دیدار اعضای انجمن نجات یزد با خانواده اسیر احمد پایدار اردكانی (خانواده ها به سوی کمپ لیبرتی حرکت کنند)

دیدار اعضای انجمن نجات یزد با خانواده اسیر احمد پایدار اردكانی (خانواده ها به سوی کمپ لیبرتی حرکت کنند)

انجمن نجات، مرکز یزد، دوازدهم مارس 2014: …  از موقعی كه آنها به لیبرتی منتقل شده اند و دیگر بلحاظ شرایط امنیتی حضور خانواده ها در لیبرتی میسر نشد به نظر من شرایط فرق كرده و قطعا همین امر باعث دلسردی و نا امیدی اسیران خواهد شد . بایستی به نظر من  نهضت دیگری راه اندازی شود تا نتیجه آن تعیین تكلیف سرنوشت اسیران برای همیشه باشد و بایستی بهر وسیله ای كه ممكن است اعزام خانواده ها به لیبرتی …

چه کسی پادگان اشرف را بست؟ (مروری اجمالی بر تاریخچه پادگان)

لینک به منبع

دیدار اعضای انجمن نجات یزد با خانواده اسیر احمد پایدار اردكانی

همانطوریكه استحضار دارید یكی از جنایت های بیشماری كه فرقه مجاهدین انجام داده و در مجامع ومحافل بین المللی و حقوق بشری قابل پیگیری و طرح دعوی می باشد، ورود به اردوگاههای اسیران جنگی و اقدام به جذب نیرو از بین اسرای ثبت نام شده توسط صلیب سرخ و حتی اسیرانی كه ثبت نام نشده بودند و نسبت به سایر اسرا در وضعیت نامناسب و اسفباری بسر می بردند، است.

كاری كه سازمان جنایت پیشه مجاهدین بدان دست زد و با دادن وعده و وعید های بسیار عده ای از اسیران را از اردوگاه ها بیرون كشید و دردام پلید و شیطانی خویش گرفتار ساخت تا بتواند ازاین طریق جای نیروهای از دست رفته خویش را درآخرین مسلخ موسوم به فروغ جاویدان پركرده باشد چونكه در اولین نشست بعد از آن عملیات انتحاری كه عده ی زیادی از مجاهدین به هلاكت رسیده بودند بشكل واضحی صندلی های خالی آنان جلب توجه می كرد.

پس بنابراین با آوردن اسیران به قرارگاه حداقل كاری كه انجام شده بود این بودكه توانسته بود در برابر چشم نیروهای خود ریزش نیروهای از دست رفته را كمرنگ جلوه دهد.

مطالب فوق مقدمه ی است بر اینكه در تاریخ27 بهمن ماه سال 1392 خانواده عزیزی میزبان اعضای دفتر انجمن نجات یزد هستند كه برادرشان از اسرای جنگی بوده در دام فرقه گرفتار شده و قریب به سی سال است كه ازآغوش خانواده خویش به دور است.

***

هم اینك درخدمت خانواده آقای سعید پایدار یكی از برادران احمد پایدار هستیم و در ابتدا از اینكه ما را درجمع صمیمی خانواده خویش پذیرفته تشكر می كنیم.

جناب پایدارلطفاً درآغاز شرح حالی از برادرخود برای خوانندگان ما بفرمائید.

به نام خدا
اینجانب سعید پایدار برادر احمد پایدار هستم از اینجا شروع می كنم كه برادرم مثل هر جوان دیگری كه مشمول انجام خدمت مقدس سربازی می شود برای انجام خدمت به سربازی اعزام شد و دو سال مدت سربازی خویش را در زمان جنگ و آنهم درجبهه های جنگ به پایان رسانید.

سوال : بفرمائید آیا برادرتان در اثناء خدمت سربازی اسیر شد؟

نخیر همانطوریكه عرض كردم او مدت سربازی خویش را به پایان رسانید و به خانه بازگشت.

سوال :اگر ممكن است نحوه اسارت ایشان را برای خوانندگان توضیح دهید؟

او پنج ماه پس از بازگشت از سربازی مجدداً به صورت داوطلب از شهرستان قم به جبهه اعزام شد تا از میهن اسلامی خویش دفاع كند و در این مقطع بود كه اسیر شد.

سوال: بفرمایید برادرتان درچه سالی اسیر شد؟

او درجریان عملیات رمضان درسال 1361 بدست نیروهای عراقی اسیر شد. او از جمله اسیرانی بود كه توسط صلیب سرخ جهانی ثبت نام شده بود ونامه هایش بدستمان رسیده بود.

سوال : برادرتان تا چه سالی در اردوگاههای عراق اسیر بوده است؟

تا آخرین ماههای قبل از تبادل اسرا او در اردوگاه بوده و كسانیكه با او دریك اردوگاه بوده اند این مطالب را به ما گفتند.

سوال : ازچه طریق متوجه پیوستن برادرتان به مجاهدین شدید؟

زمانیكه تبادل اسرا شروع شد شور و شوقی وصف ناپذیرهمه ی خانواد ی اسیران و مردم را فرا گرفته بود. مردم به دنبال استقبال عمومی و خانواده ها در پی آذین بندی سردرب منازل ،آماده كردن گوسفند برای قربانی و پخت و پز برای پذیرایی از میهمانان خود بودند و خانواده ماهم از این قاعده مستثنی نبود ، از همه نظر آماده بودیم با توجه به اینكه پدر و مادرمان در قید حیات نبودند بنابراین تمام كارها را خودم بهمراه همسرم بعهده گرفته بودیم ،هرلحظه منتظر بودیم كه اعلام كنند امروز نوبت بازگشت برادرم است، ولی خیلی زود همه چیز به یكباره تغییر كرد،امید جای خود را به ناامیدی داده بود، روزهای آزادی اسیران تمام شد و خبری از برادرم نشد. به دیدن دوستانش رفتم تا از او خبری پیدا كنم آنجا بود كه متوجه پیوستنش به مجاهدین شدم .

سوال : چطور شد كه به مقر اشرف رفت؟

خدا لعنت كند مجاهدین را كه جوانان این مرز و بوم را به هر شكل ممكن به دام خود اسیر می كنند. وقتی كه جنگ پایان می یابد و مدت آتش بس طولانی می شود و یاس و نا امیدی در دل برخی از اسرا رخنه می كند سردمداران این تشكیلات پلید خود را بعنوان منجی جا زده وارد اردوگاهها می شوند و به بهانه های مختلف اسیران را جذب خود می كنند.

او هم پس تحمل حدود نه سال اسارت در اردوگاههای عراق ، فریب مجاهدین را خورده و جذب آنها می شود.و الان نزدیك به 32 سال است كه از وطن دور است.

سوال: در مورد دیداری كه برادرتان امیر با احمد در اشرف داشته برایمان توضیح دهید؟

انطوریكه برادرم امیر برایمان تعریف میكند حدود هشت سال قبل این دیدار كه توسط انجمن نجات برنامه ریزی شده بود انجام شد. كه در این مرحله تعدادی از افراد وخانواده هایی كه فرزندان و بستگانشان در پادگان اشرف حضور داشتند برای دیدار با عزیزان خود به این سفر آمده بودند.

اگر خواسته باشیم كه از جزئیات كامل آن سخن بگویم بقول معروف یك مثنوی هفتاد منی می شود و این گفته ها را كسان دیگری به ذكر آن پرداخته اند، ازاینكه می بایستی از هفت خان رستم بگذری تا عزیز دربند خود را ببینی،ازاینكه ساعت ها در بیرون از پادگان اشرف بلا تكلیف مانده بودند، و یا از اینكه چند مرتبه آنها را ناامید كرده و قبل از اینكه دیداری داشته باشند مجبور به ترك پادگان اشرف كردند، تعریف كردن این وقایع خود وقت جداگانه ای می خواهد، ولی بهر ترتیب این دیدار پس از تحمل سختی های فراوان صورت گرفت .

ولی مشاهده برادری كه سالها رنج اردوگاههای عراق را تحمل كرده وحالا هم سالیان زیادی است كه جوانی خود را به پای سران خود كامه مجاهدین تباه كرده ،دل برادرم را خون كرده بود.

با اینكه بلحاظ سنی سالها از امیر كوچكتراست ولی به مراتب از او پیرتر و شكسته تر نشان می داد.

سوال: بفرمائید درشرایط كنونی شما چه راهكاری را برای بازگرداندن عزیزان دربند پیشنهاد می كنید؟

شما ببینید با تسهیلاتی كه دولت محترم در اختیار خانواده ها و انجمن نجات سراسر كشور قرار داده تقریبا همه ی خانواده ها حداقل برای یكبار به اشرف عزیمت كرده اند وتداوم حضور خانواده ها باعث شد كه طومار پادگان اشرف كه سردمداران فرقه انرا ناموس مجاهدین می نامیدند برچیده شود و این مقر جهنمی برای همیشه بسته شود. اما حضور خانواده ها در شرایط سخت آب وهوایی و امكانات بسیار كم آنجا و تدام این حضور تا بسته شدن اشرف برای عزیزانمان جای دل گرمی بود و آنها به حضور خانواده ها دلگرم بودند و اگر چه اسیر بودند اما خود را در میان فرقه رجوی ها تنها نمی دیدند .

این مطالب را حتی كسانی كه در همین اثنا از اشرف گریخته اند نیز عنوان می كنند. ولی از موقعی كه آنها به لیبرتی منتقل شده اند و دیگر بلحاظ شرایط امنیتی حضور خانواده ها در لیبرتی میسر نشد به نظر من شرایط فرق كرده و قطعا همین امر باعث دلسردی و نا امیدی اسیران خواهد شد .

بایستی به نظر من نهضت دیگری راه اندازی شود تا نتیجه آن تعیین تكلیف سرنوشت اسیران برای همیشه باشد و بایستی بهر وسیله ای كه ممكن است اعزام خانواده ها به لیبرتی از سر گرفته شود تا بدینوسیله هم دل اسیران به حضور خانواده ها گرم شود و هم اینكه جلوی اراجیف سران فرقه را كه اظهار میدارند اینها خانواده ی شما نیستند اگر خانواده شما میبودند چرا حالا به لیبرتی نمی ایند گرفته شود.

به عقیده من چنانچه این شرایط فراهم نشود تلاش خانواده ها در تحصن مقابل اشرف كمرنگ خواهد شد.

به نظر من شرایط فعلی مناسبترین زمان درچندین ساله گذشته می باشد.

هم اینك الحمدلله روابط دو دولت دوست و برادر ایران و عراق پس از سقوط رژیم دیكتاتوری دربهترین سطح ممكن است بارها مسئولین عراقی بر این نكته اصرار دارند كه مجاهدین بایستی خاك عراق را ترك كنند و آنها دراین امر هم بسیار جدی هستند اما سران فرقه خواهان ادامه همین وضعیت بلا تكلیفی برای اسیران هستند چرا كه آنها با ادامه این وضعیت به حیات ننگین خود ادامه میدهند .

بنابراین می توان ازاین فرصت عالی كمال استفاده را برد و بایستی واقعاً این فرصت راغنیمت شمرد. بایستی از سازمانهای بین المللی از قبیل صلیب سرخ و غیره دراین خصوص كمك گرفت تا درحضور آنها نسبت به باز گرداندن آن دسته كه خواهان بازگشت به وطن هستند اقدام شود.

ما خانواده ها تنها كاری كه از دستمان بر می آید همین حضور در مقابل لیبرتی و رساندن فریاد دادخواهی خانواده ها به مسئولین یونامی در لیبرتی است و دیگر كاری كه از خانواده ها ساخته است مكاتبه با سازمانهای حقوق بشر است ولی ابزارهای اجرایی در دست دو دولت ایران و عراق است.

سوال: نظر جنابعالی درخصوص مواضع دولت عراق درقبال مجاهدین چیست؟

دولت عراق بوضوح ثابت كرده كه خواهان اخراج مجاهدین ازخاك خویش است و در این راه نیز تلاشهای فراوانی را انجام داده است اما مشكل ازاینجا ناشی میشود كه هیچ كشوری حاضر به پذیرش آنها نیست وهمین امر موجب تاخیر دراخراج آنها شده است .

آنچه كه هم اینك دولت عراق درپی آن است مواضع به حقی است كه خواست مردم آن كشور است ، پناه دادن به عده ای جنایتكار كه در زمان صدام صورت گرفت ، دیگر با بروی كارآمدن دولتی مردمی درعراق به پایان رسیده ، وجنایاتی كه این گروه ازخدا بی خبر تنها در حق مردم عراق روا داشته دولت و مردم آن كشور را مصمم به اخراج آنها كرده است. بنابراین برای همین عرض می كنم كه درحال حاضر، فرصت پیش آمده بهترین زمان برای خاتمه دادن به حیات ننگین این فرقه ضاله است.

گرچه آنها به آخر خط ننگین وخفت بار خود رسیده اند و بقول معروف دست و پازدن آنها كمكی به نجاتشان نخواهد كرد بلكه آنها را در منجلابی كه خود ساخته اند فرو خواهد برد.

سوال: جناب پایدار بفرمایید به عقیده شما انجمن نجات در این برحه از زمان كه بنظر شما فرصتی طلایی است چه نقشی می تواند داشته باشد؟

همانطور كه درجواب سوال قبلی هم عرض شد ، ما خانواده ها تنها كاری كه می توانیم انجام دهیم پیگیری وضعیت عزیزانمان از طریق نامه نگاری با مجامع بین المللی وحقوق بشری است .

انجمن نجات بحمدالله علیرغم اینكه یك انجمن غیر دولتی و متشكل از هواداران برگشتی است ، تا بحال توانسته خود را بشكلی مطلوب دربین خانواده ها معرفی كند و از طرفی دارای روابط بین الملل است و از این طریق می تواند نقش یك حلقه موثر بین خانواده ها و دیگر محافل حقوق بشری برای رساندن حرف ما به گوش آنها باشد. و از همه مهمتر بعنوان یك هماهنگ كننده ما بین خانواده ها عمل كند.

واگر انشالله فرصتی پیش آید كه قرار بر بازگشت آندسته از افرادی كه خواهان بازگشت هستند این حق و اولویت با انجمن است كه بعنوان یك نیروی اجرایی وارد عمل شود.

آقای پایدار در خاتمه این گفتگوی صمیمی ضمن تشكر مجدد از مهمان نوازی جنابعالی و خانواده محترم كه ما را در جمع خود پذیرا بودید ، چنانچه مطلبی هست كه لازم می دانید بدان اشاره شود بفرمایید.

بنده هم از حضور شما در جمع خانواده كمال تشكر را دارم ، امیدوارم كه زحمات شما وتمامی همكارانتان در دفتر انجمن نجات بزودی نتیجه داده و غبار غم و محنت دوری خانواده ها با عزیزانشان به همت عالی شما برطرف شود.

)
http://youtu.be/7ekhMAj8OxE

خانم نسرین ابراهیمی: زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

همچنین:

ادامه فریبکاری ها و دسیسه های رجوی

بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم فوریه ۲۰۱۴: … در مقاله قبلی در سایت سحر به نشست صوتی مسعود رجوی با ساکنان اردوگاه لیبرتی، که به جای تصویر صرفا عکس ۱۵ سال پیش او به نمایش در آمد، توضیح دادیم. خبرهای تکمیلی رسیده حاکی است که در این نشست رجوی عکسی را روی پرده آورده که تصویر دو نفر در حال نزاع را

هشدار نسبت به ترور جداشدگان توسط فرقه رجوی. چه کسی مسعود دلیلی را کشت؟

بنیاد خانواده سحر، بغداد، سی ام دسامبر ۲۰۱۳: … قرار داشتن جسد مسعود دلیلی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده بوده است در میان کشته شدگان تهاجم به پادگان اشرف این حدس را قوت می بخشد که رجوی مابقی این افراد مانند زهره قائمی و گیتی گیوه چیان که احتمالا همگی مسئله دار و حتی جداشده بوده و در عین حال دارای اطلاعات ویژه مربوط به شخص رجوی بود

موج جدید نارضایتی در اردوگاه لیبرتی: “کدام پیروزی؟ پس تکلیف ۷ نفر چه شد؟”

Mojahedin Khalq_Rajavi cult_June20بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۳: …  موضوع جالب تر اینکه بعد از این قضایا بحث “مؤسسان پنجم” مطرح گردیده که ظاهرا به افراد یک فرصت ۱۰ روزه داده شده تا مجددا به عضویت سازمان درآیند و باز تعهد و امضاء بدهند. تفاوت اصلی و جدی ای

مصاحبه با آقای علی خاتمی

علی خاتمی بنیاد خانواده سحر، بغداد، یازدهم نوامبر ۲۰۱۳: … سرباز بودم و در جبهه پیرانشهر حاج عمران خدمت می کردم. در تاریخ ۱/۹/۱۳۶۶ عملیاتی برای آزاد کردن تپه شهدا داشتیم و همان شب هم صدام حسین مجاهدین خلق را برای کمک آورده بود. زمانی که ما با نیروهای عراقی درگیر شدیم و زیر آتش باری عراق بودیم نفرات سازمان