دو واکنش دیگر به برنامه شرم آور پرگار بی بی سی (معرفی برادر مجاهدخلق شارلاتان مجید رفیع زاده بعنوان “مستقل!” بدون پرسش حتی یک سوال؟!)ا

دو واکنش دیگر به برنامه شرم آور پرگار بی بی سی (معرفی برادر مجاهدخلق شارلاتان مجید رفیع زاده بعنوان “مستقل!” بدون پرسش حتی یک سوال؟!)ا

Saudi_Arabia_Mojahedin_Khalq_Terrorismادوراد ترمادو و مزدا پارسی، آلمان و ایران، نوزدهم سپتامبر 2018:… بسیاری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق معتقدند که می توانستند پاسخ های بهتری در مقابل رفیع زاده داشته باشند اما به نظر می رسد که عدم حضور قربانیان مجاهدین خلق در این برنامه به قوت آن افزوده است چراکه جدا شدگانی که به افشاگری درباره مناسبات درونی مجاهدین خلق … 

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

آریو بررزن پیروزنیا: شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست
(نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا 

دو  واکنش دیگر به برنامه شرم آور پرگار بی بی سی (معرفی برادر مجاهدخلق شارلاتان مجید رفیع زاده بعنوان “مستقل!” بدون پرسش حتی یک سوال؟!)

1- آیا سازمان مجاهدین در ایران وزنی دارد؟

ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، نوزدهم سپتامبر 2018
لینک به منبع

وبلاگ ادوراد،18/09/2018

همین موضوع در برنامه پرگار بی بی سی مورد بحث قرار گرفت،اما با شرکت تنها دو تن که یکی خانم محترم ملیحه محمدی تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار مستقل و دیگری آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که در واقع نقش کسی را ایفا می کرد که سینه زن همان سازمان مجاهدین یا فرقه رجوی بود، شخصآ برعکس دیگر دوستانم انتقادی به مجری برنامه ندارم اما به حق می توان گفت که جای یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین یا همان فرقه مزدور رجوی در این برنامه خالی بود و برنامه پرگار با نبود یکی از اعضای سابق و منتقد سازمان مجاهدین هم حق مردم ایران را زیر پا گذاشت و هم حق هزاران تن از کسانی که بهترین دوران جوانی خود را در تشکیلات استالینی مجاهدین تلف کرده اند.

در پرسش و پاسخی که مابین مجری برنامه آقای کریمی و شرکت کنندگاه صورت گرفت بوضوع پیدا بود که خانم ملیحه محمدی اطلاعات قدیمی و کمی در مورد سازمان مجاهدین دارند با توجه به اینکه ایشان تمام تلاش خود را جهت افشای چهره مجاهدین انجام دادند و واقعیت های زیادی را هم بیان نمودند اما اطلاعات ایشان کم و قدیمی بود، با این حال شخصآ به عنوان یکی از اعضای سابق فرقه مجاهدین و یکی از منتقدین فرقه از ایشان تشکر می کنم و به ایشان توصیه می کنم برای شناخت بهتر فرقه رجوی و برای تکمیل اطلاعات خودشان بهتر که تماس خود را با اعضای جدا شده در اروپا محکم تر کرده تا در مورد فرقه رجوی بروزتر شوند.

اما آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که دائم از تحقیقات خود در رابطه با مجاهدین دم می زد، اما حتی اشاره ای هم به شیوه تحقیقات خود ننمود باید بپرسم که شما به عنوان مشاور نشریه مطالعات هاروارد درمحل کار خود در دیگر زمینه ها هم به همین شکل مشاوره می دهید و تحقیق می کنید؟

اگر اینطور است آن نشریه هاروارد هم بایستی با مشاوره شما بی محتوا باشد،چون سخنان شما در برنامه پرگار هم جنبدارانه بود و هم بی پایه و اساس، معمولآ افرادی که در مورد موضوعی تحقیق می کنند هم با موافق و هم با مخالف جریان تماس می گیرند تا بتوانند از توضیحات هر دو طرف به نتیجه درستی دست پیدا کنند، اما شما تنها به تحقیقاتی بسنده کردید که به قول خودتان با اعضا و فرماندهان مزدور مجاهدین صحبت کرده اید، خوب طبیعتآ هیچ ماست فروشی نیست که بگویید ماست من ترش است.

آقای رفیع زاده برای شما هم توصیه ای دوستانه دارم آنهم اینکه جهت تکمیل تحقیقات خود سری به یوتیوب زده و فیلمی را که توسط نه ماها بلکه استخبارات عراق در حین معامله ننگین بین ژنرال حبوش رئیس وقت استخبارات صدام و رجوی و دارودسته اش انجام می شود تماشا کنید که البته می دانم که فیلم مزبور را دیده اید و بعد صحبت از خرج های میلیونی مجاهدین نمایید، پولهائی را که مجاهدین خرج تجمعات خود در پاریس می کنند و گویا ترکشش به جیب جنابعالی هم خورده خرج های نیست که با کمک های دوقران دهشاهی مردمی تآمین شود خودتان حتمآ تحقیق کرده اید و می دانید که تنها برای چند دقدقه سخنرانی جمهوری خواهان پیرو کفتارهای جنگ طلب امریکائی هر کدام حداقل پنجاه هزار دلار پرداخت می شود طبعآ چنین اشخاصی در هتل های ایبس ارزان قیمت هم اقامت نمی کنند و هتل های چندین و چند ستاره برایشان مهیا میشود لطفآ تا یادم نرفته یک تحقیقی هم در مورد آن بنیادی که درانگلستان تحت نام کمک به کودکان پولشوئی می کرد و تعطیل شد انجام بدهید.

مجاهدین در روزهای ابتدائی انقلاب وزن داشتند، اما با سیاست های اشتباه و با تندروی های آقای رجوی از وزنش کاسته شد و به پایان رسید، در واقع بایستی برای اینکه بهتر فهم کنید گفت مجاهدین ریق مرگ را خیلی وقت پیش سرکشیده اند و نه تنها با حضور فردی مثل شما که مشخصآ مجاهدین هوای جیب شما را دارند در برنامه ای مثل پرگار و پرگارها که با بولتون ها و جولیانی های جیب بر هم در ایران وزنی بدست نخواهند آورد،چرا؟ چون این جماعت خبیث در برابر تاریخ و مردم ایران امتحان خود را پس داده اند و مردم ایران علیرقم مشکلاتی که با نظام دارند چند برابر بیشتر با این سازمان و فرقه مشکل دارند و از این جماعتی که زمانی ارتش دوم صدام را تشکیل دادند آنهم در زمان جنگ متنفر و بیزار هستند،شما می فرمایید نمی توان نظر سنجی کرد؟ من راهش را یادتان می دهم، خودتان شخصآ اقدام کنید و در همین یوتیوب یک عکس از رجوی ها قرار دهید و یک تیتر خوب هم بنویسید، دو روز بعد سری بزنید و ببینید با چه کلمات رکیکی در رابطه با آنان روبرو می شوید، این را هم به تحقیقات نازنین خود اضافه کنید آنوقت سواد مجاهدشناسی خودتان بالا می رود و از این چرند بافی دست بر می دارید، راستی آقای محقق شما در درون تشکیلات مجاهدین بوده اید؟ شما در قرارگاه اشرف بوده اید؟ آیا مجاهدین شما را مانند هزاران نفر از اعضای خود وادار به طلاق از همسرتان کرده اند؟ آیا شما از نشست های موسوم به انقلاب ائدولوژیک شان که خرد کننده شخصیت انسانی است خبر دارید؟ آیا از برخورد های فیزیکی و تحقیر کردن اعضا در جمع چند ده نفره در نشست های مسخره حوض خبر دارید؟ و هزاران موارد دیگر…… پس لطفآ تحقیق کنید، امیدوارم که پس از تحقیقاتتان دوباره مزخرف نبافید.

2- میزگردی برای پاسخ به بدیهیات: «مجاهدین خلق چه وزنی دارند؟»

توسط انجمن نجات مرکز فارس در 26 شهریور 1397
لینک به منبع

برنامه شنبه شب پرگار در شبکه بی بی سی با عنوان «مجاهدین خلق چه وزنی دارند؟» با آنکه سعی می کند به سوالی بدیهی درباره تشکیلات مجاهدین خلق بپردازد اما فرصت مناسبی را به بیننده ها می دهد تا بار دیگر با واقعیت مجاهدین خلق، سوابق آن و همچنین شرایط فعلی آن در مناسبات اجتماعی و سیاسی امروز ایران مواجه شوند.

مطابق رسم معمول این برنامه چالشی، مهمان های برنامه از میان دو طیف موافق و مخالف مجاهدین خلق انتخاب شدند. مجید رفیع زاده با عنوان «تحلیل گر سیاسی  و مشاور نشریه بین الملل هاروارد» و ملیحه محمدی با عنوان «تحلیل گر سیاسی و روزنامه نگار مستقل» در این برنامه به شرح دیدگاه های خود در باره میزان نفوذ مجاهدین خلق در جامعه امروز ایران می پردازند.

با جستجویی کوتاه در گوگل می توان دریافت که داریوش کریمی مجری برنامه تعمدا عنوان «مستقل» را برای مجید رفیع زاده به کار نمی برد چراکه او نسبت بسیار نزدیکی با مجاهدین خلق دارد؛ در بسیاری از مقالات خود در برخی نشریات –که اغلب تنها در رسانه های مجاهدین خلق بازنشر می شوند– از اهداف این گروه دفاع می کند و سعی می کند شورای ملی مقاومت را جایگزین مناسبی برای جمهوری اسلامی معرفی کند که از حمایت جمع کثیری از سیاستمداران آمریکایی ست و چنانچه خود اذعان می کند سال گذشته در گردهمایی های مجاهدین خلق شرکت کرده است.

در سوی دیگر این مباحثه ملیحه محمدی دعوت شده است که در سوابقش نه قرابتی با مجاهدین خلق و نه جمهوری اسلامی دیده می شود. درحالی که بسیاری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق معتقدند که می توانستند پاسخ های بهتری در مقابل رفیع زاده داشته باشند اما به نظر می رسد که عدم حضور قربانیان مجاهدین خلق در این برنامه به قوت آن افزوده است چراکه جدا شدگانی که به افشاگری درباره مناسبات درونی مجاهدین خلق پرداخته اند، همواره از سوی مجاهدین خلق برچسب مزدوری جمهوری اسلامی خورده اند.

ملیحه محمدی در جایگاه روزنامه نگاری مستقل و تحلیل گری بی طرف که بخشی از حیات سیاسی و حرفه ای خود را در مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران گذرانده و بسیاری از پدیده های اجتماعی و سیاسی را خود درک کرده است، شاید گزینه بهتری باشد برای رسیدن به پاسخ بدیهی موضوع برنامه که مجاهدین خلق در ایران نفوذی ندارند.

مجید رفیع زاده که متولد 1980 و دارای تبار سوری- ایرانی ست، در رسانه های مجاهدین خلق به عنوان “دانشمند سیاسی” معرفی می شود! وی که نسبت به ملیحه محمدی که عمری را در میانه جنگ شهری و ترور های مجاهدین خلق در قبل و بعد از انقلاب گذرانده است، از مجاهدین خلق همان را می داند که رسانه های مجاهدین خلق می گویند. او تمام مباحثی که درباره مجاهدین خلق عنوان می کند را مبتنی بر تحقیقاتی که خود انجام داده است، می داند و دائما ادعا می کند که در مصاحبه هایش با اعضای مجاهدین خلق و تحقیقاتی که انجام داده است به این یافته ها رسیده است.

او به هیچ عنوان نمی گوید که مسئله و هدف تحقیقش چه بوده است اما اینکه در تحقیقاتش حتی با یک نفر از افراد جدا شده از مجاهدین خلق مصاحبه نکرده است و یا حتی یک بار به ذهنش نرسیده است که از تشکیلات بپرسد «مسعود رجوی کجاست؟» نشان می دهد که تحقیقات به اصطلاح علمی او تا چه حد فاقد روایی و پایایی است. در پاسخ به پرسش داریوش کریمی درباره کجایی مسعود رجوی به سادگی می گوید: « نمی دانم . از خودشان بپرسید.»

رفیع زاده معتقد است که مجاهدین خلق در ایران امروز نفوذ دارد و برای این ادعایش دلایلی را مطرح می کند. به باور او چون مجاهدین در میان همه طیف های سیاسی آمریکایی مدافع دارد، پول و سازمان دهی دارد، پس در ایران نفوذ دارد. و معلوم نمی کند که طیف های سیاسی آمریکا چه ارتباطی با جامعه ایران دارند و وقتی که مورد پرسش قرار می گیرد با عقب نشینی از موضعش ادعا می کند که چون نظر سنجی انجام نشده نمی داند که آیا مجاهدین خلق در ایران نفوذ دارند یا ندارند. ملیحه محمدی اما معتقد است که سابقه تاریخی و ذهنیت شناخته شده هر ملتی معین می کند که به صورت کلی چه گرایش هایی دارند و چنانکه مصدق قهرمان ملی ایرانیان محسوب می شود، مجاهدین خلق به دلیل همکاری با صدام حسین و جنگ های شهری و چریکی، «ذهنیت آزار دهنده ای» برای ایرانیان ایجاد می کند. به باور او نشانه های انتخاب مردم ایران در رفتار های اجتماعی آن ها دیده می شود به طوریکه در اعتراضات اخیر نامی از مجاهدین دیده نمی شود. رفیع زاده البته معتقد است که مردم نمی توانند نامی از مجاهدین خلق بیاورند چون برای آن ها خطر اعدام در پی دارد اما نمی گوید که چرا حتی در شبکه های اجتماعی –که فضا برای ابراز عقیده آزادانه بسیار بازتر از کوچه و خیابان است— باز هم اثری ازحمایت مردمی گسترده برای مجاهدین خلق نیست.

رفیع زاده به راحتی پرده بر حقایقی چون عملیات فروغ جاویدان و همکاری های رجوی با صدام می کشد و با تخفیف دادن مطالبات نسل امروز به آب و آن ادعا می کند که برای جوانان نسل امروز چه اهمیتی دارد که در سال های جنگ چه گذشته است! او به سادگی حافظه تاریخی ایرانیان را نادیده می گیرد و آن ها را مردمی می پندارد که تنها دغدغه نان دارند و برای رسیدن به آن به هر ابزاری فارغ از آنکه سابقه و ماهیتش چه باشد دست میازند.

محمدی اما معتقد است که مردم ایران به لحاظ سیاسی بسیار کنجکاو هستند و از همین رو به شدت اهل رسانه هستند و حتی رویکرد مقامات آمریکایی را درباره ایران به خوبی می شناسند. حتی داریوش کریمی خود اذعان می کند که کسانی چون جان بولتون و رودی جولیانی که از مدافعان سرسخت مجاهدین خلق هستند در ایران محبوب نیستند چون افرادی جنگ طلب محسوب می شوند. محمدی همچنین اشاره می کند که مردم ایران با هرگرایش سیاسی برای کشته شدگان جنگ ایران و عراق احترام قائل هستند و از جنگ طلبان رویگردانند.

با این حال، رفیع زاده به راحتی ادعا می کند که بولتون و جیولیانی و امثالهم به دنبال جنگ با ایران نبوده اند. ایشان که «دانشمند» علوم سیاسی است، بعید است که جمله معروف جان بولتون در مطلبی که پس از توافق هسته ای با ایران در نیوریورک تایمز نوشت، را مطالعه نکرده باشد: «برای متوقف کردن بمب ایران، بر ایران بمب بیندازید».بعلاوه، در 23 مارس 2018 پس از آنکه جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی دانلد ترامپ انتخاب شد، گاردین در مقاله ای یاد آور شد که جان بولتون این قبیل جملات را بارها در رسانه های مطبوعاتی و تلویزیونی علیه ایران، تکرار کرده است.همچنین، جمله معروف سناتور تازه درگذشته، جان مک کین که در سخنرانی تبلیغاتی خود درزمان کاندیداتوری اش برای ریاست جمهوری آمریکا درپاسخ به سوال شهروندی که درباره سياست وی در قبال ايران پرسيد، گفت:«ترانه قديمی بيچ بويز را شنيده ايد که می گويد ايران را بمباران کنيم؟» و در ادامه زير لب بخشی از ترانه تغيير شکل يافته گروه قديمی بيچ بويز را اجرا کرد و خواند: «بمب، بمب، بمب، بزن بريم ايران رو بمبارون کنیم…» او بعد ها میهمان مریم رجوی در آلبانی شد. پس از مرگش پیام های تسلیت در رسانه های مجاهدین خلق  و مدح و ثنای علی رضا جعفرزاده نماینده مجاهدین خلق درآمریکا و شرکت در مراسم یادبودش، همه نشانه ی همراهی مجاهدین خلق با جنگ طالبان بود.

وقتی که ملیحه محمدی از رفیع زاده درباره منابع مالی مجاهدین خلق سوال می کند، او ادعا می کند که هیچ سندی مبنی بر حمایت خارجی از دولت های آمریکا و اسرائیل و روسیه برای کمک مالی به مجاهدین خلق نیافته است و منابع مالی مجاهدین خلق را هواداران تامین می کنند. به ادعای او هواداران هفتاد تا هشتاد درصد درآمد خود رادر اختیار تشکیلات قرار می دهند. در این مورد به خصوص باید گفت که اگر ایشان بتوان تمایزی میان هوادار و اعضا قائل شود قطعا سخنی بجا گفته است. بله اعضای داخلی سازمان به شهادت جدا شدگان همه درآمد خود –نه هفتاد یا هشتاد درصد– را در اختیار تشکیلات قرار می دهند. اعضا اساسا بدون کسب دستمزد برای تشکیلات کار می کنند و با انواع فعالیت های تجاری و پولشویی سرمایه تشکیلات را بیشتر می کنند. کسانی که رفیع زاده با عنوان اساتید دانشگاه و تجار و باحجابان و بی حجابان… از آنها یاد می کند، درواقع سمپات ها یا هواداران مجاهدین خلق هستند که به نوعی با سیستم تشکیلاتی این گروه ارتباط دارند –که چرایی و چگونگی این ارتباط خود بحث مفصلی را می طلبد– اما از اعضا محسوب نمی شوند. رفیع زاده که خود را محقق می داند چرا هیچ اطلاعاتی از چند و چون روابط در درون قرارگاه مجاهدین خلق در آلبانی نمی هد و حتی جایی که مجری برنامه ظن کیش بودن این تشکیلات را عنوان می کند، ایشان به فرافکنی می پردازد و سخن از هواداران به میان می آورد. تناقض گویی ها و ادعا های او درباره سازو کار پول رسانی خانواده ها و هواداران به مجاهدین خلق چنان بی اساس و بر پایه حدس و گمان است که مخاطب تردید می کند که او واقعا به عنوان تحلیلگر سیاسی و شخصیتی دانشگاهی به این برنامه دعوت شده است.

درباره کمک های مالی صدام حسین به مجاهدین خلق فیلمی مستند وجود دارد که پس از سقوط صدام از استخبارات حکومت بعث، بدست آمد و عباس داوری نماینده مسعود رجوی را در حال دریافت بسته های دلار از ماموران استخبارات عراق نشان می دهد. همچنین درمنابع مختلف از جمله کتاب آنتونی کوردزمن با عنوان «سلاح های کشتار جمعی ایران، تولد رقابت هسته ای در منطقه؟» آمده است که «مجاهدین خلق بین سال های 1999 تا 2003 از محل یارانه های برنامه نفت در برابر غذا میلیون ها دلار از صدام حسین دریافت کردند» و «فیلم هایی وجود دارد که نشان می دهد صدام حسین چمدان های پر از پول به مجاهدین خلق می دهد».

ملیحه محمدی معتقد است که مردم ایران درباره حقایق تارخی شفاف هستند و نمی توانند این حجم از عدم شفافیت و تغییر نگرش و رویکرد در مجاهدین خلق را بپذیرند. او یادآوری می کند که چگونه کسانی که روزی در ادبیات مجاهدین خلق، «امرای فاسد عرب» و «امپریالیسم » امریکا خوانده می شدند، تبدیل به متحدین این تشکیلات شدند. او از رفیع زاده می پرسد که چرا مجاهدین هیچ گاه پاسخ گوی جداشده ها نبودند و آیا این سازمان همان سازمان بدیع زادگان و حنیف نژاد است و پاسخ رفیع نزاد همواره این است که هدف مجاهدین خلق در چهل سال گذشته تغییر نکرده است و همواره به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است.

رفیع زاده نمی گوید که وسیله مجاهدین خلق برای رسیدن به هدف دائما در حال تغییر بوده است. روزی این وسیله اسلحه و منابع مالی اهدایی صدام حسین و روزی حمایت های سیاست مداران عرب و اروپایی و آمریکایی، بوده است. شاید جمله معروف «هدف وسیله را توجیه می کند» به ذهن مجری و دیگر مهمان برنامه نرسید، اما کلیت مباحث این برنامه به سادگی این جمله را درباره توصیف مجاهدین خلق به ذهن متبادر می کرد.

مزدا پارسی

*** 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

عربستان سعودی مجاهدین خلق فرقه رجوی توی تروریسمSaudi Arabia Secretly Sent Truckloads of Gold and Rolex Watches to the Iranian MEK (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult …)MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MSNBC_Massoud_KhodabandehMassoud khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult.

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشSaudi Arabia’s ambivalent relationship to terrorism

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33534

انتقادها به پخش اکاذیب “برادر مجاهد مجید رفیع زاده” در برنامه پرگار داریوش کریمی (نامه هایی در تقبیح ماست مالی جنایات ضد بشری مجاهدین رجوی)ا 

Majid_Rafizadeh_Mojahedin_Khalq_Saddam_Army_MEK_Terrorists_USAسایتهای مختلف، پاریس، شیراز، کلن آلمان … هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… جناب آقای رفیع زاده صحبت بر سر شفافیت و مسائل مالی سازمان شد. شما دقیقا همان جمله کلیشه ای که بما هم سالیان سال در سازمان گفته میشد که هواداران ازداخل برای سازمان پول حواله میکنند و … را تحویل مجری برنامه دادید . راستش هم خنده ام گرفته بود هم این سوال … 

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا درمقابل اقتدای رجویه به جان مک کین ، دیگران چه مطرح میکنند!ا

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

آریو بررزن پیروزنیا: شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست
(نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا 

انجمن نجات، مرکز فارس، شیراز، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸:
لینک به منبع

در پاسخ به مجید رفیع زاده ….

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۶ شهریور ۱۳۹۷

روز گذشته تلوزیون فارسی بی بی سی در برنامه پرگار مصاحبه ای را ترتیب داده بود با خانم ملیحه محمدی و آقای مجید رفیع زاده. لازم دانستم که بعضی نکات را برای عموم بینندگان آن برنامه و  خصوصا جهت اطلاع ایشان  یا بعنوان سوال از آقای رفیع زاده داشته باشم.

ایشان که از شیوه صحبت کردنش  بخوبی مشهود بود از مواجب بگیران فرقه مجاهدین شده است و توسط افراد این فرقه توجیه میشود٬  یا خودش را واقعا  به ساده لوحی در صحبتها یا موضوعاتی که مطرح میشد زده بود یا که دیگر باید گفت که عقل ناقصی دارد و بر خلاف تمامی تحصیلات و عناوینی که باخود یدک میکشد هیچ آگاهی و قدرت تحقیق و تشخیص درست از غلط را ندارد! خطاب به ایشان میپرسم جناب آقای رفیع زاده که هرچه بشما در این مصاحبه گفته میشد میگفتی چیز اثبات نشده است آیا سالیان سال جنگیدن نیروهای مجاهدین هم دوش با نیروهای ارتش صدام علیه ایران وجوانان ایرانی و هم پیمان شدن این گروه با صدام یعنی دشمن ترین دشمن مردم ایران  هم هنوز برای شما اثبات نشده است؟! آیا اینهمه سال شستشوی مغزی که توسط مسئولین سازمان خصوصا شخص مریم ومسعود رجوی در نشستهای باصطلاح انقلاب ایدئولوژیک هم که توسط صدها تن از نیروهای جدا شده از این سازمان٬  افشا شده است هم هنوز برای شما اثبات نشده است؟ آیا مجبور کردن نیروهایشان به بیان خصوصی ترین تناقضات جنسی و  فکری و ذهنی شان در جمع که توسط تمامی جداشدگان تاکید شده بود هم هنوز برای شما اثبات نشده است؟ چطور اینگونه تصور میکنید که نسل کنونی جامعه ایران کاری به کار آرمانها و ایدئولوژی حنیف نژاد و مهدی رضایی و بدیع زادگان و خیابانی ها ندارد و اصلا آنها را فراموش کرده اند و فقط و فقط به مسائل اقتصادی درون جامعه اهمیت میدهند؟ شما چطور میتوانی به زبان بیآوری که فرقه رجوی به آزادی دین از سیاست اعتقاد درونی وقلبی دارد درصورتیکه حتی یکنفر در سازمان اگر ایدئولوژی آنها را قبول نمیداشت و خودش را صد روی صد وقف سازمان و مشخصا مسعود نمیکرد نمیتوانست به رده های بالاتر مسئولیت ارتقاء پیدا کند؟ چطور فکر میکنی که مجاهدین به آزادی عقیده و بیان و پوشش اعتقاد قلبی و درونی دارند که حتی یک زن در سازمان وارتش آن زمان اجازه نداشت که بدون روسری در سالن غذاخوری و محوطه یکانها ظاهر شود؟ آیا در تحقیقاتی که انجام دادید سرنخی از این هم بدست آوردید که اینهمه نفرات که قصد جداشدن از این سازمان را داشتندو یا همین الان هم دارند٬ با چه مجوزی به سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی محکوم میشدند  و در مواردی هم به حذف فیزیکی آنها منتهی میشد؟راستی جناب دکتر رفیع زاده که خیلی تحقیق کردید آیا در تحقیقات خودتان٬ اسمی هم از خروس آباد در قرارگاه اشرف شنیدی یا باز متاسفانه چیزی نشنیدی و چیزی اثبات نشد؟ خروس آباد یعنی جایی که خروس هم از شدت فشار و شکنجه تخم میگذارد!! یعنی که بچه هایی که با انقلاب پوشالی مریم رجوی مخالف بودند را انگ نفوذی رژیم میزدند و باین مکان منتقل میکردند. در آن مکان آنقدر توسط سپیده ابراهیمی و مهدی ابریشمچی و نریمان و …. شکنجه میشدند که یا بایستی به دروغ هم که شده اعتراف کنند که نفوذی هستند و یا بایستی بمیرند. اگر می مردند که تعدادی هم از بین رفتند که هیچ و اگر اعتراف میکردند که نفوذی هستند که با دست بازتری شکنجه میشدند. براستی آیا چیزی از این اتفاقات هم در سازمان برایت تعریف کرده اند؟!! راستی آقای رفیع زاده برای شخص شما که اینهمه تحقیق کرده ای سوال پیش نیآمده که چرا وقتی پدران ومادران سالخورده برای دیدن فرزندانشان از ایران به عراق وپشت درب قرارگاه اشرف آمده بودند٬ توسط مجاهدین با سنگ پذیرایی شدند و سر این افراد سالخورده که خواسته اس جز دیدن فرزندانشان بعد از سالیان سال را نداشتند؟!! یا که باز اینهمه اثبات نشده و شما چیزی مشاهده نکردید؟ اصلا چرا را به گذشته چند سال پیش برویم شما چیزی در مورد پدر و مادر سمیه که اکنون بیش از یکماه است که والدینش در آلبانی به هر دری زده اند که او را ملاقات کنند و بارها توسط اراذل و اوباش سازمان کتک خورده اند و کار به پلیس هم کشیده شده است هم چیزی نشنیده ای؟! این که دیگر هر روز توسط روزنامه های آلبانی تیتر میشود!آقای رفیع زاده در سازمانی که شما سنگ دمکراتیک بودنش را به سینه میزنی چرا هیچکس حق داشتن ارتباط حتی تلفنی و نامه ای با خانواده اش را نداشت و اگر کسی فقط دلش برای خانواده اش تنگ میشد٬ به بدترین توهین ها و تحقیر ها محکوم بود؟! چرا مسعود رجوی در نشستهای انقلاب سال ۱۳۶۸ رسما و علنا به همه نیروها گفت که شما بایستی فقط مرا دوست داشته باشید و هر عشقی بجز عشق بمن حرام و باطل است؟مسعودرجوی به چه حقی و با چه مجوزی به نیروهای خود دستور تشکیلاتی داد که اگر کسی خواست از ما جداشود٬ بایستی به قتل برسد و اصلا هم نگران بعدش نباشید. چرا که زندانهای اروپا از هتل چهار ستاره بهتر و مجهز تر است؟! راستی دکتر از رقص رهایی چه میدانی؟ آیا پای صحبت زنانی که توانسته اند از این فرقه جدا شوند و شاهد نشستهای رقص رهایی با مسعود رجوی بوده اند هم نشسته ای یا که برایت صرف نداشته وقتت را جایی تلف کنی که درآمدی نداشته باشد؟ در صحبتهایت گفتی که در اعتراضات دی ماه گذشته پوستر هایی از خانم رجوی هم دیده شده دکتر جان مرا یاد زمانی انداختی که در قرارگاه اشرف بودیم که بخشی در قسمت سیمای مجاهدین بود که مسئول مونتاژ همین کارها بود. یعنی بعضی از بچه ها که ای کاش اجازه داشتم اسامی شان هم میگفتم  که بخوبی به برنامه فتوشاپ مسلط بودند دور هم جمع می شدند و این کارها را انجام میدادند یا در بعضی از خیابانهای قرارگاه خودشان جوری فیلم میگرفتند که بیننده تصور کند که از داخل فرستاده شده است. پس لطفا از این داستانها برای ما تعریف نکن که ما خودمان آخر خط روزگاریم!

جناب آقای رفیع زاده صحبت بر سر شفافیت و مسائل مالی سازمان شد. شما دقیقا همان جمله کلیشه ای  که بما هم سالیان سال در سازمان گفته میشد که هواداران ازداخل برای سازمان پول حواله میکنند و … را تحویل مجری برنامه دادید . راستش هم خنده ام گرفته بود هم این سوال برایم پیش آمد که این بنده خدا یعنی تا این حد ساده و زودباور هست یا که ترجیح میده که اینگونه وانمود کند؟!   آقای محترم!  یک خانواده ۴ نفره برای یک مسافرت ده روزه داخل کشور و نه حتی خارج از کشور حداقل ۵ میلیون تومان پول لازم دارد٬ بعد مسائل مالی  سازمان مجاهدین سالیان سال در عراق و اکنون در آلبانی و فرانسه و … با پول کمک های مالی خانواده ها اداره و حل و فصل میشود؟! وضعیت حواله پول از داخل کشور به خارج به گونه ای شده است که حتی خانواده هایی که فرزندانشان در خارج کشور مشغول به تحصیل هستند دیگر قادر به فرستادن ارز نیستند و آنها مجبورند یا برای خرج تحصیل کار کنند و یا ترک تحصیل کرده و به کشور بازگردند٬ بعد جنابعالی مدعی هستی که مردم برای سازمان پول میفرستند؟! یک قلم پول دستی که آقای جولیانی و مک کین و بولتون برای حظور در خیمه شب بازیهای مجاهدین دریافت میکردند به گفته حتی روزنامه های امریکایی *البته اگر شما دیده باشی که احتمالا ندیده ای و اثبات نشده است* هر کدام ۵۰ هزار دلار است که به دلار حتی ده هزار تومان هر کدام برای هر میتینگ ۵۰۰ میلیون تومان یعنی سرجمع یک میلیارد و نیم دریافت میکرده اند بعد شما میگویی این خرج ها و این مخارج توسط هواداران تامین میشده و برای (مریم رجوی) فرستاده میشده است!!  آیا تصور میکنی که همه مردم مانند خود شما هستند که اینگونه مضخرفات را باور کنند؟! خدا را شکر فیلم ملاقات مسئولین سازمان که اگر اشتباه نکنم عباس داوری بود با مسئولین عراقی که چمدان پر پول را به آنها تحویل میدهد و مجاهدین بر سر پول بیشتر با طرف عراقی چانه میزنند هم موجود است و همه دیده اند.نکند که شما باز این مستند را هم ندیده ای و هنوز از نظر شما چیزی اثبات نشده است؟! جهت اطلاع خودت میگویم که مجاهدین از بانک های عراق با وانت پول بار میزدند و به مقر جلال زاده در بغداد برای امورات جاری سازمان  منتقل می کردند! بخشی از سهمیه فروش نفت عراق توسط شخص صدام برای مجاهدین که مجهز ترین نیروی تحت امرش بود اختصاص داده میشد و از حق هم نگذریم مسعود رجوی هم برای صدام سنگ تمام میگذاشت و هیچ کاری برایش دریغ نمیکرد. چه در دوران جنگ بوش پدر که ارتش عراق به کلی از بین رفته بود و این مجاهدین بودند که با تمام توان جلوی حمله مخالفین صدام راگرفتندو مانع رسیدنشان به بغداد شدند بطوریکه استاندار دیالی بعد از درگیری ها در حظور صدام رسما از نقش مجاهدین در ثبات عراق تقدیر کرد! راستی آقای رفیع زاده شما که مدافع مجاهدین شده ای آیا برای این سوال جوابی دارید که چرا تا قبل از سرنگونی رژیم بعثی عراق٬ مسعود همواره میگفت که تنها دوست و برادر ما صدام است و ما باو متحد استراتژیک هستیم ولی بلافاصله بعد از سرنگونی عراق٬ دستور آمد که در برخورد با امریکایی ها بگویید که ما ازاول هم با صدام مشکل داشتیم و او را دیکتاتور میدانستیم و ما با امریکا متحد استراتژیک هستیم؟ لطفا اگر تحقیقی در این زمینه کرده اید بما هم اطلاع دهید! آقای دکتر شما در صحبتهایتان گفتید که مجاهدین از پایگاه هواداری زیادی در داخل کشور برخوردارند و مثال زدید که مثلا آنها اینهمه خانواده دارند و خانواده های آنها با این گروه موافق و هوادار است.سوال از خود شما که این حرف را میزنی و خیلی به آمار و نظرسنجی علاقه داری آخرین باری که خود شما ایران و در بین مردم  بودی کی بود که متوجه شدی مردم ایران خیلی هوادار مجاهدین هستند؟ یا با چند خانواده مجاهدین برخورد داشتی که متوجه شدی خانواده های آنها باین گروه موافق هستند. اگر مایل بودی ده ها  و صدها خانواده را بشما معرفی کنم و خودت با آنها تماس بگیر و از دلشان باخبر شو! آنوقت متوجه خواهی شد که حتی خانواده های مجاهدین از دل وجانشان از این فرقه متنفر هستند و رهبران این گروه را لعنت و نفرین میکنند و تباهی عمر و زندگی عزیزانشان را در مسعود رجوی میدانند! آخر این تناقض را چگونه پاسخ میدهی که مجاهدین سر پدر و مادری که فقط برای دیدن فرزندنش به درب قرارگاه آنها مراجعه کرده را با سنگ میشکنند٬ بعد چطور این حرف را باور کرده ای که خانواده مجاهدین هوادار آنها بمانند ؟! خود شما خنده ات نمیگیرد از این استدلال!؟ مجاهدین حتی به نیروهای خود اجازه نمیدهند که با پدر و مادرشان یک تماس تلفنی بگیرند بعد بنظر شما اینها یک گروه فرقه ای با تفکرات عقب مانده ای و عشیره ای نیستند؟ اگر خود شما جناب رفیع زاده به مدت سی سال در مکانی نگاه داشته شوی بدون تلفن٬ نامه٬ اینترنت٬ تلوزیون٬ رادیو٬ روزی دو نوبت مجبور میبودی که در نشستهای معروف به عملیات جاری و غسل هفتگی شرکت کنی و هم یکانی هایت بخاطر داشتن تناقض فکری فحش بشنوی و …. آیا میتوانستی جان سالم بدر ببری؟ اگر شما را ازدیدن فرزندنت و خانواده ات بمدت سی سال منع میکردند و بشما میقبولاندند که این خانواده تو کانون فساد است و تو بایستی از خانواده ات متنفر باشی٬ آیا میتوانستی زنده بمانی؟! جناب دکتر من خانواده ای را میشناسم که ۴ تن از اعضاء درجه یک آنها در این سازمان بوده اند  و حتی شهید هم داده اند٬ اگر دوست داشتی بشما معرفی میکنم تا تحقیقاتت را روی آنها هم انجام دهی و با خانواده اش در ایران ارتباط داشته باشی بعد متوجه میشوی که خانواده های این سازمان تا کجا از این فرقه و بخصوص از رهبری آنها منزجر و متنفر هستند!!

ای کاش بجای خانم ملیحه محمدی کسی چون من طرف شما در آن مصاحبه قرار میگرفت. واقعا حیف!آنوقت یکی مثل شما بعید بود که بتواند  برای کسی چون من که تمام تنم جای زخم تیر و ترکش است و  بهترین سالیان نوجوانی و جوانیش را در این سازمان گذرانده بود٬ اینگونه از فرقه ای دفاع کند که  به اندازه سر سوزنی واقعیت ندارد و جز شعار و تظاهر و فریب چیزی در چنته اش نیست!

آقای رفیع زاده تا حالا در شرایطی گیر افتاده ای که آرزو کنی ای کاش زلزله بیاد تا بلکه شاید شرایط تغییر کند؟ آیا تاکنون آرزو کرده ای که ای کاش سخت ترین جنگ ها دربگیرد بلکه اتفاقی بیفتد و راهی برای در رفتن از جهنمی که در آن گیر کرده ای باز شود؟ آیا تا حالا خبر خودکشی نزدیکترین دوستت را که در اثر فشار روحی در سازمانی که جنابعالی  بدون ذره ای آگاهی و تحقیق٬ ازش دفاع میکنی٬ برایت آورده اند؟ من در تمامی شرایطی که نوشتم گیر کرده ام و همه را تجربه دارم و اینگونه اخبار تلخ را برای من آورده اند! کامران بیات  اهل کرمانشاه در انبار روغن لشکر ۹۱ با خوردن قرص سیانور خودکشی کرد. کریم پدرام اهل استان فارس با گذاشتن لوله سلاح زیر چانه اش در گشت شبانه و شلیک رگبار به زندگی خود پایان داد یا دخترک نوجوان بنام آلان محمدی که در برج نگهبانی قرارگاه اشرف با سلاح کلاشینکوف خود را از بین برد تا از اینهمه فشار تشکیلاتی رها شود!

آقای دکتر در صحبتهایتان گفتید که آمریکا خیلی سیستم بانکی قوی دارد و اگر مجاهدین از جایی پول میگرفتند حتما امریکا متوجه میشد٬ واقعا اینکه امریکا سیستم بانکی قوی دارد خیلی حرف درست و دقیقی است و منم با شما در این موضوع موافق هستم. حالا اگر احیانا امریکا نخواهد متوجه شود چکار باید کرد و چه کسی را باید دید؟  مثالی قدیمی است که میگوید کسی که خواب است را میتوان بیدار کرد ولی کسی که خودش را بخواب زده را هرگز نمیشود از خواب بیدار کرد!راستی شما در تحقیقاتتان این موضوع را دنبال نکردید که یکی دوسال پیش بود که سران سعودی برای تفریح به فرانسه رفته بودند و در خلال این سفر با سران مجاهدین هم ملاقاتی داشتند.* آیا احیانا این وسط پولی٬چیزی٬چک٬ قراردادی و … رد و بدل نشد یا کلا یک دید و بازدید ساده بود!!؟* آیا شما فکر نمیکنید که امریکا از این فرقه تروریستی بنام مجاهدین بعنوان اهرم فشار علیه رژیم ایران استفاده میکند و مجاهدین که تبهر خاصی در مزدوری دارند بخوبی این نقش را ایفا میکنند؟ آیا شما باین موضوع فکر نکرده اید که  امریکا هم همان کاری که صدام سالیان سال از مجاهدین میکشید ٬ را دارد از آنها میکشد؟ آیا فکر نمیکنید که منطقا آنها برای این خوش خدمتی انتظار مادی و اسکناسی دارند و این کاملا طبیعی است  در این اوضاع که  هم رژیم سعودی و هم امریکا رابطه بدی به ایران دارند٬ بهترین فرصت برای استفاده ابزاری از این گروه میباشد تا زمانی که تاریخ مصرف شان تمام شود؟

آقای ربیع زاده هم من میدانم و هم خود شما که در این اوضاع خراب اقتصادی برادر به برادر پولی قرض نیمدهد چه رسد که بخواهد کلا  و  بلاعوض باشد. پس بهتر است که سابقه خود را بیش از این خراب نکنید و بیخودی بروی اسب از پیش بازنده سرمایه گذاری نکنید!این حرفها که مردم برای ما پول میفرستند و فلانی در امریکا دکتره و وکیل و … باین پول ها نمیتوان یک موسسه خیریه را هم اداره کرد چه رسد به یک گروه تروریستی که ماهانه چند صد هزاردلار فقط بایستی رشوه و حق حساب به شخصیتهایی مثل بولتون وجولیانی و احیانا شخص جنابعالی بدهد. آقای ربیع زاده  دیگ آش مجاهدین٬ بیشتر از آنچه شما تصور میکنید ته گرفته که بتوان تلخی و سوختگی آنرا با یک شیشه گلاب و …. رفع و رجوع کرد. پس لطفا ساکت شوید!  در آخر به شما بعنوان کسی که خیلی سرد و گرم این دنیا را چشیده و برخلاف شما که هیچ چیز برایش ثابت نشده٬ خیلی چیزها برایم ثابت شده است میگویم که این صحبتها را از کسی میشنوید که عمرش را در این سازمان گذرانده است و سالیان سال با آنها زندگی کرده است. شما اگر حقیقتا ریگی به کفش ندارید و نخ وصل حساب بانکی تان به یکی از آدم های  مجاهدین وصل نیست٬  میتوانید برای تکمیل تحقیقات خود به کسانی مراجعه کنید که با پوست و گوشت و استخوانشان درد بودن در یک فرقه مذهبی را چشیده اند و میتوانند مثل یک کتاب ناطق با جزئیات برای شما از خاطرات تلخ خودشان تعریف کنند!

مراد

.

علیرضا نصراللهی، یاران ایران، پاریس، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸:
لینک به منبع

نامه علیرضا نصراللّهی به مجری برنامه پرگار بخش فارسی بی بی سی

نوشته علیرضا نصراللًهی از اعضا سابق سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

با سلام و درود به آقای داریوش کریمی

آقای داریوش کریمی اینجانب علیرضا نصراللّهی عضو جداشده از سازمان مجاهدین خلق ایران هستم،و سالیان،سال در رکاب حضرت حق آقای مسعود رجوی،شمشیر زدم،و صداقت و فدا را در این مکتب آموختم.چون فکر میکردم اینجا (عراق) سرزمین کربلاست،و این آدمها ،هم هواداران و سربداران آقا امام حسین هستند،و آقای مسعود رجوی هم امام حسین زمانه ما می باشد،و ما میخواهیم جانم را فدای آزادی مردمان کنیم،و در همین راستا همه زندگیه خودمان را در طبق اخلاص گذاشتیم و از همه چیز خودمان چه با اجبار و چه دل بخواه گذشتیم تا ملت عزیز ایران بتواند آزادی خودشان را،آنطور که مسعود رجوی معنا کرده بود را بدست آورند.

ما اعضای جداشده از سازمان مجاهدین سالهای سال در شرایط سخت و دشوار،کشور عراق مبارزه کردیم(شرایط سخت فقط برای مخاطب یک علامت سوال است ولی برای ما یعنی مردن و زنده شدن در هر ثانیه) و آن شرایط را برای آرمانهایمان تحمل کردیم آیا این سزاوار است که شما کسی را که حتی در خواب نمیتواند ببیند چه برسد به آن که این شرایط را تحمل کند به برنامه پرگار و یا هر برنامه دگر دعوت نمایید و او هر چه دروغ یاد گرفته از اربابانش (فرقه رجوی )تحویل مردم دهد،خدا رو صدهزار بار شکر که مردم همه میتواند اخبار صحیح را از اخبار کذب و دروغ تشخیص دهند.

من به عنوان یک مخاطب همیشگی شما واقعأ وقتی با این مصاحبه رو به رو شدم از دست شما جدأ ناراحت شدم،چون شما و همه کسانی که در این رسانه برزگ مشغول به کار و تلاش برای رساندن واقعیت به مردم هستید به آدمهای عادی کوچه و خیابان فرق میکنید.

یکی از شرایط روزنامه نگاری و یا همان رسانه این است که مطلب را به درستی به مردم تحویل دهید،نه اینکه هر کسی رو که چه با پول و یا با پارتی بازی در رو به رو مخاطبین خودتان قرار دهید و باعث دلسردی خیلی از مشترکانتان شوید.

به راستی آقای داریوش کریمی عزیز آیا شما ذره ای در مورد این آقای مجید رفیع زاده تحقیق کرده اید و اصلاّ می دانید ایشان کی هست و چه چیز باعث شده که ایشان با همان زبان سازمان مجاهدین و همان اصطلاحات سخن بر زبان بیاورد؟
آقای داریوش کریمی آیا شما در چندین سال گذشته در این دنیا زندگی نکرده اید؟
آیا شما فیلم هایی که آقای رجوی در مقابل فروختن اطلاعات کشورمان به صدام هست و در مقابل پول دریافت میکرد رو ندیده اید؟
آیا شما بعنوان یک شخصیت کاملاّ سیاسی و یا غیره سیاسی در دنیای مجازی چشم تان به این مدارک که از سرویس های امنیتی صدام لو رفت و به رسانه ها رسید خبر ندارید؟
آیا شما میتوانید به ما بگویید این آقا از کجا یک دفعه به برنامه پرگار دعوت شد؟
در قسمتی آقای به اصطلاح بیطرف میگوید سازمان رجوی،سازمانیافته ترین و سرمایه دارترین گروه در جهان می باشد،منهم با این به ظاهر دوستمان موافق هستم ولی من میگویم این سازمان در پیشبرد خراب کردن ایران و ایرانی بینظریرترین گروه در دنیا میباشد،و در مورد پول هر یک سنت از این پول که آنها خرج می کنند،خون هزاران ایرانی هست که بابت آن از صدام و سرویسهای اطلاعاتی غربی بدست آوردند.شما خودتان هم خوب می دانید که با جمع آوری صدقه نمی شود این سرمایه را جمع کرد.

آقای داریوش کریمی به خدا قسم در ایران شما حتی یک نفر،دقت داشته باشید حتی فقط یک نفر هم پیدا نخواهید که از این فرقه حمایت کند چه برسد به کمک مالی،گذشت دهه های سالهای پنجاه تا شصت که مردم زندگیشان را در اختیار آنها می گذاشتند.

آقای داریوش کریمی من و بقیه دوستان نمتوانم قبول کنم که شما و کسی که پشت پرده این مصاحبه قرار گرقته است واقعأ بی هیچ منظوری ایشان را دعوت کرده است،من نمیخواهم خدای نکرده بهتان تهمت بزنم و شما را متهم کنم،ولی شما هم اگر جای ما بودید همین فکر را میکردید.

آخه مگر امکان دارد در دنیای به این بزرگی که ما در آن قرار گرفته ایم و همه به راحتی دسترسی به اینترنت دارند آنهم شمایی که باید از همه اخبار با اطلاع باشید از خبرهای مربوط به مجاهدین بیخبر باشید؟

یا شما واقعأ بیخبر هستید،که من باور ندارم و یا خبر داشته اید!در مورد اوّل که موضوع منتفی میباشد،ولی در مورد اینکه شما خبر داشته اید،در مقابل مردم مسول هستید که نگذارید خبرهای دروغ به مردم برسد.کاری را که سازمان مجاهدین سالیان،سال با ما و هوادارانش میکرد.

آقای داریوش کریمی به نظر من اطلاعات مردم از شما بیشتر می باشد چون با یک حساب سرانگشتی میتوانید حساب کنید که در سال چقدر هزینه های این سازمان میتواند،باشد تازه اینها حساب هایی هست که ما خبر داریم تازه زیر میزیهای آنها به کنار،من به عنوان یک عضو جداشده از این سازمان از شما خواهش میکنم که اگه واقعأ در گفتار و کردار خودتان صادق هستید همانطور که این شخص را به برنامه پرگار دعوت کردید بیاید و ما راهم به عنوان منتقدان سازمان مجاهدین در این برنامه راه دهید تا ما هم توسط برنامه شما همانطور که آنها صحبت کردنند ما هم صحبت کنیم .

ولی یک امّا دارد آنهم اینست که ما در گفتارمان صداقت داریم و به مخاطبین شما حقیقت را خواهیم گفت نه دورغ مثل آقای مجید رفیع زاده.

در آخر خواهش میکنم که جواب ما را  بدهید وگر نه به خدا به همه رسانه ها ایمیل خواهم زد،به همه شبکه های مجازی لینک خواهم فرستاد که شما هم با رجوی دستتان در یک کاسه هست و شما را هم همانند بقیه خریداری کرده اند،باور کنید من شما را تهدید نمیکنم فقط حق خودمان را از رسانه شما میخواهم همین؛فکر نکنم برای زدن حرف حق درخواست زیادی باشد.مرسی

تصور زیر متن ارسال شده به بی بی سی فارسی بخش پرگار،داریوش کریمی

منتظر جواب شما هستم با سپاس از همه شما

فرستاده شده به دفتر مرکزی بی بی سی فارسی بحش پرگار آقای داریوش کریمی و مدیر برنامه پرگار

در دو لینگ زیر میتوانید قسمتی از فساد مالی سازمان مجاهدین را  ببینید:

.

داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، کلن آلمان، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

نامه آقای داود باقروند ارشد به مجری برنامه پرگار بخش فارسی بی بی سی
سپتامبر ۱۷, ۲۰۱۸
آقای داریوش کریمی

با درود

ضمن تشکر از مباحث بسیار جالب و پر محتوایی که در سطح جامعه فارسی زبان در برنامه پرگار تهیه و اجرا میکنید.

برنامه این هفته شما در مورد موضوع مجاهدین و موضوع نقش آنها در معادلات سیاسی ایران بود. متاسفانه با توجه به اطلاعات و تجربه شخصی خودم آنچه در این برنامه شاهد بودم دعوت شما از دو تن از کسانی بود که در واقع هیچ اطلاع قابل استنادی نداشتند.

در مورد آقای مجید رفیع زاده محقق باید بگویم و شهادت دهم که تمامی مباحث ایشان عین استدلالهایی بود که سازمان مجاهدین و البته خود بنده طی سالیان حضور در انگلستان زمانیکه (مریم رجوی در لندن حضور داشت) تحت مسئولیت خانم بهشته شادرو[i] (چهارمین مسئول اول مجاهدین از سال ۱۳۷۸) مسئول انگلستان بودم مجبور بودیم در جواب نه به مردم و رسانه ها بلکه به هوادارانی که بشدت در این زمینه دچار مشکل بودند بدهیم.

همچنین باید شهادت دهم که ادعایی مانند اینکه سازمان مجاهدین اعضایی در اروپا و آمریکا در میان افرادی با افکار سکولار، غیر مذهبی، لائیک … دارد کذب محض است. و نشان میدهد که آقای رفیع زاده اگر تحقیقی کرده باشند! منابع تحقیقی ایشان تماما اعضای سازمان بوده است که به او اطلاعات صد در صد دروغ داده اند.

در مورد منابع مالی سازمان در اوج تعجب بنده باید سوال کنم، چرا باید زمانیکه هزاران گزارش و حتی ویدئو ملاقاتهای آقای مسعود رجوی و رئوسای مختلف سازمان اطلاعات ارتش عراق در مورد پرداختهای میلیونی به سازمان مجاهدین وجود دارد رسانه ای با اعتبار جهانی بی بی سی و بطور خاص شما که مسئول یک برنامه نه صرفا خبری که محتوایی هستید باید به تحقیقات آقای رفیع زاده که تماما حرفهای سازمان مجاهدین مانند پرداخت ۸۰درصد درآمد های هواداران به سازمان که مشخص نیست چه کسی میتواند با ۲۰درصد درآمدش در اروپا و  آمریکا زندگی کند استناد میکند. و یا ا ینکه به حدس و گمانهای ایشان که اگر ۱۰۰۰۰نفر به سازمان مجاهدین ۸۰% حقوق خود را بدهد نباید این میزان قدرت مالی داشته باشد استناد میکنید. و فراموش میشود که هزینه (اسکان، غذا، لباس، دارو، تردد، …) سه هزار نفر عضو رسمی سازمان در اروپا و آمریکا که کار نمیکنند و نمیتوانند بکنند و هزینه های فعالیتهای سیاسی و تبلیغی … آنها از کجا تامین میشود که میلیونها دلار میماند که اینگونه در برنامه های سالیان و پرداختهای کلان به سیاستمدران و آوردن تماشاچی از میان پناهندگان نیز میماند؟

آقای کریمی

میتوانم سوال کنم چرا شما در بررسی مقوله ای بنام سازمان مجاهدین به بزرگترین خبر و اطلاع و منبع و شاید حادثه ای که طی سه دهه هر روز شاهد آن هستیم و هستید و آن سیلی از جدا شدگان در میان رهبران و شورای رهبری چه زن و چه مرد و حتی فرزندان مجاهدین و البته فرزند خود مسعود رجوی است که تماما اخبار و اطلاعاتی را به اطلاع جهانیان میرسانند که حاکی از واقعیات بسیار تکان دهنده ای در مورد سازمان مجاهدین است را نادیده میگیرید؟ بعد در بررسی این سازمان یا به بی اطلاع ترین ها و یا کسانیکه اطلاعات بسیار بسیار قدیمی دارند تکیه میکنید؟ آیا اینکار شان و اعتبار برنامه پرگار را   حداقل در این موضع از بحث های برنامه شما زیر سوال نمیبرد؟

توجه دارید که اگر سازمان مجاهدین پول گرفته خود مسعود رجوی نبوده که پولهای را حمل کرده، ما مجاهدین اینکار را کردیم. اگر هرکاری انجام شده توسط اعضا به اجرا در آمده و شما با وجود اینکه این افراد در دسترس شما هستند از تحقیق و سوال از آنها چشم پوشی میکنید.

انتظار دارم که به نامه من پاسخ دهید. چون من از برنامه های خوب دیگر شما بسیار استفاده کرده و میکنم. و حداقل بعنوان یکه مخاطب خود این سوالات برایم مطرح است.

با تشکر داود باقروند ارشد
عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

پانوشت:
[۱] جهت اطلاع اینکه خانم بهشته شادرو بدون اینکه بخواهم فرد ایشان را مورد سوال قراردهم در هیچ کجای نشریه مجاهد هیچ مطلبی در مورد پیشینه ایشان دیده نمیشود. دانش آموزی بودند که جذب مجاهدین شده بودند و حتی متون سازمان را از رو نیز نمیتوانست درست بخواند. و عملا تحت مسئولیت بنده با توجه به سابقه کارم در انگستان در تحصیل و مسئولیت انجمن دانشچویان مسلمان خارج کشور امور را میگرداندم و ایشان عملا بعنوان نماینده رهبری!!! در آنجا حضور داشت. و از جمله مسئولیت در بنیاد ایران اید انگلستان که یکی از دو تن دارندگان امضا (معتمدین) همراه با حمیدرضا عسگری زاده بوده ام. و مسئول رابطه با دولت، ادارات، پلیس جهت مدیریت جمع آوری پول.

(پایان)

*** 

امریکا علت حمله به عراق را پشتیبانی صدام از مجاهدین خلق اعلام کردHow do you explain this to the families of over 4000 US servicemen Killed in Iraq?

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33515

نامه اعتراضی به بی بی سی (حضرات! داعش، القاعده، حسن صباح و … از فرقه رجوی پولدارتر و سازمانیافته تر نبودند؟) ا 

ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… جناب رفیع زاده می گوید سازمان مجاهدین سازمانیافته ترین و پولدارترین است. باید به او گفت حضرت آقا! داعش از سازمان مجاهدین هم سازمانیافته تر و قدرتمندتر و پولدارتر است و هر فرقه و سازمان تروریستی که در تاریخ بوده از فرقۀ حسن صباح گرفته تا القاعده و داعش همگی سازمان یافته بودند … 

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MSNBC_Massoud_KhodabandehMassoud khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult.

لینک به منبع

نامه اعتراضی به بخش فارسی تلویزیون بی بی سی به دلیل توهین به شعور ملت ایران

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

مدیر محترم بخش فارسی تلویزیون بی بی سی:

با سلام،

خواستم بپرسم براستی گردانندگان تلویزیون بی بی سی بخصوص مجری برنامۀ پرگار یعنی آقای داریوش کریمی اینقدر از فضای سیاسی ایران دور هستند که نمی دانند جایگاه فرقۀ منفور رجوی در ایران در کجا قرار دارد؟

چرا با آوردن یک دلال و دروغگوی سیاسی متولد سال ۵۹ که فکر کنم هیچ آشنایی با ایران و ایرانی تا چه رسد به جنبشهای ایران و سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) بعد از انقلاب ندارد و فقط از تبرۀ فرقۀ رجوی نشخوار کرده است و معرفی و قالب کردن او به عنوان تحلیل گر سیاسی به بینندگان سطح برنامۀ خودتان و کلا رسانۀ مهم بی بی سی را پایین می کشید. این چه تحلیل گری است که یک مشت دروغ را که فرقه رجوی به او داده در برنامه پرگار بی بی سی به خورد بینندگان می دهد؟!

حال اگر بی بی سی هیچ ریگی در کفش ندارد یا در حقیقت ماری در آستین ندارد حداقل برای بی طرفی رسانه ای هم که شده وقتی یک هوادار فرقه را دعوت می کند و به دروغ هم می گوید که من هوادار سازمان نیستم باید در مقابلش یکی از صدها نفری را که سالیان سال در فرقۀ رجوی بودند مانند آقایان مصداقی و یغمایی و یا حسین نژاد مترجم ارشد شخص رجوی و از مسئولین بالای این سازمان که سالها بیشتر از آن دو در تشکیلات مجاهدین بوده و از نزدیک شاهد منبع اصلی مالی این فرقه یعنی صدام حسین (کوپنهای نفت به میلیونها بشکه) یا آقایان سبحانی و فیروزمند را دعوت می کرد که حداقل درستترین و واقعیترین جواب ها را به بی بی سی و مجری آن و فرستادۀ بی اطلاع مجاهدین که یک مورد را هم نمی توانست با اطمینان بگوید می داد که اگر اشنایی ندارند با این توضیحات با فرقه رجوی اشنا می شدند. اساسا ملت ایران هیچ نیازی برای شناخت این فرقه ندارند چون به اندازۀ کافی جنایت و خیانتها و وطن فروشی های این فرقۀ منفور را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند.

ولی می خواستم جواب بعضی از سوالات را بطور خلاصه بدهم که بی بی سی و مجری ان با این فرقه خون اشام اشنایی پیدا کنند چون ما جدا شدگان شاهدان زنده این فرقه هستیم.

اولا فرقه رجوی هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارد اگر داشت مسئولین فرقه دنبال پیر و پاتالهای کشورهای خارجی نمی افتادند.

دوم اگر گردهمایی فرقه رجوی را در پاریس در نظر بگیرید و کسی واقعا در آنجا دقت و تحقیق کند اولا نود و نه درصد ان افراد خارجی بودند که با پول به انجا امده بودند اگر اینها که جمع شده بودند ایرانی می بودند شک نکنید که فرقه دهها خبرنگار را برای شمارش و مصاحبه می برد ایا شما اطلاع دارید که بیش از دو میلیون ایرانی در خارج از کشور هستند ولی یک در صد از آنها هم از این فرقه حمایت نمی کنند. هر سال فرقۀ رجوی هزاران عرب و افغانی و پناهندگان کشورهای دیگر و دانشجویان اروپای شرقی را با پول و وعدۀ گردش در پاریس و غذا و هتل و… به جشن سالانه اش که تمام سخنرانانش خارجی و بیشتر هم سیاستمداران جنگ طلب سابق آمریکا هستند می آورد. این را هر کس به آنجا رفته و بیرون آمده گفته و نوشته است و بارها چندین روزنامه نگار و خبرنگار و شخصیت مهمان مریم رجوی ذکر کرده اند که ما بسیار کمتر ایرانی در مراسم سالانۀ مریم رجوی دیدیم و بیشتر افراد خارجی بودند.

خود رجوی در نشست عمومی در قرارگاه اشرف در عراق زمان صدام حسین به ما گفت و من خودم در آن بودم که بیش از دو میلیون ایرانی در خارجه زندگی می کند که قبل از رفتن مریم به پاریس هیچ کدام از ما حمایت نمی کرد و از وقتی که مریم رفت خارجه فقط توانستیم پانصد نفر ر ا جذب کنیم که آنها هم پا در هوا هستند.

سوم اینکه منابع مالی این سازمان تماما از کشورهای خارجی تامین می شود. در زمان صدام تمام هزینۀ ان را صدام می داد که نوارها و فیلمهای آن موجود است و این را اقای حسین نژاد که مترجم ارشد رجوی بود به وضوح افشا کرده که هر سال رجوی در نامه های تبریک سالگرد روی کار آمدن حزب بعث که به صدام حسین می فرستاده و او آنها را به عربی ترجمه می کرده خواستار افزایش سهمیۀ نفت فروشی مجاهدین به صورت کوپن می شده است.

این جناب رفیع زاده هنوز نمی داند که عضو یعنی چه و هوادار یعنی چه؟ می گوید خیلی از اعضایشان در اروپا و آمریکا استاد دانشگاه و بی حجاب هستند!!! هوادار تازه از ایران آمده شان ماهی هزار دلار کمک می دهد!! بابا جان به همۀ آنها خود مجاهدین پول می دهد. اعضای مجاهدین ۹۹ درصدشان در عراق بودند که الآن در آلبانی هستند که کاملا از دنیای بیرون قطع و بی خبر می باشند و همۀ زنانشان هم محجبه اند در خارج فقط مسئولین انگشت شمار دارند که همه زنانشان مذهبی و با حجابند. هیچ عضو تشکیلاتی مجاهدین کار بیرونی نداشته و ندارد و عضویت در تشکیلات مجاهدین به اصطلاح رسمی سازمانی یک عضویت حرفه ای است یعنی فرد باید شبانه روز در اختیار سازمان باشد نه کار و نه خانه و نه خانواده هیچکدام را عضو سازمان مجاهدین نباید داشته باشد. موضوع تشکیلات مجاهدین است نه کسانیکه از آنها پول می گیرند برایشان کار می کنند. وقتی آمریکایی های گردن کلفت لابی خودشان می گویند برای ۵ دقیقه صحبت در برنامۀ مجاهدین ۵۰ هزار دلار می گیرند آن وقت به آن هوادار کارگرشان پول ندهند بلکه آن هوادار بهشان پول بدهد؟!!! حتما مرغ پختۀ سفرۀ مریم خانم هم در اورسوراواز به این می خندد!! هوادار کارگری کند که به جناب جان بولتون پول بدهد؟؟!!! درآمد اصلی مجاهدین قبل از هر دولتی در منطقه از صدام حسین بود که مترجم ارشد رجوی آقای حسین نژاد که جدا شده و اکنون در پاریس اقامت دارد و همراه سران مجاهدین در ارتباط با سران حکومتی و مقامات عراق بود بارها نوشته است که هر ماه صورت جلسۀ گرفتن سه میلیون بشکه نفت را به صورت کوپن امضا می کردند (روزانه صد هزار بشکه به علاوۀ یک میلیون بشکه نفت اضافه تولید بر یادداشت تفاهم نفت در مقابل غذا) که در بازارهای جهانی، نفت عراق را می فروختند و این میلیونها دلار ماهانه (در ماه ۹۳ میلیون دلار) را تماما در شرکتها و کارخانه ها و هتلها و رستورانها و… در کشورهای مختلف نه به نام خودشان بلکه به نام افراد هوادار سی تیزن خودشان سرمایه گذاری کرده اند و آن افرادی که آقای رفیع زاده می گوید همانها هستنند که پول سازمان مجاهدین را می چرخانند به صورت پولشویی یا سرمایه گذاری که هر ماه سودش را به مجاهدین می دهند چون پول خود مجاهدین است که حاصل نفت صدام حسین می باشد. از اینها گذشته الأن در یوتیوب فیلم گفتگوی مسعود رجوی و سران مجاهدین با رئیس اطلاعات صدام حسین در مورد گرفتن کوپنهای نفت وجود دارد که ترجمه شده با زیر نویس انگلیسی است که البته صحبتهای مسعود رجوی فارسی است و همه می توانند بفهمند خود اطلاعات صدام همۀ جلساتش را فیلمبرداری می کرد.

در لینگ زیر ببینید:

و در لینگ زیر هم قبل از آن هست که سران مجاهدین پول نقد می گیرند:

و حالا هم علاوه بر حاصل آن سرمایه گذاریهای نفتی صدامی هم هزینه مجاهدین را کشورهای عربی منطقه تامین می کنند که این هم بر کسی پوشیده نیست.

شما می دانید که دولت فرانسه مبلغ ۱۱ میلیون دلار پول نقد را از مقر سازمان مجاهدین (مقر امروز مریم رجوی) در یورش سال ۲۰۰۳ پلیس فرانسه به این مقر کشف و ضبط کرد که هنوز هم نتوانسته اند منابع این پول را به دولت فرانسه روشن کنند و پول همچنان در اختیار دولت فرانسه می باشد. اگر منابع این پول کمکهای مردمی بود به راحتی می توانستند به دولت فرانسه آن را با سندها و رسیدهایش ثابت کنند.

هیچ ایرانی در داخل ایران به اینها هیچ کمک مالی نمی کند و در ضمن چنانکه گفتم هواداران مجاهدین هم خودشان کمک ماهانه از فرقه رجوی دریافت می کنند.

جناب رفیع زاده می گوید سازمان مجاهدین سازمانیافته ترین و پولدارترین است. باید به او گفت حضرت آقا! داعش از سازمان مجاهدین هم سازمانیافته تر و قدرتمندتر و پولدارتر است و هر فرقه و سازمان تروریستی که در تاریخ بوده از فرقۀ حسن صباح گرفته تا القاعده و داعش همگی سازمان یافته بودند و الا نمی توانستند اهداف فرقه ای شان را پیش ببرند. مجاهدین یک وجب هم زمین تا حالا مال خودشان نداشته اند. داعش آنهمه شهر گرفت و سالها نگه داشت و هنوز هم بعضی را دارد. تازه پایگاه مردمی در میان مسلمانان مرتجع صدها برابر بیشتر از مجاهدین دارد. نیروهایش بیست برابر نیروی فعلی مجاهدین است. مگر پول و سازمانیافتگی مشروعیت می آورد. مشروعیت را گروهی می تواند کسب کند که در میان مردم ایران که مثل عربهای مرتجع نیستند بلکه آگاه و امروزی هستند پایگاه داشته باشد.

در مورد فضای داخلی فرقۀ رجوی هم بگویم که کاملا بسته است و جدا شده ها و کسانی که از این فرقه جدا شده اند مفصلا در این مورد صحبت کرده اند و لی فرقه به هیچ کدام از این ها جواب نداده است و الآن هم که فرقه در البانی است حتی به خانواده ها هم اجازه دیدار با فرزندانش را نمی دهد

و این ارجیف که خانم مریم رجوی نشخوار می کند برای فریب جامعه جهانی است.

و اگر بی بی سی و یا کسانی دیگر دنبال واقعیت هستند لطفا بی طرفانه یکی از جداشدگان را با هر تعداد از مسئولین فرقه از بالا تا پایین را می تواند دعوت کند تا واقعیت روشن شود.

غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

پاریس – ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۸

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33503

آیا بی بی سی نمی داند که مجاهدین خلق در بین مردم چقدر منفور هستند؟ 

آیا بی بی سی نمیداند مجاهدین خلق منفورند؟ مریم رجوی مزدوری وطن فروشی جنایتآریا ایران، پاریس، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… ننگ تاریخ بر بی بی سی و داریوش کریمی که عنصر ضد ایرانی باند رجوی را بعنوان متخصص و تحلیل گر سیاسی بخورد بینندگان می دهد، روی حقایق خاک می پاشد و هنوز در جستجوی اسنادی است تا بفهمد این فرقه خون آشام چه جایگاهی در بین مردم ایران دارند! برنامه پرگار … 

Maryam_Rajavi_Mercenary_MEK_Saddam's_Private_Army_MEK_10مسئول سالن ویلپنت هم میتوانست این شو را برگزار کند. جامعه بی طبقه تان چه شد؟ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

لینک به منبع

آیا بی بی سی نمی داند که مجاهدین خلق در بین مردم چقدر منفور هستند؟

خزعبلات لابی رجوی در بی بی سی و روشنگری ملیحه محمدی

۲۰۱۸-۰۹-۱۵

ننگ تاریخ بر بی بی سی و داریوش کریمی که عنصر ضد ایرانی باند رجوی را بعنوان متخصص و تحلیل گر سیاسی بخورد بینندگان می دهد، روی حقایق خاک می پاشد و هنوز در جستجوی اسنادی است تا بفهمد این فرقه خون آشام چه جایگاهی در بین مردم ایران دارند!

برنامه پرگار بی بی سی با ملیحه محمدی و حضور یکی از لابی های رجوی که مجید رفیع زاده نام دارد بسیار نازل و سطح پایین بود.

این برنامه با عنوان «مجاهدین خلق ایران چه وزنی دارند؟» روز شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۷ برابر با ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۸ از تلویزیون بی بی سی پخش شد که یکی از شرم آور ترین برنامه های پرگار داریوش کریمی بود که تلاش می کرد به همراه مجید رفیع زاده گذشته و حال فرقه تروریستی رجوی را لاپوشانی نماید.

با اینحال افشاگری ملیحه محمدی آنان را ناکام گذاشت.

آیا بی بی سی و گردانندگان بخش فارسی اینقدر با مردم و خواسته هایشان بیگانه اند که شعور سیاسی اجتماعی مردم ایران را با اینگونه برنامه ها به بازی گرفته اند؟

آیا بی بی سی نمیداند مجاهدین خلق منفورند؟ مریم رجوی مزدوری وطن فروشی جنایت

انتشار دروغ های یکی از لابی های دست چندم رجوی در برنامه پرگار باید مایه شرم این رسانه ضد ایرانی باشد.

ای کاش بی بی سی می توانست منصفانه عمل نموده و یکی از هزاران جداشده از سازمان مجاهدین را در این برنامه شرکت می داد و اسناد مورد نیاز مجید رفیع زاده به این شکل تامین می گردید، تا مدام در پی حاشا کردن حقایق و خاک پاشیدن به حافظه تاریخی مردم ایران نباشد!

حضور یکی از لابی های دست چندم رجوی در برنامه پرگار بی بی سی که با عنوان متخصص و تحلیلگر سیاسی می خواهد بخورد بینندگانش بدهد، بسیار غیر حرفه ای، حمایت گرایانه و یکجانبه نگری است.

همصدایی دست اندرکاران و برنامه سازان بی بی سی با گروه رجوی که خونریزترین و ضد ایرانی ترین گروه از نظر مردم ایران هستند را نباید فراموش کرد.

و دست آخر اینکه آیا واقعا آیت الله بی بی سی هنوز نمی داند که مجاهدین خلق در بین مردم ایران چه وزن و جایگاه و منفوریتی دارند؟

اگر واقعا در تاریخ سیاسی ۴۰ ساله ایران هنوز به شعور و درک مشخص از این فرقه خون آشام نرسیده، همین برنامه را با حضور و دعوت از یک عضو جداشده مجاهدین ادامه دهد تا حقایق روشن گردد.

نه گذشته مجاهدین قابل فراموشی است و نه وضعیت حال آنان که در تمام طول تاریخ موجودیت خود، به مردم ایران خیانت کرده و خیانت می کنند.

مسلما تا زمانیکه حتی یک جداشده از مجاهدین وجود دارد، نخواهیم گذاشت حافظه تاریخی مردم ایران نسبت به این گروه ستمکار و آدمکش، با زرق و برق دموکراسی برای ایران دستکاری گردیده و به فراموشی سپرده شود.

این برنامه را ببینید و خود قضاوت کنید. با دیدن این برنامه هر جا که توانستید فرقه تروریستی مجاهدین و لابی های رنگارنگ رجوی را افشا نمایید تا یک فرقه خون آشام بعنوان اپوزیسیون بزک نگردد.

«مجاهدین خلق ایران چه وزنی دارند؟»

آریا ایران – شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۷ برابر با ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۸

*** 

Mojahedin_Khalq_martyrs_Massoud_Maryam_Rajavi_MEK_Mccainاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

مریم رجوی مسعود رجوی سازمان مجاهدین خلق ایران تروریسم صدام حسین وطن فروشی گاهی دم وزمانی صاحب دم بنفع هم شهادت میدهند!ا

کمپ اشرف 3 زندان گروگانهای مریم رجوی در تیرانا آلبانیFootage of the MEK’s secret base in Albania
(Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Saddam’s private army, Rajavi cult …)

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

امریکا علت حمله به عراق را پشتیبانی صدام از مجاهدین خلق اعلام کردHow do you explain this to the families of over 4000 US servicemen Killed in Iraq?

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28799

شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست (نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا 

John McCain paid by Mojahedin Khalq Rajavi cult MEK 2آریو برزن پیروزنیا، صفحه فیسبوک، شانزدهم مارس ۲۰۱۷:…  لذا بجاست که هم میهنان حواس خود را جمع کرده به جای خوش حالی‌ الکی‌ خوشی‌ و ندانسته ، چه راجب اصل جریان و چه عوابق دهشتناک آن، به صورت گسترده به این عوام فریبی جدید این گروهک خود فروخته و جنایتکار اعتراض کرده، و با تماس با این نمایندگان آمریکا ، مثل همین مک کین که خود این … 

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا درمقابل اقتدای رجویه به جان مک کین ، دیگران چه مطرح میکنند!ا

استراتژی جدید مریم قجر عضدانلو ( فاز تهاجم سیاسی ) این بار به دست یک امریکائی به ثمر رسید

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

شکستن رکورد عوام فریبی و وقاحت خود, تنها توسط خود مجاهدین, و آنهم به دلیل سکوت ماست که امکان پذیر می‌باشد:

برای اطلاع دوستان و یاران، این گروه که تحت نام ایرانیان آمریکا عمل کرده و این برنامه را راه اندخته است ، چیز دیگری جز یک از نام های تازه ساز مجاهدین و فرقه رجوی، یعنی همان مارکیست-اسلامی های دوران انقلاب و سپس مزدوران صدام و حال مترسکان سعودی که زوزه تجزیه کردن ایران را نیز به تازگی و برای دریافت جیره و مواجب بیشتر سر داده ا‌ند, نیست !

آری، در راستآی همان روند تزویر و ریای همیشگی‌، این معلوم ال حالان که از عناصر اصلی‌ بدبختی ایران و ایرانی‌ بوده و هستند، پس از بین رفتن صدام، ارباب قبلی‌ خود، به هر رنگ خود را بزک کرده، و از پرچم شیر و خورشیدی را که زمانی‌ به آتش میکشیدند، تا به کار گرفتن پناهنده های خارجی‌ و یا خارجیسن محتاج برای چاق کردن جمعیت در تظاهرات خود (که بارها باعث آب روزی شده), تا به زیر عکس ستار خان و باقر خان و مصدق که اگسر زنده بودن این ها را به دلیل وطن فروشی آق میکردند رفته، و گویا که همه کر و کور هستند و کمپ های خمر سرخ گونه اینها در عراق و حال البانیا را نمیدانند و از نحوه عقب مانده کیش شخصیتی و مراسم عاشورا به راه اندازی و قرآن به سر گذاشتن و تفکر اونیفرمیزه اینها حتی تا حد طلاق و ازدواج های دستوری ایدئولوژیک خبر ندارند، شعار سکولاریسم و آزادی سر میدهند و با نشخوار کردن تز های خارجی‌ در راستای پاره پاره کردن ایران، همصدا با تجزیه طلب های بی‌ سواد هم آخور به تازگی سخن از مقوله پوچ “ملل” به جای “ملت” ایران نیز میزنند….؛ اکنون چند سالیست که با این کلک در بسیاری از نقاط آمریکا و کانادا مشغول جا انداختن اعضأ خود و در نهایت مجاهدین به عنوان نمایندگان ایرانیان در آمریکا شمالی می بشاند.

این را نیز در هوا نمی‌گویم و اطلأع دقیق دارم.
http://www.oiac-us.com

لذا بجاست که هم میهنان حواس خود را جمع کرده به جای خوش حالی‌ الکی‌ خوشی‌ و ندانسته ، چه راجب اصل جریان و چه عوابق دهشتناک آن، به صورت گسترده به این عوام فریبی جدید این گروهک خود فروخته و جنایتکار اعتراض کرده، و با تماس با این نمایندگان آمریکا ، مثل همین مک کین که خود این جریان را خوب میداند و در رویای ایجاد یک لیبی‌ یا سوریه دیگر بدست مجاهدین و رجوی می‌باشد، از طریق نوشتن در فیسبوک وی و یا حساب تویتر وی، که بسیاری دیگر خواهند دید، این دسیسه جدید را رسوا کنند!

خیر مجاهدین زیر هر نام کیلویی‌ و یا چتر پوششی نیز باشند، نماینده من و اکثریت نه تنها ایرانیان در آمریکا که اکثریت محض ایرانیان داخل نبوده و نمیباشند و آنها اگر از آخوند بدتر نباشند، دست کمی‌ از آن، ندارند!

لطفا و چون هر حرکتی‌ به سرنوشت تک تک خودمان و همه ما ایرانی‌ ها ربط داشته و دارد، ولو اگر در سبک خیالی خود را یا بی‌ خیال یا غیر سیاسی بپنداریم (چون بلاخره از تاثیر بر سرنوشت بی‌ خیال ترین خودمان نیز که باشد، نمیتوانیم بگذریم چون گمان کنم زجر های زیاد کشیده ایم.) متن این نوشته را یا به اشتراک گذارید ، یا متن آن و لینک ها را کپی و پیست در فیسبوک خود کنید.. تا لاأاقل روزی بخود بگویید، ولو غیر سیاسی هم که بودم، انگشتی به اشاره اعتراض به اینکه به نام خود من نوعی معجون مرگ به خورد خود و فرزندانم عده آای ندهند، در جایی‌ اعتراض کردم..

با سپاس از برای خودتان، خانواده خودتان، فرزندانتان، من برادر کوچکتان و آن ایرانی‌ که میهن شما و من است و دست مردم آن کوتاه می‌باشد و به من و شما چشم کمک دارند تا دیگر بدتر سرشان نه آید!

کامنت ها:

Aryo Barzan Pirouznia

۱۴ comments
Comments
Aryo Barzan Pirouznia

Aryo Barzan Pirouznia https://mobile.twitter.com/SenJohnMcCain

The latest Tweets from John McCain (@SenJohnMcCain). U.S. Senator John McCain…
TWITTER.COM
Unlike · Reply · ۲ · ۶ hrs
Aryo Barzan Pirouznia

https://m.facebook.com/johnmccain/

Government official · ۹۹۰,۷۸۹ Likes
Unlike · Reply · ۲ · ۶ hrs
Aryo Barzan Pirouznia

Aryo Barzan Pirouznia

لطفا و چون هر حرکتی‌ به سرنوشت تک تک خودمان و همه ما ایرانی‌ ها ربط داشته و دارد، ولو اگر در سبک خیالی خود را یا بی‌ خیال یا غیر سیاسی بپنداریم (چون بلاخره از تاثیر بر سرنوشت بی‌ خیال ترین خودمان نیز که باشد، نمیتوانیم بگذریم چون گمان کنم زجر های زیاد See more
Unlike · Reply · ۵ · ۵ hrs
Ashkan At
Ashkan At Thanks for letting us know about this
McCain’s telephone numbersSee more
Like · Reply · ۵ hrs
Aryo Barzan Pirouznia replied · ۲ Replies · ۴ hrs
Nick Nadir
Nick Nadir This group resorts to any means, commits any shamelss acts to justify its cooperation with Saudies & long term strategies of cooperating with Saudies and Isreal grasping power.
Unlike · Reply · ۲ · ۵ hrs
Aryo Barzan Pirouznia replied · ۲ Replies · ۴ hrs
پیروز محبی

پیروز محبی

سناتوری که با البغدادی بنشیند با مریم رجوی هم خواهد نشست ما به ایرانیان آریزونا باید بگوئیم دیگر به این مردک رای ندهند. باید سنا ومجلس آمریکا از این زالوها خانه تکانی شود
Unlike · Reply · ۴ · ۴ hrs
Ario Barzan

Ario Barzan

دوست عزیز این گروه سه سال پیش در لندن اطلاعیه منتشر کردن دو صفحه ای که شامل نام ۳۰ تن از دست راست ترین ژنرالهای بازنشسته امریکایی بود که توسط پول و هدایایی که به انها داده بودند امضاء خود را زیر نامه ای در حمایت از انها گذارده بودند، بعد که متوجه شدندSee more
Unlike · Reply · ۲ · ۲ hrs
Leila Ramezani

Leila Ramezani

این فسیلها خودشون هم میدونن منفورترین هستن و پیش ملت ابران هیییچ جایگاهی ندارن
Unlike · Reply · ۱ · ۴۷ mins
___

خبر نفوذ تروریستها فرقه رجوی به کنگره امریکا تحت نام مستعار و انجمن های پوششی به بهانه نوروز:

جشن نوروز ۱۳۹۶ در کنگره آمریکا برگزار شد

ایرنشهر، چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ – Wednesday March 15 2017
لینک به منبع

پول گرفتن جان مک کین جنایتکار از سازمان تروریستی مجاهدین خلق

در آستانه نوروز، جشنی به مناسبت گرامی‌داشت این آیین باستانی ایرانی در کنگره آمریکا به دعوت یک گروه ایرانی‌آمریکایی که می‌کوشد به نفع آنچه منافع مشترک آمریکا و مردم ایران می‌داند، تحت عنوان «جوامع ایرانیان آمریکا» فعالیت کند، برگزار شد.تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر

در مراسم نوروز به میزبانی جوامع ایرانیان آمریکا، برخی قانونگذاران و سناتورهای آمریکایی حضور یافتند.

از جمله سخنرانی‌های مراسم نوروز در کنگره آمریکا، جان مک کین، سناتور جمهوریخواه از ایالت آریزونا است که درباره ایران بارها موضع گیری کرده است. گروه جوامع ایرانیان آمریکا که خواستگاهش از همین ایالت است از پشتیبانان سناتور مک کین در انتخابات گذشته بود.

جوامع ایرانیان آمریکا که از ۲۰۱۲ تاسیس شد، می گوید مشوق حقوق بشر و آزادی دموکراتیک برای مردم ایران است. رئیس سیاسی این گروه مجید صادقپور است و معتقد است رژیم سیاسی کنونی ایران قابل اعتماد برای معامله با آمریکا نیست.

در مراسم نوروز به میزبانی «جوامع ایرانیان آمریکا»  سفره هفت سین و نمادهای ایرانی در یکی از سال‌های کاخ کنگره برپا و به مهمانان در همین باره توضیحات مفصلی ارائه شد.

خبر حمایت مالی تروریستهای فرقه رجوی از جان مک کین در سال ۲۰۱۶ تحت نامهای مستعار و انجمن های پوششی:

حمایت یک تشکیلات فعال ایرانیان آمریکا از برنامه‌های انتخاباتی سنتاتور مک کین در ایالت آریزونا

ایرانشهر جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵ – Friday July 15 2016
لینک به منبع

پول گرفتن جان مک کین جنایتکار از سازمان تروریستی مجاهدین خلق

سازمان «جامعه ایرانیان آمریکا» (Organization of Iranian-American Communities-US: OIAC-US) که خود را نماینده هزاران ایرانى-آمریکایی معرفی می‌کند، از نامزدى جان مک کین براى سناتور شدن از ایالت آریزونا حمایت کرده است.

سناتور جان مک کین که به عنوان نماینده آریزونا در مجلس سناى آمریکا حضور داشت، براى انتخاب مجدد اعلام نامزدى کرده است. سناتور جان مک کین به دلیل فعالیت‌هایش در مبارزه با دیکتاتورى در خاورمیانه و کشورهایی چون سوریه و ایران شهرت فراوانى دارد. او در سنای ایالات متحده، ریاست کمیه نیروهای مسلح را به عهده داشته است.

سازمان جامعه ایرانیان آمریکا OIAC-US در اطلاعیه خود گفته که به عنوان نماینده هزاران ایرانى-آمریکایی که بسیارى از آنها براى فرار از حکومت دیکتاتورى ایران راهى آمریکا شده‌اند، حمایت خود را از انتخاب مجدد سناتور جان مک کین اعلام می‌کند.

این سازمان همچنین از فعالیت‌هاى سابق این سناتور در راستاى افشاى حقایق موجود در خاورمیانه قدردانى کرده است.

در هیئت مدیره OIAC-US نام‌هایی مانند احمد میعن‌منش، امیر عمادی، بابک دادوند، مجید صادق‌پور، سیروس صامت، بتول میرزایی، حمید یزدان‌پناه، هاجر مجتهدزاده و حمید علامه‌زاده به چشم می‌خورد.

این سازمان که به گفته نزدیکان آن در بیش از ۴۰ ایالت آمریکا نمایندگی دارد، یک سازمان غیر انتفاعی و مستقل مدنی است که با هدف تاثرگذاری بر سیاست‌های ایالات متحده و جهان برای توسعه دموکراسی در ایران تشکیل شده است

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27390

تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا 

taghizadeh_rezaرضا تقی زاده، کیهان لندن، شانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:…  یکی از دلایل اصلی امیدواری مجاهدین برای همکاری با دولت ترامپ، ارتباط نزدیک با شماری از چهره‌های بازنشسته سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکایی است که تا چند ماه قبل کوچکترین بخت بازگشت به کار دولتی در آمریکا برای هیچ‌یک از آنها متصور نبود. اگر حضور شاهزاده ترکی فیصل در پاریس و لو دادن موضوع … 

Former Terrorist Group To Enjoy Close Ties to Rumored Trump Cabinet (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

لینک به منبع

تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن

برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!

– یکی از دلایل اصلی امیدواری مجاهدین برای همکاری با دولت ترامپ، ارتباط نزدیک با شماری از چهره‌های بازنشسته سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکایی است که تا چند ماه قبل کوچکترین بخت بازگشت به کار دولتی در آمریکا برای هیچ‌یک از آنها متصور نبود

– اگر حضور شاهزاده ترکی فیصل در پاریس و لو دادن موضوع مرگ مسعود رجوی در طول روزهای برگزاری اجتماع مجاهدین خبرساز بود، حضور سه میهمان آمریکایی دیگر، رودی جولیانی شهردار پیشین نیویروک، نیوت گنگریچ رییس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا در کنار جان بولتون نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل، زمانی خبرساز شد که پیروزی دونالد ترامپ بر هیلاری کلینتون قطعیت یافت

۲۵ آبان ۱۳۹۵

رضا تقی زادهرضا تقی‌زاده (+عکس، ویدیو) چند روزی از انتشار فیلم نوحه‌خوانی و سینه‌کوبی سال جاری مجاهدین خلق، به مناسبت «عاشورای حسینی» نگذشته بود که پیروزی غیر منتظره  ترامپ و چشم‌انداز یافتن جای پایی تازه در واشنگتن، غم از دل سوگوار آنها زدود، و در صفوف «ارتش ازادیبخش»  موج شادی خلق کرد.

پیش از ۸ نوامبر، مجاهدین خلق، همسو با سعودی‌ها، اسرائیلی‌ها و حتی لابی جمهوری اسلامی در واشنگتن، خود را برای «تعامل» با دولت هیلاری کلینتون آماده می‌ساختند، در حالی که امروز، امیدوارانه به توسعه روابط دوستانه با کاخ سفید و حتی تجهیز و گسترش «دفتر نمایندگی سیاسی» در واشنگتن فکر می‌کنند.

یکی از دلایل اصلی امیدواری مجاهدین برای همکاری با دولت ترامپ، ارتباط نزدیک با شماری از چهره‌های بازنشسته سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکایی است که تا چند ماه قبل کوچکترین بخت بازگشت به کار دولتی در آمریکا برای هیچ‌یک از آنها متصور نبود. بر پایه این تصور که صاحبان عله بیش از دیگران، خودشان پذیرفته بودند، به کار شریف «سخنرانی در مقابل مزد مناسب» مشغول و به هر دعوتی پاسخ مثبت می‌گفتند.

شکست شگفت‌انگیز هیلاری کلینتون در انتخابات آمریکا و به قدرت رسیدن غیر متصور ترامپ را شاید بتوان برنده شدن در قرعه‌کشی بخت‌آزمایی و رسیدن به جایزه بزرگ لاتاری برای مجاهدین تلقی کرد.

مجاهدین خلق فرقه رجوی در امریکاتظاهرات مجاهدین در برابر کاخ سفید، ۱۱ نوامبر ۲۰۱۳

ضمن قبول این اصل که «در سیاست تقریبا هیچ رویدادی اتفاقی نیست»، رسیدن مجاهدین به «جایزه بزرگ»، نه در نتیجه محاسبه دقیق آنها از سود و زیان یک طرح و یا اطلاع از تحولات پشت صحنه سیاست واشنگتن، و یا مرتبط بودن با حلقه‌های پنهان قدرت در جهان،  که در حاشیه تلاش برای استفاده از صحنه حیرت‌انگیز سیاست داخلی آمریکا و بهره برداری تبلیغاتی از نام‌ها و عنوان‌های کسانی قرار دارد که در گذشته مقامی داشتند.

به این منظور مجاهدین دعوتنامه‌های نان و آبدار خود را برای شماری بازنشستگان دولتی و یا انتخابی، از چپ میانه (اعضای حزب دمکرات)، تا راست افراطی از (حزب جمهوری‌خواه) بعلاوه شماری از افسران بازنشسته نیروهای مسلح و کارکنان امنیتی (روسای سابق سیا و اف بی آی) روانه ساختند.

طی یک گردش پیش‌بینی نشده در وضعیت داخلی آمریکا، ناگهان شماری از بازنشسته‌های مورد دعوت قرار گرفته که پیشتر در مقابل دریافت وجه، به شانه گرفتن تابلو‌های تبلیغاتی مجاهدین را پذیرفته بودند، خود را در قدرت و قلب دولت آمریکا یافتند.

روابط اوباما با مجاهدین خلق

دولت اوباما طی چهار سال نخست استقرار در کاخ سفید سیاست «استفاده ابزاری از مجاهدین خلق» را که دولت بوش اختیار کرده بود (افشاگری پیرامون مراکز هسته‌ای جمهوری اسلامی در سال ۲۰۰۲ از زبان مجاهدین)، با هدف اعمال فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی ادامه داد.

طی دور دوم رییس جمهوری، و به دنبال دریافت نشانه‌های مثبت از تهران، طی مذاکرات محرمانه نمایندگان وزارت خارجه آمریکا و کاخ سفید با فرستاد گان جمهوری اسلامی، و روشن شدن «آمادگی مشروط» تهران برای متوقف ساختن برنامه دست یافتن به ظرفیت ساخت بمب اتمی، اوباما سیاست «حمایت و تقویت دولت تهران» را، با هدف تغییر تدریجی حکومت و مستقر ساختن دولتی معتدل در تهران، جانشین سیاست « اعمال فشار علیه جمهوری اسلامی» ساخت.

یکی از نتایج تغییر سیاست اوباما در قبال حکومت اسلامی تهران، منزوی ساختن سیاسی و رسانه‌ای تمام شاخه‌های اپوزیسیون و مسدود ساختن مسیرهای ارتباط نمایندگان آنها با دولت‌های قدرت‌های بزرگ بود.

رسانه‌های فارسی زبان پر بیننده و پر شنوده خارج از ایران، که با هزینه قدرت‌های بزرگ غربی اداره می‌شوند مسئولیت رسانه‌ای اجرای این سیاست و برنامه به بازی نگرفتن و منزوی ساختن اپوزیسیون (بخصوص مشروطه‌خواهان و مجاهدین) را به صورت هدایت شده ولی نامحسوس، بر عهده داشته‌اند.

اندکی پیش از تغییر سیاست واشنگتن در رابطه با حکومت ایران، هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا، روز ۲۹ سپتامبر سال ۲۰۱۲ نام مجاهدین خلق را از لیست تروریست‌ها خارج ساخت و مجاهدین تحت نام «شورای ملی مقاومت» دفتر کوچک خود را در واشنگتن به امید رونق یافتن در آینده، رسمیت دادند.

در سال ۱۹۹۷ و زمان رییس جمهوری بیل کلینتون، و به عنوان دستمزد به خوشرویی‌های محمد خاتمی و سیاست «تنش‌زدایی او در مناسبات خارجی»،  نام مجاهدین در لیست گروه‌های تروریست قرار داده شده بود.

مجاهدین خلق طی دور دوم رییس جمهوری اوباما با مسدود دیدن راه تماس با دولت آمریکا، با وجود دو بار اخراج از فرانسه و حتی زندانی شدن مریم رجوی در آن کشور، کارهای تبلیغاتی و روابط عمومی خود را در پاریس افزایش داده، و به منظور کسب اعتبار تبلیغاتی، ضمن جمع‌آوری شمار بزرگی شرکت کننده (از هفتاد و دو ملت) در تظاهرات پاریس، تعدادی چهره‌های شناخته را نیز برای سخنرانی و اعلام پشتیبانی از خودعوت کردند.

سخنرانان خوش اقبال

در لیست میهمانان مجاهدین در پاریس نام‌های عرب، اروپایی و آمریکایی، از هر دو حزب سیاسی بزرگ آن کشور، بعلاوه مسئولان بازنشسته امنیتی و جاسوسی، همچنین افسران پایان خدمت یافته دیده می‌شوند.

جان بولتون لابی مزدوران مجاهدین خلق فرقه رجویجان بولتون در برابر سازمان ملل با مجاهدین تظاهرکننده صحبت می‌کند، نیویورک، ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱

شاید بحث‌انگیزترین میهمان سال جاری گردهمایی مجاهدین در پاریس ترکی فیصل، رییس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی، و خبرسازترین موضوع اجتماع، مطرح ساختن مرگ مسعود رجوی بود.

بجز محمود عباس رییس دولت خود گردان فلسطین، برنارد کوشنر وزیر خارجه و فرانسوا فیون در زمان رییس جمهوری سرکوزی، و شماری آمریکایی نیز در پاریس حضور یافتند.

جیمز ولسی و پورتر گاس دو رییس پیشین سازمان سیا نیز از جمله دعوت شدگان به گردهمایی مجاهدین در پاریس بودند که اولی در دولت بیل کلینتون به مدت دو سال خدمت کرد و دومی در دولت اول جورج بوش. دیگر دعوت شدگان لوئیس جی. فری مدیرکل سابق اف‌بی‌آی، تام ریچ وزیر امنیت ملی در دولت جورج بوش، مایکل بی. موکاسی دادستان کل سابق و ژنرال جیمز جونز اولین مشاور امنیت ملی در دوره باراک اوباما.

ادوارد رندل، فرماندار پیشین ایالت پنسیلوانیا آمریکا نیز که به نفع خروج نام مجاهدین از «فهرست گروه‌های تروریستی» فعالیت داشت در همایش‌ طرفداران این سازمان سخنرانی کرد و دریافت مبلغ ۲۰هزار دلار به عنوان «حق سخنرانی» به نفع این سازمان را نیز تأیید کرده است.

اگر حضور شاهزاده ترکی فیصل در پاریس  و لو دادن موضوع مرگ مسعود رجوی در طول روزهای برگزاری اجتماع مجاهدین خبرساز بود، حضور سه میهمان آمریکایی دیگر، رودی جولیانی شهردار پیشین نیویروک، نیوت گنگریچ رییس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا در کنار جان بولتون نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل، زمانی خبرساز شد که پیروزی دونالد ترامپ بر هیلاری کلینتون قطعیت یافت.

سه چهره یاد شده و شماری از نزدیکان آنها از جمله کسانی هستند که انتظار می‌رود در دولت ترامپ به شغل‌های کلیدی برسند.

تغییر لباس به سرعت شعبده‌بازها

سازمان مجاهدین خلق یک سازمان «تروریستی مارکسیست – لنینیست» و «اسلام‌گرا» معرفی می‌شود که مشخصه اول را با حنیف نژاد داشت، دومی را با تقی شهرام و هویت پررنگ‌تر اسلامی را، با موسی خیابانی و مسعود رجوی. سازمان مجاهدین و بازوی سیاسی آن که «شورای ملی مقاومت» نامیده می‌شود با مریم رجوی، آمیزه‌ای پیچیده از هر سه مشخصه را دارا است.

در گذشته، شاید به استثنای دوره‌ای که حنیف نژاد و شهرام آن را هدایت می‌کردند، سازمان همیشه تقاضای بازار را برای عرضه کالا مقدم بر هر مولفه دیگری شمرده است.

با این پیش‌فرض که اسلام‌گرایی، بدون جمهوری اسلامی نیز در ایران دارای خریدار است، مجاهدین بعد از به اصطلاح ترک فعالیت‌های تروریستی، منحل ساختن مبارزه مسلحانه و تعطیل «ارتش آزادیبخش» نیروهای خود را به جای سرود خواندن پادگانی برای نوحه‌خوانی و ترتیب دادن موزیکال سینه‌زنی تمرین و آرایش می‌دهند.

https://youtu.be/XTetmKUO4eo

نوحه‌خوانی و سینه‌زنی ظاهرا نیاز بازار داخلی را برای توجیه داشتن باورهای مذهبی نزد مجاهدین تامین می‌کند، اما، برای جلب حمایت خارجی، بخصوص از دولت تاجرپیشه‌ای مانند ترامپ، آنها نیازمند داشتن کالای بهتری هستند.

بدون شک کسانی مانند جولیانی، گینگریج و بولتون، در داخل و حتی خارج از گروه همکاران رسمی دونالد ترامپ، می‌توانند برای مجاهدین سرپل‌های ارتباطی مناسبی باشند.

اما، برای ساختن پل‌ها، تامین هدف‌های بزرگتر، و طرف معامله شدن با دولت تازه واشنگتن، تکیه بر آشنایی و داشتن روابط کاری با سه مشاور ترامپ کافی نیست؛ ترامپ تاجری است که پیش از معامله، کیفیت کالا و بهای مناسب آن را با هم می‌سنجد و در بازار، عرضه‌کننده‌های دیگر نیز، از جمله جمهوری اسلامی، خود را برای فروش عرضه خواهند کرد.

 ***

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsFormer U.S. Officials Make Millions Advocating For Terrorist Organization (2011)

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters


Link to the full description of Mojahedin (MEK, MKO) Logo (pdf file)

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

(Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam’s Private Army)

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیSydney hostage-taker was affiliated with Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)

مریم رجوی داعش تروریسم Open letter of Ali Akbar Rastgoo to the Australian Ambassador in Germany: Keep Mojahedin Khalq on terrorist List

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

Document on Mojahedin Khalq released by RAND (The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum)

Tom Ridge denies MEK killing of US citizens!Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25657

صحبت از چه رمزی وکدام جاودانگی برای باند رجوی است؟! 

 Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsایران قلم، بیستم ژوئن ۲۰۱۶:… وقتی صحبت از استحاله ی یک جریان سیاسی – نظامی کشور بنام مجاهدین خلق است ، موصوف کردن این جریان به ماندگاری و …، چه صیغه ای میتواند باشد، من عقلم بجایی نمی رسد و لازم است که دراین مورد، خود مصادره کنندگان سازمان توضیح دهند! واینکه طبق کدامین دلیل ومدرک، فرقه ی رجوی که مصادره کننده واستحاله گر سازمان مجاهدین ، هرروز که میگذرد قوی تر میشود ، کار  … 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسماول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟

لینک به منبع

صحبت از چه رمزی وکدام جاودانگی برای باند رجوی است؟!

ارسال شذه توسط آقای حمید تبریزی ـ با تشکر از ایشان ۳۰/۰۳/۱۳۹۵

“سرسخن ” ( سر مقاله) ی رسانه ی اصلی رجوی ” رمز جاودانگی “ نام دارد که بدون توسل به مقدمه، مستقیما وارد مطلب شده و نگاهی به این نوشته میاندازیم.

درابتدای این سرمقاله آمده است:

” «اصالت» و «صلاحیت» بنیان‌گذاران مجاهدین را در ماندگاری نسلی می‌توان دید که از خود به‌یادگار گذاشته‌اند. .. تصادفی نیست که یک جریان مخالف، زیر «بی‌سابقه‌ترین سرکوب فاشیستی معاصر» و «بیشترین مساعدت بین‌المللی ممکن به دشمنانش» هرروز قوی‌تر از قبل بیرون می‌آید، ولی یک قدرت حاکم با دارا بودن «امکانات رسمی»، «ثروتی بی‌حساب» و «بالاترین حمایت‌های بین‌المللی از سوی غارتگران نفتی»، هرروز متشت‌تر در مسیر ریزش و فروپاشی می‌غلتد “.

وقتی صحبت از استحاله ی یک جریان سیاسی – نظامی کشور بنام مجاهدین خلق است ، موصوف کردن این جریان به ماندگاری و …، چه صیغه ای میتواند باشد، من عقلم بجایی نمی رسد و لازم است که دراین مورد، خود مصادره کنندگان سازمان توضیح دهند!

واینکه طبق کدامین دلیل ومدرک، فرقه ی رجوی که مصادره کننده واستحاله گر سازمان مجاهدین ، هرروز که میگذرد قوی تر میشود ، کار ” سعدی ” است که بررسی آنرا به ” عاقلان ” سپرده است!!

غارتگران نفتی چه حمایتی ازمردم ودولت ایران کرده اند؟

آیا جز این ست که درسربزنگاه ها، ایران راازدسترسی به ارز حاصل ازفروش آنها که میتوانست کمک به توسعه ی کشور واقلا جلوگیری از خوابیدن کارخانه های موجود باشد ، محروم کرده اند؟!

اگر این ظلم ها وخیانت ها ، حمایت همه جانبه محسوب شود، پس کارشکنی وعدم حمایت چیست؟

آیا براستی وقت آن رسیده است که فرهنگستان زبان ایران ، به بررسی مجدد واژه ها پرداخته و آنها را طوری تعریف کند که باادبیات خاص رجوی همخوانی داشته باشد؟؟!!

درادامه:

” چهل و چهار سال بعدازآن سحرگاه خونین که در انگاره تفکر جلادان حاکم، این‌طور انتظار می‌رف…به‌این‌ترتیب در آن بر خاک افتادن‌ها، ارزش‌هایی عقیدتی و سنن مبارزاتی برخاست که سرآغازی نوین در تاریخ آزادی مردم ما شد. سنت «فدای بی چشمداشت برای مردم» و «وفای به آرمان آزادی به هر قیمت»، سرچشمه رودی شد که این جنبش را در برابر ضربات و سختی‌های سهمگین راه، بیمه و «شکست‌ناپذیر» ساخت… “.

اولا این فدا کردن، یک خونریزی یک طرفه ایست که مدام ازطرف اعضای فریب خورده بسوی رهبری خودشیفته بنام مسعود رجوی ادامه داشته وما هرگز وفای بی چشمداشت را ازسوی این رهبر حقیر و کوتوله ی سیاسی که شرایط زمانی ومکانی بنفع اوو عامل مهم موفقیت اش بود ، ندیده وسراغ نداشته ایم وبرعکس آنچه بوده جذب یک طرفه وخودخواهانه ای بوده که بنفع رجوی ادامه داشته ودارد وراست آنست که این بیمه شدن به قیمت ازدست رفتن محتوای سازمانی شد که بنیانگذارانش باوجود صداقت ستودنی ، آنرا بوجود آورده بودند که البته زندگی نادرستی این خط مشی را اقلا در کشوری بنام ایران ، به اثبات رسانید!!

ضمنا توضیح نداده اید که مقام وموقعیت رجوی دراین فدا شدن ها وایثار چه بوده است!

اقامت در قصرهای افسانه ای، استفاده ازامکانات رفاهی شاهانه، تصاحب صدها زن متعلق به رفقای خود، هم سفرگی با صدام و …، چرا باید وفا و فدا شدن باشد وعکس آن صادق نباشد؟!

نکند میخواهید بگویید که رجوی با انجام این کارها – که چاره ای درانجام ندادنشان نداشت؟؟! – فداکاری کرده و سپس دچار شماتت وجدان میشد وزجری را تحمل میکرد که حکم فدا شدن وصداقت وایثار داشت؟؟!!

همچنین:

” … حل تضاد واقعی و پرداخت قیمت از خود به‌خصوص در نقطه رهبری آن جریان است که یک جنبش را «متحد» یا «متشتت» می‌سازد…”.

اولا ، وجود رهبر بلا منازع در سازمانی، حتما به معنی قدرت و انسجام منطقی صفوف آن نیست وچه بسا که از برکت !! قحط الرجالی ویا عقب ماندگی تاریخی آن باشد!

ثانیا، جداشدن نزدیک نصف یک جریان سیاسی ازاین نوع رهبر ، بمعنی تشتت اگر نیست پس چیست؟!

بخصوص اینکه باید درنظر گیریم که جدائی ازفرقه ی رجوی ، شبیه جدایی های معمولا محترمانه ای نیست که در سازمان های سیاسی نرمال وکم وبیش معتقد به خرد جمعی ، انجام میگیرد!

جدائی ازباند رجوی که شما عادت کرده اید کماکان آنرا سازمان مجاهدین خلق بنامید، ممکن است درمواقعی به قیمت جان عامل تمام شود و اگر این جدا شونده عامل خوش شانسی باشد، میداند که همواره باید درانتظار لجن پراکنی های مداوم برعلیه خود باشد!!

حمید تبریزی

***