رجوی و شارلاتانیزم  – 2

رجوی و شارلاتانیزم  – 2

رجوی و شارلاتانیزمعبدالرحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و هفتم اوت 2019:… رجوی بارها گفته است و کسی هم نمی تواند اینرا حاشا کند که ملی گرایی یک دروغ است و کسانی راکه آنرامطرح می کردند تخطئه و می گفت فقط مبارزه با یک ایدئولوژی _ البته ایدئولوژی رجوی_ حقیقت دارد وبقیه همه اش فریب است! وملیت و ملی گرایی معنی ندارد و یک شعار امپریالیستی و برای انحراف توده هاست. اینکه می خواهم با پرچم و آرم سازمانی خودمان در جنگ شرکت کنیم هم یک فریبکاری و عین شارلاتانیزم است. رجوی و شارلاتانیزم 

Albanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian governmentThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

رجوی و شارلاتانیزم  – 2

عبدالرحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 26.08.2019

رجوی و شارلاتانیزم

دلیل اینکه من فرقه رجوی می گویم و نه مجاهدین؛ اینست که اسم سازمان مجاهدین بیشتر مصرف بیرونی دارد و  افراد داخل مناسبات خوب اینرا می دانند که در داخل این سازمان هرچه هست به نام رجوی است و همه چیز هم با نام او و بنام او مصادره می شودمثلا مریم خانم بارها در حرف هایش گفته و می گوید که آن سازمان مجاهدین که شما می شناختید بارها نابود شده و مسعود دوباره و صدباره آن را ساخته و سرپا کرده پس این سازمان مال مسعود و اسمش هم سازمان مسعود است ومسعود هم بارها گفته که سازمان مریم و همه بارها اینرا از این زوج دروغگو شنیده اند.

عبدلرحمان محمدیان آلبانی

عبدلرحمان محمدیان آلبانی

دربحث قبلی راجع به شارلاتانیزم؛ معنی وریشه آن ومصداق آن در فرقه رجوی صحبت کردیم و نمونه های عینی از تاریخچه فرقه رجوی که با این معنی مطابقت داردرا ذکر کردیم.
حال در این مطلب به ذکر چند نمونه دیگر می پردازیم.

-در اوایل جنگی گه بین ایران و عراق درگرفت خیلیها بیاد دارند ( اگر هم سن افرادی به این واقعه قد نمی دهد می توان به اسناد و نشریات آنزمان مراجعه کرد)که این فرقه در بوق و کرنا میکردکه نیروهای رزمنده سازمان مجاهدین اماده نبرد با دشمن متجاوزبوده و تعدادی از آنان هم در جبهه های جنوبی در حال جنگیدن هستند. اما ادعا داشتند که آنها می خواهند باآرم و پرچم خودشان در این نبرد شرکت کنند و مدعی بودند که مقامات ایرانی جلوی جنگیدن آنها با نیروهای عراقی را می گیرند.

کمی فکر کنید که چه دروغی در این نهفته است! پس نیرویی هست که می خواهد که با دشمن متجاوز بجنگد اما کسانی مانع این فریضه ملی می شوئد! چرا؟

ظاهر قضیه که جانفشانی در راه میهن است! اما چه میهنی؟

رجوی بارها گفته است و کسی هم نمی تواند اینرا حاشا کند که ملی گرایی یک دروغ است و کسانی راکه آنرامطرح می کردند تخطئه و می گفت فقط مبارزه با یک ایدئولوژی _ البته ایدئولوژی رجوی_ حقیقت دارد وبقیه همه اش فریب است! وملیت و ملی گرایی معنی ندارد و یک شعار امپریالیستی و برای انحراف توده هاست.

اینکه می خواهم با پرچم و آرم سازمانی خودمان در جنگ شرکت کنیم هم یک فریبکاری و عین شارلاتانیزم است. در کجای دنیا و در کدام کشور که در حال جنگ است؛( ماهیت رژیم حاکم هرچه می خواهد باشد, دمکرات یا دیکتاتوری یا هرچیز دیگر که اصلا ربطی ندارد) سابقه داشته و از این ببعد هم متصور خواهد بود که چنین چیزی اتفاق بیفتد که نیرویی بخواهد برای وطن و برعلیه متجاوز بجنگد ولی دنبال علم و کتل و نشان خودش باشد؟ پس اصل وحدت فرماندهی که برای پیروزی در یک جنگ مورد نیاز است چه می شود؟

 اما رجوی که دنبال جنگ نبود و این بهانه بود و اصلا به ملت و میهن اعتقادی ندارد، با عوامفریبی دنبال تبلیغ خودش بود و درعین حال می خواست بی جربزگی خودش را پنهان و اگر مردم و تاریخ از او بپرسد؛ کجا بودی و چه میکردی؟ دجالگرانه مدعی شود؛ من می خواستم؛ نگذاشتند و طلبکار هم باشد!

تا جاییکه یادم هست هواداران هم نسبت به این مساله قانع نبوده و نمی توانستند آنرا تفسیرکنند و آنرا غیرمنطقی می دانستندو بقول خودشان متناقض بودند، اما بنا براصل فرمانبرداری تشکیلاتی و وابستکی ذهنی که داشتند ناچار به پذیرش بودند.

خزعبلات مریم رجوی علیه عبدالرحمان محمدیان (+ از سرنگونی تا کشف قبور منتقدین مجاهدین خلق)ا

اما چند سال بعد دم خروس بیرون زد و با رفتن رجوی زیر پرچم صدام و شرکت در جنگ بنفع همان دشمن متجاوز و بر علیه فرزندان ایران ماهیت رجوی برملاو همین بود که رجوی ازنظرسیاسی سوخت و از طرف ملت ایران خائن خطاب شدو لقبی که برازنده رجوی بود به او داده شد.

این خیانت و عملکرد باعث شد که بعدا کشورهای دیگرهم ماهیت این فرقه را شناخته ودانستند که این فرقه را می شود براحتی خرید و برعلیه ایران در وقت مقتضی بکار بگیرند که بعدا آمریکا از همین خاصیت فرقه استفاده و آنرا در خدمت گرفت! البته رجوی این خیانت و خود فروشی سیاسی را هم با شارلاتانیز به ادامه مبارزه تفسیر می کرد،ولی هیهات که ملت ایران او را شناخته و اگرهم شبهه ای بود در پس این امتحانات برطرف شده است.

 داستان خودفروشی این فرقه و همکاری و جاسوسی برای آمریکا خود داستان جداگانه ای ایست که در جای دیگر به ان خواهیم پرداخت.

(پایان)

رجوی و شارلاتانیزم  – 2

لینک به منبع

***

مرگ مسعود رجوینارضايتى و فرار بعد از پيام منتسب به مسعود رجوى

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-و-نقض-حقوق-بشر-نجات-یافتگان/

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانیعبدالرحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، سیزدهم ژوئن 2019:… ما جمعی از اعضای سابق مجاهدین هستیم که بر اساس یک تفاهم نامه بین آمریکا، آلبانی و مجاهدین و با نظارت کمیساریا عالی پناهندگان به آلبان منتقل شدیم. همه ما درعراق با نمایندگان کمیساریا مصاحبه و خواهان اعزام به یک کشور آزاد برای ادامه زندگی بودیم (چیزی که در مجاهدین حتی فکر کردن به آن گناه است) اما برخلاف میل ما و بدون اطلاع ما کشور آلبانی انتخاب شد. مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی .

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانیمریم رجوی دروغ میگوید کمیساریا به آلبانی برگردد

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی

نامه آقای رحمان محمدیان به آقای فیلیپو گراندی رییس کمیساریای عالی پناهندگان

عبدالرحمان محمدیان ، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.06.2019

آقای کمیسر فلیپ گراندی

آقای عزیز،

ما جمعی از اعضای سابق مجاهدین هستیم که بر اساس یک تفاهم نامه بین آمریکا، آلبانی و مجاهدین و با نظارت کمیساریا عالی پناهندگان به آلبان منتقل شدیم.

همه ما درعراق با نمایندگان کمیساریا مصاحبه و خواهان اعزام به یک کشور آزاد برای ادامه زندگی بودیم (چیزی که در مجاهدین حتی فکر کردن به آن گناه است)اما برخلاف میل ما و بدون اطلاع ما کشور آلبانی انتخاب شد.

در اینجا تعدادی از این سازمان جداشده، تعدادی فرار و تعدادی هم بوسیله این سازمان اخراج شدند، چرا که دیگر به این سازمان اعتقادی نداشتند.

بر طبق توافق سازمان مجاهدین بایستی مخارج زندگی این افراد را پرداخت میکرد، اماین سازمان ازاین کمک سو استفاده و آنرا منوط به جاسوسی برعلیه بقیه واعلام هواداری از سازمان میدانست، چیزی که بر خلاف شخصیت و وجدان من و ما بود.

ما از کمیساریای عالی پناهندگان تقاضای کمک کردیم و زیر چتر حمایت آن قرار گرفتیم.

اما متاسفانه این حمایت و کمک اخیرا قطع شد و بعداز اعلام آن افراد نگران و در فشار و استرس شدید هستند. واین امر توجه ویژه وسریع شما می طلبد.

دولت آلبانی بر خلاف همه قوانین بین المللی حقوق انسانی ما را انکار و ما را از تمامی مزایای پناهندگی و پناهجویی محروم کرده است بطوریکه بعداز سالها حتی کارت اقامت معتبر و اجازه کار برای گذران زندگی را دارا نیستیم!

گفته می شود که مجاهدین پرداخت می کنند این یک فریب و دورویی است ، چیزی که سازمان مجاهدین به آن معروف است.

این سازمان تنها به افرادی پرداخت میکندکه طبق قوانین دیکته شده آن زندگی کرده، برای آن بر علیه دیگران خبرچینی و به سازمان اعلام وفاداری کنند،.

کارمندان کمیساریا در آلبانی از از این موضوع با اطلاع بوده و میدانند که مجاهدین به چه کسانی پرداخت میکنند و شما میتوانید از آنان تحقیق نمایید.

با احترامات فائقه:

رحمان محمدیان

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی

Mr. commissioner Philip Grandi

Dear Sir;

We are a group of former members of the Mojahedin who were transferred to the Albania country according to a trilateral Memorandum of Understanding between the United States, Albania and the MEK; all of them were interviewed by the High Commissioner for Refugees in Iraq, and wanted to move to an impartial country to continue their lives, but unfortunately they choose this country.

Here(in Albania) some people separated , some run away and some getting fired from MEK because they don,t believe to MEK anymore so wanted to make their own lives as they want and be free of slavery (in MEK this idea is cine ).

According to the agreement, the MEK would have to pay the living expenses of these people after the separation, but the organization has been abusing this help, waiting for the people! And behaved in accordance with its own dictated laws, we inevitably requested the help of UNHCR to protect our individual identities and freedoms.

but recently this support and service has been stopped. Following the decision of the commission, there are people who are under intense mental and physical pressure. All people suffer from mental and physical discomfort, and also suffer from physical illness and need immediate attention.

contrary to all international laws, granted humanitarian assistance, Albanian authorities deny and has deprived us of all the benefits of a refugee or asylum seeker, and after a few years, no definite status nor even work permits to earn money and live our life!

They say MEK will pay but it is duplicity from MEK as it is known for this kind of policy.

The MEK pays only for people that obey its orders and announce he is proMEK and spaying for it against others and live as the MEK wants, every month he goes to MEK Office to catch monny he must declare this ,but it is indifferent with my conscience and my dignity. I fled to be free of obligation.

UNHCR employees in Albania know well known about this. They know how catch from MEK and how does not, so it is possible to ask them about.

by great regard, Abdolrahman Mohammadian

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جیغ-بنفش-مریم-رجوی-مجاهدین-خلق-و-پاسخ-عب/

جیغ بنفش مریم رجوی و پاسخ عبدالرحمان محمدیان نجات یافته مجاهدین خلق در آلبانی

عبدالرحمان محمدیان، سایت نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم ژانویه ۲۰۱۹:… منظور  از اینکه من بعد از ۲۹ سال بیگاری از شما تقاضای کمک مالی کرده و حداکثر چند صد دلار به من در طول چندین ماه داده اید، چیست؟ خب آقایان نامحترم پس منکه عمر و جوانیم را برای شما صرف کرده ام و اصلا با بیرون هیچ ارتباطی ندارم و کسی را نمی شناختم چکار باید می کردم و پیش چه کسی باید می رفتم ؟ … 

عبدالرحمان مجمدیانجدایی عبدالرحمن محمدیان از مجاهدین خلق با ۲۸ سال سابقه تشکیلاتی

پاسخ عبدالرحمان محمدیان از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی به جیغ های بنفش مریم رجوی

جیغ بنفش مریم رجوی به خاطر اعلام جدایی آقای عبدالرحمان محمدیان

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی 

عبدالرحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۴٫۰۱٫۲۰۱۸

بار دیگر فرقه رجوی به کشفی دیگر نائل آمد و در رسانه های تبلیغاتی خود با جیغ و داد خبر از کشف مزدوری دیگر داد که آی داد آی بیداد که مردم بشناسید رحمان محمدیان که از ما جدا شد از  همان سال ۱۳۶۸ جاسوس و مزدور بوده است . اما چرا داد و فغان مریم رجوی به آسمان بلند شده است ؟ تنها به این دلیل که بازهم کسی پیدا شده که حاضر نیست آستان بوس این فرقه خشونت طلب باشد و  تنها گوشه ای خیلی اندک از واقعیت را در بیانیه اعلام جدایی خود بیان کرده است. کجای اینکار مزدوری است و مزدور در قاموس این فرقه چیست؟ الله اعلم !
من مگر چه نوشته ام ؟

خود بی بته و بی وطنشان هم خوب می دانند که حتی یک اپسیلن در نوشته من دروغ نیست و این فقط گوشه ناچیزی از واقعیت دردناک رفتار و مناسبات تلخ انان است و جدا شدگان از مجاهدین خلق به دلائل مختلف و البته ترس از شانتاژو شارلاتانیزم این جماعت از خدا بی خبر نمی توانند به این مسائل پرداخته و حتی اشاره هم بکنند چون سریع گارگاه دروغ پراکنی اینان شروع بکارکرده و لجن های درون خودشان را به سر و روی آنان می پاشد و این افراد بی دفاع ، تنها و آسیب پذیر هم نه پشتوانه ای دارند و نه پشتیبانی که وارد این کار شوند وگر نه دلی پر خون از دست این جماعت دارندو پای صحبت هر کدام که می نشینی داستانها از فساد و دروغ و دجالیت از فرقه در سینه دارند ولی مجال گفتن ندارند.
خوب آقایان نامحترم مگر من از فرقه شما جدانشده ام این چیزهایی هم که خودتان چاپ کرده اید حاکی از این نیست چرا من حق ندارم اینرا علنی کنم؟ مگر با این ” اعلام جدایی از مجاهدین خلق ” شما را چه می شود؟

چند روز پیش بعد از چاپ اعلام جدایی من از این فرقه، در یکی از سایتهای دروغ پراکنی این جماعت بعضی کاغذ پاره ها را با امضای من چاپ کرده بود که بسیار جالب و بیشتر افشاکننده ماهیت ضد مردمی خودشان است چراکه؛

یکم) معلوم می شود که انبوه کاغذها که دربرهه هاو با بهانه های مختلف از افراد می گیرند نیت خیر درش نیست و فقط برای بستن پای افراد و مدرک سازی بر علیه آنان است و البته همه افراد در درون تشکیلاتشان اینرا می دانند وهیچ کدام هم اعتقادی به صحت این اوراق ندارند ولی ناچارند که امضاء کنند.

دوما)همه می دانند که این اوراق را هیچ کس از روی رضا و بدلخواه نمی نویسد و همه آنزمان هایی هم که آن جعلق رجوی و اذنابش می گویند افراد را مخیر کرده ایم که مثلا اگر خواستند بروند هم دروغ و شارلاتانیزم و مصرف بیرونی و تبلیغاتی دارد چون در این طورمواقع هم متن نوشته از خود دجالش می آید که چه بنویسند و هم اگرکسی هم در نوشتن تعلل و تاخیر کند آن بلاهایی را بسرش می آورند که همه میدانند و کاری می کنند وآنقدر نفررا تحت فشار می گذارند که حاضر می شود هر چه می خواهند بنویسد و امضاء کند فقط دست از سرش بردارند.

سوم) وقتی من آن برگه اعلام جدایی را می نوشتم، مرتضی اسماعیلیان (جواد خراسان) دیکته می کرد و من می نوشتم، منکه مدتی بود می خواستم بیرون بیایم ولی کارشکنی می کردند ناچار بودم هرچه می گوید بنویسم .( حتما می گویند این هم دروغ است )؟!

چهارم) منظور  از اینکه من بعد از ۲۹ سال بیگاری از شما تقاضای کمک مالی کرده و حداکثر چند صد دلار به من در طول چندین ماه داده اید، چیست؟ خب آقایان نامحترم پس منکه عمر و جوانیم را برای شما صرف کرده ام واصلا با بیرون هیچ ارتباطی ندارم و کسی را نمی شناختم چکار باید می کردم و پیش چه کسی باید می رفتم ؟منکه در فرصت کوتاهی که بدلیل اشغال عراق توسط آمریکا و حفاظت اشرف بوسیله انها، خانواده ها می توانستند بیایند و سر بزنند هرچه برای من پول آوردند را بدون اینکه بشمارم بشما دادم و ضمنا مگر این پولها و امکانات که شما از آن برخوردارید و ملیونی خرج می کنید ( مثلا فقط هزینه وسایل آرایش مریم خانم سر به ملیونها دلار می زند )حق کیست و مثلا اموال اشرف را کی ساخته ؟ و هزینه این امکانات از کجا تامین شده است ؟

مگر اینها جز حاصل عمر ما است و یا با دوز کلک و دروغ از خانواده های ما تامین کرده اید؟ مثلا بدون اطلاع افراد با خانواده انان تماس می گرفتند که فلانی مریض و مثلا در فلان کشور ما او را بستری کرده ایم ولی مخارج او زیاد است و شما مقداری کمک کنید و خانواده ها را با چه درد سرها م خطراتی مواجه می کردند. اونهایی که توی این فرقه بود ه اند می دانند که امثال ما… در گرما وسرما کار می کردیم و می ساختیم و البته تعدادی هم در اتاقهای شیک و گرم و نرم، یا سرگرم فساد خودشان بودند ویا مواظب این بودند نکند کسی که خسته شده بنشیند و یا کمی اضافی استراحت کند.

پنجم) مگر خود دجال رهبرتان ( البته اگر شما درست می گویید او زنده و آ ن نشستهای کذایی که نوشتاری بود واقعا خودش بوده ) در لیبرتی اعلام نکرد بعد از یکهفته مذاکره بین تیم ما به سرپرستی شریف و دولت آلبانی ما شروطی از جمله تامین افرادی که از ما جدا می شوند را تقبل کردیم، پس چرا برای دادن چندرغاز افراد را اینقدر اذیت می کنیدو باید مطیع اوامر شما باشند و دست از پا خطا نکنند و بارها افراد را تهدید به قطع همین مختصرکمک مالی می کنید؟

بگذریم که وقتی هم کمیساریا مدتی تقبل کردکه به افراد کمک مختصری بکند با ملاقاتهای آنچنانی با بعضی مقامات کشوری و رشوه وتلاش کردید که آنرا قطع کنید و افراد را وابسته به خودتان نگه دارید ؟(یکی از کارمندان کمیساریا در جواب اینکه چرا کمک به افراد را ادامه نمی دهید گفت، ای آقا دست ما نیست افرادی از سازمان «مخصوصا فردی بنام مرتضی اسماعیلی »با ملاقات با مقامات کشوری در اینکار اخلال می کنند و مقامات را خریده اند، ما چکار کنیم )!!

ششم) آره درسته من از سازمان شما تقاضای کمک مالی کردم و «بگفته همه جداشدگان، بعد سالیان متمادی جان کندن برای شما این مینیمم حق ماست، که البته شما حضرات ازحق و حقیقت بسیار دورید ». وقتی که من می خواستم بیرون بیایم جواد خراسان از من پرسید، کسی یا فامیلی را داری که هزینه ات را تقبل کند و من گفتم نه بعد گفت پس باید از سازمان تقاضای کمک مالی کنی تا اگر قبول کرد از صندوق سازمان بتو پرداخت شود. البته جواب را خود نامردش می دانست چون بخوبی میدانست که من نه با خانواده در تماس بوده و نه میدانستم کجا هستند و چکار می کنند و نه کسی را می شناسم، آخر این نامردان که میدانستند که افراد نه باکسی در تماس بوده اند ونه ازدنیای بیرون اصلا خبر دارند و ایزوله از همه جا و بقول بقیه در غار بوده اند، واو متن را دیکته و من نوشتم، در فرصتهای بعدی هم متن را طبق دیکته ای که افراد دفترشان می گفتند می نوشتیم، و اگر واوی جا می افتاد باید دوباره می نوشتیم که مقبول آقایان باشد.

یک واقعیت دیگر؛ چرا در ۲۰۱۸ دیگر بمن پرداخت نکردید؟

چون دیگر حاضر نشدم طاق به طاق و نعل به نعل مطیع شما باشم و فرمایشات شما را از جمله اینکه با چه کسی صحبت کنم یا نکنم و یا با چه کسی رابطه داشته باشم را بپذیرم .آقایان مگر غیر ازاین است و دلیل دیگری هم داشته است؟ البته وقتی شما بمن گفتید که از سال جدید دیگر کمک قطع می شود و فکری بحال خودت بکن به تعدادی دیگر گفته بودید شما خیالتان راحت باشد منظور شما نیستید و این افراد که خودتان هم می دانید بعدا هم از شما کمک دریافت می کردند البته در مواردی هم برای بعضی کارها ! اضافه هم می گرفتند و اینطرف و آنطرف هم سنگ شما را به سینه می زدند که به گوش شما برسد و کمک هزینه شان را قطع نکنید، بلکه در مواردی کمکهای اضافه هم بگیرند(اگر لازم شد من می توانم با اسم بگویم که کجاوکی خودشان گفته اند ).

نکته دیگر در بی اعتباری کاغذ های که شما رو می کنید؛ وقتی که به لیبرتی منتقل شدیم همه می دانند بعد از مدتی یک ورقه آمد که شامل ۱۲ محور بود ورقه چاپی بود و افراد بلااستثناء باید باخط خودشان می نوشتند و امضاء می کردند ، من تعدادی از محورهای آنرا ننوشتم و مختصر نوشتم چون قبول نداشتم و مزخرف نوشته بود و پربود از تملق و دروغ، باصطلاح اف قرارگاه آنزمان مرا صدا کرد و گفت که نوشته ات ناقص است تکمیل کن من مقداری اضافه کردم و چون حاضر نبودم بنویسم گفت حالا من اینرا می فرستم ولی میدانم قبول نمی شود، بعدا دوباره مرا صدا کرد [افرادی که داخل تشکیلات شما بوده اند و هستند معنی صدا کردن و چگونگی آنرا می دانند ] گفت نوشته ات مورد قبول واقع نشده و باید کامل و بی کم کاست همانی که گفته شده را بنویسی و امضاء کنی! گفتم آخه من این مواد را قبول ندارم؛ گفت اولا مجاهد حق انتخاب و اینکه چه خوب است و چه بد را ندارد! رهبری هرچه گفت «سمعا و طاعتا » ثانیا اینهمه کاغذ داده ای اینهم روش ! وقتی گفتم آخر به چه درد می خورد وقتی من چیزی را که قبول ندارم امضاءکنم و قبول نمی کردم آخر سر گفت: ای رحمان جان این چه حرفیه؟ قبول داشتن یا نداشتن مهم نیست مگه می خواد چی بشه از این کاغذها تو سازمان خروار خروار هست به چه درد می خوره وبه کجای کسی می خوره؟ برای ما هم دردسر درست نکن و یه امضاء بکن هم خودت هم ما را راحت کن. منهم برای گریز از دردسری که می گفت و درست هم می گفت نوشتم و امضاء کردم. اگر ریگی به کفشتان نسیت آن چند برگ را هم چاپ کنید و نه فقط همانی که فکر می کنید بنفع شماست که اینطور نیست و همه دیگرفهمیده اند و می پرسند اینهمه کاغذ ومدرک و امضاء از نیروی به اصطلاح جان بر کف و مومن و پایبند به این راه برای چی بوده و هست؟! ( من بازهم بدلیل بعض ملاحضات اسم این فرمانده را ذکر نکرده ام اما اگر حاشا شود با ذکر جرئیات بیشتر اسم خواهم آورد)!بعدا دیدم برای یکی از افراد همین ورقه را مثلا رو کرده اند که ببینید نفر با خط خودش و در کمال آزادی نوشته که سازمان چه لطفهایی در حق او کرده و امضاء هم کرده است و چقدر مضحک است در درون تشکیلات آنهم از نوع مریمیش صحبت از اختیارو آزادی بشود.

نکته دیگر اینکه چقدرکم کاغذ رو کرده اید ! امثال من که در طی مدت بیش از ربع قرن در درون شما بیش از اینها کاغذ داده و امضاء کرده ایم بیشتر رو کنید چراکه بیشتر افشاکننده خود شماست، چون اگر درسته پس چرا بای این افراد بعد اینهمه سال و زحمت و … اینطور رفتار می کنید؟ و اگر نه پس چرا اینهمه سال این افراد که می گوئید چنین و چنان بودند را نگه داشتید. آقایان عرض خود می برید و زحمت ما می دارید و حالا شما می خواهید بگرد تا بگردیم .

(پایان)

مجاهدین خلق و نقض حقوق بشر نجات یافتگان در آلبانی 

***

همچنین: