رجوی ها و بلایی که بر سر زنان فرقه آورده اند (قسمتهای اول و پایانی)

رجوی ها و بلایی که بر سر زنان فرقه آورده اند (قسمتهای اول و پایانی)

Mojahedin Khalq Gladiators 2صالحی، انجمن نجات، مرکز مازندران، سوم می 2016:…  اگر چه رجوی ها در ظاهر ادعای اعطای مسئولیت به زنان را دارند اما در حقیقت تمام زنان باید به آنچه رجوی دستور می دهد عمل کنند و هیچ یک، حتی فردی که در ظاهر مسئول اول فرقه اعلام می شود، از این قاعده مستثنی نیست. در 13 سالی که از سقوط صدام می گذرد تمام تصمیمات مربوط به وضعیت نفرات فرقه در عراق توسط رجوی و یا مریم قجر اتخاذ شده و رجوی … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی و سوء استفاده از کودکانبه فرزندانمان قصه بگوییم که بیدار شوند و نخوابند

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده : مریم رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق بغایت ضد بشر و ضد زن است

رجوی ها و بلایی که بر سر زنان فرقه آورده اند – قسمت اول

انجمن نجات، مرکز مازندران
لینک به منبع

بعد از پذیرش آتش بس از سوی ایران، کشتی باصطلاح ارتش آزادیبخش در گل نشست و مشخص شد آن چه رجوی تحت عنوان استراتژی مطرح می کرده چیزی جز زائده جنگ بودن نیست. رجوی برای پوشاندن این موضوع، دست به اقدام جنون آمیز حمله به خاک ایران زد که حاصل آن شکست سنگین نظامی در مرصاد همراه با کشته و مجروح شدن چند هزار نفر از اعضا و فرماندهان فرقه و به طبع آن بروز مسائل و مشکلات تشکیلاتی بود.

رجوی برای برپا نگه داشتن تشکیلات ترفند جدیدی را تحت عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» یا همان انقلاب طلاق رو کرد که با ریا کاری محور آن را رهایی زن می خواند.
بعد ها مشخص شد که رجوی ها به این خاطر که شعارهای دروغین قبلی شان همچون «مبارزه ضد امپریالیستی»، «حمایت از مستضعفین»، «مستقل بودن»، «پیرو اسلام راستین و انقلابی بودن» و شعارهایی از این دست که برای فریب و جذب نسل جوان آن دوران بکار می برد را بی فایده می دیدند، شعار حمایت از زنان را مطرح نمودند چرا که دیگر شعارهای قبلی موضوعیت خود را از دست داده بودند زیرا:

– مستضعفین ایران حامی جمهوری اسلامی بودند و منزجر از گروهی که برای پیشبرد مقاصد رهبر جاه‌طلبش دست به ترور کور می زند.

– مزدوری برای عراق نیز دیگر جایی برای ادعای مستقل بودن نمی گذاشت.

– اقامت چند ساله رجوی ها و اکثر مسئولین فرقه در کشورهای غربی و ادامه حضور بخشی از بدنه فرقه و مسئولین آن در اروپا ، فرقه را ناچار از همکاری با سرویس های اطلاعاتی این کشورها می کرد و از این رو دادن شعار ضد امپریالیستی هواداران را مسئله دار می کرد. ضمن آن که در آن زمان هنوز صدام نور چشم غربی ها بود و حضور فرقه در عراق نه متضاد با خواسته غربی ها بلکه همسو با خواسته و در جهت منافع آنان برای خنثی کردن ایران بود.

شعارهای دیگر نیز هر یک به نوعی موضوعیت خود را از دست داده بودند. از این رو رجوی ها این بار ماسک حمایت از زنان را بر چهره زدند تا از این طریق به مردم فریبی خود ادامه دهند.

این که حاصل انقلاب طلاق در مسائل سیاسی ، استراتژی ، تشکیلاتی و نظامی فرقه چه بوده است مباحثی است که مقالات زیادی درباره آنها نوشته شده و هنوز هم می توان مطالب بسیار زیادی درباره آن نوشت. اما در کل می توان حاصل آن را در موقعیت امروز فرقه به صورت زیر بیان نمود:

– از نظر استراتژی و نظامی نه تنها نیروهای فرقه خلع سلاح و خلع لباس شدند، بلکه مجبور به ترک تمام قرارگاه های و منجمله قرارگاه اشرف شده و در حال اخراج کامل از کشور عراق هستند.

– از نظر تشکیلاتی فرار و جدایی از فرقه به یک جریان مستمر بدل شده و طبق گفته کسانی که به تازگی از فرقه جدا شده اند، نظم و انسجام تشکیلاتی بسیار ضعیف و اعضا دیگر حرف شنوایی مطلق نداشته و کنترل آنها برای مسئولین فرقه مشکل شده است.

– از نظر سیاسی نیز فرقه در انزوای کامل قرار داشته و امید شان به جنگ و خونریزی در سوریه نیز با آتش بس در آنجا در حال برباد رفتن است و منتظرند شاید آل سعود و نتانیاهو تکه استخوانی برای شان بیاندازند تا به حیات خفیف خائنانه خود ادامه دهند.

اما نکته ای که در این مطلب قصد اشاره به آن داریم وضعیت زنان در فرقه رجوی است. اینکه از سال 1368 که رجوی ترفند انقلاب طلاق و حمایت از زنان را علم کرد تا به امروز یعنی اوایل سال 1395 چه بر سر زنان در فرقه آمده است ؟ آیا ادعای رجوی ها مبنی بر اینکه زنان در فرقه به رهایی دست یافته‌اند حقیقت دارد یا اینکه به زنان در فرقه رجوی ظلم مضاعفی شده است؟

آنچه برسر زنان در فرقه آمده شرح مبسوطی می خواهد که بی شک آن دسته از زنانی که موفق به فرار از فرقه شده اند بهتر می توانند آن را بیان نمایند اما چند محور زیر نیز می توان گویا وضع آنان باشد.

1- اجباری بودن طلاق و محروم شدن از حق ازدواج

از سال 1368 به مرور تمام زنان متاهل در فرقه رجوی مجبور به طلاق همسران خود شدند و برای کلیه اعضا ازدواج امری حرام و ممنوع اعلام گردید. به این ترتیب از آن زمان تا کنون زنان در فرقه رجوی از حق ازدواج محروم می باشند.

2- محرومیت از حق مادر شدن

رجوی ها برای اینکه کودکان موجب نزدیکی مجدد پدران و مادران شان نشده و همچنین برای جلوگیری از ایجاد شکاف در موضوع طلاق، در سال 1370 به بهانه جنگ کویت کودکان را از مادران شان جدا کردند. رجوی ها در ابتدا گفتند که بعد از اتمام جنگ کودکان را بر می گردانند اما چون همه اینها یک نقشه از قبل طراحی شده بود، نه تنها بعد از جنگ کودکان به آغوش مادر برگردانده نشدند بلکه مادرانی که از فرزندان خود یاد می کردند را مورد برخورد تشکیلاتی قرار می دادند.
بسیاری از این کودکان نیز سرنوشتی بدتر از پدران و مادران خود پیدا کردند. خواندن سرگذشت آقای حنیف بالی، یکی از این دست کودکان که در سایت های مختلف و منجمله در سایت انجمن نجات درج شده است حقایق زیادی را در این ارتباط روشن می کند. البته بسیاری از این کودکان مانند آقای بالی خوش شانس نبودند و تحت تاثیر مغزشویی سران فرقه سرانجام بسیار تلخی داشتند.

با توجه به حرام بودن ازدواج در فرقه، رجوی‌ها زنان را از حق مادر شدن محروم نمودند.

3- قرار گرفتن تمام زنان در تملک رجوی خبیث

رجوی در حالی که با شیادی خود را رهبر خواند ، پس از آن که همه اعضا را با مغزشویی وادار به طلاق نمود اعلام کرد که همه زنان در حیطه و حریم او قرار دارند. بعدها خانم بتول سطانی از اعضای شورای رهبری فرقه که موفق به فرار از فرقه شد موضوع رقص رهایی و سوء استفاده جنسی رجوی از زنان را افشا نمود.
همچنین خانم زهرا میر باقری از کاندیداهای شورای رهبری و یکی دیگر از زنانی که موفق به فرار از فرقه رجوی شد نیز اسامی 95 تن از زنانی که به دستور رجوی رحم شان با عمل جراحی از بدن شان خارج شده است را اعلام نمود.

4- زنان در فرقه رجوی هیچ کاره هستند

اگر چه رجوی ها در ظاهر ادعای اعطای مسئولیت به زنان را دارند اما در حقیقت تمام زنان باید به آنچه رجوی دستور می دهد عمل کنند و هیچ یک، حتی فردی که در ظاهر مسئول اول فرقه اعلام می شود، از این قاعده مستثنی نیست.

در 13 سالی که از سقوط صدام می گذرد تمام تصمیمات مربوط به وضعیت نفرات فرقه در عراق توسط رجوی و یا مریم قجر اتخاذ شده و رجوی حتی اجازه مطرح شدن نام یکی از آن زنانی که او را به عنوان مسئول اول فرقه نشانده است را نمی دهد و در هیچ کنش و واکنش سیاسی ، حقوقی و … این افراد دخیل نیستند بلکه مطیع اوامر رجوی و مریم قجر می باشند.
در داخل تشکیلات هم رجوی ها بارها و بارها در نشست های مختلف اعلام نمودند که رده زنان در این تشکیلات «کنیز» می باشد.

برای مثال زهره اخیانی آخرین فردی است که رجوی ها به عنوان مسئول اول فرقه اعلام نمودند اما او در هیچ تصمیم گیری مهمی در رابطه با اعضای فرقه نقش ندارد و تصمیم گیرنده رجوی ها هستند.

زنان مسئول در فرقه وظیفه کنترل و اعمال فشار به اعضا را دارند و به هیچ وجه در مسائل سیاسی و خطی تصمیم گیرنده نیستند.

ادامه دارد

صالحی

رجوی ها و بلایی که بر سر زنان در فرقه آورده اند – قسمت پایانی

انجمن نجات، مرکز مازندران
لینک به منبع

5- بیگاری کشیدن از زنان در زیر آفتاب سوزان عراق برای تغییر در حالت چهره آنها

رجوی های پلید زنان را مجبور می کردند تا در زیر آفتاب سوزان عراق کار کنند تا چهره های آنها سیاه شده و از حالت زنانه خارج گردد. علت این بود که رجوی ها می خواستند با این کار بتوانند چهره زنان موجب اثر گذاری روی مردان نشود.

6- ممنوعیت استفاده از وسایل آرایشی

در فرقه رجوی به هیچ وجه وسایل آرایشی در اختیار زنان قرار داده نمی شد چرا که در دیدگاه رجوی زنان باعث تحریک مردان می شدند و این امر نیز با موضوع انقلاب طلاق او منافات داشت.

برخی از دختران جوان که موفق به فرار از جهنم اشرف شده اند در خاطرات خود گفته اند که در اشرف به آنها این امکان داده نمی شد تا موهای صورت خود را از بین ببرند و این موضوع برای یک دختر جوان بسیار آزار دهنده بود و فشار روحی شدید بر آنان وارد می کرده است. در این ارتباط خواندن مطالب و خاطرات خانم ها نسرین ابراهیمی و روناک دشتی که در سن نوجوانی به فرقه پیوسته و بعد از سقوط صدام موفق به فرار از فرقه جهنمی رجوی شده اند بسیار روشنگر می باشد.

7- عدم امکان انتخاب رنگ و نوع پوشش برای زنان

زنان در فرقه رجوی امکان انتخاب نوع و رنگ لباس را نداشتند و می بایست همان لباسی را می پوشیدند که تشکیلات به آنها داده است و اصلا لباسی غیر از آن چه تشکیلات به آنها می داد در دسترس شان نبود و نیست تا استفاده کنند چرا که در فرقه رجوی چه زنان و چه مردان امکان ارتباط با خارج فرقه را ندارند و تنها افرادی خاص، آن هم بصورت جمعی برای مسائلی همچون خرید و اموراتی که نیاز به ارتباط با افراد خارج از فرقه بود تعیین می شدند. ضمن آن که برخلاف شعارهایی که رجوی برای فریب افکار عمومی در غرب می دهد، درون تشکیلات فرقه زنان مجبور به استفاده از روسری بودند و خلاف آن ممنوع بود و به شدت با آن برخورد می شد.

8- تفکیک جنسیتی در فرقه رجوی یک امر عادی است

در فرقه رجوی زنان باید از مردان جدا می بودند. این جداسازی به حدی بود که حتی زمان استفاده از پمپ بنزین در قرارگاه جهنمی اشرف برای زنان و مردان متفاوت بود و هیچ یک حق ورود به پمپ بنزین در زمانی که نوبت جنس مخالف بود را نداشتند.

در قرارگاه اشرف مردان اجازه سوار شدن در داخل ماشینی که زنان در آن سوار بودند را نداشتند.

9- ایجاد کینه بین مردان و زنان

رجوی برای آن که هیچ رقیبی برای خود در داخل تشکیلات نداشته باشد با این ترفند که زنان باید مسئولیت پذیر شوند، تمام سلسله مراتب تشکیلاتی را تغییر داده و زنان را مسئول کارهای اجرایی تشکیلات کرد. از آنجا که بیشتر این زنان از تجربه کافی برخوردار نبودند در انجام کارها دچار مشکل می شدند. از سوی دیگر رجوی ها هر نوع انتقاد به مسئول زن را ممنوع کردند تا از این طریق زمینه انتقاد به خودشان را از بین ببرند. این موضوع باعث بروز درگیری های لفظی و کینه جویی بین زنان و مردان در تشکیلات شد. مردان فکر می کردند که زنان نمی خواهند اشتباهات خود را بپذیرند و زنان هم فکر می کردند که مردان قصد زیر آب زدن آنها را دارند. با این کار رجوی های پلید با یک تیر چند نشان زدند.

اولاً زنان را کاملا به خودشان وابسته کردند. از آنجا که زنان در امور تحت فرماندهی خود بی تجربه بودند برای هر کاری مجبور بودند از مسئول خود و در نهایت از رجوی ها برای ریزترین کارها کسب تکلیف کنند. به این ترتیب هم رجوی ها بر تشکیلات کنترل بالاتری اعمال می کردند و هم در ذهن زنان این فکر را جا می انداختند که خیلی مسئله حل کن و توانمند هستند.

دوماً : مردان با سابقه تشکیلاتی که رجوی آنان را رقبای خود می پنداشت و در تشکیلات وجهه ای داشته و در نزد اعضا از احترامی برخوردار بودند را تخریب کردند. به این صورت که آنان را زیر دست یک زن تازه کار گذاشته و شخصیت شان را خرد و له می کردند و همچنین با طراحی برای ایجاد درگیری بین آنان و زنان مسئول ، ابهت آنها را در اذهان بقیه اعضا می شکستند.

با این اوصاف آیا در فرقه رجوی زنان به رهایی و آزادی دست یافته اند یا آنکه اسیر و برده شده و از ابتدایی ترین حقوقی که داشتند هم محروم گشته اند؟

صالحی

(پایان)

*** 

گزارش کمپ لیبرتی 1Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

مجاهدین خلق فرقه رجوی گلادیاتورهای حاج مسعود رجوی یا ربات های مرده متحرک

سمیه محمدی کودکان سرباز در مجاهدین خلقحرف خانواده محمدی فراتر از تهدید است (نداها و آلان ها را می شناختم، می شناسم و میشناسانم)

به یاد آلان محمدی و مرجان اکبری دوجوان معترضی که بوسیله جلادان فرقه رجوی به قتل رسیدند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24659

بازی کثیف تبلیغاتی فرقه رجوی تحت عنوان نامه نگاری زندانیان 

Mojahedin Khalq propaganda against prisonners 1ایرج صالحی، انجمن نجات، مرکز مازندران، نوزدهم آوریل ۲۰۱۶:… در برخی از این موارد تاریخ درج شده در زیر نامه با تاریخ انتشار آن در سایت فرقه کمتر از یک روز فاصله زمانی دارد. با توجه به این نامه ها و مضامین آنها، دو حالت در مورد تبلیغات فرقه در ذهن ایجاد می شود. حالت اول : تبلیغات فرقه درباره شرایط زندان های ایران دروغ است چرا که بر مبنای آن چه در سایت های خودشان در رابطه با این گونه نامه ها درج کرده اند … 

مریم رجوی حقوق بشرادوارد ترمادو: آیا نامه های چاپ شده زندانیان سیاسی در سایت های مجاهدین واقعی است؟ 

لینک به منبع

بازی کثیف تبلیغاتی فرقه رجوی تحت عنوان نامه نگاری زندانیان

اخیرا در سایت های فرقه نامه ای از یک فرد زندانی به نام علی معزی درج کرده و ادعا نمودند که وی این نامه را از زندان به بیرون فرستاده است. اما نکته عجیب مربوط تاریخ این نامه است. در زیر این نامه از قول نویسنده تاریخ نگارش نامه ۲۴ فروردین نوشته شده است. جالب اینکه تاریخ درج این نامه در سایت فرقه در ساعت ۶ و ۵۳ دقیقه عصر همان روز ۲۴ فروردین است!!!

فرقه رجوی علیه زندانیان سیاسی

تاریخ درج شدن نامه در سایت فرقه

فرقه رجوی علیه زندانیان سیاسی

تاریخ نگارش نامه که در زیر نامه درج شده است

وقتی نام این فرد را در گوگول جستجو کردم متوجه شدم که سایت های فرقه تقریبا ماهی یکبار نامه یا پیامی منتصب به فرد ذکر شده را درج کرده اند. در برخی از این موارد تاریخ درج شده در زیر نامه با تاریخ انتشار آن در سایت فرقه کمتر از یک روز فاصله زمانی دارد.

با توجه به این نامه ها و مضامین آنها، دو حالت در مورد تبلیغات فرقه در ذهن ایجاد می شود.

حالت اول :

تبلیغات فرقه درباره شرایط زندان های ایران دروغ است چرا که بر مبنای آن چه در سایت های خودشان در رابطه با این گونه نامه ها درج کرده اند:

اولاً : در زندان های ایران زندانیان در نوشتن نامه اصلا محدودیتی ندارند و به مقامات بین المللی و کشورهای دیگر همچون رئیس پارلمان اروپا ، وزیر خارجه آلمان، شورای حقوق بشر سازمان ملل و خلاصه هر کس که بخواهند و در هر زمان که اراده کنند نامه می نویسند.

دوماً : زندانیان در زندان ها از سریع ترین و سهل ترین امکانات ارتباطی برخوردار هستند آن چنان که چند ساعت پس از نوشتن نامه در داخل زندان، این نامه ها در سایت های مخالف جمهوری اسلامی درج می شود.

سوماً : زندانیان می توانند به راحتی و تقریبا هر ماه یک بار و یا زودتر نامه هایی بر علیه جمهوری اسلامی و مقامات و مسئولین آن حتی با مضمون درخواست سرنگون کردن جمهوری اسلامی بنویسند و این نامه ها را به خارج از زندان ارسال کنند بدون آن که عواقبی برای آنها داشته باشد و کسی مانع از نوشتن نامه های بعدی آنها بشود.

حالت دوم :

تمام این نامه ها و نامه های دیگری که به اسم زندانیان در سایت های فرقه انتشار می یابد جعلی و کذب بوده و توسط خود فرقه و با این اهداف تولید می شوند که اولا از اینگونه تولیدات خود سوء استفاده سیاسی و تبلیغاتی بنمایند و ثانیا به خیال خود کاری کند که جمهوری اسلامی با کسانی که فرقه ادعای نوشتن نامه توسط آنها را دارد برخورد نماید. سپس فرقه این برخورد را دست آویز تبلیغات خود قرار داده و بگوید ببینید ما در داخل ایران نیرو داریم. ببینید حرف ما درست است و جمهوری اسلامی زندانیان را آزار می دهد و …. .

قضاوت اینکه کدام یک از حالت های فوق درست است با خواننده، اما به تجربه باید گفت که رجوی های پلید مثل آب خوردن دروغ می گویند چرا که حقیقت را همیشه به زیان و ضرر خود می بینند و رابطه آنها با حقیقت مثل جن و بسم الله است.

ایرج صالحی

*** 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسموقتی زندانی سیاسی کشور، صالح کهندل باشد!

زندان ایرانجعل نامه توسط مجاهدین به نام سعید ماسوری

بهزاد معزی مجاهدنی خلق فرقه رجویاز “دریوزگی قلم به مزدان فرقه رجوی” تا “نمونه فریبکاری تبلیغاتی مجاهدین خلق”

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

جلال گنجه ای پسر کشته شده اش در عملیات مهران را بعنوان “اعدامی” در ایران قالب می کند

تازه ترین ابتکار مجاهدین در مبارزه

مریم رجوی و آنجلا

تفاوت آنجلا و خانم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24515

آقای محمود احمدی مگر مجبورید این قدر دروغ سر هم کنید؟ (+ دگردیسی رجوی) 

 مجاهدین خلق بفرقه رجویانجمن نجات، مرکز مازندران، نهم آوریل ۲۰۱۶:… این فرد در جای دیگری برای کاسه لیسی بیشتر نزد مریم قجر این زن داعشی و تکفیری می گوید که در سال ۶۴ انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک. مادر، در خواهر مریم رجوی !! همان چهره‌یی را که در سال ۵۰ در رجوی یافته بود، در خواهر مریم دید . آخر دروغ که حناق نمی آورد ! اگر وی این گونه فکر می کرد چرا تاکنون در هیچ کجای این انقلاب طلاق صحبتی از وی نشد ؟” مگر هزاران بار شخص … 

مجاهدین خلق بفرقه رجویسی و هشت سال حسرت – سی و هشت سال حسرت فرقه رجوی و سالگرد انقلابی که نتوانستند سرقت کنند

انجمن نجات، مرکز مازندران، نهم آوریل ۲۰۱۶:
لینک به منبع

آقای محمود احمدی مگر مجبورید این قدر دروغ سر هم کنید؟

مریم قجر این زن داعشی ، تکفیری و دسته چندم مسعود رجوی زن باره باز هم در اور شوی مسخره ای به نام یادبود خانم شاه آبادی به راه انداخته که در مورد این برنامه می توان ساعتها حرف زد ولی نکته ای که در آن می توان یافت نان قرض دادنها و هندوانه زیر بغل گذاشتن های کسانی بود که در این مراسم حرف می زدند و دروغهای بسیاری که گفته شد .

البته شنیدن خبر فوت یک انسان ناراحت کننده می تواند می باشد ولی چیزی که در مراسم این جانیان یاد می شود عدم ناراحتی از فوت خانم شاه آبادی بلکه تعریف و تمجید از رجوی جنایت کار بوده است!!!

در ابتدای مراسم فرزند خانم شاه آبادی به نام محمود احمدی سخنرانی نمود از همان ابتدا سعی داشت تمام دستوراتی که فرقه به او داده بود را پیاده نماید وی که از انقلاب به اصطلاح طلاق مریم قجر سیراب شده اجازه نداشته حتی نامی از این خانم که مادرش می باشد ببرد . رجوی زن باره همه افراد تشکیلات خود را از عاطفه انسانی تهی کرده و مانند ابزاری شدند که باید کورکورانه دستورات رجوی را انجام دهند و این فرد هم جدا از بقیه نیست .

وی در ادامه سریال دروغ هایش می گوید که این خانم منظور مادرش از همان لحظه تولد به اصطلاح انقلابی بوده است !! و مسخره تر از آن اینکه وی در دادگاه رجوی سازش کار در زمان شاه موقع آنتراکت پشت سر رجوی نماز خوانده است !!! و به مسعود گفت تو باید بمانی با التماس بهش گفت، مسعود اگر تو نباشی، پس حرف ما را کی بزنه. سخنگوی ما کی باشه.!! البته این جمله زیاد هم بی ربط نیست چرا که هر سال عباس داوری این پیر خرفت فرقه رجوی این کلمات را از قول سعید محسن نشخوار می کند که او در درون زندان به مسعود جنایت کار گفته است که باید تو(رجوی) زنده بمانی و باید بار سازمان را به دوش بکشی !!.

آقای احمدی کودن یادش رفته است که رجوی جنایت کار در نشست های درونی اشرف از وضعیت بد شکنجه و اذیت و آزار زندانیان در زمان شاه تعریف می کرد پس چطور می شود در دادگاه به آن مهمی مادر شما پشت سر این خیانت کار نماز خوانده و با او حرف زده است ؟ و به او پیام می دهد ؟ فکر می کنید که مردم هنوز در دوران غار نشینی زندگی می کنند که از هیچ چیز خبری ندارند ؟

شما که به مانند ارباب تان رجوی جنایت کار درس حقه بازی را به خوبی یاد گرفتید حداقل قدری کمتر دروغ می گفتید تا کسی باورش شود .

این فرد در جای دیگری برای کاسه لیسی بیشتر نزد مریم قجر این زن داعشی و تکفیری می گوید که در سال ۶۴ انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک. مادر، در خواهر مریم رجوی !! همان چهره‌یی را که در سال ۵۰ در رجوی یافته بود، در خواهر مریم دید . آخر دروغ که حناق نمی آورد !

اگر وی این گونه فکر می کرد چرا تاکنون در هیچ کجای این انقلاب طلاق صحبتی از وی نشد ؟” مگر هزاران بار شخص رجوی زن باره تکرار نکرد تنها کسی که به انقلاب طلاق مریم جواب داد فهمیه اروانی فاسد بوده است؟” حالا بعد از این همه سال و بعد از فوتش به یکباره یاد مریم قجر و انقلابش می افتد !!خود جای خنده دارد .

باید به احمدی گفت مگر مجبوری این گونه دروغ سر هم کنی تا سرسپردگی خودت را به رجوی جنایت کار و زن باره نشان دهی ؟ این قدر در سراشیب سقوط پیش رفته ای که برای گذران زندگی باید گدایی رجوی های ملعون را هم بکنی .

در این برنامه طبق معمول باز هم مریم قجر این زن دست چندم رجوی زن باره به اظهار نظر پرداخته و می خواهد بگوید که این زن از همان ابتدا به اصطلاح انقلابی بوده و در صف آنان قرار داشت . البته این گونه دروغ گفتن ها از وی دور از انتظار نیست . رجوی ها مرگ این افراد را فقط برای تبلیغات خود نیاز دارند که چند تا عکس یادگاری با آنان بگیرند . اگر جان انسانها برای رجوی های جنایت کار مهم بود دست به کشتار و جنایت و …. نمی زد آنان فقط با ریختن خون دیگران به حیات انگلی خود ادامه می دهند .

شما به حدی بی پرنسیب هستید که در دامان رجوی زن باره حاضر نیستید حتی نامی از مادر خود ببرید و با نام مادر او را صدا بزنید . باور کنید فوت مادر شما برای تو و امثال تو که در فرنگ نشسته و چاقوی رجوی جنایت کار را تیز می کنند مهم نیست چه برسد به رجوی جنایت کار .

هادی شبانی

انجمن نجات، مرکز مازندران، نهم آوریل ۲۰۱۶:
لینک به منبع

دگردیسی رجوی از نوع میمون وار

اگر کسی فرصتی داشته باشد و به تلویزیون فرقه رجوی نگاه کند در خواهد یافت که رجوی جنایت کار در اوج افلاس و درماندگی هر روز مرزهایی بی پرنسیبی را طی می کند و می خواهد با نشان دادن بعضی از فیلم ها خودش را متجدد نشان دهد ولی خبر ندارد این دگردیسی چه عواقبی در درون تشکیلاتش دارد .

وقتی به نفراتی که در تلویزیون فرقه حرف می زنند توجه کنیم متوجه خواهیم شد که انگار یک قرن از مردم عادی دور هستند و تمام تحلیل هایشان آبکی و سرکاری می باشد . کسی در این فرقه استقلال فکری ندارد و هر چیزی که تشکیلات رجوی به او دیکته می کند باید انجام دهند و همان حرف را باید بزند .

در بحث هایی که رجوی زن باره در سالن اجتماعات برای همه لایه های تشکیلاتی برگزار می نمود کسی جرات نداشت تحلیل های سیاسی وی را زیر سئوال ببرد یا اگر سئوالی یا ابهامی دارد مطرح کند اگر در جهت تایید تحلیل های وی بود مشکلی نداشت اما اگر در جهت تکذیب یا در کادر ابهام مطرح می شد معلوم نبود بعدش چه بلائی سر آن شخص نگون بخت می آمد ، در یک کلام عرض کنم دمکراسی در قاموس رجوی جائی ندارد هر چه هست دیکتاتوری مطلقه از نوع فرقه گرایانه ، متاسفانه هر استعدادی در حیطه تشکیلات بسته و قفل می شود ، شما اگر همین دست اندرکاران حاضر را که در تلویزیون فرقه رجوی که ظاهر می شوند مثل جاوید میر داماد ، علی صبا و هفت برادران و … دیده باشید این افراد هنوز در فاز ۳۰ سال پیش بسر می برند یعنی درجا زده و هیچ پیشرفتی نداشتند ، نه این که به آنها اضافه نشد بلکه به عقب کشیده شدند ، تحول در فرقه رجوی اساسا وجود خارجی ندارد همه اشخاص تا وقتی در حصار فرقه هستند فکر می کنند هنوز هم در سال ۶۰ زندگی می کنند نه از درون ایران خبری به آنها می رسد و نه از دنیای بیرون ، اخباری که مسئولین فرقه در بولتن های داخلی به اعضای منتقل می کنند خبرهای دست چین شده ای است که اساسا دروغ محض اند ، هیچ ارگان مستقلی یا خبرگزاری که اعتبار داشته باشد خبرهایی را که آنها می دهند را تصدیق نمی کند ، همانطوری که می دانیم فرقه رجوی ماهیتاٌ یک فرقه مخرب کنترل ذهن است که از روش های روانی مانیپولاسیون(مغز شویی) ذهنی برای جذب و کنترل نیروها استفاده میکند. با این وجود افرادی از این فرقه فرار می کنند . تشکیلات فرقه رجوی به واقع باید نام برده داری نوین بر آن نهاد چرا که همه منتظر فرصتی هستند که از آنجا فرار نمایند .

اکنون هم در تلویزیون خود سعی دارند با حرکات میمون وار دست به هر کاری بزنند و با پخش فیلم های سینمایی زمان شاه خودشان را همگام با دیگر رسانه ها نشان دهند ولی خوب می دانیم که این کار دوامی نخواهد داشت چرا که ماهیت فرقه رجوی اجازه این کار را به دستگاه تبلیغاتی نمی دهد و شاهد هستیم که همین فیلم ها را هم با سانسور و قیچی کردن آن به خورد نفرات می دهند .

البته این فیلم ها اجازه پخش در مناسبات فرقه را ندارد چون ذهن افراد لمپر خورده و به جای دیگری برده خواهد شد و فقط این رجوی زن باره می باشد که باید دست به هر کثافت کاری بزند . اگر این فیلم ها در مناسبات پخش شود ذهن افراد به دوران گذشته خواهد رفت و به یاد زن و زندگی خواهند افتاد که این از نظر رجوی کثیف حرام می باشد و.اما چرا فرقه رجوی در این مقطع در بلندگوی تبلیغاتی خود اقدام به پخش فیلم های زمان شاه می کند ؟ !!

محمد رضا گلی

(پایان)

*** 

 https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23514

رجوی از “آه و فغان از جداشدگان” تا “تظاهرات در پاریس” 

انجمن نجات، مرکز مازندران، سوم فوریه ۲۰۱۶:…  جهت اطلاح شما از خدا بی خبران ، وقتی خودم به میهن و خاک عزیز ایران وارد شدم ، کمترین بی احترامی نشد و هر چه که بوده احترام و محبت و اگر شانتاژ و جو سازی شما جنایت کاران نبود خیلی زودتر به ایران می آمدم . پس فریبکاری هایی همچون ، باصطلاح اعلام خبر یا نامه از داخل ، اطلاعات سری ، نامه خانواده ها و … دیگر خریداری نداشته و مصرف درون تشکیلاتی …

مسعود رجوی و فروغ جاویدان دندانهای رجوی و پاچه هادی شبانی

آه و فغان های رجوی های جنایت کار از جدا شده ها

لینک به منبع

سران فرقه باز هم دست به لجن پراکنی علیه اینجانب و تعدادی دیگر از افراد جدا شده استان مازندران که آزادانه در میهن عزیزمان ایران به زندگی مشغول هستیم ، زدند که پرداختن به آن خالی از لطف نیست که چگونه سران فرقه در غایت ذلت و رذالت و ورشکستگی قرار داشته و هر روز سعی می نمایند شخصیت افراد جدا شده را تخریب نموده تا شاید برای هزاران درد بی علاج خود دارویی پیدا کنند .

دستگاه تبلیغاتی فرقه برای افشاگری علیه اینجانب باز هم سعی نمود در مورد دوست خوبمان مرحوم صمد نظری به تکرار اراجیف هزار بار تکرار شده علیه او ادامه دهد و مطرح می نماید که صمد نظری به خاطر شرایط جنگی و سخت حاکم بر عراق خائن شد !! البته برای همه ما روشن است وی بعد از عملیات مروارید از تشکیلات جدا شده و به اروپا ( ایتالیا ) فرستاده شد و در ضمن مشکل وی اصلا جنگ و سخت شدن شرایط حاکم بر عراق نبود چرا که وی وقتی در ستاد اطلاعات بوده به ماموریت های متعدد و مختلف جنگی رفته و اصلا پا پس نکشیده بود و اینگونه اراجیف در مورد ایشان نشان از نهایت دریدگی و بی پرنسیبی سران فرقه می باشد . درد شما از وی از آنجا بود که در آن زمان کسی جرات نمی کرد که به ایران بیاید ولی او در نهایت شجاعت این تابو را شکست و به این دلیل هم هست که بعد از فوت وی نیز سران جنایت کار فرقه دست از سر او بر نمی دارند .

سران فرقه که افشاگری افراد جدا شده خواب را از آنان ربوده ، در ادامه این لجن پراکنی مطرح می کنند که ” خبر هائی بدست ما رسیده بود که وزارت اطلاعات به صمد نظری گفته بود که”شنیدیم قر میزنی و گله و گلایه میکنی و….اما یادت باشد شماها که از پیش مجاهدین آمدید وقتی با چند سال …

جهت اطلاح شما از خدا بی خبران ، وقتی خودم به میهن و خاک عزیز ایران وارد شدم ، کمترین بی احترامی نشد و هر چه که بوده احترام و محبت و اگر شانتاژ و جو سازی شما جنایت کاران نبود خیلی زودتر به ایران می آمدم .

پس فریبکاری هایی همچون ، باصطلاح اعلام خبر یا نامه از داخل ، اطلاعات سری ، نامه خانواده ها و … دیگر خریداری نداشته و مصرف درون تشکیلاتی دارد . این اراجیف سرهم بندی شده فقط برای فریب نفرات از دنیا بی خبرتان کارایی داشته و مردمی که به وسایل ارتباطی دسترسی دارند را نمی فریبد .

اکنون مردم ایران خصوصا خانواده های اعضای فرقه به سطحی از آگاهی رسیدند که این گونه لجن پراکنی علیه افراد جدا شده و خصوصا مرحوم صمد نظری کارآیی نداشته و به این نکته هم اشاره کنم به حدی خانواده های استان و ایران از مرحوم صمد نظری خوبی و مهربانی دیدند . بنابراین این اباطیل هزار نشخوار شده شما همانند تف سر بالا برای شما خواهد بود .

سران فرقه در حضیض و درماندگی اینبار سعی نمودند اراجیفی در مورد عدم شرکت مردم در سالگرد مرحوم صمد نظری سر هم کنند . دستگاه تبلیغاتی فرقه مدعی شده است که اینجانب به محل زادگاه مرحوم صمد نظری رفته و از قبل هم کلی تبلیغات کرده و تدارک دیده بودیم تا شاید چند نفری را بر سر قبر صمد نظری جمع کند ولی کسی به حرفهای آنها محل نگذاشت و …!!

البته قبل از اینکه جواب این خدا بی خبران را بدهم این سئوال بوجود می آید که چرا هنوز از مرحوم صمد نظری اینقدر واهمه و ترس دارند ؟ مگر جسم بی جان او لرزه بر تشکیلات شما جانیان می اندازد؟ ما جواب این سئوالات را داریم چرا که وقتی مرحوم صمد نظری زنده بود به حدی دست به افشاگری علیه فرقه زده و نه تنها خانواده های استان بلکه تمام ایران وی را دوست داشتند و به همین خاطر وقتی با دفتر انجمن تماس می گیرند ابتدا همه یادی از مرحوم صمد نظری نموده و از فوت وی اظهار تاسف می کنند پس نشان می دهد که فوت او هم آرامشی برای شما به ارمغان نیاورده است .

اگر در مورد عدم شرکت مردم در مراسم سالگرد مرحوم صمد نظری حرف می زنید باید یاد آور شوم که به حدی مردم در مراسم وی شرکت کرده بودند که محل برگزاری مراسم جایی برای نشستن نداشت و شخصیت های مختلفی در مراسم وی شرکت و حضور داشتند و همه او را به خاطر راستی و درستی یاد کردند او عاشق وطن و مردمش بود و در این راه هرگز ترسی از طرف فرقه به خودش راه نمی داد پس نشخوار این گونه اراجیف برای مردم مازندران دروغی بیش نیست .

برای روشن شدن اذهان می خواهم به نکته ای اشاره کنم وقتی مرحوم صمد نظری از مناسبات فرقه جدا شد و به وطن عزیزش ایران برگشت دستگاه تبلیغاتی فرقه جوسازی زیادی علیه او به راه انداخت بعد از آن بحث “خروج ممنوع” در مناسبات راه انداخته و در همان نشست رجوی جنایتکار خطاب به افراد خواهان جدایی، از مشت آهنین و حذف فیزیکی حرف زد که دیگر کسی مانند صمد نظری جرات جدا شدن و افشاگری علیه فرقه نداشته باشد .

در آن مقطع من هم مانند دیگر افراد ناآگاه دچار جوسازی و شانتاژ این فرقه شده و می گفتیم که او چرا به ایران رفته است ولی وقتی خودم به ایران قدم گذاشتم و از نزدیک با وی برخورد داشتم به جد می توانم بگویم که او در جهت افشای ماهیت پلید فرقه رجوی از هیچ چیز واهمه نداشت .

وی همیشه در صحبت هایش عنوان می نمود که وقتی همه افراد از فرقه جدا شوند و نزد خانواده هایشان بروند آنروز ، روز خوشحالی ما و سرنگونی فرقه رجوی ها می باشد و در کلماتش بیان می نمود که از خدا می خواهد که روزی جسم بی جان او ذره ای از خاک وطن باشد که این گونه شد .

نکته دیگر اینکه کشتن و سر به نیست کردن ، کار شکنجه گران فرقه می باشد که افراد را به بهانه های مختلف در زندانهای اشرف سر به نیست می کردند همانند نادر احمدی و کمال شوهر زهره اخیانی و تحت فشار گذاشتن افراد که مجبور شدند دست به خودکشی بزنند هماند لادن محمدی و … . پس این نوع اقدامات شایسته شماست .که در طول عمر خیانت بار فرقه وجود داشته است و بر کسی پوشیده هم نیست و این فرهنگ ، فرهنگ مختص رجوی جنایتکار می باشد .

خدا را شکر که اکنون خانواده های استان مازندران به حدی از آگاهی رسیدند و بعد از رفتن به اسارتگاه اشرف به خوبی به ماهیت رجوی ملعون پی بردند و حال هر چقدر برای اعضای خود روضه داشتن هوادارا در شمال را بخوانید ولی بدانید که با افشاگری نفرات جدا شده دیگر جز لعن و نفرین برای شما چیزی باقی نمانده است .

من و دیگر اعضای جدا شده بسیار خوشحال هستیم که تاکنون توانستیم بخشی هر چند کوچک از ماهیت شما را برای همه روشن نمودیم .

هادی شبانی

به بهانه تظاهرات فرقه رجوی در پاریس

لینک به منبع

در حالی که سال هاست فرقه رجوی به خانواده ها و مادران و پدران پیری که با مشقت زیاد، در گرما و سرما خود را به قرارگاه اشرف یا کمپ لیبرتی رسانده اند، نه تنها اجازه ملاقات با فرزندان شان را نمی دهند بلکه آنان را مورد آزار و اذیت و توهین قرار داده و دل آنها را می شکنند .

در حالی که فرقه رجوی حتی به خانواده هایی که در خارج از ایران زندگی می کنند نیز اجازه برقراری ارتباط با فرزندان شان را نداده و از رساندن خبر سلامتی به آنان هم خودداری می کند .

در حالی که فرار اعضا از فرقه رجوی بدلیل فشار های غیر انسانی وارده بر آنها ، به یک جریان مستمر تبدیل شده است و آخرین نمونه آن فرار آقایان محمود روح الله زاده و آشور ورشی است .

در حالی که خانواده های اعضا حتی با کمک کمیساریای عالی پناهندگی ، نیز موفق به انجام تماس تلفنی با فرزندان خود نمی شوند .

در حالی که فرقه رجوی به عباس محمد رحیمی که در یک قدمی مرگ قرار داشت رحم نکرده و در جواب خواسته او مبنی بر دیدار با همسرش ، سایت های خود را از انواع اراجیف بر علیه او پر کرده است.

در حالی که فرقه رجوی در کارنامه سیاه خود انجام ترور کور و بمب گذاری را دارد .

در حالی که فرقه رجوی در مسیر مزدوری برای صدام دیکتاتور، سربازان ایرانی را در مرزها به قتل می رساند .

در حالی که این فرقه برای خدمت به صدام و برای حفظ بقای خود، قیام اکراد و شیعیان را در عراق سرکوب نمود .

در حالیکه از نظر رجوی ها انتقاد به رجوی بزرگترین جرم محسوب شده و تمام منتقدین به اشکال گوناگون مورد توهین و تهدید قرار می گیرند .

در حالی که رجوی ها خود در جای گرم و نرم نشسته و با کارشکنی های گوناگون در مسیر انتقال اعضا به خارج از عراق مانع تراشی نموده و آنها را مرحله به مرحله به کشتن می دهند.

در حالی که فرقه رجوی از جنایات انجام شده توسط سعودی ها در یمن که داد مجامع بین المللی و دولت های غربی را هم در آورده است ، حمایت می کند .

در حالی که فرقه رجوی از اعدام با شیوه گردن زدن در عربستان ، تنها به این دلیل که حاکمان این کشور با ایران دشمنی می ورزند ، حمایت می کند .

در حالی که رجوی ها هم صدا با نتانیاهو و سعودی ها ، تنها مخالفان لغو تحریم های مردم ایران هستند.

در حالی که رجوی ها هیچ مرزی در وطن فروشی و مزدوری برای اجنبی را باقی نگذشته اند .

و بسیاری موارد دیگر که می توان ساعت ها آنها را شمرد .

درباره ادعاهای حقوق بشری رجوی ها چه باید گفت ؟

آیا آنها دل شان برای کسی می سوزد ؟

مدعی شدن درباره اعدام در ایران و به راه انداختن بحث های حقوق بشری تنها و تنها وسیله ای است در دستان رجوی ها برای پوشاندن شکست های پی در پی سیاسی و استراتژیک شان از یک سو و فریب اذهان اعضای از دنیا بی خبرشان برای آن که آنها را کماکان در حصار های ذهنی و فیزیکی شان نگه دارند .

باید به رجوی ها گفت : زمانه دیگر عوض شده و نمی توان با حرف و شعار مردم فریبی کرد . گسترش وسایل ارتباط جمعی همه را در معرض آخرین خبرها قرار می دهد . دیگر جایی به نام اسارتگاه اشرف و فردی به نام صدام وجود خارجی ندارند تا به وسیله آنها اعضا را از جهان خارج جدا کرده و هر چیزی را بخورد آنها داد .

پرده ها به کناری رفته و چهره سیاه شما ، حتی در زیر نقاب فریبنده حقوق بشر هم دیگر کسی را نمی فریبد . تعداد اندک شرکت کنندگان در تظاهرات پاریس که برای فرقه رجوی حیاتی هم بود و برای اجرای آن هفته ها طراحی و کار کرده بودند ، نشان از این واقعیت دارد که :

رجوی ها دیگر جز یک لکه سیاه در تاریخ گذشته نیستند که در آینده هیچ جایی ندارند .

صالحی

ایران افشاگر سایت مجاهدین خلق فرقه رجوی

در توضیح وحشت رجوی از جداشدگان و افشاگری ها (از گراز و خوک و الاغ تا …)

نرگس قجر عضدانلو فرقه رجوی مجاهدین خلق“مردی که می گریست!… سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق!”

***

فراخوان مضحک فرقه رجوی برای چهارشنبه سوری (+ خودستایی مسعود رجوی)

 انجمن نجات، مراکز مازندران و فارس، چهاردهم مارس ۲۰۱۶:… مامی مناسبتها برای بچه های سازمان عذاب آور بود. حتی عید نوروز. از یکی دو ماه مانده به عید٬همه را بسیج میکردند که سالن اجتماعات را آذین بندی کنند و سن را آماده کنند و کلی کارهای سر کاری که قرار است برای عید رهبری بیاید. همه بچه ها در محفلهای
 
 
 Nedaee mother of Fereidoon Nedaeeانجمن نجات، مراکز مازندران و آذربایجان شرقی، هفتم مارس ۲۰۱۶:…  سئوال همه خانواده ها این بود چرا وقتی سران فرقه دم از به اصطلاح شعار خلق و آزادی شان می زند جرات ندارد که ما حتی برای چند دقیقه با افراد خود ملاقاتی داشته باشیم ؟ چه ریگی به کفش رجوی جن
 
 
 انجمن نجات، مراکز ایلام و مازندران، بیست و نهم فوریه ۲۰۱۶:…  فرقه رجوی در کمال بی حیایی و پُر رویی و سردر گمی از کسادی انتخابات در تهران و استان های مختلف ایران خبر داد و آمار رأی دهندگان هر حوزه را ۳ تا ۸ نفر اعلام کرد. وقتی رجوی در روز روشن و با این همه فیلم نمایش حضور گرم و به یاد ماندنی مردم همیشه در صحنه ایران را که نشانه عشق و علاقه عا