رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد (قسمتهای1، 2، 3 و پایانی)ا

رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد (قسمتهای1، 2، 3 و پایانی)ا

انجمن نجات، مرکز مازندران، هفدهم می 2017:… اکنون در کشور آلبانی با سه طیف از نیروها مواجه هستیم . طیف اول کسانی هستند که هنوز در اسارت فرقه رجوی قرار دارند یعنی هنوز به آن درجه از آگاهی از خیانت رجوی نرسیدند که بخواهند زنجیرها و موانع را کنار زده و به دنیای بیرون گام بگذارند که این طیف را می توان از جنبه های مختلفی هم مورد بررسی قرار داد که اگر زمان بود … 

احسان بیدی سیاوش رستارطرح شکایت از عملکرد پرسنل کمیساریا در آلبانی (قابل توجه جداشدگان و فعالان حقوق بشری در اروپا)ا

رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد – قسمت اول

انجمن نجات مرکز مازندران شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
 لینک به منبع

خانواده های گروگانهای رجوی در آلبانی انجمن نجات

بعد از اخراج نفرات فرقه تروریستی رجوی از عراق و انتقال به کشور آلبانی با حمایت آمریکا همه خانواده های استان مازندران خواهان رفتن به کشور آلبانی و دیدار با نفرات خود هستند که این درخواست افزایش چشمگیری نسبت به عراق داشته است و انبوهی سئوالات که چرا باز هم فرقه تروریستی رجوی حاضر نیست نفراتشان با خانواده های خود در ایران تماس بگیرند .

به همین خاطر از آقای عباس محمد پور که در آلبانی از فرقه جدا شده و به کشور بازگشته است درخواست نمودیم که دیداری از استان مازندران داشته و هم در نشست با خانواده های استان مازندران به سئوالات شان پاسخ دهد و راه کاری برای آینده و رهایی نفرات شان گرفته شود .

بعد از دیدار و گپ و گفتگوی خودمانی آقای محمد پور با تعدادی از خانواده های حاضر در دفتر انجمن نجات استان مازندران ابتدا مسئول انجمن نجات آقای هادی شبانی ضمن معرفی ایشان گفتند که آقای محمدپور از کشور آلبانی آمده و از وی خواستیم به استان مازندران بیایند تا به سئوالات خانواده ها که همیشه یار و یاور انجمن نجات استان هستند پاسخ دهند.

آقای محمدپور پس از سلام و خوش آمدگویی به خانواده ها و معرفی خود، ادامه داد که در سال 67 سرباز بوده و در منطقه عملیاتی زبیدات در جنوب ایران عملیاتی که ارتش عراق انجام داد اسیر شده و به اردوگاه های عراق برده شد در اردوگاه چون شرایط خوب نبود و به خاطر اینکه مسئولین فرقه رجوی به اردوگاه سر زده و تبلیغات می کردند که وضعیت در اردوگاه خراب است و ما ایرانی هستیم و زبان همدیگر را می فهمیم و مدتی دیگر به ایران خواهیم رفت می توانید نزد ما بیائید در ضمن نیروهای عراقی شرایطی را برای ما ایجاد کردند که اگر می خواهید نزد آنان بروید و در آنجا شرایط تان بهتر است که در این صورت ما نیز فریب حرفهای مسئولین فرقه رجوی را خوردیم و به قرارگاه اشرف آمدیم یعنی از چاله به درون چاه افتادیم چاهی که بیرون آمدن از آن بیست و هفت سال طول کشید .
در اشرف نیز ما فکر می کردیم که به زودی به ایران باز خواهیم گشت ولی هر سال که می گذشت خبری از به اصطلاح سرنگونی نبود و به خاطر شرایط مغزشویی که تشکیلات فرقه تروریستی رجوی حاکم کرده بود ارتباط ما با دنیای بیرون قطع شده بود و خبری نداشتیم این مسئله حتی باعث شده بود که وقتی خانواده ام به اشرف آمدند من خبر نداشتم و فکر می کردم که همه اعضای خانواده اعم از پدر و مادرم فوت نمودند و من دیگر انگیزه ای برای بازگشت به ایران نداشتم تا اینکه سر از آلبانی در آوردم .

من به محض ورود به کشور آلبانی از فرقه تروریستی رجوی جدا شدم البته باید به این نکته اشاره کنم وقتی در کمپ لیبرتی بودم از یک سال قبل از مسئولین فرقه خواسته بودم که می خواهم از آنان جدا شوم و آنان به من گفتند که صبر کن تا مسئله پناهندگی شما را حل می کنیم و بعد برو . این مسئله که پیگیر کارم باشند یک سال طول کشید ولی خبری از رفتن نبود و متوجه شدم که می خواهند مرا سر کار بگذارند به همین خاطر وقتی به کشور آلبانی آمدم از فرقه تروریستی رجوی جدا شدم .

بعد از مدتی با خانواده ام که بیست و هفت سال فرقه رجوی مانع تماس من با آنها شده بود توانستم با برادرانم صحبت کنم و بعد از آن توانستم برای خودم تصمیم بگیرم و به ایران بازگردم که در این مسیر به سفارت ایران در کشور آلبانی رفتم و با هماهنگی کمیساریای پناهندگی به ایران بازگشتم .

البته در مورد کارهایی که فرقه تروریستی رجوی در مورد نفرات جدا شده انجام می دهد بعداً توضیح خواهم داد و اکنون اگر خانواده ای سئوالی دارد من در خدمت شما هستم ولی قبل از آن باید به خانواده ها تبریک گفت که شما بودید که با استواری و پایداری تان باعث شدید که رجوی مجبور شود از اشرف خارج شود چون مسئولین فرقه شاهد بودند که وقتی صدای خانواده ها به گوش نفرات می رسید می دیدم که نفر چگونه پایش برای ماندن در مناسبات جهنمی فرقه تروریستی رجوی شل می شود و رابطه عاطفی که رجوی می خواست با تمام وجود آنرا از بین ببرد چگونه برقرار می شد .

آقای کرمعلی شعبانپور که برادرش سرنوشتی مانند آقای محمد پور داشت از وی سئوال نمود آیا افراد با وجود رفتن به کشور آلبانی آزاد هستند که به شهر تردد کنند یا خیر ؟ یا مانند اشرف هنوز در حصار تشکیلاتی قرار دارند ؟

آقای محمد پور توضیح دادند که اگر فرد توی تشکیلات فرقه تروریستی رجوی باشد همه حرکات او با اجازه تشکیلات است فرقه تروریستی رجوی سعی می کند همان شرایطی که در اشرف بر مناسبات حاکم کرده بود را در کشور آلبانی بر قرار نماید و به همین خاطر کسی بدون اجازه حق ندارد از آپارتمان خارج شود و اگر فردی از محوطه مشخص شده خارج شود یعنی مرز سرخ رده کرده و دیگر از فرقه نیست .

در ادامه فشار تشکیلاتی فرقه تروریستی رجوی برای اینکه مانع تردد افراد به بیرون شود فروشگاهی در همان جا درست کرده تا افراد مجبور نباشند برای خرید به بیرون تردد کنند اگر چه مسئولین فرقه سعی دارند با ایجاد این موانع کاری نمایند تا افراد به چیز دیگری فکر نکنند ولی با تناقضات انبوه افراد چکار خواهد کرد ؟ مگر با ایجاد فروشگاه و مانع شدن برای تردد به بیرون و ایجاد نشست های مختلف برای مغزشویی می شود جلوی ریزش نیرو را بگیرد که مطمئن هستم این کار امکان پذیر نیست و همانگونه که خبر دارید تا کنون تعداد زیادی از مناسبات جدا شدند . تفاوت اشرف و لیبرتی با آلبانی در این است که افراد برای خروج دیگر مشکلی ندارند و هر موقع تصمیم بگیرند به راحتی می توانند به دنیای آزاد قدم بگذارند .

در ادامه آقای نیکزاد برادر ناتنی محمد رضا قنبر زاده که همیشه و در همه حال به فکر برادر خود بودند از آقای محمد پور سئوال نمودند که آیا فرقه رجوی به شما که جدا شدید پول می دادند ؟

آقای محمد پور بیان داشتند که فرقه تروریستی رجوی برای اینکه افراد را در چمبره تشکیلات خود نگهدارد و دست به افشاگری علیه فرقه نزنند به افراد پول می دادند یعنی با کمیساریا هماهنگی کرده بودند تا حقوق ماهیانه ما که 350 دلار بود فرقه به ما 500 دلار می داد یعنی 120 دلار بیشتر تا ما دست به افشاگری نزنیم ولی وقتی متوجه می شد که ما با خانواده خود تماس گرفته و یا با نفرات دیگر ارتباط داریم این حقوق را قطع می کرد که این مسئله در مورد من هم صادق بود و به همین خاطر به دفتر کمیساریا مراجعه کرده و حقوق ماهیانه من که 380 دلار بود از آنان می گرفتم یعنی مرزم را با رجوی تروریست جدا کردم و حاضر نشدم برای مقداری پول روی واقعیت های موجود در مناسبات فرقه رجوی را بپوشانم . من بعد از هشت ماه از فرقه جدا شدم و به همراه دو تن از دوستانم خانه جداگانه ای برای خودمان گرفتیم و به زندگی به دور از حصارهای تشکیلاتی ادامه دادیم تا اینکه مسئله رفتن به داخل کشور و زندگی در کنار خانواده ام حل شد

……ادامه دارد

رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد – قسمت دوم

انجمن نجات مرکز مازندران یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
 لینک به منبع

آقای سید محمد یعقوبی که دل پری از مناسبات رجوی داشت ، گفت فرقه تروریستی رجوی طوری خواهرم هاجر یعقوبی را مغزشویی کرده که در سیمای نفاق همه حرفهایش دروغ بود در حالی که وی قبلاً دروغگو نبوده است این هم از کارکردهای فرقه تروریستی رجوی است !

وی در رابطه با صحبت های آقای محمد پور اظهار داشت با توجه به توضیحاتی که در مورد عدم آزاد بودن افراد برای تردد به بیرون در کشور آلبانی دادید ما را به یاد حرفهای دوستان شما می اندازد وقتی در عراق بودند هم این شرایط حاکم بود پس این افراد تا کی می خواهند در این شرایط باقی بمانند ؟ فرقه رجوی تا کی می تواند جلوی این اعضای خود را بگیرد که به بیرون تردد نکنند ؟

آقای محمد پور بیان داشتند تمام ترس رجوی فریبکار این است که اجازه ندهد حتی پای یک نفر به بهانه ای به بیرون از محوطه آپارتمانی محل استقرار خودشان باز شود چون می داند اگر اجازه این کار را بدهد دیگر نیرویی برایش باقی نمی ماند . چشم افراد به دنیای بیرون باز خواهد شد . به همین خاطر وقتی فردی اگر مجبور شود برای کاری مانند بیماری به بیرون تردد کند باید سه نفره باشد و همدیگر را بپایند یا وقتی فردی قصد تماس گرفتن با خانواده اش در داخل کشور را نداشته باشد و یک موقع دست از پا خطا نکند همه تلاش فرقه این است که افراد را ایزوله نگه دارد تا همواره در جهل و نادانی تحت کنترل فرقه باشند .

 آقای اردشیری سئوال نمود با توجه به شرایطی که در کشور آلبانی وجود دارد اکنون با چند دسته از نفرات فرقه تروریستی رجوی مواجه هستیم که اگر می شود این مسئله را برای ما روشن کنید ؟

آقای محمد پور اظهار داشتند اکنون در کشور آلبانی با سه طیف از نیروها مواجه هستیم . طیف اول کسانی هستند که هنوز در اسارت فرقه رجوی قرار دارند یعنی هنوز به آن درجه از آگاهی از خیانت رجوی نرسیدند که بخواهند زنجیرها و موانع را کنار زده و به دنیای بیرون گام بگذارند که این طیف را می توان از جنبه های مختلفی هم مورد بررسی قرار داد که اگر زمان بود برای شما باز خواهم کرد .

طیف دوم نفراتی هستند که از فرقه تروریستی جدا شدند ولی به خاطر مسئله اقتصادی که حربه جدید رجوی در کشور آلبانی است در مقابل جنایات رجوی سکوت کردند یعنی حاضر نیستند دست به افشاگری بزنند و این افراد در محل دیگری جدای از نفرات اصلی فرقه زندگی می کنند این افراد به بیرون تردد دارند و سعی می کنند اخباری را که از بیرون بدست می آورند خصوصاً نفرات جدا شده به مسئولین فرقه بدهند . این طیف فقط به خاطر مسایل مالی می باشد که هنوز تحت پوشش تشکیلات رجوی قرار دارند . فرقه رجوی به این طیف گفته بود تا وقتی با ایران تماس نگرفتید و یا علیه ما موضع نگرفتید ما به شما حقوق می دهیم اما همین که بفهمیم شما با ایران تماس داشتید حقوق شما قطع خواهد شد یعنی حق السکوت می دادند تا کسی علیه آنان دست به افشاگری نزد کار کثیفی که اکنون فرقه تروریستی رجوی در کشور آلبانی در پیش گرفته است .

یک نمونه ای را در همین رابطه برای شما تعریف کنم یکی از دوستانم که بچه رشت بود با من هم خانه شد فرقه رجوی وقتی فهمید او با من هم خانه شده حقوق او را هم قطع کرد .

طیف سوم نفراتی هستند که مرزهای خود را با رجوی مشخص کردند و حاضر نیستند به خاطر چند دلار باز هم به سکوت علیه فرقه ادامه دهند البته این افراد در ساختمانهایی که اجاره می کنند بصورت چند نفره با هم زندگی می کنند و می توانند به همه جا تردد نموده و آزاد می باشند . این طیف حتی با خانواده های خود تماس دارند .

اقای کریم پور سئوال نمود تفاوت فرقه رجوی در عراق با کشور آلبانی در چیست ؟

آقای محمد پور توضیح دادند هیچ فرقی بین مناسبات تشکیلاتی در عراق و آلبانی نیست و هم چنان مسئولین فرقه سعی می کنند همان فشارهای تشکیلاتی را اجرا کنند ولی تفاوت اصلی در این است که نفراتی که به کشور آلبانی رفتند دیگر از بمب و موشک خبری نیست و جان کسی در خطر نمی باشد و این مسئله می تواند در دراز مدت به ضد فرقه باشد چون دیگر از جان افراد نمی تواند به بهانه های مختلف استفاده کند .

افراد در کشور آلبانی بعد از مدت کوتاهی دچار تناقض خواهند شد که ما در کشور آلبانی چکار می کنیم ؟ مگر قرار ما به اصطلاح سرنگونی نبود ؟ و هزاران سئوال بی جواب دیگر … ولی فرد بعد از مدتی دیگر نمی تواند جوابی برای هزاران تناقضی که در ذهن وی می باشد پیدا کند به همین خاطر تصمیم می گیرد که از فرقه رجوی جدا شود و زندگی جدیدی را آغاز نماید .

آقای عسکر شعبانپور که همیشه از خانواده های فعال استان مازندران بوده و بارها در مراجعه به اشرف توسط عوامل فرقه تروریستی رجوی با سنگ آسیب دیدند سئوال نمود با توجه به توضیحات کامل شما آیا فضای بچه ها در آلبانی تغییر کرده یا هنوز در فضای عراق و حرفهای دروغین رجوی هستند ؟

آقای محمد پور توضیح داد که بله فضای آلبانی دیگر فضای عراق نیست فضای بچه ها خیلی تغییر کرده است این تغییر فضا را می شد حتی در کمپ لیبرتی هم دید چرا که بیشتر ذهن بچه ها رفتن از عراق بود و هر بار که کار اخراج به کشور آلبانی با کار شکنی فرقه رجوی عقب می افتاد شاهد بودم که چگونه افراد مسئله دار می شدند و هر بار تکرار می کردند که پس نوبت ما کی فرا خواهد رسید و به همین خاطر است که می توان گفت که ذهن افراد دیگر عراق نیست و تغییر کرده است . حتی خبرهایی داشتیم که تعدادی از نفرات جدا شده از فرقه به کشور آمریکا رفتند و اکنون هم شاهد هستیم که تعداد زیادی از فرقه تروریستی رجوی جدا شدند که در میان آنها نیز زنان به اصطلاح شورای مرکزی هم حضور دارند . اگر اکنون این افراد دست به افشاگری نمی زنند به خاطر مسائل اقتصادی است که فرقه تروریستی رجوی سعی نموده با این حربه دهان شان را ببندد ولی این حربه نمی تواند تا ابد کار ساز باشد چون هر چه که جلوتر می رویم ریزش نیرو بیشتر شده است .

در ادامه نشست آقای مصطفی فرد سئوال نمود که آیا خبرهای دنیای آزاد به افراد در درون مناسبات فرقه رجوی می رسد یا خیر ؟ یا مانند اشرف هم چنان در غار زندگی می کنند ؟

آقای محمدپور قبل از جواب دادن به این سئوال به آقای مصطفی فرد گفت که من برادرت یعنی مهدی را کاملاً می شناسم و با هم مدت زیادی در یک قسمت بودیم وقتی شما را دیدم متوجه شدم که شما برادر مهدی فرد باید باشید . آقای فرد گفت که از اینکه خبری از سلامتی برادرم به من دادید خیلی مرا خوشحال کردید و امیدوارم روزی وی نیز مانند شما از جهنم رجوی آزاد شود .

در ادامه آقای محمدپور در جواب سئوال اظهار داشتند که هنوز خبرهای بیرون به افراد درون تشکیلات نمی رسد . هنوز همان فشار های تشکیلاتی که در اشرف بر مناسبات حاکم بود در کشور آلبانی نیز بر افراد اعمال می شود هیچ کسی به رسانه های بیرونی دسترسی ندارد ، نه رادیو و نه اینترنت و نه امکان دیگری برای افراد مهیا نیست چیزی که هست فقط مسئولین بالای تشکیلات تلفن همراه با خود دارند و بقیه از همه امکانات به دور می باشند .

در کشور آلبانی مانند اشرف به تلویزیون خودشان گوش می دهند یعنی باید گفت با توجه به اینکه در کشور آلبانی زندگی می کنند ولی هنوز در غار بسر می برند و این خواست رجوی است که افراد باید این گونه به زندگی ادامه دهند چون می داند که اگر ذره ای آگاهی به افراد برسد دیگر خبری از نیرو برای تشکیلات نیست .
خانم صبورا شعبانی که همیشه در همه اعزام ها به عراق حضور داشت و بسیار دنبال آزادی برادرش محسن می باشد از آقای محمد پور سئوال نمود آیا نفراتی که در کشور آلبانی از مناسبات فرقه ای جدا می شوند باز هم در برنامه های آنان شرکت می کنند ؟ اگر اینگونه است پس می توانند با نفرات دیگر فرقه هم رابطه برقرار کنند ؟

آقای محمدپور اظهار داشت قبل از اینکه به این سئوال جواب بدهم باید به خانم شعبانی بگویم که من برادرت را کاملاً می شناسم و سالیان با هم کار می کردیم و بسیار دوست داشتنی ولی نکته ای که هست اسیر مغزشویی فرقه رجوی قرار دارد و مطمئن هستم که دیر یا زود او هم به واقعیت های موجود در فرقه پی خواهد برد و از آنان جدا می شود . در رابطه با جواب سئوال شما باید بگویم که افرادی که از فرقه تروریستی رجوی جدا شدند و دست به افشاگری علیه آنها نزدند می توانند در برنامه هایشان شرکت کنند مسئولین فرقه هم از خدای شان باشد چون برای تبلیغات به سیاهی لشکر نیاز دارند و در تبلیغات شان وانمود کنند که ما هنوز هستیم و به قول خودشان هزار اشرف را بر پا کردیم … این امکان وجود دارد که اگر کسی بخواهد می تواند تحت چنین شرایطی در برنامه آنها شرکت کند و این که فرد بتواند با نفرات دیگر فرقه رابطه برقرار کند بعید است چون مسئولین فرقه طوری سازماندهی می کنند که افراد جدا شده با نفرات تشکیلاتی برخوردی نداشته باشند تا بدین وسیله جلوی ریزش نیرو را بگیرند .

خانم صبورا شعبانی از آقای محمدپور تشکر نمود از اینکه اطلاعاتی از برادرش محسن داد و گفت که این خبر را به خانواده ام خواهم گفت و بقیه نیز از این خبر بسیار خوشحال خواهند شد خصوصاً مادرم که هر لحظه چشم انتظار فرزندش محسن می باشد .

  ادامه دارد …

رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد – قسمت سوم

انجمن نجات مرکز مازندران سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
 لینک به منبع

وقتی بحث به آشنایی محمدپور با نفرات فرقه رجوی رسید آقای اردشیری سئوال نمود که آیا برادرم یعنی موسی را می شناسید ؟ آیا او قصد جدا شدن ندارد ؟

آقای محمدپور گفت که من با موسی مثل برادر بودیم و سالیان در یک مقر بودیم و با هم زندگی کردیم اگر حساب کنید مدتی که نزد شما بوده کمتر از زمانی است که ما با همدیگر در مناسبات بودیم به تمام خصوصیات وی اشراف دارم .

آقای اردشیری سئوال کرد ایا با برادرم موسی در ارتباط بودید وی را می شناختید یا نه ؟

آقای عباس در پاسخ گفتند بله من با موسی برادرت در یک مقر بودیم سالیان سال با هم در یک یکان کار می کردیم من با او عین برادر بودیم .

اینکه از فرقه رجوی جدا شود یا خیر باید گفت که فرقه شرایطی را بر مناسبات خود در کشور آلبانی حاکم کرده که باید فرد خودش تصمیم بگیرد و اکنون هم که مریم قجر به آلبانی رفته حتماً به مغزشویی ادامه خواهد داد چون می داند که شرایط در آنجا بسیار حساس است و نمی تواند جلوی کسی را با فشارهای تشکیلاتی برای جدا نشدن بگیرد . در مورد موسی هم این شرایط حاکم است مهم این است که ذهن وی در مقابل هزاران تناقض در درون سازمان چه وقت جواب بدهد ولی باید گفت که زمان زیادی نخواهد گذشت چون وضعیت درونی تشکیلات فرقه تروریستی رجوی خرابتر از آن است که بخواهیم در موردش حرف بزنیم .

آقای گلدوست سئوال نمودند آیا نفراتی که قصد جدا شدن از فرقه تروریستی رجوی را دارند مورد اذیت و آزار فرقه قرار نمی گیرند ؟

آقای محمدپور توضیح دادند که کشور آلبانی مانند اشرف و لیبرتی نیست آنجا کشور آزادی می باشد فرقه جرات نمی کند افراد جدا شده را اذیت و آزار کند حتی نمی تواند روی نفرات خودش هم فشار بیاورد چون می داند اگر قدری فشار را بیشتر کند ریزش نیرو بیشتر خواهد شد به همین دلیل سعی می کند به نفراتی که جدا شدند پول بدهد تا سکوت کنند یک نمونه را به شما می گویم محمد اقبال یکی از افراد مفلس فرقه رجوی در عراق بود که حتی به قدری مرزهای وقاحت رجوی را طی کرده بود که به خواهر خودش هم توهین می کرد وی بعد از مدتی که به کشور آلبانی آمد ساز مخالفت با سازمان را کوک کرد و تشکیلات فرقه که این را نمی خواست او را به کشور فرانسه برد و با دادن یک خانه و چیزهای دیگر یعنی حق السکوت به او داد تا او دهان باز نکند و هم چنان به پاچه گیری علیه نفرات مخالف فرقه رجوی ادامه دهد . شک نکنید اگر فرقه رجوی درکشور آلبانی جرات داشت که افراد را تحت فشار قرار دهد حتماً این کار را می کرد و اکنون که جرات این کار را ندارد سعی می کند با دادن پول و خریدن ماشین افراد معترض را به سکوت وا دارد و البته این مسئله هم موقتی خواهد بود و روزی شاهد خواهیم بود که ابعاد دیگری از ماهیت جنایت کارانه رجوی رو خواهد شد .

در ادامه برنامه نشست آقای اکبرنیا که برادرش اصغر هنوز به خاطر سیستم مغزشویی فرقه تروریستی رجوی در چنگال مناسبات گرفتار است از آقای محمد پور سئوال نمود که اگر کسی خودش بخواهد می تواند به راحتی از تشکیلات رجوی جدا شود یا خیر ؟

آقای محمد پور جواب دادند که اگر کسی بخواهد می تواند جدا شود ما نمونه های زیادی داشتیم بطور مثال آقای منوچهری که از دانشجویان آمریکا بود به بهانه گذاشتن کیسه زباله دم درب پایگاه بیرون رفت و دیگر بازگشت نگشت و خودش را به کمیساریا معرفی نمود و اعلام کرد که از فرقه رجوی جدا شده و در شهر برای خودش خانه ای کرایه کرده تا مسئله رفتن او به آمریکا حل شود . این یک نمونه است که برای شما بیان کردم همانگونه که گفتم شرایط درکشور آلبانی با عراق بسیار متفاوت است .

آقای حسین ثابت رستمی که به همراه پدر و مادر پیرش در نشست حضور یافته بود ابتدا عنوان نمود که من به این خاطر پدر و مادرم را آوردم وقتی آقای محمدپور از وضعیت برادرم محمد مهدی می گوید اطلاع یابند تا شاید قدری از ناراحتی که سالیان همراه آنان است کم شود و اکنون که برادرم را می شناسد خیلی می تواند کمک کار ما باشد و در روحیه پدر و مادرم تاثیر بگذارد و هم این پیام را به برادرم بدهیم که او را رها نمی کنیم و همیشه به فکر او هستیم .

 در ادامه سئوال نمودکه برای ما مشخص است که وقتی نفرات در اشرف بودند تا زمانی که سلاح داشتند برنامه هایشان را مسئولین پر می کردند و وقتی خلع سلاح شدند جدا شدگان از فرقه برای ما توضیح دادند که چگونه مسئولین فرقه تروریستی رجوی برای اینکه وقت افراد را پر کنند برنامه های مسخره ای ردیف می کردند اکنون که در کشور آلبانی هستند و در آپارتمان زندگی می کنند برنامه روزانه شان به چه صورت است ؟

آقای محمد پور عنوان داشت برای مسئولین فرقه تروریستی رجوی فرقی نمی کند در کدام شرایط حضور دارند در کشور عراق با سلاح و بعد از آن به صورت راه اندازی کلاسهای آموزشی افراد را مشغول می کردند و اکنون در کشور آلبانی هم برنامه هایی مانند آموزش کامپیوتر و آموزش زبان و … در ادامه هم برنامه نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و سایر نشست های تشکیلاتی که حتماً نفرات باید فاکت بنویسند که چرا مریم را به جای بردن به تهران به فرانسه و یا خودشان به جای اینکه از عراق به تهران بروند سر از آلبانی در آوردند و بقیه برنامه های مسخره و سر کاری دیگر . چیزی که کاملاً روشن است پر کردن وقت افراد بیکار در مناسبات است تا کسی ذهنش سر خط و خطوط فرقه نرود و افراد زمانی برای فکر کردن نداشته باشند .

در این رابطه آقای محمد رضا گلی اظهار داشت بعد از سرنگونی صدام برای اینکه وقت افراد را پر کنند یک محلی به نام دانشگاه راه اندازی کردند و یک تعداد استاد عراقی را جهت آموزش وارد اشرف کردند و به آنها سفارش شده بود تا می توانید به افراد تکلیف بدهید تا بعد از پایان کلاس وقت فکر کردن هم نداشته باشند در این رابطه موفق هم بودند ما به عشق درس خواندن و یاد گرفتن تمام ذهن مان درگیر آموزش بود و زمانی برای فکر کردن به دیگر مسائل نداشتیم حتماً این شیوه ها را به گفته آقای محمدپور در آلبانی پیاده خواهند کرد چون تجربه آنرا در اشرف داشتند .

آقای میرگل موسوی برادر یعقوب موسوی ابتدا در مورد برادرش از آقای محمدپور سئوال نمود که وضعیت وی در مناسبات فرقه ای رجوی چگونه است و سئوال دیگر اینکه با توجه به رفتن همه افراد به کشور آلبانی آیا تحولی در بچه ها ایجاد شده یا خیر ؟

اقای محمد پور گفت که ابتدا در مورد برادرتان بگویم که وضعیت او خوب است و مشکلی ندارد او هم مانند بقیه افراد فرقه تروریستی رجوی اسیر زنجیرهایی است که به پایشان وصل کردند اگر قدری از مناسبات بیرون و جامعه اطلاع می داشت و اگر قدری ترس جدا شدن از اینکه بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد را می دانست مطمئن هستم او مانند بقبه راه جدا شدن از فرقه را در پیش می گیرد . اما در مورد سئوال دومتان باید بگویم که تحول در افراد جدی است و این تحول بعد از رفتن اولین سری از عراق به کشور آلبانی شروع شد و شاهد بودیم که وقتی اولین سری به کشور آلبانی رفتند ریزش نیرو شروع شد و هر چقدر جلوتر می رویم خودش را بیشتر نشان می دهد یعنی اینکه خزان فرقه تروریستی رجوی استارت خورده است .

ادامه دارد

رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد – قسمت پایانی

انجمن نجات مرکز مازندران سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
 لینک به منبع

آقای سید محمد یعقوبی سئوال نمود که وضعیت خانم ها در کشور آلبانی چگونه است ؟ آیا آنان هم شرایط شان با مردان یکی است ؟
در این رابطه آقای محمد پور توضیح دادند که به لحاظ حقوق کمیساریا با مردان فرق دارد آنان از حقوق بالاتری برخوردار هستند و تعدادی که هم جدا شدند دو یا سه نفره با هم منزلی را کرایه کرده و با همدیگر زندگی می کنند اگر در تشکیلات باشند شرایط شان هیچ فرقی با دیگر افراد ندارند هم مرز سرخ هایی که تشکیلات می گوید باید رعایت کنند .

البته باید به این مسئله اشاره نمود که کندن زنان از تشکیلات به نسبت مردان سخت تر است چون با تبلیغاتی که رجوی در مناسبات کرده زنان فکر می کنند که اگر پای به دنیای آزاد بگذارند مورد ستم قرار می گیرند و فشار زیادی به آنها می آید به همین خاطر با توجه به سن بالای اکثر زنان ترجیح می دهند در همان مناسبات بسته و خشک به زندگی ادامه دهند .

یکی از خانواده ها به نام حسن آهنگر که برادرش عبدالحسین که وقتی دخترش کوچک بود دیگر او را ندید وقتی دخترش به نام نسیبه بزرگ شد و خواست با پدرش ملاقاتی داشته باشد باز هم این مزدوران رجوی بودند که با توهین کردن و گفتن ناسزا و زدن سنگ مانع از ملاقات این دختر شدند آنان فکر می کردند که می تواند با زدن سنگ و توهین کردن این رابطه عاطفی را از بین ببرند ولی چه سود که رجوی قادر به درک این شرایط نیست چون او اصلاً عاطفه ندارد و فقط به فکر قدرت طلبی و زن بارگی خودش می باشد .

وی سئوال نمود که  آیا برادرش عبدالحسین را می شناسد ؟ در جواب آقای محمدپور اظهار داشتند که من برادرت را می شناسم او هم شرایطش مثل بقیه افراد توی تشکیلات است باید به او کمک کرد چون وقتی فرد در چمبره تشکیلات گیر کرده باشد دیگر راه بازگشتی از درون خود ندارد باید از بیرون به او کمک کرد .

وقتی بحث داغ شد آقای گلدوست برادر انسیه گلدوست سئوال نمود که با توجه به اینکه شما در تشکیلات بودید آیا رجوی زنده است یا مرده ؟ که در این رابطه آقای محمدپور توضیح دادند که هیچ نمی داند که رجوی مرده است یا زنده چون کسی در درون مناسبات فرقه جرات سئوال کردن در این مورد را ندارد و آنرا مرز سرخ اعلام کردند .

اینکه رجوی زنده یا مرده باشد فرقی ندارد وقتی وی جرات نشان دادن خودش را ندارد و حتی نمی تواند پیامی هم بدهد چه فرقی می کند که زنده باشد یا مرده ؟ ایکاش زنده می بود تا جواب تمام جنایتش را بدهد چون می خواهد با نشان ندادن خود جواب خیلی از سئوالات را بدهد و اینکه اکنون چگونه به کاسه لیسی شیوخ عربستانی و افراد جنگ طلب امریکایی و اسرائیلی مشغول است در ضمن اینکه ترکی الفیصل در برنامه خرداد فرقه رجوی در فرانسه عنوان نمود که رجوی مرده است می توان از جنبه های مختلف این حرف وی را مورد بررسی قرار داد ولی خدا کند که زنده و جواب خیانت هایش را در همین دنیا بدهد .

در تایید حرف آقای محمد پور مسئول نشست بیان نمود یکسری از سئوالات در درون مناسبات فرقه ای رجوی مرز سرخ اعلام شده و کسی نباید آنرا بیان کند یکی از علت مخفی شدن رجوی و اینکه چرا خودش را نشان نمی دهد ؟ چرا خلع سلاح شدیم مگر قرار نبود بعد از شروع جنگ امریکا علیه عراق نیروهای فرقه رجوی به سمت ایران حرکت کنند ؟ وقتی سازمان خلع سلاح شد شما کاری به این کار نداشته و هر چه که مسئولین زن می گویند انجام دهید ؟ چرا اشرف را ترک کردیم مگر سنگر به اصطلاح تمام آزادی خواهان دنیا نبود و انبوهی از سئوالاتی که وقتی مسئولین نمی توانستد جواب بدهند مرز سرخ نامیده می شد تا بتواند بر سرکوب افسار گسیخته در درون تشکیلات ادامه دهند و به همین خاطر است که افراد جرات نمی کنند آن سئوالات را بکنند چون می دانند اگر دوباره یک سئوال پرسیده شود باید منتظر نشست تشکیلاتی و خاص باشند که البته همه از ان گونه نشست ها فراری هستند .

خانم حیدرزاده و خانواده محترمشان چندین بار برای دیدار با برادرشان به نام پرویز به اشرف رفته بودند ولی متاسفانه با خیره سری رجوی فریبکار نتوانستند ملاقاتی داشته باشند از آقای محمد پور سئوال نمود که آنهایی که  در تشکیلات هستند با وجود این که در آلبانی هستند هنوز نفهمیدند که دنیای بیرون با دنیای درون تشکیلات و بسته چه فرقی می کند ؟

آقای محمدپور اظهار داشت بله همین طور است تا وقتی افراد در داخل تشکیلات باشند مطیع آن سیستم هستند و در واقع با آن محیط بسته خو گرفتند چرا که سالیان با آن قواعد و قوانینی که رجوی برقرار نموده بود زندگی کردند اعضای بطور مستمر تحت مغزشوئی رهبران فرقه می باشند اما همین که جدا شوند ذهنیت آنها تغییر می کند در آن صورت می توانند به خودشان بیایند و خودشان را بشناسند و هویت کسب کنند . به همین خاطر است که رجوی فریبکار سعی می کند باز همه حصارهای تشکیلاتی را سفت تر کند و کسی نتواند به واقعیت های بیرون دسترسی داشته باشد . تا وقتی اعضای فریب خورده در درون مناسبات فرقه گیر کرده باشند و اطلاعی از اخبار بیرون نداشته باشند همین گونه باقی خواهند ماند و تفاوت دو دنیا را نخواهند فهمید .

شاید برای شما این گفتار زیاد قابل فهم نباشد رجوی فریبکار به ما گفته بود اگر شما با خانواده خود تماس بگیرید اداره اطلاعات خانواده شما را مورد اذیت و آزار قرار خواهد داد به همین خاطر خیلی از نفرات به خاطر اینکه خانواده شان دچار مشکل نشوند تماس نمی گیرند . از طرف دیگر به ما می گفتند که تمام خانواده ها اطلاعاتی هستند یعنی اینکه دستگاه تبلیغاتی فرقه تروریستی رجوی سعی می کرد ارتباط اعضای خود را با خانواده هایشان قطع کند .

شما خانواده های محترم این گونه فرض کنید وقتی فردی بطور شبانه روز و بطور مستمر تحت مغزشویی قرار می گیرد دیگر قدرتی برای فکر کردن ندارد وقتی هر روز به او می گویند که جمهوری اسلامی در حال به اصطلاح سرنگونی است آن فرد هم باورش می شود که نکند خبری است و یا اینکه وقتی مارک می زند که خانواده ها اطلاعاتی هستند فرد در درون مناسبات خبری از وضعیت خانواده خود ندارد و به طبع تحت فشار تشکیلات باید قبول کند و انواع حیله و فریبکاری دیگر .. . با این وضعیت است که باید گفت که نفرات هنوز تفاوت میان دنیای درون فرقه با بیرون را تشخیص ندادند .

در ادامه آقای مجید یونسی سئوال نمود چطور فرقه رجوی با جدا شدن شما موافقت نمود ؟

آقای محمد پور اظهار داشت وقتی می گوئید که فرقه رجوی چگونه با جدا شدن من موافقت نمود به این سادگی هم نبود من حدود یک سال قبل در لیبرتی از مسئولین فرقه خواسته بودم که می خواهم از مناسبات جدا شوم ولی آنان با وعده های دروغین مبنی بر اینکه برای شما وکیل می گیریم و یا مسئله پناهندگی شما را حل کرده و به یکی از کشورهای اروپایی می فرستیم تا در کنار انجمن های فرقه کار کنی و یا اینکه ما در حال مذاکره با کمیساریا پناهندگی هستیم و انواع دروغ های دیگر ، مسئولین فرقه سعی کردند با طولانی کردن زمان و ردیف کردن یک مشت دروغ می خواستند مرا منصرف کنند ولی من در حرفی که زده بودم استوار بودم و به همین خاطر وقتی به کشور آلبانی آمدیم دیگر ماندن در مناسبات فرقه رجوی را مناسب ندیدم و از آنان جدا شدم فرقه رجوی دیگر تشکیلاتش قدرت عراق را نداشت و نمی توانست جلوی کسی را بگیرد.

یکی دیگر از خانواده ها به نام خانم سهرابی سئوال نمود که ما چطور می توانیم برای ملاقات اقدام نمائیم ؟ در این رابطه آقای محمد پور و مسئول نشست راههای مختلف برای دیدار با نفرات شان در کشور آلبانی مورد بررسی قرار گرفت و خانواده ها نیز در این رابطه توجیه شدند ولی به خاطر مسائل امنیتی اکنون نمی خواهیم در این مورد چیزی نوشته شود باشد که در آینده نزدیک شاهد ملاقات خانواده با اعضای گرفتار خود در کشور آلبانی بانشد .

ولی باید این توضیح را داد که دست سازمان در کشور آلبانی بسته است رجوی فکر می کند هنوز با شانتاژ و فریبکاری مانع ملاقات شود آنان هنوز فکر می کنند در عراق مستقر می باشند و قدرتی داشته باشند ولی دیگر نه آن عراق است و نه اینکه کشور آلبانی را تبدیل به عراق دیگری برای افراد نمود !

آقای شیرگاهی سئوال نمود که اگر تماسی از طرف اعضای خانواده خود داشتم چگونه می توانم وی را متقاعد کنم که آقای محمد پور جواب داد: بگذارید این تماس وصل شود آن وقت شیوه های جلب اعتماد راهش را باز می کند . شاید رجوی فریبکار توانسته تا کنون رابطه عاطفی را قطع کند ولی این رابطه پدر به فرزند و فرزند به پدر و مادر هیچ وقت و هیچ کس نمی تواند از بین ببرد . باید به فرد تماس گیرنده امیدواری داد و اینکه در بیرون تشکیلات دنیای دیگری هم وجود دارد و زندگی ادامه دارد و …

در ادامه اظهار داشتند اگر اعتماد در لحظه بوجود نمی آید چیز غلطی نیست چرا که اولین خیانت رجوی پای مال کردن اعتماد اعضای خانواده به همدیگر بود اکنون در کشور آلبانی فضای بی اعتمادی ایجاد کرده هیچ کس حتی به کنار دستی خودش هم اعتماد ندارد به شیوه های مختلف مسئولین فرقه سعی دارند از نفرات جدا شده علیه همدیگر استفاده کنند و در مقابل پول افراد را هنوز در چمبره خود داشته باشند .

آنقدر فرقه در داخل مجتمع مسکونی فضای پلیسی ایجاد کرده که بچه ها با وجود این که همدیگر را می دیدند و سالیان با هم در اشرف زندگی کردند اعتمادی به همدیگر ندارند و راز خودشان را نمی توانستند به دوست خودش هم بگوید چون می داند اگر این حرف را بزند حقوقی که فرقه رجوی به عنوان همکاری به افراد جدا شده می دهد قطع خواهد شد و به همین خاطر است که وقتی فشارهای تشکیلاتی و ضرب و شتم های عراق در کشور آلبانی کارساز نباشد به شیوه های دیگر مانند خریدن افراد روی آوردند تا بتوانند جلوی تشکیلاتی که در حال فروپاشی است را بگیرند ولی این خام خیالی خواهد بود که بگوئیم مسئولین فرقه در این کار موفق خواهند بود چرا که با توجه به شناختی که از نفرات داخل مناسبات دارم همه افراد مسئله دار، منتظر فرصت برای فرار از تشکیلات جهنمی رجوی می باشند.
خانم منیژه فرخی برادر بهزاد فرخی سئوال نمود آقای محمدپور وقتی به ایران آمدید با شما برخورد نشد و مشکلی تا کنون نداشتید ؟

آقای محمد پور اظهار داشت چیزی که من تاکنون شاهد بودم از برخورد مسئولین و خانواده ام و بقیه افراد اگر چند سال قبل به این مسئله اشراف داشتم مطمئن باشید خیلی زودتر از اینها به کشور باز می گشتم و من هم مانند بقیه جدا شده ها به زندگی عادی خود مشغول هستیم و مانند یک شهروند از حقوق شهروندی برخوردار هستیم و خدا را شکر می کنم که اکنون زندگی جدیدی را در کنار خانواده آغاز نمودم .

خانم خمیسی خواهر محمد رضا خمیسی اظهار داشت که با توجه به توضیحات بسیار خوب آقای محمدپور کاملاً روشن شد که رجوی فریبکار در کشور آلبانی دست از سر نفرات ما بر نمی دارد و توضیحاتی هم که در مورد شیوه ارتباط برقرار کردن با نفرات فرقه بیان داشتید ذهنم را باز کرد و راههای مختلفی اکنون به ذهنم زده است که باید آنها را بکار بگیرم چرا که من مطمئن هستم اگر ملاقاتی با برادرم محمد رضا داشته باشم وی از تشکیلات جهنمی فرقه رجوی جدا خواهد شد .
مسئول نشست در پایان ضمن تشکر از حضور آقای محمد پور در جمع خانواده های استان مازندران و روشنگری در رابطه با ماهیت پلید فرقه رجوی عنوان نمود که حرفهای دوستمان بسیار مفید بود و ما را به اشراف رساند که هنوز فرقه تروریستی رجوی دست از توطئه و شانتاژ علیه افراد خود بر نمی دارد.
خانواده های استان نیز ضمن تشکر از حضور وی به رسم مازندرانی از وی خواستند که در منزل شان پذیرای وی باشند چیزی که رجوی ملعون از درک آن نیز عاجز است .

حاصل نشست دیدار آقای محمد پور با خانواده های استان ، نشان دادن ماهیت و وضعیت کنونی فرقه رجوی در کشور آلبانی و بررسی راههای مختلف برای رهایی افراد خود از تشکیلات فرقه بود .

در ضمن همه خانواده های حاضر در نشست هم قسم شدند که تا رهایی کامل افراد گرفتار در فرقه رجوی دست از فعالیت و کوشش بر ندارند . باید به رجوی خیانت کار این پیام را داد که او فکر نکند که به کشور آلبانی دیپورت شده از دست ما رهایی یافته است در کشور آلبانی نیز مانند عراق بر سرش آوار خواهیم شد حال هر چقدر مریم قجر داعشی در کشور آلبانی به مغزشویی خود ادامه دهد و از جنگ طلبان غربی برای گرفتن عکس یادگاری در کنار همدیگر به کشور آلبانی دعوت کند . برای ما کاملاً روشن است که این حرکات زبونانه نشان از وضعیت بسیار خراب در درون تشکیلات است که به زودی شاهد ریزش زیاد نیرو خواهیم بود .

پایان

خانواده های گروگانهای رجوی در آلبانی انجمن نجات

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28919

جرای شوی مسخره مریم در کشور آلبانی به مناسبت سال نو (+ خاطره ای از ۱۹ فروردین سال ۹۰)ا 

Maryam_Rajavi_Women_Dayهادی شبانی و محمدرضا گلی، انجمن نجات، مرکز مازندران، چهارم آوریل ۲۰۱۷:…  آیا دادن شعار به اصطلاح سرنگونی در مراسم نوروز هر سال بازی است که باید هر سال آنرا تکرار کند ؟ برای اینکه به ذهن پوک مریم قجر زیاد فشار نیاوریم مگر مسعود ملعون در سال ۶۰ در جمع بندی یک ساله نگفته بود که کار جمهوری اسلامی طی شش ماه به پایان … 

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionQytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacion

اجرای شوی مسخره مریم در کشور آلبانی به مناسبت سال نو

انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

بعد از اخراج نیروهای نگون بخت فرقه تروریستی رجوی به کشور آلبانی مریم قجر سراسیمه خودش را به آلبانی رساند تا بتواند از ریزش نیرو جلوگیری نماید و به همین خاطر مراسم سال نو را در کنار رزمندگان پیر و پاتال و بقیه افراد مواجب بگیر خود از جمله غربی و فرانسوی وعربی و … برگزار نمود .
مریم قجر که همیشه این قول را به نیروهای نگون بخت خود می داد که امسال ، سال فروپاشی جمهوری اسلامی است!!! باز این شعار مسخره و تکراری را عنوان نمود . هنوز یادمان نرفته مریم قجر قبل از سال ۲۰۰۰ عنوان کرده بود سال مربوطه سال به اصطلاح آزادی مردم ایران است !!! اکنون نزدیک به دو دهه گذشته است آیا مریم قجر این سئوال را از خودش نمی کند که چرا این مسئله تحقق نیافته است ؟ آیا دادن شعار به اصطلاح سرنگونی در مراسم نوروز هر سال بازی است که باید هر سال آنرا تکرار کند ؟ برای اینکه به ذهن پوک مریم قجر زیاد فشار نیاوریم مگر مسعود ملعون در سال ۶۰ در جمع بندی یک ساله نگفته بود که کار جمهوری اسلامی طی شش ماه به پایان خواهد رسید آیا هنوز آن شش ماه فرا نرسیده است ؟
اگر مریم قجر سال ۱۳۹۵ را سال به اصطلاح سرفرازی نامگذاری کرده ولی چیزی که از وضعیت فرقه تروریستی رجوی مشخص شد سال سرافکندگی و شکست بود چرا که دیگر عراق را از دست داده بودند و شعار سرنگونی از کنار خاک میهن از بین رفت . شعار اشرف به ایستد جهانی خواهد ایستاد به گند کشیده شد . شعار مسعود مبنی بر می روم تا برافروزم آتش بر کوهستانها ، اکنون این آتش تمام تشکیلات فرقه رجوی را فراگرفته و تبدیل به خاکستر شد .

بهتر بود مریم قجر به جای شعار دادن که کار همیشگی او در مراسم سال نو است به چرایی این شکست بپردازد که آن شعارهای دهان پرکن چه شده است ؟

مریم قجر در جای دیگری از پیام نوروزی اش عنوان می کند :جشن نوروز و جشن اعتلای آلترناتیو دمکراتیک برای سرنگونی و مارش آغاز پیروزی. ولی باید یادآوری نمود قبل از آغاز مارش به اصطلاح پیروزی ، مسعود با ریاکاری در چندین مرحله اعلام کرده بود که دکل سرنگونی دیده شده ، استارت سرنگونی زده شده و انواع شعارهای توخالی برای سرنگونی . اکنون مریم قجر با دریدگی خاص خود عنوان می کند که امسال مژده رسان شکست و طلیعه بهار آزادی است حال پیدا کنید پرتغال فروش را … .

مریم قجر در ادامه می گوید : در دوران جدید برای برپایی سازمان کار و تشکیلاتی نوین مجاهدین به پا خاسته اند و بهار انسانی تازه ای در روابط میان خود شکوفا کردند و …. و این چنین خود را آماده ورود به مرحله تهاجم حداکثر و کسب پیروزیهای پی در پی نمودند . اگر کسی به این سخنان توجه نماید و مریم قجر را نشناخته باشد فکر می کند این به اصطلاح چه گروه منسجمی که این گونه ادعای سرنگونی و چه نیروهای جان برکفی دارد!!!؟ اگر بحث مریم قجر از آماده بودن نیرو می باشد قریب به اتفاق نیروهای فرقه افراد وارفته و پیر و پاتال می باشند که توان حتی تکان دادن خودشان را هم ندارند . اگر بحث سازمان و تشکیلات می باشد بعد از انتقال به کشور آلبانی شاهد ریزش شدید نیرو بودیم و به همین خاطر است که مریم قجر سراسیمه و با دست پاچگی خودش را به آلبانی رسانده تا بتواند تشکیلات پوسیده را جمع و جور کند و با دادن وعده وعید افراد را در تشکیلات نگهدارد . حال سئوال این است مریم قجر از کدام دوران جدید حرف می زند ؟ مریم قجر می داند کشور آلبانی آخرین مرحله از فروپاشی تشکیلات رجوی تروریست می باشد حال مریم قجر با پوشیدن لباس های رنگارنگ و دادن پول به شخصیت های از دور خارج شده و دادن شعارهای مسخره که هیچ خاصیتی ندارند می خواهد خودی نشان داده تا او را به حساب بیاورند و به زندگی شاهانه خود ادامه دهد به همین خاطر است که هیچ وقت به نقد کارهای گذشته خود نمی پردازد و هیچ وقت شکست را هم قبول ننموده است .

امسال را باید سال فروپاشی تشکیلات جهنمی فرقه رجوی نامید سالی که شاهد رهایی تعداد زیادی از اعضای نگون بخت فرقه تروریستی رجوی خواهیم بود .

هادی شبانی

خاطره ای از ۱۹ فروردین سال ۹۰

انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

من در قرارگاه اشرف که به اسم قرارگاه ۱۵ یا به انزلی معروف بود حضور داشتم در انتهای خیابان ۴۰۰ جنوب قرارگاه اشرف مستقر بودیم . فرمانده قرارگاه ما یک خانمی به اسم لیلا بود او بچه ایلام بود قبل از این که به عراق بیایم من و او با شوهرش در یک پایگاهی به اسم حیدر کریمی در شهر استانبول مستقر بودیم وی یک پسر بچه کوچکی هم داشت ، درست یک ماه قبل از عملیات دروغ جاویدان ما به همراه چند خانواده دیگر که در استانبول بودیم به عراق اعزام شدیم .

می خواهم بگویم خانم لیلا اصلاٌ سیاسی نبود به اعتبار شوهرش وارد فرقه رجوی شد البته ناگفته نماند شوهرش آدم با سواد و هوشیاری بود دیری نگذشت دست رجوی را خواند و به فریبکاری رجوی پی برد فکر کنم سال ۶۹ بود از فرقه جدا شد به رمادی رفت و از آنجا به هلند اکنون در هلند زندگی می کند اما خانم لیلا در اشرف ماند این خانم به یمن سر انقلاب مریم فرمانده قرارگاه ما شده بود انقلاب مریم هم پسرش را از او گرفت و هم شوهرش را .

در آستانه ۱۹ فروردین ۹۰ مسئولین فرقه از قرار از پیش خبر داشتند خبرهایی است. چند روز قبل از ۱۹ فروردین قرارگاه ما را به میدان لاله منتقل کردند مسئولین خبر داشتند درگیری بین نیروهای عراقی با ما سر خواهد گرفت ولی از ما پنهان کرده بودند دو سه روز بعد از استقرار ما در آن محل شب قبل از عملیات فرقه رجوی به ما آماده باش داد و تا صبح روز درگیری ما دور میدان لاله مستقر شده و منتظر حمله عراقی ها بودیم که ساعت ۴ صبح ما که دور میدان لاله بودیم صدای شلیک را می شنیدیم یکان های که در قسمت مزار یا مروارید قرارگاه اشرف مستقر بودند با نیروهای عراقی درگیر می شوند ما آنها را به چشم نمی دیدیم ولی صدای شلیک به گوش می رسید . جالب این است مسئولین فرقه که در قسمت میدان لاله بودند با بلندگو اعلام می کردند این صدای که شما می شنوید صدای شلیک مشقی است منظور گلوله جنگی نیست به دروغ می گفتند مشقی تا نیروها نترسند و صحنه را ترک نکنند در آن هنگام ما دیدیم آمبولانس ها مجروحین را که خون آلود بودند به سمت امداد می برند حالا بلندگو مدام تکرار می کند و اعلام می کند که بچه ها شلیک مشقی است نگران نباشید !!! .

ما که صحنه آمبولانس حمل مجروحین به سمت امداد اشرف را دیده بودیم به طعنه در جمع خودمان می گفتیم این چه مشقی است که کشته و مجروح به جا گذاشته است دروغ در ذات فرقه می باشد اگر دروغ را کنار می گذاشتند خط شان پیش نمی رفت از صداقت اعضای سوء استفاده می کردند به نفع منافع سازمانی و شخصی رجوی .

خلاصه نیروهای عراقی پیشروی کردند و نهایتاٌ به میدان لاله رسیدند با تحریک بعضی از فرماندهان بچه ها به سمت نیروهای عراقی سنگ پرتاب می کنند و آنها هم به سمت ما شلیک کردند که در آن درگیری تعدادی از نفرات فرقه فدای دروغ بافی فرماندهان حاضر در صحنه شدند مثل ورقا سلیمانی و بهروز ثابت و مهدی برزگر و … و تعداد بسیاری مجروح از قرارگاه ما به جا مانده بود بی جهت فدای خودکامگی رجوی شدند .

مسئولین خبر داشتند که با عراقی ها درگیر می شوند زیرا از پیش پای مذاکره که رفته بودند به خواسته عراقی ها تن ندادند و می خواستند با ریختن خون اعضا راه خود را باز کنند که نهایتاٌ به شکست انجامید . عراقی ها هم همان کاری را کردند که از پیش به فرقه رجوی گفته بودند تا همان نقطه که از قبل تعیین کرده بودند جلو آمدند نه یک قدم بیشتر و نه یک قدم کمتر .

جالب این است که بگویم درست درحین درگیری فرماندهان و مسئولین قرارگاه ما ( قرارگاه ۱۵ ) با ماشین شخصی که در اختیار داشتند به سمت قرارگاه ۱۵ پا به فرار گذاشته و فرار را بر قرار ترجیح دادند همین خانم انقلاب کرده ” لیلا ” که شوهر و بچه اش را فدای انقلاب طلاق مریم کرده بود با فرمانده ارشد قرارگاه که به اصطلاح فرمانده ارشد برادر شناخته و معروف بود به اسم جهانگیر ، مثل برق صحنه درگیری را ترک کردند تا مبادا آنها صدمه ای ببینند بقیه اعضای هر بلای سرشان بیاید فدای سر مسعود و مریم .

بعد از درگیری همگی به قرارگاه برگشتیم بین نفرات فرار مسئولین زبان زد همه شده بود بعضی از افراد باز هم از روی صداقت تناقضات خودشان را در فاکت های یومیه می آوردند و می خواندند منجمله فاکت های مربوط به فرار مسئولین ، حتی بچه هایی که توی صحنه نبودند با فاکت خوانی بقیه خبر فرار را دریافت کردند آنها هم متناقض شدند این تناقض داشت بچه ها را خفه می کرد در ابتدای امر مسئولین فرقه مانده بودند چه کار کنند زیرا جوابی نداشتند افتضاح خیلی عریان بود تا اینکه از بالا خط گرفتند و فاکت خوانی در این زمینه را متوقف کردند زیرا دیگر خیلی آبروریزی شده بود به سکه یک پول تبدیل شده بودند دیگر آن شعار فدا و صداقت که سر لوحه فرقه است به شدت زیر سئوال رفته بود .

رجوی به دنبال اهداف پلیدش بود اگر همه افراد هم می مردند فدای یک تار موی مریم و مسعود!!! ، نیت شوم رجوی این بود که اعضای را با دست خالی جلوی تیر و تپانچه بفرستد تا جانشان را از دست بدهند که شاید بتواند قرارگاه اشرف را حفظ کند نهایتاٌ وقتی دید سمبه پر زور است قبول کرد به لیبرتی جابجا شود و از آنجا هم به آلبانی ، حالا در آلبانی با رنگ عوض کردن به شکل دیگری تلاش می کند از همان افراد در جهت منافع نامشروعش استفاده کند باید افراد به خودشان بیایند که نباید تا ابد همچنان سردرگم بمانند و یاد بگیرند از دوستانی که از فرقه کنده شدند و حالا در دنیای آزاد به دور

از بندگی فرقه زندگی می کنند .

محمدرضا گلی

*** 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

**

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سی

لینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدیناز بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدین

یادی از مرحوم منفور مسعود رجوی. جوار میهن و بر افروختن آتش ها بر کوهستان ها چه شد؟

یا خودش می آید یا خبرش

خبر مرگ مزدور مسعود رجوی توسط قلاده بدستان سعودیحدیث مریم قجر- ترکی الفیصل، و مرحوم مسعود رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28556

پرداختهای رجوی به غربی ها از کمک های مالی است یا دریافتی از عربها؟ (+ نحسی رجوی ترامپ را هم گرفت)ا 

Rajavi Mojahedin Khalq American terrorist lobbyمحمد رضا گلی و هادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و دوم فوریه ۲۰۱۷:… خبرگزاری آسوشیتدپرس روز یکشنبه ۱۷ بهمن در این باره دست به افشاگری زده و اسامی چند نفر با ذکر مبلغ دریافتی از فرقه تروریستی رجوی را آشکار نموده است . وقتی نفرات جدا شده از پول دادن به نفرات عراقی و شیوخ و مقامات کشوری از جمله طارق هاشمی و صالح … 

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویAmbassador Daniel Benjaminan and Ambassador Daniel Fried on Mojahedin Khalq Terrorist designation and Camp Ashraf
(aka; MKO, MEK, Rajavi cult)

پولهای اهدایی فرقه رجوی به غربی ها از کمک های مالی است یا دریافتی از عربها؟

انجمن نجات مرکز مازندران سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

Rajavi Mojahedin Khalq American terrorist lobbyوقتی مریم قجر داعشی به فرانسه گریخت از همان ابتدا سعی کرد با خریدن نفراتی در اروپا وانمود کند که در غرب طرفدارانی دارد و به اعضای نگون بخت خود حقنه نماید که بازی سیاسی مریم قجر دارای کاربرد بوده و طولی نخواهد کشید که همه غربیها به طرفداری از فرقه تروریستی رجوی خواهند پرداخت . در آن زمان همیشه مطرح می شد که نفراتی که در مراسم فرقه در فرانسه شرکت می کنند پول دریافت می کنند و اسنادی هم در این زمینه توسط مقامات کشورهای غربی بیرون داده شد ولی سران فرقه تروریستی رجوی به روی نامبارک خود نیاورده و اینگونه جلوه می دادند که انان نفراتی هستند که خواهان به اصطلاح آزادی مردم ایران هستند از آنجائیکه گربه هیچوقت در راه رضای خدا موش نمی گیرد این افراد بعداً پرونده شان در آمد که برای شرکت در مراسم مریم قجر و چند دقیقه سخنرانی مبالغ زیادی دلار دریافت می کنند . اکنون خبرگزاری آسوشیتدپرس روز یکشنبه ۱۷ بهمن در این باره دست به افشاگری زده و اسامی چند نفر با ذکر مبلغ دریافتی از فرقه تروریستی رجوی را آشکار نموده است .وقتی نفرات جدا شده از پول دادن به نفرات عراقی و شیوخ و مقامات کشوری از جمله طارق هاشمی و صالح مطلک حرف می زدند کسی قبول نمی کرد و دستگاه تبلیغاتی فرقه سعی می نمود با شانتاژ افکار عمومی را مسموم کند . بعد وقتی سرکله سناتورهای غربی پایشان به مراسم مریم قجر داعشی در فرانسه باز شد مقالات زیادی درباره دریافت پول از جانب عوامل شرکت کننده در مراسم که همیشه ضدیت شدیدی با ایران و ایرانی داشتند نقل مجلس شد و همه خبرگزاری ها سعی نمودند دست به افشاگری بزنند قبلاً رودی جولیانی و جان مک کین بودند که برای چند دقیقه سخنرانی هزاران دلار دریافت می کنند اکنون به نقطه ای از این افتضاح رسیدیم و آش آنقدر شور شده که خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز دست به افشاگری زده است و عنوان می کند که ، خانم الین چاو وزیر پیشنهادی رییس‌جمهوری آمریکا، این هفته تایید کرد که سال ۲۰۱۵ به خاطر پنج دقیقه سخنرانی در برابر شاخه سیاسی مجاهدین خلق مبلغ پنجاه هزار دلار دریافت کرد. در سال ۲۰۱۶ مبلغ ۱۷ هزار و پانصد دلار دیگر دریافت نموده است .
رودی جولیانی شهردار پیشین نیویورک نیز که در دولت ترامپ به عنوان مشاور انتخاب شده برای سخنرانی در گردهمایی های مجاهدین مبالغ نامعلومی از آنان گرفته است . برخی دیگر از مسئولین سناتورهای بازنشسته دیگر آمریکایی نیز در مراسم مریم قجر در فرانسه شرکت نمودند که همگی آنان بر دریافت پول تاکید نمودند ولی چیزی که در این میان مشخص است و خودشان اظهار داشتند که پول دریافت کردند ، چرا مسئولین فرقه تروریستی رجوی در این باره موضعگیری نمی کنند ؟ سکوت کردن در برابر این خبر نشانه تائید این خبر نیست ؟
سازمانی که با وقاحت خاص خود اظهار می دارد نیازهای مالی خود را در برنامه مسخره همیاری از داخل و خارج کشور تامین می کند می تواند هزینه های این حامیان سینه چاک غربی را تامین کند ؟ بهتر است به جای شانتاژ و حقه بازی منبع اصلی دریافت پول که همان شیوخ مرتجع عربستانی می باشد را بیان دارید .
مگر بعد از سرنگونی صدام معلوم نشد که تمام سرمایه و پول های تشکیلات فرقه رجوی توسط صدام تامین می شد و مقدار زیادی از پول نفت مردم عراق توسط رجوی تروریست غصب می گردید . مگر در مناسبات فرقه در اشرف وقتی کسی کفش و یا پوتینی نیاز داشت ، می گفتند که ما پول نداریم و این پول به اصطلاح شهدایمان است پس بهتر نیست اکنون بیان دارید رشوه هایی که به سناتورهای امریکایی و اروپایی پرداخت می کنید از کجا آمده است ؟
وقتی مریم قجر داعشی به فرانسه گریخت نفرات برای خوردن غذا باید از سبزی صحرایی به نام پنیرک استفاده می کردند و عنوان می کردند که ما پول نداریم در حالی که همان موقع کیسه کیسه پول از بانکهای عراق در بغداد برداشت می شد . شما سعی دارید چه کسی را گول بزنید . از بس مناسبات و تشکیلات فرقه تروریستی رجوی آلوده است که اکنون گوشه ای از این فساد و رشوه دادن در آن معلوم شده است .
از ابتدا فرهنگ منحط رجوی برای داشتن هوادار چه خارجی و چه ایرانی و یا نفراتی که در شورای دست ساز رجوی زندگی می کنند دادن رشوه و حقوق ماهیانه می باشد .
حال بهتر است تمام حقوق بگیران و جیره خواران و قلم بدستان فرقه تروریستی رجوی دست به افشاگری بزنند همانگونه که نفراتی که از این شورای دست ساز رجوی جدا شدند این کار را انجام دادند .حساب باز کردن روی نفرات سوخته و بازنشسته غربی بیشتر به این می ماند که سران فرقه تروریستی رجوی روی اسب مرده شرط بندی کردند و از آنان آبی گرم نخواهد شد .

هادی شبانی

نحسی فرقه رجوی به ترامپ هم سرایت کرد .

انجمن نجات مرکز مازندران دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

Rajavi US lobby terrorism 2بعد از سرنگونی صدام، فرقه رجوی برای این که خودش را در خاک عراق تثبیت کند هزینه سنگینی را متقبل شد . سیاست فرقه بر این بود تا کرسی مجلس عراق را کسانی تصاحب کنند که به فرقه تروریستی رجوی نزدیک باشند یا با فرقه مشکلی نداشته و یا مخالف روابط با نظام ایران باشند .

به همین دلیل یک تعداد از نامزدهای عراقی را از استان های مختلف، برای راه یابی به مجلس به اشرف آورده بودند تا با کمک فرقه به مجلس راه یابند . سازمان در این رابطه تبلیغات وسیعی را در عراق راه انداخته بود تا نماینده های مورد نظرشان رأی لازم را به دست آورند .

حتی در این رابطه از اعضای فرقه برای تهیه پوسترها و تهیه پلاکاردهای تبلیغاتی در اشرف استفاده می کرد. ما که از اعضای سابقه دار بودیم، از طرز عملکرد فرقه تروریستی رجوی متناقض شدیم و در بین اعضا ناآرامی ها بالا گرفته بود. در آن دوران قرارگاه اشرف به ستاد تبلیغاتی شخصیت های عراقی تبدیل شده بو د . اعضا که شاهد این قضایا بودند می گفتند کار فرقه به کجا رسیده که بعد از خلع سلاح ، اکنون از شخصیت های عراقی برای راه یافتن به مجلس پشتیبانی مادی و تبلیغاتی می کنند.

جالب این است که فرقه رجوی با وجود ولخرجی های هنگفت از هر کاندیدایی که حمایت کرد آن کاندیدای نگون بخت قافیه را باخت و از دور خارج شد! و خیلی به ندرت پیش امد که کاندیدایی از این دست به مجلس راه پیدا کند.

هنوز پوسترها و عکس های آنها از مقرهای اشرف جمع نشده بود که اعضا دریافتند عملیات فرا سازمانی نتیجه ای نداده است و آن ها به مجلس راه نیافتند و حذف شدند .

برای دوره های بعد هم اگر فرقه ، باز هم از بخت بد کاندیدای مورد نظر ، به حمایت آنها دست می زد باز هم تناقض بین اعضا بالا می گرفت . آن دسته از بچه هایی که خیلی به همدیگر نزدیک بودیم می گفتیم به دلیل نحسی فرقه پیشاپیش باید به کاندیدای مورد حمایت فرقه تسلیت گفت .

به تجربه برای ما که دست اندرکار فعالیت های غیر قانونی فرقه در خاک عراق بودیم روشن بود هر گاه فرقه شخصیتی را حمایت کرد آن شخصیت از دور خارج شد یا اینکه مثل طارق الهاشمی از عراق گریخت و پناهنده ترکیه شد و در واقع تو زرد از آب در آمد .

همچنین یادم می آید در فرانسه، وقتی سگولن رویال کاندیدای ریاست جمهوری شده بود فرقه تروریستی رجوی به حمایت از او پرداخته بود. جالی این که ، این خانم هم رأی نیاورد و حذف شد. فرقه تروریستی رجوی در فرانسه که کشوری آزاد است خیلی رو و با دست باز از خانم سگولن رویال حمایت می کرد. حتی اعضای فرقه در خیابانهای پاریس عکس ها و پوسترهای تبلیغاتی این خانم را توزیع می کردند . خلاصه تبلیغات وسیعی کرده بودند اما هیچگاه بهره ای نبردند .

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا ، کاندیدای مورد نظر فرقه رجوی خانم کلینتون بود که دیدیم آقای ترامپ پیروز میدان شد. بلافاصله بعد از انتخابات و پیروزی ترامپ،  فرقه رجوی سریع تغییر موضع داد. لابی های رجوی جهت خوش رقصی در کمپین ترامپ به دلجوئی از او پرداختند و تلاش کردند رابطه فرقه را با ترامپ نزدیک کنند و از طرفی ایران را به عنوان دشمن شماره یک آمریکا تلقی کنند تا مجدداٌ ایران را زیر تحریم ببرند. ترامپ هم اقداماتی انجام داد و یک سری از شخصیت ها و شرکت های ایرانی را زیر تحریم آمریکا برد. اما ترامپ هم به دلیل میزان نزدیکی خودش با فرقه رجوی از نحسی فرقه بی نصیب نماند. دیدیم که هنوز یک ماه نگذشته یکی از قویترین افراد کاخ سفید؛ مایکل فلین سه هفته و سه روز مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ بود که روشن شد با سفیر روسیه مکالماتی داشته و در این رابطه به مقام‌های مسئول آمریکا راستش را نگفته است . مشاور ارشد امنیت ملی به دلیل رسوایی که بار آورد مجبور شد استعفاء کند. بی بی سی در این رابطه گفت مردی که از تریبون کاخ سفید به ایران هشدار جدی داد، نیامده، رفت .

بعد از این ماجرا دونالد ترامپ زیر سئوال رفت . هم از سوی دمکرات ها و هم از سوی جمهوریخواهان و سناتورهای با نقوذ دو جناح.  دمکرات ها در روز سه شنبه گفتند باید تحقیق شود که چه کسی در تشکیلات انتخاباتی آقای ترامپ دستور آن تماس ها را داده بود ( منظور تماس با روسیه ) و یک سناتور ارشد جمهوری خواه هم گفت این استعفا سئوالاتی را درباره نیات ترامپ درباره روسیه پدید می آورد .

دیری نپایید که نحسی فرقه تروریستی رجوی پای ترامپ را هم گرفت . ترامپ باید خیلی مراقب عملکردش باشد و متوجه باشد که نزدیکی با لابی های حامی فرقه ی تروریستی و بدنام مجاهدین دامان دولتش را نگیرد.

محمدرضا گلی

(پایان)

*** 

Clarification: Trump-Iranian Exiles story (Mojahedin Khalq, MEK, MKO, Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28078

مسعود رجوی، از کاندید شدن در انتخابات تا ترور اساتید دانشگاه (سالگرد ترور دانشمندان ایرانی بدست موساد و فرقه رجوی)ا 

 انجمن نجات، مراکز مازندران و البرز، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۷:… فرقۀ تروریستی رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق که هیچ برگی از تقویم را از کشتار و خونریزی خالی نگذاشته با پوشش یک سازمان انقلابی و نیروی مقاومت با دم تکانی به اربابان خود و کسب اطلاعات از دستور کار کشورهای استکبار در مورد ایران ، با سبقت گرفتن از دیگر تروریست ها مجدد مانند سالیان گذشته و با سابقۀ ننگین …

عملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایران

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

کاندیداتوری رجوی در سال ۵۸ و سوء استفاده وی از فضای باز انقلاب

انجمن نجات مرکز مازندران چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع

رجوی با انقلابی که بنیانگذار آن امام خمینی بود از همان ابتدا با شیادی و حقه بازی سعی داشت به اصطلاح رهبری انقلاب را از آن خود کند و برای اینکه کسی به ماهیت ضد خلقی او اشراف پیدا نکند از همان ابتدا با شیوه حمایت از رهبری انقلاب و زدن عکس های آن در مراسم و میتنگهای خود اینگونه نشان دهند که در راستای انقلاب اسلامی گام بر می دارند ولی هر روز که می گذشت ماهیت پلید رجوی برای  همه روشن می شد که اولین مقطعی که رجوی فریبکار ماهیت خود را نشان داد رای ندادن به قانون اساسی بود که وی در کلیت با نظام اسلامی مشکل دارد و تعریف کردن از انقلاب و رهبری آن دروغی بیش نیست .

هر چقدر که جلوتر می رفتیم ماهیت وی بیشتر نمایان می شد که از آن جمله می توان در مورد شرکت  وهمکاری افراد فرقه در جنگ عراق علیه ایران و … بود و رجوی برای اینکه دید دیگر امکان به قدرت رسیدن را ندارد سعی نمود در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نماید ولی از آنجائیکه وقتی کسی به قانون اساسی کشور اعتقادی ندارد چگونه می تواند حامی قانون اساسی باشد و به همین دلیل تیر وی به خطا رفت و رهبری با شناختی که از ماهیت این فرقه داشت وی را قبول ننموده و مورد تنفر مردم قرار گرفت .

بعد از آن رجوی پلید سعی نمود بلوا دیگری را در جامعه ایران رقم بزند و آن هم تولید کردن اخبار در مورد زدن نیروهایشان در شهرهای مختلف و ترور افراد گروه و … و برگزاری راهپیمایی که کار را به آنجا رساند که رهبری انقلاب بیان نمود وقتی این گروه سلاح خود را تحویل دهد من خودم برای ملاقات به نزدشان خواهم رفت . ولی رجوی از آنجائیکه ماهیت قدرت طلبی در وی بود سعی نمود از این مسئله استفاده کرده و اینکه اگر ما سلاح های خودمان را تحویل دهیم نابود خواهیم شد . در حالیکه پیام رهبری را نگرفت و باز هم فکر می کرد می تواند به قدرت برسد و دست به سلاح ببرد بدون اینکه خیلی از نیروهایش خبر داشته باشند و باعث مرگ تعداد زیادی از افراد فرقه شد . رجوی پلید فکر می کرد همه نفراتی که به سخنرانی وی می آمدند همراه وی بوده و می توانند سلاح بدست بگیرند و به همین خاطر در کله پوک خود فکر می کرد می تواند در مدت شش ماه حکومت نوپای جمهوری اسلامی را سرنگون کند . البته این خوابی است که اکنون به بیش از سه دهه رسیده است .

اکنون تعریف کردن از کاندیداتوری رجوی و اعلام حمایت شخصیت ها و گروه های مختلف چه مسئله ای از فرقه رجوی حل خواهد نمود ؟ مگر همه کسانی که از رجوی حمایت کردند اکنون از شورای دست وی اخراج نشدند ؟ استفاده کردن یک مشت افراد بی خاصیت و بی کار از فرقه رجوی در سیمای خود می تواند شخصیتی برای این جنایت کار بخرد ؟ بهتر است به همه کسانی که اکنون به فکر سفید سازی چهره رجوی ملعون می باشند باید گفت او به حدی دست به جنایت زده که با آب هفت دریا پاک نخواهد شد و تکرار دروغهای سالیان گذشته هم دردی از فرقه رجوی حل نخواهد کرد .

عبدالله افغان

فرقه رجوی و ترور دانشمندان

انجمن نجات مرکز البرز پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع

۲۱ و ۲۲ دیماه سالروز ترور دانشمندان هسته ای ایران توسط ایادی کشورهای حامی تروریست می باشد که می توان ترور دکتر مسعود علی محمدی ، استاد فیزیک تهران و دانشمند هسته ای در ۲۲ دی ماه ۱۳۸۸ را از جمله این جنایت ها دانست که چنین کشورهای امپریالیسم همواره قصد داشتند از پیشرفت کشور و مردم ایران در عرصه های علمی و دیگر عرصه ها جلوگیری کنند و برای رسیدن به هدف شوم خود مزدوران استیجاری استخدام و تنها راه حل را در کمال ناتوانی ترور دانشمندان می پنداشتند از این رو ترور دانشمندان هسته ای ایران را از فعالیت های مداوم و جریان دار برگزیدند که فقط به ترور یک دانشمند خاتمه نداشت و در یک برنامه ریزی دقیق و از قبل سرمایه گذاری شده ترور دانشمندان و استفاده ابزاری از فرقه های تروریستی در دستور کار قرار گرفت که ترور مصطفی احمدی روشن ، دانشمند هسته ای ایران در ۲۱ دی ماه ۱۳۹۰ نیز از دیگر اقدامات کشورهای استکبار و مزدوران آنها بود.

فرقۀ تروریستی رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق که هیچ برگی از تقویم را از کشتار و خونریزی خالی نگذاشته با پوشش یک سازمان انقلابی و نیروی مقاومت با دم تکانی به اربابان خود و کسب اطلاعات از دستور کار کشورهای استکبار در مورد ایران ، با سبقت گرفتن از دیگر تروریست ها مجدد مانند سالیان گذشته و با سابقۀ ننگین و درخشان در ترور دولتمردان ایرانی نزد اربابان برای این امر مهم که فقط و فقط در منش آنهاست به استخدام در آمده و ترور دانشمندان هسته ای ایران را به اتفاق همراهانشان را بدست گرفت وانجام داد که به خیال خام خود بتواند برای همیشه فرقه را بیمه عمر نماید در صورتیکه نگاه کشورهای مخالف دولت و مردم ایران به چنین فرقه هایی اعتباری و دارای تاریخ مصرف دار می باشد که دردنیای سیاست به چنین سازمان ها و فرقه های تروریستی که فرقۀ رجوی نوک پیکان تروریست ها می باشد فاحشه های سیاسی خطاب میگردد و بدرستیکه لایق آن هستند.

روح شهدای هسته ای شاد و یادشان  گرامی……….

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

رجوی مجاهدین خلق مزدوری عربستان اسرائیلاین روزهای سیاه فرقه رجوی

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی وعده “سرنگونی” پس از صدام و جولیانی و … این بار توسط ترکی الفیصل (+ الفیصل: مسعود رجوی مرده است)

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth


Daniel Zucker, Maryam Rajavi and ALi Safavi
Another Scientist Killed in Terrorist Blast in Tehran. Terrorist groups exist because someone wants them

Washington’s Favorite Terrorists (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

Israeli, Western agencies collaborated with Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) to assassinate Iranian Scientists

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صدامNational Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیMassoud and Anne Khodabandeh: Albanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

Bolton and the MEK

mojahedin-khalq-radicalisation-maryam-rajaviMojahedin khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) the ending stage of the radicalization process

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

مجاهدین خلق در آلبانی به جان هم افتاده اندAlbania: What would a de-radicalization program for the Mojahedin Khalq (Rajavi cult) involve

کمپ اشرف فوریه 2015Camp New Iraq (Formerly Ashraf), now  HQ of Anti ISIS forces in Dialy provance

Massoud Khodabandeh: Will President Rouhani meet genuine human rights advocates halfway?

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgMassoud Khodabandh, Huffington post Nov. 2015:
Syrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsFormer U.S. Officials Make Millions Advocating For Terrorist Organization (2011)

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters


Link to the full description of Mojahedin (MEK, MKO) Logo (pdf file)

(Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam’s Private Army)

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیSydney hostage-taker was affiliated with Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)

مریم رجوی داعش تروریسم Open letter of Ali Akbar Rastgoo to the Australian Ambassador in Germany: Keep Mojahedin Khalq on terrorist List

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

Document on Mojahedin Khalq released by RAND (The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum)

Tom Ridge denies MEK killing of US citizens!Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen
 

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M