رجویها عمری فریبمان دادند

رجویها عمری فریبمان دادند

رجویها عمری فریبمان دادندحسن شهباز، نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم آوریل 2020:… حتی شبها داخل وخارج قرارگا سواره وپیاده سکیوریتی گشت دارد در یک کلام همه حفاظت به سکیوریتی داده شده است که این اوج بی اعتمادی به اعضا است. اما در داخل این حصار وضعیت بگونه ای دیگر است بطوری که بعد از زلزله اخیر دیوارهای آسایشگاهها ترک برداشته است همه نفرات ترسیده و حاضر نمی شدند به طبقه بالا بروند ودر خواست داده بودند که طبقه پائین زندگی کنند برخی قسمتها مانند انبارها که استحکام کمتری داشتند خرابی بیشتربوده   اما وجود این نیرو مزایای غیرقابل وصفی برای فرقه دارد وسران فرقه با این چندین هدف را دنبال میکنند در چنین محیطی میتوان افراد را کنترل کرد، در داخل مناسبات روزانه با خواندن بریف و اخباری که معلوم نیست از کدام منبع استخراج شده، ابتدا وجود دشمن را القا میکنند وبعد با این ترفند حصار امری واجب میشود. رجویها عمری فریبمان دادند

رجویها عمری فریبمان دادندداستان کمپ اشرف مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

رجویها عمری فریبمان دادند .

هیچ چیز ویرانگرترازاین نیست كه متوجه شویم عمری فریبمان داده اند

تیرانا ، حسن شهباز ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 13.04.2020

اکنون بگونه ای سال جدید را آغاز میکنیم که شیوع ویروس کرونا در تمامی دنیا ،متاسفانه تاکنون هزاران قربانی گرفته و خبرهای تاسف بار انتشار ویروس در آلبانی باعث نگرانی خانواده های اعضای اسیر در مقر اشرف سه شده است ، خانوارهایی که سالیان بدلیل خودخواهی رجوی ها از تماس و دیدار باعزیزانشان محروم شده اند و اکنون بطور مضاعف نگران وضعیت عزیزانشان هستند

اما از طرفی دیگر بعد از گذشت سه سال و نیم از ورود آخرین سری نفرات به آلبانی، و با گذشت یک سال و نیم از ساخت و انتقال اعضا به مقر جدید ، که  با عجله  هم ساخته شده اینک از مقر اشرف سه با گزارش برخی کانالها  رو نمایی میکند ،بطوری که انعکاس به این شرح است:

حسن شهباز نجات یافتگان از فرقه رجوی آلبانی

آقای حسن شهباز

ورودی اين شهرك توسط نرده های فلزی ودوربينها محافظت شده،  خبری از زندگي خانوادگی كلاسيك و بچه نيست ،سن اعضا بين ۲۸ تا ۷۴ میباشد ،و کلی تعریف و تمجید از اماکن آنجا،اما جنبه های ناگفته این گزارش اینست که این محل توسط یک نیروی مسلح  از داخل و خارج حصار حفاظت میشود و اگر خبرنگاری بدون اطلاع  بخواهد سر زده وارد آنجا شده و گزارش تهیه کند محال است که به او چنین اجازه ای داده شود، حتی برای نشستهای عمومی ، چک و بازرسی مردان وزنان توسط همین نیرو که یک ارگان خصوصی حفاظتی میباشد  صورت می گیرد، وضعیت بصورتی است که  در سالن اجتماعات که قبلا از اعضا فرقه نفراتی بعنوان انتظامات گذاشته میشد ،الان از این نفرات مسلح می شود لباس این نیرو که به اصطلاح به  آن سکیوریتی گفته میشود شلوار مشکی وپیراهن سفید است وهر کدام یک کارت عبور آزاد به گردن دارند ، حال سوال اینجاست که در داخل مقر، نیروی امنیتی مسلح ،ازسران فرقه در مقابل چه کسی یا بهتر بگویم  چه دشمنی محافظت میکند؟و چرا در درون آنجا به گشت زنی میپردازند؟ چه خطری میتواند در داخل و بین اعضا وجود داشته باشد ؟ هراس از چیست؟

از طرفی حفاظت مریم رجوی بدست همین نیروی آلبانیایی سپرده شده ،برای حفاظت مریم قبلا از نفراتی  مثل وحید استفاده میکردند اما  الان این مسئولیت به آلبانیائیها سپرده شده است، حتی شبها داخل وخارج قرارگا سواره وپیاده سکیوریتی گشت دارد در یک کلام همه حفاظت به سکیوریتی داده شده است که این اوج بی اعتمادی به اعضا است.

اما در داخل این حصار وضعیت بگونه ای دیگر است بطوری که بعد از  زلزله  اخیر دیوارهای آسایشگاهها ترک برداشته است همه نفرات ترسیده و حاضر نمی شدند به طبقه بالا بروند ودر خواست داده بودند که طبقه پائین زندگی کنند برخی قسمتها مانند انبارها که استحکام کمتری داشتند خرابی بیشتربوده

اما وجود این نیرو مزایای غیرقابل وصفی برای فرقه دارد وسران فرقه با این چندین هدف را دنبال میکنند در چنین محیطی میتوان افراد را کنترل کرد ، در داخل مناسبات روزانه با خواندن بریف و اخباری که معلوم نیست از کدام منبع استخراج شده، ابتدا وجود دشمن را القا میکنند وبعد با این ترفند حصار امری واجب میشود  و اینگونه است که نفرات براحتی  به این اسارت تن میدهند ،در محيطى که نفرات فقط از یک منبع تغذیه میشوند  یک کانال تلویزیونی ، یک وب سایت خبری ، یک حرف و تکرار چندین باره در طول روز آن را بصورت حقیقت القا مینماید ، ،اینگونه است که ميتواند، نفرات را در ناآگاهى نگه دارد . حکایتی زیبا از مولانا بیانی شیوا از بی اعتمادی در فرقه را انعکاس میدهد:

(در تاریخ آمده شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانستند) بچه ای نزد شیوانا رفت و گفت :مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد ، خواهر کوچکم را قربانی کند ، او را نجات دهید

شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد ،جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود

شیوانا به سراغ زن رفت ،زن دخترش را دوست داشت ،اما در عین حال مجبور بود کودکش را بکشد، تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد ،شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کنم، تا بت اعظم او مرا ببخشد و به زندگی ام برکت جاودانه ارزانی دارد ،شیوانا تبسمی کرد و گفت: “اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست،عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد

زن لختی مکث کرد، دست و پای دخترک را باز کرد،او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید اماهیچ اثری از کاهن معبد نبود!می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید

نتیجه:هیچ چیز ویرانگرترازاین نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است، در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است و تنها یک گناه و آن جهل است
و این وصف حال اسیران فرقه رجویست .

لینک به منبع

رجویها عمری فریبمان دادند .

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اراجیف-مریم-رجوی-در-سالگرد-تاسیس-سازما/

اراجیف مریم رجوی در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق

اراجیف مریم رجوی در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلقحسن شهباز از آلبانی و علی جهانی از آلمان، دوازدهم سپتامبر 2019:… در زمانی که در عراق بودیم ارباب این فرقه صدام بود و شیوه جنگ نظامی ، اما اکنون ارباب این فرقه جایگاهی بسا فراتر از صدام و عراق دارد و بالطبع جایگاه فرقه نیز در فرا خور اربابش تغییر کرده و به نقطه عالیتری دراین مسیر دست یافته و این ارباب عوض کردن همان جایگاه بی بدیلی  است  که این فرقه به آن دست یافته است . اما در درون فرقه مجاهدین این مسیر چگونه طی شد؟ آیا همانگونه که ادعا میکنند، رشد کرده اند؟ اکنون بر همگان واضح است که فرقه برای جلوگیری از فرو پاشی مجبور به خود زنی شد و با ایجاد يك محيط بسته ،با سخت ترين ضوابط كنترلی از این روند فرو پاشی جلو گیری کند، چرا که میداند اگر ذره ای در این کار کوتاهی ورزد ، تا آنجا پیش میرود که بایستی به همه اشتباهات گذشته اذعان کند و در ادامه تمام هستی خود را از دست رفته میبینداما داستان چیست؟ رمز پیروزی در داخل مناسبات چیست؟ امسال در مراسم جشن سالگرد این سازمان ،از این رمز به اسم حفظ وحدت یاد کردند و ابراز نمودند  که این حفظ وحدت  در سه مقوله خلاصه میشود. اراجیف مریم رجوی در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق 

اراجیف مریم رجوی در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلقشهریورهای خونین و رجوی (1350 – 1393)

اراجیف مریم رجوی در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق

1- ادعای فرقه مجاهدین در سالگرد تاسیس این سازمان

حسن شهباز، نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی، دوازدهم سپتامبر 2019.

حسن شهباز نجات یافتگان مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

حسن شهباز

اینست که بعد از پنجاه و پنج سال ، بعد از طی مسیری طولانی و پر فراز و نشیب بر فراز قله بالابلندی ایستاده و این قله سرفراز را  نمادی پرشکوه از تاریخ ایران بدانند،و این جایگاه بی بدیل همان تبدیل شدن به آلترناتیو سیاسی است.

در حالی‌که گروه‌های دیگر به تدریج آب رفتند و کوچک‌ شده، مضمحل شده ؛ به شاخه‌های متعدد تقسیم شدند و کارآیی سیاسی و اجتما ی خود در داخل ایران را از دست دادند آیا حقیقتاً آیا این سازمان در داخل ایران پایگاهی دارد ؟ آیا رشد نموده است ؟

البته این‌که به درجات عالی‌تری دست یافته‌اند” درست است ؟ بله  در زمانی که در عراق بودیم ارباب این فرقه صدام بود و شیوه جنگ نظامی ، اما اکنون ارباب این فرقه جایگاهی بسا فراتر از صدام و عراق دارد و بالطبع جایگاه فرقه نیز در فرا خور اربابش تغییر کرده و به نقطه عالیتری دراین مسیر دست یافته و این ارباب عوض کردن همان جایگاه بی بدیلی  است  که این فرقه به آن دست یافته است اما در درون فرقه مجاهدین این مسیر چگونه طی شد؟ آیا همانگونه که ادعا میکنند، رشد کردهاند؟ اکنون بر همگان واضح است که فرقه برای جلوگیری از فرو پاشی مجبور به خود زنی شد و با ایجاد يك محيط بسته ،با سخت ترين ضوابط كنترلی از این روند فرو پاشی جلو گیری کند، چرا که میداند اگر ذره ای در این کار کوتاهی ورزد ، تا آنجا پیش میرود که بایستی به همه اشتباهات گذشته اذعان کند و در ادامه تمام هستی خود را از دست رفته میبیند

اما داستان چیست؟ رمز پیروزی در داخل مناسبات چیست؟ امسال در مراسم جشن سالگرد این سازمان ،از این رمز به اسم حفظ وحدت یاد کردند و ابراز نمودند  که این حفظ وحدت  در سه مقوله خلاصه میشود

تشکیلات

استراتژی

ایدئولوژی

در درون تشکیلات این سه عنصر حکم راهبردی دارد که بعد از پنجاه و پنج سال  به کارایی این سه حربه اذعان میکنند و حقیقتا هم همینگونه است با این سه عنصر است که توانسته اند شکست را پیروزی جلوه داد نفرات را در ناآگاهی نگه دارند به آنها با دروغ  وعده های پوشالی بدهند و هر نوع محدودیت را رهایی تلقی کنند و خود را بر بام جهان و در نوک قله تکامل نشاند اما دیگر در درون مناسبات نیز این حربه ها کارایی خود را از دست داده اند و همه کسانی که در اشرف سه بسر میبرند میدانند.

لینک به منبع

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/از-پیوستگی-تا-جدایی-از-مجاهدین-خلق-در-آ-3/

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت 7

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانیحسن شهباز، سایت نجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم ژوئیه 2019:… رجوى ميگفت مجاهد خود را در چاه تخصص نمي اندازد و اينها جاذبه هاي بورژوازى است. اين شعار چيزي نبود جز به سكوت كشاندن نفرات در مقابل تمامي تبعيضاتي كه در فرقه اعمال ميشد و طبقه اشرافيت فرقه و خلاصه آقا زاده ها راحت باشند و كسي خودش را با آنها مقايسه نكند كه البته وقيحانه خودشان ميگفتند كه قياس حرام است و اين يك اصل بود و ميگفتند كه مجاهد خلق قياس نميكند و قياس كار شيطان است و براي همين هم از درگاه الهي ترد شد چون خودش را با انسان قياس كرد. واقعا زهي شرم و قاحت، روش نميشد بگه تشكيلات من درگاه الهي است و اينطوري شيپور رو از سر گشادش مينواخت . از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی 

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانیدیدگاه ارتجاعی فرقه مجاهدین چهل سال بدون خش

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت 7

زندان اختيار و آگاهى

حسن شهباز ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 11.07.2019

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم

لینک به قسمت ششم

حسن شهباز تیرانا آلبانیدر ابتدا بايستى عرض كنم كه تنها دليلى كه باعث نقل اين سرگذشت شد اين است كه، به جرات ميتوان گفت در درون اين تشكيلات صدها تن مانند من وجود دارند كه در يك محيط بسته و در حقيقت در يك زندان جسمى و روحى حبس شده اند و با سخت ترين ضوابط تشكيلاتي تحت كنترل ميباشند ،چارچوبهايى بر آمده از يك تحجر مذهبي تاريخي كه روز بروز نفرات را بيشتر در درون خود فرو ميبرود و بسته تر مي كند و تنها با وعده هاى دروغين همه آنها را دريك ناآگاهى مستمر و دردناك نگه داشته ، كه سرانجامى جز مرگى تدريجى و بدون هويت نخواهند داشت.

آنچه كه گذشت

در تعطيلات ميان ترمى دانشگاه براى زيارت به عراق رفته بوديم، در مسيرمان طي گشت و گذارى كه در شهرها ي مختلف عراق داشتيم ، متوجه شديم كه بعد از حمله آمريكا ،تمامي نفرات سازمان، توسط امريكا خلق سلاح شده اند و در اشرف بسر ميبرند، بعد از كمى مشورت تصميم گرفتيم سرى به آنجا بزنيم ، حس كنجكاوى وشناخت بيشتراز اين افراد و آگاهى از مواضع سياسى آنها در آن لحظه تنها دلايلى بود كه ما را به اين ديدار تشويق ميكرد .و بدينگونه بود كه ما وارد اشرف شديم ،چند روز اول ، ضوابط ارتش را برايمان تشريح كردند،بعد وارد قسمت پذيرش شديم. معمولا دوره آموزش براى افراد جديد الورود در فرقه نه ماه بود ،اما چون درآن زمان هنوز وضعيت استاتوي ما مشخص نبود اين زمان براى ما دو سال و نيم طول كشيد ،
بعد از اعلام استاتو تحت عنوان كنوانسيون چهارم ژنو،طى يك مراسم پرطمطراق با كلى فيلم و عكس و نصب آرم ، ما تحت عنوان نفرات جديد الورود معرفى شديم ، و چندى بعد به مقرات مختلف تقسيم شديم،
در محيط جديد ، هر مقر ، يك اف ام ناميده ميشد و با شماره اي مشخص ميشد ، بعد از خلع سلاح نفرات بيكار بودند و به طرق مختلف سعى بر اين بود كه با هر كارى كه شده نفرات را مشغول نگه دارند از اين رو ، از باغبانى و سبزى كارى گرفته … تا ساخت وسازاماكن جديد را جايگزين سلاح كرده بودند و همين را جنگ عليه رژيم قلمداد ميكردند كم كم با پيشرفت در ساختن كانتينر و كانكسهاي مسكونى و فروش آنها ، ما تبديل به ماشين هايي شده بوديم كه يكسره كار ميكردم و جالب اينجاست وقتى ميديدم كه چگونه پولى كه با زحمت نفرات كسب ميشد در مهمانى ها ، خرج عراقيان ميشد اين سوال به ذهن خطور ميكرد كه آيا به واقع اين حجم انرژي گذاشتن بر روي نفرات عراقي و تحريك مسائل سني گري در اين كشور آيا كمكي به ايجاد دموكراسي در ايران ميكند يا …….
بدين گونه بود كه ما بعد از مدتي دريافتيم كه همه اين فعاليتها تحت عنوان كار اجتماعي چيزي نبود جز خوش خدمتي سران فرقه به نيروهاي ايالات متحده كه بعداز سرنگوني صدام حسين فرقه ارباب عوض كرده بود و اينجوري در لواي اين فعاليتها ،كاراطلاعاتي براي نيروهاي آمريكايي ميكرد و در سايه اين كار، آنها هم رفتارهاي تشكيلاتي در فرقه را بيخيال شده بودند و خلاصه به يك معامله مرضي الطرفين رسيده بودند. اين وسط تنها افراد نگون بخت ميانه و پايين دست در تشكيلات فرقه بودند كه هر روز بايد به يك ساز رهبران ميرقصيدند و بازيچه مطامع آنها قرار ميگرفتند.
رجوى ميگفت مجاهد خود را در چاه تخصص نمي اندازد و اينها جاذبه هاي بورژوازى است. اين شعار چيزي نبود جز به سكوت كشاندن نفرات در مقابل تمامي تبعيضاتي كه در فرقه اعمال ميشد و طبقه اشرافيت فرقه و خلاصه آقا زاده ها راحت باشند و كسي خودش را با آنها مقايسه نكند كه البته وقيحانه خودشان ميگفتند كه قياس حرام است و اين يك اصل بود و ميگفتند كه مجاهد خلق قياس نميكند و قياس كار شيطان است و براي همين هم از درگاه الهي ترد شد چون خودش را با انسان قياس كرد. واقعا زهي شرم و قاحت، روش نميشد بگه تشكيلات من درگاه الهي است و اينطوري شيپور رو از سر گشادش مينواخت و از آخر به اول ، اين داستان را وارونه به خورد نفرات ميدادند.

بهر صورت اين سازمان به اسم اختيار وآگاهى ، آزادى افراد را سلب نموده ، و همانطور كه قبلا عرض نمودم ، اين كه ، چه كسى ،در كجا و چه كارى انجام بدهد، و يا چه آموزشى ببيند ، كه تضمين بقاى اين فرقه در حقيقت پشت اين ماجرا نهفته است و هر گونه انحراف ازاين مسير، عين كفر است .

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی

لینک به منبع

*** 

همچنین: