رسوایی دوباره لابی های مجاهدین در امریکا

رسوایی دوباره لابی های مجاهدین در امریکا

شهروز تاجبخش، ایران قلم، چهارم مارس 2015:… بر طبق تعاریف و تحلیل های مسعود رجوی ، جناح جنگ طلب امریکا می بایست مقدمات حمله نظامی به ایران را مهیا کند تا در این میان با سرنگونی رژیم ایران مسعود رجوی وهمسرش به حکومت برسند. این رویای رجوی قبل از اینکه غیر واقعی باشد نمایانگر وابستگی این فرقه به کشورهای بیگانه می باشد.امید واهی فرقه مجاهدین به جناح جنگ طلب امریکایی …

آرم سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سناتور فاسد امریکایی مناندزLong March of the Yellow Jackets: How a One-Time Terrorist Group Prevailed on Capitol Hill

لینک به منبع

رسوایی دوباره لابی های مجاهدین در امریکا

روز پنج شنبه گذشته۲۶ فوریه ، سایت معتبر اینترسپت در گزارش مفصلی به قلم علی غریب و الی کلیفتون به لابی سازمان مجاهدین در واشنگتن با چندین منبع اختصاصی پرداخته است .بر طبق آمارهای مستند این گزارش ، از سال ۲۰۰۹ تا سپتامبر ۲۰۱۲ ، مجاهدین ۳۳۰ هزار دلار به کمپین های انتخاباتی پول داده اند که از جمله آنها کمپین مک کین ، منندز ، رورا باچر و سناتور تروچلی هستند .

https://firstlook.org/theintercept/2015/02/26/long-march-yellow /

البته مانند همیشه و طبق روال جاری مجاهدین در فرافکنی و حمله به منتقدین ، نویسندگان هدف حمله مجاهدین قرار گرفته اند که اینها اجیر وزارت اطلاعات هستند که البته چیزی از ارزش افشاگری منتقدین کم نمی کند .

گزارش های افشاگرانه بسیاری از طرف افرادی که ارتباط مستقیمی هم با مجاهدین نداشته اند در مورد منابع مالی مجاهدین و لابی های آنها در آمریکا و اروپا نوشته شده است ؛اسکات پیترسون گزارشگر کریستین ساینس مانیتور در گزارشی که چند سال پیش نوشته بود نیز به تفصیل به این موضوع اشاره کرده بود .

http://www.csmonitor.com/World/Middle-East/2011/0808/Iranian-group-s-big-money-push-to-get-off-US-terrorist-list

همچنین خانم آن سینگلتون همسرآقای مسعود خدابنده هم کتاب دیگری به انگلیسی نوشته که حاوی اطلاعانی درباره همین موسسات و منابع مالی در فصلی از آن است و اینها تنها گوشه ای از افشاگری هایی است که تازه از جانب اعضای سابق مجاهدین مطرح نشده است .

ویدئوی رد و بدل شدن پول نقد میان مسئولان شناخته شده حکومت صدام حسین و چهره های شناخته شده سازمان و بسیاری اسناد و مدارک دیگر بخشی از منابع اولیه این پول های هنگفت را نشان می دهد .در جریان تحقیق خزانه داری آمریکا از مجاهدین ،مدارک جدیدی در رابطه با سازمانهای تقلبی و خود ساخته مجاهدین خلق در اختیار وزارت خزانه داری امریکا قرار گرفت. این مدارک بوضوح رابطه و طرق تغذیه مالی این سازمانهای تقلبی با مراکز مالی و پشت پرده سازمان مجاهدین خلق و منابع مالی تحت کنترل رهبران فرقه رجوی را نشان می دهند. مدارک همچنین نشان میدهند که چگونه اعضای عالی رتبه این سازمان از طریق تعدادی از همین سازمانهای تقلبی و خود ساخته حمایت های سیاسی از طریق پارلمانها را خریداری می کنند .متاسفانه تا همین حالا هم برخی از بازنشستگان سیاسی و ارتشی در امریکا تحت تاثیر تاکتیک های تبلیغاتی بدام این سازمان افتاده اند و تعدادی از آنها در حال حاضر تحت تحقیق و بررسی قانون در رابطه با “کمک و حمایت از یک گروه تروریستی” می باشند زیرا اگر چه سازمان مجاهدین خلق ایران بخاطر برخی نکات صرفا تکنیکی وقانونی از لیست گروههای تروریستی خارج گردید ولی نگرانی مقامات اروپایی و امریکایی از ادامه خشونت و ترور در سازمان هیچ گاه منتفی نشد و نشده است.

از طرف دیگر سیاست خارجی مجاهدین در آمریکا بر کارشکنی در مسیر پرونده هسته ای استوار است و مجاهدین تمام هم و غم خود را بر این نهاده اند که تمام تلاش خود را برای سنگ اندازی در این مسیر انجام دهند ؛ امری که همسو با جناح جنگ طلب آمریکایی باعث ادامه تحریم ها بر ” خلق قهرمان ” جاده صاف کن جنگ است.

نکته مهم آن که این سیاست ناشی از این حقیقت است که حیات مجاهدین بدون ارباب و صاحب کار مقدور نیست. رجوی برای توجیه و هضم پذیر کردن این واقعیت سالهاست که بحث «تعادل قوا» را مطرح کرده است و قرار گرفتن در کفه قدرتمند را ضامن پیروزی خود می داند. این که بحث انقباض جمهوری اسلامی ( یعنی کنار نیامدن با آمریکا) را مطرح و آن را عامل سرنگونی معرفی می کند نیز از همین باور سرچشمه می گیرد . از طرفی به هواداران و اعضا اثبات کند که انتخاب درستی داشته و در سیاست نزدیکی به آمریکا، گشایشی برای تشکیلات به گل نشسته فرقه وجود دارد و راه نجات در به دست آوردن حمایت آمریکاست!

امید واهی فرقه مجاهدین به جناح جنگ طلب امریکایی و تبلیغات این فرقه در این راستا نشاندهنده آن بود که این جریان وابسته بطور مستقل در سرنوشت خود هیچ نقشی ندارد .

بر طبق تعاریف و تحلیل های مسعود رجوی ، جناح جنگ طلب امریکا می بایست مقدمات حمله نظامی به ایران را مهیا کند تا در این میان با سرنگونی رژیم ایران مسعود رجوی وهمسرش به حکومت برسند. این رویای رجوی قبل از اینکه غیر واقعی باشد نمایانگر وابستگی این فرقه به کشورهای بیگانه می باشد.امید واهی فرقه مجاهدین به جناح جنگ طلب امریکایی وهزینه هایی که در این زمینه می کند نیز تایید دیگری بر وابسته بودن و مزدوری این فرقه است .

اصولا جریانات سیاسی وابسته در تاریخ معاصر ایران دارای دو مشخصه خاص می باشند:

اول اینکه بدیل وابستگی و حمایت خارجی نسبتا عمری طولانی تر داشته اند که در نمونه بارز آن سازمان مجاهدین می باشد( این فرقه بیش از نیمی از عمر خود را مدیون حمایت بی دریغ صدام حسین بوده و اکنون نیز در زیر چتر حمایتی لابی های اسرائیلی و امریکایی بسر می برد).

دومین مشخصه این نیروهای وابسته سرنوشت غیرقابل انتظار آنهاست که در اثر توافق ها وتصمیات حامیان و مخالفان آنان بوقوع می پیوندد و سرنوشت غیر قابل پیش بینی فرقه مجاهدین در عراق و فرانسه نیز مسئله ای است که معادلات بین المللی و سیاسی آن را تعیین خواهد کرد .

اگرچه مجاهدین خلق به لطف منابع مالی وسیع و ماشین خبرپراکنی قدرتمند خود تلاش کرده است تا خود را یک نیروی نظامی قدرتمند با پشتوانه مردمی ایرانیان معرفی کند، اما واقعیت اثبات شده این است که چنین ادعاهایی بی پایه و اساس است. حقیقت این است که مجاهدین خلق نه یک نیروی قدرتمند و نه نماینده دموکراتیک ایرانیان، که تنها یک فرقه ایدئولوژیک ـ تروریستی با رهبرانی در سایه است و در میان مردم ایران دیگر پایگاهی ندارد .

2014-09-16-USIran.jpgMassoud Khodabandeh: America Must Make Its Underlying Intentions Toward Iran Clear

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16706

نگاهی به درخواست مسلح شدن از جانب مجاهدین

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۵:… فهم این معنی که رجوی به اقتضای شرایط منطقه و عراق و سقوط ارباب صدام حسین تن به خلع سلاح داد و همچنین تغییر لفظی و غیر شفاف کنار گذاشتن استراتژی مسلحانه را در دستور سیاسی کاری های خود قرار داده، چندان دشوار نیست. بنابراین متوقف کردن ادعای اقدامات تروریستی از سوی رجوی نیز تابع چنین مقتضیاتی است وگر نه که چنان که …

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

کمپ لیبرتی ژوئیه 2014در سماجت برای به کشتن دادن اسرای لیبرتی

لینک به منبع

نگاهی به درخواست مسلح شدن از جانب مجاهدین

چندی است که مجاهدین درخواست مسلح شدن را به شعار اصلی خود تبدیل کرده اند ونا امیدانه در پی این امید واهی اند .این در حالی است که در موافقتنامه امضاء شده بین تکتک نفرات با نیروهای آمریکایی، که همزمان با اعلام موقعیت قانونی اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در اشرف صورت گرفت، همه ساکنان اشرف، خشونت و حمایت از تروریسم و هرگونه مشارکت در آن را رد نموده و تأکید کردند، به‌ طور غیرقانونی مسلح نخواهند شد.

تصریح رجوی بر این اصل که ساکنین اشرف تعهد کرده اند هیچ گاه به طور غیر قانونی مسلح نخواهند شد، به چه معنی است و اساسا چه کسی مجوز مسلح شدن قانونی مجاهدین را صادر خواهد کرد. نفس این ادعا در تعارض اساسی با مستندات رای صادره از سوی اتحادیه اروپا است که ظاهرا تصریح دارد مجاهدین مشی مسلحانه و خشونت آمیز را کنار گذاشته و به استناد متوقف کردن اقدامات تروریستی از ژانویه ۲۰۰۳، رای خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا را صادر کرده است. تاکید رجوی مبنی بر اینکه به‌ طور غیرقانونی مسلح نخواهند شد دلالت بر این معنی دارد که آنها نه بخواست و اراده خود که تحت شرایط ناگزیر هم خلع سلاح شده و هم اقدامات تروریستی خود را متوقف کرده اند.

فهم این معنی که رجوی به اقتضای شرایط منطقه و عراق و سقوط ارباب صدام حسین تن به خلع سلاح داد و همچنین تغییر لفظی و غیر شفاف کنار گذاشتن استراتژی مسلحانه را در دستور سیاسی کاری های خود قرار داده، چندان دشوار نیست. بنابراین متوقف کردن ادعای اقدامات تروریستی از سوی رجوی نیز تابع چنین مقتضیاتی است وگر نه که چنان که از این شعار و درخواست مجاهدین بر می آید استراتژی مجاهدین کماکان مبتنی بر استفاده از اقدامات خشونت آمیز و تروریستی است.

رجوی بارها خطاب به آمریکایی ها تاکید کرده است روی ارتش او یعنی همان ساکنین قرارگاه اشرف به مثابه یک اهرم نظامی و ارتش پیاده حساب ویژه باز کنند. در واقع او غیر مستقیم مسلح شدن دوباره ساکنین اشرف را به خواست و تصمیم آمریکا مشروط کرده است. این تاکید نیز به خودی خود تصمیم دولت مبنی بر اخراج مجاهدین از خاک عراق و مخل بودن مجاهدین در عراق را تائید می کند. حقیقت این است که اگر به محتوای و کلمه به کلمه اظهارات رجوی توجه و روی آن تعمق شود مستندات قانونی و دلایل موجه بسیاری برای تصمیم دولت عراق مبنی بر تحمل ناپذیری اش از حضور مجاهدین در عراق پیدا خواهیم کرد. بنابراین وقتی رجوی فرض مسلح شدن دوباره مجاهدین را به هر طریق ممکن محتمل می شمارد، فی النفسه:

ـ دلیل کافی و قانونی برای اخراج مجاهدین از خاک عراق مهیا می شود.

ـ موضوع پناهندگی مجاهدین از اساس زیر سوال می رود.

ـ کذب بودن ادعاهای مجاهدین مبنی بر کنار گذاشتن مشی خشونت آمیز و استراتژی مسلحانه آشکار می شود.

ـ ادعای عدم مداخله در امور داخلی عراق به خودی خود نقض می شود.

ـ واهی بودن متحد استراتژیک بودن مجاهدین، با مردم عراق بر ملا می شود.

شهروز تاج بخش

آلمان

***


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164


(Massoud Khodabandeh 4th report, Baghdad October 2014)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15964

ضرورت حمایت از جداشدگان از مجاهدین ساکن در آلبانی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، سی و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  این موضوع از این جهت ناراحت کننده است که با وصف اینکه این افراد دردنیای آزاد زندگی می کنند و هر زمان که اراده کنند می توانند به دنبال زندگی خود بروند اما سم نآمیدی و ترسی که سران فرقه می پراکنند هنوز در پیکره زخمی اینان تاثیر دارد و چونان طلسم شدگان تصور می کنند که به این سرنوشت محکومند.  از طرف دیگر دولت آلبانی گفته است که از ایران خانواده …

لینک به منبع

ضرورت حمایت از جداشدگان از مجاهدین ساکن در آلبانی

از زمانی که اولین گروه اعضای مجاهدین از عراق به کشور آلبانی منتقل شدند سران مجاهدین درصدد بودند که به هر قیمت چفت و بست های تشکیلاتی را در آلبانی حفظ کنند و از جمله تمام تلاش خود را به کار بستند تا در لیست نفرات اعزامی اعمال نظر کرده و تعداد زیادی از کادرهای گوش به فرمان تشکیلاتی و مسئولین قدیمی را حتما به همراه سایرین به آنجا بفرستند .

سازمان تمام تلاش خود را به کارمی گیرد تا بتواند تشکیلات جدیدی در آلبانی راه اندازی کند و هر چند که صحنه سیاسی و بین المللی کشور آلبانی را چندان فعال وتاثیر گذار در تعاملات بین المللی نمی داند ولی با توجه به ورود نفرات از لیبرتی به تیرانا فعلا چاره را در این می بیند که سازماندهی تشکیلاتی هر چند ضعیفی را در این کشور راه اندازی کند ، تا بتواند مجددا زمینه فریب افراد و کنترل آنها را فراهم نماید .

مسؤلین سرکوبگر فرقه رجوی در هر هفته به بهانه حساب وکتاب صنفی ، نشست می گذارند و در نشست ها به شکلی سیستماتیک سعی در شستشوی مغزی افراد دارند آنها همچنین حقوق ماهیانه افرادی را که فکر می کنند دچار تزلزل شده و آمادگی این را دارند که احتمالا از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرند قدری افزایش داده و سعی می کنند با رسیدگی های ویژه و خاص ، مانع جدایی و ریزش نیروها شوند هرچند که با تمام این ترفندها نیز توانایی نگه داشتن نیروها را ندارد.

در آلبانی با همه تلاشی که فرقه مجاهدین می کند افراد جداشده به فضای آزاد نسبتا دسترسی دارند و به گروه های مختلف تقسیم شده اند که خوشبختانه تعدادی کاملا وضعیت خودشان را از مجاهدین منفک کرده اند ولی عده ای کماکان به دلیل مشکلات مالی و تا حدودی حصارهای ذهنی همچنان با مجاهدین تلو تلو می خورند. البته در میان نیروهایی که مسعود رجوی خودش دست چین کرده است تعدادی از افراد اصلی مجاهدین که کاملا مغزشویی شده می باشند که اتفاقا دو شکنجه گر به نام های حسن عزتی و بهرام جنت سرایی در میان آنها دیده می شوند.( رجوع شود به کتاب روزهای تاریک بغداد ـ خاطرات محمد حسین سبحانی ) که این گروه عملا وظیفه کنترل سایر افراد مجاهدین در لیبرتی را بر عهده دارند.

از طرف دیگر کمیساریای عالی پناهندگان نیز به هر بهانه سعی در شانه خالی کردن از بار تعهدات خود دارد و این موضوع میدان را برای اعمال فشار سازمان مجاهدین بیشتر می کند .

جدای از این فشارها و وابستگی مالی و صنفی اجباری به سازمان ، مسئله مهمتر و شایان توجه این است که نسبت قابل توجهی از این افراد که عملا دیگر عضو سازمان به حساب نمی آیند و عمیقا از این تفکر فرقه ای به تنگ آمده و خود منتقد فرقه هستند متاسفانه هنوز هم جسارت لازم را جهت جدا کردن راه خود به خرج نمی دهند و به دلایل ذکر شده و نیز تاثیر پذیری از جوسازی های مسئولین سرکوبگر فرقه در آلبانی ، نخ وصلی هرچند نازک را با این تشکیلات حفظ کرده اند .

این موضوع از این جهت ناراحت کننده است که با وصف اینکه این افراد دردنیای آزاد زندگی می کنند و هر زمان که اراده کنند می توانند به دنبال زندگی خود بروند اما سم نآمیدی و ترسی که سران فرقه می پراکنند هنوز در پیکره زخمی اینان تاثیر دارد و چونان طلسم شدگان تصور می کنند که به این سرنوشت محکومند .

از طرف دیگر دولت آلبانی گفته است که از ایران خانواده نمی پذیرد و این خود عامل فشار دیگری بر افراد است .

آنچه به جداشدگان و انجمن های فعال حقوق بشر و منتقدین مجاهدین بر می گردد ایجاد امید و تلاش برای هموار کردن مسیر این عزیزان است که هر چه زودتر به آزادی واقعی از بند و زجیرهای بنده ساز تشکیلات رجوی برسند و راه آینده خود را آنگونه که می پسندند انتخاب کنند .

ار طرفی میبایست توجه نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و دولت آلبانی را به وضعیت بغرنج این افراد جلب کرد و تلاش کرد که موقعیت حقوقی این افراد به صورت فردی به رسمیت شناخته شود و نیز امکان دیدار خانواده هایشان با آنها فراهم گردد .

و طبعا در کنار این فعالیت ها ، روشنگری و افشای ترفند های سران فرقه در آلبانی می تواند شرایط را برای ساکنین آنجا روشن تر ساخته وا این امید را در دل آنها زنده کند که تنها نیستند و کسانی که درد مشترکی با آنها دارند به فکرشان هستند و برای رهایی آنان تلاش می کنند .

****

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15696

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و توهم فرا قانونی بودن

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  چندی است که پس از پیام سخنگوی مجاهدین در اسلو ! ـ که در واقع اسم مستعار دیگه رجوی است ـ شعار اصلی سایت مجاهدین به خواست تسلیح ساکنان کمپ موقت لیبرتی تغییر پیدا کرده است . این رویکرد جدای از عیان کردن دوباره ماهیت تروریستی فرقه رجوی و نیز به خطر انداختن امنیت ساکنان لیبرتی ، قانون ستیزی گستاخانه ای است که علیرغم توجیهات …

لینک به منبع

مجاهدین و توهم فرا قانونی بودن

چندی است که پس از پیام سخنگوی مجاهدین در اسلو ! ـ که در واقع اسم مستعار دیگه رجوی است ـ شعار اصلی سایت مجاهدین به خواست تسلیح ساکنان کمپ موقت لیبرتی تغییر پیدا کرده است . این رویکرد جدای از عیان کردن دوباره ماهیت تروریستی فرقه رجوی و نیز به خطر انداختن امنیت ساکنان لیبرتی ، قانون ستیزی گستاخانه ای است که علیرغم توجیهات فریبنده سخنگوی مزبور هیچ فایده ای را متوجه ساکنان نمی کند و حتی در حد شعار بسیار احمقانه است .

مقامات عراقی بارها در اظهار نظرهای جداگانه تاکید کرده اند سازمان مجاهدین نوعی حق فراقانونی تعریف ناشده برای خود قائل است.پیشتر مقامات فرانسوی و قبل تر مقامات ایرانی به ابتلاء مجاهدین به چنین توهماتی تاکید کرده اند. اینکه به یک معنی مجاهدین به جای انطباق خود با معیارها و قوانین و سنجش رفتارها و عملکرد خود با حق، حق و قانون را با خود محک می زنند. به این شکل مجاهدین خود را حق مفروض شده محسوب و ریشه چالش ها را در بیرون از دایره خود جستجو می کنند. برای آنها حقیقت و حق وجودی خارج از حیطه و خواست و اراده آنها ندارد و هر پدیده و موضوعی با مقراض و مبنائیت آنها سنجیده و قضاوت می شود. بازتاب چنین تفکری در عمل و در هر نقطه ای که مجاهدین حضور داشته اند به اشکال مختلف خودنمایی و بروز کرده است. یادمان باشد رجوی از همان روزهای اولیه آزادی از زندان و اعلام موجودیت تشکیلاتی و سیاسی سازمان مجاهدین در برخورد با مسائل و موضوعات به گونه ای برخورد می کرد که انگار مشروعیت و عدم مشروعیت هر اقدام و تصمیمی منوط به قضاوت و رای و دیدگاه های شخص او است. این تفکر بیش از هر چیز ریشه در نگاه از بالای رجوی به کل پدیده ها و جریانات داشته و دارد. نوع مناسباتی که تنظیم کرده بود حاکی از این بود که او واقعا خود و سازمان اش را نقطه ثقل هستی و تحولات می داند.

در این مختصر تلاش می کنم ریشه این توهم را در بسترهای موجود اجتماعی جستجو کنیم، به این معنی که ببینیم چنین توهمی نتیجه چه عوامل و انگیزه هایی است و اینکه رجوی و سازمان او تا چه اندازه بر مبنای انگیزه های واقعی و یا واهی به چنین توهمی مبتلا شده اند. معمولا ابتلا به چنین گرایشاتی را می توان به چند دلیل و انگیزه مشخص تقسیم بندی کرد. در اینجا به اجمال درباره هر یک از این عوامل به اختصار توضیح می دهم. اما عجالتا تاکید می کنیم وجه غالب و مشترک تمامی این گرایش و با هر انگیزه و میزانی فی النفسه و در خوش بینانه ترین فرض حاکی از توهم و خودبزرگ بینی و در بدترین فرض ناشی از تمایلات استبدادگرایانه و ذاتی این جریان ها است، که مکانیزم و منشاء آنها می تواند تفاوت های کمی و کیفی داشته باشند. در اینجا به بررسی چند عامل توهم زا در این خصوص اشاره می کنیم.

ـ مشروعیت و جایگاه مردمی؛ معمولا یکی از عوامل گرایشی به خودبزرگ بینی و توهم فراقانونی بودن در جریانات و افراد، فرض داشتن پایگاه و جایگاه مردمی فارغ از نُرم ها و عرف اجتماعی و سیاسی و قانونی است. این وجه برتری جویانه افراد را دچار این باور و در واقع توهم می کند که به دلیل داشتن پشتوانه و جایگاه مردمی بخودی خود می توانند از ملاک ها و حد و مرزهای قانونی عبور کرده و قانون را در مقایسه با خود به یک امر ثانونی تنزل بدهند. جریاناتی که با چنین اهرم و پشتوانه ای خود را فراتر از نُرم ها و قواعد اجتماعی قرار می دهند، بیشتر به جای کمک به رشد مناسبات دمکراتیک به ایجاد هرج و مرج و آنارشی در جامعه کمک می کنند

ـ مشروعیت قانونی؛ هستند جریانات و افرادی که با داشتن مشروعیت های قانونی و به دست آوردن قدرت قانونی در جامعه، بعضا از اهرم قانون و چارچوب های آن برای عمل فراقانونی سوء استفاده می کنند. اگر چه این جریانات از بستر مناسبات دمکراتیک و حمایت مردمی و جلب آرای آنها به قدرت می رسند، اما بعضا چنین جریاناتی نیز به اتکا چنین مشروعیت هایی که عموما از طریق نهادهای قانونی به دست می آید در جهت تثبیت و آتوریته خود و در نهایت اقدامات فراقانونی سوء استفاده می کنند. به یک معنی آنها با اصل قرار دادن آراء و مشروعیت مردمی و بدون لحاظ سایر مکانیزم ها و اهمیت نهادهای اجتماعی یکسره آرای مردمی را بهانه قدرت طلبی و تسلط خود بر قانون می کنند.

ـ خشونت محوری؛ سومین عاملی که جریانات و افراد را به داشتن موقعیت های فراقانونی ترغیب می کند، توسل به ابزارهای ضدمدنی از جمله خشونت و تحکم گرایی است. این گروه ها از چنین اهرم هایی در جهت تحمیل خود بر مناسبات و نرم های قانونی و اجتماعی کمک می گیرند. ایجاد هرج و مرج و بر هم زدن نظم اجتماعی و ترویج رعب و وحشت و تهدید به اقدامات تروریستی دولتمردان و نهادهای مدنی از جمله گروگان گیری، هواپیماربایی، و ترورهای فیزیکی مواردی از بکارگیری اقدامات خشونت آمیز در جهت فراقانونی عمل کردن این گروه ها هستند. عمده این اقدامات در جهت باج گیری و آزاد کردن همفکران و متحدین در بند قانون است که مصداق هایی از عمل فراقانونی است.

ـ خشونت گرایان انتحاری؛ آخرین اهرم و مکانیزمی که بعضا گروه ها در جهت تحمیل خود بر قوانین و در ادامه فراقانونی عمل شدن از آن استفاده می کنند، اقدامات خشونت گرایان انتحاری است. این گروه ها با دست زدن به اقدامات خشونت گرایانه بر روی اعضای خود که در تقابل با خواست اجتماعی و آرامش روانی مردم است دولتمردان را بعضا به گرفتن موقعیت و امتیازهای فراقانونی مجاب و یا حداقل تا حد زیادی وادار به عقب نشینی می کند. این گروه ها اگر چه عقبه چندانی ندارند، اما به تجربه ثابت شده است که در عمل به میزان قابل ملاحظه و توجهی توانسته اند نهادهای دولتی و قدرت مرکزی را تحت تاثیر و تحت الشعاع اقدامات خود وادار به عقب نشینی کنند. هر چند توسل به این شیوه ها فی النفسه حکایت از ماهیت ضددمکراتیک و ضدمدنی این جریانات می کند، اما نباید فراموش کرد در حال حاضر بدترین روش های موجود استفاده از شیوه های خودزنی است. بررسی این شیوه در اشل های کوچک از جمله در زندان ها و توسط بزهکاران حاکی از تاثیر این شیوه ها و تحمیل آن در مناسبات مدنی می کند. در همین راستا می توان چنین حسی را در مجاهدین ردیابی و نتیجه گیری کرد که واقعا مجاهدین با تکیه به کدامیک از این عوامل دچار چنین توهمی شده اند. به عنوان مثال روش های خودزنی مجاهدین در وقایع ژوئن سال ۲۰۰۳ به اندازه ای تاثیرگذار و تعیین کننده بود که توانستند دستگاه قضایی کشوری مثل فرانسه را تسلیم خود کنند.

به همین ترتیب اقدامات خشونت بار ژوئیه ۲۰۰۹ در قرارگاه اشرف حداقل نیروهای عراقی را برای مدتی وادر به عقب نشینی و اتخاذ راه حل های عملی تر و کم هزینه تر کرد.

نفس این گرایش به هر حال ریشه در ماهیت و ذات ضددمکراتیک و ضدیت با نظم اجتماعی دارد. مشکل اساسی مجاهدین این است که می خواهند کماکان در همان فضا و اتمسفری که متولد شده اند به بقای خود ادامه بدهند. آنها آگاهانه و لجوجانه تحولات اساسی و بنیادی چند دهه اخیر را به فراموشی سپرده و در تقابل با آن صف افشانی می کنند. آنها با این اقدامات و توهمات اصرار دارند بگویند تحت هیچ شرایطی قوانین و نظام و نظم موجود جهانی و مناسبات بر آن را به رسمیت نمی شناسند. می خواهند بگویند جهان کماکان باید بر اساس نگاه و ارزیابی و معادلاتی که آنها چیدمان و تدوین کرده اند، اداره بشود

رجوی و گروگانهاقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

همچنین:

رجوی با تهدید جداشدگان و منتقدین راه به جایی نمی برد

شهروز تاجبخش، ایران قلم، پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  اخیرا در فضای مجازی پیامی صوتی از مسعود رجوی پخش شده ، که گویا قسمت هایی از سخنان او با اسیران لیبرتی است که اخیرا ایراد شده است .سخنان آقای رجوی نکات مهمی در خود دارد که می توان هر مبحث را جداگانه مورد بررسی قرار داد و عمق درماندگی این رهبری عقیدتی را به عیان دید ام

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و دم خروس حمایت از داعش

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بست و هفتم نوامبر ۲۰۱۴:… سایت مجاهدین پس از سقوط موصل در یک خبر به نقل از الجزیره نوشت، تسخیر کامل شهر موصل توسط انقلابیون و عشایر عراق. سازمان مجاهدین خلق در این خبر و خبرهای دیگر نیروهای داعش را نیروهای انقلابی و عشایر عراقی می نامند که برای سقوط مالکی تلاش می کنند.زمانیکه داعش دردی

چرا رجوی ساکنان لیبرتی را از تیررس گروه تروریستی داعش دور نمی کند؟ قسمت دوم

شهروز تاجبخش، ایران قلم، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۴:… به نظر من اینها ( رجوی ها ) به خوبی به این امر واقف هستند که اگر داعش به کمپ موقت لیبرتی دست پیدا کنه چه فاجعه ای رخ می دهد . اما باز این سوال پیش میاد که خب چرا تلاشی برای تامین امنیت جانی این افراد نمیکنند مگر سازمان مجاهدین نان این ۲۸۰۰ نفر رو نمی خوره هرچند که نفس