رضا آزموده؛ به مناسبت دهمین سالگرد جدایی ام از سازمان مجاهدین

رضا آزموده؛ به مناسبت دهمین سالگرد جدایی ام از سازمان مجاهدین

رضا آزمودهآریا ایران به نقل از فراخوان مستقل برای خروج انسانی ساکنین لیبرتی از عراق، دوم اوت 2014: … از مجاهدین خواستم که با برادرم مرتضی ملاقات کنم ! به من اجازه ملاقات با برادرم را ندادند ! همچنین به من اجازه ندادند که وسایل شخصی خود را بردارم و خودشان یک دست لباس و کارت شناسایی های مربوط به ایران مرا برایم آوردند و حتی مدرک مربیگری فوتبال مرا هم که …

 

لینک به منبع

رضا آزموده؛ به مناسبت دهمین سالگرد جدایی ام از سازمان مجاهدین

ده سال گذشت

به مناسبت دهمین سالگرد جدایی ام از سازمان مجاهدین

ده سال پیش در چنین روزی ( ٩ مرداد ١٣٨٣ ) بنا بدلایل زیر ( به ترتیب اهمیت ) از سازمان مجاهدین جدا شدم .

١- حرکت خط موازی سازمان با نیروهای آمریکایی با این تحلیل مسعود رجوی که میگفت : بعد از عراق نوبت حمله آمریکا به ایران است و آمریکا به نیروی مجاهدین نیاز دارد و برای همین بایستی با آمریکایی ها همکاری کرد .

٢- سرکوبهای تشکیلاتی ( مخصوصا از سال ١٣٧٣ تا ١٣٨٢که بسیار شدید شده بود ) و نبود آزادی بیان و انتقاد به رهبری و سیاستها وی و تشکیلات

٣- بی فایده بودن حضور مجاهدین در عراق و به خطر انداختن نیروها در عراق بدلیل حضور رژیم در عراق

۴- دروغگویی و فرمالیسم و تظاهر سراسر مناسبات مجاهدین را فراگرفته بود

۵- کنترل شدید نیروها و بی اعتمادی مفرط مسئولین سازمان به نیروها

۶- نبود زندگی نرمال و طبیعی و انسانی برای همه نیروها و جدا سازی زنان و مردان و حتی نبود حداقل کنتاکت میان زنان و مردان

٧- سرگرم کردن نیروها به پروژههای غیر ضروری و کارهای بیهوده فقط برای پر کردن وقت آنها

٨- نشستهای زیاد برای شتشوی مغزی و کنترل نیروها

وقتی که جدا شدم از مجاهدین خواستم که مرا تحویل نیروهای آمریکایی ندهند و اجازه بدهند خودم راهی برای خروج از عراق پیدا کنم ! ولی قبول نکردند ! گفتند اسامی همه را آمریکایی ها دارند و ما باید پاسخگو باشیم ( در حالیکه برای این مطلب راه حل وجود داشت , همانطوریکه برای بعضی از خودی هایشان برای فرستادن به اروپا اینکار را میکردند , آنها میتوانستند بگویند که این شخص فرار کرده و رفته ) از آنها خواستم که میهمان مجاهدین باشم تا وقتی راهی برای خروج از عراق پیدا شد , اقدام کنم و حتی گفتم برایتان کار میکنم که مفت خور شما نباشم ! ولی همین را هم قبول نکردند و مجبور شدم بپذیرم تا به زندان صحرایی آمریکایی ها بروم . از مجاهدین خواستم که با برادرم مرتضی ملاقات کنم ! به من اجازه ملاقات با برادرم را ندادند ! همچنین به من اجازه ندادند که وسایل شخصی خود را بردارم و خودشان یک دست لباس و کارت شناسایی های مربوط به ایران مرا برایم آوردند و حتی مدرک مربیگری فوتبال مرا هم که از دانشگاه بغداد اخذ کرده بودم برایم نیاوردند که مبادا بتوانم در آینده از آنها استفاده کنم , اصلا هر چیزی که نشان بدهد من با مجاهدین بودم را برایم نیاوردند . دو روز را در خانه های اسکان به تنهایی به سر بردم و حق نداشتم حتی پنجره را باز کنم و بیرون را نگاه کنم یا هوایی بخورم و بیرون خانه هم حق نداشتم بروم , روزی یکبار مقدار کمی غذا برایم میاوردند . آنها مرا بعد از دو روز با جیب خالی ( بدون هیچ پولی ) تحویل نیروهای آمریکایی دادند ( ١١ مرداد ) آمریکایی ها بر اساس یک توافق نانوشته و غیر رسمی با سازمان مجاهدین , ما را در یک زندان صحرایی بنام تیف زندانی کرده بودند و مورد اذیت و آزار روحی و جسمی قرار میدادند , هدف آنها دو چیز بود ١- نفرات بیشتری از سازمان جدا نشوند ( چون مستمرا اخبار زندان به نیروهای مجاهدین منتقل میشد و بین آنها ترس و وحشت از جدا شدن و رفتن به این زندان ایجاد میشد ) ٢- هر چه فشار را بالا میبردند تا تعداد زیادی تحمل نیاورده و علیرغم میل خود , مجبور بشوند که بپذیرند به ایران بروند و خود را تسلیم دشمن نمایند و این : هم به نفع آمریکایی ها بود ( نیازی به پرداخت هزینه بیشتر و نیرو برای آنها نداشت ) هم به نفع سازمان مجاهدین بود و به قول مسعود رجوی ( باید هر کس از سازمان جدا میشود را رژیم مالی کرد ! که نتواند علیه سازمان حرف بزند ) و هم به نفع رژیم بود ( خودش را پیروز معرفی میکرد و از این نیروها استفاده سیاسی خودش را میکرد ) به هر حال من ٣ سال ٨ ماه را در آن زندان گذراندم , اما درسها و تجربیات زیادی از این پیوستن تلخ و گسستن شیرین ( شیرین بدلیل دستاوردهایش و آزادی انتخاب کردن ) بدست آوردم و با آشنا شدن با حزب کمونیست کارگری و افکار منصور حکمت , افکارم بسیار متحول شد . به هر حال این هم دوره سخت و تلخی از زندگی مبارزاتی من بود که متاسفانه به دلیل عدم شناخت کافی از مجاهدین و شخص رهبری آن و تشخیص غلطی که در تحلیل شرایط سیاسی جامعه داده بودم , برای خودم رقم زدم , هر چند زندگی شخصی و عمر خود را در این دوران از دست دادم , ولی تجربیات زیادی را بدست آوردم که میتواند و باید در ادامه مسیر مبارزه مورد استفاده قرار گیرد .

به امید اینکه روزی برای پاسخگوئی این جریانات یافت شود .

رضا آزموده ٩ مرداد ١٣٩٣ برابر با ٣١ ژوئیه ٢٠١۴ هلند

منبع؛ فراخوان مستقل برای خروج انسانی ساکنین لیبرتی از عراق

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11886

وقاحت از نوع رجویسیم

آزموده رجوی ستارگانمیر باقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، نهم ژوئیه ۲۰۱۴: … در ابتدا درگذشت مادر آزموده را به خانواده و آقای رضا آزموده تسلیت میگویم در نهایت کار رئیس جمهور برگزیده فرقه رجوی درگذشت خانم گلی محمدی مادر آزموده را تسلیت گفت!!!! فکر میکنم خانم رجوی کر بودند که صدای مادر آزموده را از طریق آقای رضا آزموده نشنیدند!!! اینجا برای تفهیم بیشتر به قسمتهایی از نوشته های آقای رضا آزموده در سایت پژواک …

آزمودهرضا آزموده: به امید آن که ذره ای حس انساندوستی در رهبران مجاهدین وجود داشته باشد

لینک به منبع

وقاحت از نوع رجویسیم

در ابتدا درگذشت مادر آزموده را به خانواده و آقای رضا آزموده تسلیت میگویم

در نهایت کار رئیس جمهور برگزیده فرقه رجوی درگذشت خانم گلی محمدی مادر آزموده را تسلیت گفت!!!! فکر میکنم خانم رجوی کر بودند که صدای مادر آزموده را از طریق آقای رضا آزموده نشنیدند!!! اینجا برای تفهیم بیشتر به قسمتهایی از نوشته های آقای رضا آزموده در سایت پژواک ایران به امید آن که ذره ای حس انساندوستی در رهبران مجاهدین وجود داشته باشد اشاره میکنم .

مادر مهربونم ( مادر آزموده ) مادر همه جانباختگان و مبارزان راه آزادی و برابری , زبان من قاصر است از تو و دردهایت بنویسم , قبلا از تو نوشتم ولی میخواهم اینبار از تو که روی تخت بیمارستان در بدترین شرایط بین مرگ و زندگی دست و پا میزنی ! برای از ما بهترون ( مجاهدین ) بنویسم که البته اگر ذره ای انسانیت و انساندوستی در اینها یافت میشد , همان وقت که نوشتم و گفتم چشم انتظار تلفن پسرت مرتضی هستی و میخواهی صدایش را بشنوی ! یک کاری برایت میکردند و همانوقت که از طریق دفتر سازمان ملل در لیبرتی برایشان پیغام دادم که مریض هستی , به پسرت اجازه میدادند تا با تو تماس بگیرد و …………………….

و اگر اینچنین کرده بودند , من مطمئن هستم در حال حاضر در چنین شرایطی نبودی و انگیزه زندگی کردن در تو بالا میرفت و بیشتر مقاومت میکردی …………………..

تو که چشم انتظار فرزندان دیگرت بودی و خوشبختانه , مرا برای یکبار , پس از ٢٢ سال در آذربایجان دیدی ! ولی هنوز نتوانستی پس از تقریبا ٢٧ سال پسرت مرتضی را ببینی و الان ٨ سال است حتی صدای وی را هم از طریق تلفن نشنیدی ! هر بارهم میگفتی , مامان من فقط منتظرم مرتضی را ببینم تا با خیال راحت بروم , هر بار تلویزیون مجاهدین را نگاه میکردی میگفتی شاید مرتضی را ببینم ! من به تو میگفتم آخه سالیان هست گذشته چطوری مرتضی را تشخیص میدهی !؟ میگفتی من یک مادر هستم و میتونم پسرم را از میان آن همه آدم پیدا کنم و وی را حس کنم .

آقا رضا باید بگویم خیلی از ماها درد مشترک داریم, یادم هست تقریبا یکسال ونیم پیش پدرم شرایط جسمی خوبی نداشت و تنها آرزویش قبل از مرگ این بود حتی یکبار هم شده صدای پسرش را بعد از ۲۵ سال دوری بشنود شاید یک تماس تلفنی چند دقیقه مرحمی بر تمام دردهای ۲۵ سال دوری اوبود اما با کمال تاسف فرقه رجوی اجازه این تماس را نداد!!! من از روی ناامیدی به خاطر خواسته پدرم به نفرات این فرقه در شهری که در آن زند گی میکنم نزدیک شدم , همانهایی که من و شما سالیان با آنها زند گی کرده بودیم و به یکی از آنها به نام هادی گفتم من به باورهای سیاسی شما کاری ندارم فقط بخاطر انساندوستی هم شده اگر به خدا و قرآن اعتقاد دارید اجازه بدهید پدرم قبل از فوت چند دقیقه ای با پسرش در عراق تماس داشته باشد, فکر کنید من قبلا عضوی از شما نبودم اما در مقابل التماس من تنها لطف فرقه رجوی این بود که در کمتر از یکماه ایمیل شخصی مرا حک کردند و عکسهای خانواده گی مرا دزدیدند باور کن چنان کاری کرده بودند که من هیچ دخل و تصرفی به ایمیل ام نداشتم . طولی نکشید پدرم با آرزوی دیدار و یا حتی شنیدن صدای میرواقف فوت کرد و این آرزو را با خودش برد.

آقا رضا در قسمتی دیگری از مقاله ات نوشته بودی ” امروز هم با دفتر سازمان ملل در کمپ لیبرتی تماس گرفتم و از آنها درخواست کردم که به پسرت خبر بدهند تا بیاید با تو حرف بزند ولی آنها گفتند در حال حاضر بدلیل امنیتی ما در کمپ نیستیم و بیرون شهر بغداد هستیم , بنابراین تلفن خود مجاهدین در کمپ لیبرتی را به من دادند تا از خود آنها درخواست کنم , و من فقط به خاطر تو که صدای مرتضی را بشنوی و زنده بمانی , با آنها تماس گرفتم و درخواست خود را مطرح کردم , گفتند بررسی میکنیم ! و هنوز پاسخی از آنها دریافت نکردم , امیدوارم من خطا کرده باشم و هنوز ذره ای حس انساندوستی در رهبران آنها وجود داشته باشد و اجازه بدهند که با پسرت صحبت کنی .”

آقا رضا باور کن شما خطا نکرده اید چون ذره ای انسانیت در وجود مریم و مسعود رجوی نیست آنها غرق در قدرت طلبی و هژمونی خواهی هستند و با خون ماها ارتزاق میکنند تمام نفسهای آنها حرام است یادت هست در نشست حوض سال ۷۴ را میگویم من و شما که در یک مقر بودیم رجوی قسم میخورد که تمام دارائیهای ما از طریق گدائی اعضا در اروپا تامین میشود!!! و بعد از خروج از این فرقه در فیلمهایی که در یوتیوب بود دیدیم رجوی بخاطر وطن فروشی پولهای نفت عراق را دریافت میکند و نقش ستون پنجم عراق را داشت . تمام قسم های ایشان دروغ بود حال با چشم خود وقاحت و درید گی مریم رجوی را نگاه کن که بخاطر فوت مادرت پیام تسلیت میدهد !!!! این هم دجالیت دیگری از این فرقه است .

مجددا فوت مادر گرامی شما را تسلیت میگویم

میر باقر صداقی سوئیس

آزموده رجوی ستارگان

***

همچنین:

نامه بنیاد خانواده سحر به خانم جین هال لوت (خانواده ها نگران آینده نفرات لیبرتی هستند)

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

تسلیت به خانواده آزموده و دیگر بستگان مادر گلی

آزموده مریم رجویحامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هفتم ژوئیه ۲۰۱۴: … از این زن تبهکار باید پرسید که به چه کسی تسلیت گفته ای؟ خانواده آزموده چه کسانی هستند؟ مگر این مادر از همین خانواده نبود که تو در آخرین لحظات حاضر نشدی صدای فرزندش را به گوش او برسانی؟ مگر رضا آزموده از همین

ویلپنت پاریس یا آب در هاون کوبیدن!

میر باقر صداقی، ایران ستارگان، دوم ژوئیه ۲۰۱۴: …  ۱۰ سال تمام تکرار شوی ویلپنت پاریس بدون هیچ سود سیاسی با هزینه میلونها دلار برای گردآوری افغانها , عربها , آفریقایها ,اروپایها , آسیایها و تعدادی سناتور از رده خارج شده و جنگ طلب با وعده ساندیس وساندویچ و سفر مجانی به پاریس با هزینه هتل اقامت و

دجالیت و دروغ از زبان مریم رجوی

میرباقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، هفتم ژوئن ۲۰۱۴: … خانم رجوی شما همیشه در سخنرانیهای مربوط به مناسبتهای زنان از اینکه در فرقه شما تبعیض مثبت برای زنان در نظر گرفته شده ابراز غرور میکردید اما زمان ثابت کرد این تبعیض بر اساس سوء استفاده جنسی مسعود رجوی از بانوان در این فرقه پایه گذاری شده

گرگ درنده ای که لباس میش به تن کرده صلاحیت حرف زدن در مورد حقوق بشر و زندانیان سیاسی را ندارد

میر باقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، سی ام می ۲۰۱۴: … در روزهای اخیر ما شاهد آن بودیم که خانم مریم رجوی , سرکرده فرقه رجوی در مجلس ملی فرانسه و همچنین در استماع زیر کمیته پارلمان کانادا در مورد  نقض حقوق بشر سخنرانیهایی داشتند و خود را مدافع حقوق بشر نشان داده اند!!!! از زندانیان سیاسی حمایت کرده

ملاقات نمایندگان ایران ستارگان با تعدادی از نمایندگان پارلمان سویس در شهر برن

ایران ستارگان، سوئیس، بیست و یکم می ۲۰۱۴: … اعضای انجمن ایران ستارگان در کشور سویس هر هفته در افشاگریها و فعالیتهای خود علیه فرقه مافیایی و ضد مردمی رجوی به تمامی مجامع حقوق بشری , سازمان ملل , شهرداریها , پلیس و سرویسهای اطلاعاتی سویس , نمایندگان پارلمان سویس و … کتابهایی به

رضا آزمودهبه امید آن که ذره ای حس انساندوستی در رهبران مجاهدین وجود داشته باشد