند. »

مجاهدین به گونه ای در مورد پول گرفتن کریم قصیم و محمدرضا روحانی نوشته اند که گویی این دو نه یک پزشک متخصص و وکیل پایه یک بلکه دو تن باجگیر بوده اند. و با تهدید و گروگانگیری و هفت تیر کشی پول ها را از توی جیب «تنها آلترناتیو» درآورده اند. اما مضحک تر از «جیب زنی» این دو پزشک و وکیل ، نمونه شاعر مقاومت اسماعیل وفا یغمایی می باشد .

اعضای شورای ملی مقاومت و هواداران دور و نزدیک مجاهدین به خوبی می دانند که اسماعیل وفا یغمایی سالیان درازی از سه دهه ذکر شده در اطلاعیه کذایی را به عنوان کادر و عضو سازمان مجاهدین خلق بوده است. اطلاعیه دهندگان یک نمونه و نه بیشتر در سه دهه گذشته بیاورند که کادر و عضو مجاهدین در جوامع و کشورهای دیگر شاغل بوده و از کارفرمایشان حقوق و مزایای مالی دریافت کرده است.

منظور این است که یغمایی سالیانی از آن سه دهه را به عنوان یک عضو حرفه ای در تشکیلات مجاهدین فعالیت می کرد و همچون تمامی اعضای این سازمان از هیچ گونه حقوق و مزایای مالی به جز آن که تشکیلات مجاهدین تعیین می کرد برخوردار نبود. همچنین نزدیک به یک دهه هم از جدایی اسماعیل وفا یغمایی از شورای ملی مقاومت می گذرد و بالطبع پولی دریافت نکرده است. «کمیسیون امنیت و ضد تروریست شواری ملی مقاومت» با مکر و نیرنگ و و طرح ادعاهای مشمئزکننده خواهان «برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین» شده است.

باید گفت هستی و هویت انسان ها دردنیای مادی بالاترین ارزش برای هر انسانی می باشد و با هیچ مبلغی هم وزن و هم طراز نمی باشد. امثال اسماعیل وفا یغمایی سه دهه هست و نیست انسانی ، عاطفی، روحی و مادی خود را در راه و مسلک و مرام مجاهدین گذاشته اند. حال که دیگر به مسلک و مرام شما باور واعتقاد ندارند عنایت بفرمایید آن هستی را که در خدمت شما گذاشته بودند را به آن ها بازگردانید. آن ها تا بن استخوان به ضد بشری بودن رژیم ملایان باور دارند خواهان سرنگونی حکومت جباران حاکم هستند اما به مرام و مسلک شما باور ندارند. هرچند که زییاترین دوران زندگی و جوانی شان را در چهارچوب تشکیلات و سازمان شما سپری کردند.

آیا می توانید جوانی و شادابی را به آن ها باز گردانید؟ بگذریم که اگر این سه عضو مستعفی در هر رستوران یاهتلی برای ده – بیست سال به عنوان دربان و گارسون هم شاغل بودند بعد از آن مدت به طور حتم به مدیر آن رستوران و هتل ارتقا پیدا کرده بودند و نه تنها از حقوق بازنشستگی برخورد دار بودند بلکه چه بسا بیش از مبالغی که مجاهدین مدعی پرداخت آن هستند را کسب می کردند.

پرداخت هزینه ها، کمک های به اصطلاح مالی به سه عضو مستعفی شورا تماما به دلیل گردش امورات شورای ملی مقاومت و مجاهدین بوده است. در قبال فعالیت ها، تلاش ها و کارهایی که این افراد برای تشکیلات شما انجام می دادند از آن جایی که چه بسا شغل دیگری نداشتند و یا اگر داشتند امکان استفاده از تخصص های خودشان را نداشتند وظیفه شما بود که مسائل و مشکلات روزمره مالی آن ها را حل و فصل کنید. لذا طلبکاری های مالی و به رخ کشیدن و منت گذاشتن های چندش آور و مشمئزکننده نشان از سقوط اخلاقی جریانی میباشد که ادعای«تنها آلترناتیو» دارد اما در عمل به شیوه های حجره نشین های بازار در 50 سال پیش متوسل می شوند و به جای پاسخگویی به اختلافات و حل مسائل شان با متحدین و رفقای سابق به باج خواهی و طرح ادعاهای دروغ متوسل می شوند.

«تنها آلترناتیو» هم در ادعا و هنگام بدهکار کردن افراد ادعای خیرخواهی و کمک های بی شائبه را دارد و هم سر بزنگاه با منت گذاری و انتشار به اصطلاح اسناد مالی طرف مقابل را به دعوای قضایی فرا می خوانند. هم از سخاوتمندی مسئول شورای ملی مقاومت می گویند و هم با بی پرنسیبی اخلاقی خصوصی ترین روابط مالی متحدین سابق را توسط سایت های زنجیره ای جار می زنند.

چنانچه طرف مقابل همچون اسماعیل وفا یغمایی کوچکترین ایراد و انتقاد علنی به سیاست ها ، دیدگاه ها و دستگاه مجاهدین بکند با لولوخورخوره وزارت اطلاعات چماق تهدید و تکفیر را بر سر طرف مقابل فرود می آورند.

«تنها آلترناتیو» مدعی شفاف سازی و صداقت می باشد؛ چه خوب! در عین حال خود را دولت سایه می داند که در صورت سرنگونی آخوندها جایگزین آن خواهند بود. حال با این آرزو که دولت سایه یک روز جایگزین دولت حاکم خواهد شد آیا تبعیض و دیدگاه های ویژه سازی و طبقاتی و دیکتاتورمابانه در دولت سایه حاکم می باشد؟

کوتاه ومختصر به افکار عمومی پاسخ دهید که

* از آن جایی که دولت سایه مجاهدین مانند یک دولت دارای رئیس جمهور، وزرای کابینه (مسئولین کمیسیون ها) می باشد، آیا مجاهدین موافقند که هزینه های میهمانی ها ، «سفرهای متعدد و متنوع»، لباس و دیگر هزینه های شخصی رئیس جمهور دولت سایه (خانم مریم رجوی) را به اطلاع افکار عمومی برسانند. در هر صورت ایشان رئیس دولت هستند و «روسای کمیسیون» ها از جمله آقایان روحانی و قصیم اعضای کابینه بودند.

* آیا خانم رئیس جمهور(مریم رجوی) مانند اعضای کابینه (مسئولین کمیسیون ها) برای دریافتی هایشان سند و رسیدی ارائه داده اند؟ آیا مجاهدین حاضر به انتشار اسناد مربوط به وی هستند؟

* آیا دولت سایه مجاهدین می تواند هزینه های شخصی و روزمره ی دیگر مسئولین کمیسیون های «تنها آلترناتیو» را در معرض دید همگان قرار دهد یا این که منتظر می ماند تا استعفا دهند و بعد از آن ، اسناد را علنی خواهند کرد. این ها البته سوالات ساده و پیش پا افتاده ای هستند ، اما جوابگویی به آن ها درجه صداقت «تنها آلترناتیو» را به اثبات می رساند.

بهروز ریحانی

Behroozreyhani@yahoo.com

منبع:پژواک ایران

(پایان)

***

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقگفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر

حمید اسدیان، حسین فرشید، حمید طاهرزادهشعرای چماقدار حسین فرشید، حمید اسدیان و حمید طاهرزاده در
روز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

اسماعیل وفا یغمایی: میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است!

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیزندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !

آقای رجوی! در پیام اخیرتان بسیار شکر خوردید

(مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقAnne Khodabandeh (Singleton): In a democracy we don’t beg terrorists not to kill us – Instead we expect our elected leaders to ensure that such crimes are prevented

همچنین:

روایت دردهای من …قسمت سی وپنجم (آغاز مصاحبه ها و…)

علی اکبر آفریدنده رضا گورانعلی بخش آفریدنده ( رضا گوران)، پژواک ایران، بیست و هفتم ژانویه 2015:…  گفت: آیا با این سازماندهی مشکلی نداری؟!! جواب دادم نه مشکلی ندارم، قبلا هم در دسته برادر ابوالفضل بودم. اما سئوالی دارم و آن اینکه سازماندهی چی مگر همه چیزنمرده و تمام نشده ؟؟! همه چیز سازمان سلاحها بو

برای رفع مشکلات مطرح شده ، کمپ ترا نزیتی لیبرتی را ترک کنید!

صابر از تبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و هفتم ژانویه 2015:…  چرا این مشکلات را با نماینده ی کمیساریای عالی مستقر در لیبرتی مطرح نمی کنید وچگونه است که ازدرمانگاه وامکانات موجود در اختیار آنان استفاده نمیکنید؟؟!! درکشوری که شما حکم اسرای رجوی را دارید، چراباید این توقع را داشته باشید که

چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله و تعدادی از همسران آن مرحوم

اسماعیل وفا یغمایی، وبلاگ دریچه زرد، بیست و هفتم ژانویه 2015:… و خدا را شاکر باشیم که به لطف انقلاب رهائی بخش بیرونی و درونی به چه مدارجی از رشد و رهائی درپرنسیب انقلابی !و شرف! در راه نیل به جامعه بی طبقه توحیدی رسیده ایم.خدا وند انشالله راهبران را در معیت مسئولان کمیس

پول خون (تعمقی در اطلاعیه خود افشایی رجوی)

تحریریه ایران فانوس، بیست و هفتم ژانویه 2015:… اطلاعیه چهارم بهمن ماه سال 1393 شورای ملی مقاومت، کمیسیون امنیت و ضد تروریسم، به نام “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد ادعای مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” در سایت همبستگی، در اصل یک خودافشاگری و به سیم آخر زدن رهبری شکست خو�