ديدن موردى كه ذهنم را روى جنايات رجوى كنجكاو كرد

ديدن موردى كه ذهنم را روى جنايات رجوى كنجكاو كرد

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس،  هفدهم اکتبر 2014: … همينطور كه داشتم سوراخ ها را ميگشتم، استخوان كله و پنجه انسان ديدم كه از خاك بيرون بود و بعلت باران هايى كه از قبل آمده بود، خاك را شسته و استخوان بيرون زده بود. خيلى تعجب كردم كه مگر اينجا قبرستان است كه مرده دفن كرده باشند. تأثر شديدى وجودم را فرا گرفت. از آنجا به محل استقرار آمدم. اما دائماً ذهنم درگير اين قضيه بود كه خدايا جريان چيست …

مزدور مریم رجوی مریم رجوی، ملکه ترور و جنون سخنرانی در میان عده ای تندرو

لینک به منبع

ديدن موردى كه ذهنم را روى جنايات رجوى كنجكاو كرد

بعد از يك سال از ورودم به سازمان مجاهدين در عراق و قرارگاه جهنمى اشرف، آموزش تخصصى زرهى تمام شده بود و يگانها وارد آموزش تاكتيكى رزم زرهى در نبرد شده بودند كه توسط افسران عراقى كه دوره مربى گرى را در شوروى سابق گذرانده بودند، آموزش داده مى شد.

از رزم واحد تانك تا دسته تانك و گروهان تانك و در نهايت جحفل يا همان رزم متمركز گردان زرهى بود.

من در واحد پشتيبانى آموزش تمرينات عملى تاكتيك سازماندهى شده بودم و كارمان تآمين و آماده كردن نهار و ميان وعده اى دهى و پنجى و همچنين تآمين آب و چاى و شربت و غیره در طول روز در زمين تمرين بود.

تمرين عملى تاكتيك محور ما ( محور ٤ به فرماندهى سوسن”عذرا علوى طالقانى” ) در ضلع جنوبى، بيرون قرارگاه اشرف انجام ميشد. در اين تمرينات، يك مسيرى را از نقطه شروع تمرين (حركت) تا مقصد(هدف) تقريباً دو كيلومتر طى طريق ميشد كه دسته به دسته يكى بعد از ديگرى از صبح زود تا شب، مكرراً اجرا ميشد. اين تمرينات، شامل حركت ستونى دور از ديد دشمن، پله براست، پله به چپ، خطى و خطى ستونى و عبور از ميدان مين و در نهايت بصورت خطى و تهاجم و رزم روى هدف و تسخير هدف، صورت ميگرفت.

يك روز يكى از تانكها در همان ابتداى تمرين و نزديك نقطه شروع، خراب شد، هوا گرم بود و T.N(تعمير و نگهدارى ) روى زرهى كار ميكردند كه تانك تعمير كنند. به من گفته شد كه بايد يك كلمن آب برايشان ببرم، من هم با پاى پياده، يك كلمن آب بردم كه تقريباً ٦٠٠ تا ٧٠٠ متر فاصله داشت. در بين مسير، يك تپه مصنوعى (دست ساز) بود كه اطرافش سوراخ هاى زيادى وجود داشت. در برگشت، حس كنجكاوى ام برانگيخته شد كه بروم نگاه كنم كه شايد بچه روباه تو سوراخ ها باشد و نگاه كنم برايم يك غنيمت بود، چون در قرارگاه اشرف، جز افراد هم يگان و زرهى و خودرو چيز ديگرى در ديد و تفريح نداشتيم. ديدن حيوانى مثل روباه، خودش كلى در روحيه تأثير مثبت ميگذاشت. همينطور كه داشتم سوراخ ها را ميگشتم، استخوان كله و پنجه انسان ديدم كه از خاك بيرون بود و بعلت باران هايى كه از قبل آمده بود، خاك را شسته و استخوان بيرون زده بود. خيلى تعجب كردم كه مگر اينجا قبرستان است كه مرده دفن كرده باشند. تأثر شديدى وجودم را فرا گرفت. از آنجا به محل استقرار آمدم. اما دائماً ذهنم درگير اين قضيه بود كه خدايا جريان چيست كه اسكلت انسان در آن نقطه بوده است، جرأت گفتن آنچه را كه ديده بودم، نداشتم و نمى توانستم به كسى اعتماد كنم كه حرفم را به او بگويم تا شايد جوابى بگيرم. به مدت دو سال با همين تناقض، آمدم كه مدام ذهنم را در مناسبات به خودش مشغول كرده بود. دنبال كشف اين راز بودم و برايم خيلى مهم بود كه از اين معما سر دربياورم. تا اينكه وارد بحث به اصطلاح انقلاب ايدئولوژى درون سازمان شديم. مدت كوتاهى نگذشت كه عملكرد مسئولين سازمان، آشكار شد و محدوديت و سخت گيرى و فشار بيش از حد توان انسان به افراد وارد ميآوردند تا همه وارد بحث انقلاب و طلاق اجبارى شوند. حتى مجردها هم بايد طلاق ذهن ميدادند و خود را براى ماندن اجبارى و لم يرتابو و در رهبرى ذوب شوند. از اين نقطه بود كه كم كم، پچ پچ هاى دو نفره شروع شد و رازهاى درون سازمان كه هر كس خبر داشت، رو ميشد و در بين افراد تشكيلات ميچرخيد و ميپيچيد.

آنجا بود كه در اينگونه رد و بدل حرفها و مشاهدات دوستانه، به عمق جنايات صدام در حق مردمش و همچنين سازمان مجاهدين در هم دستى با جنايات سازمان اطلاعات و امنيت (مخابرات) عراق پى بردم كه حتى افراد ناراضى درون تشكيلات را هم سازمان قربانى اينگونه جنايات مخفى خود كرده است.

رجوى بينهايت از اين اپيدمى (محفل) كه در تشكيلات رواج پيدا كرده و همه اش هم بر اثر كجروى خط و خطوط رهبرى بود، ميترسيد و بحث محفل در درون مناسبات راه انداخت و زير همين پوشش، سخت گيرانه ترين فشارها و محدوديتها را روى اعضاء پياده كرد و ترس را در تشكيلات نهادينه كرد كه به اصطلاح جلوى درز خبرها را بگيرد. اما كور خوانده بود و هر چه محدوديت بيشتر ايجاد ميكرد، بيشتر افرادش بصورت مخفى به محفل رو ميآوردند و بيشتر دست سازمان در جنايت براى افراد رو ميشد. اين محدوديت، يكى از پارامترهاى ذهنى ام بود كه به واقعيت آنچه كه ديده و شنيده بودم، مهر تأييد مي زد و در سال ٧٣ هم به بهانه چك امنيتى، افراد زيادى را شكنجه كرده كه به همين دليل دچار اختلالات روحى شده و ناراضيان را هم سر به نيست كرده يا زير شكنجه كشتند كه خودم شاهد شكنجه بعضى از نفرات و مرگ نفر زير شكنجه جنايتكاران رجوى بودم، ظن و گمانم به ايمان و يقين تبديل شد.

“پایان”

***

Sleepwalking – Mojahedin Khalq Rajavi cult MEK mercenary terrorists


http://youtu.be/oScrIJO6q0M?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

Alejo Vidal-Quadras Mojahedin Khalq terrorist groupخسارت جدی و گرفتاری جدید بقایای صدام و رجوی در پارلمان اروپا

همچنین:

پنج مطلب تاریخی/ تحلیلی دیگر در مورد گل دزدی رجوی از سر قبرها در فرانسه

مریم رجوی داعش اسرائیل غزهانجمن دفاع از قربانیان تروریسم، عبدالکریم ابراهیمی، مهدی سجودی، شهروز تاجبخش، علیرضا نصراللهی و  محمود سپاهی، هفتم اکتبر 2014: … رسوایی پشت رسوایی. عوامل فرقه تروریستی مجاهدین خلق که با صرف هزینه های هنگفت تاز�

دیدگاه رجوى و مفتیهاى وهابى عربستان نسبت به زن از یک آبشخور است

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس،  سی ام سپتامبر 2014: …  مفتى سرشناس و جنجالى وهابيت در عربستان “محمدالعريفى” در جديدترين اظهارات خود گفته است، كتك زدن زن جايز است، زيرا مثل چارپا نفهم است و خداوند بما اجازه داده كه چارپايان را بزنيم، زيرا آنها زبان نفهم هستند و چون چيز

بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن در فرانسه، آغاز سراشیبى و سقوط و نه پیروزى ادعایى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و سوم سپتامبر 2014: …  درست يازده سال پيش در روز هفده ژوئن، دفتر مريم رجوى در پاريس كه منبع اصلى پولشوئى و تخلفات دیگر در اروپا بود، توسط نيروى امنيتى فرانسه مورد شناسائى و هجوم قرار گرفت و شخص مريم رجوى و تعدادى از كادرهاى دربارش، دستگير و زندانى