رجوی، شیاد و دروغگوی تاریخ (بالاخره این لیبرتی کمپ است، اسارتگاه، رزمگاه، یا …)

رجوی، شیاد و دروغگوی تاریخ (بالاخره این لیبرتی کمپ است، اسارتگاه، رزمگاه، یا …)

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویانجمن نجات، مرکز کرمانشاه، نوزدهم دسامبر 2014:…  اول کمپ ترانزیت لیبرتی بود . اکنون یکی می گوید زندان لیبرتی – یکی رزمگاه لیبرتی – یکی اسارتگاه لیبرتی – یکی مخفیگاه لیبرتی – یکی می گوید اشرف گاه دوم و یکی دیگه فاضلابگاه و یکی هم چند تا نقطه می گذارند و از خیر زیرنویس کردن محل اسارت خود می گذرند. آقای رجوی تو که سی و اندی سال به اینها دروغ گفته ای حالا هم یک اسم و آدرس دروغ و…

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

لینک به منبع

رجوی، شیاد و دروغگوی تاریخ

جهت اطلاع شما که مفقود الجسد شده اید و جربزه اینکه خود را آفتابی کنید را ندارید این روزها مریدانت ، همانهایی که با وعده کوتاه مدت به لیبرتی کشاندید سردرگم اند که زیر درد دل ها و نوشته های اجباری که به نام آنها در سایت ها می زنید چه بزنند . آنها نمی دانند که زیر متن ها بنویسند در کجای کره زمین هستند.

اول کمپ ترانزیت لیبرتی بود . اکنون یکی می گوید زندان لیبرتی – یکی رزمگاه لیبرتی – یکی اسارتگاه لیبرتی – یکی مخفیگاه لیبرتی – یکی می گوید اشرف گاه دوم و یکی دیگه فاضلابگاه و یکی هم چند تا نقطه می گذارند و از خیر زیرنویس کردن محل اسارت خود می گذرند.

آقای رجوی تو که سی و اندی سال به اینها دروغ گفته ای حالا هم یک اسم و آدرس دروغ و بلاتکلیفی به خورد آنها داده اید . این بخت برگشته ها را تعیین تکلیف کن .لااقل وقتی می میرند در آن دنیا هم بدنبال نخود سیاه اسم های مجهول نباشند .

بعد از سی سال شعار سرنگونی در آخر گفتی تو مسئول سرنگونی نیستی و فقط مسئول آخرت مجاهدینی . اکنون برای آخرت این مردگان تاریخ بگو آنها کجایند زندان – اسارتگاه – رزمگاه و یا… ؟

تاکتیک و استراتژی محروم کردن اسیران توسط رجوی چیز تازه ای نیست این ایدئولوژی و ساختار و سیاق ثابت رهبری فرقه بوده است دادن آدرس و اطلاعات غلط و محروم کردن از واقعیت ها – نقض حقوق بشر به طور روزمره و لحظه مره بوده است و به عنوان مثال : یک نیرو از سال 57 برای رجوی اعلامیه مجاهد فروخته – بعد در درگیری های 30 خرداد و بعد از آن حضور داشتنه بعد به کردستان اعزام شده و از آنجا به کردستان عراق – سالها برای رجوی جنگیده –بعد به ارتش آزادیبخش رجوی ساخته رفته و درتمامی عملیاتها شرکت کرده –در تمامی نشست ها و سرفصل های تغییر فاز فرقه حضوری فعال داشته و خلاصه نیروی فالانژ رجوی محسوب می شده . اما همین نیرو بعد از سی و اندی سال حضور در عراق وقتی از وی بپرسید یک آدرس 10 کیلومتر آنطرف تر از اشرف را بلد نیست و مطمئنا در جوابتان خواهد گفت همه جای عراق رفته اما با خودروهای چادر بسته و یا پرده کشیده و جایی را ندیده است.

این فاجعه و نقض کامل حقوق بشر از کلاشی رجوی و کلاه برداری او برای فریب اسیران بوده تا مبادا چشم و گوش نیرویی باز شود .

دقیقأ اکنون ته ذهن و دل هر نیرویی در فرقه رجوی خصوصأ در لیبرتی این است که چه خواهد شد؟ و هیچکدام تاکتیک و استراتژی ذهنی مستقل فردی برای خود ندارند و منتظرند که حادثه و اتفاقی بیرونی سرنوشت آنها را رقم بزند ولاغیر.

لذا وظیفه همه مجامع حقوق بشری است که برای نجات این اسیران قدم بردارند و با جداشدگان از این فرقه هم صدا شوند .

غیبت صغرای رجوی  کی به پایان میرسد؟
Nourizadeh on Rajavi Mojahedin Khalq NCRI May 21 2014


http://youtu.be/wFBoPhmNyxU

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14529

یک خاطره از یک سوژه نشست حوض در حضور رجوی (عو عو کردن جواد برای اثبات وفاداری به رهبر فرقه)

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  جواد درمانده و وامانده گفت من نمی دانم اکنون در این جا چطور این کاررا ثابت کنم . رجوی به جمع گفت کسی پیشنهادی دارد . یک دفعه فردی به نام طاهر سلجوقی از مسئولین بلند شد و گفت جواد برای خرد کردن شخصیت خود و اینکه به خود ثابت کند که چیزی برای از دست دادن ندارد مثل سگ عو عو کند تا اینگونه تمامی پل های پشت سرخودرا با دنیای …

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

لینک به منبع

یک خاطره از یک سوژه نشست حوض در حضور رجوی

فلسفه نشست مذکور این بود که تمامی مسئله داران و منتقدین موجود تا آن زمان حرفشان با رجوی این بود که تو ارتش آزادیبخش تشکیل دادی و وعده سرنگونی را دادی اما این گونه نشده اشکال این استراتژی در کجاست ؟ و سئوال همه این بود که کار از اساس غلط بوده و با این ساز و کار پیروزی و سرنگونی امکان پذیر نیست.

رجوی برای اینکه توپ رابه میدان مریدان و نیروهای مسئله دار اندازد این نشست را راه اندازی کرد و در آن انحلال ارتش آزادیبخش را اعلام کرد و گفت از فردا هرفردی برود خانه خودش و پی کارش . بعد از کش دادن این سناریو طی چند شبانه روز او بحث باز تاسیس ارتش و موسسان دوم را عنوان کرد وگفت هرکس خواهان تشکیل مجدد ارتش آزادی است بایستی خودش امضا بدهد و خود را موسس بداند و روی تابلو در جلوی دوربین ها خود را ثبت نام کند .

درواقع رجوی میخواست بعدها اگر کسی طلبکاری پیروزی و سرنگونی را از او کند با او برخورد کند و بگوید این من هستم که طلبکار شما هایم من منحل کردم واین شما بودید که مجددأ تاسیس کردید وموسسان دوم شدید چراسرنگون نمی کنید؟ و از این تاریخ قضیه عکس شد و رجوی طلبکار و بقیه تو سری خور و بدهکار او شدند .

این مقدمه برای اشراف به هدف نشست حوض بود و اما خاطره تلخ به شرح زیر است .

در این نشست تک به تک بایستی موضع می گرفتند .در چاله ای که مقابل سن و جایگاه رجوی بود زانو می زدند و بعد از افشای خود و اعتراف اجباری به خیانت به رهبری درخواست و التماس برای ثبت نام می کردند.

روزها و شب ها سپری شد و این سیکل و سناریوی خسته کننده ادامه داشت برخی سوژه ها سخت زیر ضرب می رفتند و جمع و رجوی هم از برخی افراد که چیزی حالیشان نبود براحتی می گذشتند .

یکی از سوژه ها فردی به نام جواد (گ) بود اگر اشتباه نکنم در بخش پدافند ضد هوایی سازماندهی بود او را به ضرب و زور به حوض و چاله معروف کشاندند و بعد از زانو زدن میکروفن بدستش دادند و او برای اینکه خود را خلاص کند در یک جمله گفت مرا ثبت نام کن ومن هم موسس دوم می شوم .

رجوی سیستمی داشت که بلافاصله یادداشت و نت هایی را بهش می رساندند .

او گفت مسئول جواد کیست ؟ زنی بلند شد و گفت جواد بایستی از بین خود و رهبری یکی را انتخاب کند . چند مرد هم که از مسئولین رده های جواد بودند گفتند این مفت خور و زرنگ است با یک جمله می خواهد از قضیه عبورکند.

رجوی گفت:جواد چی میگن . آنها گفتند جواد بایستی در جلو این جمع ۴۰۰نفری و رهبری کاری کند که ما بطور مادی و ملموس تغییر در او را مشاهده کنیم و ثابت کند که از خودش گذشته و در صحنه نبرد حتی انتحارهم می کند.

جواد گفت هرچه شما بگید من آماده ام همین الان بفرستید عملیات . آنها گفتند این بلف است تو یک کارساده که همه در موقع حضور زنان شورای رهبری برای آنها شعر می خوانند و رقص می کنند نمی کنی .

رجوی گفت جواد ثابت کن . و جواد روبه جمعیت کرد و شروع به رقصیدن و خواندن کرد .رجوی قبول نکرد جمع گفت جواد بایستی این کار محترمانه را کنار بگذارد بلکه کاری کند که درآینده اگر جمع و رهبری اورا لجن مال هم کنند چاره ای جز تسلیم نداشته باشد تا ما بدانیم او در صحنه عمل و پای چوبه دارهم از بین خود و رهبری ،رهبری انتخاب کند .

جواد درمانده و وامانده گفت من نمی دانم اکنون در این جا چطور این کاررا ثابت کنم . رجوی به جمع گفت کسی پیشنهادی دارد . یک دفعه فردی به نام طاهر سلجوقی از مسئولین بلند شد و گفت جواد برای خرد کردن شخصیت خود و اینکه به خود ثابت کند که چیزی برای از دست دادن ندارد مثل سگ عو عو کند تا اینگونه تمامی پل های پشت سرخودرا با دنیای فردیت و شخصیت کاذب خود خراب نماید و اینگونه رها شود وقتی جواد این کار را بکند در آینده اگر مسئله دار هم شود این کار هرز و تضمین اوست که خودش برای خودش ساخته و عقبگرد نمی کند .

جواد چون چاره ای برای خود نمی دید دو بار با صدای کوچولو عو عو کرد که با اعتراض فالانژها و چماقداران رجوی مواجه شد و گفتند بایستی دو بار دور سالن نشست رابزند و صدای سگ را تکرار کند تاهمه به چشمایش نگاه کنند و اینگونه تضمین شود .

سوژه ی بینوا با تناقض کامل درسالن درحضوررهبری عقیدتی فرقه عو عو کنان دورسالن را زد وبه حوض برگشت و ثبت نام گردید.

درحقیقت این مشتی از خروار فاکت ها و نمونه های متعدد تحقیر شخصیت افراد برای اسیرکردن آنها در تار عنکبوتی رجوی بود . هرفرد وعضوی چند باردر مقاطع مختلف برای اثبات خود به مناسبات شیطانی فرقه مجاهدین مجبور به این گونه سناریو های مسخره شده است و فیلم عکس و مدرک سازی شده اند و اکنون هم اسیر همین اسناد جعلی هستند .

***

نفرات رجوی مرغ عزا و عروسی اسرائیل (از محکومیت نفر خودی تا دستور بست نشستن هشت نفره علیه صلح)

مسعود رجوی شیر همیشه بیدارقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویمجتبی رشیدی: اجلاس میان دوره یا وحشت از فروپاشی شورای دست ساز رجوی

همچنین:

جیغ بنفش مجاهدین در قبرستان لیبرتی (رجوی: سرنگونی یعنی سرنگونی نفرات سابق خودمان)

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، نهم نوامبر ۲۰۱۴:…  ماحصل چندین ماهه و شاید چندین ساله رهبری فرقه مجاهدین که راندمان آن در مقاله یکی از اسرا در سایت ایران فحشاگر بیرون زده چهار کلمه است که رجوی آنرا در بین المرأ و مغزچه اسیرانش جا انداخته است . ۱-مالکی رفت ۲-کوبلر رفت ۳-جداشدگان ما را رسوا کردند ۴-سردا�

خزان آرزوهایی که رجوی مسبب آن است

حسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، چهارم دسامبر ۲۰۱۴:… علی محمد تشید از سال ۷۰ به بعد که در عراق و در قرارگاه اشرف بود به هیچ وجه در هیچ موقعیت جدی سازمانی سازمان دهی نشده است . وی در مشاغلی از جمله ترابری ، تدارکاتی ، نفر همراه در ماموریت های سیاسی و… سازماندهی شده است . سئوال : چرا فردی با سابقه ای نزدیک به نفرات

فعلا به نقل و انتقال اسرای لیبرتی بپردازید!

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمفرید، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، چهارم دسامبر ۲۰۱۴:…  برخلاف پیام عاشورائی؟! عجیب وغریب رجوی که طی آن ضمن اعلام چراغ خاموش نصف ونیمه وغیر عملی، تاکید برماندن اسرای خود در لیبرتی کرده ودراین راه هرچه بد وبیراهه ای که میتوانست ب�