رجوی از روی کار آمدن دولت ترامپ چه چیزی را جستجو میکرد؟

رجوی از روی کار آمدن دولت ترامپ چه چیزی را جستجو میکرد؟

Mojahedin-Khalq_Israel_jafarzade-MEK_Rajaviعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم می ۲۰۱۹:…  رجوی که خود را انقلابی ترین و مستقل ترین فرد و گروه در دنیا میدانست و همیشه میگفت ما با سیاست روز زاویه داریم و تا بحال تن ما به تن اینها نخورده و سیاست روز فقط کلک و شارلاتان بازی است و با ما همخوانی ندارد ، ولی وقتی کفگیر او به ته دیگ خورد شاهد آن هستیم و بچشم میبینیم که چطور دست به دامان آمریکا شده و تماما سیمای آزادی رجوی شبانه روزی بر طبل جنگ میکوبد ، اگر تمامی اخبار را گوش و دنبال کنیم حتی ترامپ جنگ طلب هم از جنگ حرف نمیزند چون منافعی ندارد ولی فرقه رجوی بود و نبود خود را در جنگ ایران و آمریکا میبیند. 

Mojahedin-Khalq_Israel_jafarzade-MEK_Rajaviفرقه رجوی و افتخاری دیگر

لینک به منبع

رجوی از روی کار آمدن دولت ترامپ چه چیزی را جستجو میکرد؟

علی هاجری ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۸٫۰۵٫۲۰۱۹

علی هاجری نجات یافته از مجاهدین خلق آلبانی

علی هاجری، آلبانی

بعد از آتش بس جنگ ایران و عراق تا مدتی همه چیز در آرامش سپری میشد تا اینکه صدام حسین فیلش هوای هندوستان کرد و راه کویت در پیش گرفت در سال ۱۳۶۹ تحلیل رجوی این بود که آمریکا و شیوخ منطقه سید آلرئیس را زیر فشار قرار دادند و او را داشتند خفه میکردند و او مجبور به حمله به کویت شد تحلیل این بود که مقصر کویت و آمریکا و دیگران بودند.

بعد از جنگ خلیج فارس فرقه رجوی عراق مجروح و شکست خورده را میخواست یک بار دیگر بیازماید که آیا توان جنگی دارد یا نه به همین دلیل در مرزهای ایران و عراق شروع به جنگ افروزی کرد شاید که شعله جنگ بین ایران و عراق را شعله ور بکند و هر تعرضی را با نام مشخص شروع و تمام میکرد ولی در نهایت بجایی نمیرسید، چون عراق ضعیف تر از آن بود که خودش را درگیر جنگ کند ، به سال ۱۳۷۹ رسیدیم باز عملیات داخله را تشدید کرد با همه هزینه آن که جان انسانها بود شروع به خمپاره زنی در شهرها نمود تا شاید جنگ را شعله ور کند ولی با واکنش موشکی ایران مواجه شد و قرارگاههای فرقه مورد هجوم موشک باران ایران قرار گرفت ولی عراق دست از پا خطا نکرد فقط در حد یک اطلاعیه اکتفا کرد ، رجوی همیشه حسرت این را میخورد که ما تا نقطه جنگ پیش رفتیم ولی سیدالرئیس دل جنگ را نداشت و به این ترتیب حسرت شعله ور کردن جنگ به دل رجوی ماند.
بعد از اشغال عراق توسط آمریکا رجوی خط دیگری را برگزید حرکت موازی با آمریکا و شروع به همکاری با آمریکا کرد و همه تاسیسات هستهای ایران را افشا کرد شاید که آمریکا این فرقه را بعنوان آلترناتیو قبول کند ولی هر بار فقط در حد یک گروه ایرانی از او یاد میکرد ، بعد از اشغال عراق رجوی خوش خیال فکر میکرد بعد از عراق نوبت ایران خواهد بود به همین دلیل گرای همه سایتهای نظامی و امنیتی و اقتصادی ایران را با جزئیات کامل به آمریکا داده بود ولی وزارت خارجه آمریکا آنرا رد کرد و کلا حمله به ایران منتفی شد و یک بار دیگر رجوی در حسرت جرقه و جنگ ناکام ماند و در هر نشست صوتی یا نوشتاری همین بحثها را میکرد که حیف شد آمریکا قبول نکرد ، ولی آیا فرقه مگر دست از خوش خدمتی بر میداشت نه سر بزنگا و در اوج مذاکرات برای برهم زدن آن دست به خودکشی سیاسی میزد و چیزی را افشا میکرد شاید که اسمی از او بیاورند ولی باز در حسرت به رسمیت شناختن او عمر میگذراند و مستمر گله مند بودند که همه در مماشات با ایران هستند بخصوص آمریکا ۰ رسیدیم تا دوره روی کار آمدن دولت ترامپ رجوی خیلی خوش و سرمست شده بود و میگفت دیگر به تعادل قبل بر نمیگردیم و از این بابت که یک جنگ طلب سر کار آمده خوشحال بود.

اما رجوی از روی کار آمدن دولت ترامپ چه چیزی را جستجو میکرد؟

رجوی که خود را انقلابی ترین و مستقل ترین فرد و گروه در دنیا میدانست و همیشه میگفت ما با سیاست روز زاویه داریم و تا بحال تن ما به تن اینها نخورده و سیاست روز فقط کلک و شارلاتان بازی است و با ما همخوانی ندارد ، ولی وقتی کفگیر او به ته دیگ خورد شاهد آن هستیم و بچشم میبینیم که چطور دست به دامان آمریکا شده و تماما سیمای آزادی رجوی شبانه روزی بر طبل جنگ میکوبد ، اگر تمامی اخبار را گوش و دنبال کنیم حتی ترامپ جنگ طلب هم از جنگ حرف نمیزند چون منافعی ندارد ولی فرقه رجوی بود و نبود خود را در جنگ ایران و آمریکا میبیند.

چرا رجوی که اینقدر ادعای داشتن نیرو و پشتیبان در ایران دارد و کانونهای شورشی و بقول خودش سرباز صفر ! به این شکل آویزان آمریکا و اسرائیل و عربستانیها شده؟

از آنجایی که رجوی خوب میداند که هیج پایگاهی در ایران ندارد و رسیدن به قدرت امکان پذیر نیست لذا مجبور است که دست به دامان آمریکا بشود ولی این کار محقق نخواهد شد ۰
رجوی و پای منبر نشینان در این روزهای پر طلاطم هر روز نشسته و کیسهها برای خود میدوزند و نشست پشت نشست که زمان سرنگونی نزدیک است ، حتما که یک زمانبندی دیگری را برای افراد نگونبخت بخت مقرر میکنند ۰

آیا این رویای دیرینه رجوی محقق خواهد شد ؟ ببینیم روند تحولات به کدام سمت کشیده میشود.

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/وقتی-که-کمیساریای-پناهندگان-در-آلبانی/

وقتی که کمیساریای پناهندگان در آلبانی همکار فرقه رجوی مجاهدین خلق می شود

وقتی که کمیساریای پناهندگان در آلبانی همکار فرقه مجاهدین خلق می شودعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، دهم می ۲۰۱۹:… طبق اخبار موثق از درون فرقه مجاهدین  با تعطیلی رمسا و قطع کمکهای کمیساریای  عالی پناهندگان  این فرقه جشن گرفت این خوشحالی فرقه مجاهدین خلق بابت چیست ؟ فرقه رجوی که باصطلاح همیشه دنبال کمک به تهیدستان و خلق های تحت ستم بوده پس چه شد که یک مرتبه از کارهای ضد انسانی کمیساریا به وجد آمده و جشن میگیرد؟ وقتی که کمیساریای پناهندگان در آلبانی همکار فرقه مجاهدین خلق می شود

وقتی که کمیساریای پناهندگان در آلبانی همکار فرقه مجاهدین خلق می شودمسعود رجوی و مریم عضدانلو، با ناراضیان داخل چه خواهید کرد

لینک به منبع

وقتی که کمیساریای پناهندگان در آلبانی همکار فرقه رجوی مجاهدین خلق می شود

علی هاجری ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۰٫۰۵٫۲۰۱۹

بار حمالان بدوش خود کشیدن ننگ نیست
زیر بار منطق نامرد رفتن مشکل است

بقول معروف هرچه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک !!!!

علی هاجری نجات یافته از مجاهدین خلق آلبانی

علی هاجری آلبانی

سالیان است که بعضی از نهادهای بین المللی که در راستای حفاظت از حقوق خلقها تاسیس شد سیر نزولی خودشان را سریع طی طریق کرده اند و خود عاملی برای سرکوب خلقها تبدیل شده اند.

هنگام حمله صربها به مسلمانان در صربنیستا نیروهای حافظ صلح هلندی را کنار کشید و حدود ۸۰۰۰ نفر قتل عام شدند ، در سریلانکا بیش از ۱۵۰۰۰ از تامیلها قتل عام شدند ، در میانمار هزاران نفر کشته و آواره شدند و در عراق وقتی آمریکا برای اشغال وارد شد چشم خود را بست و هزاران نفر کشته و آواره دیگر دیار شدند و صدها فاکت و نمونه دیگر ۰

کمیساریای عالی امور پناهندگان یکی از همین نهاد های بین المللی است، روزگاری برای مصاحبه با من به عراق آمد و ساعتهای متمادی از روزی که بدنیا آمدم تا همان لحظهای که پشت میز و رو در رو همه را ثبت کرد و من را به عنوان پناهنده ثبت نام کرد.

با اینکه بارها شنیده بودم که این ارگان بین المللی در کارنامه خود جز خیانت چیز دیگری نداشته و ندارد ولی باز خوش باور بودم که کمیساریا حداقل با ما که ثبت نام شده ایم این کار را نخواهد کرد ولی دیدم براحتی همه موازین اخلاقی را کنار زد و ما را رها کرد.  آیا باز در این بین زدو بندی در کار بود و هست و خواهد بود ؟

چرا کمیساریا تا فرجام نهایی و تعین و تکلیف همه چیز را قطع و اعلام کرد پرونده شما بسته شده است؟

خب نباید از این ارگان بین المللی که به علت عدم نظارت خودش هزاران نفر کشته و آواره شدند انتظار بیشتری داشت ، کمیساریا با زدو بند با فرقه رجوی و تعدادی از دولتمردان آلبانی کاری که فرقه رجوی میخواست را انجام داد قطع کردن تمامی حمایتهای انسانی و حتی وعده هایی که خودش داده بود به آن عمل نکرد ، یعنی قبل از قطع کمکها کار برای جدا شده ها از فرقه مجاهدین خلق پیدا کند ولی حتی اینکار را نکرد ۰

باید دید چه کسی بیش از همه از این کار ضد انسانی خوشحال و سود میبرد ؟

طبق اخبار موثق از درون فرقه مجاهدین  با تعطیلی رمسا و قطع کمکهای کمیساریای  عالی پناهندگان  این فرقه جشن گرفت این خوشحالی فرقه مجاهدین خلق بابت چیست ؟ فرقه رجوی که باصطلاح همیشه دنبال کمک به تهیدستان و خلق های تحت ستم بوده پس چه شد که یک مرتبه از کارهای ضد انسانی کمیساریا به وجد آمده و جشن میگیرد و میگوید رفتن کمیساریا و قطع کمکها حتی از بسته شدن سفارت ایران در آلبانی مهمتر بوده است پس باید نتیجه گیری کرد که همه این موارد زیر سر این فرقه درهم شکسته و معلوم الحال است.
آیا با این کار میخواهد جلو سیل جدا شده ها را در آینده نزدیک بگیرد ؟

اگر فرقه مجاهدین فکر کرده با قطع کمکها ما میدان خالی میکنیم در اشتباه محض بسر میبرد چون حتی اگر شده خیابانها را جارو کنیم به ماندن ادامه میدهیم و اگر فکر کرده برای گرفتن مستمری سر تعظیم فرود میآوریم باز در اشتباه فاحش بسر میبرد گدایی میکنیم ولی سر تعظیم هرگز ۰

بار حمالان بدوش خود کشیدن ننگ نیست
زیر بار منطق نامرد رفتن مشکل است

آیا توطئه علیه جدا شده ها به پایان رسیده است؟ خیر ، ولی ما جدا شده ها آمادگی هر سختی و توطئه ای را داریم. ببینیم این کار سخیف و خائنانه کمیساریا و فرقه به کجا می انجامد؟

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ربات-های-اینترنتی-سلاح-سرنگونی-فرقه-رج/

ربات های اینترنتی سلاح سرنگونی فرقه رجوی (مجاهدین خلق)!!

ربات های اینترنتی سلاح سرنگونی مجاهدین خلق مریم رجویعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و پنجم مارس ۲۰۱۹:… بعد از ورود به آلبانی برای رفع بیکاری و سرگرم کردن اعضای نگونبخت خود تعداد زیادی کامپیوتر دست دوم خریداری کردند و به هر فرد یک دستگاه کامپیوتر دادند. رجوی و سران فرقه نام کامپیوترها را سلاح سرنگونی نام گذاری کردند، نفرات را وارد کار کردند همه با اسم مستعار و برای فریب کاری از پروفایل که گویا در ایران هستند استفاده میشد ولی از آنجایی که همه مجبور بودند خواستههای خود را از طرف مقابل بخواهند لذا دستشان رو میشد و در نهایت طرف با چند حرف مانند اینکه شما خیانت کردید و غیره ارتباط را قطع میکرد. 

سفید سازی تاریخچه مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیکانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

لینک به منبع

ربات های اینترنتی سلاح سرنگونی فرقه رجوی (مجاهدین خلق)!!

علی هاجری ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۲۴٫۰۳٫۲۰۱۹

ربات های اینترنتی سلاح سرنگونی مجاهدین خلق مریم رجویرجوی که از داشتن سلاح و حامی خوبی مثل صدام حسین سر مست بود و ادعای ابرقدرت بودن میکرد و در رویای خود هیچ خدایی را بنده نبود بناگاه از خواب غفلت بیدار شدو یکمرتبه همه چیز را از دست رفته دید ؛ در همان زمان با شارلاتان بازی خاص خودش گفت من بجای سلاح صاحب سلاح را انتخاب کردم ، آقا گویا فراموش کار شده بود که در سال ۷۹ میگفت در عملیات جا گذاشتن سلاح مرز سرخ است و تعدادی سر همین موضوع جان خود را از دست دادند ، بگذریم که آدم دروغگو کم حافظه میباشد.

در سال ۲۰۰۳ بعد از سقوط صدام رجوی برای ماندن در عراق و تثبیت فرقه شروع به کار در فضای اجتماعی کرد، در وحله اول با دعوت و ریخت و پاش شروع شد ولی بعد از روی کار آمدن دولت عراق کم کم تردد به اشرف کم شد لذا با بکارگیری کامپیوتر کار در فضایی مجازی شروع شد و از برنامهایی به اسم Crm استفاده میکردند، به این ترتیب این کار برای مشغول کردن افراد در کنار بیگاری بود که از نفرات میکشیدند . بیاد دارم همین Crm هم نفرات بدون یک نفر همراه نمیتوانستند حتی کامپیوتر را روشن کنند.

کسی تعجب نکند چون فرقه اینقدر از اینترنت میترسید که حد و حصری برایش متصور نبود. بعد از اخراج از اشرف و رفتن به لیبرتی باز این موضوع ادامه داشت ولی محدود و فقط تعداد کمی و آنهم دست چین شده در محلی به اسم ملک مرزبان که در نتیجه موشک باران کاملا نابود شد.

رجوی با توهمات خود زندگی میکرد وقتی بصورت جدی میگفت من بین ناو هواپیمابر انقلاب مریم را انتخاب میکنم باید دید که چند تخته کم دارد ؟ آیا حقیقت را میگفت خیر چون دستش بجایی بند نبود این حرف را میزد حالا که مثل روز برای همه روشن است که برای آوردن یک آمریکایی چه هزینه ایی میکند.

بعد از ورود به آلبانی برای رفع بیکاری و سرگرم کردن اعضای نگونبخت خود تعداد زیادی کامپیوتر دست دوم خریداری کردند و به هر فرد یک دستگاه کامپیوتر دادند.

رجوی و سران فرقه نام کامپیوترها را سلاح سرنگونی نام گذاری کردند، نفرات را وارد کار کردند همه با اسم مستعار و برای فریب کاری از پروفایل که گویا در ایران هستند استفاده میشد ولی از آنجایی که همه مجبور بودند خواستههای خود را از طرف مقابل بخواهند لذا دستشان رو میشد و در نهایت طرف با چند حرف مانند اینکه شما خیانت کردید و غیره ارتباط را قطع میکرد.
حالا باید دید فرقهای که با آن همه توپ و تانک و در کنار مرز نتوانست سرنگون کند با# چطور میخواهد سرنگون بکند؟

این فرقه در ظاهر و باطن جز عوام فریبی کار دیگری ندارد افراد را به مسلخگاه میکشد و رها میکند و حق خود میداند و طلبکار مردم بیچاره است که چه چیزی از مردم سوریه کم دارند و چرا برای آزادی خون نمیدهند ، موارد زیادی بود که فرد را اغفال میکردند وقتی هم دستگیر میشد انگار نه انگار طرف را ول میکردند به امان خدا. اگر بخواهم از کارها و توجیه هاتی که اینها میگذارند صحبت بکنم یک مثنوی است.

سران فرقه نشستهای مفصلی میگذاشتند اندر باب صحبت و چت نکردن با خانمها در فضای مجازی عکس این را برای زنان در بند رجوی هم بود ولی بمراتب بیشتر سخت میگرفتند که مبادا کسی صدای جنس مخالف را بشنود و یا حتی چت جنس مخالف را ببیند.

فرقه برای کنترل بیشتر اتاق جاسوسی در کنار محل کار اعضای خود دایر کرده بود که کسی دست از پا خطا نکند و مستمر همه را مانیتور میکردند حتی گوش دادن به موسیقی هم ممنوع بود چرا !

استدلال فرقه این بود که اعضا به سمت زندگی کشیده میشوند ، کسانی که در فضای مجازی کار میکردند سریع شناسایی میشدند چون هیچ همخوانی در صحبت و نوشتاری با اجتماع نداشتند. کار فرقه در فضای مجازی فقط سرگرم کردن اعضای خود میباشد و نابود کردن کسانی که شناختی از این فرقه ندارند.

بله این فرقه از ابتدای بنیانگذاری تا بحال فقط و فقط عمر خود را با خونریزی و خرابکاری سپری کرده و غیر از این نباید از اینها انتظاری داشت ، در فضای مجازی که دیگر جای خود دارد.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سوز-و-گداز-فرقه-مجاهدین-مریم-رجوی-از-اف/

سوز و گداز فرقه مجاهدین (مریم رجوی) از افشاگری روزنامه اشپیگل

گزارش اشپیگل از مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی و سو و گذاز مریم رجوی و تهدید به ترور در اروپاعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، ششم مارس ۲۰۱۹:… شما همه جا را فنس کشی ذهنی کرده اید و کسی حق آب خوردن بدون اجازه را ندارد ۰ فرقه انتظار دارد که همه چیز از قبل به او گفته شود تا بتواند آماده سازی کند و مثل قدیم همه چیز را لاپوشانی کند ولی حالا که سر زده خواهان دیدار و بازدید شده یاغی و وزارتی است. فرقه از اینکه اشپیگل نوشته که مجاهدین هیچ پایگاه مردمی ندارد شکوه و شکایت میکند که نه این درست نیست لطفا اگر شما درست میگوئید و هوادار دارید چرا توی این همه تظاهرات یکی اسمی از شما نمیآورد.

گزارش اشپیگل از مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی و سو و گذاز مریم رجوی و تهدید به ترور در اروپامفهوم ” کپسول زمان ” در فرقه مجاهدین خلق از نگاه نشریه آلمانی اشپیگل

لینک به منبع

سوز و گداز فرقه مجاهدین (مریم رجوی) از افشاگری روزنامه اشپیگل

علی هاجری ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران آزادی ـ ۰۵٫۰۳٫۲۰۱۹

بعد از افشاگری روزنامه اشپیگل دادوفغان فرقه مجاهدین بلند شد که ما اینکاره نبودیم و نیستیم و نشر این مطالب کاملا دروغ و توطئه است. سخنگوی این فرقه مدعی است که خانم هومریش خبرنگار نشریه اشپیگل سر زده و با طرح و برنامه جلو کمپ آمده و خواهان دیدار از کمپ شده و گویا از نقاط دیگر هم خواسته خودش را به کمپ نزدیک کند ۰ شما که ادعا میکنید که ریگی در کفش ندارید و کاملا دمکرات هستید و همه نفرات کمپ با سران فرقه مشکلی ندارند خب میگذاشتید که سر زده وارد شود و با هر کس خواست مصاحبه و دیدار کند و بعد هم انتقاد میکردید که بهتر بود از قبل ما را در جریان میگذاشتید ۰ ولی از آنجایی که خود بهتر میدانید که در کمپ بسته چه میگذرد و چقدر دهانهای بسته وجود دارد که با یک تلنگر منفجر میشوند و خوب میدانید اگر که شرایط پناهندگی در آلبانی وجود داشت بیش از نیمی از نفرات فرقه رفته بودند چون شرایط در درون فرقه آنقدر تکراری و تهوع آور است که بوی گند آن حال همه جهانیان را بهم میزند ۰ سران فرقه گویا فراموش کرده اند که کسی حق صحبت با نفرات یونامی را نداشت و باید حداقل دو نفره میبودند چون همانهایی را که روزی رجوی گفت نظارت هفت روز هفته را برای تامین جانی ما بعهده دارند ۰ ولی همینکه دیدید دبال حقیقت هستند یک شبه عامل وزارت شدند ۰ شما همه جا را فنس کشی ذهنی کرده اید و کسی حق آب خوردن بدون اجازه را ندارد ۰ فرقه انتظار دارد که همه چیز از قبل به او گفته شود تا بتواند آماده سازی کند و مثل قدیم همه چیز را لاپوشانی کند ولی حالا که سر زده خواهان دیدار و بازدید شده یاغی ووزارتی است

فرقه از اینکه اشپیگل نوشته که مجاهدین هیچ پایگاه مردمی ندارد شکوه و شکایت میکند که نه این درست نیست لطفا اگر شما درست میگوئید و هوادار دارید چرا توی این همه تظاهرات یکی اسمی از شما نمیآورد جز آن کانونهای بقول شما شورشی که در تپه ماهورها و بیابانهای خوزستان که با پول هنگفت کار انجام میدهند۰آیا اگر کسی بگوید که شما دست نشانده صدام بودید و سربازان ایرانی را کشتید مگر حرف اشتباهی زده شما همیشه از واقعیت خودتان میترسید و گویا همه با شما دشمن هستند در صورتیکه همه حرفها واقعیت دارد مگر در نشستها و آن عربده کشیها را فراموش کردید باید از خواب غفلت بیدار شوید دوران صدام و آن فشارها سالیان است که تمام شده و اینجا عراق نیست در یک کشور اروپایی هستید۰
بقول رجوی که میگفت سر هر موضوعی باید واکنش دشمن رادید یعنی اگر اخباری واقعیت دارد دشمن از خود واکنش نشان میدهد ۰

شما که ادعا میکنید همه کسانی که در رابطه با شما مطلبی گفتند یا نوشتند کذب محض است چرا دربها را باز نمیکنید که هر خبرنگاری خواست بدون هیچ سد و مانعی با تمام نفرات دیدار کند شما هنوز ترس این را دارید که مادر و فرزند با هم ملاقات کنند شما با همدستی آمریکا و دولت آلبانی مانع ورود خانوادها به آلبانی شده اید شما که ادعا میکنید جدا شده ها در حال جاسوسی هستند لطف کنید بگوئید گذشته و حال خود را فراموش کرده اید۰ ۰

فرقه رجوی که ادعای دمکراسی را دارد لطفا بگوید که کدام دمکراسی از نوع سکت را ترویج میکند مگر سکت نیستید حداقل اگر کسی نداند ما که میدانیم در آن دخمه های تاریک چه میگذرد من نمیخواهم سر این و یا آن کلمه و جمله موشکافی کنم که اشپیگل مثلا گفته هفته ایی سه روز آموزش نظامی میبینید تا زمانیکه بقول خودتان رژیم را باید با قوه قهریه سرنگون کرد حتما آموزش آنرا باید انجام بدهید مگر توی لیبرتی آموزش استفاده از کارد را نمیدیدیم مگر مهدی براعی به یکی از نفرات هنگام جدا شدن از فرقه نگفت که میخواهیم همه را در اشرف سه متمرکز کنیم و آموزش ببینیم برای عملیات آخر حالا چه شده که با یک جمله سردبیر و بقیه همه شدند وزارتی اگر نمیترسیدید انگلا مرکل را هم بخاطر تجارت با ایران جز وزارتیها نام میبردید

شما از یک اصل پیروی میکنید هرکه با مانیست بر ماست

میخواهد اشپیگل باشد یا رئیس جمهور آمریکا اینقدر عقب مانده هستید که هنوز فکر میکنید که عالم و آدم باید همه چیز خود را رها کنند و دنبال شما باشند و در مقابل ایدئولوژی متحجر شما سر تسلیم فرود آورد۰

لطفا شما از کدام دمکراسی پیروی میکنید دمکراسی ۱۴۰۰ سال قبل در دوران جاهلیت ۰ شما چرا دم از دمکراسی میزنید وقتی ظرفیت حتی یک انتقاد را ندارید شما مثل جوجه تیغی میمانید با این حرفها میخواهید بگوئید اگر بطرف من بیائید باید تحمل تیغ های من را داشته باشید

این فرقه هنوز در غارها و سرداب های تنگ و تاریک جاهلیت حرکت میکند و فکر میکند بقیه دنیا هم همانند خود آنهاست غافل از اینکه در قرن ۲۱ هستیم.

(پایان)

*** 

Former People's Mujahedin member Gholamreza Shekariآشفته بازاری است بیا و ببین – پاسخ آقای غلامرضا شکری در رابطه با جعلیات فرقه رجوی در آلبانی

حسن حیرانی: واکنش هراس آلود مریم رجوی مجاهدین خلق ایران به افشاگری اشپیگل در آلبانیواکنش هراس آلود مریم رجوی به روشنگری اشپیگل آلمان از زندان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-فرقه-رجوی-و-خاطرات-علی-هاجر/

درد های من ـ خاطرات علی هاجری ـ قسمت اول 

علی هاجری، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، اول دسامبر ۲۰۱۸:… بعد از چند روز اقامت در اشرف از دوستی سئوال کردم اینکه گروهان ماست پس لشکر کجاست با تمسخر گفت بابا به همین دویست نفر میگویند لشکر باور نکردم ولی در کمال تعجب دیدم درسته . واقعا خنده دار بود که صد یا دویست نفر معادل یک لشکر زرهی یا پیاده باشد یادم میاد که مسعود رجوی ساعتها بحث میکرد که … 

علی هاجری نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

لینک به منبع

درد های من ـ خاطرات علی هاجری ـ قسمت اول 

علی هاجری ـ تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

در مهرماه سال ۱۳۵۹ نزدیک به ساعت ۱۰ صبح غرش توپها بصدا درآمد و تمام شهر در زیر دود پلایشگاه آبادان محو شد جنگنده بمب افکنها لحظه ای مجال نمیدادند مردم شروع به ترک شهر کردند من و دیگر جوانان رفتیم و برای دفاع از وطن سلاح بدست گرفتیم و در کنار اروند رود موضع اتخاذ کردیم ۰ فکر میکردیم مثل سال ۱۳۴۷ جنگ سریع تمام میشود ولی اینطور نشد و حمله زمینی نیروهای عراقی شروع شد و آبادان به محاصره درآمد ۰
در این بین نیروهایی از فرقه مجاهدین در جبهه بود ولی یکروز دیدم که همه را دستگیر کرده اند و دارند میبرند گویا وارد خیانت به میهن شده اند ولی این برایم قابل فهم و هضم کردن نبود تا سال ۱۳۶۵ که در عراق مستقر شدند و دیدم همه آن حرفها درست از آب در آمد ۰
تا سال ۱۳۶۲ آبادان بودم و بعد از شهید شدن دوست دوران کودکی در شهریور همان سال آبادان را برای همیشه ترک کردم و به شهر دیگری رفتم تا دی ماه ۱۳۶۳ بکار مشغول بودم و پس از آن به خدمت سربازی رفتم و تا اواخر سال ۶۴ در پادگانهای مختلفی خدمت کردم و سپس به جبهه جنگ منتقل شدم و به جبهه شمال غرب رفتم نزدیک به دوماه نگذشته بود که یک نفر خیانت کرد و تمام اطلاعات جبهه ما را به عراقیها داد و در تاریخ ۱۳۶۵/۲/۳ عملیات گسترده علیه ما صورت گرفت و من در همان روز اسیر نیروهای عراقی شدم و زندگی من یکبار دیگر به شکل دیگری رقم خورد۰
در روزهای اول اسارت هر روز انگار که یکسال بر من میگذشت ولی بمرور به آن عادت کردم تا اینکه سر کله مجاهدین در عراق پیدا شد ۰ دلمان خوش بود که هر هفته ایی یک فیلم ایرانی از بخش فارسی تلویزیون عراق میبینیم ولی انگار قرار بود که این هم از ما گرفته شود۰ بله همان زمانبندی را اختصاص دادند به تبلیغات مجاهدین و از پس از فیلم خبری نشد و همه ناسزا میگفتند.
سه سال و دو ماه انتظار کشیدم که روزی به وطن برگردم ولی یک تصمیم گیری غلط تمام معادلات را بهم زد و باز سرنوشت من تغییر کرد اینبار رفتن به قهقرا بود فکر نکردن به مسائل سیاسی همین موارد را در بر دارد آتش بس شده بود راه ماشین جنگی بسته شده بود و همه چیز ۱۸۰ درجه چرخیده بود تازه حتی اگر آتش بس هم نشده بود باز فرقی نمیکرد چون در عملیات موسوم به فروغ جاویدان این فرقه کاری از پیش نبرده بود ولی افسوس به راه برگشت ناپذیری پا گذاشته بودم همه توصیه های دوستانم را نادیده گرفتم و رفتم به اصطلاح ارتش آزادیبخش.  بعد از چند روز اقامت در اشرف از دوستی سئوال کردم اینکه گروهان ماست پس لشکر کجاست با تمسخر گفت بابا به همین دویست نفر میگویند لشکر باور نکردم ولی در کمال تعجب دیدم درسته .

واقعا خنده دار بود که صد یا دویست نفر معادل یک لشکر زرهی یا پیاده باشد یادم میاد که مسعود رجوی ساعتها بحث میکرد که حرفش درسته و میخواست هه را قانع کند مثل همیشه تعدادی بودند که حاضر در پشت میکروفون بودند و در تائید بحث صحبت میکردند ولی این چیزی بود که با واقعیت فرسنگها فاصله داشت ۰
سال۷۰ باز یک چیز دیگری را علم کردند انقلاب هیچ کس دلش نمیخواست که وارد این موضوع شود نه افرادی که متاهل بودند و  نه آنانی که مجرد بودند.  عجب روزهای سخت و طاقت فرسایی بود حال آدم از بحث هایی که میشد بهم میخورد بند پشت بند بعد هم باید اثبات کنی که واقعی است در صورتیکه هیچ مسئله ایی که حل نمیکرد مستمر ذهن من و دیگران را مشغول میکرد خیلیها در همان ابتدا رفتند ای کاش من هم میرفتم عمرم را بیهوده صرف اینکار نمیکردم عمر که رفت و ما بدهکار دیگران شدیم این هم چیز جدیدی است.
رسیدیم با سال ۷۲ جنگ و خونریزی شروع شد ، سال ۱۳۷۲ منجی صلح و کسی که ادعا میکرد طرح صلح داده عملیاتهای مرزی را شروع کرد و تعدادی را بکشتن داد سود که نداشت دود اینکار به چشمان بیچارهها رفت و تعدادی جان خودشان را از دست دادند رجوی این ناجی صلح دنبال جرقه و جنگ بود این داستانهای تکراری مستمر ادامه داشت و هر بار با تعدادی کشته.
رجوی میگفت من به سید الرئیس گفتم طریق الوحید هو ایران ولمجاهدین یعنی که برو پای جنگ هشت سال کم بود خون و خونریزی کم بود دنبال جرقه و جنگ بود فکر میکرد که با جنگ به اهدافش میرسد.  رفتیم تا سال ۱۳۸۰ سال کینه کشی رجوی از نیروهای خود ، نشستهای طعمه،  وای که چه روزها و ماههای سیاهی بود میخواست همه را له کند که کسی نطق نکشد و به همین دلیل عده ایی را سوژه این عمل خود کرد.

ادامه دارد

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/هیچ-آرایشی-شخصیت-زشت-رجوی-را-نمی-پوشاند/

هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۸:… آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند آیا اینها اعدام نیست؟ آیا نفراتی که به دلیل اهمال های پزشکی و بعضاً تبعیض آمیز شما در رسیدگی به آنها فوت شدند یا نقص عضو شدند آیا اینها … 

تلویزیون انگلستان اردوگاه تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی تیرانا آلبانی 3گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانی

لینک به منبع

هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

حسن حیرانی ـ تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

با سلام دوستان

من باب اطلاع شما جلسه پر طمطراقی در ۱۱ اکتبر در سالن کنفرانس هتل اینترنشنال توسط سازمان پر افتخار و مزدور پرور مجاهدین برگزار شد که در آن شخصیت های بسیار بسیار مهمی از جمله یک کمونیست بریده آلبانیایی ازحزب مسقوطه انورخوجه دیکتاتورسابق کشورآلبانی که اکنون جیره خوار رجویست هاست و چطور همین فرد در نقش بازجوی تشکیلاتی در یک شوی مسخره از سمیه محمدی سوالات دیکته شده می پرسید و جواب های دیکته شده را میگرفت. این فرد به عنوان مجری جلسه و آقای بومدرا که یکی از شخصیت های بسیار انسانی در سازمان ملل بودند که البته ایشان هم به جرگه مزد بگیران و پول بگیران فرقه رجوی همانند مقامات آمریکایی پیوسته است و غیر از این هم چند برنامه هنری به سیاق همه جلسات مهم و بسیار نقش آفرین در فلک سیاسی آینده ایران و چند صحبت کلیشه ای و پذیرایی از میهمانان.

ناگفته نماند که مهمتر از همه اینکه موضوع جلسه به مناسبت روز جهانی نه به اعدام در رابطه با مسئله اعدام در ایران بود. البته نگارنده قصد دفاع از اعدام در ایران را ندارد چرا که به اعتقاد خود من در آینده نزدیک شاهد حذف اعدام در بسیاری از زمینه ها خواهیم بود چرا که رشد اجتماعی و شور تک تک افراد و بالا رفتن سواد و آگاهی و شعور اجتماعی از پایه های اصلی حذف اعدام است و تا وقتی که در افکارعمومی جامعه انتقام و یا حذف فیزیکی عنصر موثر در کاهش جرائم است صرفا قانون چاره ساز نیست. کما اینکه به آمار اعدام ها در ایران هم که نگاه میکنیم به طور مثال در یک سال گذشته تعداد خانواده های مقتول که قاتل را بخشیده‌اند و از درخواست قصاص صرف نظر کرده اند ۹۰ درصد قتلهای عمد درایران بوده است در حالیکه همین آمار در سی سال پیش یعنی در سال ۱۳۶۶ برعکس و تعداد خانواده های که تقاضای قصاص می‌کرده‌اند ۹۰ درصد بوده و تنها ۱۰ درصد بخشش. به هر حال همین دو آمار وجهت فلش این دو نقطه زمانی در یک مکان واحد به ما نشان می دهد حذف اعدام در ایران چه دراعدام هایی که خاستگاه اجتماعی دارد مثل قصاص و چه اعدام هایی که خاستگاه حکومتی دارد که البته حتما استقبال افکار عمومی بخشی از جامعه را با خود دارد و الا که به هیچ وجه قابل اجرا نبود کما اینکه وقتی به مسئله پدافیل در ایران نگاه میکنیم این اصلا موضوعی نیست که در این نقطه زمانی برای جامعه ای مثل ایران قابل پذیرش باشد و درچند حادثه ای هم که دریک سال گذشته متاسفانه رخ داد چه اجتماعات بزرگی بوجود آمد بطوری که قوه قضاییه قول داد که در اسرع وقت و خارج ازنوبت به این پرونده رسیدگی شود تا با مجازات هرچه سریعتر فرد جانی مرهمی بردل خانواده و بستگان داغدار باشد و….

اما الان روی سخن من با قاتلان فردیت و شخصیت و انسانیت و مجموعه ای از ارزش‌ها که کرامت انسانی نامیده می شود می باشد کسانی که خودشان سالیان سال است که بدون ذره معرفت و شناخت تلاش در سر بریدن فردیت انسان ها کرده اند. شما را چه به نه به اعدام. شما که اعدام های بدتری را دارید روزانه انجام می دهید. شما که بخاطر عقاید پوسیده خودتان افراد تان را به دور از چشم دیگران به یک مرداب برای شنا می برید به طوری که حتی مردم عادی و بومی منطقه از آن مرداب برای شنا استفاده نمی کنند و مالک شراعی را به کشتن می دهید آیا این اعدام نیست؟

آیا به خاطر خط و خطوط های نه اشتباه بلکه عامدانه شما برای اینکه پروژه شهید سازی خودتان را تکمیل کنید تا بهره سیاسی آن را مریم خانم در پاریس ببرد و کشته شدن آن افراد آیا این اعدام نیست؟

آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند آیا اینها اعدام نیست؟

آیا نفراتی که به دلیل اهمال های پزشکی و بعضاً تبعیض آمیز شما در رسیدگی به آنها فوت شدند یا نقص عضو شدند آیا اینها اعدام نیست؟

اما روی سخن من در اینجا بیشتر رو به اعدامهای شخصیتی و روانی شماست که چگونه شخصیت و هویت افراد را سعودی وار گردن زدید.

آیا غیر از این است فردیت ایدئولوژی یا مرام اجتماعی است که بر ارزش اخلاقی فرد تأکید می‌کند یعنی که هر آدمیزاد دارای خلوت و حریم خصوصیِ فیزیکی و روانی، و عقیده فردی و دیگر حقوق اساسی است که در هر شرایطی می‌بایست محترم شمرده شوند و هر انسان ادراکی از وجود خویشتن دارد که آن را می‌توان هویت شخصی یا خود نام نهاد. درحالیکه شما با تغیر مفاهیم و دریک رمال بازی منحصر به فردتان با گذاشتن یک نام فردیت فروبرنده برای خودتان حکم شرعی هر کاری را صادر نمودید و در یک گردش به عقب تاریخی چنان خود پنداشتهای درونی و برونی افراد را که پایه هویت فردی وجمعی است را در کارخانه انقلاب مریم پاک رهایی لعابیزه کردید که افراد به جای رسیدن ازخودپنداشت فردی به خودپنداشت جمعی که یک هویت ملی و فرهنگی را نمایندگی کند همگی شدن بازجو وشکنجه گر روانی یکدیگر ازخودبازجویی و تا روانپریشی و دیگرپریشی تا …..

کیست که نداند در اجتماعی که فردیت اشخاص شکل نگرفته افراد از نظر روانی و احساسات و افکار و واکنشها و سرنوشت منبعث از مفاهیم مبهمی از قبیل «نظر جمع» یا رسم و رسوم ویا قول شما ارزشهای خواهرمریم و….

درآن هاله ارزشها افراد نه تنها تشویق نمیشدند که از خود نظری داشته باشند بلکه اغلب فقط تنها هنگامی تأیید می شدند که به نظر جمع اقتدا میکردند و همرنگ جماعت میشدند ویا به قول خودتان ارزش در اثبات ارزشهای خواهر مریم بود. طبیعست که در چنین جمعی حتی در مواردی کاملاً شخصی و فردی نیز تصمیمات به صلاحدید یا دستور بزرگان!؟!؟!؟ گرفته میشد. در چنین جمعی افراد شعورمندی و تعقل و پنداشتهای فکری ومهمتر از همه استقلال خود را باید به بهای جلب محبت و رضایت اطرافیان فدا میکردند. نتیجه این فرایند مزورانه آنچیزی شد که شما میخواستید که نقش احساسات و عواطف در تعاملات جمعی بسی و چه بسیار بیشتربرجسته ‌تر از نقش عقلانیت و اندیشه شد و به جای شایسته سالاری خروجی آن یک حاشیه امن تشکیلاتی برای خودتان و نورچشمی های خودتان و تربیت مشتی بیشعور که تنها باید در پشت میکروفن شما را اثبات کنند و مدام احساس وعاطفه نثار مریم خانم و سید الرجال العالمین مسعود موعود کنند. یک جمع روانی که تنها خود سران میدانند چه ساخته اند در این سالیان. اینها را از سر بدگویی نمیگویم ما خودمان هم نمیدانستیم روانی هستیم و اشکالاتی داریم. گواه این گفتار هزینه ای است که سازمان ملل توسط سازمان رمسا در تیرانا کرده و تمام افرادی که از سازمان جدا شده اند همگی تحت درمان روانی توسط روانپزشکانی هستند که توسط سازمان ملل استخدام شده اند تا به وضعیت نرمال برگردند. در ابتدا برای خود ما کمی سخت بود که برویم وتحت نظر روانپزشک قرار بگیریم و فکر میکردیم نه ما مشکلی نداریم اما بعد فهمیدیم که در طی این سالیان چه به سرما آمده که البته در این مختصر نمیگنجد و باشد درجایی و وقتی دیگر.

به قول کارل کسی که به بیرون نگاه می کند رویاپردازی می کند اما کسی که به درون نگاه می کند بیدار می شود کاری که شما هرگز نکردید و از انجام آن واهمه دارید برای همین هم خودتان بیدارنمیشوید و هم همه تلاشتان را میکنید که افراد تحت سیطره تان هرگز بیدار نشوند برای همین است که شما مدام اعدامهای بیرون را میبیند وهرگز تمایلی به دیدن اعدامهای شخصیتی در درون خودتان ولودرحد نیم نگاهی نداشتید. کما اینکه تاریخ نشان داده که چیزی هولناک تر از آن نیست که انسان خود را تمام و کمال قبول داشته باشد که متاسفانه شما خودتان را نوک پیکان تکامل میدانید و این راهم چقدر به گوش ما میخواندید و ماهم در مقاطعی چه احمقانه باورمان شده بود که عضویت درسازمان پرافتخاری را داریم که نوک پیکان تکامل است و …

خلاصه کلام بدون آزادی اخلاقی نمی تواند وجود داشته باشد حال این چه خاورمیانه باشد که دارد از قرون وسطای خودش عبور میکند که البته ایران ما در انتهای مسیرآن است چه میخواهد سازمان پرمدعای شما باشد.

کما اینکه هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمیپوشاند پس با این همه آرایشها وژست و پوزیشن های سیاسی و دموکراتیک که همه اش با پول سعودی درحال انجام است خوتان را خسته نکنید چون کسی را نمیفریبد.

در انتها من باب طنز هم که شده یادآوری می کنم که انعکاس این کنفرانس که در یوتیوب توسط سازمان پرافتخار که مدعی داشتن دهها میلیون هوادار در ایران وسرتاسر گیتی است گذاشته شده است و جالب است که بینندگان از ده ها نفر هم تجاوز نمی کند.لطفا به عدد ویوی این ویدیو و همچنین تعداد صفر کامنتهایی که در زیر این کلیپ گذاشته شده آن هم بعد از ۱۲ روز از پخش آن توجه کنید وقضاوت باخودتان.

با تشکر
حسن حیرانی

(پایان)

*** 

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

همچنین: