دیپلماسی خیانت و وابستگی (نگاهی به یک دهه دیپلماسی باند رجوی)

دیپلماسی خیانت و وابستگی (نگاهی به یک دهه دیپلماسی باند رجوی)

ایران دیدبان، دهم ژانویه 2016:…  این که «دیپلماسی خستگی ناپذیر» باندرجوی چه بوده است که تحت تأثیر آن تصمیم گیرندگان جنگ علیه عراق مجبور به فاش گویی می شوند را نویسنده ( که از اعضای مرکزیت گروه تروریستی مجاهدین است) به صراحت توضیح نمی دهد اما تلاش فراوانی می کند که مجاهدین را مخالف جنگ و اشغال عراق که هیچگاه و مطلقاً هیچگاه و در هیچ مقطعی رسماً و علناً نه آن را محکوم کردند …

مسعود رجوی عربستان سعودیفرقه رجوی٬ فاحشه سیاسی (گدایی رجوی از مقامات سعودی در ازای ترور در ایران)

کلمه: مجاهدین خلق؛ همچنان نماد وابستگی، خشونت و ترور

لینک به منبع

نگاهی به یک دهه دیپلماسی باند رجوی؛

دیپلماسی خیانت و وابستگی

مریم رجوی عربستان سعودی مزدوری تروریستمسرنگونی صدام بزرگترین ضربه را بر پیکر گروه تروریستی مجاهدین وارد آورد؛ این گروه تا جایی که امکان داشت تلاش کرد که جهت حمله نئومحافظه کاران آمریکایی را به سمت ایران بچرخاند، اساساً رفتن مجاهدین به سراغ برنامه ای هسته ای ایران در راستای همین سیاست بود، اما ناتوان ماند و همچنان با گذشت بیش از یک دهه، از شکست چنین سیاستی اظهار تأسف کرده و به خود می پیچد!

«اما نمونه ای از دیپلماسی ضد مردمی مماشاتگران حمله به عراق بود. پرداختن به ابعاد و پیامدهای این حمله , به نظر نگارنده از ضروریات امروزین در شرایط آشفته جهان و منطقه ماست… حمله به عراق و اشغال آنجا با تمام بی پرنسیبی و وارونه گویی دیپلماتیک به بهانه رخداد فاجعه بار 11 سپتامبر 2001, و ” مبارزه با تروریسم” صورت گرفت.

اما تحت تاثیر دیپلماسی خستگی ناپدیر مقاومت ایران و فشار افکار عمومی از یکطرف و افتضاحات جهانی این حمله و اشغال از طرفی دیگر, ” جک استرا” مجبور به فاشگویی شد:

” آمریکا از سال ۱۹۹۸ در پی تغییر حکومت عراق بود ولی بریتانیا چنین هدفی را دنبال نمی کرد.” »*

این که «دیپلماسی خستگی ناپذیر» باندرجوی چه بوده است که تحت تأثیر آن تصمیم گیرندگان جنگ علیه عراق مجبور به فاش گویی می شوند را نویسنده ( که از اعضای مرکزیت گروه تروریستی مجاهدین است) به صراحت توضیح نمی دهد اما تلاش فراوانی می کند که مجاهدین را مخالف جنگ و اشغال عراق که هیچگاه و مطلقاً هیچگاه و در هیچ مقطعی رسماً و علناً نه آن را محکوم کردند و نه علیه آن موضع گیری نمودند، نشان دهد!

دار و دسته بزدل رجوی که به فرمان رهبرشان به هنگام اشغال عراق دامن پوشیدند و به پابوس افسران آمریکایی رفتند و در سیطره های ارتش آمریکا به نگهبانی پرداختند، اکنون بعد از گذشت یک دهه و بعد از آن که تصمیم گیرندگان این جنگ به اشتباهاتشان اعتراف کرده و زبان به اعتذار گشودند، جرأت یافته و بر اساس مصالح روز و مقاصد صرفاً سیاسی و در راستای دیپلماسی خیانت، منتقد حمله به عراق شده و تلاش می کنند ظهور داعش را از تبعات حمله به عراق و اشغال این کشور قلمداد نماید .

رهبری خائن گروه تروریستی مجاهدین از یاد برده است که به هنگام بهار عربی برای تجاوز نظامیان آمریکایی و ناتو به لیبی که یکی از عوامل مهم در شکل گیری داعش بود، چه کف و سوت و هورایی کشید!

بقایای رجوی که حالا برای ناامیدی عربستان از سیاست آمریکا در خاورمیانه اشک و تمساح می ریزند، به عمد می کوشند که حمایت تمام قدشان از سیاستهای عربستان در منطقه و به ویژه مصر و عراق و سوریه را که موجد اصلی داعش بود را از خاطره ها بزدایند.

اما با این همه تاریخ از یاد نخواهد برد که سیاست و دیپلماسی گروه تروریستی مجاهدین از سال 2001 به این سو اساساً بر پایه جنگ طلبی و هم خطی با نئومحافظه کاران آمریکایی، حمایت از سیاستهای تنش‌زای عربستان در منطقه و حمایت بی دریغ از افراط گران سنی در عراق بوده و هست.

اما نتیجه دیپلماسی خیانت بار دار و دسته رجوی در یک دهه گذشته چه بوده است و چه پیشرفتی داشته است:

– مجاهدین کشورهای غربی را به حمله نظامی به سوریه به عنوان متحد منطقه ای ایران دعوت کردند. آیا این وضعیت به ظهور و فاجعه داعش کمک رساند یا سرنگونی صدام!

– رهبری خائن مجاهدین، در طول دهه گذشته از هر فرصت استفاده کرده اند و آمریکا را به حمله نظامی به ایران تحریک و تشویق کردند، بدون آن که به نتایج و فجایع چنین فاجعه ای برای مردم ایران و منطقه فکر کنند و امروز درد داعش گرفته اند!

– با این وجود از ده سال پیش تا کنون همچنان آمریکا و کشورهای غربی را به مماشات متهم کرده‌اند و همچنان از سیاست به اصطلاح مماشات می نالند!

– ازده سال پیش تا کنون همچنان درخواست کمک و امداد برای ماندن در عراق را داشته و دارند اما هیچ توفیری در وضع آنها پیدا نشده که این نشانگر عمق و شدت اثرگذاری دیپلماسی خیانت است!

– نتیجه قابل رضایت برای دار و دسته رجوی و رهبری خائن گروه تروریستی مجاهدین، برگزاری چند تجمع و گردهم آیی در فرانسه و با شرکت چند سیاستمدار بازنشسته غربی بوده است، این نیز نشان می دهد که حداکثر قدرت مانور این دیپلماسی چه اندازه است!

به هر حال به نظر می رسد که ادامه سیاستهای استعماری گذشته در منطقه خاورمیانه فقط خواستهای کشورهای مرتجعی همچون عربستان و دار و دسته های خائنی مانند باندرجوی است، وگرنه غربیها نیز با درک منافع خود به این نتیجه رسیده اند که خاورمیانه آرایش جدیدی لازم دارد که در آن کشورهای مستقل نقش پررنگ تری بازی خواهند کرد.

__

*دیپلماسی ننگ و جنایت – دیپلماسی مردمی؛ هادی محسنی

(پایان)

***

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

پارلمان عراق در حمایت از خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتیIraqi Parliament take action to aid families of Liberty residents Iraq

رحوی اعضای مجاهدین خلقرهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22953

وقتی آمریکا سعی می کند خواسته های مردمی را درک نکند

ایران دیدبان به نقل از امریکن کانسروتیو، چهارم ژانویه ۲۰۱۶:… نظرات و تمایلات مردم کشورها برای جنگ طلبان آمریکا هیچ ارزشی ندارد و آن ها تنها این هدف را دنبال می کنند تا با جا زدن نماینده هایی برای مردم، دستاویزی برای اجرای سیاست های خود به دست آورند. تبعیدی ها ادعا می کنند از طرف مردمشان صحبت می کنند و حامیانشان در اینجا وانمود می کنند که دروغ آن ها را باور کرده اند. جنگ طلبان در …

The Factual Errors in John Bolton’s “Bomb Iran!” (Supporting Mojahedin Khalq terrorists for money)

لینک به منبع

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

از بال و پر دادن به تبعیدی ها تا مصادره به مطلوب مخالفین؛

وقتی آمریکا سعی می کند خواسته های مردمی را درک نکند

دنیل لاریسون، امریکن کانسروتیو (ترجمه ایران دیدبان)

اما اشفورد* در یادداشت خود در امریکن کانسروتیو به برخی از تبعات خطرناک سیاست گذاری در آمریکا با مشورت گرفتن از گروه های تبعیدی لابی گر اشاره می کند:

«سیاست گذاران در واشنگتن در این قضیه مبرا از گناه نیستند. دعوت اخیر کنگره از «مجاهدین خلق» برای شهادت دادن در«کمیته فرعی تروریسم مجلس نمایندگان» درباره موضوعات مربوط به ایران و داعش نشان می دهد چگونه گروه هایی از این دست، برخی مواقع از بررسی های مرسوم کنگره معاف می شوند. «مجاهدین خلق» مخالف سرسخت حکومت ایران است و بر کسی پوشیده نیست که خارج شدن این گروه از فهرست سازمان های تروریستی خارجی وزارت خارجه در سال ۲۰۱۲، در نتیجه لابی گری های گسترده آن در کنگره به وقوع پیوست. مجاهدین خلق سازمانی کومونیستی است و به صورت فرقه ای اداره می شود. وقتی از این گروه دعوت می شود تا در کنگره علیه ایران شهادت بدهد، چنان افراطی موضع می گیرد که نمایندگان سایر گروه های اپوزوسیون ایران، از قرار گرفتن با آن در یک پنل مشترک شانه خالی می کنند.»

اشفورد کاملاً درست می گوید. من تنها می خواهم نکته ای را به مطلب او اضافه کنم و آن این که قصور سیاست گذاران تنها به اعمال نکردن دقت نظر در بررسی صلاحیت افراد و گروه های تبعیدی منحصر نمی شود. بسیاری از سیاست گذاران از سر خصومت با یک حکومت خاص، تلاش می کنند نماینده هایی را از گروه های اپوزوسیون آن حکومت که مواضعی شبیه خودشان دارند، پیدا کنند و به آن ها بال و پر بدهند، ولو بدانند که این تبعیدی ها بر خلاف ادعایشان، نماینده واقعی اپوزسیون آن حکومت نیستند. سیاست گذاران سپس به دروغ عنوان می کنند که موضع اتخاذ شده از سوی چند کشور غربی و آن گروه تبعیدی افراطی «خواست» مردم حکومت مورد نظر است. تبعیدی ها با اظهارات حمایت آمیز خود، این گونه القا می کنند که مداخله آمریکا در صورت وقوع با استقبال مردم روبرو خواهد شد (دروغی که اگر هیچ کاربردی نداشته باشد، در تبلیغات و جنگ روانی مؤثر خواهد بود) و به این ترتیب به تمایل جنگ طلبان برای تغییر رژیم «مشروعیت» می بخشند. واشنگتن هم در ازای حمایت تبعیدی ها از جنگ طلبان، مهر تأییدی بر فعالیت آن ها می زند.

تقویت سازمان مجاهدین خلق، ماجرایی که امروزه در ایالات متحده شاهد آن هستیم، مثال ملموسی از سیاست مزبور است. بسیاری از ایرانی ها در ایران و سرتاسر جهان به دلایل کاملاً مشخص از مجاهدین خلق بیزار هستند. هرچند، اگر کسی به تبلیغات هواداران بسیار آن ها در داخل دولت یا خارج از آن گوش دهد، ممکن است گمان کند که آن ها دولتی مردمی و در تبعید هستند و مریم رجوی، رهبر فرقه آن ها، آزادی خواهی واقعی است. این دروغ دستاویزی شده برای بسیاری از حامیان جنگ طلبان تا آشکارا خود را در کنار گروهی قرار دهند که منفور ایرانی های سراسر جهان است، با این حال، خود را قهرمان «خلق ایران» در مقابل دولت این کشور معرفی می کند. نظرات و تمایلات مردم کشورها برای جنگ طلبان آمریکا هیچ ارزشی ندارد و آن ها تنها این هدف را دنبال می کنند تا با جا زدن نماینده هایی برای مردم، دستاویزی برای اجرای سیاست های خود به دست آورند. تبعیدی ها ادعا می کنند از طرف مردمشان صحبت می کنند و حامیانشان در اینجا وانمود می کنند که دروغ آن ها را باور کرده اند. شاید افراد کمی وجود داشته باشند که آن قدر ساده لوح باشند که اعتقاد داشته باشند فرقه تمامیت خواه مجاهدین خلق واقعاً «گروه اپوزسیون سکولار و دموکراتیک» ایران است، اما بیشتر آن ها آدم های گیجی نیستند و متأسفانه از روی آگاهی و برای مقاصد سیاسی خودشان از این سازمان مخوف حمایت می کنند.

سیاست گذاران در قبال اپوزوسیون های خارجی که برخلاف سازمان مجاهدین خلق فعالیت چندانی در واشنگتن ندارند، نیز، رویه ای مشابه در پیش می گیرند [در این جا نیز نظرات مردم را نادیده می گیرند.] آن ها به جای تلاش برای درک اهداف واقعی جنبش های مخالف، مقاصد خود را به جای خواسته های مخالفین جا می زنند و در جلسات و مباحثات سیاسی مختلف، آن ها را مطرح می کنند تا این گونه القا کنند که باید برای مخالفین کاری کرد. هرچند، همان طور که گفته شد، آن ها به دنبال مقاصد از پیش تعیین شده خود هستند، نه پیگیری خواسته های مخالفین. برای مثال، جنگ طلبان در سال ۲۰۰۹ از اعتراضات «جنبش سبز» در ایران حمایت کردند، زیرا آن را به غلط فرصتی برای بی ثبات سازی و حتی براندازی حکومت می پنداشتند. از این رو، آن ها از اوباما انتقاد می کردند که چرا در حمایت از معترضین «کم گذاشته»، فرصت براندازی را «تباه» کرده است. برای جنگ طلبان اهمیت نداشت که بیشتر معترضین کمک آمریکا را نمی خواستند یا این که آن ها به دنبال تغییر رژیم نبودند. جنگ طلبان خیال می کردند معترضین پتانسیل تغییر رژیم را دارند و به این خاطر می بایست از آن ها حمایت کرد.

در این سیاست گذاری غلط، علاوه بر منافع کشوری که گروه تبعیدی از آن می آیند، منافع ایالات متحده نیز به کلی نادیده گرفته می شود و باید گفت مردم هر دو کشور قربانی جاه طلبی های تبعیدی ها و توهمات جنگ طلبان هستند.

____________________

* پژوهشگر اندیشکده کیتو

***

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICongress cannot rely on Rajavi’s testimony – Camp Liberty residents must be taken to safety now

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22918

جمهوری اسلامی موظف است پی گیر وضعیت اتباعش در کمپ لیبرتی باشد

ایران دیدبان، دوم ژانویه ۲۰۱۶:…  این ادعا که چون فلان گروه از خانواده ها و افراد توسط جمهوری اسلامی مأمور شده اند که تقاضای ملاقات با خانواده هایشان را داشته باشند، بر فرض صحت هیچ نقطه منفی برای آن خانواده ها به حساب نمی آید، حتی یک مأمور نیز بدون آن که فحش بشنود، بدون آن که لجن مال شود و یا در تنهایی بمیرد نیز حق ملاقات با همسر و فرزندانش را دارد. تمام کسانی که یک جداشده و یا خانواده …

کمپ لیبرتی خانواده گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجویاز درخواست همه خانواده ها بدون گزینش پشتیبانی کنیم

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015قربانعلی حسین نژاد:  سخنی با منتقدین رجوی. چرا در برابر شکنجۀ یک پدر و دختر جلوی مقر مریم رجوی سکوت کرده اید؟

لینک به منبع

جمهوری اسلامی موظف است پی گیر وضعیت اتباعش در کمپ لیبرتی باشد؛

مجاهدین و مبارزه با خانواده ها برای رجوی

گروه تروریستی مجاهدین، اکنون در دو جبهه درگیر جنگی تمام عیار است؛ در جبهه ای علیه جداشدگان از این گروه و در جبهه ای دیگر علیه خانواده اعضای این گروه!

این وضعیت که هنوز چشم اندازی برای گسترده تر شدن آن در داخل تشکیلات و اعضای فعلی گروه و چه در بعد خارج تشکیلاتی و افزوده شدن خانواده های بیشتری از اعضایی که تا به حال هیچ امیدی برای تلاش جهت رهایی فرزندشان نداشته اند، حاصل سه دهه فریبکاری و خیانت رجوی به اعضای این گروه و خانواده‌هایشان هست.

رجوی برای آن که پیشینه خیانت بار خود و تشکیلاتش علیه عناصر این گروه را بپوشاند، با متوسل شدن به اتهام زنی و هتاکی علیه کسانی اگر نسبت وابستگی و تعلقاتشان با این گروه از بسیاری از اعضای مرکزیت فعلی مجاهدین بیشتر نباشد، کمتر نیست، می کوشد قضیه را سیاسی کرده و آن را یک توطئه علیه خود و تشکیلاتش وانمود کند.

این رویه احمقانه رجوی، قبل از هر چیز تبلیغی برای پیروزی جمهوری اسلامی بر مجاهدین است؛ این اتهامات اگر واقعی باشد، نشانگر موفقیت ارگانهای اطلاعاتی ایران در جذب اعضا و خانواده ی اعضای این گروه می باشد و اگرغیر واقعی باشد، ناچاری باند رجوی در تعامل با اعضای جداشده اش و ناتوانی از اجابت خواسته های به حق و انسانی آنها به دلائل سیاسی – امنیتی است.

در یک نمونه، رهبری مجاهدین پس از گذشت سالها از اجبار نیروها به طلاق و جدایی از همسرانشان، همچنان از ارتباط این افراد بیمناک است؛ جای تردید نیست که این نگرانی از جانب نیرویی است که در تشکیلات این گروه است و این اطمینان وجود دارد که فقط تا زمانی به این گروه وفادار می ماند که تحت کنترل و در چارچوب فیزیکی تشکیلات باشد و گرنه لازم نبود باندرجوی بسیاری از هزینه هایی که اکنون برای کنترل نیروها و جلوگیری از جداشدن آنها می دهد را بپردازد.

در باره جنگی که مجاهدین علیه نیروهای خود به راه انداخته است، ذکر دو نکته مهم به نظر می آید:

اول این که در باره خصلت خیانت کاری و پشت پا زدن به افراد و نیروهایی که عمر و جوانی خود را برای این جریان گذاشتن و اتفاقاً هریک وفا و صداقت بیشتری به خرج دادن متحمل خیانت بیشتری شدن، بایستی گفت که این ویژگی قبل از هر چیز ریشه درایدئولوژی فرومایه و ضدانسانی مجاهدین دارد که به طور ویژه فقط منافع تشکیلاتی یک شخص را تأمین می کند و فاقد کمترین عنصر انسانی و ارزشمند و متعالی است.

دوم این که رهبری مجاهدین متأسفانه با چنین رویکرد غیرانسانی، در بخشهایی موفق شده است که اعضا و خانواده هایشان را با نسبت دادن آنان به جمهوری اسلامی از خواسته های بر حقشان محروم کند- که تعدادی از جداشدگان خواسته و یا ناخواسته به این سیاست کمک کرده اند- در حالی که این داعیه از اساس یک فریبکاری برای فرار کردن ازعمل به مسئولیتهایی است که خواه ناخواه بر عهده آنان است.

این ادعا که چون فلان گروه از خانواده ها و افراد توسط جمهوری اسلامی مأمور شده اند که تقاضای ملاقات با خانواده هایشان را داشته باشند، بر فرض صحت هیچ نقطه منفی برای آن خانواده ها به حساب نمی آید، حتی یک مأمور نیز بدون آن که فحش بشنود، بدون آن که لجن مال شود و یا در تنهایی بمیرد نیز حق ملاقات با همسر و فرزندانش را دارد.

تمام کسانی که یک جداشده و یا خانواده اعضای دربند مجاهدین را به خاطر پناه بردن به جمهوری اسلامی و یا حتی استفاده از امکانات ایران برای داشتن یک زندگی سالم و امن و یا دیدار فرزندش تقبیح می کنند در حقیقت آب به آسیاب این سیاست ضدانسانی و ایدئولوژی فرمایه می ریزند.

جمهوری اسلامی در بدترین حالت موظف است به دلیل تعهداتی قانونی و عرفی نسبت به شهروندانش و حداقل در سطح یک سازمان بین المللی، پی گیر وضعیت و سرنوشت اسرای به گروگان گرفته شده توسط مجاهدین و نیز نیروهایی که به دسیسه و فریب کار و اقامت در خارج از کشور سر از اردوگاه مجاهدین درآورند با تمام ابزارها و اهرم های ممکن باشد.

جمهوری اسلامی یک طرف این دعوا هست و باید باشد و هر کس به هر دلیلی تلاش کند ایران را از رسیدگی به سرنوشتش اتباعش کنار بگذارد، در حقیقت در جهت منافع کثیف باندجنایتکار رجوی گام بر می دارد، مگر آن که استدلال قاطع تری برای ماندن این افراد در عراق و در آن اردوگاه داشته باشد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22504

عراق از حذف نام مجاهدین خلق و رهبران ترویست آن در نظریه غیر الزام آور سنای امریکا استقبال می کند

ایران اینترلینک، هشتم دسامبر ۲۰۱۵:… ما بخصوص متوجه شدیم که در این مطلب منتشر شده رسمی از طرف سنای امریکا هیچ نامی از مجاهدین خلق و یا نامهای دیگر آن و یا نامی از رهبران تروریست آن (رجوی – م) برده نشده است” و باید بگوییم که “این کمک کار ترین موضعی گیری است که در دوازده سال اخیر از طرف امریکا دریافت کرده و شاهد بوده ایم … ما این موضع گیری را بعنوان چراغ سبزی قلمداد می کنیم …

پارلمان عراق در حمایت از خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتیIraqi Parliament take action to aid families of Liberty residents Iraq

لینک به متن انگلیسی

عراق از حذف نام مجاهدین خلق و رهبران ترویست آن در نظریه غیر الزام آور سنای امریکا استقبال می کند

بخشی از گزارش مرتبط با بودجه دفاعی تصویب شده در سنای امریکا (گزارش ۱۱۴-۲۲۷۰) مطلبی است تحت عنوان “احساس (یا نظر) کنگره در رابطه با حفاظت از مخالفان ایرانی در کمپ لیبرتی عراق” – ترجمه آن در زیر این مطلب آمده است

ایران اینترلینک توانست با برخی از مسئولین اخراج این افراد از عراق صحبتی تلفنی داشته باشد. مقام ذیربط با شرط ذکر نکردن نام وی اعلام نمود که “عراق با تمامی هفت بند این بخش توافق کامل دارد”. وی تاکید کرد که ورای این توافق ” ما بخصوص متوجه شدیم که در این مطلب منتشر شده رسمی از طرف سنای امریکا هیچ نامی از مجاهدین خلق و یا نامهای دیگر آن و یا نامی از رهبران تروریست آن (رجوی – م) برده نشده است” و باید بگوییم که “این کمک کار ترین موضعی گیری است که در دوازده سال اخیر از طرف امریکا دریافت کرده و شاهد بوده ایم … ما این موضع گیری را بعنوان چراغ سبزی قلمداد می کنیم که به ما اجازه می دهد تا بدون دخالت بیرونی بتوانیم به کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد کمک کنیم تا بتواند به وضعیت تک تک این افراد بصورت منفرد و فارغ از هر گونه وابستگی یا دخالت گروهی و سازمانی رسیدگی کند”.

مقام مذکور همچنین بیان داشت که دولت عراق در کلیت آن “خود را موظف میداند” تا با همکاری نزدیک با مقامات امریکایی در بغداد و دیگر نقاط تمامی بند های هفت گانه این ضمیمه غیر الزام آور سنا را محقق سازد. وی افزود که “در همین رابطه عراق بسیار خوشحال خواهد شد تا برای تمامی کسانی که بخواهند به هر طریق کمکی به خروج این افراد از کشور کنند سریعا ویزا صادر کند که البته خانواده های این افراد را نیز شامل میگردد” والبته “در ورای آن از حضور تمامی نمایندگان و افراد غیروابسته و مستقلی که بتوانند کمک کنند نیز استقبال می کنیم”.

سالهاست که دولت عراق و نمایندگی سازمان ملل در عراق (یونامی) سعی کرده اند تا بر طبق قوانین عراق و همچنین قوانین بین المللی بصورت فرد  به فرد به مسائل مستقرین در کمپ رسیدگی کنند ولی این کوشش و سعی همواره با سد لابی های سازمان مجاهدین خلق و نیروهای خارجی به هدر رفته است و این نیروها عملا سدی بین ارتباط سازمان ملل و نفرات کمپ بوده اند. این خبر بسیار خوشحال کننده ای است که در گزارش منتشر شده اخیر سنای امریکا نام سازمان مجاهدین، اسامی دیگر و نامهای لابی های آن بصورتی چشمگیر کاملا حذف شده است.

در ادامه به ترجمه بخش ۱۲۲۷ (بخش “نظر غیر الزام آور” در مورد لیبرتی) از گزارش ۱۱۴-۲۷۰ کنگره در رابطه با بودجه دفاعی سال ۲۰۱۶ ایالات متحده توجه بفرمایید:

بخش ۱۲۲۷٫ احساس (نظر) کنگره در رابطه با حفاظت مخالفان ایرانی مستقر در کمپ لیبرتی عراق.

احساس و نظر (غیر الزام آور- م) کنگره این است که ایالات متحده امریکا باید:

۱- گامهای سریع و مناسب و منطبق با توافقنامه های بین المللی بردارد تا کمکی به امنیت فیزیکی و حفاظت از ساکنان کمپ لیبرتی در عراق باشد

۲- از دولت عراق تقاضا کند تا به تعهداتش و توافقنامه با ایالات متحده عمل کرده و از ایمنی و رفاه مستقرین در کمپ لیبرتی اطمینان حاصل کند.

۳- از دولت عراق تقاضا کند تا از وجود غذا، آب تمیز، خدمات پزشکی، برق و سایرنیازهای انرژی، و دیگر تجهیزات و لوازم لازم برای ساکنان در زمانهایی که ممکن است محاصره شده یا تحت حمله نیروهای خارجی قرار گیرند اطمینان حاصل کند.

۴- با استرداد اجباری ساکنان لیبرتی به ایران مخالفت کند

۵- به جامعه بین المللی برای اجرای طرح جابجایی ایمن و مطمئن و دائمی ساکنان کمپ لیبرتی کمک کند. شامل کمک در طراحی کامل و قدم به قدم برای کشورهای دریافت کننده آنها، ایالات متحده امریکا، کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل و مستقرین در کمپ که به کشورهای دریافت کننده منتقل می گردند.

۶- تشویق ساکنان کمپ لیبرتی به ادامه همکاری کامل و نزدیک با مقامات جهت تسریع فرایند انتقال آنها

۷- کمک به کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد در تسریع پروسه انتقال ساکنین کمپ لیبرتی به اماکنی امن در خارج از عراق

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

***

همچنین:

رجوی یک بار دیگر از غرب برای نجات تشکیلاتش کمک خواست

ایران دیدبان، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۵:… اما نکته بسیار مهم که ظاهراً احمق های حاکم بر گروه تروریستی مجاهدین چاره ای جز تن دادن به آن ندارند، همانا اعتراف بر قدرت و نقش آفرینی ایران در این بحران است که با زبانی معکوس و وارونه آن هم به سبب بالا بردن قیمت خود به آن اعتراف می کنند. در مقابل پاسخ صریح کش

روز دانشجو و وضعیت فلاکت بار مجاهدین

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم دسامبر ۲۰۱۵:…  و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد. وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند ک

عضو رهبری مجاهدین: امریکا مجددا عراق را اشغال کند!

ایران دبدبان، سی ام نوامبر ۲۰۱۵:… مجاهدین عادت کرده اند لقمه را دور سرشان بچرخانند و در دهانشان بگذارند، اصولاً سرراست نیستند و ذاتاً دروغگو؛ تا خرخره گرفتار در منجلاب بدبختی و بحران هستند و محتاج آویزان شدن به کشوری که آنها را مثل صدام زیر بال و پر بگیرد، اما به طرف مقابل می گویند که برای نجات خ