دو واکنش از طرف منتقدان درونی مجاهدین خلق به فحاشی های اخیر فرقه رجوی علیه ایرج مصداقی

دو واکنش از طرف منتقدان درونی مجاهدین خلق به فحاشی های اخیر فرقه رجوی علیه ایرج مصداقی

 پژواک ایران، سی ام آوریل 2015:…  میتوانید آنچه میخواهید بنویسید و دل خوش دارید ، اما بیرون از ذهنیت من و ما واقعیتی وجود دارد که با خواست من و ما تغییر نمی کند.مصداقی، ناقص یا کامل واقعیتی را نمایندگی میکند که با وصله های درشت و بیرحمانه تهمت و تحلیلهای روانی و نه روانشناسانه نه پوشانده میشود و نه تغییر میکند و بر همین می توانم بگویم …

 

بوی گندیدگی مجاهدین خلق مشام ایرانیان را آزار می دهد

.

تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره

اسماعیل وفا یغمایی، وبلاگ دریچه زرد، سی ام آوریل 2015:
لینک به منبع

مطلب «درخشان» و «تحسین انگیز» خانم یا آقای کیمیا خاوری را خواندم.(لینک ایرج مصداقی یک پدیده امنیتی یا یک معضل روانی ـ اجتماعی ).نویسنده را نمی شناسم ولی ایرج مصداقی را سالهاست میشناسم.

چیز زیادی در این زمینه لازم نیست گفته شود و چیز تازه ای از لحاظ محتوائی در این مقاله وجود ندارد، فقط در یک کلام، به نظر من می توان گفت نویسنده با استادی تمام موفق شده است مجموعه عظیم تمام مقالات و نوشته هائی را که توسط چند ده قلمزن ناشناس و شناخته شده درطی حداقل شش سال گذشته بخصوص از سوی قلمزنان بارگاه ولایت رهبر عقیدتی بر علیه ایرج مصداقی و برای شیطان ساختن او در نقش مامور وزارت اطلاعات، شکنجه گر، کارد تیز کن، بیمار روانی و امثالهم قلمی شده و مجموع آنها بدون شک سر به صدها صفحه میزند، در یک مقاله گرد آوری کند وبر ایرج مصداقی بتازد. در حقیقت کیمیا با استادی تمام در کیمیاگری سیاسی- عقیدتی موفق شده است گنداب شش هفت ساله عظیمی را که درسالهای گذشته علیه یک فعال سیاسی و زندانی سابق سر از فرمان تافته ،نمودهای مختلف خود را به نمایش گذاشته تقطیر و تغلیظ کند، کمیت را به کیفیتی قابل ستایش بدون آنکه ذره ای به عفونت و گندناگی آن ضربه ای و خدشه ای وارد آید تبدیل نماید و نشر دهد و دسته گلی بواقع دماغ پرور تقدیم جویندگان و بویندگان کند.

باید گفت :

درود بر استادی کیمیا خاوری وموفقیتش در تقطیر و تغلیظ یک خروار نوشته در یک مقاله.

ایرج مصداقی نه نوک پیکان تکامل است! نه معصوم و نه خطا ناپذیر،در حد توان و نیروی خود یک فعال سیاسی کوشا علیه ظلم و جنایات ملایان است و بس اما آنچه که در این مقاله نثار او شده است بنظر من اگر چه حقیقت هویت و ماهیت حقیقی مصداقی را نقش نمی زند، اما خوشبختانه اگر چه گاه در لرزش ابهام ،شخصیت جمیل نویسنده این مقاله و خونریزی و بیرحمی تیغی را که علیه مصداقی برکشیده شده است بخوبی نشان میدهد.در رابطه با نتیجه این برآهیختگی سیاسی – روانی تنها میتوانم بگویم :

میتوانید آنچه میخواهید بنویسید و دل خوش دارید ، اما بیرون از ذهنیت من و ما واقعیتی وجود دارد که با خواست من و ما تغییر نمی کند.مصداقی، ناقص یا کامل واقعیتی را نمایندگی میکند که با وصله های درشت و بیرحمانه تهمت و تحلیلهای روانی و نه روانشناسانه نه پوشانده میشود و نه تغییر میکند و بر همین می توانم بگویم:

اگر هفت سال تهاجم و تهمت گسترده و فشرده ماندابهای سیاسی – عقیدتی در رابطه با مصداقی راه بجائی برد این کپسول فشرده و غلیظ نیز کار آئی خواهد داشت.

بیست و هشتم آوریل 2015

اسماعیل وفا یغمائی

(پایان)

تهمت و افترا دیگر اثر ندارد

مختار شلالوند، پژواک ایران، سی ام آوریل 2015
لینک به منبع

پیاده نظام جریانی ورزشکسته ناتوان از توجیه گذشته مخدوش خود و ضربه مهلکی که به پیکر سازمان انقلابی چریک های فدائی خلق وارد کرد، بسیج شده تا به جنگ زندانی ستم کشیده ای بروند که 10 سال عمر خود را در زندان جمهوری اسلامی گذرانده و اکنون جرم نابخشودنی اش فاش گوئی علیه منادیان دروغین آزادی است.

این بار سر و کله دکتر و روانشناسی ظاهراً با تجربه پیدا شده که با توسل به نام “کیمیا خاوری” قصد دارد نویسنده کتاب ” نه زیستن نه مرگ” را به سبک و سیاق خمینی صفتان خاموش کند. نامبره از همان ابتدا با اعلام نوعی مرجعیت و ادعای اینکه “وظیفه اش حکم می کند،” شمشیر انتقام تعداد – بیشماری- از زندانیان سیاسی که در دوران زندان و بعد از زندان هم مورد شکنجه و آزار روانی قرار گرفته و گویا به ایشان مراجعه نموده اند، از نیام بر کشیده و انتقام موکلینش و آقای ” درزی ” را نه از رژیم سفاک که از یه لا قبا نویسنده ای بگیرد که هنوز از عوارض جسمی زندان رنج می برد.

به کیما خاوری باید متذکر شد قبل از شما سعی در خاموش کردن صدای روشنگری ایشان شده ولی جواب نداشته همانطور که تهدید و تطمیع و شانتاژ بزرگ تر از شما اثر نکرد بیشک روانکاوی شما نیز اثر ندارد.

پیشنهاد می کنم به جای بر خورد های سلبی ، کلی گوئی رژیم پسندانه به موارد مورد ادعای دعوای خود پرداخته و با پاسخ منطقی وارد شوید شاید امیر حسین فطانت و فرخ نگهدار و درزی و مسعود خدابنده و این قبیل مدعیان نیز از شما درسی بگیرند تهمت و برچسب دیگر خیلی نخ نما شده است.

امیر حسین فطانت هم که چهار دهه در پیله شرمندگی از تاریخ خفته بود با تعارف “قهوه”، به کشتن دادن کرامت الله دانشیان را مایه افتخار دانسته و طلب کار هم هست که دانشیان را معروف کرده است. آدم یاد گاوباز های اسپانیائی می افتد که به کشتن گاو افتخار کرده و می گویند گاو ها دیر یا زود ذبح میشوند پس چه بهتر در میدان نبرد با انسان از خود دفاع کنند. خلخالی هم همین نظر را در مورد اعدام معتادان داشت.

(پایان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17722

به مصداقی و همه کسانی که هنوز در “بند” فکری رجوی هستند!

حامد صرافپور، صفحه  فیسبوک، دهم آوریل ۲۰۱۵:…  چند روز قبل نوشته ای از ایرج مصداقی خطاب (و علیه) ایران اینترلینک در سایت پژواک ایران انتشار یافت که البته با یک جوابیه از سوی آقای خدابنده مسئول این سایت مواجه گردید. نوشتن چنین متنی بعد از حدود سه سال موضعگیری متفاوت در برابر رجوی، البته خیلی هم دور از انتظار نبود کما اینکه پیش از این نیز ایشان علیه اینجانب و برخی دوستان (محمد کرمی …

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

به مصداقی و همه کسانی که هنوز در “بند” فکری رجوی هستند!

چند روز قبل نوشته ای از ایرج مصداقی خطاب (و علیه) ایران اینترلینک در سایت پژواک ایران انتشار یافت که البته با یک جوابیه از سوی آقای خدابنده مسئول این سایت مواجه گردید. نوشتن چنین متنی بعد از حدود سه سال موضعگیری متفاوت در برابر رجوی، البته خیلی هم دور از انتظار نبود کما اینکه پیش از این نیز ایشان علیه اینجانب و برخی دوستان (محمد کرمی، محمدرزاقی و…) جملاتی بی پایه و تکرار شده از سوی رجوی انتشار داده بود که ناشی از عدم شناخت ایشان از جامعه و فرهنگ حاکم بر کشورمان است.

متن مقاله ایرج مصداقی:

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-68634.html

پاسخ ایران اینترلینک به ایرج مصداقی:

دندانهای مصنوعی مریم عضدانلو، پاچه ایرج مصداقی و دیوار کوتاه اینترلینک

در اینجا نیازی به تکرار برخی نوشته های پیشین نیست. تصور می کنم آقای خدابنده بخوبی جواب داده باشند و به درستی هم به این نکته اشاره داشته اند که:

(((و ما بارها به ایشان و دستان دیگرشان گوشزد کرده ایم که اگر فکر می کنید رجوی با چهار تا فحش شما به اینترلینک رشته ای را که هنوز بر گردن شما دارد رها می کند سخت در اشتباهید. )))

و البته تنها آقای مصداقی نیست که در این باتلاق گرفتار است و تفکر رجویسم ایشان را رها نمی کند، بلکه قبلاً هم در مورد برخی جداشدگان (فیزیکی) از فرقه رجوی گفته بودیم که شما متاسفانه همچنان دربند “فکری” این فرقه هستید و راه زیادی برای رسیدن به رهایی تمام عیار خود دارید. برخی جداشدگان اخیر شورا مانند آقای وفایغمایی و… نیز در این دام باقی هستند، همچنانکه می بینیم نوشته مصداقی علیه ایران اینترلینک در وبلاگ “دریچه زرد” ایشان هم انتشار یافته است، آنهم درست بعد از حملات شدید باند رجوی به ایشان!!… اینکه چرا هنگام پاچه گیری رجوی، این آقایان به فکر حمله به سایت ایران اینترلینک افتاده اند خود قابل توجه است. در ماه های اخیر حملات رجوی به ایشان شدید و در نتیجه برخی از مسائل پشت پرده سالیان در ناخواسته و به اجبار افشا گردید… و این عزیزان برای کاستن از شدت تهاجم سران فرقه رجوی، چاره ای جز گاز گرفتن مدیر سایت “ایران اینترلینک” پیدا نکردند، در حالی که چاره درد را بارها به ایشان متذکر شده بودیم که جز تهاجم و افشای مستقیم مسعود رجوی نمی تواند باشد، و هر گونه پاسخ گویی به حملات حاشیه نشینان اورسوراواز و چماقداران مریم قجر، فقط به جری شدن بیشتر مسعود رجوی خواهند انجامید و خواسته قلبی این تبهکاران است.

متأسفانه همچنان میخ آهنین بر این مغزهای سخت فرونمی رود و هر روز بیش از پیش سنگواره سخت تر می گردد. البته وقتی مسئله ای از حد می گذرد انسان به تردید می افتد که شاید این دعواها از جنس زرگری و برای “ایز” گم کردن باشد اما قضاوت با ما نیست، وظیفه ما یادآوری این واقعیت است که رجوی با این کرنش های غیرمستقیم افسار کسی را رها نمی کند. باید با اقتدار با این فرقه تروریستی (که در این روزها مدافع سرسخت عربستان سعودی و اسرائیل شده و در برابر کشتار مردم بیدفاع یمن ابراز خوشحالی می کند و از ترور ناجوانمردانه سربازان مرزبان میهنمان به رقص و پایکوبی مشغول است) برخورد کرد نه با ذلت و ناتوانی و گاز گرفتن کسانی که تنها جرم شان انتشار مطالب مختلف “مرتبط” است (و نه هر مطلبی که علیه اعتقاد اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران بوده و انتشار آن جز در جهت منافع صهیونیست ها و جنگ افروزان نیست) و طبعاً آنرا هم بخشی از یک فرهنگ دمکراتیک می دانند و برخلاف مدعیان جعلی دمکراسی که دقیقاً مثل سایت های رجوی (و نمونه های مشابه داخلی) تنها صداهای “خودی” را انعکاس می دهند، به همه صداها ولو علیه خودشان باشد نظر دارند و منتشر می کنند.

هنوز چندی از حملات مشعشع آقای مصداقی به ایران اینترلینک و منتقدان نگذشته بود که رجوی یکی از مسئولین بخش تبلیغات خود را به میدان آورد تا مصداقی را (که تصور می کرد با ضعف و ذلت می شود وی را به نرمش در مقابل خود کشانید)، با حقارت مورد خطاب قرار داده و شلاق کش کند.

http://www.iran-efshagari.com/index.php/2015-01-20-19-56-47/articles/item/8767

ایرج مصداقی مسعود رجوی

این مقاله به اسم آقای اصغر ابزری منتشر شده ولی با توجه به شناختی که از ایشان دارم، می دانم که مقاله از وی نیست و صرفاً به اسم او انتشار یافته است. در هرحال رجوی تا به این حد هم برای امثال مصداقی و دوستان همفکر ایشان ارزش قائل نشده که خودش یا مسئولین بخش تبلیغات را مستقیم به میدان آورد، و از طریق یکی از اعضای پایین تشکیلات، این پیام را رسانیده که تنها با “پاچه گیری منتقدان” نمی تواند از زیر ضرب حملات پی در پی مجاهدین خارج شود، و تنها راه خلاصی از ترور، نوشتن ندامتنامه و ارسال به سایت ایران افشاگر است!، همانطور که در زندان دست به چنین عملی زده بود.

تصور می کنم همه چیز در همین چند پاراگراف که به اسم اصغر ابزری منتشر شده خلاصه شود و نیازی به تفسیر نیست. لذا باز هم به این آقایان مدعی گوشزد می کنم که اینقدر خود را در برابر رجوی سبک نکرده و از افکار کهنه و فسیل شده بازمانده از فرقه خارج شوند. دنیای جدیدی فرا رسیده که پای گذاشتن در آن مستلزم عبور از تفکرات کهنه دستگاه “رجوی” است. این گونه نوشته ها نشانگر دوری شما از تفکر دمکراتیک است. چه اینرا متوجه شوید یا نشوید، اما هرچه زودتر این واقعیت را لمس و فهم کنید، زودتر به رهایی دست خواهید یافت.

حامد صرافپور

۲۱ فروردین ۱۳۹۴

۱۰ آوریل ۲۰۱۵

(پایان)

ایرج مصداقی مسعود رجوی مجاهدین خلق

 

صرافپور یغمایی مصداقیحامد صرافپور: انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16935

تشکیل حرمسرا و نمایش ۸ مارس مریم رجوی

حامد صرافپور، پنجم مارس ۲۰۱۵:… باز هم هشتم مارس روز جهانی زنان فرا رسید و نمایش های مضحک مریم رجوی آغاز گردید تا خود را مدافع حقوق زنان جا بزند و با اشک ریختن برای زنان داخل ایران، مروج آشوب و بلوا گردد. بگذریم که این زن جنگ افروز و سرکوبگر (که یک قلم، مثله کردن صد زن مجاهد، تشکیل حرمسرا برای مسعود رجوی و قتل چندین زن را در پرونده سیاه خود داشته و تعدادی زن و …

مریم رجوی، حجاب اجباریBehind the deceptive face of Maryam Rajavi’s Women’s Day meeting in Berlin

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

تشکیل حرمسرا و نمایش ۸ مارس مریم رجوی

باز هم هشتم مارس روز جهانی زنان فرا رسید و نمایش های مضحک مریم رجوی آغاز گردید تا خود را مدافع حقوق زنان جا بزند و با اشک ریختن برای زنان داخل ایران، مروج آشوب و بلوا گردد. بگذریم که این زن جنگ افروز و سرکوبگر (که یک قلم، مثله کردن صد زن مجاهد، تشکیل حرمسرا برای مسعود رجوی و قتل چندین زن را در پرونده سیاه خود داشته و تعدادی زن و دختر را هم به خودسوزی و خودکشی کشانیده) هیچ پایگاه اجتماعی در داخل ایران ندارد و دچار ریزش شدید هواداران خارج کشوری هم گردیده، هرگز نخواهد توانست با چنین نمایش هایی به مردم فریبی مشغول شود، اما طبعاً هنوز کسانی هستند که در خارج ایران با هر شعر و شعاری مجذوب شده و در دام می افتند. همچنانکه تعدادی از اروپائیان هم که هنوز از ماهیت فرقه ای (و ضدزن) او مطلع نیستند در این باتلاق گرفتار می شوند. به همین علت می بایستی هموطنان عزیز در شهرهای مختلف اروپایی و آمریکایی، چهره اصلی این بانوی قاتل زنان را در انظار خارجیان آشکار سازند تا بیش از این نتواند با برانگیختن احساسات آنان، زمینه را برای کشتار و سرکوب زنان بازمانده در لیبرتی مهیا سازد و همچنین موفق نشود به اسارت زنان در قرارگاه های آلبانی و اورسوراواز ادامه دهد.

هشت مارس روز زن مریم رجوی

یادآور می شوم که برخی از زنان عضو سابق مجاهدین، ده ها و صدها فقره از جنایات مریم رجوی و چند زن ارشد شورای رهبری این فرقه را افشا نموده و باعث رسوایی جهانی آنها شده اند که می توان به نمونه های متعددی که خانمها: بتول سلطانی، زهرا معینی، نسرین ابراهیمی، مریم سنجابی، زهرا میرباقری، حمیرا محمدنژاد و… مطرح نموده اند اشاره کرد.

در این میان می توان به افشای: “صدها نمونه عقد اجباری زنان با مسعود رجوی در حرمسرای بدیع زادگان، صد فقره بیرون آوردن رحم و تخمدان زنان، قتل مشکوک چندین زن و دختر مجاهد که در ادامه نام آنها آورده خواهد شد، وادار کردن زنانی چون صدیقه مجاوری و ندا حسنی به خودسوزی جهت نجات مریم قجر، تهدید به قتل زنان معترض در داخل تشکیلات و همچنین در آشکارترین نمونه می توان به توهین های چاله میدانی و لمپنیزم مسعود رجوی و چماقداران وی به خانم عاطفه اقبال” اشاره نمود.

می باید با یاد و خاطره زنان معترضی چون مینو فتحعلی، مهری موسوی، مرجان اکبری، هما بشردوست، آلان محمدی،‌ معصومه غیبی پور و… از مریم قجرعضدانلو بخواهیم به این نمایش های مسخره پایان داده و نگران حال صدها زن مجاهدی باشد که در لیبرتی اسیر سیاست های جنایتکارانه مسعود رجوی گشته اند و هر روز به اشکال مختلف به دلیل فشارهای روحی جان خود را از دست می دهند.

مریم رجوی روز جهانی زن هشت مارس

مریم رجوی باید به این سرکوب ها خاتمه دهد و جلوی تلاش های سازمان ملل جهت انتقال سریع زنان مجاهد از عراق به کشورهای اروپایی سنگ اندازی نکند. بازی های مختلفی که وی در این رابطه براه می اندازد دیگر هیچ کسی را فریب نمی دهد و ما مصرانه از سازمان های حقوق بشری و مدافع زنان خواستاریم که مریم قجر را برای اینهمه جنایت علیه زنان و علیه بشریت، محکوم نموده و خواستار رسیدگی به این وضع شوند.

در همین رابطه، از خانم ها شادی صدر، شیرین عبادی، مسیح علینژاد، فریبا داوودی مقدم، نازنین افشین جم (و آنهایی که مسئله حقوق بشر و حقوق زنان را به عنوان یک وسیله امر معاش قرار داده اند) درخواست دارم همچنان که نگران حقوق زنان در داخل ایران هستند، نگران حقوق صدها زن اسیر در فرقه رجوی که زیر شدیدترین سرکوب ها قرار داشته و جان شان در خطر است نیز باشند و بدانند که آنها هم “زن” و “ایرانی” هستند. اگر زنان هموطن ما در داخل ایران این توان را دارند که صدای خود را به گوش همگان برسانند، زنان مجاهد همین امکان را هم ندارند و در زیر یکی از وحشیانه ترین سرکوب های تاریخ میهنمان قرار داشته و صدایشان به طور مستقیم به گوش کسی نمی رسد. مریم قجرعضدانلو که خود را قیم آنان می داند، به هیچیک از زنان تشکیلات اجازه تماس با بیرون از مناسبات را نداده و نمی دهد جز اینکه یکی از سرسپردگان تمام عیار خودش بوده باشد.

اگر این خانم ها “به بهانه ایرانی بودن” نگران هزاران زن کرد ایزدی اسیر شده در دست داعش نبودند، اگر نگران وضعیت زنان در عربستان نیستند، اگر نگران حقوق زنان در فلسطین اشغالی نیستند، بدانند که “زنان اسیر در فرقه رجوی” همگی “ایرانی” بوده و نیازمند کمک می باشند، و مسبب اصلی همه جنایت هایی که علیه آنها صورت گرفته کسی جز “مریم قجرعضدانلو”‌ که براحتی در اروپا تردد دارد نیست. اگر این خانم ها از اعدام یک زن که (درست یا نادرست) به جرم قتل اعدام می شود در تب و تاب می افتند و همه رسانه های غربی را از موج محکومیت خود پر می کنند، لطف کرده و بخاطر آن صدها زن اسیر در عراق نیز حداقل یکبار این بانوی ترور و سرکوب را محکوم نمایید (مریم رجوی هم هرگز نگران زنان عربستانی، ایزدی و فلسطینی نبود چرا که خود را با داعش، ملک عبدالله و نتانیاهو همسو و همپیمان می دید).

مریم رجوی روز جهانی زن هشت مارس

با درود به همه زنانی که بخاطر رفع تبعیض ها و در مسیر رهایی جهان از چنگال استعمار و استثمار (در هر نوع آن)، دمی آرامش نداشته و برای رسیدن به حقوق انسانی خویش رنج های زیادی را بر خود هموار ساخته اند… و با درود به همه مردانی که زنان را در این مسیر پرتلاش تنها نگذاشته و نمی گذارند… روز زن بر همگان خجسته باد!

حامد صرافپور

۴ مارس ۲۰۱۵

***

مزدور مریم رجوی روز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16666

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۵:…  کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده …

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

بالاخره آقای آندرانیک آسطوریان دارفانی را وداع گفت. چندروز قبل از مرگ پیامی برای ساکنان لیبرتی ارسال کرده بود و با تملق گویی برای مسعود و مریم رجوی، تلاش داشت تا به فرمان رهبری مجاهدین به منتقدان ضربه وارد آورد. نمی دانم حقیقتاً در دل او چه می گذشت. بیشترین احتمال این است که در بستر بیماری نیازمند به کمک های بشردوستانه رجوی شده و تحت فشارهای روحی ناچار به موضعگیری به نفع ایشان گردیده است.

هرچه بود وی به دیار باقی شتافت و خود می داند آفریدگار خویش… کاری جز تسلیت به بازماندگان وی نمی توان کرد. کاش در بستر مرگ بیشتر به آنچه گفته بود فکر می کرد…

سخن بر سر مریم قجرعضدانلو است. وی پیام پرطمطراقی برای مرگ وی ارسال کرده و او را چنان ستوده که گویی فرشته ای از جهان پرواز نموده است. یک هفته پیش این شخص برای مریم مداحی می کرد و الان بعد از مرگ مریم است که برای او مدیحه سرایی می کند. این کار همیشگی مریم است که برای مردگان مدیحه سرایی کند. او جز مسعود برای کسی مدیحه سرایی نمی کند الا مردگان. هراس مریم از این است که مبادا زنده ای را بستاید و فردا منتقد ایشان شود. دیدیم که چه بر سر دکتر قصیم و آقای روحانی و… آورد. آقای وفایغمایی یکی از مدیحه سرایان او بود با کتابی تحت عنوان “در امتداد نام مریم” و دیدیم که با اولین نقد چه به روزگارش آورده شد. این حکایت غم انگیز و پندآموزی از مریم قجر و مسعود رجوی است.

آندرانیک آساطوریان فرقه رجوی

کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده وقتی ارزش دارید که افسار به گردنتان آویخته باشد یا برگه ذلت را به امضا رسانیده باشید و به دیار عدم رفته باشید.

به پیام مریم قجرعضدانلو خوب بنگرید اما بدانید که این پیام بعد از مرگ شما خوانده خواهد شد و جز لعن مردم ایران را به همراه ندارد!. بعد هم به فراموشی سپرده خواهید شد. مردم ایران به اساتید بزرگی دل بسته اند که در کنارشان سختی های زمانه را متحمل شده اند. کافی است چشم بگشایید و اوج شکوفایی هنر در سخت ترین شرایط ممکن ایران را ببینید. آقای آندرانیک تجسم نیم قرن هنر و موسیقی ایران نبود، شما در غار بسر می برید، ببینید مردم ایران چه کسانی را تجسم هنر و موسیقی ایران می خوانند!.

حامد صرافپور

۲۳ فوریه ۲۰۱۵

هیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتباند رجوی بدنبال عوض کردن جای طلبکار با بدهکار؛ پرونده مالی، خط سرخ رجوی

رجوی داعش 5The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy: Methods of Information Manufacture

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15830

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

حامد صرافپور، بیست و ششم ژانویه  ۲۰۱۵:… این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها …

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

مسعود رجوی در یک حرکت ناشیانه اقدام به انتشار ده ها فیش حقوقی متعلق به آقایان: اسماعیل وفایغمایی، دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، سه عضو مستعفای شورای ملی مقاومت تحت عنوان “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” نموده است:

حمله رجوی به منتقدین

این اسناد به پیوست یک بیانیه از سوی شورای ملی مقاومت (نام مستعار مسعود رجوی)، انتشار یافته و در گوشه هایی از آن چنین نوشته شده:

حمله رجوی به منتقدین

(((اما سرویس‌های رژیم ولایت بیکار ننشسته و برای مقابله با فضیحت، اکنون از طریق ”دریچه زرد“ (اسماعیل یغمایی) با انتشار خزعبلات و الفاظ رکیک که تماماً در دستگاه بازجویان اطلاعات آخوندی است، مدعی کلاهبرداری مالی مجاهدین و مقاومت ایران از یک زن انگلیسی شده‌اند که یغمایی سالها پیش با دوز و کلک و معرفی خود به‌عنوان شاعر مقاومت ایران، با او ازدواج کرده است. یغمایی با این خانم انگلیسی که از سالها قبل از آن به مقاومت ایران کمک می‌کرد و یغمایی را هم نمی‌شناخت طرح دوستی ریخت و نهایتاً با او ازدواج کرد.

یغمایی در خرداد ۹۲ دقیقاً به موازات و پا به پای اطلاعات بدنام آخوندها، مدعی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ در درون مجاهدین شده بود که با جواب دندان شکن خانم اکرم حبیب خانی (مجاهد اشرفی در زندان لیبرتی) که از سوی یغمایی سوژه این توطئه قرار گرفته بود، مواجه شد….

اکنون اطلاعات بدنام آخوندها از طریق دریچه زرد، ”احساسات انسانی“ اش به جوش آمده و ”کلاهبرداری مالی“ از یک زن انسان‌دوست انگلیسی را هم بر دعاوی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ از جانب یک مداح منفور نظام (اسماعیل یغمایی) افزوده است….)))

این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها اثر گذار باشد، اما در آینده گریبان رجوی را با شدت بیشتر خواهد گرفت، همانگونه که نشست سرکوب دسته جمعی طعمه -یکسال و نیم بعد از برگزاری- معضل جدی رجوی شد و دشمنان زیادی برای او در درون مناسبات تولید کرد. به جرأت می توان گفت همین الان هم درج چنین اسنادی یک ضربه بر دکان عوامفریبی شخص رجوی است که طی سال های متمادی در صدد بود تعدادی مواجب بگیر را تحت عنوان ” اعضای شورای ملی مقاومت” به خورد مردم ایران و دولتمردان خارجی بدهد.

طی سال های گذشته، جداشدگان این واقعیت را برای مردم آشکار نمودند که همه این افراد تنها به دنبال منافع شخصی هستند و حضورشان در شورای رجوی جز برای پر کردن جیب نیست، اما امروز این خود رجوی است که اذعان می کند این افراد جز کاسب کارانی حقیر که حقیقت را به بهایی نازل فروخته اند نیستند.

اگرچه آقای کریم قصیم تا سه سال قبل جداشدگان منتقد فرقه را با شدت تمام می کوبید و برای دفاع از مریم قجرعضدانلو رگ گردن بیرون می زد، اما امروز با فاصله گرفتن از این باند تبهکار شاهد چهره اصلی رجوی است که به هیچ منتقد و مخالفی رحم نمی کند و برای کوچکترین انتقادی، چنگ و ناخن (و سلاح) نشان می دهد و با این کار عملاً بر نمایش “راه حل سوم” مریم قجرعضدانلو و “شیوه های دمکراتیک” او لگد می زند و خوی تروریستی خویشتن را در معرض تماشا می گذارد و اثبات می کند که جداشدگان بدرستی ایشان را در مورد بازی های دمکراتیک در عرصه سیاسی متهم به دغلکاری نموده و آنرا یک حرکت سیاسی جهت برون رفت از لیست تروریستی برخواندند که امروز صحت آن بر همگان آشکار شده است.

در هر صورت، چنانکه در متن بیانیه مشاهده می شود، وی اسماعیل وفایغمایی و سایت “دریچه زرد” ایشان را به “سرویس های رژیم” پیوند زده و در مورد “طلاق های اجباری و مرگ های مشکوک” به دروغگویی متهم کرده است. باید پرسید به فرض که ایشان به دستور و خواست سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی این واقعیت های تلخ را بیان نموده باشد، با صدها جداشده که تأیید کننده این واقعیت تلخ هستند چه می کنید؟ با هزاران عضو فرقه خود که گروه گروه دارند از شما فاصله می گیرند چکار می کنید؟ آیا مرگ های مشکوک و طلاق های اجباری را اولین بار آقای یغمایی افشا کرد که امروز می خواهید با تهمت و تهدید آنرا نفی کنید؟

عجبا که نوشته اید یغمایی با این زن انگلیسی که از او شناختی نداشت طرح دوستی ریخت و ازدواج کرد… مگر شما در سلسله “ازدواج های اجباری” سال ۱۳۶۷، آدم ها را با شناخت از هم به ازدواج یکدیگر در می آوردید؟ مگر همه ازدواج ها با دستور و خواست تشکیلات و به اجبار نبود؟ چطور دو نفر در کشورهای غربی می توانند بدون شناخت از همدیگر دوستی کرده و با همان عدم شناخت که ادعا می کنید با یکدگر ازدواج کنند؟ شما آنقدر در تنگنای بحران های مختلف گرفتار شده اید که هر خزئبلاتی را علیه منتقدان به هم می بافید…

در گوشه دیگری از همین بیانیه گفته شده:

(((کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در قبال دعاوی رژیم و کاربرانش، موارد زیر را خاطرنشان می‌کند:

۱-اسماعیل یغمایی که اکنون در آستان بوسی و چاکری ولایت از اشعار و سروده‌های پیشین خود سراپا نادم شده و مدعی است که مجاهدین ”جیب زنی“ کرده‌اند، در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است که نمونه‌هایی از اسناد آن ضمیمه است.

۲-کریم قصیم و محمدرضا روحانی نیز که اکنون مدعی مجاهدین و همسنگر مداح منفور نظام، علیه مقاومت ایران شده‌اند، در مجموع یک میلیون و ۲۰۰هزار دلار از مجاهدین گرفته‌اند که آخرین دریافت آنها ماه می‌۲۰۱۳ (قبل از استعفای ۵ژوئن ۲۰۱۳) بوده است. مبلغ واقعی البته با محاسبه هزینه‌های مجاهدین برای سفرها و چاپ کتاب و کمترین کاری که این دو برای شورا کرده باشند، بسیار بیشتر است. اینهم که هزینه‌هایی که سه دهه توسط مجاهدین تأمین می‌شد، اکنون چگونه و با چه ما به‌ازایی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه‌ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود که در حقیقت دسترنج و پول خون رزمندگان آزادی مردم ایران است.)))

از رجوی باید پرسید شما به چه حقی دسترنج و پول خون قربانیان فرقه خود را طی ده ها سال به جیب شورایی ها ریخته اید؟ به چه دلیل ده ها نفر باید به اسم حضور در شورای دست ساز شما پول های هنگفت به جیب زده و در کشورهای غربی به سیر و سیاحت بپردازند و تنها وظیفه آنها امضا کردن پای بیانیه های شما باشد؟ مگر فرقه شما گداخانه و یا خیریه بود که هرکسی نیازمند وام، پول توجیبی و درمان بود بدان مراجعه کند؟ چرا این بودجه ها را صرف بیماران اشرف و لیبرتی نکردی که امروز بدلیل حاد شدن بیماری دچار مرگ و میر نشوند؟

مگر هیاهوی تبلیغی علیه جداشدگان براه نینداختید که یک میلیون دلار برای ساکنان “تیف” هزینه کرده اید تا به آنها کمک مالی! بدهید؟ پس چرا برای دو تن از اعضای شورای صوری خود یک قلم یک میلیون و دویست هزار دلار خرج کرده اید و هیچ هیاهویی تا زمان استعفای ایشان در میان نبود؟ از همین الان بگویید برای مهدی سامع، زینت میرهاشمی، منوچهر هزارخانی، امیر آرام، محمد شمس، مسلم اسکندر فیلابی، پرویز خزائی، عزیز پاکنژاد و دیگر اعضای شورا چند میلیون دلار هزینه کرده اید و ماهانه چقدر از دسترنج و خون قربانیان فرقه را به کام آنان ریخته اید که در اروپا و آمریکا به تفریح مشغول باشند؟ شما به عمد این اسناد را رو کرده اید تا افسار دیگر اعضای شورا محکم تر شده و به طور غیر مستقیم تهدید شوند که اگر کوچکترین خطایی از آنان علیه شما سر بزند همه فیش های مالی آنها را افشا خواهید کرد.

واقعیت این است که بازی های موش و گربه آقایان یغمایی، قصیم و روحانی با رجوی طی چند سال گذشته او را جری تر ساخته تا حمله را شدیدتر کند. اگر این آقایان در این سه سال چند قلم از جنایت ها و خیانت های جدی رجوی و دیگر اعضای شورا را افشا نموده و با بهانه اینکه فلان افشاگری به نفع جمهوری اسلامی خواهد شد، خود را نفریفته بودند، رجوی ترسوتر از آن بود که بخواهد زیر نقاب فیش مالی به آنان حمله کند. بارها به این آقایان هشدار دادیم که کجدار و مریز نمی توان با رجوی بازی کرد اما متأسفانه در این بازی خود را سرگرم کردند تا شاید رجوی را به ملایمت با خود وادار کنند غافل از اینکه وی یک مرز سرخ دارد و آن انتقاد شدن است. مهم نیست این انتقاد سطحی باشد یا اساسی، چون در هرحال طرف مقابل را دشمن خواهد انگاشت. اما انتقادات سطحی و صوری به جری تر کردن وی خواهد انجامید. اینک مشخص می گردد که چرا برخی از اعضای شورا با وجود جدایی از رجوی همچنان سکوت پیشه کرده و جمله ای از آنچه در شورا گذشت بر زبان نمی آورند. جای تأسف است که آقا و خانم متین دفتری در این سالیان سکوت کردند و اجازه دادند رجوی ها هر روز بیش از پیش در این فضا به جنایت ها و خیانت خود ادامه دهند.

اینکه آقای یغمایی بعد از یک عمر حمد و ثنای مریم و مسعود اینگونه مورد “مرحمت!” قرار می گیرد جای شگفت نیست، اما رجوی نمی گوید اگر به اعضای شورا که در دنیای آزاد زندگی کرده و یک روز هم در اسارت فرقه نبوده اند و حساب های بانکی آنان همیشه دایر بوده اینگونه حاتم بخشی کرده است، چطور کسی که سال ها در داخل تشکل مافیایی ایشان از همه چیز خود دست کشیده نباید در صورت خروج از مناسبات مورد حمایت مالی قرار گیرد تا بتواند زندگی از دست رفته خود را سر و سامان بدهد؟ ضد انسانی ترین اقدام در این جریان، نه حمله به قصیم و روحانی، که حمله و رو کردن سند برای چند دلار هزینه زندگی یغمایی می باشد که سال ها از عمر خود را در مناسبات مجاهدین از دست داده و لاجرم وظیفه سران فرقه بود که زندگی او را تأمین نمایند و این هزینه ها نه از جیب مسعود و مریم که حاصل بخش اندکی از عمر تلف شده یغمایی (که به شکل دلار به رهبری فرقه رسید) می باشد که رجوی ها از یغمایی به یغما برده اند. البته در ابتدا اشاره شد که مسعود رجوی پیش از این نیز بر سر برخی جداشدگان که چند دلار در جیبشان نهاده شده بود منت گذاشت که یک میلیون دلار برایشان هزینه کرده است!. او یادش رفته یک میلیون دلار یک هزارم بیگاری هایی که آنان طی ده ها سال کشیده بودند هم نیست و قطره ناچیزی از صدها میلیون دلاری است که صدام حسین به اسم اعضای فرقه بدیشان داد.

این قضیه، ضمن رسوایی برای رجوی و افشا شدن مسائل پشت پرده شورای دستساز ایشان، پند بزرگی برای بازماندگان شورای افلیج رجوی است تا در آن سرنوشت محتوم خود را مشاهده کنند. بی تردید روزی همگی آنان باید در پیشگاه ملت ایران حساب شراکت در جنایت و خیانت رجوی را پس دهند.

حامد صرافپور

۶ بهمن ۱۳۹۳

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

***

همچنین:

تبعیض کینه توزانه مریم و مسعود رجوی در رابطه با قربانیان «از مهین افضلی ها تا میرزا آقا پاک نیت»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  همانطور که در متن خبر دیده می شود، مریم قجر بزعم خود این پیرمرد را (با بغض و کینه عجیب) تحقیر و بعد از ۲۶ سال بیگاری کشیدن، به “همکاری با مزدوران و پاسداران” متهم کرده و با “منت گذاری” مدعی شده که بعد از “گریختن” وی به ترکیه و درخواست “پناهندگی اش از مجاهدین!”، او را “به ع�

انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای یغمایی گرامی! باید بگویم که متأسفانه شما همچنان در اسارت ذهنی “تشکل مافیایی-تروریستی” رجوی قرار دارید. هرچند تصور می کنید از این فرقه رها گشته اید اما به شدیدترین وجه زنجیری نامرئی برپای خویشتن داشته و همچنان خود را اسیر “ابهت” رجوی می دانید. حکایت موضعگیری ها

حمله مستأصلانه رجوی به منتقدان همزمان با درخواست سلاح

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای تقی پور از اعضای قدیمی و مسئول سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) می باشد که دو تن از اعضای نزدیک خانواده ایشان عضو “شورای رهبری” است. اما رجوی جرأت نکرده به این مسئله اشاره کند و در عوض تا توانسته برای وی سند و مدرک جعلی تولید نموده تا ایشان را تحقیر کرده و یک شخصیت بریده

پرده برداری از خوی تروریستی رجوی

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسمحامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  شعار امروز سایت شما جز اینکه خوی تروریستی و هدف شوم شما برای قتل عام بازماندگان اشرف و لیبرتی را به نمایش می گذارد، چه معنایی دارد؟ به چه علت دیروز درخواست بازپسگیری سلاح می کردید و امروز شعار مسل