راه اندازی فاز سرنگونى، شيادى رجوى و خانمش

راه اندازی فاز سرنگونى، شيادى رجوى و خانمش

 Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه 2017:… واقعيت اين است كه رجوى با حربه سرنگونى، بسيارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ايران را به عراق كشاند و به كشتن داد و با وعده هاى دروغين، تشكيل ارتشى تحت امر و مزدور يك ديكتاتورى كه هزار برابر جنايتكارتر و سبوع تر در حق مردم خودش و همسايگانش نسبت به آخوندها بود تشكيل داد و خودش را غلام … 

غلط کردم مریم رجوی در مقابل جمهوری اسلامیمریم رجوی: سرنگونی رژیم در ایران منوط به سرنگونی دولت سوریه است. خنده حضار. 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

لینک به منبع

راه اندازی فاز سرنگونى،  شيادى رجوى و خانمش

عبدالکریم ابراهیمی

عبدالکریم ابراهیمی

 باز جيغ سرنگونى و مرحله و فاز آن، عبارتى بس شيرين و دلنشين براى برانداختن ريشه ظلم و بيدادگرى و ديكتاتورى، اما اين كلمه براى رهبرى فرقه رجوى يك حربه خاص و بخصوصى است. شايد فكر كنيد كه هدف نابودى ديكتاتورى در ايران است! اما با تأسف و هزاران تأسف بايد يك واقعيت را گفت كه خود به مدت بيست و پنج سال در درون اين تشكيلات به خوبى با پوست و گوشت خود آن را چشيده و ديده و درك كرده ام. واقعيتى كه وقتى اسم آن را مي شنوم نفرت و انزجار تماميت وجودم را از رجوى و به ميان كشيدن بحث سرنگونى، فرا مي گيرد. شايد فكر كنيد كه به قول رجوى من هم مزدور وزارت اطلاعات هستم و خواهان سرنگونى نيستم، اما صبر داشته باشيد و بعد قضاوت كنيد.

رجوى اين جرثومه جهل و جنايت و خرافات و اين شيطان مجسم دوران، با حربه „سرنگونى“ از سال ٦٢ تا الان، آن هم با شيوه قهرآميز و مسلحانه، بر شيپور تبلیغاتى خود مي دمد و هيچوقت استراتژى غلط شيوه مبارزه را تصحيح نكرده و نخواهد كرد و مي بينيم حال كه پشم و پيله اى برايش نمانده و نيرويى در يد اختيار ندارد و به قول خودش در جوار خاك ميهن تشريف ندارند و كانون و ظرف استراتژى سرنگونى و سلاح كه به ناموس مجاهد خلق تشبيه كرده بود، از دست داده و آواره فقيرترين كشور اروپايى شده است،  باز همان „شكرخورى“ هميشگى را نعره ميزند.

واقعيت چيست؟ واقعيت اين است كه رجوى با حربه سرنگونى، بسيارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ايران  را به عراق كشاند و به كشتن داد و با وعده هاى دروغين، تشكيل ارتشى تحت امر و مزدور يك ديكتاتورى كه هزار برابر جنايتكارتر و سبوع تر در حق مردم خودش و همسايگانش نسبت به آخوندها بود تشكيل داد و خودش را غلام حلقه بگوش آن كرد تا در اين رهگذر، چون مي دانست در ميان ملت ايران جايگاهى ندارد،  زندگى نكبت بار خود را در زير حمايت آن سپرى كند، با تمام توان به مزدورى براى آن پرداخت و خائن به تمام معنا نسبت به ملت و مردم خود شد، بطورى كه اطلاعات كشور خود را در اختيار دستگاه اطلاعات و جنگ صدام حسین قرار داده و باعث كشتن مردم عادى و تخريب اقثصاد و زيربناى  ميهن خود شد.

 اين قدم اول رجوى بود، قدمى ناميمون و بسا ناجوانمردانه كه در تاريخ آينده اين مرز و بوم به نفرت از آن ياد خواهد شد و فراموش شدنى نخواهد بود. اما أصل قضيه حربه ی سرنگونى اين بود كه رجوى نياز داشت براى بقاء خود و تداوم مزدوري اش، مي بايد نيرو در دست و پاى خود داشته باشد تا هم حيات خائنانه داشته و هم اريكه قدرت و رهبريش را تثبيت كند و با پول هاى مزدورى و باد آورده، شاهانه طى طريق نمايد و بر عده اى از جوانان صادق و زن و مرد ايران زمين كه تشنه آزادى بودند و براى سرنگونى اين انتخاب را داشتند، حكمرانى داشته و آنها را مطيع و برده و بنده خود سازد تا جايى كه خود را نائب خدا و رهبر بلامنازع و خانم مكارش را در قياس حضرت مريم عذرا، ديده و رئيس جمهور خود خوانده قرار مي دهد تا با اين روش كذايى از حرص قدرت ارتزاق شود.

چرا رجوى در هر سر فصلى از سال، مثلا شش ماهه و پايان هر سال  وعده حتمى سرنگونى به نيرو مي داد، ولى بجاى سرنگونى حلقه اسارت و بردگى و فشار و جو پليسى در تشكيلات را بالا ميبرد و در درون تشكيلات به شيوه هاى ناجوانمردانه، رعب و وحشت براه انداخته تا افراد با تهديد و تطميع، مطيع اوامرش باشند؟

چرا رجوى وقتى كه  وعده دروغين اش براى سرنگونى محقق كه نمي شد هيچ، بلكه از آن طرف رژيم بر توان و قدرت منطقه اى و نظامى خود مي افزود، اين شياد قرن با گذاشتن نشستهاى طولاني مدتِ، بدهكار كردن افراد تشكيلات، تقصر را گردن كل نفرات مي انداخت و مانع سرنگونى را بحث تمام عيار با انقلاب مريم نيامدن نفرات توجيه مي كرد. آيا واقعا انقلاب مريم، سرنگونى را محقق مي كرد يا از افراد ربات مي ساخت كه مانند موم در دستش باشند به هر نحوى كه خواست شكل داده و در خدمت بگيرد و بر مزدوري اش براى بيگانه و سازمانهاى جاسوسى و دشمنان ملت و سرزمين ايران، ادامه دهد و همچنان از آنها در اين مسير خيانت سود ببرد تا بيشتر بر عمر كثيف خود بيافزايد؟

چرا رجوى با وجود اينكه از عراق با خفت و خوارى بيرون رانده شده و چشم اندازى براى تصليح به تجهيزات نظامى براى جنگيدن و مبارزه ندارد، باز بر شعار مبارزه مسلحانه و سرنگونى اصرار دارد؟

علت اينكه رجوى خودش را به هر اتفاقى قلاب ميكند كه نعره سرنگونى سر دهد، چيست؟ مثلا همين الان خود را مي خواهد با جنگ طلبان كابينه آقاى ترامپ، وفق دهد و از لابيهاى دلارى اش در اين راستا سود ببرد و در دستگاه تبليغاتي اش آن را هوا هوا كند، براى چيست؟

چرا با اين شيادى افراد تشكيلاتش را در آلبانى با بحثهاى سياسى و ايدئولوژيكى خود در اين راستا مشغول كرده  و آنها را همچنان مثل گذشته فريب داده و سرگرم ميكند؟

رجوى براى بقاء زندگى كثيف و خائنانه خود و خانمش، نياز به اين همه دريوزگى و شيادى دارد تا با اغفال افراد تشكيلات و مغزشويى آنها و در اسارت نگه داشتن شان بتواند به خودفروشى و مزدورى ادامه دهد و صباحى بر عمر رئيس جمهور خود خوانده و كذايى و رهبرى موش هميشه خوابيده در سوراخ، يعنى خودش بيفزايد ولا غير.

نتيجه، در يك كلام اين همه مزدورى و خود فروشى و شيطان سازى و فريب با ترفند سرنگونى فقط و فقط براى حفظ بقاء رهبرى اين تشكيلات است و لاغير و رجوى نهايت هدفش هم براى تحقق اين زندگى خفت و نكبت است، نه يك حرف اضافه و نه يك حرف كم.

حتى در صورت انقلابى ديگر در ايران رجوى و رجوى صفتان بخاطر خيانت شان در حق ملت و نفرت مردم هيچ جايگاهى در آينده ايران نداشته و نخواهند داشت. بگذاريد با اين ترفند چند صباحى ديگر دل خوش كنند اما خوب مي دانند تشكيلات در بورژوازى، طناب گردن رهبران آن است، دور نيست آن روز.

„پایان“

*** 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییبازهم حرف مفت و بی مالیات مریم رجوی! 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28030

روشهاى سرکوب در درون تشکیلات مجاهدین 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد جنس و شیطان صفت بود که با کُک کردن آنها خواسته او … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

لینک به منبع

روشهاى سرکوب در درون تشکیلات مجاهدین

 سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد جنس و شیطان صفت بود که با کُک کردن آنها خواسته او را اجرا کنند. همانند داعش که کودکان انتحارى را تربیت میکند و به میان انسانهاى بى گناه میفرستد و حمام خون راه میندازد. رجوى هم دقیقا مربى و استاد ابوبکر البغدادى است در تربیت تروریست.

رجوى براى نگهداشتن افراد تشکیلات روشهاى متفاوتى بکار میبرد و در مواقعى که ناامیدى و یأس در درون تشکیلات سازمان موج میزد و به اصطلاح همه گیر و فراگیر میشد، اینجا بود که بحران تشکیلاتى و زنگ خطر بوجود میامد و رجوى خائن با اهرم هایى از قبیل پیش کشیدن عملیات داخله، نشست به اصطلاح دیگ و چسپاندن مارکهاى ناروا به اعضاء در نشستهاى جمعى، بحث ایدئولوژیکى اپورتونیسم در تشکیلات و درگیر کردن افراد در این رابطه، بحث دروغین نفوذى به میان کشیدن و بدهکار کردن، جداکردن زنها و مردها تا مدتى که از دید همدیگر بدور باشند و به هیچ عنوان در دید هم قرار نگیرند، تجمع و اختلاط مجدد زن و مرد در یک جا براى ارتزاق شدن، مشغولیت به کارهاى طاقت فرسا و فشار جسمى بیش از اندازه وارد کردن و کم خوابى، در مقاطعى بحث دزدى به میان کشیدن و تهمت به افرادى که کشش تشکیلات دروغین را نداشتن و با این ترفند زهر چشم گرفتن از بقیه و مشغولیت دادن آنها به پروژه نویسى و خواندن در جمع و تحقیر و تهمت هاى ناروا، قرارگاهى که احساس میشد بحث محفلى دور از انظار مسئولین شدت پیدا کرده است، نفرى که خواهان ماندن در تشکیلات نبود را سوژه جمعى میکردند و براى زهر چشم گرفتن از بقیه به اسم تعیین و تکلیف سوژه، حتى به مدت بیست ساعت بدون وقفه، نشست جمعى برگذار و چنان نفر را زیر ضرب تهمت و ناسزا میبردند که ترس وجود همه را میگرفت، با وجود اینکه مجبور بودى بر خلاف درونت در نشست  سر سوژه موضع بگیرى و بد و بیراه بگوئى. سرگرم کردن افراد به بندهاى متعدد انقلاب خود خوانده مریمى که چیزى جز تهى کردن افراد از هویت انسانى خود نبود و برده کردن و در زنجیر اسارت نگه داشتن نفرات و غیره که اکثراً نقش نسرین جلاد( مهوش سپهرى) در پیشبرد این خطوط بارز بود و این جلاد شخصا مسئولیت اجرائى آنها را بر عهده داشت و چنان بى وجدان و سنگ دل بود که در قصى القلبى حرف نداشت و روى جلادان داعش امروزى را سفید میکرد. نمونه زیر یکى از قصاوت قلبى این زن شکنجه گر در تشکیلات است که خلاصه اش را مى آورم،

عصر قبل از شام که همه از سر کار برگشته بودیم، گفتند که لایه، ام جدید سریعا بیاید سالن غذاخورى خواهر فرزانه، کار دارد. ما هم در سالن حاضر شدیم. فرزانه گفت، فردا صبح با خواهر نسرین نشست دارید. وقتى اسم این زن میامد همه میدانستند که چه خبر است و خود را آماده زد و خورد کلامى و حتى فیزیکى میکردیم.

صبح همه لایه ی ام، در سالن اجتماعات روى صندلیهاى مشخص شده که براى مراکز مختلف در نظر گرفته شده بود، نشستیم و ردیف جلو طبق معمول تمام زنان مسئولین مراکز و سلیطه هاى مجرى اوامر رهبرى نشسته بودند و سکوتى سنگین حکفرما بود. همه ترس و دلهره داشتند. بعد از یک ساعت انتظار کشیدن، جلاد وارد شد و همه از روى صندلى بلند شدیم. با شروع صحبت نسرین همه نشستیم. بدون مقدمه نسرین شروع به کوبیدن لایه ی ام جدید کرد و به همه سرکوفت زد که به اصطلاح اول همه را بدهکار خانم مریم بکند. سپس ش . هـ، را پشت میکرفون آورد و شروع کرد به تهمت دزدى زدن به این بنده خدا و تحقیر کردن و ناسزاهاى رکیک گفتن که همه اش لایق شخص نسرین و رهبرى مفلوک و بى ریشه او یعنى مسعود و مریم رجوى بود، در این بین اوباش همیشه آماده رجوى پشت میکروفن صف بستند و هزاران تهمت دروغ بار این انسان آزاده کردند که آدم از گفتن آنها شرم دارد. اینقدر این شخص را تحقیر کردند که حد و حساب نداشت و همین نشست شش ساعت طول کشید تا نفر را از روى اجبار به تسلیم شدن وادار کردند و در آخر، نسرین همه را موظف به پروژه نویسى کرد که این نشستها ادامه پیدا کند و بدین وسیله با این ترفند خفقان و سرکوب خود را پیش برد تا برده و بنده براى رجوى درست کرده و به قول خودشان مجاهد صیقل زده و گوهر بى بدیل که به معناى واقعى همان انسان بى هویت و اسیر خرافات است، تربیت کند و از بحران نارضایتى این لایه و کشیده شدن به سمت محفل، سد نماید. اما داستان ش . هـ، این بود که این آقا واقعا مرد شریفى بود، آزارش به مورچه هم نمیرسید، آدم روشنفکرى بود و معلومات عمومى خوبى داشت و براى همه دوست داشتنى بود. هرگز اعتقادى به این خرافات ایدئولوژى رجوى  نداشت و به همین دلیل مجاهد هم نبود، اما در درون تشکیلات واقعا زجر کشید. نسبت به بندهاى انقلاب به اصطلاح درونى مجاهدین بى تفاوت بود. سر همین، مورد کینه و نفرت رجوى و مسئولینش بود. اما براى اکثر نفرات تشکیلات دوست داشتنى و مهربان بود. یک روز اتفاقى من تنها در پارک اشرف بودم که ش.هـ، را آنجا دیدم. رفتم پیشش و درباره آن نشست و قضیه آن از او سؤال کردم در جواب گفت، من دو سال است که در خواست رفتن داده ام، ولى بعد از آن هر دو هفته یکبار چنین کارهایى سر من میآورند و من هم نمیخواهم توى این مناسبات دروغین و خفقان مطلق باشم. یکبار قصد خودکشى داشتم که دوباره غیرتم اجازه نداد که خودکشى کنم. من هم آدمى نیستم که بخواهم فرار کنم و انسانیتم اجازه نمیدهد که با نامردى مثل اونا تنظیم کنم.

من مقدارى دلداریش دادم و چون کرد بود، غیرت کرد بودن را برایش یادآورى کردم که باید صبور باشد و سپس از هم جدا شده و دیگر او را ندیدم تا اینکه بعد از سرنگونى صدام، شنیدم از سازمان جدا شده و رفته تیف پیش آمریکائیها، هر جا هست الان برایش آرزوى موفقیت دارم و امیدوارم که جنایات رجوى در حق خود و دوستان و یارانش را هرگز به فراموشى نسپارد.

„پایان“

*** 

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27815

خودکشى سعید صید مراد در آخرین مأموریتهاى راهگشایى

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از مرز به او سپرده می شد … 

مهوش سپهری (نسرین) زندانبان مجاهدین خلق و قاتل نسرین احمدی

افشای مزدوران و شکنجه گران مخابرات صدام، سازمان مجاهدین خلق، فرقه رجوی

لینک به منبع

خودکشى سعید صید مراد در آخرین مأموریتهاى راهگشایى

سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از مرز به او سپرده می شد. سال ١٣٧٩ آخرین مأموریتهاى داخل یعنى ترور و بمبگذارى و خمپاره زنى، در شهرها بود. سعید آن شور حال و رمق و توان گذشته را نداشت و همیشه در خود و گوشه گیر شده بود. دیگر با نفرات پائین تر تشکیلات گرم نمی گرفت و در یک کلام متناقض تمام عیار شده بود و کسى هم از این سِر خبرى نداشت که چرا سعید صید مراد، به این وضعیت افتاده است. او که همه چیز برایش فراهم بود و سازمان روى او حساب ویژه باز میکرد و در چشم همه هم به اصطلاح „نامبر وان“ قرارگاه حبیب در بصره در تشکل یک فرمانده واحد عملیاتى که مأموریت اصلى و  خطرناک عبور از مرز به او سپرده می شد، بود.

یک روز ظهر من در پست نگهبانى ضلع شمال شرق قرارگاه حبیب بودم و تازه پستم شروع شده بود که یک نفر آمد و گفت، من جاى شما آمده ام، شما بروید مثل اینکه کارت دارند. وقتى رفتم سمت اتاق کار، یوسف نبى پور داشت می آمد تا مرا زودتر ببرد و بدون سلام و علیک گفت، برویم اتاق خواهر پروین (پروین صفایى) فرمانده قرارگاه حبیب، یک ماموریت مهم داریم که تیم سعید صید مراد را باید از میدان مین عبور دهیم. یاد آورى اینکه یوسف نبى پور، فرمانده یگان مهندسى مرکز ما بود و مسئولیت داشت واحد عملیاتى را از میدان من عبور دهد. وقتى وارد اتاق فرمانده قرارگاه شدم، واحد سعید توجیه شده بود و فقط من را به خاطر یادآورى مهم این مأموریت خواسته بودند که به همراه یوسف نبى پور، تیم سعید را از میدان مین عبور دهیم و برگردیم.

از آماده سازیها که دو ساعت فرصت داشتیم تا از قرارگاه حرکت کنیم، معلوم بود که یک مأموریت فوق العاده مهمى است.

هنگام حرکت با دو تا خودروی واز، می رفتیم که من راننده یکى از وازها بودم. قبل از استارت زدن خودرو یک دفعه سر و کله جلاد مهوش سپهرى، معروف به نسرین خون آشام که در جایگاه مسئول اول سازمان قرار داشت  و از روز قبل براى نظارت و فرماندهى و توجیه واحد به قرارگاه حبیب آمده بود، پیدا شد  و  مأمویتهاى مهم را مستقیما زیر نظر خودش انجام می داد. آنجا پروین صفایى، زرى که افسر عملیات قرارگاه بود و واحد سعید،  یوسف و من  دیگر کسى نبود،  نسرین خطاب به سعید تأکید کرد که این مأموریت را فقط به این خاطر به سعید سپردم که سازمان و رهبرى تأکید زیادى روى دقت عمل و انجام تام و تمام آن دارند و باید صد در صد و بدون شکاف، با موفقیت انجام شود و اگر این مأموریت لو برود و موفق نشوید، هیچ کدامتان حق برگشت به قرارگاه را ندارید. من خودم واحد سعید را کاملا توجیه کردم و به مأموریتشان واقف هستند. تیم یوسف هم باید از زبان خودم این تأکید را می شنید و الان هم سوار شوید و حرکت کنید، واحد پشتیبان دیرتر حرکت می کنند و موقع برگشت از طریق بیسم اطلاع داده می شود که به آنها محلق شوید.  سپس ما سوار شدیم که مجدداً به سعید گفت، مأموریت با موفقیت انجام نشود بر نگردید.

ما با دو خودروى واز حرکت کردیم.  مستقیما تا خط یک عراق با واز رفتیم. هوا تاریک شده بود. در مختصات مورد نظر پیاده شده و منتظر واحد پشتیبان شدیم که وازها را تحویل بگیرند. بعد از یک ساعت، واحد پشتیبان رسید. همه به جز سعید از خاکریز یک عراق رد شدیم و نفرات پشتیبان را ندیدیم. سعید آخرین هماهنگى را با تیم پشتیبان کرد و به ما ملحق شد.

مأموریت از معبر „D12“ شمال جاده شلمچه انجام می شد، شب مهتابى بود و دید خوبى داشتیم. از خط یک عراق تا میدان مین نزدیک به هفتصد متر فاصله بود،  نرسیده به میدان مین، یک کانال آب قرار داشت که سمت غرب کانال یعنى سمت عراق، چند لإیه سیم خاردار حلقوى و موانع کند کننده وجود داشت. از این موانع به سلامت رد شدیم. از کانال هم عبور کردیم که تا بالاى زانو آب داشت، میدان مین بعد از کانال آب به فاصله چهل مترى شروع می شد. زمین دشتى و هموار بود. ما به لبه جلویى میدان مین رسیدیم. دنبال پیدا کردن گذرگاه بودیم که از سمت جنوب کنار کانال آب صداى دو نَفَر شنیده می شد که با هم صحبت می کردند و به سمت شمال مى آمدند. سعید فرمان داد، در جایمان بنشینیم. فرصتی وجود نداشت. زمین هموار بود. اگر بیست متر دیگر جلو مى آمدند، ما را می دیدند. لذا سعید گفت، بلند شوید و از کنار کانال به سمت شمال برویم تا ما را پیدا نکردند شاید جلوتر خاکریز یا گودالى پیدا شود و در حین راه رفتن گفت، لو رفتن مرز سرخ است. همچنان که می رفتیم، دو نفر هم به سمت شمال مى آمدند. ما رسیدم به یک سیم خاردار که نم یشد جلو رفت. باید می رفتیم روى بلندى کانال که آن وقت دیده می شدیم. لذا سعید گفت، همینجا توى سینه کش خاکریز کانال دراز کشیدیم. بعد از یک دقیقه نشده دو نَفَر گشت رسیدند بالاى سرمان و ایست دادند که خود سعید بلافاصله شلیک کرد و درگیرى شروع شد. همه شروع به شلیک کردیم. یکى از گشتى ها تیر خورد و همانجا افتاد. رفتیم بالاى خاکریز دیدیم فقط یک نَفَر است. نَفَر دوم سالم در رفته است. یک دفعه سعید داد زد، شما برگردید قرارگاه الان شما را محاصره می کنند. بعد از چند ثانیه خودش افتاد روى زمین. ما فکر کردیم تیر خورده است. در همین حین که با جسد سعید کلنجار می رفتیم که چطور برگردانیم و از کانال عبور بدهیم، ذهن همه مشغول و درگیر بود من و یکى دیگر از بچه هاى تیم به اسم پرویز دو تا پوتین او را گرفته و از لبه کانال بالا کشیدیم. سعید سنگین بود نمی شد حمل کرد. با هر زورى بود او را از کانال عبور دادیم. یوسف مسئولیت تماس با قرارگاه و نیروى پشتیبان را داشت و اصلا به مشکل ما توجهى نکرد. به موانع خاردا که رسیدیم، شلیک از چپ و راست شروع شد. سعید را همانجا گذاشتیم و پانزده متر از موانع آنطرف تر یک خاکریز کوتاه بود. پشت آن موضع گرفتیم که تیر و ترکش آر پی جى، به ما اصابت نکند و منتظر فرمان از قرارگاه و تعیین تکلیف بودیم. قرارگاه اصرار داشت که حتما باید جسد را با خودمان برگردانیم. اما شدنى نبود. من با سینه خیز آخرین بار بالاى جسد برگشتم، جى پى اس و نقشه و ….. از داخل جلیقه اش در آوردم. هر چى براندازش کردم، جایى خون نبود و زخمى در بدن نداشت. نیروهاى ایران داشتند به ما نزدیک می شدند که پرویز داد زد، برگرد الان أسیر می شوید که بلافاصله برگشتم. یوسف وضعیت را از من پرسید گفتم، من هرچى بدنش را گشتم نه خونى و نه زخمى نه دیدم که یوسف عصبانى شد و همینطور که با قرارگاه در تماس بود و از آنها اصرار که جسد را برگردانید، یوسف گفت، کریم هم از کنار جسد آمد پیش ما الان ماهم درگیر می شویم تا شهید شویم. بالاخره اتاق عملیات قرارگاه، قانع شد بدون درگیرى عقب بکشیم و جسد سعید را همانجا جا گذاشتیم و عقب نشینى در میان آتش گلوله و آر پی جى، شروع کردیم و خوشبختانه به هیچ کدام از ما در حین عقب نشینى آسیبى نرسید و به عقب برگشتیم.

در خط یک یوسف  گفت، هیچکس حق ندارد در این باره با هم حرف بزند و حتى کسى حق ندارد موضوع را به نفرات پشتیبان بگوید. من خودم هستم نیاز باشد جواب می دهم.

صبح به قرارگاه رسیدم. همه از این حادثه ناراحت و بهم ریخته بودیم. همینکه از خودرو پیاده شدیم، زنهاى ستادى أحاطه کردند و گفتند سلاح ها و تجهیزات را داخل خودرو بگذارد سریعا بروید اتاق ستاد، ما هم همین کار را کردیم. در اتاق ستاد نشستیم  و زرى که أفسر عملیات بود، آنجا پیش ما نشسته بود که با هم حرف نزنیم. بصورت تکى و جداگانه،  صدا میزدند که پیش پروین برویم. وقتى نوبت من شد، وارد شدم. نسرین با پروین بودند، من روى یک صندلى نشستم و شرح ماجرا را از من خواستند، من هم جریان را از الف تا یا، توضح دادم و جریان بررسى بدن و عدم وجود خون و زخم را گفتم که نسرین برآشفت و گفت، تیر توى دهنش خورده و از پشت در آمد و در جا شهید شده، من گفتم، خواهر من پشت سرش را کاملا دیدم و لمس کردم، چنین نیست که به من گفت، تو اشتباه میکنى و فعلا بروید استراحت کنید،  حق ندارید اصلا به هیچکس حتى همین خواهر پروین بگوئید، پیش من حرف زدید تمام و دیگر نیازى نیست جایى حرفى بزنید، فقط بعد از استراحت حتما گزارش را مفصل بنویس، من امشب می روم باید تا شب به دستم برسد و پس فردا هم توى همین قرارگاه مراسم با شکوهى براى سعید می گیریم که در شأن او باشد.

مراسم واقعا با شکوهى گرفته شد و زندگى نامه مبارزاتى سعید و نحوه شهادتش را خواندند. واقعا سرم صوت کشید. از این دروغ بزرگ که سعید چندین نفر از پاسدارها را کشته و خودش سرفرازانه با تیر دشمن به شهادت رسید. یادش بخیر و راهش پر رهرو باد!

همین دروغ بزرگ ذهن من را گرفته بود و سخت مشغولم کرده بود. واقعیت این بود که سعید تیر نخورده اما کشته شد، چون وی عنصر تشکیلاتى بود و نسرین تأکید کرده بود که اگر مأموریت لو برود خودتان هم برنگردید، سعید قرص سیانورى که از خط یک زیر زبان گذاشته بودیم، در دهان خود شکاند و خودکشى کرد و این جنایتکاران و سران سازمان نم یخواستند کسى متوجه این قضیه بشود و این تناقض همچنان مرا اذیت می کرد تا یک روز با یکى از این مسئولین که زیاد با سعید چفت بود، بحث را باز کردم، زیرا او هم مسأله دار شده بود و وضعیت تشکیلاتى خوبى نداشت و در جواب به من گفت، خیلى ها از جمله مرحوم سعید، از عملیاتها و ترور در داخل ناراضى بودند که این چند سال وقت سازمان صرف این مأموریتها شد، ولى حاصلى جز پس رفت براى ارتش نداشته است و سعید درگیر همین مسأله بود و به همین دلیل خودش را راحت کرده است. بعد به من گفت، مواظب خودت باش و این موضوع را به کسى نگویید که درز پیدا کند و آنوقت مرگ ناخواسته خودت را رقم بزنید.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27753

آزادى حلب از دست تروریست ها مبارک

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶:… روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسمی اعلام نشده است؛ گزارش‌ها حاکی … 

مریم رجوی داعش اسرائیل غزهحرکات میمون وار رجوی برای این بار برای شیوخ مرتجع

لینک به منبع

آزادى حلب از دست تروریست ها مبارک

روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسمی اعلام نشده است؛ گزارش‌ها حاکی از آن است که مردم حلب با حضور در خیابانها، پیروزی این شهر را جشن گرفته اند.

مردم  شهر حلب پس از حدود ۴ سال، شب گذشته را بدون حضور تروریست‌ها به صبح رساندند

بنابر این، شکست و به کورنر بردن داعش در سوریه و آزادى حلب و همچنین آزادى موصل در آینده اى نزدیک از زیر یوغ بعثى – داعشى بر تمامى ملتهاى آزاده جهان بخصوص مردم مظلوم دو کشور سوریه و عراق، مبارک باد. راستى مریم رجوى این مادرخوانده داعش و بعث که  شکستهاى پى در پى  بر پیکره پیر و فرتوت خود و شوهرش را می بیند و آمال و آرزوهایشان به نیستى تبدیل میشود  وضعیت و حال زارش چگونه خواهد بود!؟

کسى که تروریستهاى آدم کش در حلب را مبارزان آزادى خطاب میکرد و براى مردم حلب اشک تمساح میریخت و آنچه که در چنته داشت از مظلوم نمایى براى حلب و برپا کردن شوى تبلیغاتى و گردآورى سران تروریست در اورسورآواز فرانسه تا اختصاص کامل دستگاه شیطان سازى تبلیغاتى فرقه در این زمینه و مصاحبه هاى فریبکارانه از تروریستها و جا زدن به اسم مردم غیر مسلح حلب، همه و همه آتش درونى و شعله ور این خانم پیر و فرتوت براى یک روز اضافه نمودن بر عمر خود و شوهر بى ریشه اش بود  و کسى که با وصل کردن خود به تروریستهاى آدم کش می خواست بعد از سرنگونى اربابش صدام حسین، فضا و تنفسى تازه بیابد و اسب تروریستى فرقه اش را مجددا به جولان در آورد. اما باید گفت این رجوى نحوست عجیبى دارد با هر کس دست داد و به معاشرت پرداخت بدون شک به خاک سیاه نشانده  شده و خواهد شد و از دور خارج می شود

تجربه بنى صدر، حزب دمکرات کردستان و شخص قاسملو، دیکتاتور عراق صدام حسین با حزب بعث اش و همین عربستان که پشتیبان اصلى تروریستها در سوریه و عراق بود و در أوج قدرت سیاسى می خواست کشور بزرگ و متمدن ایران را جولان داعش نماید و همچنین در أوج سرمستى به تشکیل ائتلاف عربى دست زد تا نیات پلید خود را در خاورمیانه پیاده کند و از این بابت دست دوستى به سمت رجوى وطن فروش و خائن به مملکت خود، دراز کرد، الان در چه نقطه ضعفى قرار داشته که هر روز از خواسته هاى شیطانى خود عقب نشسته تا جایى که انشاءالله روزى برسد مردم مظلوم یمن با دست خود حق این جانیان را در کف دستشان گذاشته و خون مظلومین به زمین ریخته این کشور فقیر، گریبانگیر خداى قدرت و ثروت این مرتجعین گردد

همچنین، حقوق بگیرانش در همین کشورهاى اروپایى مانند آلخو کوادراس، آقاى استیونسون و…..   که وقتى بناى معاشرت با این زوج شوم و نحوست گذاشتند، چگونه بالاخره از أوج خود به زیر کشیده شده و از صحنه حذف شدند یا همین لابیهاى رجوى در آمریکا از اینکه پرشان به رجوى خورده است، چگونه بخت خود را در انتخاب دولت جدید از دست می دهند

البته براى آزادگان و وجدانهاى انسانى بسى جاى شعف دارد که عدالت بر شقاوت و کینه توزى و تروریسم پیروز می شود و این حق است که به کرسى خواهد نشست و روسیاهى براى مسعود و مریم رجوى است، خوار و ذلیل باد این زوج تروریست که عده اى از نفرات تشکیلات را همچنان  در اسارت خو در کشور آلبانى محبوس و دور از اجتماع در این کشور نگهداشته است و براى آنها نسخه پوسیده انقلاب مریم تروریست می پیچد.

واقعیت تلخى است وقتى شنیده میشود که مریم رجوى به آلبانى میرود که حصار تشکیلاتى و به اصطلاح عقیدتى – ایدئولوژیکى، تنیده تر کند و همچنان به مزخرف گویى روى آورده و بنام انقلاب درونى مجاهدین و رهبر عقیدتى، درون ذهن افراد را  تسخیر کرده و مغزشویى نماید و دم از سرنگونى و فاز جدید بزند.

 آخر کسى نیست به این عجوزه پیر حالى کند که دوران شما  و شوهر بى ریشه ات به سر آمده و تروریست پرورى هم دیگر از شما زوجین شیطان صفت دردى دوا نخواهد کرد.

دوستانى که جدیداً از این سازمان جدا شده اند و در هتلها جا گرفته اند، وضعیت فشارهاى سران رجوى بر تشکیلات و محبوس کردن هر چه بیشتر ذهنى این افراد را یادآور شده و تقلاى تمام رهبرى و مسئولین این فرقه راه  به جایى نبرده است و تشکیلات با بحرانى از طلبکارى افراد مواجه است و سران سعى دارند با گذاشتن نشستهاى مداوم سر افراد شیره مالیده و آنها را به کارهاى آموزشى سرگرم نمایند و نهایت مخفیکارى رجوى و ترس از جانش بالاخره او  مجبور شد که پس از مدت مدیدى که ابهامات در باره او به أوج رسید و نفرات تشکیلات که در بایکوت خبرى و رسانه اى و ارتباطى مطلق، هستند نیز متناقض کرده تا جایى که مرز سرخ ایدئولوژیکى – تشکیلاتى را زیر پا گذاشته و ابهامات خود را در مورد سرنوشت مسعود رجوى براى مسئولینشان بیان کرده اند. رجوى خود با پیام صوتى باز افراد را توصیه به اجرا کردن بندهاى انقلاب مریم میکند که خود این براى افراد تناقض بیشتری به همراه داشته و همچنان ریزش در صفوف پوسیده تشکیلات مریم رجوى ادامه دارد

به امید نابودى کامل هر چه جرثومه تروریسم در جهان

„پایان“

*** 

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27564

شوى“ مریم رجوى یا کابوس نابودی اش“ 

 Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۶:… مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست تحریم، مردم ایران را به شدت زیر فشار زندگى روزمره برد و اربابانش در این مدت از هیچ رذالتى … 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینبی بی سی: رامنی، جولیانی یا کاندیدای سوم: چه فرقی می کند؟

Nothing to celebrate – MEK leader Maryam Rajavi pretends forced move to Albania is a great victory

لینک به منبع

شوى“ مریم رجوى یا کابوس نابودی اش“

روز شنبه ٢۶ نوامبر، مریم رجوى این عجوزه شیطان صفت، فریبکار و تروریست در فرانسه یک „شوى“ تبلیغاتی و دجالگرایانه برگذار کرد. تعدادى از لابیهاى مزدبگیر خود و همچنین شمارى از آمران تروریستى در خاورمیانه در آن شرکت داشتند.

مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست تحریم، مردم ایران را به شدت زیر فشار زندگى روزمره برد و اربابانش در این مدت از هیچ رذالتى در حق مردم ایران کوتاهى نکردند و بیشتر از این دیگر در توان نداشتند که به مقابله ملت بزرگ ایران برخیزند، حال براى دم تکان دادن براى رئیس جمهور جدید آمریکا، با این موضع گیرى، سرسپردگى و مزدورى خود و شوهر مفقود شده اش را در ید اختیار دولتمردان جدید آمریکا قرار داده و میخواهد بگوید در جاسوسى از ملت ایران، مزدور و سرسپار تمام عیار خواهیم بود.

مریم رجوى، خطاب به دولت آمریکا داد سخن رانده و میگوید: „همکاری با آخوندها برای مقابله با داعش فاجعه‌بار است، باعث تقویت رژیم ایران و تروریسم ناشی از آن و تغذیه سیاسی و اجتماعی داعش می‌شود.“

این مادرخوانده تروریسم از جدیت ائتلاف روسیه  در نابودى داعش به هراس افتاده و ترس از نابودى داعش در عراق و سوریه، رعشه بر اندامش انداخته و به تکاپو و مزدورى انداخته است.  شکست داعش در عراق و بالطبع آن در سوریه، همانگونه که شاهد هستیم با جبهه بندیها در خاورمیانه و قرار گرفتن مصر در کنار ملت و ارتش عربى سوریه، ائتلاف عربستان حامى اصلى داعش و فتنه مذهبى در خاورمیانه را به حاشیه برده و به شدت در حال تضعیف شدن است، آمریکا تا الان هم که بعنوان موتور محرک تروریستها، بخصوص داعش عمل کرده است. الان اگر آقاى ترامپ  به وعده هاى انتخاباتى اش عمل نماید و در جبهه ضد داعش با روسیه متحد شود، آنگاه است که عربستان و …. با مریم رجوى در دومینه خاورمیانه که فتنه گرى و تروریسم پرورى بود، قافیه را بأخته اند و آن وقت است که راه تنفس این زوج تروریسم یعنى مسعود مرحوم یا مفقود شده و مریم رجوى، مسدود خواهد شد و سرمایه گذارى سى ساله به اصطلاح مبارزه شما بخوانید تروریسم و مزدورى، بر باد رفته و نابودى تمام عیار خود را می بینند.

مریم رجوى، با برگذارى چنین جلساتى و آوردن تروریستها بر سر سفره خودش و اینکه براى تروریستهاى حلب سینه چاک میدهد و به زمان و زمین ناسزا میگوید که چرا حمایت از تروریسم رها شده است و چرا نور چشمى هاى مریم رجوى همانهایى که آنها را انقلابیون و عشائر عراق و انقلابیون سوریه می نامید، تنها مانده و دارند به درک واصل می شوند و امید رجوى بر باد میرود. این عجوزه تروریست فکر میکند با اینکار میتواند مرهمى بر زخم داعش و امثالهم بگذارد و براى حلب شیون و زارى و آه و ناله می کند. اما بداند جنایاتى که خود و شوهر مفقود شده اش در حق مردم ایران و عراق و نیروهاى منتقد خود انجام داده اند هرگز به فراموشى سپرده نشده و نخواهد شد و باید تاوان آنرا  پس بدهد، دنیا بى حساب و کتاب نبوده و نخواهد بود، روزهاى خوش در دامن صدام و رهروان آن دیکتاتور بسر آمد، منتخبان ملت عراق با رأى بر حقوق حشد الشعبى و قانونى بودن این تشکل مهم،  تقویت بنیه نیروى نظامى و انتظامى عراق را بیش از بیش در مواجهه با تروریسم، مهر کرد و دیگر بازماندگان صدام و داعش جایى در عراق نداشته و این براى رجوى به مثابه حکم مرکش است و سرمایه گذاریش روى تروریسم در عراق، به کابوس نابودى خودش تبدیل شده است و جنب و جوش مریم رجوى در این راستا، نوش دارو بعد از مرگ محسوب می شود.

„پایان“

*** 2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpg

مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

رودی جولیانی مجاهدین خلق مریم رجوی تروریسمرادیو امریکا: مصائب رودی جولیانی برای کاندیداتوری تصدی وزارت خارجه دولت آینده آمریکا

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَعادل اعظمی: تو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویAmbassador Daniel Benjamin: I was at State when we took the MeK (Mojahedin Khalq, Saddam’s Private Army) off the terrorist list. But team Trump’s ties to the group still worry me.


(Massoud Rajavi and his pay master Saddam Hussein)
 

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27370

انتخاب ترامپ و موقعیت تشکیلات رجوى

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… علت این سکوت چیست؟ واقعیت این است که این زوج تروریست  خوب میدانند که اقاى ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم بر خلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاستهاى این دو در تروریست پرورى دارد و با صراحت از رویکردش در سوریه و سخت گرفتن بر تروریسم، سخن به میان آورده و اشتراک نظر با … 

مجاهدین خلق بفرقه رجویسی و هشت سال حسرت – سی و هشت سال حسرت فرقه رجوی و سالگرد انقلابی که نتوانستند سرقت کنند

مزدوران مجاهدین خلق عربستان سعودی یبهزاد علیشاهی: رزومه مجاهدین خلق (رجوی) برای استخدام دائم

لینک به منبع

انتخاب ترامپ و موقعیت تشکیلات رجوى

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ۱۵٫۱۱٫۲۰۱۶

 سرانجام انتخابات ریاست جمهورى آمریکا به پایان رسید و آقاى دونالد ترامپ بر خلاف تصور همگان پیروز این کارزار انتخاباتى شد و بعد از یک هفته هنوز مریم رجوى در این رابطه موضع گیرى نداشته است و این خود جاى سؤال و ابهاماتى را براى کسانى که روند کار این فرقه را دنبال میکنند در بر دارد.

می دانیم که هیلارى کلینتون عملکرد غیرقابل انکاری به نفع تروریسم در سراسر جهان داشته است. یکى از این گروه هاى تروریستى، سازمان مجاهدین خلق است که در لیست سازمان‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داشت و از حمایت‌های مستقیم وی بهره‌مند بوده است.

هیلاری کلینتون، در سال ۲۰۱۲ بعنوان وزیر خارجه آمریکا، نام «مجاهدین خلق» را از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرد، در نتیجه چنین کاری، امروز هرگونه حمایت مالی مقامات آمریکایی از این سازمان قانونی محسوب می‌گردد. رودی جولیانی، تام ریج و تعداد دیگری از سیاستمداران آمریکایی از جمله حامیان مجاهدین خلق هستند. در عین حال کلینتون به ترور دانشمندان ایرانی توسط این گروه با همکاری اسرائیل اذعان کرده است. مریم رجوى، هنوز هم خواستار براندازی خشونت‌آمیز حکومت ایران بوده و  از گروه تروریستى و آدمخوار داعش نیز حمایت می‌کنند و آنها را همچون „خود“ نیروهاى انقلابى خطاب مینماید. بنابر این، سابقه طولانی کلینتون در خدمت به تروریسم خود گویای همه چیز است.

اما چرا با وجود شخصیت هایى همچون نیوت گینگریچ، باب کورکر، تدکروز، پل رایان، رودى جولیانى، مایکل فلین و جان بولتون و…. که ارتباطاتشان با اسرائیل و مریم رجوى بر کسى پوشیده نیست( در بین این اسامی نیوت گینگریچ و رودى جولیانى، ارتباطات بسیار گسترده با فرقه رجوى دارند) چرا مریم رجوى دلهره و ترس از موضع گیرى روشن دارد، مگر این نیست که با وجود لابیهاى دلارى خود در زمان بیکارى، الان در دولت جدید داراى مقام و منصب شده و رجوى باید از این پیامد خوشحال باشد و به قول معروف  با دم خود گردو بشکند، اما خفه خون گرفته و هیچ موضع گیرى نداشته است!

علت این سکوت چیست؟

واقعیت این است که این زوج تروریست  خوب میدانند که اقاى ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم بر خلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاستهاى این دو در تروریست پرورى دارد و با صراحت از رویکردش در سوریه و سخت گرفتن بر تروریسم، سخن به میان آورده و اشتراک نظر با دولت روسیه براى نابودى تروریسم افسارگسیخیه در سوریه و عراق و…. دارد و بر این سیاست خود تاکید میکند.

از همین روست که این زوج ترور و تزویر به شدت مضطرب هستند(با وجود در آستانه فروپاشى قرار داشتن) اگر وعده ترامپ در رابطه با مبارزه جدى با تروریسم رنگ عملى به خود بگیرد و آمریکاى با سکاندارى او راه تغذیه و تنفس تروریستها در سوریه را به صورت جدى در همکارى با روسیه سد نماید و دست از حمایت آنها بردارد، قطعاً تروریستهاى مستقر در سوریه که رجوى حامى و پشتیبان آنان است و امید و روزنه نفس کشیدنش را در بقاء آنان می بیند، با این رویکرد و عملکرد آقاى ترامپ تمام کأسه و کوزه بر سر رجوى خراب شده و دیگر پناه و پشتیبان عمکرد تروریستى در خاورمیانه نداشته و خود به خود تحلیل رفته و به یک باره ذوب میشود.

رجوى در سرپا نگهداشتن تروریستهاى خاورمیانه از جمله داعش و گروه هایى با اسامى مختلف است که عملکردى یکسان و ضد انسانى دارند و کارشان کشتن انسانهاى بیگناه و براه انداختن حمام خون  است نقش مستقیم دارد و در هماهنگى با بعضى کشورهاى عربى که تأمین کننده اصلى آنها هستند، ایفاى نقش میکند و این کار رجوى بر کسى پوشیده نیست.

نتیجه اینکه رجوى باید بداند که دیگر دورانش به سر آمده و حتى اربابانش هم دیگر حاضر نیستند سر او دست به قمار مثل  گذشته بزنند و زیر چتر خود بگیرند.

 این زوج ترور و تزویر تنها یک مسیر دارند و آن هم انتقال حرمسراى رجوى در جوار خانه نتانیاهو است و دو تایى به شیوه شارلاتان بازى که دارند براى خود حرفهاى تکرارى گذشته شان را نشخوار کنند.

الان در عراق وضعیت دولت در سرکوب داعش و پس گرفتن آخرین تصرفات داعش در این کشور نوید بخش انزواى داعش است، همچنین پیشروى و پیروزی هاى ارتش سوریه بر این امید که تروریسم در عراق و سوریه به نفس افتاده و تحلیل رفته است، مهر تأیید می زند، اینجاست که رجوى عزا گرفته است و در چنان پیچ و سردرگمى افتاده که برون رفتى برایش متصور نیست و هر چه با سیلى روى خود را سرخ نگه دارد. واقیت این است که دوران رجوى هم به سر آمده و جسد بیجانى از او باقى نمانده است.

به امید محو تروریسم در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27024

محرم و قیام امام حسین (ع ) و سوء استفاده هاى شیطانى رجوى 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ششم اکتبر ۲۰۱۶:… فکر بیمار رجوی، که عزاداری حسینی را نیز حربه حساب می آورد که خود را محق سوء استفاده از آن می دانست. پیام رجوی برای برگزاری مراسم عزاداری حسینی، همه اعضاء را متناقض کرده بود که چرا تا دیروز برگزاری مراسم عزاداری حرکتی ارتجاعی عنوان می شد؟!. ازآنجائیکه هدف رجوی سوء استفاده از عزاداری حسینی و اجرای آن آلوده به تفکرات ارتجاعی و التقاطی رجوی بود … 

فرقه رجوی مجاهدین عاشورارجوی به چه دلیل سینه زدن را در سال ۷۲ رواج داد ؟ (+چند خاطره)

لینک به منبع

محرم و قیام امام حسین (ع ) و سوء استفاده هاى شیطانى رجوى

تا قبل از دهه ۷۰ مراسم ماه محرم و عزاداری برای امام حسین (ع) در مناسبات فرقه بر اساس تفکر التقاطی رجوی اقدامی ارتجاعی و ممنوع بود . فقط خود و یا مسئولین فرقه در روز عاشورا نشست هایی برای اعضاء می گذاشتند تا دیدگاه التقاطی خود را نسبت به قیام امام حسین و واقعه عاشورا را در اذهان شان جا بیاندازند. مسئولین موظف بودند نتیجه سخنان خود در مورد قیام امام حسین(ع) را به نقطه ای برسانند، که رجوی را به امام حسین (ع) و فرار کلیت فرقه به عراق و شریک شدن در جنایات صدام را به عزیمت خاندان و یاران امام حسین(ع) از مدینه به کوفه برای جهاد در راه خدا تشبیه کنند

رجوی در نشستهاى ایدئولوژیکى که می گذاشت، با بیان داستان هایی از قیام عاشورایی امام حسین(ع) در نهایت اقدامات خیانت بار خود و فرقه اش را به حرکت امام حسین برای خلق حماسه عاشورا تشبیه می کرد.

رجوی وحشت داشت علنا خود را با امام حسین تشبیه کند. ولی بارها در سخنان خود بیان می کرد که پیروی از راه امام حسین(ع) منوط به پیروی از او و فرقه اش است و هر تفکری غیر از این را باطل و گمراه کننده به حساب می آورد

رجوی حتی کتاب راه حسین را که از تالیفات یکی از بنیانگذاران سازمان بود و بعد از انقلاب به نیروها آموزش داده می شد، را دراین اواخر ناقص می دانست چون به خودش ختم نمی شد. چون وی از سال ۶۴ که خود را بعنوان رهبر ایدئولوژیکی فرقه به اعضاء معرفی کرد و در راستای پیاده کردن تفکرات فرقه ای از آن تاریخ به بعد می بایست همه اعضاء او را رهبر عقیدتی و بعنوان واسط خود و خدا و ائمه اطهار، قرار می دادند.

از سال ۷۱ به بعد رجوی یکباره خواب نما شد و پیام داد برای اینکه بتوانیم حربه عزاداری حسینی را از دست حکومت ایران بگیریم، بایستی مراسم عزاداری حسینی را برگزار و آن را در سیمای سازمان نشان دهیم تا مردم بدانند مسلمان و شیعه واقعی، ما هستیم

لذا در ناباورى همگان، دستور تشکیلاتى براى شرکت در مراسم سینه زنى و عزادارى صادر کرد و از آن پس هر ساله آنرا اجرا و در تلویزیون خود پخش میکرد، امرى که تا قبل از آن یک عملکرد ارتجاعى و شرک آلود به حساب میآورد اما با چرخشى ١٨٠ درجه جهت مغزشویى و فریب افراد خلاف اصول و ماهیت خود ساخته در سازمان قدم گذاشت که باعث حیرت همگانى شد.

تفکر بیمار رجوی، که عزاداری حسینی را نیز حربه حساب می آورد که خود را محق سوء استفاده از آن می دانست. پیام رجوی برای برگزاری مراسم عزاداری حسینی، همه اعضاء را متناقض کرده بود که چرا تا دیروز برگزاری مراسم عزاداری حرکتی ارتجاعی عنوان می شد؟!. ازآنجائیکه هدف رجوی سوء استفاده از عزاداری حسینی و اجرای آن آلوده به تفکرات ارتجاعی و التقاطی رجوی بود، نتوانست از آن بهره ای ببرد و از طرف دیگر نمی توانست آن را ملغی کند. و همین شد که از آن زمان به بعد اجرای مراسم عزاداری در مناسبات فرقه به یک برنامه سوری و زوری و بی محتوا تبدیل شد.

اما تفکر و عملکرد رجوی، علی رغم داعیه پیروی او از مکتب امام حسین(ع) فرسنگ ها با مرام و مکتب حسینی فاصله داشته و دارد. درس هایی از صداقت، فداکاری، آزادگی و پرداخت از نقطه بالا و رهبری که امام حسین با قیام و نثار خون خود به ما آموخت، رجوی با شیادی تمام از آن برای فریب و به بند کشیدن اعضاء در جهت منافع حقیر خود و تحکیم تشکیلات فرقه اش سوء استفاده می کرد و با عملکرد خود نشان داد که ذره ای به امام حسین و راه او اعتقادی نداشته و ندارد. و این است که امروزه رجوی و سازمانش به نقطه ای از خواری و ذلت رسیدند که راه بقاء و نجات خود را در خزیدن به دامن دشمنان امام حسین و راه و آئین او می بینند. دشمنانی که خون شیعیان علوی و حسینی را مباح کردند، این وعده خدا و حکم تاریخ است که روسیاه کند هرکه در او غش باشد.

در پایان، سؤال از زوج ترور و تزویر رجوى این است که آیا با اندک نیروى وامانده در آلبانى هم جرأت راه اندازى دسته هاى عزادارى را دارید یا مثل آفتاب پرست تعویض پوست میکنید؟

آن زیارتهاى فریبکارانه و توسلهاى دروغین در حرم هاى مطهر در کربلا و نجف و کاظمین آخرالامر یقه ات را گرفته و وجود نجس ات را از آن سرزمین پاک بدور انداخت تا شما باشید که با دشمن اهل بیت در یک کاسه غذا نخورید.

„پایان“

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26817

پایان حضور سه دهه خیانت و جنایت رجوى در عراق 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۶:…  پایان حضور سی ساله رجوى با خروج آخرین نقرات تشکیلات از عراق، سیلى محکمى بر بناگوش مریم رجوى بود که بیش از یک دهه در مسیر انتقال افراد به مناطق امن سنگ اندازى میکرد و عده زیادى از أفراد را به همین دلیل به کشتن داد. حال با یک عقب گرد شیادانه و اینکه با سیلى صورت خود را سرخ نگه دارد، طى یک اطلاعیه مضحک، اخراج و شکست استراتژى شوهر مفقود و مرحوم … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

لینک به منبع

پایان حضور سه دهه خیانت و جنایت رجوى در عراق

 پایان حضور سی ساله رجوى با خروج آخرین نقرات تشکیلات از عراق، سیلى محکمى بر بناگوش مریم رجوى بود که بیش از یک دهه در مسیر انتقال افراد به مناطق امن سنگ اندازى میکرد و عده زیادى از أفراد را به همین دلیل به کشتن داد. حال با یک عقب گرد شیادانه و اینکه با سیلى صورت خود را سرخ نگه دارد، طى یک اطلاعیه مضحک، اخراج و شکست استراتژى شوهر مفقود و مرحوم شده اش را با پشت پا زدن به تمامى شعر و شعارها و خواسته ها و استراژى گذشته به رسم فرار به جلو، اخراج مفتضحانه تشکیلات خود از عراق را یک پیروزى تاریخی و یک گام به جلو براى به اصطلاح مقاومت ایران خواند.

مریم رجوى خروج آخرین نفرات تحت اسارت خود را از عراق با تدابیر شیادانه و جشن و سرور در سیماى سرتاسر فریب و دروغ و فرقه گرایانه و شیطان سازى موسوم به سیماى آزادى، فرقه پخش کرد که هم کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، هم دولت عراق و هم وزارت خارجه آمریکا روى انتقال آخرین نفرات از عراق صحه گذاشتند.

اینجانب انتقال تمامى اعضاى اسیر و در بند تشکیلات مخوف رجوى را از سرزمین آتش و خون عراق به مکان امن، به تمامى همسنگران قبلى ام و همچنین به خانواده هاى آنان که چه مرارت هایى در عراق برأى دیدار با عزیزانشان کشیده و با شقاوت رجوى و اوباش او مواجه شده و موفق به آن نشدند، تبریک و شادباش میگویم و آرزو دارم که در دنیاى آزاد دوستانم بتوانند طلسم تشکیلاتى و فرقه گرایانه رجوى را هر چه زودتر درهم شکسته و گروه گروه شاهد آزادى آنها از این تشکیلات جهنمى باشیم و تک تک عزیزان شروعى براى زندگى با اختیار و اراده خود داشته و بقیه عمر را به دور از زجر و محدودیت و توهین و تحقیر تشکیلات، بگذرانند و وارد دنیاى آزاد شوند.

اما خطابم به رهبرى و سران جنایتکار این فرقه که سه دهه عمر من و دوستانم را به خاطر وعده هاى سرنگونى به هدر داده و حالا با حقارت و ذلت از کشور عراق اخراج شده و استراتژى سرنگونى رژیم را به استراتژى نابودى خود بدل کرده اند. مسیرى خائنانه که از ابتدا، تصمیم رفتن به عراق اشتباه بود و خطى خائنانه پشت آن خوابیده بود که پشت کردن به مردم در رأس آن قرار داشت، چه نصایح و توصیه هاى دلسوزانه سیاسیون و اپوزیسیون آخوندها براى ممانعت از رفتن رجوى به عراق با شدیدترین پاسخ رجوى خائن مواجه و همه را جز خودش مزدور جمهورى اسلامى می نامید و میگفت من تصمیم انقلابى گرفته ام و میروم که در جوار خاک میهن آتش بر کوهستانها برافروزم و وطن را از دست آخوندها نجات دهم و الان می بینیم که چطور مردم ایران را از شر آخوندها نجات داد!

کارنامه اى در این سه دهه سرشار از خیانت که هیچ جنایتکارى حداقل در قرن گذشته تا به امروز به پاى مسعود رجوى نرسیده است که این چنین به ملت خود و نیروى خود و مردم کشور میزبانش، خیانت کرده باشد و تمام عیار در خدمت یک دیکتاتور آن هم دیکتاتورى از نوع بدخیم ترین آن قرار گیرد.

این است عاقبت مزدورى و جنایت و خیانت که رجوى باید پاسخگوى من و امثال من باشد که بیش از ربع قرن ما را فریب داده و با وعده سرنگونى هر شکنجه و حقارت را تحمل کردیم و عاقبت این چنین می بینیم با ذلت از کشور عراق اخراج شدند.

آقای رجوی، چرا بعد از سرنگونى دیکتاتور عراق وقتى که پرچم ذلت را بالا بردى و چشم اندازى براى مبارزه وجود نداشت روى حرف خود و ماندن در اشرف اصرار میکردید؟

– آیا توانستید اشرف را نگه دارید؟

– به چه دلیل خون دوستان عزیزم بیخود روى اصرار در اشرف ماندن شما و خانم فرنگ نشسته تان به زمین ریختید و الان با ذلت از عراق اخراج شدید؟

– دستاورد عراق رفتن تان چى بود؟ آیا جز خیانت و جنایت و مزدورى و وطن فروشى دستآورد دیگرى داشتید؟

– رجوى پاسخ بدهد، انهمه دروغ و فریب حمایت مردمى عراق و امضاها و طومارهاى نجومى خود ساخته از مردم عراق کجا رفت؟

– بلاخره جواب سرنگونى چى شد؟

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26512

پیوند آل سعود با مریم رجوى، سیاستى مضحک و شکست خورده 

 Ebrahimi_Abdolkarim_logعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم اوت ۲۰۱۶:…  عزم دولت عراق بر پاکسازى کشورشان از گروههاى تروریستى در آن کشور، بالاخره دارد به ثمر می نشیند، از یک طرف داعش توسط ارتش و نیروهاى مردمى از سرزمین عراق بساط تروریستى اش برچیده میشود و از طرف دیگر فرقه تروریستى و شیطانى رجوى با همدلى و سیاست درست دولتمردان عراق از آن کشور اخراج میشوند که در این ایام اخراج تتمه هاى آنها شتاب بیشترى …

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخاکسپاری یا مناسک حج؟ (+ دو مطلب دیگر مرتبط با سعی تروریستها در جایگزین کردن عربستان سعودی بجای صدام)ا

لینک به منبع

پیوند آل سعود با مریم رجوى، سیاستى مضحک و شکست خورده

 عبدالکریم ابراهیمیعزم دولت عراق بر پاکسازى کشورشان از گروههاى تروریستى در آن کشور، بالاخره دارد به ثمر می نشیند، از یک طرف داعش توسط ارتش و نیروهاى مردمى از سرزمین عراق بساط تروریستى اش برچیده میشود و از طرف دیگر فرقه تروریستى و شیطانى رجوى با همدلى و سیاست درست دولتمردان عراق از آن کشور اخراج میشوند که در این ایام اخراج تتمه هاى آنها شتاب بیشترى گرفته است.

در این میان نکته قابل توجه این است که فرقه رجوى با کمک آل سعود و همدستى تروریستهاى بعثى که در حکومت عراق نفوذ دارند، بسیارى از سران و فرمانده هان جنایتکار رجوى که در کشتار مردم ایران و عراق دست داشته و یا مستقیما آمر جنایت بوده اند و همچنین اعضاى ناراضى تشکیلات را شکنجه و سرکوب و سر به نیست کرده اند و در محاکم قضائى ایران و عراق، پرونده دارند و تحت پیگرد پلیس اینترپل قرار دارند از عراق فرارى داده اند، جانیانى که در جنایت دست هیتلر را از پشت بسته و به او زکى گفته اند و بسا جنایات هولناکى مرتکب شده اند که ثمره و آموزه آن جنایات امروز توسط داعش اجرا میشود که این جنایات قلب هر انسان آزاده اى را به درد مى آورد.

اما الان بعلت تحولات اخیر در منطقه خاور میانه، جولان دادن تروریسم بخصوص داعش در عراق و سوریه و رجوى در صحنه سیاسى و اربابان آنها در منطقه بخصوص آل سعود در کشتار مردم بیگناه و فقیر یمن به سمت تمام شدن پیش میرود و کشتى آنها به گل نشسته و دست و پا زدن و تقلا براى رهایى، آنها را بیشتر در گل فرو خواهد برد. دست به دامن هم شدن تروریستها و حامیان آنها بصورت عیان نشانگر نفس هاى آخر آنان است، اتحاد آل سعود با مریم رجوى، نمونه بلاهت بار این پیوند نامیمون است.

جالب اینکه بعد از شرکت ترکى فیصل در مراسم خیمه شب بازى مریم رجوى در بورژه پاریس و سخنرانى در آنجا و بعد از ماجراى کودتاى ناکام در ترکیه و چرخش آن کشور بر ضد سیاست قبلى خود و آل سعود، عربستان چنان از تحولات آینده به وحشت افتاده که به سیم آخر زده و با سیاستى نا پخته و بچه گانه از سر کرده ى فرنگ نشسته فرقه رجوى و رئیس جمهور باسمه اى شوراى خود خوانده مجاهدین، دعوت به عمل آورده که براى مناسک حج به عربستان تشریف فرما شوند، مضحکه اى که حتى افراد به دور از سیاست و کودکان را به خنده مى آورد، انگار که آل سعود در آخرهاى عمر پادشاهى خود هستند و درس عبرت از پیوند نامیمون صدام – رجوى، نگرفته اند. درست است که در سال ١٣۶۶ در کشتار حجاج ایرانى، خط دهنده و مشاور دستگاه امنیتى پادشاهى بوده اند، اما باید دانست که رجوى بعلت جنایاتش و روح شیطانى که در نهاد او نهفته است، نحوست دارد و با هر کس همدم شود عاقبت شومى در انتظار خواهد داشت و آل سعود با این سیاستهاى ناپخته و شرط بندى روى اسب مرده، سرنوشتى جز رسوایى و زوال براى خود رقم نخواهد زد و آینده اینرا ثابت خواهد کرد.

بهر حال تاریخ اینرا در خاطره خود خواهد داشت. همانگونه که داستان عبرت آموز دیکتاتور عراق صدام حسین با همدستى رجوى در سرکوب مردم کشورش، بیاد خواهد داشت و عبرت آموز دیکتاتورها در سرکوب مردم کشور خود خواهد بود.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26378

تشکیلات آلبانى یا استخوان لاى گلو براى زوج رجوى 

Ebrahimi_Abdolkarim_logعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم اوت ۲۰۱۶:… روزگار سختى بر فرقه تروریستى رجوى میگذرد و زوج ترور و تزویر هنوز چنان در خود بزرگ بینى کاذب شان مست و مدهوش و غرق هستند و شعار توخالى و بى محتواى مبارزه مسلحانه و ارتش نداشته آزادى و هزار اشرف سر میدهند و نعره میکشند، انگار که ظرفى همانند اشرف در کنار مرز میهن دارند، صدام حسینى هست که تمام عیار مأمن و … 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیادامه فرار سران رده بالای فرقه رجوی از کمپ لیبرتی (+ اسامی صد تن دیگر از انتقالی ها)

علیرضا اکبریان حسن نظام الملکیتروریستهای رجوی داعشی با اسامی مستعار از عراق به اروپا اعزام می شوند

نام تقلبی مژگان مهدوی رادعربستان سعودی جنایتکاران شکنجه گاههای صدام حسین که تحت تعقیب پلیس بین الملل هستند را به اروپا قاچاق می کند

لینک به منبع

تشکیلات آلبانى یا استخوان لاى گلو براى زوج رجوى

روزگار سختى بر فرقه تروریستى رجوى میگذرد و زوج ترور و تزویر هنوز چنان در خود بزرگ بینى کاذب شان مست و مدهوش و غرق هستند و شعار توخالى و بى محتواى مبارزه مسلحانه و ارتش نداشته آزادى و هزار اشرف سر میدهند و نعره میکشند، انگار که ظرفى همانند اشرف در کنار مرز میهن دارند، صدام حسینى هست که تمام عیار مأمن و تأمین کننده ساز و برگ نظامى آنهاست و تشکیلاتى در حصار و زنجیر خود دارند که حداقل با آن مانورى بدهند. باید به این زوج سرکوب و ترور یادآورى کرد که تشکیلات تان از اشرف و سپس لیبرتى با آن همه ادعاى کاذب و آن همه خون ریخته و بهدر رفته بهترین دوستانم که همه اش توسط لجاجت شما به زمین ریخت، اخراج شد و ته مانده آنها هم به زودى عراق را ترک خواهند کرد و به آلبانى منتقل میشوند. کشورى در اروپاى شرقى که بلحاظ اقتصادى یکى از فقیر ترین کشورهاى اروپایى است و مسلماً جاى مناسبى در بند کردن ایدئولوژیکى تمام عیار افراد تشکیلاتت نیست و از این پس هر کدام از نفرات چماق بالاى سرتان خواهد بود و به هیچ عنوان توان به بند کشیدنشان مثل اشرف ندارید. افراد تشکیلات آلبانى کسانى هستند که تور اختناق و سرکوب ایدئولوژیکى را پاره کرده و از آن حصار پا بیرون گذاشته اند. دیگر محال است به نشست هاى سرکوب موسوم به „نشستهاى دیگ و عملیات جارى و غسل هفتگى تفتیش عقائد“ تن بدهند و از این پس همه روى میزتان هستند( اصطلاحى در درون تشکیلات که به نفرات مسئله دار اطلاق میشد) آنوقت تمام انرژى مسئولین را باید روى جمع کردن افراد بگذارید که باید گفت دیگر اینکار محال است، جو پلیسى مجددا راه بیندازید.

نکته اى که شما روى آن حساب باز کرده اید و اینروزها خودتان را در دامن آل سعود انداخته و میخواهید با پول این شیخ نشین همانند عراق در میان مردم و دولتمردان کشور آلبانى تفرقه انداخته و با پول، کسانى را به سمت خود بکشید و داعشى از نوع آلبانى آن راه بیندازید، سخت به اشتباه افتاده اید. درست است که از آزادى مفرط بعد از سقوط صدام حسین حداکثر استفاده در تروریسم پرورى در جامعه عراق بردید، اما آلبانى جایى نیست که بتوانى با پول عربستان همان خط را پیش ببرید. الان همه چشمها روى اعمال تزویر شما باز هستند و اجازه چنین شکر خوردنهایى به شما در راستاى منافع تروریستى تان نخواهند داد.

نکته بعدى که باید تاوان آنرا بدهید، فرار سران جنایتکار شما با اسم مستعار است که روانه اروپا کرده اید، این افراد که جنایات زیادى هم در ایران و هم در عراق مرتکب شده اند و پرونده قضائى در این دو کشور دارند و تحت تعقیب اینترپل هم هستند تا کى میخواهید قایم موشک بازى در آوردید، بالاخره دستتان رو میشود و انسانهاى آزاده و زجر کشیده از تشکیلات منحوس شما وجود دارند که شاهد جنایات آنها بوده و خود نیز زیر دست بسیارى از آنها شکنجه شده و مورد سرکوب وحشیانه تشکیلاتى – ایدئولوژیکى موسوم به انقلاب مریم توسط همین افراد قرار گرفتند و کشورهاى اروپایى بخصوص آلبانى جاى امنى براى آنها نخواهد بود، هر چند که جنایتکار در هر جاى این گیتى باشد جاى امنى ندارد.

رجوى که خود را قانونمدار در کشورهاى اروپایى جا زده است و متعهد شده که به قوانین کشورهاى میزبان پایبند باشد، چطور در آینده میخواهد این شیادیها و جعلیات و فریبکاریها را توجیه نماید.

سالى که نکوست از بهارش پیداست. هنوز کاملا تشکیلات رجوى به آلبانى منتقل نشده که خبر بستن قراردادهاى امنیتى میان ایران و بعضى از کشورها از جمله کشور آلبانى، به گوش میرسد و این را باید به فال نیک گرفت که جانیان و شکنجه گران و عاملان کشت و کشتار بیگناهان، به دست عدالت سپرده شوند و تاوان جنایات خود را پس بدهند. به امید محقق شدن آنروز که ببینم عاملین سربه نیست کردن و شکنجه و سرکوب در فرقه رجوى به عدالت تسلیم شده اند. آنوقت است کمى از این الام درونى و زخمهاى عمیق تشکیلاتى ناشى از شکنجه روحى و روانى، التیام پیدا خواهد کرد. به امید آن روز!

„پایان“

*** 

همچنین:

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… ناراحتی مسعود و مریم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشکیلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى که رجوى آنرا هوا هوا میکرد و جو ضد رژیم بود، از بین میرود و رابطه ها ا

فلسفه روزه و سوء استفاده رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:…  در فرقه رجوى سوء استفاده از مقدسات و شعائر اسلامى از جمله روزه گرفتن، یک دسیسه و نیرنگ بیش نیست که رجوى بصورت فرمالیستى با اجبار کردن افراد تشکیلات به انجام آن، آنها را برده و بنده خود میکند. سوء استفاده رجوى از روزه 

خانواده، آنتى تز ایدئولوژى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۵:…  راستى چرا رجوى و سران تشکیلاتش اینقدر از خانواده و اسم آن میترسند؟ دلیل این همه رذالت رجوى و سران تشکیلاتش در حق این پدر و مادرهاى پیرى که با بجان خریدن تهدیدات امنیتى به امید دیدار عزیزانشان به عراق میروند، اما با رفتا