رجوی خائن شماره‌ی یک است، به مناسبت سالروز تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

رجوی خائن شماره‌ی یک است، به مناسبت سالروز تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، دهم سپتامبر 2018:… در آستانه ی پنجاه و سومین سالروز تاسیس سازمان مجاهدین هستیم و سی سال نیز از تابستان سیاه و خونین ۶۷ می گذرد ؛ فرقه ی رجوی پیش از آن در سی خرداد سال ۶۰ در حالی که می دید به سرعت مقبولیت اجتماعی خود را که به بهای جانفشانی رضایی ها ، فاطمه امینی ها ونسلی از فداکارترین … 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

لینک به منبع

رجوی خائن شماره‌ی یک است !

به مناسبت سالروز تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

در آستانه ی پنجاه و سومین سالروز تاسیس سازمان مجاهدین هستیم و سی سال نیز از تابستان سیاه و خونین ۶۷ می گذرد ؛ فرقه ی رجوی پیش از آن در سی خرداد سال ۶۰ در حالی که می دید به سرعت مقبولیت اجتماعی خود را که به بهای جانفشانی رضایی ها ، فاطمه امینی ها ونسلی از فداکارترین فرزندان ایران و یاد و نام بنیانگذاران سازمان کسب کرده بود در میان مردم از دست می دهد ، در یک موضع گیری ضد ملی با اعلام ورود به فاز نظامی و آغاز مبارزه ی مسلحانه ، روندی را آغاز کرد که عامل مهمی در رادیکالیزه شدن فضای ملتهب آن دوران شد و در سال های پس از آن به از دست رفتن بهترین جوانان آزادیخواه ایران منجر گردید .

تصمیم غیرمسئولانه و خائنانه ی رجوی نه تنها نتیجه ای در بر نداشت بلکه بهانه و فرصتی در اختیار حکومت اسلامی قرار داد که با بسته تر کردن فضای سیاسی ، دایره ی عمل فعالان آزادیخواه ، گروه ها و احزابی که از دل انقلاب ۵۷ جوانه زده بودند را محدود تر کرده و با سرکوبی هر صدای مخالفی ، تجربه ی کوتاه و ابتدایی دمکراسی و نیز آزادی ها و نتایج نو رسته ی انقلاب را به نابودی بکشاند .

کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ آنچنان ضد انسانی و بی رحمانه است و آن جان های پاک چنان مظلومانه به تیرک های اعدام و طناب های دار بوسه زدند که از نگاه هر انسان آزاده ای محکوم است و عاملان و آمران آن را می بایست به پای میز محاکمه کشاند و از کشته شدگان آن سالهای سیاه دادخواهی کرد .
آنچه اما در این میان نباید فراموش شود نقشی است که کماکان رجوی و تصمیمات خائنانه ی او در زمینه چینی این جنایت ایفا کرد . 

البته هر گاه از نقش رجوی در به کشته دادن نیروها و هواداران فرقه ی متبوعش سخن گفته می شود آنها با فرار به جلو سعی در منحرف کردن موضوع داشته و اصولا با مظلوم نمایی و سر هم کردن مقدمه هایی توجیه پذیر سعی می کنند نتیجه های نادرست دلخواه خود را بگیرند ، به همین دلیل و برای گرفتن بهانه از فرقه ی رجوی و ندادن دستاویز به آن می بایست بر این حقیقت انکار ناپذیر باز هم تاکید کرد که این جنایت محکوم است و مسببان آن باید به محاکمه و مجازات کشانده شوند .
آنچه اما پیش و بیش از هر چیز وقیحانه است ، تلاش مستمر فرقه ی رجوی در تمام سی سال گذشته برای سوء استفاده از آن خون هاست و اصولا رجوی خود را صاحب تمام رنج های اسیران و خون شهیدان می داند و بارها صراحتا بر این نکته تاکید کرده است .

اما حقیقت این است که آرمان های والایی که آن مبارزان راه آزادی برای فردای خلق و میهن خود داشتند در فرقه ی رجوی تبلور نمی یابد و اصولا جریانی که امروزه نام مجاهدین را یدک می کشد کمترین نقطه ی اشتراکی با اهدافی که روزی آن سازمان بر پایه ی آنها بنیان نهاده شد ندارد .

تنها نگاهی گذرا به سال های سپری شده ی مجاهدین تحت رهبری مسعود ، به روشنی آشکار می کند که چگونه یک سازمان انقلابی که دغدغه ی فردای خلق و میهن را داشت در یک روند تصاعدی و پر شتاب به فرقه ای مذهبی ـ تروریستی بدل شده است که تنها به فکر حفظ خود و تلاش به هرقیمت برای رسیدن به قدرت است و در این مسیر هیچ اصول اخلاقی ، انسانی و سیاسی را به رسمیت نمی شناسد و برای پیش بردن اهداف خود حتی به نیروهای اسیر در تشکیلات فرقه اش نیز رحم نمی کند که حوادث اردوگاه اشرف و کسانی که قربانی تصمیمات خودخواهانه و مطامع رجوی ها شدند یکی از نزدیک ترین نمونه هاست .

رجوی که با فرافکنی هر جداشده ای را به خیانت متهم می کند در حقیقت خود اولین و بزرگ ترین خائن است ؛ او مرزهای تعریف خیانت را به فاصله ی سال های نوری جابجا کرده و در مقیاسی بزرگ تمام خط قرمزهای انسانی ، ملی ، اخلاقی و سازمانی را در طول سالیان گذشته زیر پا گذاشته است .

او از روزی که پس از نقش بر آب شدن خیالات خامش برای به دست گرفتن قدرت پس از انقلاب بهمن ، نیروهای بی پشتیبان و بعضا بی جا و مکان سازمان را با اعلام ورود به فاز مسلحانه در معرض سرکوب عریان و دستگیری و تیرباران به جا گذاشت و خود برای ” برافروختن آتش ها در کوهستان ها ” !!! به فرنگ فرار کرد قدم در راه خیانت آشکار نهاد .

پس از آن به عراق رفت تا مزدور صدامی بشود که با میهنش ایران در جنگی خانمانسوز بود و خلق قهرمانش را روزانه بمباران می کرد . او سازمان و نیروهایی که به او اعتماد کرده بودند را به ارتش خصوصی صدام تبدیل کرد و مزدور بیگانه شد ، در کشتار کردها سهیم شد و با نیروهای عراقی در برابر مردم ایران ایستاد ، مردمی که از شرف و خاک خود دفاع می کردند و دغدغه شان قبل از این که سیاسی باشد ملی بود .

با تصمیم غیر مسئولانه عملیات فروغ جاویدان هزاران جوان فداکار و صادق مجاهد را به کام مرگ فرستاد و پس از شکست به شرمانه تقصیر را به گردن آنها انداخت که به ” رهبر ” وصل نبوده اند و تمام و کمال نجنگیده اند و برای توجیه و منحرف کردن اشتباه آشکارش تمام مجاهدین را وارد بحث موسوم به ” انقلاب ایدئولوژیک درونی ” کرد و عامل طلاق جمعی آنها و سرگردانی کودکانشان گردید که درد های آن تا به امروز روان همه ی کسانی که در معرض آن بودند را می آزارد .

در سال های پس از سقوط دولت صدام و اشغال عراق توسط آمریکا ، سازمان حنیف را که روزی بر پایه ی مبارزه با استثمار و استعمار به سرکردگی امپریالیزم آمریکا ، بنیان نهاده شده بود به مزدور آمریکا بدل کرد واز آن پس نیز هر روز در پی اربابی جدید برای عرضه ی خود جهت مزدوری بوده است . 

واقعیت این است که پرداختن به تمام آنچه که رجوی بر سر مجاهدین آورد و روندی که باعث استحاله ی سازمان مجاهدین به فرقه ی رجوی شد در این مجال کوتاه نمی گنجد و مثنوی هفتاد من کاغذ شود ، و آنچه برشمرده شد تنها اشاره ای کوتاه به خیانت های گسترده و مستمر رجوی است که در دل هر یک دریایی از رنج و تباهی نهفته است .

سوال اینجاست که اکنون که فرقه ی رجوی وقیحانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق را گرامی میدارد آیا کمترین وجه اشتراکی را با آن سازمان داراست ، که البته این چنین نیست و آنچه امروز بر جای مانده نه سازمان است و نه مجاهد و نه در جهت منافع خلق مبارزه ای می کند .

آنچه امروز در اثر خیانت های رجوی بر جای مانده است بیشتر به یک هولدینگ بزرگ و لابی کننده ای حرفه ای مانند است که با ساختاری فرقه ای و با نیروهایی که در معرض شیوه های سیستماتیک مستمر و روزانه ی شستشوی مغزی قرار دارند به مزدوری مشغول است و بدون داشتن کمترین پایگاه اجتماعی در ایران با تلاشی محتضرانه به دنبال کسب قدرت به هر قیمت است که البته این نیز برای رجوی به خوابی آشفته و بی تعبیر بدل شده است .

آری رجوی خائن شماره‌ی یک است ؛ شاید اگر او جسارت اعتراف به خطاهای گذشته و شرف انتقاد از خود را می داشت اوضاع فرقه ی متبوعش به این زاری نمی بود و به دریوزگی درگاه اربابان خارجی نمی افتاد . اما فرقه ی رجوی اکنون تنها سودی که دارد این است که در تاریخ مبارزات مردم ایران به آینه ی عبرتی بدل شده است که آیندگان نتیجه ی پشت کردن به مردم ، ناصادق بودن رهبری و امید به بیگانه داشتن را در مثالی عینی ، ملموس و در عین حال تاسف بار بهتر درک کنند .

(پایان)

*** 

Résultats de recherche d'images pour « ‫کشتار 10 شهریور اشرف‬‎ »نگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Mijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_Mercenary_Mojahedin_Khalq_MEK_AlbaniaMijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_advocate_Mojahedin_Khalq_MEK_Albania

No_to_ME__MKO_NCRI_Maryam_Rajavi_Cult_In AlbaniaThe Most Dangerous Cult In Albania (Albania for Albanians. Not for Terrorist MEK)

Lindsey_Hilsum_Attacked_By_MEK_Maryam_Rajavi_Cult_In_AlbaniaMEK members residing in Albania hit British journalist, local media reports (Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi Cult, NCRI …)

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33024

بی شرف‌ها ، سمیه را آزاد کنید !ا

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، ششم اوت ۲۰۱۸:…  مجاهدین می دانند که جداشدن هر عضو اسیر بینه ی روشن دیگری است که آینده ی رو به زوال آنها و محو اندیشه ی ارتجاعی رهبری این فرقه را نوید می دهد و در این میان رهایی سمیه محمدی که تلاش های خانواده اش بازتابی جهانی پیدا کرده است می تواند بار دیگر شکست سنگینی برای آنها باشد . هم از این رو است که حتی خواسته … 

مصطفی محمدی محبوبه محمدی تیرانا آلبانی Exclusive / Mojahed’s parents say: We are not agents, our daughter was kidnapped by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, Rajavi cult, NCRI …)

Somayeh Mohammadi, muxhahedinia 38-vjeçare që akuzon babain si agjent i qeverisë iranianeIranian Mojahedin’s Accusations, Parents’ letter to Xhafaj: The girl is held hostage by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) 

لینک به منبع

بی شرف‌ها ، سمیه را آزاد کنید !

پدر و مادر خانم سمیه محمدی که سالهاست در تشکیلات فرقه‌ی رجوی اسیر است و اکنون در آلبانی به سر می‌برد این بار در ادامه‌ی تلاش‌های خستگی ناپذیرشان برای آزادی سمیه ، مدتی است که به کشور آلبانی رفته اند تا فریادهای حق‌طلبانه‌شان را به گوش وجدان‌های بیدار جهان و گوش بسته‌ی سران فرقه‌ی رجوی برسانند .
تمام آنچه این پدر و مادر رنج کشیده می‌خواهند دیدار با دخترشان است و اینکه او بتواند در شرایطی آزادانه و به دور از کنترل مسؤولان فرقه آزادی‌اش را انتخاب کند ؛ خواسته ای که بسیار ساده می‌نماید و از ابتدایی ترین حقوق انسانی است .

این بار نیز اما فرقه‌ی تبهکار رجوی این خواسته‌ی کوچک را تاب نیاورد و باز هم با فرستادن چماقداران خود سعی کرد با تهدید و ارعاب و ترور شخصیت خانواده‌ی محمدی آنها را از صحنه به در کند که البته با هوشیاری آنان و حمایت مردم و پلیس آلبانی طرح فرقه با شکست مواجه شد و باعث بی آبرویی بیشتر این فرقه در جامعه آلبانی گردید .
تلاش برای آزادی سمیه ، حق مشروع خانواده‌ی محمدی است و اینکه مجاهدین با تمام قوا سعی بر دربند نگاه داشتن سمیه دارند محکوم به شکست است و هر اقدامی از سوی فرقه به ضد خود تبدیل شده و حقانیت تلاش‌های پدر و مادر سمیه را آشکارتر می‌کند .

از سوی دیگر مسؤولان فرقه ، سمیه محمدی را با فشارهای غیر انسانی وادار به مصاحبه های تلویزیونی با سناریو و متن نوشته شده از سوی فرقه می‌کنند و با دیکته کردن نامه‌های محکومیت خانواده به او سعی دارند اینطور وانمود کنند که سمیه با میل خود در تشکیلات فرقه مانده است و خود تمایلی برای دیدار با خانواده اش ندارد که البته برای کسانی که با شگرد های فرقه‌ی رجوی و ادبیات حاکم بر مناسبات آنها آشنا هستند پر واضح است که آنچه به نام سمیه محمدی انتشار می یابد تماما با اعمال فشار به او و توسط مسؤولان جنگ سیاسی مجاهدین تدوین شده است و خانواده ی محمدی نیز با اشراف به این موضوع در دام ترفند های وقیحانه ی مجاهدین نیفتاده و با درایت اعلام کرده اند که هر آنچه از بلندگوهای تبلیغاتی مجاهدین از زبان سمیه و به قلم او انتشار یابد نه اعتباری دارد و نه آنها برایش ارزشی قائل می شوند .

مجاهدین پیش تر از این قدرت خانواده ها را در انگیزه دادن به نیروهای اسیر در تشکیلات برای رهایی از فرقه تجربه کرده اند و این شکست چنان برایشان سنگین تمام شده که مسعود رجوی با انتشار کتابی خانواده ها را دشمنان مجاهدین تعریف کرده است که این خود نهایت هراس این تشکیلات پوسیده را از خانواده ها و عواطف انسانی به عیان نشان می دهد .

مجاهدین می دانند که جداشدن هر عضو اسیر بینه ی روشن دیگری است که آینده ی رو به زوال آنها و محو اندیشه ی ارتجاعی رهبری این فرقه را نوید می دهد و در این میان رهایی سمیه محمدی که تلاش های خانواده اش بازتابی جهانی پیدا کرده است می تواند بار دیگر شکست سنگینی برای آنها باشد . هم از این رو است که حتی خواسته ی یک ملاقات ساده را بدون حضور مسؤولان فرقه نپذیرفته اند و به بهای بی آبرویی بیشتر اما از دیدار سمیه با خانواده اش جلوگیری می کنند .

تجربه ی گذشته اما نشان داده است که قدرت خانواده ها که با سلاح عواطف انسانی برای آزادی عزیزانشان مبارزه می کنند بسا بیشتر از قدرت سرکوب این فرقه ی جنایتکار است و در نهایت این ارزشهای انسانی است که بر اندیشه ی سیاه حاکم بر این فرقه پیروز می شود .

تلاش های پدر و مادر سمیه محمدی ستودنی است و بی گمان بسیار زود به سرانجامی نیک می رسد ، آنچه اما در این میان بر چهره ی سیاه مجاهدین باقی می ماند جز ننگ بیشتر نیست و اندیشه ی فرقه گرایانه ی حاکم بر این جریان که بهترین فرزندان ایران را سالهاست به استثمار کشانده است رسوا تر از پیش خواهد شد .

مجاهدین باید سمیه محمدی را آزاد کنند و این امر اتفاق خواهد افتاد ، هیچ انسان آزاده ای را نمیتوان تا ابد در بند نگاه داشت ، فرقه ی رجوی به انتهای کار خود رسیده است و به زودی از حاشیه های صحنه ی سیاسی ایران نیز حذف خواهد شد .

*** 

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

Perse e rrahen moxhahedinet iraniane Mostafa Mohammedin.Why did Iranian Mojahedin (Marmay Rajavi cult, MEK, MKO, NCRI) physically assault Mostafa Mohammadi?

O Edvini_lidhi_zagarët_Moxhahedin_Edi_Rama_MEKPM Edwin (Edi Rama), tied to the Mojahedin Khalq (aka MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult …)

Malek_Shara'i_Murdered_Albania_MEK_Maryam_RajaviOpen letter to Filippo Gerandi, United Nations, asking for investigation into the murder of Makek Sharaii in Albania

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq

Albania’s Modern Slavery Problem Alienates Europe

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32552

به مناسبت دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر (محکومیت ضرب و شتم توسط اوباش مریم رجوی در بروکسل)ا 

Self-emulation Mojahedin Khalq Rajavi cult 2شهروز تاج بخش، سید امیر موثقی و علی جهانی، یازدهم دسامبر ۲۰۱۷:… نقض سیستماتیک حقوق بشر و هزاران جنایت دیگر را که در درون تشکیلات جهنمی اش به وقوع پیوسته است ، تعیین تکلیف نموده و ابتدا روشن کند که خود به این ارزش پایبند است که البته به گواهی تاریخ و ماهیت این فرقه‌ی قرون وسطایی چنین انتظاری دور از ذهن می نماید و با توجه به شناختی که … 

خودسوزی های تشکیلاتی و اجباری در ساَزمان مجاهدین خلق فرقه رجویَپاسخ منفی فدریکا موگرینی به درخواست ملاقات مریم رجوی در پارلمان اروپا

Struan_Stevenson_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_MEK_Saddam_HussainBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice”

فرقه‌ی رجوی ناقض بزرگ حقوق بشر ( به مناسبت دهم دسامبر ، روز جهانی حقوق بشر )

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، شنبه، دهم دسامبر ۲۰۱۷
لینک به منبع

 امروز دهم دسامبر برابر با نوزدهم آذر ، روز جهانی حقوق بشر است ؛ ۶۹ سال پیش در چنین روزی اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل در پاریس به تصویب رسید تا معیار سنجش و راهنمای حقوق بنیادین انسانها باشد ، حقوقی که تمامی انسانها در هرشرایط زمانی و مکانی مستحق داشتن آنها هستند . مقدمه‌‌ی این اعلامیه‌ی تاریخی ” بازشناسی حرمت ذاتی آدمی و حقوق برابر و سلب ناپذیر تمامی اعضای خانوادهٔ بشری ” را به حق ” بنیان آزادی، عدالت و صلح در جهان ” می داند و ” پدید آمدن جهانی که در آن تمامی ابناء بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار باشند و به رهایی از هراس و نیازمندی رسند ” را ” به مثابه عالیترین آرزوی همگی انسانها ” اعلام می‌کند .

به این مناسبت فرقه‌ی رجوی فراخوان به تظاهراتی در دفاع از حقوق بشر در شهر پاریس داده است ! قضیه از طرفی بسیار مضحک و در عین حال دردآور است . مضحک از این نظر که فرقه ای ایدئولوژیک ، قرون وسطایی و با مناسباتی بغایت غیر دمکراتیک که ابتدایی ترین حقوق اعضای خود را نقض می‌کند داعیه‌ی دفاع از حقوق بشر دارد و دردآور به جهت یادآوری رنج هایی که اسیران این فرقه ، خانواده های آنان و بسیاری از مردم ایران متحمل شده اند .

البته واضح است که دلیل برگزاری چنین شوهای تبلیغاتی بی محتوایی اساسا روحیه دادن به هواداران نا‌امید و نیز تلاشی مذبوحانه برای عرضه‌ خود و ماندن در گود مزدوری است اما طنز تلخ داستان اینجاست که در شهری که روزی برای ارج نهادن به کرامت انسانی ، اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر در آن تدوین و عالمگیر شده است فرقه ای ضد انسانی با سوءاستفاده از آزادیهای کشوری که به غلط یا درست مهد دموکراسی خوانده می‌شود بنیان های قوانین و مناسبات متحجارانه‌ی ضد بشری اش را محکم می‌کند و با برگزاری چنین نمایش‌های بی محتوایی که خود ذره ای به شعار آن اعتقاد ندارد ، خام خیالانه سعی بر فریب جامعه‌ی جهانی دارد و از این تناقض بزرگ نه تنها شرم نمی‌کند بلکه با وقاحتی بی مانند خود را پرچمدار و داعیه دار آزادی و حقوق بشر می‌داند .

طبعا اگر روزی فرقه‌ی رجوی به راستی و با یگانگی در حرف و عمل بخواهد به سهم خود در دفاع از آزادی ها و حقوق انسانی سخنی بگوید و یا موضعی بگیرد جای خوشحالی دارد و باید تشویق و حمایت هم بشود ، این حق برای فرقه رجوی البته محفوظ اما مستلزم دگرگونی بنیادین در عملکرد این فرقه و نقد صادقانه‌ی گذشته‌ی سراسر جرم و جنایت آن است و به شرطی که قبل از آن موارد بی عدالتی ، نقض سیستماتیک حقوق بشر و هزاران جنایت دیگر را که در درون تشکیلات جهنمی اش به وقوع پیوسته است ، تعیین تکلیف نموده و ابتدا روشن کند که خود به این ارزش پایبند است که البته به گواهی تاریخ و ماهیت این فرقه‌ی قرون وسطایی چنین انتظاری دور از ذهن می نماید و با توجه به شناختی که از جریان حاکم بر این فرقه و رجوی ها در دست است عملا امکان پذیر نیست ؛ دفاع از حقوق بشر و پیگیر اجرای آن بودن ضرورتی انسانی ، اخلاقی و سیاسی است که در لزوم آن بحثی نیست اما مسئله اینجاست که جریانی که خود بزرگترین ناقض حقوق انسانهاست و مسبب جنایت های بسیاری در حق هواداران ، اعضای خود و خانواده های آنان است ، صلاحیت دم زدن از این مقوله را ندارد .

عملکرد گذشته‌ی این فرقه نشان داده است که جریانی که به نام سازمان مجاهدین موجود می باشد نه تنها سرسوزنی برای مقوله ای به نام حقوق بشر ارزش قائل نیست وهیچ گونه التزامی به آن ندارد بلکه در نقطه‌ی مقابل با پیچیده ترین روش های شستشوی ذهن به دنبال انقیاد مستمر و پیوسته‌ی اعضای خود و یک بردگی جسمی و ذهنی تمام عیار و در فرهنگ فرقه ” علی الدوام ” است .
تصمیم اخیر فرقه درآلبانی برای انتقال اجباری اعضا به مکانی ایزوله در خارج از محدوده‌ی شهری و با شرایطی همانند اردوگاه اشرف در عراق باز هم خود دلیل روشنی است که این فرقه استحاله پذیر و اصلاح شدنی نیست و مادامی که به حیات خفیف خائنانه‌ی خود ادامه می‌دهد امیدی به بهبود اوضاعش نمی‌رود.

مردم ایران ، اعضای اسیر در چنبره‌ی شیطانی این فرقه ، آگاهان سیاسی و فعالین حقوق بشر می‌دانند که اساس فرقه‌ی رجوی با مقوله‌ی آزادی و حقوق بشر تضاد ماهوی داشته و این فرقه کارنامه ای پر از جنایت ، خیانت و پایمال کردن کرامت انسانها در گذشته‌ی خفت بارش دارد ، گذشته ای که از سوی قربانیان این فرقه نه فراموش شده و نه بخشیده می‌شود .

دم زدن از آزادی و برگزاری شوهای تبلیغاتی دردی از دردهای درمان ناپذیر این جریان دوا نمی‌کند و تنها به رسوایی بیشتر آنها می انجامد . فرقه‌ی رجوی این روزها با فزاینده شدن بحران ریزش نیرویی و بی اعتباری هرچه بیشتر حتی در میان هواداران سابق خود در محاصره‌ی گرداب های سهمگینی است که کشتی شکسته‌ی تشکیلاتش را به سوی فروپاشی بزرگ سوق می‌دهد و این تقدیری است که این فرقه را از آن گریزی نیست .

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32376

از انتقال اعضای مجاهدین به زندان جدید جلوگیری کنید (نامه به کمیساریا در آلبانی)ا 

 شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، سی ام نوامبر ۲۰۱۷:… خبرهای رسیده از درون تشکیلات مجاهدین در آلبانی حاکی از آن است که مسٸولین مجاهدین تصمیم دارند که تمام اعضای خود را به مکانی دور افتاده منتقل کنند و برای توجیه این انتقال اجباری دلایل واهی امنیتی و اقتصادی آورده و در فضای سرکوب تشکیلاتی از خود اعضاء نیز به نوعی رضایت نامه گرفته اند تا در چشم ناظر بیرونی این … 

مقر تروریستی جدید مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیبیست کیلومتر تا تیرانا

تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم فساد قاچاقAlbania’s Modern Slavery Problem Alienates Europe

لینک به منبع

از انتقال اعضای مجاهدین به زندان جدید جلوگیری کنید

نامه‌ی سرگشاده به کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی

مسٸولین محترم کمیساریای عالی پناهندگان

خبرهای رسیده از درون تشکیلات مجاهدین در آلبانی حاکی از آن است که مسٸولین مجاهدین تصمیم دارند که تمام اعضای خود را به مکانی دور افتاده منتقل کنند و برای توجیه این انتقال اجباری دلایل واهی امنیتی و اقتصادی آورده و در فضای سرکوب تشکیلاتی از خود اعضاء نیز به نوعی رضایت نامه گرفته اند تا در چشم ناظر بیرونی این تصمیم تشکیلات را خواست افراد عضو جلوه دهند . در راستای ای موضوع و جهت روشنگری ، نکاتی را به شما یادآور می‌شوم .

در مواجهه با مساٸل مرتبط با مجاهدین و جهت درک بهتر و تحلیل درست کنش های آن نباید از یاد برد که این جریان اکنون سالهای درازی است که به یک فرقه‌ی مافیایی – ایدٸولوژیک تغییر ماهیت داده است و بررسی مواضع و عمل آن جز با درک تعاریف علمی از فرقه ها و نیز بررسی گذشته‌ و تاریخچه‌ی این فرقه میسر نیست .

من به عنوان عضو جداشده از این فرقه همانطور که دیگر اعضای جداشده از آن و فعالین حقوق بشری که برای آزادی اعضای اسیر در این تشکیلات تلاش و روشنگری می‌کنند ، همواره تاکید کرده ایم که آنچه مسٸولین فرقه‌ی رجوی به نام خواست اعضاء به مجامع مسٸول بین المللی از جمله کمیساریای عالی پناهنگان به عنوان مسٸول مستقیم در این باره اراٸه میکنند ، در واقع یک تصمیم تشکیلاتی است که از طرف مسٸولین ارشد این فرقه گرفته می‌شود و اعضاء در واقع نه تنها دخالتی در آن نداشته و نمی‌توانند داشته باشند بلکه با اعمال فشارهای تشکیلاتی مجبور به تمکین از چنین تصمیماتی می‌شوند.

در مورد اخیر که قصد فرقه برای جابجایی تمام اعضاء به محلی دورافتاده و تماما ایزوله از جهان خارج است نیز چنین روندی طی شده است .

فرقه‌ی مجاهدین با انتقال افراد به محلی که آن را “اشرف ۳ ” نامگذاری کرده اند قصد دارد این بار در کشور آلبانی محیطی ایزوله و بدون ارتباط با جهان خارج ایجاد کند که از طرفی روند شستشوی مغزی نیروها را مانند آنچه در “اشرف ۱” در کشور عراق جریان داشت را دوباره و با شدت بیشتری از سر بگیرد ، و از طرفی با محدود کردن رفت و آمد فیزیکی اعضاء ، مناسبات فرقه‌گرایانه اش را در اینجا نیز با شدت گذشته بر پا کرده و هر چه بیشتر نیروهای اسیر در چنبره‌ی فیزیکی و ذهنی فرقه را در کنترل همه‌جانبه‌ی خود بگیرد .

اکنون آنچه خواست ماست و البته وظیفه‌ی مستقیم شما مسٸولین محترم کمیساریا نیز هست ، ایستادن در مقابل این تصمیم و اقدام غیر قانونی فرقه‌ی مجاهدین است تا بتوانید بدینوسیله از محدودیت های مضاعف اعضاء و نقض گسترده‌ی حقوق انسانی آنها جلوگیری کنید .

انتقال اجباری اعضای مجاهدین از سوی مسٸولین این فرقه در واقع انتقال آنها به زندانی است که فرار از آن برایشان به سادگی ممکن نخواهد بود . به وظایف شغلی و انسانی خودتان عمل کنید و فریب بهانه‌های مسٸولین مجاهدین را نخورید ، مجاهدین نباید به محیطی جدا افتاده منتقل شوند و جلوگیری از این انتقال اجباری مسٸولیت شماست .

شهروز تاج بخش

آلمان

رونوشت به :

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ، ژنو

نخست وزیر آلبانی

وزیر کشور آلبانی

صلیب سرخ جهانی

*** 

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی مصاحبه فرامرز دادرس درباره مجاهدین خلق در آلبانی با رادیو صدای ایران در آمریکا

 کمپ اشرف مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانیلطفا اطلاع رسانی کنید. آخرین فرصت برای نجات

Anne Khodabandeh (Singleton) exposing Maryam Rajavi’s MEK activities in Albania

https://youtu.be/yt-rXbs8014

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31924

چرا فرقه‌ی رجوی امسال نمایش های هرساله‌ به مناسبت سی مهر را بیرونی نکرد 

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۷:…  رسم هر ساله‌ی فرقه‌ی رجوی این بوده است که به مناسبت انتصاب مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور مادام العمر شورای دست ساز مرحوم مسعود رجوی در سی مهر ۱۳۷۲ مراسم و جشن هایی نمایشی برگزار کرده و برای استفاده‌ی تبلیغاتی و نیز روحیه دادن به نیروهای اسیر در تشکیلات ، آن را بیرونی کند . این مراسم با عنوان بی مسمای ” هفته‌ی سیمرغ ” سالها یکی …  

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

لینک به منبع

چرا فرقه‌ی رجوی امسال نمایش های هرساله‌ به مناسبت سی مهر را بیرونی نکرد

رسم هر ساله‌ی فرقه‌ی رجوی این بوده است که به مناسبت انتصاب مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور مادام العمر شورای دست ساز مرحوم مسعود رجوی در سی مهر ۱۳۷۲ مراسم و جشن هایی نمایشی برگزار کرده و برای استفاده‌ی تبلیغاتی و نیز روحیه دادن به نیروهای اسیر در تشکیلات ، آن را بیرونی کند .

این مراسم با عنوان بی مسمای ” هفته‌ی سیمرغ ” سالها یکی از نمایشات اصلی این فرقه بوده و هدف اصلی آن برجسته کردن نقش مریم رجوی در دستگاه اجرایی و عقیدتی فرقه بوده است .

انتظار این بود که امسال که تمام نیروها به کشور آلبانی منتقل شده اند و امکان سفر خود مریم نیز به آنجا وجود دارد و از سویی خبری از مسعود نیست وعملا تمام دستگاه های وابسته به فرقه در تلاش برای برجسته تر کردن مریم هستند ، این مراسم پر رنگ تر از هرسال جلوه بخش تبلیغات این جریان باشد ، در صورتی که حتی یک تیتر ساده‌ی خبری در سایت مجاهدین و سایت های وابسته راجع به آن مشاهده نشد .

در ابتدای مطرح شدن اعزام نیروهای مجاهدین از عراق به آلبانی ، فرقه رجوی به این موضوع همچون فرصتی می نگریست که میتواند امکان جایگزینی برای اشرف را در خارج عراق فراهم کند ، غافل از اینکه در دنیای واقعی و دور از توهم های رجوی دیگر نیروی تشکیلاتی چندانی به طور بالقوه برای این فرقه نمانده بود . رجوی می خواست حال که ماندن در عراق دیگر مانند سابق ممکن نیست ، بدنه سازمان را در آلبانی سازماندهی کند و از ارتباط قلعه اور سور اواز به عنوان مرکز فرماندهی و تشکیلات آلبانی برای جبران از دست دادن موقعیت عراق استفاده کرده و اهداف خود را دنبال کند اما نیروهایی که با اهرم فشار تشکیلاتی و ایزوله شدن از واقعیت های جهان خارج در فرقه نگه داشته شده بودند با رسیدن به دنیای آزاد و قرار گرفتن در معرض آگاهی دیگر خواهان ماندن در حصارهای این فرقه جهنمی را نبودند و از فردای انتقال به آلبانی ریزش نیرویی در تشکیلات فرقه آغاز شد و به بزرگترین کابوس رجوی تبدیل گردید .

این سیل عظیم جدایی ها که دامنه‌ی آن به کادرهای با سابقه و شورای مرکزی سازمان نیز کشیده شده است چنان از دستگاه پوسیده‌ی تشکیلات فرقه انرژی می گیرد که توان پرداختن به یکی از بزگترین یادبود های فرقه ای که به مریم مربوط می شود و در دستگاه فکری مجاهدین به نوعی بود و نبود است را از این جریان گرفته است .
از سوی دیگر مجاهدین بلافاصله پس از جدایی هرعضوی با هر سابقه ای از او تبری جسته و مارک مزدوری و خیانت به او می چسبانند ، مارکی که بیش از همه و پیش از همه لایق رهبران فرقه‌ی رجوی است و سعی می کنند که تا آنجا که می توانند سابقه‌ی حضور فرد را در تشکیلات انکار کرده و او را از ابتدا فردی با ضعف های فردی که توان کشیدن مبارزه را نداشته است معرفی کنند و نهایتا به عنوان خط قرمز هیچ گونه عکس یا فیلمی از او را در رسانه های خود منتشر نمی کنند و اگر از قبل هم چیزی مانده باشد حذف خواهد شد . با این اوصاف یکی دیگر از دلایل بیرونی نکردن مراسم سی مهر می تواند این باشد که سران فرقه از این هراس دارند که پس از جدایی اعضا که امروزه به طور بالقوه در مورد هر عضو حاضر در تشکیلات گمانی قریب الوقوع است ، تبعات بیرونی و سیاسی آن را کاهش داده و در این راستا حتی المقدور حضوری از او در رسانه های این فرقه ثبت نشده باشد ، این نمود را در فیلم ها و عکس های منتشر شده از مراسمات اخیر فرقه میتوان دید که سعی بر این بوده که به جز محدود اعضایی که احتمال جدایی آنها کمتر است چهره های دیگران از دور و نا مبهم باشد .
این سطح از بی اعتمادی به اعضا در تشکیلات فرقه‌ی رجوی رویه ای همیشگی بوده اما در روزهای اخیر به اوج خود رسیده و کار تا بدانجا پیش رفته است که این فرقه به هیچ کس اعتمادی نداشته و هر عضو را یک جداشده‌ی بالقوه به حساب می آورد .

از سوی دیگر معضلات عدیدهَ و بی سابقه‌ی تشکیلاتی که در دوران اضمحلال گریبانگیر فرقه‌ی رجوی شده است توان سران تشکیلات و در راس آن مریم رجوی را آنچنان گرفته است که مجال پرداختن به مسائل دیگررا از آنها سلب کرده است .

خبر خوب اما این است که کمیساریای پناهندگان در آلبانی به مدد افشاگری جداشدگان ، اینک به ماهیت فرقه ای مجاهدین و موانعی که بر سر راه جداشدگان قرار میدهد آگاه تر شده است و امید می رود که با تلاشهای بیشتر فشارهای ایجاد شده از سوی فرقه بر این عزیزان کمتر شده و نیز راه برای کسانی که خواهان جدایی از این تشکیلات جهنمی هستند هموار تر گردد .

آنچه مسلم است فروپاشی در تقدیر تشکیلات فرقه‌ی رجوی در آلبانی است و البته ممکن است کمی طول بکشد اما سازمان دیگر نمی تواند مثل عراق جلوی جریان آزادی و آگاهی افراد را بگیرد.

به امید روزی که تمام اسرای تشکیلات فرقه رجوی ، از چنبره و حصارهای آن خلاص شده و زندگی سالمی را در دنیای آزاد تجربه نمایند .

***

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30161

نمایش تکراری دیگری از فرقه‌ی رجوی 

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، سی ام ژوئن ۲۰۱۷:…  برگزاری این نمایش تکراری در حالی صورت می گیرد از بیش از یک ماه قبل پیمانکاران نیرویی فرقه‌ی رجوی در کشورهای اروپایی با سرک کشیدن به کمپ های پناهندگی و تجمعات ایرانی وغیر ایرانی درصدد جذب افراد با توجیه اعزام دو روزه آنان به فرانسه و پرداخت هزینه اقامت و خوراک و ایجاد تور تفریحی بعد مراسم میباشند . فرقه تلاش دارد که با هر … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

لینک به منبع

نمایش تکراری دیگری از فرقه‌ی رجوی

پنجشنبه ژوئن ۲۹ ۲۰۱۷،

فرقه‌ی رجوی این روزها در تکاپوی برپایی نمایش تبلیغاتی دیگری در حومه‌ی پاریس است . شوهای خانم رجوی در سالگرد اتفاقات ژوئن و ژوئیه ۲۰۰۳ برگزار می شود و این خود بسیار قابل تامل است ؛ حوادث پس از ۱۷ ژوئن آن سال یک سرفصل جدید در تاریخ اقدامات فرقه ای مجاهدین به شمار می رود و بار دیگر نقاب دفاع از حقوق بشر و اعتقاد به دمکراسی را از از منش و روش بنیادگرای این جریان برداشت و به همگان نشان داد که این فرقه چه در عراق و چه در اروپا از اندیشه‌ و عمل تروریستی دست بر نداشته و همچنان به آن پایبند و معتقدند .

برگزاری این نمایش تکراری در حالی صورت می گیرد از بیش از یک ماه قبل پیمانکاران نیرویی فرقه‌ی رجوی در کشورهای اروپایی با سرک کشیدن به کمپ های پناهندگی و تجمعات ایرانی وغیر ایرانی درصدد جذب افراد با توجیه اعزام دو روزه آنان به فرانسه و پرداخت هزینه اقامت و خوراک و ایجاد تور تفریحی بعد مراسم میباشند .

فرقه تلاش دارد که با هر تلاشی نام خود را در حاشیه‌ی مسائل مرتبط با ایران حفظ کند و شعارهای این شو تبلیغاتی نیز بر محور تلاش برای برقراری دمکراسی در ایران می گردد اما این ادعاهای پوچ رجوی ها ، با افشاگری های اعضای جداشده دیگر نخ نما شده است و حتی کسانی که در ازای هزینه های گزاف در گردهمایی های مجاهدین شرکت می کنند نیز به بی محتوا بودن آن واقفند و مواضع و عملکرد ضد ایرانی  این فرقه کمترین آبرو و مشروعیتی برای رجوی باقی نگذاشته است ؛  دگردیسی مجاهدین که در طول سالیان گذشته به دست مسعود رجوی رقم خورده است ، چنان این جریان را به قهقرای سیاسی و ایدئولوژیک کشانده است که به قطع و یقین می توان گفت جریانی که درهیئت فرقه رجوی موجود است نه ربطی به مردم ایران داشته و نه به مبارزه و آزادیخواهی و نه حتی به حقوق اولیه‌ی انسانی و اصول ابتدایی اخلاقی مربوط است .

از سوی دیگر ماهیت تمامیت خواه مجاهدین آنها را از به رسمیت شناختن دیگر نیروها و فعالان سیاسی ایرانی و ارتباط با آنها باز داشته است و جالب آنجاست که گروهی سیاستمدار بازنشسته و سابق و اسبق با صرف هزینه های زیاد از طرف مجاهدین به این گردهمایی ها آورده می شوند و برای اکثریتی که ایرانی نیستند و آنها نیز با وعده‌ی سفر و تفریح آورده شده اند سخنرانی می کنند و خانم رجوی نیز نتایج این نمایش مضحک را به مصرف درون تشکیلاتی می رساند . امید ایشان از جمله به شماری از جمهوری خواهان جنگ طلبی است که با دریافت دستمزدهای هنگفت در شوهای تبلیغاتی فرقه شرکت کرده و از شورای دست ساز رجوی و ژست ها و شعارهای به ظاهر دمکراتیک خانم رجوی اعلام حمایت کرده اند ، کسانی که به اعتراف خودشان برای این موضع گیری ها دستمزدهای هنگفت دریافت کرده اند و مجاهدین اما با علم به این موضوع تنها به دنبال هیاهوی تبلیغاتی هستند و از طرفی می پندارند که با گرفتن حمایت های فردی از شخصیت های آمریکایی می توانند دولت این کشور را به حمایت از فرقه تشویق کرده وامتیازاتی بگیرند و در حالت ایده آل با افروختن آتش جنگ و جا زدن خود به عنوان نیروی تغییر و اپوزیسیون واقعی مردم ایران به مزدوری و وطن فروشی برای ارباب جدید مشغول باشند .

اما واقعیت این است که تلاشهای پی گیر اعضای جداشده از این فرقه  در جهت افشای نیات ضد میهنی پشت شعارهای فریبنده‌ی فرقه ، آنچه را خانم رجوی برای این گردهمایی ریسیده است را پیشاپیش پنبه کرده و هرکجا وجدان بیداری باشد می داند که دارودسته‌ی رجوی به ایران و ایرانی کمترین ربطی ندارند و چنین نمایش های تبلیغاتی نیز از طرف ایرانیان آزاده بایکوت می شود ؛ فرقه‌ی رجوی به جای برپایی چنین شوهای رسوایی بهتر است به فکر آزاد گذاشتن اسیران تشکیلاتش در آلبانی باشد و به جای فشار روزافزون همه جانبه بر آنان ، شرایط انتخاب آزادانه را برایشان فراهم کند تا هر کس همانطور که می خواهد برای آینده اش تصمیم بگیرد .

*** 

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29403

نامه‌ی سرگشاده به کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی 

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، شانزدهم می ۲۰۱۷:… با تاسف فراوان شاهد هستیم که مسئولین دفتر شما در آلبانی برخلاف میثاق های بین المللی و شرح وظایف ارگان کمیساریای عالی پناهندگان که میبایست مدافع حقوق پناهندگان و بی جا شدگان باشد ، با سران سازمان مجاهدین خلق که ما آنها را بنا به شناخت وتجربه‌ی نزدیک عضویت چندین ساله ،به درستی یک فرقه‌ی تروریستی … 

احسان بیدی سیاوش رستارEhsan Bidi and Siavosh Rastar – who have no accommodation or money because this is supposed

لینک به منبع

نامه‌ی سرگشاده به کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی

کمیساریای محترم سازمان ملل درآلبانی

من شهروز تاج بخش عضو جدا شده مجاهدین خلق و فعال حقوق بشر ساکن آلمان هستم .

با تاسف فراوان شاهد هستیم که مسئولین دفتر شما در آلبانی برخلاف میثاق های بین المللی و شرح وظایف ارگان کمیساریای عالی پناهندگان که میبایست مدافع حقوق پناهندگان و بی جا شدگان باشد ، با سران سازمان مجاهدین خلق که ما آنها را بنا به شناخت وتجربه‌ی نزدیک عضویت چندین ساله ،به درستی یک فرقه‌ی تروریستی ـ مذهبی میدانیم همکاری داشته و بر خلاف مقررات واصول اولیه‌ی حقوق بشری ، حل و فصل مسائل جداشدگان را به فرقه رجوی سپرده اند و دست این سازمان را برای اعمال فشارهای مختلف برجداشدگان که طبق قوانین بین المللی پناهنده شناخته می شوند باز گذاشته اند و مراجعات مستمر این افراد به دفاتر کمیساریا برای پیگیری مشکلاتشان نتیجه ای نداشته است .

پس از انتقال نفرات فرقه‌ی رجوی به آلبانی شاهد افزایش روز افزون معضلات درون تشکیلاتی و ریزش فزاینده‌ی نیرویی در تمام رده های تشکیلات مجاهدین بوده ایم ، مجاهدین برای اینکه خودشان را بعنوان اپوزیسیون تبعیدی دارای شانسی برای سرنگونی رژیم ایران نشان بدهند، سعی میکنند به هر قیمت شده اعضای غالبا ناراضی خود را به شیوه های مختلف و با سرکوب و فشار و نیز استفاده از شیوه های مغزشویی در درون تشکیلات خود نگه دارند و تمام مناسبات غیر قانونی که شما با این سازمان برقرار کرده اید ادامه‌ی این سیستم مغزشویی تشکیلاتی و فشارهای همه جانبه بر اعضای آن را برای مسئولین فرقه ساده تر کرده است .

اعضای این فرقه به محض پیدا کردن فرصت مناسب ازآن جدا می شوند و در چنین شرایطی انتظار ما از شما این است که درتلاشهای مسؤولان فرقه جهت فشار و کنترل اعضایی است که از این جریان جداشده اند و یا قصد جدایی دارند اما به دلیل نگرانی از دخالت های سران فرقه در روند اقامت و مانع فکنی بر روند کارهای قانونی در آلبانی تحت فشار های طاقت رسا هستند سهیم نشده و در این روند کثیف مشارکت ننمایید بلکه با حمایت از جداشدگان مجاهدین ،مانع از این فشارهای غیرانسانی شده به یاری اعضای ناراضی و بدون حامی این جریان بشتابید .

ما اعضای سابق مجاهدین که با درد و رنج دوستانمان آشنا هستیم و شرایط به غایت طاقت فرسای آنها را به خوبی درک می کنیم ، این حق را برای خود محفوظ می دانیم که در صورت ادامه‌ی روند غیر قانونی همکاری شما با مسئولین فرقه‌ی مجاهدین ،به صورت رسمی به ارگان بالاتر شما در ژنو شکایت کرده و از مجرای قانونی به این روند اعتراض کنیم .

با احترام
شهروز تاج بخش
آلمان

رونوشت به:
رئیس کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در ژنو
نخست وزیر آلبانی
صلیب سرخ جهانی
دیدبان حقوق بشر

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29079

فرقه‌ی رجوی و امیدِ کاسه لیسیِ تغار آمریکایی 

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، بیستم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهد کبیر محمد حنیف نژاد زمانی که در سودای پی ریزی راه نو مبارزه مکتبی بود و تضاد اصلی را ” تضاد بین استثمارشونده و استثمار کننده ” می دانست ، در پهنه‌ی سیاسی و بین المللی ، امپریالیزم جهانی به سرکردگی آمریکا را سمبل استثمارکنندگان خلق های محروم می شمرد و با رویکرد ضد امپریالیستی و شعارنفی استثمار و سرمایه داری پا به عرصه مبارزه گذاشت … 

John_McCain_Maryam_Rajavi_Terroristsاین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

فرقه‌ی رجوی و امیدِ کاسه لیسیِ تغار آمریکایی

مجاهد کبیر محمد حنیف نژاد زمانی که در سودای پی ریزی راه نو مبارزه مکتبی بود و تضاد اصلی را ” تضاد بین استثمارشونده و استثمار کننده ” می دانست ، در پهنه‌ی سیاسی و بین المللی ، امپریالیزم جهانی به سرکردگی آمریکا را سمبل استثمارکنندگان خلق های محروم می شمرد و با رویکرد ضد امپریالیستی و شعارنفی استثمار و سرمایه داری پا به عرصه مبارزه گذاشت .

این اصل چنان در سازمان نو پای مجاهدین نهادینه بود که راه رسیدن به آرمان جامعه‌ی بی طبقه‌ی توحیدی لاجرم از دل مبارزه با این تضاد می گذشت و چنان راهنمای عمل بود که وقتی رهبری وقتِ سازمان تصمیم گرفت جو مایوس کننده پس ازضربه‌ی سنگین ساواک به سازمان و دستگیری های گسترده ای که از اسفند ماه ۱۳۵۱ تا اردیبهشت ۵۲ صورت گرفت را عوض کرده و دست به عمل نظامی بزند ، قرعه‌ی اول به نام یک آمریکایی افتاد و در خرداد ۱۳۵۲ سرهنگ لوئیس هاوکینز، معاون اداره مستشاری ارتش آمریکا در ایران توسط دو تن از اعضای سازمان ترور شد و این ترور و ترورهای دیگری که باز هم منسوب به مجاهدین است شاید و به احتمال قریب به یقین اولین و تنها باری در تاریخ بوده است که یک آمریکایی به دست یک ایرانی کشته شده است !

در گذر سالیان و پس از آنکه رهبری مجاهدین به دست مسعود رجوی افتاد به تدریج تمام اصول اولیه‌ی سازمانی که حنیف بنیاد نهاده بود زیر پا گذاشته شد و رجوی ، سازمان حنیف را به فرقه‌ی دست ساخته‌ی خود استحاله کرد .

در نشستی که درسال نود و یک میلادی برای جمعبندی عملیات مروارید برگزار شده بود ، آقای رجوی با زدن زیر آب تمام بحث های استراتژیکی گذشته در درون سازمان از جمله آماده شدن فضا برای گسترش جنگ جبهه ای وعاملیت ارتش آزادیبخش ، تمام تلاش خود را کرد که شرکت در این جنگ داخلی به عنوان جزئی از ارتش عراق و سرکوب و کشتار مردم عراق توسط ارتش مجاهدین به حمایت از صدام حسین را توجیه کند و به روال همیشه بدون جمع بندی مسئولانه‌ی استراتژی گذشته ، زمینه را برای خط جدیدی آماده کند واشاره کرد که بسیاری از جریانات سیاسی منطقه به دلیل نداشتن تحلیل درست از بحران های موجود و تغییر قطب بندی جهانی و به تبع آن تغییر موازنه قدرت در کشورهای منطقه ، دچار بحران شده اند و اگر نتوانند با این شرایط همراه شوند و استراتژی منطبق با این شرایط جدید را اتخاذ کنند از بین خواهند رفت .( نقل به مضمون )

در همان نشست ، خانم رجوی با مقدمه چینی هایی در نهایت اشاره کرد که برای حفظ سازمان هیچ راهی جز انتظار موقعیت مناسب را نداریم و در واقع استراتژی ما در این شرایط استراتژی انتظار برای تغار است !

تغاری بشکند ماستی بریزد         جهان گردد به کام کاسه لیسان

این حرف ساده و عامیانه که در دل خود نوعی فرصت طلبی و انفعال نهفته دارد در واقع سالهاست که به استراتژی فرقه‌ی رجوی تبدیل شده است و کنش های سیاسی این جریان را نیز تنها از این منظر است که می توان درست تحلیل کرد .

دیریست که مجاهدین تنها به امید ریختن تغارهای اربابان قدرت هستند تا در تضاد بین آنها به حیات خفیف خا‌ئنانه‌ی خود در شکاف های پیش آمده ادامه دهند و نیز به همین دلیل است که دیگر در میان مردم ایران پایگاهی ندارند و از آنجا که خود نیز به خوبی به این مسئله واقفند در پی یافتن اربابان جدید تمام اصول اولیه‌ی سازمان را زیر پا گذاشته اند و روز به روز سیر قهقرایی خود را سریعتر طی می کنند .

در راستای پیشبرد همین استراتژی خفت بار از جمله همین دیدار اخیر خانم رجوی با سناتور مک کین است . دیداری که سایت متبوعه‌ی فرقه‌ی رجوی چنان با شعف ایدئولوژیک آن را در بوق و کرنا می کند که گویی مک کین و نئوکان های جنگ طلب آمریکایی فرشته‌ی نجات مردم ایران و آزادیبخش ارتش آزادیبخش هستند ، انگارنه انگار که اگر مجاهدین از عراقی که برای ماندن در آن آنهمه جنایت و خیانت کردند رانده شدند ، سبب ، اشغال آن توسط یکی از هم اینان بود و انگارنه انگار که اگر فشارهای تحریم مستقیما به مردم ایران وارد می شد همین جناح تندرو بود که بر طبل جنگ می کوبید و البته که مجاهدین این را می دانند و خود جاده صاف کن جنگ شده و هستند .

سازمانی که با داعیه‌ی ضد امپریالیستی و با شعارنفی استثمار و سرمایه داری پا به عرصه مبارزه گذاشت و اعلام نمود که تضاد اصلی به لحاظ سیاسی و بین المللی بین امپریالیزم جهانی به سرکردگی امپریالیزم آمریکا و خلق های محروم می باشد ، اکنون به چنان فلاکتی رسیده است که اوج افتخارش همنشینی با راست ترین جناح های همان امپریالیزم کذایی است .
واقعیت این است که مجاهدین سالهاست که مواضع مستقلی نگرفته و همواره به دنبال همسویی با به زعم خود اربابان قدرت بوده اند تا از این رهگذر چند صباحی بیشتر به حیات فرقه‌شان ادامه دهند .

امید فرقه از جمله به شماری از جمهوری خواهان جنگ طلبی است که با دریافت دستمزدهای هنگفت در شوهای تبلیغاتی فرقه شرکت کرده و از شورای دست ساز رجوی و ژست ها و شعارهای به ظاهر دمکراتیک خانم رجوی اعلام حمایت کرده اند ، کسانی که به اعتراف خودشان برای این موضع گیری ها دستمزدهای هنگفت دریافت کرده اند و مجاهدین اما با علم به این موضوع تنها به دنبال هیاهوی تبلیغاتی هستند و خود بهتر می دانند که بر سر گوری گریه می کنند که مرده ای در آن نیست .

مجاهدین می پندارند که با گرفتن حمایت های فردی از شخصیت های آمریکایی می توانند دولت این کشور را به حمایت از فرقه تشویق کرده وامتیازاتی بگیرند و در حالت ایده آل با افروختن آتش جنگ و جا زدن خود به عنوان نیروی تغییر و اپوزیسیون واقعی مردم ایران ، جانی به کالبد مرده‌ی فرقه و رهبر مفقودالاثرش بدمند .

در این راستا مجاهدین برای دست یافتن به این اهداف مثل همیشه نیاز به چرخش تازه ای دارند که گاهی حتی نیازمند تغییر تاریخچه فرقه نیز می شود چنانکه تا جایی پیش رفتند که از تمامی داعیه های ضدامپریالیستی خود فاصله گرفته و مسئولیت ترور مستشاران آمریکایی را که زمانی به آن افتخار می کردند، به گردن شاخه مارکسیستی خودانداخته و اینک با ژست های دمکراتیک سعی در جا انداختن خود به عنوان مزدوری تازه برای دولت آمریکا دارند .

واقعیت اما این است که بسیار بعید و دور از ذهن است که سابقه‌ی تروریستی فرقه‌ی رجوی به فراموشی سپرده شود و بتوانند در پهنه‌ی بین المللی برای خود حمایت و مشروعیتی کسب کنند .

چنین تلاشهایی تنها از سویی به تناقضات افراد عضو مجاهدین دامن می زند و از طرفی فرقه‌ی رجوی را در پیشگاه مردم این بی آبروتر خواهد ساخت .

*** 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکافوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28817

خانم رجوی صلاحیت دم زدن از حقوق زنان را ندارد 

 مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، هفدهم مارس ۲۰۱۷:… روند انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و سیر استحاله‌ی آن به یک فرقه‌ی مذهبی ـ تروریستی ، گام به گام حلقه‌ی فشار و سرکوب را بر به طور خاص زنان اسیر در تشکیلات فرقه تنگ تر کرد ، در آغاز میبایست همسران خود را طلاق می دادند سپس فرزندانشان از آنها گرفته شد و پس از آن رهبر … 

هشتم مارس روز جهانی زن قربانیان در فرقه فرقه رجوی مجاهدین خلقهشتم مارس وبزرگداشت زنانی که غریبانه و بی صدا در بیابانهای اشرف کشته و دفن شدند

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

لینک به منبع

خانم رجوی صلاحیت دم زدن از حقوق زنان را ندارد

 امسال نیز بر روال سال های پیش ، فرقه‌ی رجوی به خاطر عقب نماندن از قافله‌ی گرامی دارندگان روز جهانی زن و سوء استفاده های خاص خود از این مناسبت ، با شرکت خانم مریم رجوی در کشور آلبانی گردهمایی نمایشی دیگری را بر پا کرد .

گرامیداشت روز جهانی زن و سخن از حقوق زنانِ تحت ستم ، در حالی توسط خانم رجوی صورت می‌گیرد که ایشان به نقض گسترده‌ی حقوق زنان و نیز مردان مجاهد در تشکیلات این فرقه متهم است که درطی سالیان حضور در این جریان از ابتداهه ترین حقوق انسانی خود محروم بوده‌اند .

خانم مریم رجوی در سال های گذشته تلاش کرده است که خود را مدافع حقوق زنان نشان دهد ، این در حالی است که ایشان علاوه بر که در ایجاد فضای خفقان ومناسبات فرقه ای بر زنان عضو مجاهدین خلق که درطول سال ها عضویت در این فرقه به انحاء مختلف مورد شدیدترین رفتارهای غیر انسانی قرار گرفته اند نقش مستقیم داشته و دارد بلکه درعمق اندیشه خود نیز به برابری و رهایی زن از قید و بند های استثماری کمترین اعتقادی ندارد و نمود این اندیشه‌ی ارتجاعی در موضع گیری ها ، تصمیمات و نقش موثر وی در سرکوب سیستماتیک درون تشکیلاتی به روشنی پیداست ؛ اندیشه ای که آن را وام دار مسعود است و همیشه به آن افتخار کرده است .

بررسی رویکرد فرقه‌ی رجوی به مقوله‌ی زن و آنچه در اثر این نگرش بر زنان عضو این جریان گذشته است یکی داستانی است پر آب چشم !

جریانی که هرگاه نیازهای سیاسی اش ایجاب می کند چنان داعیه دار پرچمداری رهایی زنان و پیشتاز و راهگشا بودن در عملی کردن نمونه‌ی عینی مناسبات برابر بین مردان و زنان است که گویی تشکیلات بسته‌ی این فرقه مدینه‌ی فاضله ای است که ” میتوان و باید ” الگوی جامعه‌ی جهانی برای ایجاد دنیایی بهتر و خالی از استثمار و بهره کشی باشد ، اما به گواهی کسانی که رنج بودن در این جریان را از سر گذرانده اند ، بودن در آنجا عینی ترین ، مهیب ترین و جانکاه ترین تجربه ای است که یک انسان می تواند در فراتر از تصور خود از مناسبات استثماری در همه‌ی ابعاد آن داشته باشد .مناسباتی که زنان در آن به طور مضاعف مورد ظلم و تحت فشار های خرد کننده قرار می گیرند و خانم رجوی چه وقیحانه در حضور همان زنان دم از دفاع از حقوق زنان می زند و انتظار رهبری مبارزات برابری طلبانه‌ی زنان جهان را دارد .

رجوی ها شرم نمی شناسند ، شرم از زنانی که سال ها در این فرقه‌ی ضد انسانی و ضد ایرانی از ابتدایی ترین حقوق خود محروم بوده اند ، از حق دوست داشتن و دوست داشته شدن ، از حق مادر بودن ، و حتی از حق ساده ترین انتخاب های شخصی مانند نوع پوشش و حجاب ، آنها همچنان که مردان این تشکیلات برای رجوی ها مهره هایی بودند و هستند بی ارزش که معیار درجه بندی آنها میزان و نوع رابطه با رهبرعقیدتی فرقه ، مسعود و اجرای فرامین تشکیلاتی و ایدئولوژیکی فرقه و پا جای پای مریم نهادن بود .

واقعیت این است که شوهای تبلیغاتی بغایت مضحک خانم رجوی دیگر امروزه و پس از افشاگری های منتقدین و اعضای سابق این فرقه ، دیگر رسواتر از آن است که در سطح بین المللی برای این جریان اعتباری به ارمغان بیاورد و تنها مصرف داخلی دارد اما اینکه با تمام سرکوبی ها ، محرومیت های اعضا و به طور خاص زنان و استمرار روش های مغزشویی در درون این فرقه باز هم خانم رجوی خود را به نفهمیدن زده و ژست روشنفکر بودن گرفته و برابر طلب شده است دیگر قبایی است که بر بالای بی اندام ایشان قدری گشاد است .

روند انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و سیر استحاله‌ی آن به یک فرقه‌ی مذهبی ـ تروریستی ، گام به گام حلقه‌ی فشار و سرکوب را بر به طور خاص زنان اسیر در تشکیلات فرقه تنگ تر کرد ، در آغاز میبایست همسران خود را طلاق می دادند سپس فرزندانشان از آنها گرفته شد و پس از آن رهبر خودشیفته‌ی مجاهدین که تمامیت تمام همه چیز اعضای خود را می خواست باید بر روح و روان و اندیشه‌ی آنان نیز مسلط می شد تا بتواند فرقه‌ی رو به اضمحلالش را دوباره سروسامان دهد و سیطره‌ی شیطانی خود را بر اعضا حفظ کند و در این مسیر این خانم رجوی بود که آمر و عامل اجرای منویات مسعود در تشکیلات بود و مسئول مستقیم تمام اجحاف ها و بی عدالتی های روا داشته شده بر اعضای مجاهدین گردید .

زنان مبارز، آزادیخواه و کوشندگان راه برابری ، آزادی و عدالت اجتماعی سالهاست که در مسیر مبارزه برای تحقق حقوق حقه‌ی خود به عنوان یک انسان برابر کوشش می کنند ، کسانی که به آنچه می گویند و عمل می کنند تا بن استخوان ایمان دارند و گاه تمام زندگی شان را فدیه‌ی راه رهایی و آزادی می کنند ، آنها هستند که هریک به سهم خود راهگشای زنان دیگر شده اند و دنیای امروز به زنانی چون خانم مریم رجوی که خود عامل سرکوب انسانها هستند نیازی ندارد ، اندیشه‌ی رجوی ها دیر زمانیست که باطل شده است و تلاش های بی حاصلی مانند شوهای اینچنینی خانم رجوی دیگر در میان آگاهان خریداری ندارد و ایشان و همسر مرحوم می بایست روزی جوابگوی تمام خیانت ها و جنایت های خود باشند .

*** 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیگرامیداشت زنان در روز جهانی زن

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28598

چرا مجاهدین تکلیف مسعود را روشن نمی کنند ؟

The death of Massoud Rajaviشهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۷:…  پس از اعلام خبر مرگ مسعود رجوی توسط شاهزاده‌ی سعودی ، ترکی الفیصل ، تحلیل های مختلفی در مورد سرنوشت مسعود از سوی طیف گسترده‌ی کسانی که با مسائل فرقه‌ی رجوی به هر صورت و از هر موضعی درگیر هستند ارائه می شد . در این میان و با توجه به اینکه پرسش های بی پاسخ بسیاری برای  منتقدین ، مخالفین و طبعا اعضا و هواداران فرقه … 

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

چرا مجاهدین تکلیف مسعود را روشن نمی کنند ؟

 پس از اعلام خبر مرگ مسعود رجوی توسط شاهزاده‌ی سعودی ، ترکی الفیصل ، تحلیل های مختلفی در مورد سرنوشت مسعود از سوی طیف گسترده‌ی کسانی که با مسائل فرقه‌ی رجوی به هر صورت و از هر موضعی درگیر هستند ارائه می شد .

در این میان و با توجه به اینکه پرسش های بی پاسخ بسیاری برای منتقدین ، مخالفین و طبعا اعضا و هواداران فرقه پیش آمده بود ، انتظار می رفت که در این باره از سوی فرقه و به طور خاص شخص خانم رجوی توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع ارائه شود و حتی اگر بنا بر روال جاری عدم پاسخگویی به بیرون از خود ، قرار بر اعلام بیرونی این توضیحات نمی بود و مجاهدین کماکان همانند تمام این سالیان ، بیرون از خود را را در جایگاهی نمی دیدند که نیاز به پاسخگویی داشته باشند ، اما برای حل کردن تناقضات درون تشکیلاتی پیش آمده در اثر این موضوع می بایست برای اعضا و هواداران خود درستی و نادرستی خبر مرگ مسعود را روشن می کردند .

واقعیت این است که طیف افراد و جریان های منتقد فرقه‌ی رجوی با توجه به شناخت علمی وعمیقی که ازماهیت و کارکرد سیستم این فرقه دارند انتظار شفاف سازی از سوی فرقه را پیشاپیش منتفی میدانستند اما این بار اهمیت موضوع و ربط آن به هست و نیست مجاهدین و نیز نحوه‌ی اعلام آن ، این انتظار را به وجود می آورد که مجاهدین تکلیف مسعود را حداقل در درون تشکیلات خود روشن کنند .

چندی پیش و با فوت محمدعلی جابرزاده از اعضای ارشد تشکیلات فرقه که به نوعی دست راست مسعود و یار غار او محسوب می شد باز هم انتظار این بود که اگر مسعود رجوی زنده است باز هم حداقل برای نیروهای درون تشکیلات به این مناسبت پیامی بدهد . اکنون و با گذشت مدتی از این موضوع می بینیم که نه تنها خبری از مسعود نشده که حتی مریم رجوی نیز در مراسم خاکسپاری جابرزاده شرکت نمی کند ، مریمی که برای درگذشت حامیان خارجی فرقه با حضور خود مراسم می گرفت ، این بار به پیامی کوتاه بسنده کرده و ترجیح داده است که خود را در خاکسپاری جابرزاده آفتابی نکند .

روشن است که حضور مریم در این مراسم و عدم ارسال پیامی از زنده یا مرده‌ی مسعود بازهم پرسش های بیشتری را در ذهن نیروهای همراه و حامی مجاهدین ایجاد می کرد که طبعا مریم پاسخ روشنی برای آن ندارد یا نمی خواهد داشته باشد .

اما مسئله اینجاست که چرا مجاهدین و دستگاه رهبری کننده‌ی کنونی آن اینچنین در سردرگمی قرار دارند و با عدم توجه به فضای مبهمی که حول مسعود و سرنوشت او پیش آمده است خود را به نفهمیدن زده و حتی در درون تشکیلات نیز با امنیتی کردن موضوع سعی در دور زدن ابهامات و تناقضات ذهن اعضای خود دارند . مسئولین فرقه طبعا و بهتر از هر کسی می دانند که با عدم پاسخگویی این تناقضات از بین نرفته و بلکه مضاعف می گردد .

پاسخگو نبودن فرقه یکی از ویژگی های آن است ، مجاهدین نه فقط جریان های سیاسی بیرون از خود و نه فقط خلق قهرمان ! بلکه اعضای تشکیلاتی خود را نیز نامحرم و غریبه می پندارند و اصول نیازی به شفاف سازی موضوعات و اعلام صریح مواضع خود نمی بینند هرچند در این مورد مشخص یعنی سرنوشت مسعود مسئله اینجاست که پس از اخراج از عراق و با توجه به اینکه رجوی تمام اشتباهات و انحرافات پس از آمدن به عراق از جمله مسئله انقلاب ایدئولوژیک درونی و طلاق های دسته جمعی ، جداسازی کودکان از والدین شان و فرستادن آنها به اروپا و آمریکا ، تصفیه حساب های درونی و هزاران اشتباه دیگر که هیچگاه نقدی بر آنها صورت نگرفت را با حضور بدنه تشکیلات در عراق توجیه کرده و با این استدلال که ارتش آزادیبخش تنها راه سرنگونی رژیم ایران است و باقی ماندن این نیرو در ظرف عراق دلیلی بر حقانیت خط و خطوط اتخاذ شده است ، هر صدای نارضایتی و انتقاد را در درون تشکیلات سرکوب می کرد اینک و با اخراج فرقه رجوی در عراق و در حالی که از مرده و یا زنده رجوی هیچ خبری نیست ، سؤال های فراوانی در پیش روی رهبری این جریان قرار دارد که هیچ کس قادر به پاسخگویی به آنها نیست .

از سویی نامعلوم بودن موقعیت مجاهدین در معادلات سیاسی، بی اعتباری این گروه، دست نیافتن به اهداف کوتاه مدت ضروری که بدون رسیدن به آن، امکان ادامه حیات این جریان دشوار و تقریباً غیرممکن شده است و از سوی دیگر وضعیت مبهم تشکیلاتی که عوامل درونی و بیرونی، چشم انداز تیره و تاری را برای آن رقم زده است و عملاً موجودیت تشکیلات سازمان یافته نظامی پیش از این را حتی از منظر رهبری مجاهدین محال و غیرممکن ساخته است بر دامنه بحران های پیشروی فرقه رجوی افزوده است .

در نبود رجوی و موج فراگیر ریزش نیرویی در فرقه ، آینده ای جز فروپاشی ایدئولوژیک و تشکیلاتی برای این جریان متصور نیست و دریغ خونهایی است که در این راه ریخته شد و فدای توهم ، خودخواهی و تمامیت طلبی رجوی گردید .

اما سران فرقه به خوبی می دانند که تعیین تکلیف کردن وضعیت مسعود نمی تواند تا ابد ادامه داشته باشد ، رجوی نمی تواند با مخفی شدن و به غیبت رفتن از زیر بار مسئولیت اشتباهات سهمگین سالیان رهبری خود بر فرقه شانه خالی کند و روزی اگر در دادگاهی صالحه به اتهاماتش رسیدگی نشود امروز در دادگاه همان خلق قهرمان ، خائنی بیش نیست .

*** 

محمد علی جابرزاده مردلاپوشانی مرگ مسعود رجوی، با بهانه مرگ جابرزاده

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صداممفهوم حمایت شخصیت های غربی از مجاهدین خلق چیست؟

دونالد ترانپمجاهدین خلق از نگاه دولت ترامپ هم نیرویی تروریستی هستند

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsرضا تقی زاده: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

***

همچنین:

توافق هسته ای و همسویی مجاهدین و نتانیاهو

شهروز تاجبخش، ایران قلم، هفدهم اوت ۲۰۱۵:… کوبیدن بر طبل جنگ و تجاوز از سوی نتانیاهو و هم آوایی رجوی با او، از این منظر قابل تامل است که جامعه ملل و طرف های مذاکره با ایران در طی ماه های اخیر علیرغم تمامی سوء ظن ها و تردیدهای گذشته دیگر پذیرفته اند توافق ژنو می تواند زمینه ساز رفع نگرانی آنها و در نهایت به تامین

فریاد خانواده ها ، ناقوس فروپاشی فرقه رجوی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۵:… همانطور که حضور خانوآده ها پشت سیم خاردارهای اشرف به فروپاشی آن اردوگاه و فرار و رهایی بسیاری از اسیران تشکیلات منجر شد ، امروز نیز آمدن خانواده ها پشت دیوارهای لیبرتی نوید بخش امید و رهایی برای کسانی است که در حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه مجاهدین قرار دارند کما

بار دیگر نواختن طبل خشونت در ویلپنت!بن بست بدون راه حل رجوی کجاست؟

شهروز تاجبخش، ایران قلم، سیزدهم ژوئن ۲۰۱۵:… اما مسعود رجوی باید بداند که این تلاش های مذبوحانه ، سازمان را از بن بست لاعلاجی که گریبانگیرش شده خلاص نخواهد کرد . بن بست اصلی چیست؟ بن بست ی که با “پول خون” نمی توان راه آن را باز کرد. عدم راه حل برای سرکوب خانواده ها، مسعود رجوی را به شدت در بن بست قرار داده است که