رجوی و لاف در غربت

رجوی و لاف در غربت

رجوی و لاف در غربترحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، هفدهم دسامبر 2019:… حالا حکایت فرقه رجوی است رجوی که عادت به گزافه گویی و لاف در غربت زدن دارد بازهم در نقش رهبر خلقهای منطقه ظاهر وبا شارلاتانبازی؛ لاطائلاتی رادر قالب اطلاعیه به اسم  ارتش موهومش در سیمای به اصطلاح آزادیش عنوان کرد  که مرغ پخته را هم می خنداند. البته حسرت بدلی رهبربودنش را دوباره بیان می کند اما طنز قضیه اینست که مدعی کانونهای شورشی در عراق و لبنان شده است وبرای  جوانان انقلابی عراق دل می سوزاند و انگار یادش رفته است یا خودش را به نادانی زده است که خودش زمانی با کمک صدام و بعد از ان با کمک نیروهای آمریکایی آنها را سرکوب می کرد و دنبال سوء استفاده خودش از آنان بود!  اما مردم عراق فراموش نکرده اند! رجوی و لاف در غربت 

رجوی و لاف در غربتکانونهای شورشی عراق رجوی و توک توک ها

رجوی و لاف در غربت

بوی کباب شنیده ای اما خر داغ می کنند

عبدلرحمان محمدیان

آقای عبدالرحمان محمدیان

رحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران آزادی ـ 16.12.2019

در زبان شیرین فارسی برای کسانی که لاف می زنند وبرای کسانی که اورا نمی شناسند و بی اطلاع هستند از خودشان تعریف دروغ می کنند مثلی هست نغز که  می گوید :

لاف درغریبی و … در بازار مسگرها.

حالا حکایت فرقه رجوی است رجوی که عادت به گزافه گویی و لاف در غربت زدن دارد بازهم در نقش رهبر خلقهای منطقه ظاهر وبا شارلاتانبازی؛ لاطائلاتی رادر قالب اطلاعیه به اسم  ارتش موهومش در سیمای به اصطلاح آزادیش عنوان کرد  که مرغ پخته را هم می خنداند. البته حسرت بدلی رهبربودنش را دوباره بیان می کند اما طنز قضیه اینست که مدعی کانونهای شورشی در عراق و لبنان شده است وبرای  جوانان انقلابی عراق دل می سوزاند و انگار یادش رفته است یا خودش را به نادانی زده است که خودش زمانی با کمک صدام و بعد از ان با کمک نیروهای آمریکایی آنها را سرکوب می کرد و دنبال سوء استفاده خودش از آنان بود!  اما مردم عراق فراموش نکرده اند! حافظه خلق ها تیز و مخصوصا این گونه موارد را همیشه بیاد دارند.

کانونهای شورشی رجوی و تخم مرغهای خانم باجی

همه بیاد دارند که بعد از سرنگونی صدام ارتش آمریکا چه رفتار خشنی با مردم عراق داشت و چطور مناطقی را محاصره و با برای گرفتن یک نفر در یک ده؛ کل اهالی ده را با تانک و تیربارهای سنگین لت و پار می کرد و یا همه این جمله را پشت خودرهای آمریکایی دیده بودند که به مردم عراق هشدار می داد فاصله 100 متر را با خودروهای آمریکایی حفظ کنند وقتی خودهای امریکایی در جاده ای حرکت می کردند تقریبا ان جاده بسته و کسی حق نداشت به انها نزدیک شود و یک مسیر چند کیلومتری برای مردم ساعت ها معطلی در پی داشت! اگر کسی اشتباه می کرد و یا مریض و یا مجروحی در ماشینش بود وکمی عجله میکرد چطور امریکایی ها ماشین را باهمه سرنشینان منهدم می کردند؛ اما جالبی قضیه این بود که فرقه رجوی که خودش را به آمریکا فروخته و منافع آن را دنبال می کرد ملاقاتهای سه جانبه می گذاشت و مردم عراق را تشویق به سازش با ارتش آمریکا  می کرد و البته یک بهانه هم می خواست و استدلال می کرد که ارتش امریکا درسته که کشور شما را اشغال کرده ولی تهدید اصلی و اشغال پنهان از جانب ایران است و دشمن اصلی ایران است و ما بکرات می دیدیم که عراقی تا جایی که می توانستند اینرا قبول نمی کردند و عموم کادرهای این فرقه هم این موضوع را به تمسخر می گرفتند و یادش بخیر یکی از کادرهاکه مسئول قسمتی ازکار هم بود چون بمن اطمینان داشت که بکسی نمی گویم به طنز می گفت آمریکا اگر قدر مارا نداند که از خودشان بیشتر منافع آنها را می فهمیم  و عمل می کنیم احمق است و می گفت حتما رامسفیلد خوب مارا شناخته که اینقدر دنبال حفظ مااست، ویا می گفت آمریکا اگر به فکر منافعش در عراق باشد باید به همه ما تابعیت آمریکایی بدهد ما از امریکایی ها، آمریکایی تر شده ایم بنارم به این رهبری که چقدر هشیار است و بعدش می زد زیر خنده! واز این فاکت هافراوان بود !

کانون های شورشی (ادعایی مریم رجوی، مجاهدین خلق ایران) از سه دیدگاه

یادم هست که روزی بقول آنها یک کمیسیون سه جانبه در جریان بود؛ بقول فرقه مسئولیتش هم با قسمت مابود و افرادی هم که قرار بود به اسم عراقی در این کمیسیون شرکت و با فرماندهان آمریکایی صحبت کنند در استخدام قسمت ما بوده و  پرداخت حقوق ماهانه تعداد زیادی از آنان با خود من بود – غیر از آنانی که روزانه و برای کارهای دیگر روزانه پرداخت می کردم – در میان آنها کسی بود که از (میخ) های قدیمی ما بود، من با او همیشه سروکار داشتم او در استخدام افراد و یا بکارگیری افراد برای کارهای مختلف بما کمک می کرد. این فرد در این جلسه شرکت نکرده بود . از او سوال کردم چرا توی جلسه نرفتی خندید و گفت من میدانم می خواهند بما چه بگویند. ازاو پرسیدم، نظرت چیست؟ خندید وگفت سید رحمان  رو راست باشیم؛ شما خوب پول می دهید ولی اصلا نمی دانید بیرون چه خبر است. منهم خندیدم و گفتم نه ما اخبار بیرون را با جزئیات دنبال می کنیم.

اینبار اخم کرد و گفت شما تحلیل خودتان را دارید و البته با واقعیت بیرون اصلا یکی نیست شما نمی بینید که سربازان امریکایی چه رفتارخشنی با مردم دارند و چه بی ناموسی هایی می کنند. من آن بیرون هر روز و هرشب شاهد جنایاتی هستم که در حق امثال من تکرار می شود شما نمی بینید که بیرون چه توحشی هست ! شما تحلیل را از لای کتاب در می آورید ولی اصلا درست نیست.  منکه دیدم خیلی ناراحت و عصبانی است؛  از طرفی نمی خواستم ادامه بدهد و دلم بحالش سوخت ، دستش را گرفتم و گفتم ناراحت نباش حالا بریم یک چای بخوریم سیاست را بگذاریم برای کسای دیگه ما کار خودمان را بکنیم، کمی آرام گرفت و بعدش گفت مردم ما دارند قتل عام می شوند ولی تو میگویی سیاست؟ اون بیرون جنایت دارد هر روز تکرار و هرروز هم بیشتر می شود.  بعد کمی خودمانی شد و چون ترحم را در حالت من دید گفت ما ناچاریم که پیش شما بیاییم چون تمام کاروکسبمان از بین رفته و گرسنه ایم و برای سیر کردن شکم زن بچه هامون میام پیش شما ولی شما اشتباه می کنید.

کانون های شورشی مجاهدین و استراتژی توهم

نمونه دیگر؛  ما تعدادی افراد را در استخدام داشتیم که به آنها «کی» می گفتیم  و مدتها از ما حقوق دریافت می کردند که همه اینرا می دانند؛ در حوادث 6 و 7 مرداد که رجوی اینهمه تبلیغ آنرا می کند تعدادی از آنها را در لباس پلیس دیدیم اتفاقا بیش از بقیه با ما خشن برخورد می کردند و استدلالشان هم این بود که شمادر خاک ما بودید اما بادشمن ما آمریکایی همکاسه شدید؛ ما از شما متنفریم.

در واقعه خونین 19 فروردین هم که رجوی نالایق تعدادی را فدای خودش و استراتژی منحوسش کرد تعدادی از همین افراد بودند و بشهادت بچه هایی که آنجا در خیابان 100 بودند من خودم از آنها سوال کردم که شما چرا ما را می زنیدشما که ما را می شناسید ؟

جوابشان این بود :اتفاقا چون می شناسیم که چطور همدست آمریکایی ها در خون مردم عراق دست دارید بیش از بقیه خواهان اخراج شما از عراق هستیم!

 البته اگر فرقه بخواهد اینها را با شامورتی بازی انکار کند من می توانم اسامی نفرات عراقی و تمامی کروکی و مسئولین فرقه در این قسمت را ذکر کنم.

توجه دارید که آنچه رجوی به آن می گوید یگانهای شورشی در عراق؛ با دجالیت از بذری که در عراق کاشته است صحبت می کند وبرای افرادی که در جریان نیستند پز می دهد که چنین و چنان می بینید چه حاصلی داده است. و شاید یک آدم بی اطلاع هم فکر کند که خبری است.

کانون های شورشی ، از میلیشیا تا پیاده نظام امپریالیسم در ایران

در اطلاعیه فرقه نکته دیگری هم بود. برسم چابلوسی و نان به نرخ روز خوردن که شیوه رجوی است می خواهد دل آقای سیستانی راهم بدست بیاورد و بنرمی یک تعظیم می کند چون رجوی مرجعیت راکه قبول ندارد وخودش را اولی تر از همه و حتی حجت خدا بر روی زمین میداند ولی برسم چاپلوسی ( همان کاری که بعد پیروزی انقلاب ایران می کرد و خودش را به همه افراد مطرح وقت می چسباند و لی بوقتش به آنها پشت و خیانت می کرد! ) در عراق هم به هرکس که در مصدر کاری بود و یا ممکن بود قرار بگیرد اول  دعا و ثنا می فرستاد؛ – همه اعضا تعریف و تمجیدهایش را از مالکی و عبدالمهدی و جعفری و بارزانی بیاد دارند که چه انسانهای خوب وشریفی هستند-   ولی بعد که دید فایده ای ندارد به ارباب بزرگ نزدیک تر و اینها را به باد دشنام می گرفت.

القصه باید به این رجوی جعلق گفت بس نیست که خیزشهای مردم ایران را در هر زمان که بوده خراب کرده ای حالا عراق و لبنان را هم اضافه کرده ای حقا که روت زیاده و بقول مردم خودمان« رو که نیست سنگ پای قزوین است»

و بازهم باید باین مردک گفت؛ بوی کباب شنیده ای اماخر داغ می کنند.

رحمان محمدیان –  تیرانا- آذر 98

رجوی و لاف در غربت

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/حسرت-به-دلی-رجوی-برای-قدرت/

حسرت به دلی رجوی برای قدرت

حسرت به دلی رجوی برای قدرترحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و هشتم نوامبر 2019:… اما رجوی که شهامت اعتراف به اشتباه را نداشت و از طرفی می ترسید که سر این قضیه که باز شود دیگر نمی تواند مثل شاهان عمل و این سازمان و اعضا رااین چنین در چنگ داشته باشد دست به یک شامورتی بازی که در اجرای آن استاد بود زد. باید مریم را در راس امور داشته باشد تا بوسیله او اهداف شومش را به کرسی بنشاند ولی چطور؟  با اسامی و عنوانهای دهن پر کن و فریبنده، البته با استفاده از اهرم تشکیلات و تعدادی معدود که آنها هم نفعشان در این است . اول مریم مسئول اول سازمان و بعد هم مثلا رئیس جمهور.حسرت بدلی که روی دلش مانده بود اینطور زد بیرون. رجوی که خود را رهبر عقیدتی می خواند و مریم او را واجب الاطاعه می خواند آرام آرام در حد امام و معصوم بالا می برد و داستان معصومیت رهبری از مصون بودن او را که در مناسبات تکرار می شد را همه بیاد دارند. حسرت به دلی رجوی برای قدرت 

حسرت به دلی رجوی برای قدرترئیس جمهور مریم رجوی – پیرزن متوهم

خاطرات مهرماه (قسمت دوم)

حسرت به دلی رجوی برای قدرت

انتخاب یا انتصاب مریم رجوی به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین ؟

کودتای خزنده رجوی علیه رقیبان احتمالی

رحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران آزادی ـ 27.11.2019

لینک به قسمت اول

گفتیم که ریاست انتخاب مریم قجر بعنوان مسول اول این فرقه با دستوری از بالا بوسیله جعلق رجوی؛ بدون اینکه بقیه اعضاء در هر سطحی که بودند حق اظهار نظر داشته باشند ویا قبلا اصلا چنین چیزی را بتوانند تصور کنند اما فقط با یک پیام از جانب مثلا فرمانده کل نیروهای انقلاب و رهبر عقیدتی  اتفاق می افتد و بوسیله سلسله مراتب تشکیلات بقیه اعضاء وادارمی شدندکه با شور هیجان و این انتخاب را مبارک و خجسته بدانند وبه شادی وجشن بنشینند.

رجوی با یک کودتای خزنده کنترل تمام و کمال سازمان را از تمامی مسولین و همراهان سابقش گرفت و همه را در اختیار مریم جانش قرار داد و با سالها روضه خوانی و نشست های بقول خودشان برای اعضای تلاش کرد یک شخصیت کاریزما برای مریم درست کند و همه را وادار کرد که به تعریف و تمجید مریم بپردازند. قبلا بنا به گفته مسئولین سازمان که در جریان قضایا بودند همه رابا اجبار و شامورتی بازی وادار به اطاعت کرده و با یک داستان و کشف مثلا انقلابی  بنام انقلاب ایدئولوژیک درونی پر همه را قیجی کرده بود و مسئولین چه داستانها از این ماجرا که تعریف می کردند و بقیه را هم که نبودند و شاهد عینی نبودند می ترساندند که برادر مسعود چنین و چنان کرد واین قضیه شوخی بردار نیست و می خواهی بمانی و مثلا انقلابی باشی باید همین باشی.

همه اینها فقط یک هدف داشت بااین چهره و کاریزما دیگر کسی نمی توانست روی حرف رجوی حرفی زده و یا از کار اواشکال بگیرد و بپرسد که این همه سال وعده دادی و تفسیر کردی و … چرا هیچکدام به واقعیت نپیوست و چرا حتی یکبار به خودت اشکال نمی گیری و کسی نمی تواند که بگوید آقا وقتی که نمی توانی حداقل بگو آقا اشتباه شد و مثلا بدین وسیله می شود این اشتباه را تصحیح و یا از عواقب آن جلوگیری کرد. اما رجوی که شهامت اعتراف به اشتباه را نداشت و از طرفی می ترسید که سر این قضیه که باز شود دیگر نمی تواند مثل شاهان عمل و این سازمان و اعضا را این چنین در چنگ داشته باشد دست به یک شامورتی بازی که در اجرای آن استاد بود زد.

باید مریم را در راس امور داشته باشد تا بوسیله او اهداف شومش را به کرسی بنشاند ولی چطور؟

با اسامی و عنوانهای دهن پر کن و فریبند، البته با استفاده از اهرم تشکیلات و تعدادی معدود که آنها هم نفعشان در این است . اول مریم مسئول اول سازمان و بعد هم مثلا رئیس جمهور.حسرت به دلی که روی دلش مانده بود اینطور زد بیرون.

رجوی که خود را رهبر عقیدتی می خواند و مریم او را واجب الاطاعه می خواند آرام آرام در حد امام و معصوم بالا می برد و داستان معصومیت رهبری از مصون بودن او را که در مناسبات تکرار می شد را همه بیاد دارند.

پس رجوی رهبر عقیدتی و از اشتباه مصون است و اگر هم خط و خطوط  اشتباه و به انحراف رفته استً! اشکال نه  ازرجوی بلکه کج فهمی اعضاء و بد کار کردن آنها بوده که خط را خوب پیش نبرده و در این میان هم اعضاء و کادرها را می شود خفه کرد و تازه  مریم خانم طلبکار هم بود و می گفت پس شما به این رهبری بدهکارید که خط درست را داده و هدایت کرده اما شما خط اورا خراب کرده و از چهره او مایع گذاشته و خرابش کرده اید!!!

با این شامورتی بازی و فریب (شارلاتانیزم ) این زوج فرییبکار از زیر بار هر گونه انتقاد در که می رفتند که هیچ بقیه که شب و روز هم نداشتند تا فرمایشات ایشان را اجرا کنند بدهکار بودند و به این ترتییب همیشه در زیر مهمیز این دو فرد از خدا بی خبر له می شدند و حق اظهار وجود که هیچ؛ انقلاب و انقلابیگری هم در گرو اطاعت بی چون و چرا از رهبرعقیدنی  است  بیایید و بگویید که ما بر شما منت گذاشته و سکان رهبری شما را بعهده گرفته ایم و خودتان را نفی کنید و به گناهانتان در کوتاهی در حرف شنویی از ما و کم کاری در پیشبرد خط و خطوط اعتراف کنید تا شاید بخشیده شوید. یا للعجب!

بدین ترتیب ایندو با کمک افرادی معدود بقیه را مطیع و سازمان را عملا به یک سازمان مافیایی تبدیل کردند و حق و حقوق را از همه گرفته و همه را حق رهبری دانستند و کسی هم حق نداشت که به این حیطه وارد شود که گناه کبیره و غیر قابل بخشش است اگر هم کسی وارد می شد ناپدید می شد!

همه بیاد دارند که این دو نفر چطور همدیگر را ستایش و باقی افراد هم وادار می شدند که به ستایش آنچنانی این دو نفر بنشینند بصورتی که گاه حال همه را به هم می زد و موضوع محفلهای بقیه اعضاء می شد.

پس یکی شد حجت خدا بر روی زمین ( مریم خانم بارها و به انحای مختلف؛ چه مستقیم وچه غیرمستقیم تکرار کرده بود) و یکی که شد رهبر جان و روح و هر تصمیمی هم برای بقیه اعضاء می گرفتند باید بادل و جان از طرف بقیه اعضاء پذیرفته می شد و اگر کسی به این شک می کرد بقیه اعضاء باید از رهبری خود که مقدم بر همه چیز است دفاع کرده حساب آن فرد ناشکر و نمک نشناس را برسند  وداستان هنوز ادامه دارد…

حالاشما بگوئید کجای این بد است؟

افراد خودشان قبول کرده اند و حق رهبریشان را از بقیه می گیرند. کجای این بد است؟

رحمان محمدیان – تیرانا – مهر 1398

حسرت به دلی رجوی برای قدرت

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جیغ-بنفش-فرقه-رجوی-از-گزارش-بی-بی-سی/

جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سی

جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سیرحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، بیستم نوامبر 2019:… توجه داشته باشید که جملات کوتاه و بافاصله است و هیچکدام وصل به بعدی نیست ولی رجوی که خود را در زمینه کتابت و بلاغت هم سرآمد روزگار می داند حالا اینجا به نفعش نیست و مغلطه می کند و در حالیکه خودش در آفساید است توپ جمع کن بدبخت را وارد ماجرا کرده که حتی می ترسد واژه “سکس ” را از جمله ” مجاهدین خلق ، گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند ” را به زبان بیاورد که نکند شب توی ” دیگ ” نشست مغزشویی برود. هم چنین توپ چمع کن رجوی در افساید مانده نمی گوید که چرا افراد در درون سازمان مجاهدین دفتر کوچکی دارند که باید لحظات عاشقانه و  تناقضات جنسی خود را روزانه در آن بنویسند و هر شب در نشست هایی تحت عنوان ” دیگ ” ، ” عملیات جاری ” و ” غسل ” شرکت  کرده  و با خواندن تناقضات جنسی از درگاه رجوی توبه کنند. جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سی 

جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سیمجاهدین خلق فرقه مافیایی است. مراقب فرزندانتان باشید

بازهم کوه موش زایید !

جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سی

رحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران آزادی ـ 19.11.2019

بازهم چه شده که اینقدر این فرقه داد و فریاد راه انداخته که آی داد و آی بیداد مردم خبرنگاری پیدا شده و جراُت کرده و کمی از واقعیت های این فرقه را گفته و این جز جگر زده چرا اصلا وارد حریمی شده که ما با تمام توش و توان سالهای سال است از همه مخفی کردیم.

من گاهی بر حسب عادت و شاید هم کنجکاوی سری به سایت و تلویزیون این فرقه می زنم که ببینم بازهم آه و فغانشان از چه چیزی بلند است و بازهم این دستگاه دروغ پراکنی رجوی شارلاتان به چه کشفی نائل آمده است ! مزدوری دیگر ویا..

آخه در منطق این مردک و اذنابش همه  باید از او تعریف و تمجید کنند و الامزدورند!

آخه دمب امریکا بودن و از عربستان و … پول گرفتن که عیب نیست. برای مردم ایران که تحریم و بدبختی طلب کردن از درگاه امپریالییزم عزیز که مزدوری نیست. اماوای؛ هرکس بخواهد بفهمد رجوی چه جعلقی است و چکار کرده و می کند می شود مزدور!

در تلویزیون دروغباف این جماعت سیمای مقاومت(سوء استفاده از نام مقاومت)؛ گاهی پسرکی نادان و البته بزرگ شدۀ در  دستگاه فریب و ریای رجوی برنامه ای دارد بنام آفساید که خیلی لوس وبا ادا و اطوار و بسیار بچگانه اجرا می کند و البته فکر می کند که خیلی هم هنرمند است. اینرا می گویم چون من این بچه را می شناسم که چقدر عقده ای و متوهم است. بیاد دارم که دوستان خودش منظورم افرادی که با او نزدیک و یا همکارو همرده هستند همیشه می گفتند که این بچه آنقدر متوهم و عقده دارد که فکر می کند در جهان تک است مثلا می گفتند که ازاینکه بگوید من خوشتیپ ترین و خوش گوترین گوینده هستم و رودست ندارم اصلا ابایی ندارد و این نقل مجلس دوستانش بود.

حالا هم این بچه را سر کار گذاشته وبرنامه ای برایش ترتیب داده و به صحنه آورده اند که مشتی حرف مفت را سرهم کند ومثلا برنامه رادیو بی بی سی را نقد و مچ خبرنگار آن را بگیرد و عجب نقدی کرد. حالاچه کسی برای این بچه متوهم متنی نوشته و سرکارش گذاشته بگذرد ولی سوز دل رجوی از گزارش بی بی سی را خوب عیان کرد.

نکته هایی که در این مسخره بازی از گزارش بی بی سی گرفته شد را نگاه کنید اول خبرنگار یک بیوگرافی کوتاه از این فرقه و آنچه را در بیرون و در نگاه آنهای که به این سازمان نگاه می کنند بیان کرد خیلی هم کوتاه؛ اصلا هم نه تایید کرد و نه تکذیب. ولی هرکس این متن را نوشته انگار اصلا در این دنیا زندگی نمی کنه و نمیداند یک گزارش گر اول یک خلاصه و تاریخچه می گوید بر اساس آنچه شنیده و یا دیده است .

توجه داشته باشید که جملات کوتاه و بافاصله است و هیچکدام وصل به بعدی نیست ولی رجوی که خود را در زمینه کتابت و بلاغت هم سرآمد روزگار می داند حالا اینجا به نفعش نیست و مغلطه می کند و در حالیکه خودش در آفساید است توپ جمع کن بدبخت را وارد ماجرا کرده که حتی می ترسد واژه “سکس ” را از جمله ” مجاهدین خلق ، گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند ” را به زبان بیاورد که نکند شب توی ” دیگ ” نشست مغزشویی برود. هم چنین توپ چمع کن رجوی در آفساید مانده اشاره نمی کند که در گزارش بی بی سی امده بود که :  افراد در درون سازمان مجاهدین دفتر کوچکی دارند که باید لحظات عاشقانه و  تناقضات جنسی خود را روزانه در آن بنویسند و هر شب در نشست هایی تحت عنوان ” دیگ ” ، ” عملیات جاری ” و ” غسل ” شرکت  کرده  و با خواندن تناقضات جنسی از درگاه رجوی توبه کنند.

یا این توپ جمع کن از قول  خبرنگار می گوید: ” برخی تحلیلگران این سازمان را یک فرقه میدانند.”

حتما شما می گویید هیچکس اینرا نمی گوید؟ پس سرتان را از لاک خودتان بیرون بیاورید و کمی به اطرافتان نگاه کنید.

دوم گفت اینها لباس متحد الشکل می پوشند. حتما این هم دروغ است. بعد در این گزارش با لات بازی و شارلاتانیزم از نوع رجوی آنرا کش وقوس می دهد (با پوزش از خوانندگان این متن)  خودش را به خریت می زند و به گونه ای هزل و بی مسمی به تیم فوتبال و ارتش ها تعمیم میدهد. و فکر میکند که همه مثل خوشان احمقند و …

این سازمان پول زیادی دارد. اینهم یک جمله کوتاه اما خبرنگار اشتباهش این بود که نگفت که عالم و آدم می دانند این پولها از کجا آمده و می آید شاید باید به گزارش اداره اطلاعات کشور آلمان اشاره می کرد که چند سال قبل در گزارش سالانه خود گفته بود و منتشر هم شد که این گروه پولدارترین گروه اپوزوسیون دنیاست و…

حالا این بچه و کسانی مثل او و البته نویسنده متن این برنامه شاید نداند و یانخواهد بداند که این پولها ازکجا آمده و می اید اما همه دنیا فیلمهای پول گرفتن از دستگاه اطلاعاتی صدام را که دیده اند و یا پولهایی که آمریکا در اختیار کمیساریا گذا شت که این فرقه برای جابجایی متحمل هیچ هزینه ای نشود را که همه خبر دارند و منتشر شده است. همان موقع هم کسانی که دراین فرقه بودند یادشان هست که رجوی چقدر عجز ولابه می کرد که می گویند این پولها خرج جابجائی و اسکان و …برای مجاهدین شده است و حرفش این بود که چرا این پولها را بخود ما نمی دهند تا خودمان بدلخواه خرج کنیم.

 

در این نمایش هزل همچنین گفته شد که انبوهی شخصیتهای سیاسی در گردهم آیی مجاهدین شرکت و از اهداف مجاهدین حمایت کرده اند. حتما بازهم یادش رفته که خود رجوی می گفت از این سیاستمداران ورشکسته در آمریکا واقصی نقاط جهان زیاد است و بحث فقط بر سر قیمت و پولی است که باید به انها پرداخت شود تا بیایندو همه با به کاهش هزینه فرامی خواند تا بشود از این افراد تعداد بیشتری را به« برنامه های خواهر مریم» و«گردهم آیی ها» گسیل داشت.

همان زمان در بین افراد این حرفها رواج داشت که چطور است که این افراد تا در مصدر کاری هستند بما کاری ندارند حتی در بیشتر موارد ضد ماهستند اما همینکه بیکار می شوند و ورشکسته سراغ ما می آیند و به طنز می گفتند این دلارهای بد مذهب چکار که نمی کنند!

اما نکته ای که بسیار قابل توجه است اینکه خودش گفت مجاهدین گفته اند اگر قرار است با اضداد ماهم مصاحبه شود ما مصاحبه نمی کنیم. پس شرط این است که فقط ما حرف بزنیم وگرنه بازی بی بازی. وای عجب که اینها چقدر آزادمنش هستند و آزادی را حق همه می دانند.

بیچاره مچ خودشان را ندانسته باز کرد که وقتی می گویند فرقه رجوی می گوید فقط ما و نه هیچ کس دیگر؛ پس درست است. حتما این را هم انکار می کنی خودت گفتی که شرط این بوده است.  ای کلک می خواهی تنها به قاضی بروی و هیچ شاهدی را هم قبول نداری. تا هرچه می خواهی از خودت تعریف کنی و هرچه بدی هم به طرف مقابل گفتی کسی نباشد که بگوید دروغ گفتی؛ هُش.

پس خبرنگار کسی است که فقط به حرفهای شما گوش کند و هرچه شما می خواهید بگوید و بنویسد! یاللعجب به این میگویند آزادگی و آزادمنشی! آزادی فقط برای من!.

شاید بعضی ها بیاد داشته باشند که بعد سرنگونی صدام که آمریکایی ها کنترل اشرف را بدست گرفتند تعدادی از خانواده ها توانستند بیایند و وارد اشرف شوند تا عزیزان خودشان را ببینند. خیلی از این خانواده ها و افراد هوادار و این را غنیمت می شمردند. این فرقه هم چون نمی توانست جلوی اینکار را بگیرد و می خواست که بگوید اینجا فضای باز وجود دارد از این خانواده ها بسیار سوء استفاده میکرد و لی خیلی زود به ضد خودش تبدیل شد چون افراد کلی از دور تعریف و تمجید شنیده و نمی دانستند که در درون این فرقه چه خبر است ولی بمحض آمدن می فهمیدند که همه است دروغ بوده و سراب گولشان زده است. من بارها از خانواده ها می شنیدم که می گفتند عمری هوادار بودیم ولی همینکه الان آمدیم و از نزدیک دیدیم عطای شما را به لقایتان بخشیدیم و از حالا نه من نه شما. همه هم روی این نکته انگشت می گذاشتد که شما اصلا فکر می کنید فقط شما درست می گویید و بقیه احمقند و چرا اصلا اجازه نمی دهید کسی حرف بزند؟ شما چرا اینقدر متوهم هستید که از همه بیشتر می فهمید؟ شما چرا اینقدر خودرای هستید؟ اصلااجازه نمی دهید کسی حرف بزند و فقط می خواهید سخنرانی کنید ؟ و خیلی از آنها از همانجا گفتند آقا خداحافظ ما نخواستیم و از شما خیری برای ملت ایران در نمی آید. علت هم همین بود چون رجوی دید بدجوری دارد رسوا می شود و هرچه بافته بود پنبه می شود خانواده را نجس اعلام و گفت دیگر راه ندهید و هرکس هم بدنبال خانواده و بفکر خانواده باشد خائن و بریده است .

اما دوران فریب و شارلاتانیزم بسر آمده و از قدیم گفته اند عمر دروع کوتاه است و دروغ های این جماعت هر روز بیشتر برملاو مچشان باز می شود. علت هم همین است که اگر کسی از جدا شدگان حتی خاطرات خودش را بنویسد چون مردم از خلال آنچه برفرد گذشته به اوج فریبکاری و جنایات و دغلبازی این فرقه پی می برند فوری این جماعت در بوق کرنا می کنند که آی یافتیم!!! مزدور را یافتیم!!!

در همه جای جهان خاطره نویسی مرسوم و حق هرکسی است الا رد فرقه رجوی که همه میدانند که اینکار ممنوع و مذ موم بود.

رحمان محمدیان – تیرانا – آبان 98

جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سی

***

همچنین: