دیدگاه مجاهدین نسبت به کار و طبقه کارگر

دیدگاه مجاهدین نسبت به کار و طبقه کارگر

کریم غلامی، ایران فانوس، هفتم می 2017:… بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای 70 و 80 ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سالم بود. چنانکه حتی بعضا دچار ضایعات جسمی بیشتری … 

روز زن مجاهدین خلق فرقه رجوی شورای ملی مقاومت ایرانمصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

زنان برده در کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویدر آستانه روز جهانی کارگر نگاهی به اراجیف تازه عباس داوری 

لینک به منبع

دیدگاه مجاهدین نسبت به کار و طبقه کارگر

بعضی وقتها به این فکر می کنم که چه بر سر دنیا آمده و خرد مردم به کجا رفته است. رییس جمهور کشور آمریکا چیزی به نام دونالد ترامپ است. کشور عربستان، بزرگترین حامی گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش، جایزه بین المللی مبارزه با تروریست را دریافت می کند و همین کشور که زن ستیزترین کشور دنیاست، عضو کمیسیون زنان سازمان ملل است کشوری که زنان حتی حق رانندگی ندارند. تقریبا هزار نفر کاندید ریاست جمهوری ایران شده اند، شاید به سختی بتوان یک نفر پیدا کرد که صلاحیت کاندید شدن را داشته باشد. مریم رجوی، فکر نمی کنم در تمام عمرش حتی یک ساعت کار فیزیکی کرده باشد، برای کارگران پیام می فرستد.

اگر نگاهی به منشا روز کارگر و شرایط کار در سازمان مجاهدین بکنیم، عمق فاجعه را خواهیم فهمید. روز اول ماه می روز جهانی کارگر است. منشا این روز جنبش کارگری در اواخر قرن نوزدهم در آمریکا بود. در روز اول ماه می سال 1886 تعداد زیادی از کارگران آمریکایی، دست به اعتصاب زدند و خواستار ساعت کاری استاندارد یعنی 8 ساعت کار در روز شدند. در چهارم ماه می یعنی در چهارمین روز اعتصاب کارگران در شهر شیکاگو آمریکا، پلیس به روی کارگران آتش گشود. تعدادی کشته و تعدای مجروح شدند و در همین رابطه چهار تن دیگر اعدام شدند. با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. برای اولین بار در سال 1933 حزب نازی آلمان روز اول ماه می را تعطیل عمومی و روز ملی خواند، زیرا اعدام شدگان شیکاگو عمدتا آلمانی بودند. در جریان انقلاب سفید در ایران به دستور شاه 20 درصد از سود خالص کارخانه ها می بایست در بین کارگران تقسیم می شد، چیزی که حتی امروزه در کشورهای اروپایی نیز دیده نمی شود.

سازمان فرقه گرای مجاهدین، طبق معمول که در هر رابطه ای مانند دمکراسی و انتخابات و بسیاری موارد دیگر موضع می گیرند و خود را پیشرو می دانند، به تمام کارگران تبریک گفته اند. خانم برگزیده، رییس جمهور منتصب توسط مرحوم اول مسعود رجوی، در پیامی از اعتراض کارگران حمایت کرد. طبق معمول، سئوال این که آیا مجاهدین به طبقه کارگر و حقوق آنها احترام قائل هستند؟ اگر به موضوع کار در درون تشکیلات سازمان فرقه گرای مجاهدین نگاه کنیم، خواهیم فهمید که مجاهدین بطور واقع چه دیدگاهی نسبت به کار و کارگر دارند.

ساعت کار، اصلی ترین محور اعتصاب کارگران شیکاگو آمریکا به کاهش ساعت کار از 10 ساعت به 8 ساعت در روز بود. اما استاندارد ساعت کار در مجاهدین وجود ندارد. اعضای مجاهدین بین ساعت 4 الی 5 صبح (بستگی به زمستان و تابستان دارد) از خواب بیدار می شوند و در بهترین شرایط ساعت 12 شب (ساعت 24) می خوابند. از مجموع 20 ساعت اگر 2 ساعت برای غذا خوردن و کارهای فردی مثل دوش گرفتن کم کنیم 18 ساعت باقی می ماند. اعضای مجاهدین روزانه بین 2 الی 4 ساعت جلسات شستشوی مغزی دارند، با این حساب یک مجاهد روزانه بین 12 تا 14 ساعت کار یا بهتر بگویم بیگاری می کند. در سازمان مجاهدین چیزی به نام روز تعطیل و یا جمعه وجود ندارد. اعضای مجاهدین تمام روزهای سال بدون تعطیلی کار می کنند.

حقوق کار، در سازمان مجاهدین، افراد از هیچ گونه حق و حقوقی برخودار نیستند. به گفته شخص مرحوم اول مسعود رجوی، مجاهد فقط یک حق دارد و آن فدا شدن(مصرف شدن) است. یکی از ایراد هایی که مجاهدین از دولت جمهوری اسلامی می گیرند، حقوق پایین کارگران است. البته که حقوق نه تنها کارگران بلکه تمامی قشرها پایین است. فکر نکنید که این وضعیت در اروپا بهتر است، در همین کشور آلمان یک کارگر حدود 1000 یورو ماهیانه حقوق می گیرد. بخش بزرگ آن در همان یکی دو روز اول ماه از حساب او کم می شود. این پرداخت ها شامل کرایه خانه و برق و آب و بسیاری موارد دیگر، در بهترین حالت برای یک فرد مجرد حدود 300 تا 200 یورو در ماه باقی می ماند که آن هم هزینه خورد و خوراک فرد می شود. این را هم باید بدانید که زندگی اروپا بسیار گران است. پس در نتیجه فرق چندانی بین حقوق کارگران ایران و اروپا وجود ندارد. در درون تشکیلات مجاهدین هر فرد در ماه 4 دلار (12 هزار دینار) دریافت می کرد. البته به افراد پول داده نمی شد بلکه کوپن داده می شد تا وسایل مورد نیاز خود را بخرند، امروزه 500 یورو به هر فرد داده می شود که این حقوق پناهندگی افراد است و هیچ ربطی به سازمان مجاهدین ندارد.

وضعیت معاش در سازمان مجاهدین، اعضای سازمان مجاهدین همواره دو آرزو داشتند، اولی استراحت کافی حداقل 8 ساعت در روز و خوردن غذا تا سیر شوند. از آنجایی که به اعضای مجاهدین پول داده نمی شد و آنها اجازه خروج از اردوگاه اشرف را نداشتند تا بیرون از اشرف مواد غذایی تهیه بکنند(البته پول آن را هم نداشتند)، تنها دست رسی آنها به مواد غذایی همان موادی بود که سازمان در اختیار اعضای خود قرار می داد. میزان مواد غذایی که به اعضاء داده می شد، بسیار کم بود به همین دلیل همواره اعضای مجاهدین گرسنه بودند.

در سازمان مجاهدین اعضای آن فاقد مالکیت شخصی هستند، در همان بدو ورود به سازمان مجاهدین (این را هم باید بدانید که به دلیل تلاش بی وقفه جداشدگان از سازمان، سالیان است که دیگر کسی عضو سازمان مجاهدین نمی شود) تمامی وسایل با ارزش فرد از او گرفته می شود. این حتی شامل لباس نیز می شود. اعضای مجاهدین، حتی از داشتن رادیو محروم هستند شاید باور این برای شما سخت باشد، ولی تا زمانی که مجاهدین در عراق بودند، اعضای آنها حتی تلفن همراه(موبایل) را به چشم خود ندیده بودند و کمترین تصوری از اینترنت نداشتند. بطور مستمر وسایل شخصی افراد بررسی می شد مبادا آنها یک وسیله با ارزش داشته باشند.

بیماری و درمان و از کار افتادگی در سازمان مجاهدین، بیمار شدن و بیمار بودن در سازمان مجاهدین یک جرم و گناه بزرگی است. در سازمان مجاهدین همه باید کار کنند. کار اجباری حتی شامل افراد مسن بالای 70 و 80 ساله هم می شد. معلولین جنگی نیز از این مستثنی نبودند. زمان کار و شرایط کار آنها مانند افراد سالم بود. چنانکه حتی بعضا دچار ضایعات جسمی بیشتری می شدند. در سازمان مجاهدین اصطلاح تمارض به بیماران نسبت داده می شد. تمارض، یعنی فردی که بیمار نباشد اما خود را به بیماری بزند. به دلیل کار یا بهتر بگویم بیگاری، بسیار سختی که از افراد کشیده می شد عمدتا افراد دچار ضایعات جسمی شدیدی می شدند کمر درد، پا درد و دست درد، یک بیماری رایج در سازمان مجاهدین است. بیماران از ترس اینکه مارک „تمارض“ نخورند، ابراز بیماری نمی کردند و هر فرد که بیمار بودنش را مطرح می کرد، در جلسات سرکوبگرایانه که روزانه برقرار می شد فرد را مورد توهین و تحقیر قرار میدادند که او تمارض می کند و می خواهد از زیر کار فرار بکند.

انتصاب ها در درون تشکیلات مجاهدین، یکی از ایرادهایی که سازمان مجاهدین از رژیم می گیرد انتصاب های آقازاده ها در امور کشوری و اداری است. شخص مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیده مقاومت، در اساس هیچ انتخاباتی وجود نداشت، بلکه مرحوم اول مسعود رجوی، او را به این عنوان به شورای به اصطلاح ملی مقاومت و مجاهدین قالب کرد. شاید باور این سخت باشد، ولی عمده مسئولین سازمان فاقد صلاحیت اداره امور آن بودند، تنها کارشان سرکوب اعضای تحت مسئولیت شان بود. یکی از اصلی ترین دلایل سقوط مجاهدین، همین انتصاب ها بود، آنها بجای رشد و پیشروی، روز به روز پس رفت داشتند که امروزه به این نقطه رسیده اند.

مسعود رجوی هرگز کار فیزیکی نکرده و حتی کارهای شخصی خود را هم خودش انجام نمی داد. همواره کسانی بودند که کارهایش را انجام می دادند. این در حالی بود که 12 ساعت کار برای همه یک اجبار بود. بیماران، افراد از کار افتاده، مجروحین جنگی و سالخورده ها، همه می بایست کار می کردند. سران سازمان مجاهدین، کسانی هستند که فقط به خودشان و پول و قدرت فکر می کنند و جان و مال و احساسات دیگران برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد، شعارها و تبلیغاتی که می کنند و قصد عوام فریبی دارند و تماما دنبال منافع خودشان هستند. مردم و طبقات مختلف جامعه بخصوص کارگران هیچ جایی برای آنها ندارد.

„پایان“

*** 

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین 

روز جهانی کارگر مجاهدین خلق فرقه رجوییادی از ۱۱۹۲ کارگری که به‌دست منافقین شهید شدند

مزدور عباس داوری رابط استخبارات صدام. وطن فروشی و ترور در مقابل دلار و دینار

https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و کمیسیون کار! فرقه رجوی

معصومه ملک محمدی و عباس داوریمعصومه ملک محمدی و عباس داوری از کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه 

کسانیکه دست در خون کارگران ایرانی دارند لطفا دم از حقوق کارگر نزنند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29141

انتخابات در ایران و چهل سال خیانت مجاهدین خلق 

 کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین یک فرقه ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستند که برای بدست گرفتن قدرت، از هر گونه خیانت و جنایت فروگذار نمی کنند. طرح مجاهدین برای ایران آینده آمیخته ای از نوع حکومت کره شمالی و حکومت پل پوت(خمرهای سرخ) در کامبوج است. مهدی ابریشمچی، یکی از مغزهای مرتجع و فاسد مجاهدین، آینده شهرهای ایران را اینگونه توصیف کرد، با دیواری شهرها را … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشمشکل مریم رجوی با کلمه “انتخابات” است. خواه در سازمان مجاهدین باشد، خواه در ایران و یا آلبانی

McCain Mojahedin Khalq Maryam Rajavi Terrorism Albania میلاد آریایی: حرف حساب آمریکا با مردم ایران چیست ؟ 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا 

لینک به منبع

انتخابات در ایران و چهل سال خیانت مجاهدین خلق

به دلیل انتخابات در ایران این روزها شعار سرنگونی مد شده و یا می توان روی دیوار این شعار را دید „رای من سرنگونی است“. تا اینجا مشکلی نیست، هر فردی آزاد است هر شعاری بدهد، اما این پرسش را هم باید پاسخ داد که فرض بگیریم جمهوری اسلامی سرنگون شد! چه کسی و چه چیزی را می خواهید جایگزین آن بکنید؟ دادن شعار سرنگونی، کار سختی نیست، اما قسمت سخت آن جایگزینی است.

سوال، چرا سرنگونی نه، اما آزادی و دمکراسی بله؟

پاسخ به این موضوع هر چند که بسیار حساس و سخت می باشد را تلاش می کنم به بیان ساده مطرح بکنم.

„انقلاب و سرنگونی نه، اما تغییر و اصلاحات و دمکراسی و آزادی، آری“ این شعار من است. از همه یک سئوال مطرح می کنم. پرسش این است:

فرض را به این بگیریم که حکومت حاکم بر ایران سرنگون بشود و یک انقلاب نوین در ایران صورت بگیرد! چه چیزی را می خواهید جایگزین این حکومت فعلی بکنید؟

بعضی ها می گویند آزادی و دمکراسی، بله این حرف بسیار زیبا است، اما همه می گویند که آزادی و دمکراسی را به ایران خواهند آورد و کدام یک بطور واقع به آزادی و دمکراسی معتقد است. آیا می خواهید مسعود رجوی و یا مریم رجوی، را جایگزین بکنید؟ هر ایرانی که نام این دو خائن را می شنود، آشکارا تنفر خود را از این دو نشان می دهد. اما پایه ای ترین اصل دمکراسی انتخابات آزاد است! طی ۴۵ سال گذشته در سازمان مجاهدین چند بار انتخابات برگزار شده است؟ و کدام فرد بر اساس صلاحیت و انتخاب بر سرد قدرت رسیده است؟ من طی ۲۵ سالی که در سازمان مجاهدین بودم، حتی یک مورد انتخابات به چشم ندیده ام. به یک نمونه بسیار بارز اشاره می کنم، „مریم رجوی رییس جمهور برگزیده مقاومت“. ابتدا مجاهدین تلاش کردند که مریم رجوی را به عنوان رییس جمهور برگزیده مردم ایران جا بزنند، اما با واکنش عمومی مردم ایران، مجاهدین با غلط کردم های پی در پی مریم رجوی را „رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای دوران گذار“ معرفی کردند. معنی واژه ها در سازمان مجاهدین، بسیار متفاوت با دنیای واقعی است. انتخابات به طور ساده به این شکل است که موضوعی برای انتخاب شدن مانند ریاست جمهوری مطرح می شود و هر فردی آزاد است که خود را کاندید این سمت بکند و عموم با دادن رای فرد مورد نظر خود را انتخاب می کند و هر فردی که بیشترین آرا را به دست بیاورد، این مسند را به دست می گیرد(هر چند که انتخابات کمی پیچیده تر این است).

اما انتخابات در سازمان مجاهدین، به این شکل می باشد: به همان نمونه رییس جمهور اشاره می کنم. مسعود رجوی، مریم رجوی را به عنوان رییس جمهور منتصب می کند و از همه می خواهد که به او رای مثبت بدهند و هر کسی که مخالف باشد، به اصطلاح شخص مسعود رجوی او را „قانع“ می کند. مسعود رجوی این اصطلاح را جایگزین انتخابات کرد، او در یکی از جلسات درون تشکیلاتی مجاهدین، صحبت از شورای ملی مقاومت می کرد، او با توهین به اعضای شورا آنها را نا آگاه و گوسفند مانند می خواند که بدون حضور مسعود رجوی، توان پیش برد هیچ کار سیاسی را ندارند. او توضیح داد که در درون شورا وقتی موضوعی را می خواست به مفاد شورای ملی مقاومت اضافه بکند، ابتدا با تک به تک اعضای شورا صحبت می کرد و آنها را قانع می کرد که به آن مصوبه ی شورا رای مثبت بدهند. شیوه اقناع، در مجاهدین به این شکل است که ابتدا فرد را با مادیات مجاب می کنند و در صورت جواب منفی او موضوع به تهدید و حتی عمل کشیده می شود. در رابطه با اعضای شورا مجاهدین، مشکل را با دادن پول و یا مسافرت های تفریحی و غیره، و در غیر این صورت آنها تهدید می شوند که مدارک مزدوری آنها افشا خواهد شد. مجاهدین طی سالیان نشان داده اند هر فردی که از شورا جدا می شود، مدارک گسترده ای از حقوق مزدوری و مسائل اخلاقی و غیره آن فرد را رو می کنند، برای همین اعضای شورا همواره به مصوبات مسعود رجوی رای مثبت می دهند.

مجاهدین یک فرقه ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستند که برای بدست گرفتن قدرت، از هر گونه خیانت و جنایت فروگذار نمی کنند. طرح مجاهدین برای ایران آینده آمیخته ای از نوع حکومت کره شمالی و حکومت پل پوت(خمرهای سرخ) در کامبوج است. مهدی ابریشمچی، یکی از مغزهای مرتجع و فاسد مجاهدین، آینده شهرهای ایران را اینگونه توصیف کرد، با دیواری شهرها را به دو قسمت تقسیم می کند که در یک طرف مردان و در یک طرف زنان باشند. مجاهدین که اعضای خود را مجبور به طلاق های اجباری می کنند و آنها را از داشتن هر گونه امکانات معمولی زندگی و تفریحی محروم می کنند، مجاهدین که اعضای خود را از داشتن هر گونه رسانه عمومی حتی رادیو محروم می کنند و هر مخالف را زندانی و شکنجه و سر به نیست می کنند و با دشمنان قسم خورده ایران مانند آمریکا و عربستان، عکس یادگاری می گیرند و برای رسیدن به قدرت هر گونه خیانتی نسبت به ایران و مردم ایران می کنند.

پرسش: آیا می خواهید مجاهدین را جایگزین رژیم ایران بکنید؟

یکی دیگر از مدعیان سرنگونی و انقلاب، سلطنت طلبها با نام های رنگارنگ. حکومت پادشاهی، نوع حکومت در دوران فئودالی است، قرنها است که دوران این نوع حکومت ها به پایان رسیده است، هر چند که امروزه در بعضی از کشورها به دلیل عقب ماندگی اجتماعی و سیاسی آنها این نوع حکومت ها حاکم هستند. سلطنت طلبها، تحت نام های مختلف مانند مشروطه خواهی، به دنبال بازگرداندن حکومت پادشاهی به ایران هستند. مشروطه خواهان می گویند که می خواهند شاه را به عنوان رهبر به قدرت برسانند و قدرت او مشروط به وجود پارلمان و غیره است. پرسش اینجا است که چه چیزی تغییر می کند؟ هم اکنون حکومت ایران دارای یک رهبر به نام ولایت فقیه است که در کنار آن این حکومت دارای پارلمان و رییس جمهور و استانداری و شهرداری و بسیاری ارگان های دیگر کنترل قدرت. تنها خواسته کسانی که خواهان انقلاب و سرنگونی هستند، رسیدن آنها به قدرت و حاکمیت و پول است و خواسته مردم ایران جایی در کنار آنان ندارد.

جامعه ایران نیازمند انقلاب است، اما نه از نوع سرنگونی بلکه از نوع انقلاب فرهنگی. مشکل جامعه ایران نا آگاهی عمومی و بی فرهنگی است. طی ۴۰ سال گذشته، جنگ خارجی و ترورهای داخلی جامعه ایران را دچار کم بود شدید قشر روشنفکر و فرهیخته کرده است. اگر خیانت گروه هایی مانند مجاهدین نبود و اگر آنها مبارزه مسلحانه راه نمی انداختند، امروزه صفی از روشنفکران و فرهیخته گان و دانشمندان برای ریاست جمهوری داشتیم. باشد که روزی این صف را برای ایران آینده ببینیم.

„پایان“

***

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویتحریم انتخابات از سوی مجاهدین و پارادوکسهای موجود در آن

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

مزدوران ارتش خصوصی صدام مجاهدین خلق ایران فرقه رجویYes, We Do Know the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) Has a Terrorist Past

Captain Lewis Lee Hawkins killed by Mojahedin Khalq terrorists.
Wondering at those Americans who stand under the flag of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to LOBBY for the murderers of their servicemen

link to one of the Mojahedin Khalq songs advocating killing Americans celebrating killing of Captain Hawkins
(Recorded and distributed by MEK even years after the revolution. In Persian) 

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29050

تقدیم کتاب لیست شهدا به مک کین خیانت به ایران و ایرانی است (+ تسلیت به مردم بالاخص آذربایجان )ا 

کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم آوریل ۲۰۱۷:… از اولین سرودهایی که از سازمان مجاهدین شنیدم سرود“سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه“ بود. مجاهدین همواره خود را ضد امپریالیسم و دشمن اصلی آمریکا می خوانند. در جلسات سرکوب گرایانه مجاهدین که در سال ۲۰۰۱ برگذار کردند، برابر بود با حمله ۱۱ سپتامبر به آمریکا و فاجعه انسانی آن زمان. مسعود رجوی چند روز بعد از این واقعه در یکی از همین جلسات … 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکاعکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

تصویر مریم رجوی در کنار جان مک کین و تقدیم کتاب لیست شهدا به او

جنایت و خیانت به ایران و مردم ایران است

 کریم غلامی، ایران فانوس، ۱۹٫۰۴٫۲۰۱۷

از اولین سرودهایی که از سازمان مجاهدین شنیدم سرود“سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه“ بود. مجاهدین همواره خود را ضد امپریالیسم و دشمن اصلی آمریکا می خوانند. در جلسات سرکوب گرایانه مجاهدین که در سال ۲۰۰۱ برگذار کردند، برابر بود با حمله ۱۱ سپتامبر به آمریکا و فاجعه انسانی آن زمان. مسعود رجوی چند روز بعد از این واقعه در یکی از همین جلسات سرکوب گرایانه با ستایش از „محمد عطا“(فرمانده عملیات تروریستی) یاد آور شد که مجاهدین و ایدئولوژی آنها یعنی „جامعه بی طبقه توحیدی“ یک ایدئولوژی ضد آمریکایی است و مجاهدین دشمن اصلی آمریکایی ها هستند و بعد از سرنگون کردن رژیم خمینی به سراغ آمپریالیسم خواهند رفت.

ایستادن در کنار سناتور رسوا و جنگ طلب آمریکایی، قوی ترین تصویری است که مجاهدین می توانند از دشمنی خود با مردم ایران را، به نمایش بگذارند.

جان مک کین (John Sidney McCain) هم اکنون ریاست کمیتهٔ نیروهای مسلح سنای آمریکا را بر عهده دارد و سناتور ایالت آریزونا است. او همچنین در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، شرکت کرد و از باراک اوباما، شکست خورد. او در جریان جنگ ویتنام هنگام بمباران ویتنامی ها هواپیمایش سقوط کرده و اسیر شد.

جان مک کین، یکی از جنگ طلبان سر سخت است که دشمنی دیرینه ای با ایران دارد و همواره خواستار حمله به ایران بوده است. او در آوریل ۲۰۰۷ در جلسه ای در کارلینای جنوبی در آوازی پشت میکروفون چنین می خواند „بر روی ایران بمب بمب بمب بمب بریزیم“. مک کین، همچنین با تاریخ ایران نیز کینه می ورزد. او در یکی از سخنانش گفته است „من همچنان اندیشناک جاه طلبی آنان (ایرانی ها) هستم که چیرگی ایرانی بر منطقه به درازای تاریخ است.“ جان مک کین طی سالیان همواره طرفدار سخت گیری بیشتر آمریکا در برخورد با ایران بود. او همواره خواهان تشدید تحریم ها بر علیه ایران بود و اولین خواسته او حمله نظامی به ایران است. جان مک کین، در راه اندازی آشوب و جنگ و بنیان گذاری „داعش“ در سوریه نقش کیفی داشت. حمایت و عکس های او در کنار ارتش آزادی سوریه که بعدها تبدیل به „داعش“ شد، بیانگر شدت جنگ طلبی اوست.

ایستادن مریم رجوی در کنار فرد ضد ایرانی و جنگ طلب، به خودی خود نشان دهنده دشمنی مریم رجوی و مجاهدین با ایران و ایرانی هستند، این خیانت او هرگز از یاد مردم ایران و تاریخ ایران نخواهد رفت.

تسلیت به مردم ایران بخصوص مردم شریف آذربایجان

سیل بزرگی در روز جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۶۵ در استان آذربایجان شرقی و غربی رخ داد، متاسفانه تلفات سنگینی در شهرستان های عجب شیر و آذرشهر به همراه داشت به گفته خبرگزاری های ایران تعداد کشته شدگان این حادثه به ۴۸ نفر می رسد. با تسلیت به تمامی خانواده هایی که عزیزان خود را از دست داده اند و برای همه باقی مانده ها، آرزوی سلامتی و شکیبایی و تن درستی دارم.

سوانح طبیعی همواره تلفات و خرابی های بسیار به همراه دارد. همواره می توان با پیشگیری و اخطار دادن، میزان تلفات و خسارات را کم کرد و دولت ایران در این رابطه مسئول و پاسخگو می باشد. چنانکه بعضی از نماینده ها با انتقاد های شدید از دولت و استان داری ها به این موضوع پرداخته اند. من هیچ تخصصی در این پهنا ندارم که بتوان قضاوت بکنم که آیا مقصر وزارت راه بوده و یا عدم واکنش نیروهای امداد رسان. در زمان کودکی این شهرها را دیده ام. شهرستان هایی مانند آذرشهر و عجب شیر و بناب و میان دوآب و مراغه و امسال آن ساختار قدیمی دارند هر چند که طی چندین سال گذشته تغییرات بسیار چشمگیری در این شهرها صورت گرفته است. این شهرستان ها از آن حالت روستایی و ساختار قدیمی خارج شده و مدرن تر شده اند. متاسفانه بستر رودخانه که در آن مناطق مردم جان خود را از دست داده اند، ترمیم پیدا نکرده و دست خوش ویرانی شده است. هر چند که گویا به مردم مناطق هشدار داده شده بود، ولی در اساس دولت تمام و کمال مسئول می باشد.

در این میان اپوزسیون های راحت طلب خارجه نشین، در اشک تمساح ریختن برای مردم ایران روی دست هم بلند می شوند. باید از مجاهدین پرسید که اگر دلسوز مردم ایران هستید، چرا بجای هزینه کردن هزاران دلار برای نمایش جان مک کین در کنار مریم رجوی در آلبانی، آن را کمک مردم سیل زده و نیازمند آذربایجان نکردید؟

با تسلیت مجدد به همه خانواده های عزادار و آرزوی شکیبایی و بردباری و تن درستی برای همه بازمانده ها.

„پایان“

*** 

در رابطه با امریکایی هاای که برای لابی کردن قاتلین سربازانشان زیر پرچم مجاهدین خلق می ایستند چه باید گفت؟!!

McCain Is the MEK’s Newest Fan (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsgrooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28991

رهبران فسیل و نالایق و دمکراسی تحریف شده برای انقلابی نوین 

Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisکریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین برای ایران یک دیکتاتوری به مانند دیکتاتوری کره شمالی در نظر گرفته است. رهبر کره شمالی، هیچ فرقی با مسعود رجوی ندارد. من قبلا مقاله ای به نام „زنان ذوب شده در رهبر“ را نوشتم و به این موضوع پرداختم که می توانید به آن مراجعه کنید. شاید بشاور این سخت باشد ولی زندگی یک روز در حکومت مجاهدین برابر با ۱۰۰ سال زندگی تحت حاکمیت … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

لینک به منبع

رهبران فسیل و نالایق و دمکراسی تحریف شده برای انقلابی نوین

کریم غلامی

کریم غلامی

 بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که شاید مشکل از من باشد، شاید زمانه عوض شده و من متوجه تغییر دوران از خرد و منطق، به بیخردی و وحشیگری نشده ام. بطور مثال، رییس جمهور کشوری مانند آمریکا، یک بیمار با اختلال روانی ژنتیکی است که کمترین اطلاعات عمومی از دنیای سیاست، که شغل جدیدش سیاست است، ندارد. بگذریم که سخن گوی کاخ سفید، دست کمی از خود ترامپ ندارد. ایران برای انتخابات ریاست جمهوری آماده می شود، در همین راستا تعدادی هم که واقعا نمی دانم چرا؟ خود را کاندید ریاست جمهوری کرده اند. سئوال، آیا وزن ۲۰۰ کیلو می تواند صلاحیت یک فرد برای رییس جمهور شدن باشد؟ بعد می گویند که چرا شورای نگهبان صلاحیت بعضی از کاندیدا های ریاست جمهوری را رد می کنند. البته وقتی که ترامپ می تواند رییس جمهور آمریکا بشود، چرا این فرد با ۲۰۰ کیلو وزن نتواند رییس جمهور ایران بشود.

یک جمله قدیمی است که می گوید، وقتی آب سر بالا برود، قورباغه ابوعطا می خواند. مدتی است که در رسانه های مختلف خارجه نشینان راحت طلب مانند رضا پهلوی شاهزاده و چیزی به نام „شورای راهبردی مشروطیت“ (تعدادی پیرمرد با مغزهای پوسیده قرون وسطایی) دم از سرنگونی رژیم ایران می زنند. وقتی متن اطلاعیه این پیر پاتال های مغز پوسیده را خواندم، برای مدتی هنگ کردم! آنها خواستار سرنگونی و انقلاب شده اند. مجاهدین که دم از سرنگونی زده اند و مسعود رجوی طی ۴۰ سال گذشته رویای سرنگونی طی دو سال آینده را داده است، حد اقل کارهایی در این راستا کرده اند، از ترور تا خمپاره زدن و عملیات های مرزی و غیره، ولی این افراد که دم از سرنگونی می زنند چی؟ ایده آنها هم خیلی جالب است که مردم و بخصوص کارگران، با اعتصاب عمومی و خیزش و بقیه موارد رژیم ایران را سرنگون بکنند و این پیرهای فرسوده را بر سر قدرت بیاورند و آنها سلطنت با قید مشروطیت را به ایران برگردانند.

فرض را به این بگیریم که این پوسیده مغزها(مجاهدین و مشروطه طلب ها و غیره) انقلاب کرده و رژیم ایران را سرنگون بکنند، تا اینجا مشکلی نیست. سئوال اساسی، چه چیزی و چه کسی را می خواهند جانشین بکنند. مجاهدین برای ایران یک دیکتاتوری به مانند دیکتاتوری کره شمالی در نظر گرفته است. رهبر کره شمالی، هیچ فرقی با مسعود رجوی ندارد. من قبلا مقاله ای به نام „زنان ذوب شده در رهبر“ را نوشتم و به این موضوع پرداختم که می توانید به آن مراجعه کنید. شاید باور این سخت باشد ولی زندگی یک روز در حکومت مجاهدین برابر با ۱۰۰ سال زندگی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است. مشروطه و حکومت سلطنتی، شکل حکومت دوران فئودالی است که سالیان بسیاری است که این دوران پایان یافته است. سلطنت یک شکل از دیکتاتوری است. حاکم بودن یک فرد برای تمام عمر یعنی دیکتاتوری و این پوسیده مغزها می خواهند یک دیکتاتوری دیگری به خورد ما بدهند. مجاهدین که با رهبری مادام العمر مسعود رجوی و رییس جمهور مادام العمر مریم رجوی، چه فرقی با سایر دیکتاتورها دارند. سلطنت طلب ها که در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ از ایران رانده شدند و دیگر جایی در ایران ندارند و مجاهدین هم ابتدا تلاش کردند که با شرکت در انتخابات به قدرت برسند ولی به قدرت نرسیدند، پس در نتیجه آنها دست به سلاح بردند تا با یک انقلاب به قدرت برسند. جالب اینجا است، تمام کسانی که از طریق دمکراتیک به حکومت نرسیدند، دست به انقلاب زدند و این را خوب می دانیم همه انقلاب هایی که طی تاریخ رخ داده است، همگی به یک دیکتاتوری خشن تبدیل شده اند.

مردم ایران طی سالیان گذشته نشان دادند که هیچ تمایلی به خشونت ندارند و خواهان یک انقلاب جدید نیستند، آنان خواهان دمکراسی از طریق مسالمت آمیز هستند. برای همین در انتخابات شرکت می کنند تا روزی به این خواسته خود برسند، به امید آن روز.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28938

دشمنی کور مجاهدین با انتخابات از هر نوع و هر شکل آن 

کریم غلامی، ایران فانوس، ششم آوریل ۲۰۱۷:… اما مشکل مجاهدین با انتخابات در داخل ایران چیست؟ بعد از سال ۱۳۵۷، مجاهدین تلاش کردند که در انتخابات شرکت بکنند، ولی با شکست روبرو شدند و هرگز نتوانستند حتی یک نماینده به پارلمان و یا شورای شهرها بفرستند. از آنجایی که مجاهدین می دانستند که هیچ شانسی در انتخابات ندارند، همه پرسی … 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینمسعود رجوی، حاضر یا غایب

خروج عراق و سقوط در واشنگتناز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

دشمنی کور مجاهدین با انتخابات از هر نوع و هر شکل آن

انتخابات آزاد و عمومی یکی از پایه های شناخته شده دمکراسی امروزی است. سران فرقه مجاهدین همواره در شعارهای تبلیغاتی خود از انتخابات صحبت می کنند. جالب اینجا است که در مجموع ۴۵ سال گذشته، حتی یک مورد انتخابات در درون تشکیلات خود نداشتند و مضحک ترین قسمت آن این است که مریم رجوی در صحبت هایش، می گوید هر مجاهد خودش رهبری عقیدتیش را انتخاب می کند. مرحوم اول مسعود رجوی، تنها رهبر عقیدتی مجاهدین است و تک به تک اعضای مجاهدین مختار هستند که او را به عنوان رهبر عقیدتی خود انتخاب کنند. در طول عمرم حرفی مضحک تر از این نشنیده ام.

اما مشکل مجاهدین با انتخابات در داخل ایران چیست؟

بعد از سال ۱۳۵۷، مجاهدین تلاش کردند که در انتخابات شرکت بکنند، ولی با شکست روبرو شدند و هرگز نتوانستند حتی یک نماینده به پارلمان و یا شورای شهرها بفرستند. از آنجایی که مجاهدین می دانستند که هیچ شانسی در انتخابات ندارند، همه پرسی قانون اساسی را تحریم کردند. مسعود رجوی، به دنبال قدرت بود و قصد داشت که رهبر انقلاب باشد البته در همان رویاها و توهم های خودش. تنها مشکل اصلی مسعود رجوی، با قانون اساسی ولایت فقیه بود که راه را برای رهبر شدن مسعود رجوی سد کرد. در فضای دمکراتیک حاکم بعد از انقلاب، مسعود رجوی هیچ شانسی برای بدست آوردن هر نوعی از قدرت را نداشت. برای همین ۳ سال بعد از انقلاب، مجاهدین دست به مبارزه مسلحانه زدند تا با کشتار و خشونت، قدرت را به دست بیاورند البته تا به امروز نه تنها حتی یک قدم به قدرت نزدیک نشده اند، بلکه انرژی و خونهای بسیاری از جوانان ایران را بر باد داده اند.

هیچ کدام از بنیادهای سازمان مجاهدین، اصولی و علمی و قانونمند نیست. به عنوان مثال، حرفه ها در درون تشکیلات مجاهدین بر اساس تخصص افراد نیست. مسئول بخش IT سازمان مجاهدین یکی از زنان شورای رهبری بود. او اهل یکی از روستاهای کردستان بود و سطح سوادش در حد ابتدایی بود. این فرد چگونه می تواند مسئول یک بخشی باشد که نیازمند تحصیلات بالای دانشگاهی است، تنها کاری که او می توانست انجام بدهد، سرکوب نفرات و فیلتر و سانسور بود.

همانطور که افراد بر اساس صلاحیت خود در راس امور کارها نبودند، رهبران سازمان نیز هیچ صلاحیتی در رهبری این سازمان نداشتند. اگر مجاهدین در درون تشکیلات خود مانند سایر احزاب اقدام به انتخابات می کردند، بدون شک بسیاری از سران سازمان و شخص خود مسعود رجوی، نمی توانست در قدرت باقی بماند.

مرحوم اول مسعود رجوی و مریم رجوی، بارها در صحبت های خودشان اشاره کرده اند که آنها حاضر هستند مبارزه مسلحانه را کنار بگذارند و در انتخابات شرکت بکنند و با شرط حضور نمایندگان سازمان ملل و نظارت آنها در این انتخابات. البته همه ما می دانیم این ها فقط شعارهای هستند که طبق معمول مجاهدین سر می دهند. برای شرکت در انتخابات تا به حال به هیچ یک از کاندیداها کارت دعوت فرستاده نشده است. اگر می خواهید در انتخابات شرکت بکنید، بسیار ساده است، مبارزه خشونت طلبانه را کنار بگذارید و در انتخابات کاندید شوید. البته پیشتر می توان حدس زد که مجاهدین کمترین شانسی در هر شکلی از انتخابات ندارند و با جواب دندان شکن مردم روبرو خواهند شد.

از آنجایی که مجاهدین می دانند کمترین شانسی در انتخابات ندارند، انتخابات را تحریم می کنند و در هر دوره از انتخابات در تبلیغات خود طوری نشان می دهند که مردم آن انتخابات را تحریم کرده اند. اما شرکت گسترده مردم در انتخابات دور قبل نشان داد که مردم ایران به دنبال خشونت نیستند. آنها هر بار به پای صندوق های رای می روند تا به فردی که می توانند به او اعتماد کنند، رای بدهند تا چهار سال آینده. مادام العمر در قدرت بودن خود نشان دهنده دیکتاتوری است. سئوال از مریم رجوی، شما چه کسی را رییس جمهور منتخب می دانید؟ در کدام انتخابات شرکت کرده و رقبای شما یا کاندیدهای دیگری نیز وجود داشتند یا اینکه مرحوم اول تو را به عنوان رییس جمهور منتخب منصوب کرد و هر اعتراضی را سرکوب کرد. خانم رجوی، شما و همسر مرحوم تان دیکتاتور هستند و مردم ایران به شما رای ندادند. پس تلاش نکنید تا با تحریم انتخابات دور دوازدهم ریاست جمهوری در ایران دردی از دردهای بی درمان خود را پنهان کنید. طی چند صد سال گذشته ثابت شد که مردم ایران خشونت طلب نیستند و هرگز به هیچ کدام از کشورهای همسایه خود حمله نظامی نکرده اند، بلکه مورد تهاجم قرار گرفته و از کشور خود دفاع کرده اند.

با امید و آرزوی ایرانی آزاد و دمکراتیک و با اقتصادی شکوفا و نفی هر گونه خشونت و بنیادگرایی.

„پایان“

*** 

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28827

چهارشنبه سوری، جشن ملی یا جولان گاه بیگانه پرستان 

 کریم غلامی، ایران فانوس، هجدهم مارس ۲۰۱۷:… هر چند امسال دیگر خبری از اشرف و لیبرتی و مرحوم اول مسعود رجوی، نیست تا سازمان فرقه گرای مجاهدین تحت این عناوین شعار پردازی بکند، ولی با این حال امسال از یک ماه پیش تر سازمان فرقه گرای مجاهدین، دست به فراخوان زدند و طی این روزها مدعی هستند که مردم ایران بشکل گسترده ای به این … 

مریم رجوی به خبر مرگ مسعود رجوی گوش میدهداعلام مرگ مسعود رجوی درست پس از شعارهای مریم عضدانلو و مدعوینش در ستایش رهبرشان

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

لینک به منبع

چهارشنبه سوری، جشن ملی یا جولان گاه بیگانه پرستان

قبل از آغاز سخن، طبق معمول کمی در رابطه با آنچه که می خواهیم سخن بگوییم اطلاع کافی داشته باشیم. بنابر این می خواهم کمی در رابطه با جشن چهارشنبه سوری سخن بگویم. از آنجایی که ایران چندین بار به دلیل حمله اعراب، افغانها و مغول ها و سایر ایران ستیزان، ویران شد و آیین باستانی ایران تا مرز فراموشی کامل پیش رفت، اطلاعات دقیق و کافی از پیدایش این آیین در دست نیست و از چه زمانی چهارشنبه به عنوان چهارشنبه سوری، انتخاب شد. اما می توان به یقین گفت که این جشن ها و آیین های باستانی، قدمت بیش از سه هزار سال دارد.

چهارشنبه سوری، یکی از جشن های نوروزی ایرانیان باستان است که طی گذشت سالیان دست خوش تغییرات زیادی شده است. در ایران باستان، برای پیش در آمد یا پیش باز نوروز برگزار می شد که آمیزه ای از چند آیین گوناگون بود. سوری به معنی „سرخی“ است و اشاره ای به سرخی آتش می باشد که در این روز می افروختند. در این جشن، آتش بزرگی می افروختند تا سرما گریخته و گرما باز آید. بیشتر مردمان، آتش را بر روی بامهای خود می افروختند. آنان به این باور داشتند که تنوره آتش و دود بر بامها، „فروهر“ را به خانه های خود رهنمون می کردند. آتش افروختن یکی از جشن ها و آیین های „گاهنبار پنجه“ به معنی ده روز پایان سال بوده. آیین چهارشنبه سوری، از شامگاه(غروب آفتاب) سه شنبه تا بامداد(طلوع خورشید) چهارشنبه، ادامه پیدا می کند که در تمام طول شب آتش روشن نگاه داشته می شود. بعضا به این باورند که چهارشنبه سوری و افروختن آتش در این روز پایه در آتش پرستی دارد، تا آنجا که من می دانم این باور کاملا اشتباه است. در حالی که آتش برای ایرانیان نماد قدرت و گرما و روشنایی بود.

امسال نیز به مانند سالهای قبل شاهد تلفات گسترده ای در ایران بخاطر استفاده از مواد منفجره برای تولید اسباب آتشبازی و حین استفاده از آن بودیم. البته اسباب آتشبازی خطر آفرین هستند. ولی در آلمان و بسیاری از کشورهای دنیا آتشبازی بخشی از جشن های آن کشورها است. اما بعضا میزان تلفات در حد صفر است.

مجاهدین خلق هر ساله از چند ماه پیشتر برای چهارشنبه سوری فراخوان می دهند و مردم را تشویق به آتش زدن اماکن عمومی می کنند. همانگونه که پیشتر گفتم، چهارشنبه سوری یک آیین باستانی است که مردم با جشن گرفتن در این روزها پلیدی و تاریکی و سرما را از خود و خانه خود می زدایند و گرما و روشنایی و نیکی را جایگزین آن می کنند. این خود نمونه بسیار بارزی است که مجاهدین و بخصوص سران آن با این آیین زیبای باستانی دشمنی دارند. آنها بجای جشن گرفتن در این ایام مردم را به آشوب و آسیب رساندن به خود و دیگران فرا می خوانند و بجای زدودن پلیدی از خود، سیاهی و پلیدی وجود خود را به دیگران می گسترانند.

سالها قبل از اینکه مجاهدین تلویزیون خود را راه بیاندازند، برنامه های خود را از رادیو پخش می کردند. روزهای عید بود که مجاهدین طی تبلیغات خود مدعی شدند که مردم به فراخوان مرحوم اول مسعود رجوی، پاسخ گفته و به خیابان ها ریخته اند و با آتش روشن کردن و شعار „ایران رجوی، رجوی ایران“ سر داده اند. برای اثبات این کار خود یک فایل صوتی هم پخش کردند که در کنار صدای هیاهو و آتشبازی، این شعار هم شنیده می شد. من به مسئولم گفتم، صداها که نمی توانند سندی بر واقعی بودن این خبر باشد، مسئول من پاسخ داد، چطور مگه، گفتم می شه همین بیرون تعدادی را جمع کرد و این شعارها را ضبط کرد. مسئولم در حالی که بشدت عصبانی بود، گفت، فکر می کنی سازمان دروغ می گوید (گذشت سالیان نشان داد که دروغ می گویند) من گفتم، نمی دانم ولی این نمی تواند سند دقیقی باشد.

هر چند امسال دیگر خبری از اشرف و لیبرتی و مرحوم اول مسعود رجوی، نیست تا سازمان فرقه گرای مجاهدین تحت این عناوین شعار پردازی بکند، ولی با این حال امسال از یک ماه پیش تر سازمان فرقه گرای مجاهدین، دست به فراخوان زدند و طی این روزها مدعی هستند که مردم ایران بشکل گسترده ای به این فراخوان پاسخ داده و به خیابان ها آمده و آتش روشن کرده و آتشبازی کرده اند. از آنجایی که مجاهدین از بالا تا پایین در حماقت و توهم های دیوانه وار خود غرق هستند، نمی دانند که مردم ایران این جشن باستانی را هر سال جشن می گیرند و آتش می افروزند و آتشبازی می کنند، چه مجاهدین باشند و چه نباشند. چهارشنبه سوری، یک جشن و آیین ملی ایرانیان است و سوء استفاده از آن و دشمنی با آن برابر است با دشمنی با ایران و مردم ایران.

 „پایان“

*** 

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست (نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

*** 

همچنین:

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به آقایان ایرج علیشاهی و محمد حسینی

کریم غلامی، ایران فانوس، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  به تازگی خبردار شدم که شما عزیزان به اروپا رسیده اید و این خبر بسیار خوشحال کننده ای که مرا شاد می سازد. از این که می بینم شما زنده هستند، بسیار امیدوار کنند است. هیچ کس به اندازه من نمی داند که شما عزیزانم در این سالیان چه سختی و رنجی کشیده اید. خوشا که سالیان دراز اسارت به پ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام ژانویه ۲۰۱۵:…  ابراز همدردی و تاسف مرا بخاطر کشته شدن ۱۲ ژورنالیست و پلیس در شهر پاریس، مهد دمکراسی و آزادی را بپذیرید. تفکرات افراط گرایانه مذهبی که همیشه برای پیشبرد اهدافشان متوسل به خشونت می شوند، تحمل شنیدن کوچکترین انتقاد و ایراد را ندارند و جواب هر انتقادی را با خشونت و ترور پاسخ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۵:…عملیات آفتاب، در ۷ فروردین سال ۱۳۶۷ انجام شد و عملیات چلچراغ در ۲۸ خرداد همان سال یعنی بین عملیات آفتاب تا عملیات چلچراغ، فقط دو و نیم ماه فاصله وجود داشت. در این دو و نیم ماه، نیروها باید استراحت می کردند، جمع بندی صورت می گرفت و سازماندهی جدید شکل می گرفت و نیروها آموزشها
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۵:… از سال ۱۳۷۲ به بعد، در سازمان مجاهدین، شاهد گسترش ورود افراد معتاد و قاتل و حتی افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت بودیم. یکی از همین حمایت ها که در درون سازمان مجاهدین با واکنش بسیار شدیدی روبرو شد، حمایت مجاهدین از چند جنایتکار بود. دقیقا بخاطر ندارم در چه سالی بود، ولی فکر کنم