رجوی در سالگرد انقلاب . رهبر مجاهدین بعد از 42 سال روضه سرنگونی امروز نگران عاقبت برجام شد

رجوی در سالگرد انقلاب . رهبر مجاهدین بعد از 42 سال روضه سرنگونی امروز نگران عاقبت برجام شد

رجوی در سالگرد انقلاب از اروپا رانده، از امریکا ماندهراه نو، آذربایجان غربی، نهم فوریه 2021:… توصیه به رجوی این است اکنون که در سن 72 سالگی و در حال پوشک سواری است زیاد به مغز خود فشار نیاورد. چرا که کسی به یاوه سرایی های او گوش نمی دهد و او را جدی نمی گیرد. اصلا بود و نبودش هم برای کسی مهم نیست. اگر رجوی می خواهد صحت این گفته را بیازماید کافی است بمیرد تا ببینیم چند نفر سر تابوت او را خواهند گرفت. این مردک پلید که عمر خود را در مزدوری و پاچه خواری قدرت های غربی و عبری و عربی گذرانده ، اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران بازگشت دولت جدید آمریکا به برجام است. که به خود اجازه می دهد برای مردم ایران دلسوزی کند! رجوی در سالگرد انقلاب  

مریم رجوی بعد ترامپ . از اروپا رانده، از امریکا ماندهمریم رجوی بعد ترامپ . از اروپا رانده، از امریکا مانده

رجوی در سالگرد انقلاب . رهبر مجاهدین بعد از 42 سال روضه سرنگونی امروز نگران عاقبت برجام شد

1- رهبر بدنام مجاهدین نگران قاطعیت ایران و بازگشت دولت جدید آمریکا به برجام است.

رجوی یکبار هم شعار «بفرمایید مذاکره و صلح کنید، خواهش می‌کنیم مذاکره و صلح کنید.» را در خاک عراق و بعد از قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد در ارتباط با جنگ ایران و عراق سر داد. ولی دیری نگذشت که با کله به زمین خورد و نهایتا سر از آلبانی درآورد. حال باید دید با تکرار این شعار در پیام اخیرش، این گروه مزدور و بی وطن و در عین حال وطن فروش اینبار از کدام جغرافیای این کره خاکی سر برخواهند آورد.

در ۱۹ بهمن ۹۹ پیامی از سوی رجوی مفلوک بر روی خروجی سایت رسمی این گروه قرار گرفت. که محتوای آن حاکی از نگرانی این مزدور بازنشسته، و اراجیف صد بار تکرار شده او بوده است.

این مردک پلید که عمر خود را در مزدوری و پاچه خواری قدرت های غربی و عبری و عربی گذرانده ، اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران بازگشت دولت جدید آمریکا به برجام است. که به خود اجازه می دهد برای مردم ایران دلسوزی کند!

خانم مریم رجوی! بالاخره برجام “ثبات” است یا “جام زهر”؟

بنابراین باید به این مردک خود بزرگ بین گفت، ابتدا نگاهی به پس و پیش خود بینداز  و بعد به فکر ارائه راه‌حل برای دیگران باش، چرا که «کَل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی!».

ضمن اینکه وصف حال این روزهای رجوی دقیقا مشابه مصداق تمام و کمال این چند بیت مثنوی مولاناست.

آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای اقبال پی

گفت از حمام گرم کوی تو  

گفت: خود پیداست از زانوی تو

بنابراین دروغ با نشانه های آشکار، برخاسته از گستاخی و بی شرمی رجوی و تفکر حاکم بر اوست. که طی بیش از چهل سال گذشته به کاری جز مزدوری و وطن فروشی مشغول نبوده است.

«ادبیات لمپنیزم» چنان بر روح و جان این مردک حاکم است که هرگز بدون فحش و ناسزا به مخاطبش اموراتش نمی گذرد.

باید گفت؛ این رویه رجوی یک معنا بیشتر ندارد و آن‌هم این‌که او همیشه تلاش کرده است با قیافه حق بجانب و فارغ از جنایات و وطن فروشی هایی که در گذشته مرتک آن شده  با فرصت‌طلبی تمام پاچه  طرف حساب هایش را بگیرد و زوزه بکشد.

امروز هم رجوی با کلّی صغرا و کبری چیدن و سر هم کردن توهّمات و خیالات و آرزوهای ابلهانه تلاش می کند وضع موجود در روابط بین ایران و آمریکا را تحلیل کند!

البته باید گفت نسخه‌پیچی‌های مزوّرانه رجوی در حالی است که خود و سازمانش سال‌هاست‌ در بن‌بست گرفتارند و راهی برای خروج از بن‌بست همیشگی خویش پیدا نمی‌کنند.

کمپ مجاهدین در آلبانی ، از شیوع کرونا و نقض حقوق بشر تا عزا بخاطر بازگشت برجام

این خنگ وامانده که بشدت در ترس و وحشت از بازگشت «بایدن»  به برجام است. می گوید: « (جمهوری اسلامی) می‌پندارد که چون دولت جدید آمریکا با او سر جنگ و ناسازگاری ندارد، پس می‌تواند . . . نرخ را گران کرده امتیازات بیشتر بگیرد.» بلافاصله سعی می کند تلویحا به جو بایدن رئیس جمهوری منتخب آمریکا هم خط و خطوط بدهد! و از آنها بخواهد که به برجام باز نگردند. می نویسد: «نقطهٔ آغاز هر بینش و تحلیل و تفکر منطقی درباره وضعیت رژیم، به شرط این‌که ریگی از ملا به کفش نداشته باشد بازگشت‌ناپذیری به تعادل ۴سال پیش (بخوانید دوره ریاست جمهوری اوباما) است.»

در آخر نیز رجوی از سر استیصال و برای روحیه دادن به سالمندان محصور در اردگاه این گروه در آلبانی و انگار که بعد از چهل و اندی سال هیچ اتفاقی نیافتاده است نوشت: «بفرمایید مذاکره و صلح کنید، خواهش می‌کنیم مذاکره و صلح کنید.»

البته رجوی یکبار هم همین شعار را در خاک عراق و بعد از قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد در ارتباط با جنگ ایران و عراق سر داد. او معتقد بود صلح «طناب دار» جمهوری اسلامی ایران است و هرگز رابطه ای بین ایران و عراق برقرار نخواهد شد.  ولی دیری نگذشت که با کله به زمین خورد و نهایتا سر از آلبانی درآورد. حال باید دید با تکرار این شعار، این گروه مزدور و بی وطن و در عین حال وطن فروش اینبار از کدام جغرافیای این کره خاکی سر برخواهند آورد.

بنابراین توصیه به رجوی این است اکنون که در سن ۷۲ سالگی و در حال پوشک سواری است زیاد به مغز خود فشار نیاورد. چرا که کسی به یاوه سرایی های او گوش نمی دهد و او را جدی نمی گیرد. اصلا  بود و نبودش هم برای کسی مهم نیست. اگر رجوی می خواهد صحت این گفته را بیازماید کافی است بمیرد تا ببینیم چند نفر سر تابوت او را خواهند گرفت.

حرف آخر اینکه: نه قدم به قدم قبول است و نه اقدام همزمان، و نه وعده رفع تحریم ها، حتی اگر بنا باشد مکتوب باشد، به قول معروف حنای آمریکایی ها دیگر رنگی ندارد و از این پس ایران نقد را نمی دهد نسیه بگیرد، رفع “عملی” و “محسوس” کل تحریم ها در مقابل بازگشت ایران به انجام تعهدات خود در برجام.

2- چهل و دومین سالگرد انقلاب ایران و تنگنای سخت مجاهدین

باید از رهبران مجاهدین پرسید: بعد از چهل و دوسالی که از عمر انقلاب شکوهمند ایران می گذرد در کجای تاریخ ایستاده اند؟ چه تنگنای سختی! گروهی که با سلاح تاختند، با دروغ باختند و با خیانت و وطن فروشی سوختند. آیا صدای شکستن استخوان هایتان را می شنوید؟

امشب انقلاب ایران وارد چهل و سومین سال حیات خود می شود. انقلابی که با عبور از فراز و نشیب های فراوان و دریای پر تلاطم دشمنی های جهانی و منطقه ای، و تروریسم داخلی اکنون دوران بلوغ خود را جشن می گیرد.

چهل و دومین سالگرد انقلاب اسلامی و مجاهدین رجوی در سالگرد انقلاب

انقلابی که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با خون شهیدان، دردها و رنج های فراوان سالیان دراز سر از خاک بردمید، و در میان طوفان های سهمگین و دشمنان قسم خورده شان به درختی  تنومند تبدیل و به کمال و باور رسید.

اکنون دو سال از بلوغ چهل سالگی انقلاب ایران گذشت.

عددی که معنا و مفهومی عمیق دارد و مدلولِ این‌گونه وسیع کاربرد نمادین این عدد، مجموعه به هم پیوسته‌ای از مفاهیمِ امتحان ، ابتلا ، تصفیه و تطهیر ، بازگشت، ورود به مرحله دیگر یا مرحله نهایی و کمال و رشد و بلوغ است.

حال انقلابی که وارد چهل و سومین سال حیات خود می شود با ایجاد قدرت بازدارنگی کافی در حفظ امنیت و شرف ملی و سیانت از ایران و ایرانی «. . . کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ»، که ‏گوئى بنایى آهنین‏اند، ایستاده است.

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?attachment_id=46466

کو آن «جان بولتون» (*) که گلوی خود را به همت دلارهای مجاهدین پاره می کرد که  ایران چهل سالگی انقلابش را نخواهد دید؟ و عید ژانویه ۲۰۱۹ را در تهران جشن می گیریم؟

حالا این شخص خودش به زباله دان تاریخ رفته و رئیس اش هم با لگد و بطور مفتضانه از کاخ سفید اخراج شده است.

اما در آن سوی میدان نیز به یاد آوریم روزگارانی در فردای پیروزی انقلاب را، رهبران عقده ای و تازه به دوران رسیده مجاهدین را، تیره بختانی که در آرزوی رسیدن به قدرت و سلطنت، اینبار آنان بودند که تنها با گذشت کمتر از ۳ سال از پیروزی انقلاب، بجای گارد شاهنشاهی، سینه مردم ایران را با ترور و خشونت شکافتند.

حال باید از رهبران مجاهدین پرسید بعد از چهل و دو سالی که از عمر انقلاب شکوهمند ایران می گذرد در کجای تاریخ ایستاده اند؟

چه تنگنای سختی! گروهی که با سلاح تاختند، با دروغ باختند و با خیانت و وطن فروشی سوختند. آیا صدای شکستن استخوان هایتان را می شنوید؟

رجوی در سالگرد انقلاب

شهریور سال ۱۳۵۷ از جمله ماههای پر اتفاق انقلاب مردم ایران بود. مردم در ۱۳ و ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ در سراسر کشور به خیابانها ریختند و علیه شاه تظاهرات کردند.

بدین ترتیب شعار «مرگ بر شاه »، «جمهوری اسلامی ایجاد باید گردد» در فضای کشور طنین انداز شد و شاه اعلام حکومت نظامی کرد.

روز  جمعه ۱۷ شهریور آن کشتار معروف توسط عوامل شاه در میدان ژاله تهران بوقوع پیوست و تعداد زیادی از هموطنانمان شهید شدند. کشتار میدان ژاله تهران که به جمعه سیاه معروف گشت، خشم رهبران دینی و در راس آن امام را برانگیخت. و باعث گردید تا اتفاقات بعدی با شتاب بیشتری طی مسیر کنند.

تا اینکه رسیدم به روزهای بهمن سال ۱۳۵۷، شاهی که رفت و رهبری که در ۱۲ بهمن ۵۷ وارد تهران شد.

شورش دانشجویان نیروی هوایی و همافران در پادگان دوشان تپه، نزدیکی میدان ژاله تهران و سقوط آن در غروب ۲۰ بهمن ۱۳۵۷ باعث شد سلاح های زیادی از پادگان خارج و بدست مجاهدین و دیگر گروهها بیفتد. سلاح هایی که هرگز به پادگانها باز نگشت.

در روز ۲۲ بهمن درگیرها به اوج خود رسید. که نهایتا ارتش بی طرفی خود را اعلام و انقلاب به پیروزی رسید.

رهبران مجاهدین که با داشتن سلاح احساس قدرت می کردند با چشمک و چراغ بیگانگان از یک سو و توهم رسیدن زودهنگام به قدرت از سوی دیگر تلاش کردند از همان فردای پیروزی، با نفوذ در بدنه تشکیلات نوپای انقلاب، ایجاد تشکیلات نظامی،  یارگیری سیاسی، شرایط اطمینان بخشی را برای از بین بردن انقلاب فراهم کنند. نهایتا هم به بهانه های واهی در سی خرداد ۱۳۶۰ دست به سلاح برده و با انفجار و ترور خشونت را به جامعه ایران تحمیل کردند.

مجاهدینی که  محصول یک دوره تاریخی استثنائی در تحولات سیاسی – اجتماعی ایران بودند، از ۵ مهر سال ۱۳۶۰ به این سو به جای قبول شکست در تمامی عرصه های نظامی، سیاسی و اجتماعی، به تحلیل آنچه که «بحران‌های اقتصادی»، «بی آینده شدن» و «سقوط قریب‌الوقوع » نظام ایران نامیده می شد روی آوردند، تا با حذف صورت مسئله و سرپوش گذاشتن بر اشتباه تاریخی رجوی، ذهن اعضای سازمان را از انفعال فراگیر و آغاز نابودی مجاهدین دور کنند.

بدین ترتیب زوال سرمایه اجتماعی مجاهدین در دهه شصت، آنان را خیلی زود به سوی ناکجا آباد تروریسم و خشونت گرایی بی حد و حصر کشاند تا نهایتا وابستگی به سرویس های اطلاعاتی کشورهای غربی و عبری – عربی محصول آن خطای استراتژیک شود.

اگر اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد ۱۳۶۰ اولین خطای مجاهدین بود،  پیوستن به ارتش صدام و تمرکز در قرارگاه اشرف در خاک عراق، دومین خطای استراتژیک  آنان محسوب می شود که اوج نفرت مردم ایران را از این گروه برانگیخت.

هدف رجوی از خلق سی خرداد ۱۳۶۰ سرنگونی سریع دولت نوپای انقلاب و تکیه بر مسند قدرت و سپس پیاده سازی الگوها و آرمانهای حکومتی خویش که «انقلاب ایدئولوژیک» در راس همه آنها قرار داشت، بود، ولی هرگز محقق نشد.

بنابراین آنچه که طی سالیان بعد اتفاق افتاد اجرای همان الگوهای مورد علاقه رجوی در درون تشکیلات مجاهدین در قلعه اشرف در خاک عراق بود که نهایتا به یک فاجعه انسانی ختم گردید.

با سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲ استراتژی خشونت آمیز فرقه رجوی که ۲۲ سال از آن آویزان بود به بن بست رسید و نهایتا تحت سیاست های منطقه ای آمریکا، توسط ارتش این کشور خلع سلاح گردید.

رهبران مجاهدین که تا همینجا از سوی مردم ایران طرد شده بودند توسط مردم و دولت عراق نیز از خاک این کشور اخراج و در اردوگاهی دور افتاده در کشور آلبانی اسکان داده شدند تا بیش از هر زمان دیگری شاهد نتایج دردناک خیانت، وطن فروشی و جنایات خود باشند.

توضیح: «جان بولتون» عضو ارشد مؤسسه‌ نومحافظ‌ کار «آمریکن اینترپرایز» و رئیس مؤسسه‌ دست‌ِراستی «گیت‌استون» است. این مؤسسه، یکی از  گروه‌های  فشار  طرفدار اسرائیل در آمریکا محسوب می‌شود که به گرایش‌های ضداسلامی معروف است.

بولتون به‌مدت چندین سال یکی از مدافعین پر سر و صدای گروه تروریستی مجاهدین و شاخه سیاسی آن بوده است. وی در هر فرصتی که به‌دست آورده، این فرقه تمامیت خواه را گروه اپوزسیون «دموکراتیک» و جایگزینی برای دولت ایران معرفی کرده است!

فرقه رجوی بدون نقاب – 42 سال پس از انقلاب

بنا به گزارش «کریستین ساینس مانیتور»، بولتون در کنار «پاتریک کندی»؛ نماینده دموکرات سابق کنگره، «رودی جولیانی»؛ شهردار سابق نیویورک و «مایکل استیل»؛ رئیس سابق کمیته ملی حزب جمهوری‌خواه، در ازای سخنرانی به‌نفع مجاهدین، از سازمان‌های پوششی این گروه مبالغ کلانی دریافت کرده است. به‌نقل از این روزنامه، بولتون جزو دسته‌ای از مقامات سابق آمریکایی است که برای بیرون آوردن مجاهدین از فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی وزارت خارجه آمریکا به‌طور فعالانه لابیگری می‌کردند. این تلاش مقامات سابق آمریکایی در سال ۲۰۱۲ نتیجه داد و مجاهدین  علی‌رغم سابقه تروریستی خود، از فهرست گروههای تروریستی بیرون آمد.

لینک به منبع

رجوی در سالگرد انقلاب . رهبر مجاهدین بعد از 42 سال روضه سرنگونی امروز نگران عاقبت برجام شد 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مشغولیت-مجاهدین-خلق-در-آلبانی-،-عبرت-رو/

مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی ، عبرت روزگار

مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی ، عبرت روزگارراه نو، آذربایجان غربی، چهارم فوریه 2021:… رهبران مجاهدین در اوج درماندگی و سرگردانی همچنان کاسه چه کنم بدست گرفته اند، تا اینبار شاید با سرک کشیدن به مسائل و مشکلات مردم ایران، راهی برای خروج از این کلاف سردرگم پیدا کنند. عقب نشینی های گام به گام مجاهدین طی بیش از ۴ دهه گذشته عبرت آموز است. یک سر طیف؛ پیشبرد استراتژی «سرنگونی»  در عرض شش ماه در قلب تهران است و سر دیگر آن هم پیشبرد استراتژی «سرکاری» از آلبانی با هدف حفظ تشکیلات واداده و بیمار این گروه در حال حاضر است. مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی 

مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی ، عبرت روزگارقرارگاه مجاهدین در آلبانی – گزارش نیویورک تایمز

مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی

این روزها مجاهدین به چه کاری مشغولند؟

عقب نشینی های گام به گام مجاهدین طی بیش از 4 دهه گذشته عبرت آموز است. یک سر طیف؛ پیشبرد استراتژی «سرنگونی» در عرض شش ماه در قلب تهران است و سر دیگر آن هم پیشبرد استراتژی «سرکاری» از آلبانی با هدف حفظ تشکیلات واداده و بیمار این گروه در حال حاضر است.

اگر از واقعیت های تلخ این روزهای مجاهدین و مرگ و میرهای ناشی از ویروس کرونا و بیماری های صعب العلاج و یا لاعلاج که گربیان اعضای این گروه در آلبانی را گرفته بگذریم، حتی اگر از ریزش نیرویی در درون مجاهدین هم حرفی نزنیم و یا حتی اگر از ممنوعیت تردد مریم رجوی و محبوس بودن وی در حصار های کشور آلبانی هم چشم پوشی کنیم، و یا از بی توجهی بین المللی به یاوه سرایی های این فرقه هم فاکتور بگیریم، بازهم مسائل دیگری هستند که اگر نگاهی گذرا به آنها بیندازیم، بی آیندگی و اوج فلاکت و واماندگی رهبران این جماعت نفرت انگیز را می توانیم ببینیم.

مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی ، عبرت روزگار

مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی ، عبرت روزگار

رسانه های وابسته به مجاهدین بویژه سایت رسمی این گروه آئینه تمام نمای افلاس و ورشکستی خطی-ایدئولوژیک این فرقه است. بنحویکه بی محتوایی خیلی از مطالب آن موجب مضحکه و خنده مخاطبان را هم فراهم کرده است.

شیوع ویروس کرونا در ایران همچنان یکی از سرگرمی های ثابت مجاهدین در حوزه رسانه است. بنحویکه اگر ماهها قبل، از دید مجاهدین «ناتوانی ایران در مدیریت شیوع ویروس کرونا»  بعنوان «طناب دار» جمهوری اسلامی ایران محسوب می شد اکنون اما « خرید واکسن کرونا » بعنوان «طناب دار» معرفی می شود!

بنظر میرسد خود نویسندگان این اراجیف هم از بس که «طناب دار» عوض کرده اند، خسته شده اند. البته یادمان نرفته است که همین مجاهدین با جاسوسی از فعالیت های هسته یی کشورمان گفتند دیگر کار نظام تمام است. فعالیت های هسته ای و سپس برجام شد «طناب دار» جمهوی اسلامی ایران!

البته از این دست موضوعات سرکاری که بیشتر سوژه طنز مخاطبان را فراهم می کند زیاد است که به گوشه ای از آنها اشاره می کنم .

اگر تا دیروز « ارتش آزادیبخشی » که به همت صدام تشکیل شد، اصلی ترین ابراز پیروزی مجاهدین در خاک عراق برای «سرنگونی» بحساب می آمد، اکنون مجاهدین با جدیت تمام در حال پیش بردن استراتژی «سرکاری» هم در جبهه داخلی و هم در جبهه بین المللی از کشور آلبانی هستند.

مثلا بررسی «بودجه سال ۱۴۰۰ دولت»! ، علت یابی «قطعی برق به جهت تولید بیت کوئین»!، دادن «آمار جانباختگان کرونا در ایران»! ، «تولید واکسن ایرانی حالا حالاها طول می کشد، پس واکسن خارجی بخرید»!،  پیگیری «دفترچه های درمانی ایرانیان»!  و از این دست موضوعات. 

در جبهه بین المللی هم می توان از فعالیت هایی همچون؛ «تسلیت مریم رجوی به‌ مناسبت درگذشت سناتور ژان پیر میشل»، «تسلیت مریم رجوی بخاطر مرگ بهزاد معزی » ، «بستن جاده اصلی بین ایران و عراق توسط مردم شهر خانقین در اعتراض به قطع آب رود الوند» ، «اعمال محدودیتهای ویژه مسافرتی و ممنوعیت ورود و خروج از فرانسه» و . . . نام برد.

البته ناگفته نماند دروغگویی، و جعل اخبار نیز همچنان ابزار اصلی این فرقه منفور در حوزه رسانه است. که این شیوه از نگارش نیز صرفا برای برخی از سوختگی های شدید رهبران فاسد و بدنام مجاهدین کاربرد دارد.

ذیلا به یک نمونه آن اشاره می شود.

اخیرا «پلاسخارت» نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در عراق، به تهران آمد و با آقای امیر عبداللهیان، دستیار ویژه رئیس مجلس و دکتر ولایتی گفتگو کرد.

تا این خبر رسانه ای شد، بلافاصله کارخانه بافندگی مجاهدین به کار افتاد و محصولی بیرون داد که مایه تمسخر مخاطبان گردید. سایت رسمی مجاهدین در مورخه ۱۴/۱۱/۹۹ نوشت: 

«سفر دو روزه پلاسخارت نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در عراق به ایران با موج شدید انتقادات روبه رو شده است و بسیاری خواستار اخراج او هستند»!!!

ولی این گروه مفلوک هرگز فاکتی از آنچه که «موج شدید انتقادات» نامیده می شود و یا اسامی شخصیت ها و یا سازمان هایی که خواستار اخراج او هستند، ارائه نداد.

البته اینها همه اقدامات مجاهدین در پیشبرد استراتژیک «سرکاری» نیست.

در این مسیر مجاهدین محتوای برخی ضرب المثل ها را نیز تغییر داده اند. ضرب المثلی که می گوید: «مُشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید»، مجاهدین اعتقاد دارند نه، مُشک آن است که عطار بگوید.

لذا نوشتن مطلب به نام برخی از اعضای مجاهدین نگونبخت در سایت ایران افشاگر این گروه و تعریف از رهبر بدنام این فرقه با این عنوان که «چرا به مسعود رجوی عشق می ‌ورزیم» !!! از دیگر کارهایی است که با هدف کم کردن از نفرت عمومی و درون تشکیلاتی از رهبران فاسد و بدنام  این گروه صورت می گیرد.

حال اگر از این طنز تلخ بگذریم باید گفت:

رهبران مجاهدین در اوج درماندگی و سرگردانی همچنان کاسه چه کنم بدست گرفته اند، تا اینبار شاید با سرک کشیدن به مسائل و مشکلات مردم ایران، راهی برای خروج از این کلاف سردرگم پیدا کنند.

شما رجویست ها ، برجام را جام زهر میدانستید !ا

عقب نشینی های گام به گام مجاهدین طی بیش از ۴ دهه گذشته عبرت آموز است. یک سر طیف؛ پیشبرد استراتژی «سرنگونی» در عرض شش ماه در قلب تهران است و سر دیگر آن هم پیشبرد استراتژی «سرکاری» از آلبانی با هدف حفظ تشکیلات واداده و بیمار این گروه در حال حاضر است.

لینک به منبع

مشغولیت مجاهدین خلق در آلبانی

رجوی در سالگرد انقلاب . 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/عبدالعلی-معصومی،-مجاهدین-خلق/

عبدالعلی معصومی، مجاهدین خلق و حزب توده

عبدالعلی معصومی، مجاهدین خلق و حزب تودهراه نو، هفتم ژانویه 2021:… عبدالعلی معصومی جیره خوار مجاهدین که بنظر میرسد بطور ماهرانه ای سعی کرده است خود را به نفهمی بزند. اگر حزب توده فقط به یک قدرت خارجی وابسته بود، مجاهدین مثل یک روسپی سیاسی به چندین کشور وابسته است. آنها سالهای سال براساس خصلت های ضد انقلابی، ضد ایرانی و ضد مردمی شان برای امپریالیسم و ایادی آنان جاسوسی کرده و آدم کشته اند. باید گفت سرنوشت حزب توده و هم مجاهدین هر دو عبرت آمیز است و در یاد و خاطره تاریخ معاصر ایران و نسل های آینده باقی خواهد ماند. عبدالعلی معصومی، مجاهدین خلق و حزب توده 

آقای عبدالعلی معصومی «مزدور» چه کسی است؟‌آقای عبدالعلی معصومی «مزدور» چه کسی است؟‌

عبدالعلی معصومی، مجاهدین خلق و حزب توده

سگ دعواهای دو گروه وطن فروش و خائنِ حزب توده و مجاهدین

اگر حزب توده فقط به یک قدرت خارجی وابسته بود، مجاهدین مثل یک روسپی سیاسی به چندین کشور وابسته است. آنها سالهای سال براساس خصلت های ضد انقلابی، ضد ایرانی و ضد مردمی شان برای امپریالیسم و ایادی آنان جاسوسی کرده و آدم کشته اند. باید گفت سرنوشت حزب توده و هم مجاهدین هر دو عبرت آمیز است و در یاد و خاطره تاریخ معاصر ایران و نسل های آینده باقی خواهد ماند.

عبدالعلی معصومی جیره خوار مجاهدین که بنظر میرسد بطور ماهرانه ای سعی کرده است خود را به نفهمی بزند  قلم بدست گرفته تا به دستور اربابش از طرف مجاهدین پاسخ حزب توده را بدهد.

عبدالعلی معصومی، مجاهدین خلق و حزب توده

این وابسته مفلوک ، که صرفا توسط رهبران مجاهدین بعنون فعال سیاسی  جا زده می شود از همان ابتدا با انتخاب تیتر «سرنوشت عبرت آموز حزب توده ایران»! به مطلبی که در سایت موسوم به ایران افشاگر بتاریخ ۱۵/۱۰/۹۹ به نام او درج شده نهایت  وقاحت و بی شرمی خودش را نشان داده است.

باید به این مردک پست گفت شما جیره خوار مجاهدین هستید. بهتر است قضاوت در مورد مجاهدین و عملکرد این گروه طی ۴ دهه گذشته را بعهده تاریخ و نسل های آینده ایران بگذارید که چگونه چاقوی جنایت و خیانت شان را در همگامی با صدام حسین، امپریالیسم و ایادی آنان مانند اسرائیل و عربستان سعودی در گلوی مردم ،دانشمندان،  سرداران و سربازان این مرز و بوم فرو برده و خون ریختند.

بنابراین مردم ایران هرگز خیانت های حزب توده و جنایات های مجاهدین که در دل ها و خاطره هایشان نقش بسته را فراموش نخواهند کرد.

این مفلوک قلم به مزد و پیر ابله که خط به خط نوشته هایش را از ارباب مفقودش به آریه گرفته ، به شکل چندش آوری می نویسد: « در شرایطی که امروز از یک سو حزب توده با پرونده ننگینی از وابستگی و پیاده کردن اهداف یک قدرت خارجی در ایران ، خیانت فراموش نشدنی به دکتر محمد مصدق رهبر تاریخی مردم ایران، همکاری جنایتکارانه با رژیم خمینی تا حد مشارکت در سرکوب نیروهای دمکراتیک و بویژه سازمان مجاهدین خلق ایران، نزد مردم ایران منفور و مطرود است و از سوی دیگر مجاهدین و مقاومت ایران با کوله باری از ۵۵ سال مبارزه خونبار در برابر شاه و شیخ و تقدیم بیش از ۱۰۰ هزار شهید و ایستادگی در برابر توطئه‌ها و زد و بندهای خارجی و دفاع از آزادی و استقلال ایران به نقطه امید مردم ایران برای تحقق دمکراسی و حاکمیت مردم تبدیل شده است، من برای انتقال تجربه به نسل جوان بویژه، جوانان قیام‌آفرین و کانونهای شورشی!، . . . بخشی از آن اسناد را از روزنامه های «افشاگرِ» همان زمان حزب، با ذکر منابع آنها، می‌آورم تا «سیه روی شود، هر که در او غِش باشد!!!»

مطمئنا یاوه سرایی های معصومی نشان از سگ دعواهای دو گروه منفور و وابسته را نشان می دهد که چگونه در متهم کردن همدیگر به مزدوری و خیانت پاچه هم را می گیرند.

اما اینگونه نوشتن و فرافکنی کردن توسط معصومی مرا به یاد آن ضرب المثل معروف می اندازد که می گوید: «دیگ به دیگ میگه روت سیاه».

آیا خنده دار نیست که یک دیگ سیاه و دودی، دیگ دیگر را مسخره کند که تو چرا این قدر کثیفی!؟

باید گفت دیر آمدی ای «نگار سرمست»، اگر آب هفت دریا را هم جمع کنید مجاهدین قابل تطهیر و پاک شدنی نیستند. مجاهدین همانند زن هزار شوهرند که هرگز نمی توانند ترک عادت کنند.

اگر می شود در مورد خیانت های حزب توده چند صفحه نوشت در مورد جنایات مجاهدین هم اکنون صدها کتاب نوشته شده و یا در حال تحریر است.

اگر حزب توده فقط به یک قدرت خارجی وابسته بود، مجاهدین مثل یک روسپی سیاسی به چندین کشور وابسته هستند. آنها سالهای سال براساس خصلت های ضد انقلابی، ضد ایرانی و ضد مردمی شان برای امپریالیسم و ایادی آنان جاسوسی کرده و آدم کشته اند.

سازمانی که روزی با شعار مبارزه با امپریالیسم گوش جهان را کر می کرد حال بعد از ۴ دهه با پرونده ای پر از جنابت و خیانت در کشور آلبانی زمین گیر شده است.

مجاهدین باید در زمان خودش از سرنوشت حزب توده درس عبرت می گرفتند که نگرفتند و اکنون سرنوشت هر دو گروه منفور عبرت آمیز است و در یاد و خاطره تاریخ معاصر ایران و نسل های آینده باقی خواهد ماند.

نویسنده : یوسف اردلان
منبع خبر : سایت راه نو

لینک به منبع

مسعود خدابنده در گفت‌وگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی (قسمت دوم و پایانی)

عبدالعلی معصومی، مجاهدین خلق و حزب توده 

رجوی در سالگرد انقلاب .

***

همچنین: