رجوی نسل‌کشی انجام داد

رجوی نسل‌کشی انجام داد

رجوی نسل‌کشی انجام دادهمشهری، چهاردهم مارس 2021:… من از تمامی حقوق‌های انسانی محروم شدم. در طول ١٧ سال از اسارت از نعمت های خداوند محروم شدم. تمامی احساسات ها و غرایض طبیعی انسانی را از ما سلب کردند. انتخاب همسر برای بقای نسل از نعمت های خداوند است که با دستور مستقیم مسعود رجوی حق فکر کردن به هیچ زنی را نداشتیم. غضنفری عنوان کرد: دختران زیر ١٨ سال را به مردانی که سن آن‌ها ٣٥ تا ٤٠ سال بود می‌دادند. باید در نشست های روزانه و غسل هفتگی به تفکرات خود پاسخ می دادیم. وی گفت: سال ٦٨ تمامی زنان با دستور مستقیم مسعود رجوی از همسران خود جدا شدند و بچه‌های آن ها را نیز از آن ها جدا کردند. غضنفری عنوان کرد: رجوی رواج نسل کشی انجام داد از این بابت از دادگاه های بین‌المللی خواهان صدور حکم هستم و از این دادگاه بابت این فرصت تشکر می‌کنم. رجوی نسل‌کشی انجام داد 

Dead Rajavi Raving Mad – Iran Interlink Weekly Digest – Mar 12, 2021Dead Rajavi Raving Mad – Iran Interlink Weekly Digest – Mar 12, 2021

رجوی نسل‌کشی انجام داد 

1- ویدئو | افشاگری‌های کم‌سابقه از جنایت منافقین علیه اعضایش

روایت‌هایی از افشاگری‌های کم‌سابقه از جنایت منافقین علیه اعضایش را در این ویدئو مشاهده می کنید. تسنیم

لینک به منبع

2- روایتی از اعمال شکنجه‌های خشن منافقین | یکی از شکات: رجوی نسل‌کشی انجام داد

در دومین جلسه دادگاه رسیدگی به دادخواست ٤٢ نفر از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین، یکی از خواهان پرونده گفت: برای پیدا کردن کار در سال ٨١ به ترکیه رفتم که توسط اعضای فرقه رجوی ربوده شدم. آن‌ها بعد از حمله امریکا به عراق و سرنگونی دولت عراق در کوهستان سرگردان بودند.

رجوی نسل‌کشی انجام داد

رجوی نسل‌کشی انجام داد

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از میزان، دومین جلسه دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین به ریاست قاضی پورمریدی برگزار شد.

در ابتدای جلسه دادگاه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت جلسه از محمدرضا شمسی یکی دیگر از خواهان این پرونده خواست جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد.

شمسی ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: برای پیدا کردن کار در سال ٨١ به ترکیه رفتم که توسط اعضای فرقه رجوی ربوده شدم. آن‌ها بعد از حمله امریکا به عراق و سرنگونی دولت عراق در کوهستان سرگردان بودند.

وی گفت: دو نوبت مرا زندانی کردند؛ چند بار اعتراض کردم و مرا به زندان انداختند و شکنجه کردند.

شمسی بیان کرد: در این مدت فشارهای روحی و جسمی بر من وارد شد و بیش از سه ماه در زندان منافقین زندانی بودم و در شرایط کنونی نیز از این آسیب‌ها رنج می برم و از دادگاه تقاضای محکومیت سرکردگان فرقه رجوی را دارم.

وی گفت: من اواخر سال ٨٣ به کشور بازگشتم، زمانی که رفتم متاهل بودم و دو فرزند داشتم.

در ادامه، نادر چپچاپ یکی دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت: از اینکه این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طی چهار سال که در گروهک بودم آسیب‌های فراوانی به من وارد شد.

وی بیان کرد: مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونی به عراق بردند. ناخن های پاهای مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا مجبور می کردند در کارهای نظامی، خدماتی و تشکیلاتی شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد.

چپچاپ گفت: مرا فریب دادند که در آلمان به من کار می دهند و من اصلا دنبال این موضوعات نبودم. می گفتند مرا می کشند و در حیاط دفن می کنند و از من به عنوان شهید خود یاد می کنند، من گفتم برای مبارزه نیامدم.

وی عنوان کرد: به علت اعتراض به رفتارهای آن‌ها توسط صمد امیری در زندان به مدت یک ماه و نیم بازداشت شدم. در نهایت پس از بازگشت به ایران و عدم مداوای پاهایم هر دو پایم از مچ قطع شد.

دادگاه بین‌المللی جنایات رجوی ، اعضای سابق گروه تروریستی شاهدین جنایات مجاهدین خلق

چپچاپ بیان کرد: محمدجواد اسدی و حسین ولی‌پور دو نفر از شاهدان من هستند که البته یکی از آن‌ها به ایران نیامد.

محمدجواد اسدی، ضمن قرارگیری در جایگاه بیان کرد: من سه سال و نیم در اسارت فرقه منافقین و چهار سال در اسارت امریکا بودم و شاهد بودم که به دلیل کار زیاد ناخن های چپچاپ را کشیدند.

وی گفت: همه افراد برای کار آمده بودند و متفق القول سر همه ما کلاه گذاشتند. زمانی که در اشرف به ما لباس نظامی دادند، ما گفتیم ما برای جنگ نیامدیم.

اسدی عنوان کرد: حرف اصلی آن‌ها زمانی که می‌گفتیم نمی‌مانیم، این بود که ورود ما به عراق غیرقانونی است و ١٥ تا ٢٠ سال زندان دارد.

وی بیان کرد: بعد از حمله عراقی ها موفق شدیم به سمت کمپ امریکایی ها فرار کنیم اما آن ها دستشان با منافقین در یک کاسه بود و چهار سال و نیم در کمپ امریکایی‌ها بودیم.

وی بیان کرد: من یک ماه بود که ازدواج کرده بودم و در اواخر دی ماه ٨٠ وارد گروهک شدم و تابستان ٨٣ از آنجا فرار کردم و از دادگاه خواستار محکومیت فرقه رجوی هستم.

در ادامه فتح الله اسکندری یکی دیگر از خواهان در جایگاه قرار گرفت و گفت: به عنوان سرباز وظیفه به جبهه اعزام شدم و پس از برخورد گلوله و ترکش اسیر منافقین شدم. در سه ماه اول اسارت مرا در یک قفس نگه می داشتند و می گفتند باید به خواسته های آن‌ها عمل کنیم. مدت ١٧ سال در آنجا محبوس بودیم.

وی گفت: از شدت فشارها آقای خدام گلمحمدی روی خود نفت ریخت و خود را آتش زد، اما زنده ماند ولی او را جایی بردند که دیگر ندیدم و حجت عزیزی و کریم پدرام با گلوله به خود شلیک کردند و فردی به نام رسول که دو چشم او نابینا بود با ریختن نفت خودش را آتش زد.

اسکندری بیان کرد: سه گلوله به دست من و یک ترکش توسط فرقه رجوی به من برخورد کرد.

اکبر خباره یکی دیگر از خواهان گفت: پس از اینکه در جنگ اسیر عراقی‌ها شدم در آنجا با شتستشوی مغزی وارد گروهک شدم و ١٧ سال در فرقه بودم.

وی بیان کرد: در جریان حمله امریکا به کویت به مدت ٤٥ روز در بیابان‌ها پراکنده بودیم و با روزی ٥ عدد خرما سپری کردیم. روی بازویم یک خالکوبی به اسم مادرم داشتم که گفتند باید سوزانده شود و با هویه برقی سوزاندند، چون با خانواده شدیدا مشکل داشتند.

خباره بیان کرد: الیاس کرمی در پی شدت فشارها در حمام شاهرگ خود را زد و مرد.

وی گفت: ١٧ سال از بهترین دوران عمرم را به بدترین شکل از دست دادم که باعث و بانی آن گروهک و این فرقه نامشروع بود.

خباره بیان کرد: فرقه منافقین آبروی مرد، آزادی خواهی و انقلابی را در دنیا برده‌اند و از مجامع حقوق بشری می‌خواهم که این‌ها را پای میز محاکمه بکشند.

وی اظهار کرد: از دولت و قوه قضاییه تشکر دارم که چنین امکانی را خلق کردند تا بتوانیم حرف‌های خود را به گوش دنیا برسانیم. از دولت و وزارت خارجه خواهش می کنم ما را در این پرونده یاری کنند تا بتوانیم به حقوق از دست رفته خود برسیم.

دادگاه بین‌المللی مسعود رجوی

هادی شبانی یکی از مطلعین ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: نزدیک به ٢٠ سال در مناسبات گروهک بودم و سال ٨٣ فرار کردم. آمده ام شهادت دهم همه مطالبی که عنوان شد کاملا دقیق و درست است و مسئول خیلی از بچه ها در پذیرش بودم.

وی بیان کرد: زمانی که در مناسبات فرقه پا گذاشتیم همه چیزهایی که در ذهن خود بافته بودیم از بین رفت و اجازه یکبار تماس تلفنی من با خانواده‌ام را ندادند. در ترورها فقط کشتن و ریختن خون مردم ایران مهم بود. در راهپیمایی ٢٢ بهمن قرار بود عملیات انجام دهم که خوشبختانه نشد.

قاضی پورمریدی خطاب به این مطلع گفت: آیا از کادر سرکردگان منافقین پرسیدید که چطور مریم رجوی همسر مسعود رجوی شد مگر مخالف خانواده نبودند؟

شبانی گفت: در مناسبات فرقه‌ای افراد پایین نمی‌توانند سوال کنند و مواردی خط قرمز محسوب می‌شد و حق سوال نداشتیم و ما صرفا اجراکننده دستورات بودیم.

وی عنوان کرد: من در عملیات مرصاد زخمی شدم و برای این فرقه زخمی شدم اما حاضر نشدند زمانی که به کمپ امریکایی‌ها رفتم لباس‌هایم را به من بدهند.

ایرج صالحی یکی دیگر از مطلعین ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: من ٢٠ سال تا سال ٨٣ در این فرقه بودم. این فرقه ما را از عزیزانمان جدا کرد و ارتباط با خانواده را ممنوع کرد.

وی گفت: یکی از راهکارهای آن‌ها این است که افراد را مجبور می‌کردند افکار درونی خود را نیز بگویند. رجوی برای اینکه شکست در عملیات مرصاد را گردن اعضا بیندازد انقلاب طلاق راه انداخت.

صالحی عنوان کرد: خیلی از افراد در این سیستم خروج ممنوع، اقدام به خودکشی کردند. سال ٨٠ رجوی گفت هر کس می‌خواهد برود باید چهار شرط را بپذیرد. شرط اول این بود که جلوی افراد بگوییم مشکل جنسی داریم و شرط دوم این بود که ما را تحویل دولت عراق می دادند و دو سال هم در زندان های سازمان بمانیم و سپس ما را به ایران بفرستند.

وی گفت: یکی از افراد خدام گلمحمدی بود که دست به خودسوزی زد و خود را آتش زد و زنده ماند، اما معلوم نیست چه بلایی سر او آوردند.

صالحی بیان کرد: به ما می‌گفتند خونمان مال مسعود رجوی است یعنی تعیین می‌کند چگونه می‌میریم و نفس‌مان مال مریم رجوی است یعنی تعیین می‌کند در روزها چه کنیم و به عنوان برده محسوب می‌شدیم.

وی بیان کرد: حاضرم شهادت دهم که این فرقه چه شکنجه‌ها و بلاهایی سر اعضا و خانواده اعضا آورد.

ایرج صالحی یکی دیگر از مطلعین ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: من ٢٠ سال یعنی تا سال ٨٣ در این فرقه بودم. این فرقه ما را از عزیزانمان جدا کرد و ارتباط با خانواده را ممنوع کرد.

وی گفت: یکی از راهکارهای آن‌ها این بود که افراد را مجبور می‌کردند افکار درونی خود را بگویند. رجوی برای اینکه شکست در عملیات مرصاد را گردن اعضا بیندازد انقلاب طلاق راه انداخت.

صالحی عنوان کرد: خیلی از افراد در این سیستم خروج ممنوع، اقدام به خودکشی کردند. سال ٨٠ رجوی گفت هر کس می‌خواهد برود باید چهار شرط را بپذیرد. شرط اول این بود که جلوی افراد بگوییم مشکل جنسی داریم و شرط دوم این بود که ما را تحویل دولت عراق می دادند و دو سال هم در زندان های گروهک بمانیم و سپس ما را به ایران بفرستند.

وی گفت: یکی از افراد خدام گلمحمدی بود که دست به خودسوزی زد، اما زنده ماند، معلوم نیست چه بلایی سر او آوردند.

صالحی بیان کرد: به ما می‌گفتند خونمان مال مسعود رجوی است یعنی تعیین می‌کند چگونه می‌میریم و نفس‌مان مال مریم رجوی است یعنی تعیین می‌کند در روزها چه کنیم و به عنوان برده محسوب می‌شدیم.

وی بیان کرد: حاضرم شهادت دهم که این فرقه چه شکنجه‌ها و بلاهایی سر اعضا و خانواده اعضا آورد.

پسرم هادی کجاست ؟ دولت آلبانی پاسخ دهد

در ادامه جلسه دادگاه، سیروس غضنفری یکی دیگر از خواهان در جایگاه قرار گرفت و گفت: سال ٦٧ به دست نیروهای عراقی اسیر شدم و در اسارت فرقه رجوی درآمدم. پس از ورود به اردوگاه اشرف از یک اسارت موقت به یک اسارت دائم رفتم.

وی بیان کرد: من از تمامی حقوق‌های انسانی محروم شدم. در طول ١٧ سال از اسارت از نعمت های خداوند محروم شدم. تمامی احساسات ها و غرایض طبیعی انسانی را از ما سلب کردند. انتخاب همسر برای بقای نسل از نعمت های خداوند است که با دستور مستقیم مسعود رجوی حق فکر کردن به هیچ زنی را نداشتیم.

غضنفری عنوان کرد: دختران زیر ١٨ سال را به مردانی که سن آن‌ها ٣٥ تا ٤٠ سال بود می‌دادند. باید در نشست های روزانه و غسل هفتگی به تفکرات خود پاسخ می دادیم.

وی گفت: سال ٦٨ تمامی زنان با دستور مستقیم مسعود رجوی از همسران خود جدا شدند و بچه‌های آن ها را نیز از آن ها جدا کردند.

غضنفری عنوان کرد: رجوی رواج نسل کشی انجام داد از این بابت از دادگاه های بین‌المللی خواهان صدور حکم هستم و از این دادگاه بابت این فرصت تشکر می‌کنم.

در ادامه جلسه دادگاه، کمندعلی عزیزی یکی دیگر از خواهان پرونده بیان کرد: سال ٦٦ در منطقه عملیاتی به عنوان سرباز وظیفه بودم و در درگیری شدید با منافقین اسیر شدیم و به اسارت درآمدم و ١٧ سال در اردوگاه اشرف بودم.

وی گفت: بعد از آن به من گفتند همه اعضای خانواده من مرده‌اند اما متوجه شدم زنده‌اند. ما فرار کردیم و به ایران آمدیم. به ما می‌گفتند که به ایران بروید اعدام می‌شوید اما این طور نبود.

زنان در سازمان مجاهدین خلق

عزیزی اظهار کرد: در سلیمانیه فردی که می‌خواست فرار کند را به ماشین بستند و روی زمین کشیدند. در کرکوک افرادی که نمی‌خواستند جذب سازمان شوند را در آبجوش می‌انداختند و از من نیز می‌خواستند خواهرم را که به آن‌ها فحش داده بود بزنم اما چون این کار را نکردم یک هفته زندان بودم و کتک خوردم.

بخشعلی علیزاده یکی دیگر از شهود این پرونده ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: مدت ٢٧ سال در فرقه رجوی گرفتار بودم و در جبهه جنگ در تهاجم نیروهای عراقی به اسارت درآمدم و مدت سه و نیم سال در اردوگاه اسرا بودم و بعد از آن به اردوگاه اشرف رفتم.

وی گفت: از چاله اسارت در چاه فرقه رجوی گرفتار شدم و در نهایت شهریور سال ٩٥ از تشکیلات گروهک جدا شدم و به آلمان رفتم و بعد از آن تصمیم گرفتم به ایران بیایم.

علیزاده عنوان کرد: تمامی صحبت‌های مطرح شده در دادگاه درست بوده و حاضر هستم در تمامی دادگاه‌ها شهادت دهم. میانگین سنی افراد ٥٠ تا ٥٥ سال در اردوگاه آلبانی است و حدود دو هزار نفر هستند.

وی بیان کرد: من در سال ٩٥ وارد آلبانی شدم و شهریور ٩٥ از فرقه جدا شدم. امیدوارم این دادگاه به اینجا ختم نشود و در عرصه بین‌الملل به محکومیت فرقه رجوی کشیده شود؛ شنیده بودم بسیار از دادگاه‌های بین‌المللی هراس دارد.

لینک به منبع

رجوی نسل‌کشی انجام داد 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دادگاه-بین%e2%80%8cالمللی-سران-مجاهدین-خلق-و/

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین مسعود رجویعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دهم مارس 2021:… نادر چپچاپ یکی دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت از این که این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طی چهار سال که در فرقه رجوی بودم آسیب‌ های فراوانی به من وارد شد. مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونی به عراق بردند. ناخن های پاهای مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا در همان وضع مجبور می کردند در کارهای نظامی، خدماتی و تشکیلاتی شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد. چیچاپ که هر دو پایش به دلیل عفونت قطع شده است افزود که مرا فریب دادند که در آلمان به من کار می دهند و من اصلاً دنبال این موضوعات نبودم. می گفتند مرا می کشند و در حیاط دفن می کنند و از من به عنوان شهید خود یاد می کنند، من گفتم برای مبارزه نیامدم. دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده

دادگاه بین‌المللی برای سران فرقه مجاهدین خلق واکنش مضحک متهم ردیف اول پرونده

انجمن نجات مرکز تهران، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی

به گزارش مرکز رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، دادگاهی برای رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، که تحت فریب و حبس انفرادی و شکنجه و اذیت و آزار این سازمان قرار گرفته بودند، در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی و عمومی بین‌الملل تهران، با حضور نمایندگان رسانه های داخلی و خارجی و سازمان های حقوق بشری و بین المللی، طی روزهای یکشنبه ۱۷ و دوشنبه ۱۸ اسفند ۹۹ برگزار گردید.

در ابتدای جلسه روز اول، رئیس دادگاه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت دادگاه، خواندگان پرونده که مسعود و مریم رجوی و دیگر سران فرقه رجوی بودند را یکایک معرفی نمود. رییس دادگاه گفت که این اولین بار در تاریخ کشور است که چنین دعوایی در شعبه حقوقی مطرح می‌شود. علت برگزاری دادگاه به صورت علنی این است که برای اولین بار، اشخاصی در رابطه با حبس، شکنجه، سلب حقوق اساسی و … که توسط فرقه رجوی نسبت به آن‌ها صورت گرفته مطالبه خسارات وارده و پرداخت غرامت می‌ کنند.

وی ادامه داد که از طریق کشورهای فرانسه و آلبانی که محل اقامت اعضای این فرقه است، ابلاغ بعد از ارائه دادخواست انجام شده است. نیابت مستقیماً به وزارت دادگستری آلبانی انجام شده تا ابلاغ را انجام دهند که از طریق وزارت خارجه برای آن ‌ها ارسال شده است. رئیس دادگاه گفت که ابلاغ در دی ماه ۹۹ صورت گرفته و دو ماه فرصت قانونی نیز تا انجام رسیدگی سپری شده است.

قاضی پورمریدی بیان داشت که در ابتدا اظهارات وکیل خواهان را می‌ شنویم. او از وکیل تقاضا کرد تا در خصوص داد خواست خود توضیح دهد. در ادامه توسلی، وکیل شکات پرونده، گفت که دادخواست در چند بخش تنظیم شده است،

بخش اول ماهیت سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه مخرب و مولفه‌ های تشکیل یک فرقه و آثار رفتار فرقه‌ ای است.

بخش دوم نیز رفتار شناسی این فرقه می باشد.

توسلی دادخواست خود را از جانب ۴۲ موکل خود به صورت مفصل و مبسوط در صحن دادگاه بیان داشت و تمامی مستندات خود را ارائه نمود. او به شرح جزئیات کامل در خصوص شکنجه ها و آسیب های جسمی و روانی که موکلین وی زمانی که در پادگان اشرف در سازمان مجاهدین خلق در عراق در زمان حاکمیت صدام حسین بودند، پرداخت و مطالبه غرامت نمود. وی افزود که خواهان‌ های این پرونده افرادی هستند که سال ‌ها مورد این آسیب و لطمات قرار گرفتند و لذا تعیین غرامت مالی هیچ وقت نمی ‌تواند عمری که از این افراد از دست رفته را برگرداند.

اولین جلسه دادگاه رجوی و همدستانش – شعبه 55 دادگاه حقوقی و عمومی بین الملل تهران

در این بخش از جلسه دادگاه قاضی پورمریدی عنوان کرد که تلاشمان این است که صحبت همه افراد را بشنویم و اگر امروز فرصت نشد فردا دادگاه را ادامه خواهیم داد. قاضی پورمریدی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد که خطاب ما دادگاه‌ های بین ‌المللی، دادگاه ‌های کشورهای فرانسه و آلبانی است؛ چرا که حق این اشخاص است که بخواهند به شکایتشان رسیدگی شود و سازمان‌ های بین‌المللی باید احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند.

وی در ادامه روند دادرسی از اردشیر درویشی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد. درویشی ضمن قرارگیری در جایگاه گفت که حدود ۶۲ سال دارم، شخصاً در سال ۷۰ به مجاهدین خلق پیوستم؛ زمانی که وارد پادگان اشرف شدم احساسم این بود که در یک رؤیا، به میعادگاه و دنیای صداقت وارد شدم، اما بعد از حدود یک سال ‌ونیم با شناخت عمیقی که در درون تشکیلات در آنجا برای من عینی شد، متوجه شوم که اشتباه کرده‌ ام. درویشی به طور مفصل آنچه در داخل تشکیلات فرقه رجوی بر سرش آمده است را بیان کرد و به سؤالات قاضی پاسخ داد.

اردشیر درویشی دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

اردشیر درویشی دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

در ادامه قاضی پورمریدی از علی مرادی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد. علی مرادی بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که اهل لرستان هستم و از پرسنل کادر نیروهای مسلح بودم که با شرکت در جنگ تحمیلی به اسارت نیروهای عراقی درآمدم. حدود ۹ سال در اردوگاه اسرای جنگی بودم و بعد از آتش ‌بس تحت تبلیغات به این فرقه پیوستم تا ما را از اسارت نجات دهند. علی مرادی به عنوان یکی از شاکیان به شرح آنچه که در سازمان مجاهدین خلق بر سر اعضا خصوصاً اعضای ناراضی و منتقد می آوردند پرداخت و نمونه های متعددی را در خصوص خود و سایرین بیان داشت.

در ادامه لیلا قاسمی خواهر حبیب‌الله قاسمی یکی از اعضای فرقه رجوی در جایگاه قرار گرفت و گفت که ۱۹ سال است که برادرم را ندیده ایم. وی از ۲۱ اردیبهشت ۸۱ به این فرقه پیوسته و هنوز از او خبری نداریم. او ابتدا به ترکیه و از آنجا با پاسپورت قانونی به یونان رفت، اما افرادی از جانب مسعود رجوی آن ‌ها را گول زدند و به پادگان اشرف در عراق بردند.

در ادامه صمد اسکندری دیگر خواهان این پرونده گفت که از بدو ورود به فرقه مجاهدین خلق نشست های زیاد تفتیش عقاید برگزار شد و من نیز نه راه پس داشتم و نه راه پیش؛ در سال ۶۸ زلزله ‌ای در استان زنجان پیش آمد که در آن زمان به دروغ به من گفتند خانواده ‌ات در زلزله از بین رفته است و همان فردی که این حرف را به من زد در اردیبهشت سال ۸۲ یعنی بعد از گذشت ۱۷ سال من را صدا کرد و گفت که خانواده ‌ات به ملاقاتت آمده‌اند که من به او گفتم مگر نگفتید خانواده‌ ام در زلزله جانشان را از دست داده‌ اند؟ اما وی پاسخی نداشت که به من بدهد.

دومین جلسه دادگاه رجوی و همدستانش – شعبه 55 دادگاه حقوقی و عمومی بین الملل تهران

فریدون ابراهیمی، محمود دشتستانی، و تعدادی دیگر از شاکیان و مطلعین به شرح درد و رنج های وارد شده بر آنان یا دیگران در سازمان مجاهدین خلق و آثار و تبعات جبران ناپذیر آن در جلسه اول دادگاه پرداختند.

این دادگاه در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس فوق العاده ای داشت. به عنوان نمونه خبرگزاری مهر با عنوان “در نخستین جلسه دادگاه اعضای سابق گروهک منافقین مطرح شد: روایت شکنجه‌های مخوف فرقه خشن/ تلاش رجوی برای نابودی خانواده ‌ها” به شرح جلسه دادگاه پرداخت. روزنامه کثیر الانتشار همشهری با درج عکس های متعدد از جلسه دادگاه مقاله ای با عنوان “اولین دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین به سرکردگی مریم و مسعود رجوی” درج نمود. انعکاسات از اولین جلسه دادگاه سران فرقه تروریستی رجوی از صد مورد متجاوز بود.

در ابتدای دومین جلسه دادگاه رسیدگی به دادخواست ٤٢ نفر از اعضای سابق فرقه تروریستی رجوی، رئیس دادگاه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت جلسه از محمدرضا شمسی یکی دیگر از خواهان این پرونده خواست برای ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد.

شمسی بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که برای پیدا کردن کار در سال ٨١ به ترکیه رفتم که توسط اعضای فرقه رجوی ربوده شدم. آن ها بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگونی دولت عراق در کوهستان سرگردان بودند. وی ادامه داد که دو نوبت مرا زندانی کردند؛ چند بار اعتراض کردم و مرا به زندان انداختند و شکنجه کردند. در این مدت فشارهای روحی و جسمی بر من وارد شد و بیش از سه ماه در زندان سازمان بودم و در شرایط کنونی نیز از این آسیب های وارده رنج می برم و از دادگاه تقاضای محکومیت سرکردگان فرقه رجوی را دارم.

در ادامه، نادر چپچاپ یکی دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت از این که این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طی چهار سال که در فرقه رجوی بودم آسیب‌ های فراوانی به من وارد شد. مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونی به عراق بردند. ناخن های پاهای مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا در همان وضع مجبور می کردند در کارهای نظامی، خدماتی و تشکیلاتی شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد. چیچاپ که هر دو پایش به دلیل عفونت قطع شده است افزود که مرا فریب دادند که در آلمان به من کار می دهند و من اصلاً دنبال این موضوعات نبودم.

می گفتند مرا می کشند و در حیاط دفن می کنند و از من به عنوان شهید خود یاد می کنند، من گفتم برای مبارزه نیامدم.

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

نادر چپچاپ ، دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق

هادی شبانی یکی از مطلعین بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که نزدیک به ٢٠ سال در مناسبات فرقه رجوی بودم و سال ٨٣ از پادگان اشرف فرار کردم. آمده ام شهادت بدهم که همه مطالبی که عنوان شد کاملاً دقیق و درست است و من مسئول خیلی از افراد در بخش پذیرش بودم. وی اضافه کرد که زمانی که در مناسبات فرقه رجوی پا گذاشتیم همه چیزهایی که در ذهن خود بافته بودیم از بین رفت و اجازه یک بار تماس تلفنی من با خانواده ‌ام را ندادند. در ترورها فقط کشتن و ریختن خون مردم ایران مهم بود. در راهپیمایی ٢٢ بهمن قرار بود عملیات انجام دهم که خوشبختانه نشد.

محمدجواد اسدی، بعد از قرارگیری در جایگاه گفت که من سه سال و نیم در اسارت فرقه رجوی و چهار سال در اسارت آمریکایی ها در عراق بودم و شاهد بودم که به دلیل کار زیاد و زخم های عمیق ناخن های چپچاپ را کشیدند که نهایتاً منجر به عفونت و قطع هر دو پا شد. وی گفت که همه افراد برای کار آمده بودند و متفق القول سر همه ما کلاه گذاشتند. زمانی که در اشرف به ما لباس نظامی دادند، ما گفتیم ما برای جنگ نیامدیم.

در ادامه فتح الله اسکندری، اکبر خباره، رمضانعلی سعیدی، ایرج صالحی، سیروس غضنفری، کمند علی عزیزی، بخشعلی علیزاده، محمدرضا گلی، لیلا کیوکان، و تعدادی دیگر به عنوان خواهان یا مطلع در جایگاه قرار گرفته و در خصوص انواع درد و رنج هایی که بر خود یا دیگران وارد آمده است شهادت دادند.

جلسه روز دوم دادگاه نیز بازتاب گسترده ای در رسانه های تصویری و صوتی و نوشتاری داشت.

پایگاه خبری مشرق با عنوان “سند جنایت می‌ خواهید؟ پاهایم را ببینید” به شرح جلسه دوم دادگاه سران فرقه رجوی پرداخت. خبرگزاری فارس نیز با عنوان “هفت روایت مستند از جنایت‌ های وحشیانه گروهک منافقین” شرح مبسوطی از دومین جلسه دادگاه همراه با تصاویر ارائه داد.

باشگاه خبرنگاران جوان با عنوان “روایت خودسوزی با نفت در اردوگاه اشرف / صالحی: به ما می گفتند خونمان مال مسعود و نفس مان مال مریم رجوی است” همراه با فیلم اخبار دادگاه را منعکس نمود و شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی نیز به صورت فیلم و خبر به جلسات دادگاه پوشش خبری داد. در برخی رسانه های خارجی نیز به تشکیل دادگاه سران فرقه رجوی در تهران اشاره گردید.

اما واکنش بدون فوت وقت مسعود رجوی متهم ردیف اول این پروند قابل تأمل است. در بیانیه ای که تصویر آن با آرم ارتش آزادیبخش ملی و با امضای مسعود رجوی به تاریخ ۱۸ اسفند ۹۹ (روز جلسه دادگاه) در سایت های سازمان مجاهدین خلق درج شد مسعود رجوی به سیاق ثابت که سلاح داشت و تروریست بنامی بود صرفاً با زبان دشنام و تهدید به حذف فیزیکی، مخالفان و منتقدان و اعضای سابق فرقه خود را مخاطب قرار داد.

بیچاره مسعود رجوی گویا حافظه اش پاک شده و اکنون در توهم فرماندهی کل ارتش آزادیبخش ملی بسر می برد. باید به او یادآوری کرد که صدام حسین و ژنرال حبوش و استخبارات و تمامی دستگاه حزب بعث عراق نابود شدند و ارتش آزادیبخش ملی تسلیم و خلع سلاح شد و سازمان نظامی و تروریستی مسعود – حبوش منحل گردید و ترکی فیصل هم فاتحه وی را در میتینگ مجاهدین خلق در پاریس خواند و اکنون همسرش مریم رجوی با ارباب جدید یعنی ترکی فیصل با ارتش صفحه کلید در آلبانی مشغول خدمتگزاری هستند و حتی زحمت ترجمه و نشر بین المللی افاضات وی را هم به خود راه نمی دهند چون این ترهات صرفاً مصرف داخل تشکیلاتی برای کسانی دارد که آنان نیز در توهم گرفتارند.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

دادگاه بین‌المللی سران مجاهدین خلق و واکنش مضحک رجوی متهم ردیف اول پرونده 

***

عاطفه نادعلیان: گامی فراتر از صدام حسینعاطفه نادعلیان: گامی فراتر از صدام حسین

***

همچنین: