چرا زوج رجوی نگران کرونا و تصادفات در ایران هستند؟

چرا زوج رجوی نگران کرونا و تصادفات در ایران هستند؟

رجوی نگران کروناحامد صرافپور، ایران اینترلینک، سی ام ژانویه 2022:… می گویند اگر کسی زیاد دروغ بگوید، پس از مدتی خودش هم آن دروغ ها را باور می کند. الان حکایت رهبران فرقه است که چنان آمارهای کذب انتشار داده اند که خودشان نیز باورشان شده که الان همه جای ایران عزاداری و مراسم تدفین است و به همین خاطر مردم آماده استقبال از تابوت مسعود رجوی هستند تا مریم را سوار بر آن به تهران منتقل کنند!. و عجیب اینجاست که اینهمه نفرت مردمی از سازمان مجاهدین را در شبکه های اجتماعی مشاهده نمی کنند. البته شاید بخاطر دروغ هایی است که خودشان هم باور کرده اند. چرا زوج رجوی نگران کرونا و تصادفات در ایران هستند؟ 

مواضع ضد ایرانی رجوی – از کرونا تا برجاممواضع ضد ایرانی رجوی – از کرونا تا برجام

چرا زوج رجوی نگران کرونا و تصادفات در ایران هستند؟

تشکل مجاهدین قریب دو سال است با آمار کرونا در ایران بازی می کند اما در هفته های اخیر شاهد ضجّه های بی پایان مریم و مسعود رجوی برای مردم هستیم. راستی چرا سازمانی که طی ربع قرن اقدامات تروریستی و داعش گونه، بیش از 17000 جوان ایرانی را قتل عام نموده و در طی 20 سال گذشته نیز تلاش خود را معطوف به تشویق دول غربی و عربی برای تشدید تحریم های اقتصادی کرده تا جان میلیون ها ایرانی قربانی قدرت طلبی رجوی شود، امروز نگران آمار کروناست؟ چرا کسانی که دولت های آمریکایی و اروپایی را برای جنگ و بمباران مردم ایران ترغیب می کنند، از گسترش کرونا در ایران اشکریزان شده اند؟ آیا واقعاً مریم رجوی دوست دارد آمار کرونا در ایران کم شود یا همه روزه برای گسترش آن دعا می کند؟

همانطور که بسیاری مطلع شدند، مریم رجوی در جشن کریسمس امسال به کلیسا رفت تا در یک مراسم تبلیغی خود را به مردم اروپا نزدیک نشان دهد و همزمان برای جان باختگان کرونا در ایران شمع روشن نماید!. در هفته های گذشته نیز دستگاه تبلیغی فرقه رجوی تلاش گسترده ای برای آمارسازی کرونایی در ایران داشت. اگرچه در یکسال و نیم گذشته نیز آمارهای عجیب و غریب به نمایش می گذاشتند اما اخیراً این آمارها سیر تصاعدی داشته و از مرز نیم میلیون نفر نیز عبور کرده است. انگار که مجاهدین با آمریکایی ها قرارداد بسته باشند تا ایران را به صدر جدول کرونا در جهان بکشانند تا آمریکا از مقام اول تنزل پیدا کند.

البته نذر و نیاز مریم با لباس قرمز حین برافروختن شمع که مضحکه بسیاری از مردم شد تنها گام اول بود چرا که چند روز قبل شیطانِ مسعود رجوی نیز از تابوت بیرون پرید و آمار 500 هزار نفری کرونا را شروعی برای آمادگی شورش های آینده خواند. مشخص نیست ارتباط کرونا با خیزش و براندازی چیست که یک مرده را هم از تابوت بیرون کشیده چون قبلاً او جنگ و جدال های جناحی در داخل ایران را «شاخص سرنگونی» می خواند و از اعضای ارتش به اصطلاح آزادیبخش می خواست تا فوراً برای سرنگونی آماده شوند. ظاهراً الان که همه کادرهای سازمان به پیرسالی رسیده اند، وی از دیار مردگان می خواهد آمار مرگ و میر کرونا را نشانه پیدا شدن «دکل کشتی سرنگونی» قلمداد کند و دوباره نیروهایش را بازی دهد.

رجوی نگران کرونا

می گویند اگر کسی زیاد دروغ بگوید، پس از مدتی خودش هم آن دروغ ها را باور می کند. الان حکایت رهبران فرقه است که چنان آمارهای کذب انتشار داده اند که خودشان نیز باورشان شده که الان همه جای ایران عزاداری و مراسم تدفین است و به همین خاطر مردم آماده استقبال از تابوت مسعود رجوی هستند تا مریم را سوار بر آن به تهران منتقل کنند!. و عجیب اینجاست که اینهمه نفرت مردمی از سازمان مجاهدین را در شبکه های اجتماعی مشاهده نمی کنند. البته شاید بخاطر دروغ هایی است که خودشان هم باور کرده اند.

یقیناً انبوه آمار بی پایه ای که سایت های سازمان راجع به ایران منتشر می کنند، برآمده از اخبار اشتباهی است که برخی عوامل اجاره ای شان از ایران ارسال کرده اند. اما کاش زوج رجوی به جای این دلقک بازی های کرونایی، به آمارهای جهانی هم نگاهی می انداختند و یا حداقل به تظاهرات مردم در کشورهای اروپایی می نگریستند که علیه انواع محدودیت ها به اعتراض مشغول هستند. در اینصورت شاید متوجه می شدند که باید برای بهبود مردم پیرامون خودشان در اروپا دعا کنند چرا که مردم ایران نیازی به اسف و اندوه قاتلان و دشمنان خود ندارند.

رجوی نگران کرونا

مراسم سوگواری مریم فقط به کرونا ختم نمی شود، در هفته گذشته مریم برای کشته شدگان تصادف جاده بهبهان هم ناله می کرد و از سوء مدیریت در جمهوری اسلامی و نالایقی مدیران آن شکوه داشت. ظاهراً این روزها بسیاری از قاتلین مردم به نهادهای حقوق بشری پیوسته اند (و برای پاک کردن رَدّ جنایات خود) فریاد وامصیبتا سر می دهند، همانطور که دزدها برای فریب مردم فریاد آی دزد سر می دهند. اما از مریم رجوی می پرسم که چند نفر از اعضای مجاهدین در تشکل کوچک شما بر اثر کرونا و یا تصادف کشته شده اند؟

آیا 4 تن از دختران مجاهد در خردادماه 1367 بخاطر خواب آلودگی راننده و انحراف از جاده کربلا-بغداد کشته نشدند؟

آیا دهه 70 یکی از مجاهدین در قرارگاه اشرف (که نه ترافیکی در آن بود و نه خیابان های انبوه) بر اثر تصادف کشته نشد؟

آیا آبان 1372 نسرین پارسیان (عضو شورای رهبری مجاهدین) بخاطر لغزندگی جاده با یک مینی بوس تصادف نکرد و کشته شد؟

آیا بهار همان سال خودروی یکی از زنان مجاهد در مسیر بعقوبه-اشرف از جاده منحرف نشد و او کشته شد؟

آیا در نیمه دوم دهه 60 یکی از اعضای مجاهدین در اروپا بخاطر تصادف کشته نشد؟

آیا به شما اطلاع دادند در رسته مهندسی مرکز 12 زمانی که فرمانده آن زهرا مازوچیان و معاون آن مسعود مظلومی بود، یک کامیون آیفا در جاده خالص-اشرف، بخاطر خواب آلودگی راننده و فرمانده، از جاده منحرف شد و جان 8 نفر به خطر افتاد ولی چون خودرو از روی پل عبور کرده بود، شانس آوردند و به درون زمین های کشاورزی افتادند و اتفاقی نیفتاد؟ (من خودم در آن کامیون بودم و همگی ما چندین بار به هوا پرت شدیم و به کف کامیون اصابت کردیم. یادم هست «حسن علوی» که سن زیادی هم داشت خیلی درد کشید).

آیا زمستان 1379 یک جیپ واز در جاده های مرزی نزدیک مهران بخاطر تاریکی، خستگی و خواب آلودگی راننده به پرتگاه سقوط نکرد که طی آن «عباس آزموده و سه نفر از اعضای تیم او» کشته شدند؟ آیا افسر عملیات مرکز (اکبر عباسیان) در همان حادثه رانندگی از صورت و چانه مجروح نشده بود؟

رجوی نگران کرونا

خانم رجوی، وقتی شما در تشکل مجاهدین اینهمه کشته و مجروح از تصادفات مختلف داشته اید، آیا بهتر نیست نگران آنها باشید و برای مردم ایران اشک نریزید؟ راستی چند نفر از مجاهدین بخاطر کرونا مردند و شما خبر آنرا منتشر نکردید؟ آیا هرچیزی که برای آن عزاداری کرده اید، خودتان در آن نقش نداشته اید و یا تشکل خودتان از آن مصون بوده است؟ اینهمه فریبکاری برای چیست و چه چیزی را می خواهید با آن بپوشانید؟ آیا هدف شما منحرف کردن اذهان آشفته نیروهای بازمانده در آلبانی نیست و قصد ندارید آشفتگی در مناسبات خود را با این مسائل مخفی کنید؟

حامد صرافپور

9 بهمن 1400

چرا زوج رجوی نگران کرونا و تصادفات در ایران هستند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/همیاری-با-سیمای-آزادی-پولشویی-مریم-رجو/

همیاری با سیمای آزادی ، پولشویی و تامین هزینه ضیافت‌های مریم رجوی

همیاری با سیمای آزادی حامد صرافپور حامد صرافپور، شانزدهم ژانویه 2022:… همیاری با سیمای آزادی ، علاوه بر پوشش دادن میلیون ها دلار پول کثیف، یک ویژگی دیگر هم دارد و آن فرار مالیاتی است. مجاهدین تحت عنوان دریافت کمک های مردمی، میلیون ها دلار پول غیرقانونی جابجا می کنند و مالیات هم نمی پردازند (یک قلم، در بهار 1382، پلیس فرانسه حدود 8 میلیون یورو پول نقد در گاوصندوق مریم کشف و ضبط کرد). در واقع مریم رجوی با یک تیر دو نشان می زند، هم میلیون ها یورو از زیر بار مالیات فراری می دهد و هم دریافت پول از نهادهای جاسوسی را کمک مردمی جا می زند!.

مجاهدین خلق فرقه رجوی دروغ همیاری پولشویی قربانعلی حسین نژاد: فریبکاری مجاهدین تحت عنوان “همیاری” و راحت شدن “محمد سیدی کاشانی” از جور ولایت رجوی ها

همیاری با سیمای آزادی ، پولشویی و تامین هزینه ضیافت‌های مریم رجوی 

پولشویی با پوشش همیاری !

سازمان مجاهدین برای مخفی کردن پولشویی های مختلف، همه ساله برنامه ای تحت عنوان «همیاری با سیمای آزادی» برگزار می کند تا کمک های نقدی سعودی و سایر نهادهای جاسوسی را مخفی، و آنرا کمک های مردمی جلوه دهد. پیش از سقوط صدام شیوه های دیگری مورد استفاده قرار می گرفت که از جمله می توان به برنامه «مالی اجتماعی» اشاره کرد که در آن اعضای مجاهدین به خیابان ها گسیل می شدند تا در سوز و سرمای اروپا، مردم را فریب دهند و از آنان به بهانه کمک به زنان و کودکان بی سرپرست اخاذی کنند. علاوه بر این، مجاهدین با مراجعه به انجمن های خیریه، آنان را با تصاویری از کودکان مجاهدین و حتی کودکان آفریقایی و بیوه زنان افغانستانی فریب می دادند و کمک های قابل توجهی دریافت می کردند. پس از سقوط صدام این سیاست لو رفت و مریم رجوی به جرم پولشویی و اقدامات تروریستی در یک دادگاه فرانسوی محاکمه شد که البته به دلایل سیاسی به فرجام نرسید.

پس از لو رفتن این مدل پولشویی، مجاهدین دست به اقدام جدیدی زدند تا برای هزینه های نجومی مریم رجوی پوشش جدیدی ایجاد کنند. یکی از این شیوه ها برگزاری برنامه «همیاری» است که در آن تعدادی از مسئولین به سیمای آزادی دعوت می شوند تا با شارلاتان بازی، سازمان را نیازمند کمک نقدی جلوه دهند و به این طریق حامیان ناآگاه خود را سرکیسه کنند، و همزمان میلیون ها دلار کمک نقدی ترکی فیصل و نهادهای صهیونیستی را بپوشانند و آنرا برآمده از کمک های مردمی جلوه دهند (البته اینگونه نیست که مقامات اروپا از این امر مطلع نباشند، چون خودشان در این کار نقش دارند و به نفع آنهاست که جریانات تروریستی برای مقابله با جمهوری اسلامی کمک دریافت کنند، اما پرنسیب های سیاسی و امنیتی را رعایت می کنند تا بعداً برایشان دردسر نشود. آنها در قضیه دسترسی داعش به هزاران خودروی لوکس ژاپنی و انواع تجهیزات نظامی در سوریه و عراق هم نقش کلیدی ایفا کردند، چون کسی از آنان حسابرسی نمی کرد که اگر «FATF و پالرمو» کارآیی دارد، چطور کشورهای غربی با داعش تبادل سلاح دارند و چرا مریم رجوی به راحتی در اروپا پولشویی می کند؟).

همیاری، علاوه بر پوشش دادن میلیون ها دلار پول کثیف، یک ویژگی دیگر هم دارد و آن فرار مالیاتی است. مجاهدین تحت عنوان دریافت کمک های مردمی، میلیون ها دلار پول غیرقانونی جابجا می کنند و مالیات هم نمی پردازند (یک قلم، در بهار 1382، پلیس فرانسه حدود 8 میلیون یورو پول نقد در گاوصندوق مریم کشف و ضبط کرد). در واقع مریم رجوی با یک تیر دو نشان می زند، هم میلیون ها یورو از زیر بار مالیات فراری می دهد و هم دریافت پول از نهادهای جاسوسی را کمک مردمی جا می زند!.

همیاری با سیمای آزادی حامد صرافپور

همیاری برای سورچرانی و مدلاسیون لباس!

چند هفته قبل، مریم به بهانه فعالیت دیپلماتیک (اما برای گذران تعطیلات کریسمس) به فرانسه سفر کرد و طی دو هفته چندین ضیافت و مراسم تفریحی برای دوستان اروپایی خود برگزار نمود. هزینه های صرف شده در این مراسم ها به حدی زیاد است که بسیاری از مردم فرانسه را شگفت زده می کند. بودجه ها تحت عنوان «پذیرایی از میهمانان، خرید تجهیزات فنی و تخصصی، هدایای کریسمس، آرایش و مدل لباس و تأمین گارد حفاظت شخصی» صرف می شود. همزمان با این سورچرانی ها، صدها تن از اعضای سالمند مجاهدین ساکن آلبانی باید در سرمای زمستانی به خط شوند و برای نمایش های تبلیغی سیمای آزادی خوراک حقوق بشری تهیه کنند. این افراد حتی مطلع نشدند که رهبرشان مشغول گذران تعطیلات کریسمس در پاریس است و برای هر ضیافت، صدها هزار یورو حاصل رنج و بدبختی آنها را صرف می کند. 20 سال قبل هم تصور می کردیم مریم همراه با ما در عراق و زیر بمباران جنگنده های آمریکایی قرار دارد، اما خبر دستگیری او در فرانسه، ما را بهت زده کرد و متوجه شدیم ایشان به همراه تعدادی ندیمه، همه ما را که «جگر گوشه» خودش می خواند رها کرده و به اروپا گریخته است.

البته فقط ساکنان قرارگاه اشرف 3 گرفتار این نمایش ها نیستند، همزمان گروهی از حامیان اروپا نشین فرقه نیز به بازی گرفته شده اند تا در سوز و سرمای خیابان به کار تبلیغی مشغول باشند و به سیر و سیاحت های مریم رجوی و هزینه های هنگفت او فکر نکنند.

همیاری با سیمای آزادی حامد صرافپور

هموطنان ایرانی مقیم خارج باید بدانند که نمایش «همیاری ملی برای سیمای آزادی»، چیزی جز عوامفریبی نیست و هدف اصلی مریم از این کار، سرکیسه کردن ایرانیان، و پولشویی در سایر درآمدهای نجومی است.

اخاذی از مردم تحت عنوان کمک های نقدی، از ابتدای انقلاب بدست مجاهدین صورت می گرفت. آن زمان میلیشیا وظیفه تأمین کمک ها را برعهده داشت. طبعاً مسعود از پول توجیبی میلیشیا هم نمی گذشت و آنرا هم به بهانه اهداف والا به جیب می زد. در جنگ ایران و عراق نیز مجاهدین به بهانه کمک به جنگ زدگان، انبوهی پول از مردم دریافت کردند، اما آن پول ها هیچگاه به دست جنگ زدگان نرسید و هزینه برگزاری میتینگ های مسعود رجوی، انتشار نشریه مجاهد و تهیه سلاح و مهمات برای عملیات تروریستی شد. در همان سالیان، مجاهدین چندین سرقت مسلحانه هم از بانک ها داشتند… در گام بعد که تشکیلات مجاهدین از ایران برچیده شد و در خاک عراق مستقر گردید و دیگر امکان سرقت مسلحانه وجود نداشت، هواداران سازمان در کشورهای اروپایی دستور گرفتند اقلام مورد نیاز ارتش آزادیبخش (مواد بهداشتی، پوشاک، ساعت، ادکلن، نوشت افزار) را از فروشگاه های زنجیره ای بدزدند و به دفاتر سازمان تحویل دهند تا از طریق آنها به عراق منتقل شود. به این شیوه کار اصطلاحاً «هلندی» گفته می شد که نام مستعار «بلند کردن» اجناس بود.

پس از دستگیری برخی هواداران و ایجاد رسوایی برای سازمان مجاهدین، این کار هم ممنوع گردید و پولشویی از خیریه ها و اخاذی از شهروندان اروپایی در دستور قرار گرفت. پس از سال های طولانی، امروز که مجاهدین اجازه ندارند در خیابان های اروپا گدایی کنند و مردم نیز خودشان گرفتار فقر هستند، نمایش «همیاری» شکل گرفته تا پولشویی ها تحت الشعاع آن قرار گیرد. لذا هموطنان باید مراقب اینگونه عوامفریبی ها که چند روزی است آغاز شده باشند.

علائم بحران روحی در مریم رجوی!

برخی از نمایش های مریم رجوی در اروپا به حدی عجیب است که بنظر می رسد دچار بیماری «خود رئیس جمهور پنداری» و «خود شیفتگی مفرط» شده باشد. وی قریب 30 سال لقب «رئیس جمهور برگزیده» را با خود یدک می کشد اما موفق نشده با وجود صدها هزار یورو هزینه برای اهالی شهرک اورسواواز و گلکاری محله و پر کردن جیب شهرداری های آنجا، حتی در یک روستا نقش کدخدا ایفا کند و همین مسئله او را دچار افسردگی کرده است. زمانی که وی ساکن عراق بود، مسعود ادعا می کرد مردم آنجا خواهان ریاست جمهوری مریم هستند، الان هم در آلبانی تلاش می کند خود را در نقش یک رئیس جمهور برجسته کند. قبل از سفر به فرانسه، از اعضای سازمان خواسته بود برایش فرش قرمز پهن کنند تا از روی آن عبور کند و بقیه کف بزنند. در پاریس هم مدام لباس های مختلف می پوشد و برای «هواپیمای اوکراینی و کشته شدگان حوادث رانندگی، و یا حتی برای مرگ زندانیان و لابی های اروپایی خود» مراسم ترحیم برگزار می کند تا این حس را در خود تقویت کند که یک رئیس جمهور است.

عجیب ترین اقدام وی که بسیاری از ایرانیان را به خنده واداشت، رفتن به کلیسا با لباسی مشابه پاپانوئل و روشن کردن شمع برای فوت شدگان کرونا در ایران بود. اقدامی که نشان می داد وی اطلاع درستی از آمار کرونا در ایران و مهار شدن آن ندارد و حتی مطلع نیست که مرگ و میرهای شدید کرونایی در فرانسه و انگلیس و آمریکا بحران ساز شده و آنها دهها برابر ایران درگیر آن هستند. همه اینها نشان می دهد که وی از یک بیماری شدید روحی رنج می برد و تلاش دارد با این نمایش ها و مراسم های عزاداری و صدور ده ها پیام توئیتری برای مردم ایران، بحران درونی خود را تسکین دهد.

همیاری با سیمای آزادی حامد صرافپور

30 سال پیش که مسعود رجوی لقب رئیس جمهور برگزیده به وی داد و او به پاریس پرتاب کرد تا با بورژوازی مبارزه کند، هیچگاه تصور نمی کرد یکروز صدام سقوط کند و شوهرش از ترس در تابوت مخفی شود و از ارتش آزادیبخش جز گروهی سالخورده بر جای نماند و خودش نیز به آلبانی تبعید شود. اما امروز که به مرز 70 سالگی رسیده و بسختی می تواند امور شخصی خود را حل و فصل کند، بشدت آسیب روحی دیده و تنها راه مقابله با دردهای خود را روشن کردن شمع، سان دیدن از ارتش سالمندان بی سلاح، پهن کردن فرش قرمز برای خود و سخنرانی برای لابی های اروپایی اش می بیند. کثرت مراسم های مرثیه خوانی و اهدای شمع و گل از سوی مریم به حدی است که می توان به او لقب «ملکه سوگ ها» داد. مریم در گذشته ترجیح می داد برنامه های جشن و کنسرت برگزار کند، اما امروز گرایش عجیبی به سوگواری و عزاداری پیدا کرده که نشانگر عقده بزرگی است که در دل دارد و سرنوشت ریاست جمهوری مادام العمر خود را هم در آن می بیند. شاید به همین خاطر، دل از مردم ایران بریده و کینه توزانه جهت تشدید تحریم ها تلاش می کند و تنها با غربی ها دمخور است و هیچ شخصیت برجسته ایرانی را به میهمانی دعوت نمی کند.

حامد صرافپور

25 دی 1400

چرا زوج رجوی نگران کرونا و تصادفات در ایران هستند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/برنامه-همیاری-مجاهدین-خلق-،-بازی-دوبار/

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجویحامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، پانزدهم دسامبر 2019:… لذا پس از آزادی مریم “پولشویی” به شیوه تلویزیونی و بانکی کلیک خورده بود و دولت های اروپایی بخوبی از آن مطلع بودند ولی به خاطر همسویی مجاهدین با خط ایران ستیزی شان، هیچ نظارتی بر آن انجام نمی گرفت و نهاد های امنیتی اجازه نمی دادند که رهبری فرقه در این رابطه زیر ذره بین باشد لذا دلارهای زیادی به صورت مخفیانه بین مقامات سعودی و مجاهدین رد و بدل می شد که بخش مهمی از آن هم به جیب لابی های آمریکایی و اروپایی به عنوان دستمزد سخنرانی های چند دقیقه ای فرو می رفت. برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا 

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپابه اصطلاح خیریه مجاهدین خلق ، نقض قوانین غیر سیاسی بودن کمیسیون خیریه انگلستان

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۳ آذر ۱۳۹۸

از کمک های مالی مردمی تا سرقت مسلحانه اموال مردم!

همه ساله در چنین روزهایی فرقه مجاهدین خلق دست به تبلیغات گسترده ای جهت سرکیسه کردن هواداران خود می زند. نام این پروژه فریب “همیاری سیمای آزادی” است که از آن تحت عنوان “گلریزان” نیز یاد می شود که برگرفته از گلریزان مردم ایران برای یاری رسانیدن به کودکان بی سرپرست است. این پروژه امسال نیز (از 22 تا 24 آذر 98) کلیک خورده که بیست و چهارمین مورد آن محسوب می شود.

در ابتدای انقلاب رهبران سازمان مجاهدین خلق از طریق میلیشیا اقدام به جمع آوری کمک های مردمی می کردند. در آن زمان با کاغذهایی شبیه چک بانکی که روی آن مبالغی از 10 تا 100 تومان درج شده و با آیه 261 سوره بقره مزین گردیده بود، از مردم می خواستند که متناسب با بضع خود به سازمان کمک کنند (مَثَلِ کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند دانه ایست که هفت خوشه از آن می روید و در هر خوشه ای صد دانه است. خدا برای هر که بخواهد چند برابر می سازد). رجوی حتی از پول توجیبی میلیشیا نیز نمی گذشت و از آنان نیز می خواست که تمام یا بخشی از آنرا که پدر و مادرها در جیب شان می گذاشتند به سازمان بدهند تا در راه “خدا و خلق” از آن استفاده شود. طبعاً بخشی از این پولها برای خرید خانه در شمال شهر تهران جهت زندگی مسئولین هزینه می شد (تعدادی از همین خانه ها که در سالهای 60-61 محل زندگی بالاترین رده های سازمان بود در طی چند عملیات گسترده به دست سپاه افتاد).

با شروع فعالیت های تروریستی سازمان، اینگونه کمک ها بکلی قطع شد و تنها چاره مسعود رجوی سرقت مسلحانه از بانک ها بود. رادیو مجاهد در همان دوران (نیمه اول دهه 60) با آب و تاب از آن به عنوان عملیات دلاورانه تیم های عملیاتی و آزادسازی اموال مردم یاد می کرد… اما دوران سرقت های مسلحانه هم به پایان خود رسید و با متلاشی شدن تیم های عملیاتی، عملاً منابع مالی مجاهدین در داخل ایران بسته شد.

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی

اجرای پروژه “هلندی” و کلید خوردن “پولشویی” در اروپا!

ضربات سنگینی که به استراتژی “جنگ مسلحانه شهری” وارد شد، مسعود رجوی را وادار به اتحاد با صدام و فروش اطلاعات نظامی برای کسب درآمد کرد تا جبران منابع مالی از دست رفته در ایران باشد. اما چنین کاری به لحاظ سیاسی تبعات خود را داشت و طبعاً رجوی از سوی جریانات مختلف ایرانی مورد سوآل قرار می گرفت که هزینه پایگاه ها و مقرهای مجاهدین در عراق را چه کسی می پردازد؟ پاسخ به این سوآل در آن زمان راحت نبود و با توجه به منفور بودن صدام حسین در نزد ایرانیان، هیچکس قادر نبود صراحتاً از مزدوری صدام حسین و یا حتی دیگر دولت های خارجی ابراز افتخار کند (کاری که متأسفانه امروز تمامی اپوزیسیون خارجه نشین صراحتاً بدان معترف هستند و با افتخار از آن یاد می کنند) لذا جریانات سیاسی که عمدتاً در تضاد با مسعود رجوی بودند (و از قضا منابع مالی آنها هم شفاف نبود) می توانستند در یک رقابت منفی، مجاهدین را زیر ضرب ببرند.

در چنین شرایطی مسعود به ترفند دیگری روی آورد و آن ایجاد انجمن های پوششی برای مراجعه به خیریه ها جهت گرفتن کمک مالی برای “زنان بیوه و کودکان بی سرپرست آفریقایی” بود. همزمان در شهرهای مختلف اروپا نیز هواداران را بسیج می کرد تا در خیابانها از مردم پول دریافت کنند. این حرکت که در مناسبات مجاهدین خلق تحت عنوان “مالی-اجتماعی” شناخته می شد، بخش دیگری از سیستم پولشویی مجاهدین (از مردم اروپا) به حساب می آمد. طبعاً در این حرکت از پلاکاردهای مختلفی که بتواند مردم کوچه خیابان را تحریک کند استفاده می شد. اکثر این تبلیغات و پلاکاردها حول مسائل حقوق بشری و انساندوستانه بود و هیچ سخنی از هزاران ترور خیابانی و بمبگذاری در شهرهای ایران به چشم نمی خورد و مردم اروپا با سادگی خود و به تصور اینکه کمک نقدی آنان به دست زنان و کودکان آفریقایی می رسد به مجاهدین کمک می کردند.

حامد صرافپور

آقای حامد صرافپور

بدین ترتیب سازمان مجاهدین موفق شده بود تا چندین سال کمک های دریافتی از صدام حسین و سعودی را مخفی نگهدارد و مخارج هنگفت فعالیت های نظامی-تروریستی خود را تحت عنوان “کمک های مردمی” مشروع جلوه دهد. مسعود رجوی از این پروژه به عنوان “گدایی افتخارآمیز” یاد می کرد تا بتواند هواداران خارج کشوری خود را با آن بفریبد و تحمل آنان را برای تحقیر شدن و کتک خوردن از برخی مردم اروپا بالاتر ببرد.

البته “مالی-اجتماعی” تنها یک پرده از این نمایش بود. مسعود به هواداران خود در اروپا مأموریت می داد تا در فروشگاه های زنجیره ای اقدام به دزدی نمایند و اموال مسروقه را به انجمن ها منتقل کنند. کالاهایی که توسط مجاهدین دزدیده می شد شامل “مواد بهداشتی، نوشت افزار و پوشاک زیر” بود. من که آن زمان در سلیمانیه و کرکوک حضور داشتم، انبوهی از این اجناس را می دیدم که بنا به درخواست و نیاز نیروها توزیع می شد و یا در محلی به اسم سوپر قرار می گرفت تا از آن استفاده شود. اکثر این اجناس فرانسوی بودند ولی از نحوه تهیه آن چیزی گفته نمی شد جز اینکه بگویند این وسایل را بچه ها در اروپا به زحمت تهیه کرده اند!. بعدها که با برخی نفرات منتقل شده به عراق صحبت می کردم با خنده توضیح می دادند که چگونه جیب ها و زیر کاپشن هایشان را پر از جنس می کردند و از فروشگاه خارج می شدند. آن زمان فروشگاهها دارای تجهیزات مدرن امروزی نبود و دزدی آسان و کم خطر بود. مجاهدین به این پروژه اصطلاحاً “هلندی” می گفتند تا کسی خارج از مناسبات متوجه آن نشود و ضمناً درون فرقه هم فضای منفی ایجاد نکند. علت هلندی خواندن این اقدام “بلند” کردن اجناس از فروشگاه بود و به صورت استعاره از آن به عنوان “هلندی” یاد می شد. با اختراع جدید مسعود رجوی، گرفتن دلار از صدام حسین کاملاً پوشانده می شد و درآمد مجاهدین از فروش اطلاعات، زیر نقاب کارهای تبلیغی مشروعیت می یافت.

پرتاب موشک استراتژیک ضدبورژوازی و تغییر شیوه ها!

با انتقال مریم رجوی به پاریس و معرفی او به عنوان رئیس جمهور برگزیده! (که مسعود رجوی آنرا پرتاب موشک استراتژیک ضدبورژوازی به قلب اروپا نامید) روش های پیشین مجاهدین برای کسب درآمد به طریق دزدی از فروشگاه ها متوقف گردید چون می توانست برای خانم رئیس جمهور رسوایی برانگیز باشد اما کار “مالی-اجتماعی” با شدت بیشتری (بجز در فرانسه که مریم حضور داشت) دنبال شد و همزمان انجمن های پوششی مجاهدین برای پولشویی از خیریه ها نیز افزایش یافتند. افزایش جمع آوری پول از 200 یورو به 2000 یورو، تعهد سنگینی بود که مریم رجوی به تیم ها تحمیل کرده بود و هر تیم بدون کسب این مبلغ در طی روز اجازه بازگشت به پایگاه نداشت و اعضای تیم در سرمای سوزناک زمستانی هم می باید ساعت های طولانی در خیابان به بیگاری مشغول می شدند تا بودجه های هنگفت آرایش و عمل زیبایی مریم رجوی و سیاحت او به دیگر کشورهای اروپایی را تأمین کنند. کتک خوردن و توهین شنیدن زنان مجاهد در خیابان ها توسط مردم و یا نژادپرستان، یادآور کتک خوردن دختران میلیشیا در کوچه خیابان های ایران بود که صحنه های تأسفبار و دهشتناکی را ایجاد می کرد. آن زمان هم مسعود رجوی با سوء استفاده از دختران، آنان را طعمه اهداف سیاسی خود می کرد تا با کتک خوردن شان، مظلوم نمایی کند و بهره سیاسی ببرد. این دختران بعدها نیز در قرارگاه اشرف برای عشوه گری و جذب سربازان آمریکایی مورد استفاده قرار می گرفتند.

مریم رجوی و رسوایی پروژه “پولشویی”

بازداشت مریم در فرانسه و دادگاهی شدن او به جرم “پولشویی”، رسوایی بزرگی بود که عملاً تمامی پروژه های خیابانی اش را متوقف نمود و اروپا به مدت چندین سال از “گدایی افتخارآمیز” مجاهدین در امان بود. البته همکاری مسعود رجوی با نیروهای آمریکایی در عراق و همسو شدن با سیاست های سعودی و اسرائیل، منبع درآمد عظیم دیگری را برایش گشوده بود و نیاز چندانی به درآمدهای خیابانی نبود.

آزادی مریم و گسترده شدن فعالیت های وی بخصوص در گردهمایی ها، میلیونها یورو هزینه در بر داشت و اقناع ایرانیان و جریانات خارجه نشین در مورد منابع مالی را می طلبید که کار ساده ای نبود، لذا از این دوران سناریوی “گلریزان و همیاری سیمای آزادی” اوج تازه ای گرفت تا پوششی باشد برای منابع مالی مریم رجوی که از طریق سعودی و موساد انجام می گرفت (باید به یاد داشت که این حرکت از سال 1374 کلید خورده بود یعنی زمانی که مسعود رجوی در عراق شدیدترین سرکوب ها را بر اعضای متناقض و معترض خود روا می داشت و هزینه خورد و خوراک آنان را صرف نمایش های مریم در اروپا می کرد و پاسخ نیروهایش را با “مشت آهنین استخبارات صدام” می داد و هزینه تلویزیون ماهواره ای “سیمای آزادی” را از طریق سختی کشیدن مجاهدین در خاک عراق می پرداخت بدون اینکه اندکی از ولخرجی های مریم بکاهد. ریزش شدید نیروها با وجود سرکوب شدید باعث شد که مریم رجوی برای بدنه سازمان در عراق پیام بفرستد که از این پس در طول هفته هزینه خرید “مرغ” را برایشان تأمین می کند!. در چنین موقعیتی، نمایش همیاری سیمای آزادی برای تلکه کردن بخشی از هواداران خارج کشور رجوی آغاز شد).

لذا پس از آزادی مریم “پولشویی” به شیوه تلویزیونی و بانکی کلیک خورده بود و دولت های اروپایی بخوبی از آن مطلع بودند ولی به خاطر همسویی مجاهدین با خط ایران ستیزی شان، هیچ نظارتی بر آن انجام نمی گرفت و نهاد های امنیتی اجازه نمی دادند که رهبری فرقه در این رابطه زیر ذره بین باشد لذا دلارهای زیادی به صورت مخفیانه بین مقامات سعودی و مجاهدین رد و بدل می شد که بخش مهمی از آن هم به جیب لابی های آمریکایی و اروپایی به عنوان دستمزد سخنرانی های چند دقیقه ای فرو می رفت.

همیاری 98 در خیابان های اروپا!

این روزها دوباره اروپا شاهد میز کتاب های مجاهدین خلق برای “گدایی افتخارآمیز” از مردم در راستای پنهان سازی تخلفات مالی و انواع “پولشویی ها” است. بکارگیری دختران نوجوان برای جمع آوری امضا و کمک های مالی دقیقاً یادآور همان جنایتی است که پس از انقلاب شاهد بودیم و مسعود رجوی دختران خردسال را به میان لات و لمپن های خیابانی می فرستاد تا برای سازمان مجاهدین تبلیغ و “کار توضیحی” کنند و “کمک مالی” جمع آوری نمایند. اقدامی که در موارد متعدد باعث آسیب رسیدن به دختران میلیشیا و آزار آنان می شد و در عوض به مسعود رجوی دست پر برای مظلوم نمایی و جذب هوادار بیشتر می داد.

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی

با اینحال این نمایش های خیابانی صرفاً برای درآمدزایی آنچنانی نیست چون مردم اروپا خود درگیر مشکلات مختلف اقتصادی هستند. هدف اصلی مریم از این سناریو، از یکسو “بازی حقوق بشری و مشروعیت یافتن” با امضای مردمی است که از سر دلسوزی در دام فریبکاری مجاهدین گرفتار می شوند و از سوی دیگر “پوشش دادن و مشروعیت دادن” به بودجه های هنگفتی است که آنان از طریق “پولشویی و فرار مالیاتی” بدست می آورند. واضح است که برخلاف گذشته مجاهدین نمی توانند این کار را با کادرهای اصلی خود به انجام برسانند چون امروز اکثر زنان مجاهد در کشاکش تناقضات روزافزون خویش به فکر گریز و جدایی هستند و بکار گرفتن آنها در خیابان های اروپا بخشی از آن “فاجعه بزرگ” خواهد شد که مریم رجوی پیش از خروج مجاهدین از عراق گوشزد کرده بود. و البته حضور زنان “روسری بسر” مجاهد در خیابان های اروپا نیز امروز جاذبه ای ندارد و گاه نفرت انگیز جلوه خواهد کرد، بخصوص که سن اکثر آنها از 60 گذشته است. پس، تنها راه جذب و فریب مردم اروپا، فعال کردن دختران جوان بدون روسری است که حتی یکروز در مناسبات دهشناک مجاهدین در عراق حضور نداشته اند و بیشتر آنها پس از سقوط صدام به دنیا آمده اند. این دختران نوجوان، از نسل جدیدی است که “رجوی متحد صدام” را تجربه نکرده و هیچ اطلاعی از مناسبات گذشته مجاهدین ندارد. دقیقاً از همان نسلی که امروز در داخل ایران هم بجز با تبلیغات رسانه های فارسی زبان ضدایرانی آشنا نیست و زمینه کافی برای افتادن در دام فرقه های خطرناک را داراست.

امید است که مردم ایران چه در داخل و چه در خارج بتوانند تجارب پیشین را به فرزندان خود منتقل کنند و اجاز ندهند بازی دهشتناک گذشته در سناریویی جدید و بس خطرناکتر پیاده شود. اگر آن روزگار در دل اکثر اعضای مجاهدین “حس وطنپرستی و شور ضدامپریالیستی و ضداستثماری و استقلال خواهی” وجود داشت، در ربع قرن گذشته، تفکرات مسعود رجوی از این سازمان جز “یک تفکر ضدایرانی، وابسته و مزدور امپریالیسم که برای رسیدن به قدرت آماده تجزیه ایران هم هست” باقی نگذاشته است. فرقه خطرناکی که از “فدای حداکثر برای خلق، به جنگ و تحریم علیه خلق و خانواده” رسیده است.

حامد صرافپور

چرا زوج رجوی نگران کرونا و تصادفات در ایران هستند

لینک به منبع

***

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین: