رضا پهلوی، مجاهدین خلق و دو اتفاق مرتبط با آینده ایران

رضا پهلوی، مجاهدین خلق و دو اتفاق مرتبط با آینده ایران

 taghizadeh_rezaرضا تقی زاده، کیهان لندن، نهم ژوئیه 2017:…  اگر عینک‌های خود را که رنگ کینه و انتقام از پشت آن تیره‌تر از معمول قابل دیدن است برداریم و به مجاهدین آنطور که هستند نگاه کنیم، بجز عیب، در آنها خوبی هم می‌توان دید. پایداری و ماندگاری مجاهدین مثال‌زدنی است. آنها ده سال در دوران اوج ترورهای پیش از انقلاب، دو تصفیه داخلی و فشار نیروهای امنیتی را پشت سر گذاشتند … 

حنیف حیدر نژاد، کیهان لندن: فریبکاری‌های مریم رجوی

مزدور مریم رجوی و ولینعمتش سنانور مک کنرضا تقی زاده، کیهان لندن: راندِوو در تیرانا: دیدار مریم رجوی با جان مک‌کین سناتور آمریکایی

لینک به منبع

رضا پهلوی، مجاهدین خلق و دو اتفاق مرتبط با آینده ایران

۱۶ تیر ۱۳۹۶

سیاست خارجی دولت ترامپ در رابطه با جمهوری اسلامی و آینده ایران هنوز شکل نهایی نگرفته و خطوط اصلی آن انتشار نیافته، با این وجود سخنان روز چهارشنبه ۲۴ خرداد رکس تیلرسن وزیر خارجه آن کشور را در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا پیرامون حمایت از «تغییر رژیم در ایران»، می‌توان عنصر کلیدی در تدوین نقشه راه آینده کاخ سفید تلقی کرد.

اندکی بعد از اظهارات خبرساز و بی سابقه وزیر خارجه آمریکا که طی آن موارد بسیار حساس دیگری، از جمله توافق اتمی ۱۵ ژوییه سال ۲۰۱۵  و معرفی آن به عنوان «توافق ضعیف»، همچنین امکان قرار دادن مجموعه  پاسداران در سیاهه سازمان‌های تروریستی نیز مطرح شد، رضا پهلوی با تمهید قبلی در کنگره آمریکا حضور یافت و با تعدادی از قانون‌گذاران آمریکایی دیدار و گفتگو کرد.

نقطه اوج حضور یک روزه شاهزاده در کنگره ملاقات او با سناتور جان مک‌کین، عضو ارشد سنای آمریکا بود که بالاتر از حزب جمهوری‌خواه،  بخشی از «دولت عمیق» و «قدرت نهادینه» واشنگتن محسوب می‌شود.

سناتور مک‌کین که یک بار نامزد نهایی حزب جمهوری‌خواه در رقابت‌های رییس جمهوری آمریکا نیز بوده، به خاطر دیدارهای جنجالی خود با چهره‌های غیر متعارف سیاسی و تروریستی از سوریه، تا لیبی و اوکراین و آلبانی، شهرت خاص یافته است.

دیدار فروردین ماه سال جاری مک‌کین از تیرانا پایتخت آلبانی که میزبان اردوگاه مجاهدین خلق بعد از تعطیل «اردوگاه اشرف» در حاشیه بغداد شده است، و اعلام پشتیبانی از «تغییر رژیم در ایران» حین حضور در جمع رهبران و اعضای این سازمان، انعکاس گسترده ای یافت.

لشکر بدون رهبر 

اگر عینک‌های خود را که رنگ کینه و انتقام از پشت آن تیره‌تر از معمول قابل دیدن است برداریم و به مجاهدین آنطور که هستند نگاه کنیم، بجز عیب، در آنها خوبی هم می‌توان دید.

پایداری و ماندگاری مجاهدین مثال‌زدنی است. آنها ده سال در دوران اوج ترورهای پیش از انقلاب، دو تصفیه داخلی و فشار نیروهای امنیتی را پشت سر گذاشتند و بعد از انقلاب دو دوران تیرباران‌های فله‌ای ابتدای دهه شصت و انتهای دهه شصت و قتل عام در زندان‌ها، همزمان با مراحل پایانی جنگ ایران و عراق و هجوم نظامی مجاهدین به خاک ایران پس از اعلام آتش‌بس با عراق (عملیات فروغ جاویدان- عمیات مرصاد، مرداد ماه سال ۱۳۶۷) را تحمل کردند و باقی ماندند.

در دوران ۳۵ ساله اقامت در عراق شدیدترین شرایط زندگی اردوگاهی به آنها تحمیل شد.  همیشه یک ماشین تبلیغاتی موثر از سوی حکومت انقلاب اسلامی و البته ضد انقلاب ملی‌گرا، علیه آنها به کار مشغول بوده. با این وجود مجاهدین باقی مانده و بضاعت‌های تشکیلاتی خود را توسعه داده‌اند.

در حال حاضر قدرت بسیج و تدارکات مجاهدین به تنهایی یک سر و گردن از مجموعه اپوزیسیون داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بلندتر است. مجاهدین خلق تنها اپوزیسیون جمهوری اسلامی است که قادر به سازمان دادن و تدارکات و حتی انجام عملیات علیه جمهوری اسلامی است.

نکات تاریک در مورد مجاهدین تنها محدود به گذشته تروریستی و ترکیب عقیدتی اسلامی- مارکسیستی آنها نیست. یکی از مشکلات اصلی مجاهدین اصرار در پرهیز از پوست انداختن است. شاید اگر مسعود رجوی باقی بود و زندگی سیاسی فعال داشت، می‌توانست مجاهدین را با موفقیت بیشتری از این  مرحله عبور دهد، چنانکه چرخش از یک سازمان تروریستی- نظامی به یک سازمان سیاسی هم با تلاش‌های مقدماتی او صورت گرفت و به نتیجه رسید.

درس‌های ارتش آزادی‌بخش ایرلند، تصمیم جری آدامز در زمین گذاشتن اسلحه و داخل کردن «شین فین» به عنوان یک سازمان غیرنظامی در زندگی سیاسی ایرلند شمالی، به جای ادامه ترور کور، به عنوان الگو در دگردیسی گذشته مجاهدین موثر بود.

ولی آنها در طول ده- یازده سال گذشته در همان قالب کهنه رسوب کرده‌اند. نگاهی به عکس‌های اجتماعات مجاهدین نشان می‌دهد که از صف نخست تا انتها، همه زن‌ها چارقدپوش، در روپوش نشسته و ایستاده‌اند. مریم رجوی با روسری ابریشم در کت تنگ یراق‌دوزی شده و دامن توری بلند هم‌رنگ و جوراب‌های ضخیم به پا، بیشتر شبیه زن اول حاجی‌های شهرستانی است که به عروسی زن دوم حاج آقا رفته است، تا زن آزادی‌طلبی که آزادی از قید حجاب اجباری مطلوب طبع میلیون‌ها دختر و زن جوان ایرانی را از روستاهای کوچک تا دانشگاه‌های بزرگ نماد و نشانه شود.

مریم رجوی در کنار مرد ها روی صندلی آنقدر جمع و جور می‌نشیند که خدای ناکرده شانه‌اش به شانه نامحرم مک‌کین ساییده نشود در حالی که دختران کرد نسل امروز سال‌هاست کنار مردها اسلحه در دست درازکش می‌شوند.

الگوی دوست داشتنی زن ایرانی مریم رجوی نیست، گلشیفته فراهانی، انوشه انصاری و پردیس ثابتی است که همه در ایران به دنیا آمده و از حکومت ملاها گریخته و در نقاط آزاد دنیا زیسته‌اند. مریم رجوی با ظاهر التقاتی که بین حجاب و بی حجابی سرگردان است ضد الگو است و نماد جمود فکری گروه خود.

عیب دیگر مجاهدین پرهیز از دیگران است که شائبه و یا حقیقت زندگی فرقه‌ای و پادگانی را در مورد آنها تقویت می‌کند. آنها که امروز تا این درجه دور از تغییرات اجتماعی و تحولات درونی جامعه ایرانی باقی مانده‌اند، بجز زور با کدام ترفند و تدبیر می‌توانند سهم قابلی در اداره فردای ایران آزاد عهده‌دار شوند؟

همانطور که دیگران کینه مجاهدین را از دل پاک نکرده‌اند، مجاهدین هم هنوز با عشق انتقام زندگی می‌کنند، در حالی که ایران فردا، ایران همگرایی، بخشش و تلاش همگانی برای سازندگی و جبران خرابی‌ها است. مجاهدین دلبری از مردم ایران را فراموش کرده‌اند، از دیگر مخالفان حکومت اسلامی هم به قوت تبری می‌کنند. سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت که یک اسم بی محتوا است نیازمند یک انقلاب فکری در درون و پوست انداختن بیرونی است.

رهبر بدون لشکر 

در نقطه مقابل مریم و مجاهدین، رضا پهلوی ایستاده است؛ فرزند پادشاه سابق ایران که بعد از انقلاب، با وجود همه تلاش‌های تبلیغاتی حکومت اسلامی، هواداری از او و اقدامات او، در ایران از میان نرفته است.

برخلاف مجاهدین، در ایران نه تنها کسی منتقد رضا پهلوی نیست، که بسیاری او را نماد زندگی از دست رفته و امید تجدید آن می‌بینند. رضا پهلوی به روز ظاهر می‌شود. به روز حرف می‌زند، شلوار جین می‌پوشد و هر از گاهی با کوله پشتی جوان‌ها به اینجا و آنجا می‌رود. شکل ظاهر و رفتار رضا پهلوی در چشم مردم عادی ایران غریبه نیست و گفته می‌شود که داخل ایران طرفداران نسل جوان او از میانسال‌ها بیشتر هستند.

کمبود رضا پهلوی اهرمی است که با کمک آن بتواند نیروهای پراکنده‌ی همسو با خود را در داخل و خارج از ایران جلو براند.

اهرم غایب در دست ولیعهد سابق ایران سازمان و تدارکات است که دقیقا نقطه قوت مجاهدین به شمار می‌رود. شورای ملی شاهزاده که قرار بود در جهت رفع این کمبود کار کند به یک شوخی سیاسی تبدیل شد.

فصل مشترک بسیار با اهمیت رضا پهلوی و مجاهدین خلق شهرت و شناسایی عام از آنها در درون ایران است؛ در ایران شاید از یکصد هزار پیر و جوان، نود درصد نام رضا پهلوی فرزند شاه و نام سازمان مجاهدین خلق را شنیده‌اند در حالی که  شگفت‌آور خواهد بود اگر حتی یک درصد از وجود و نام و نشان و تلاش‌های گروه‌های دیگر اپوزیسیون شنیده باشند، چه رسد تاثیرپذیری از آنها.

پرسش بسیار حساس این است که تلفیق نقاط قوت این دو نیروی شناخته شده و حذف نقاط ضعف آنها در آینده‌ای قابل پیش‌بینی، و بخصوص در دوران انتقالی حکومت اسلامی ایران ممکن است؟

در سیاست همه چیز امکان‌پذیر است و هیچ گزینه‌ای ردکردنی نیست، چنانکه سیهانوک، پادشاه پیشین کامبوج در مقطعی، بر خلاف انتظار، با خمرهای سرخ ائتلاف کرد و در یک مقطع تاریخی دیگر، باز هم برخلاف انتظار، گروه کوچک بلشویک‌ها در روسیه‌ای که اقتصاد کشاورزی داشت، انقلاب کارگری را به ثمر رساند و قدرت را در شرایطی به دست گرفت که حتی برای ترکیب دولت نفرات کافی در اختیار نداشت.

اگر بر خلاف همه پیش‌نگری‌ها خمینی از حومه نجف در کمتر از شش ماه قادر شد در تهران پادشاهی ۲۵۰۰ ساله ایران را کنار زده و عمامه خود را به جای تاج قرار دهد، هر اتفاق دیگری نیز در جهان ممکن است. برای رسیدن به هدف باید حرکت کرد!

*** 

شاهزاده رضا پهلویشاهزاده رضا پهلوی: مجاهدین خلق در زمان جنگ ایران و عراق با صدام حسین همکاری کردند این امر باعث میشود که شریک سیاسی مناسبی نباشند

مجاهدین خلق فرقه رجوی در امریکارضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30253

ترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال توسط سازمان مجاهدین خلق 

Mojahedin_Khalq_MEK_Rajavi_Cult_Terror_Americans_Tehran_1سایت مشروطه سلطنتی، سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… تروریست‌های سازمان مجاهدین از چندی پیش رفت و آمد این سه کارشناس آمریکایی و خیابان‌هایی را که از آنها می‌گذشتند، کنترل می‌کردند و دریافته بودند که خودروی سبز رنگ کارشناسان آمریکایی هر روز میان ساعت هفت و هفت و بیست دقیقه از تهران پارس برخوردگاه خیابان دماوند یا سه راه تهران پارس می‌گذرد و نزدیک به سی متری … 

شاهزاده رضا پهلویCrown prince Reza Pahlavi: Mojahedin Khalq, (MKO, MEK…) a cult-type structure

لینک به منبع

ترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال دونالد اسمیت، رابرت کرونگارد و ویلیام کاترل از سوی سازمان مجاهدین خلق ۶ شهریور ۲۵۳۵ شاهنشاهی

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهران

در روز ۶ شهریور ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی سه تن از کارشناسان بلندپایه شرکت امریکایی راکول اینترنشنال[۱] به نام‌های دونالد جی. اسمیت [۲]، رابرت آر. کرونگارد[۳] و ویلیام سی. کاترِل [۴] در تهران نو، خیابان خیام، خیابان دلپذیر از سوی هفت تن از تروریست‌های مجاهدین خلق به رگبار گلوله بسته شدند و به قتل رسیدند.

تروریست‌های سازمان مجاهدین از چندی پیش رفت و آمد این سه کارشناس آمریکایی و خیابان‌هایی را که از آنها می‌گذشتند، کنترل می‌کردند و دریافته بودند که خودروی سبز رنگ کارشناسان آمریکایی هر روز میان ساعت هفت و هفت و بیست دقیقه از تهران پارس برخوردگاه خیابان دماوند یا سه راه تهران پارس می‌گذرد و نزدیک به سی متری نارمک ، از خیابان خیام یکی از خیابان‌های فرعی تهران نو به خیابان دلپذیر می‌پیچد. تروریست‌های سازمان مجاهدین پس از بررسی‌های همه سویه، خیابان دلپذیر که در آن زمین بایر نیمه خرابه‌ای وجود داشت را برای ترور سه آمریکایی برگزیدند.

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهران

ساعت ۷ بامداد روز شنبه سه مهندس آمریکایی دونالد اسمیت، رابرت کرون گارد و ویلیام کاترل از خانه خود با شورولتی سبز رنگ رهسپار کمپانی راکول اینترنشنال شدند. شهرام محمدیان باجگیران تروریست مجاهد، سوار بر موتور و غلامحسین صاحب اختیاری ترک موتور، هر دو علامت دهنده و آغاز کننده ترور با بوق و علامت دست، تیم ترور را از نزدیک شدن آمریکاییان آگاه ساختند. در این هنگام شورولت آمریکاییان به شماره ۲۶۲۶۴ تهران-ع از پیچ خیابان دلپذیر نمایان شد. حسن آلادپوش راننده فولکس واگن سرخ رنگ به شماره ۶۶۵۳۶ تهران-الف جلوی خودروی آمریکاییان پیچید و راه را بست. راننده شورلت آمریکاییان دریافت که نیرنگی در کار است، کوشش کرد به سوی راست بپیچد و از این دام رهایی یابد ولی به سبب باریکی خیابان نتوانست کاری بکند. در این هنگام، حسن آلادپوش راننده فولکس واگن و دیگر مسلسل چی‌ها، بهرام آرام و حسین سیاه کلاه و مهدی فتحی و محسن طریقت منفرد که در خرابه پنهان شده بودند، بیرون دویدند و از جلو و از دو سوی خودرو سرنشینان آمریکایی خودرو را به رگبار گلوله بستند. دونالد اسمیت و ویلیام کاترل که بر سندلی پشت نشسته بودند در دم کشته شدند و رابرت گرون گارد که جلو، کنار راننده نشسته بود به سختی زخمی شد. رابرت کرون گارد با وجود گلوله‌هایی که خورده بود پیاده شد و کوشش کرد به سوی پیاده رو برود، مسلسل چی نیز دنبال وی را گرفت و دوباره وی را به رگبار مسلسل بست. رابرت کرون گارد با وجود گلوله‌هایی که خورده بود پیاده شد و کوشش کرد به سوی پیاده رو برود، مسلسل چی نیز دنبال وی را گرفت و دوباره وی را به رگبار مسلسل بست. رابرت کرون گارد در جوی آب افتاد و مجاهد تروریست در جوی آب تیر خلاص را به وی زد و او را کشت. در این گیرو دار قاسم عابدینی به خرابه دوید و پیکانی را که در پیشتر در آنجا پارک کرده بودند، روشن کرد. دیگر مجاهدین تروریست دوان دوان همه به سوی خرابه بازگشتند و آنجا سوار بر خودروی فرار، متواری شدند. مجاهدین با مسلسل‌های کلاشینکف ساخت شوروی آمریکاییان را به رگبار گلوله بستند.

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهران

در روز ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴ تیم ترور مجاهدین سیدمحسن سیدخاموشی، محمدطاهر رحیمی، محسن بطحایی و منیژه اشرف زاده کرمانی در قیطریه دو کلنل آمریکایی شفر و ترنر را به رگبار گلوله بستند. مجاهدین تروریست از کیف دستی کلنل ترنر و شفر به سندها و مدرک‌های مهمی درباره خرید هواپیماهای فانتوم و پایگاه‌های این هواپیماها، خرید دستگاه‌های تله کامیونیکشین و جاهای برنشاندن آنها و دیگر خریدهای ارتش دست یافتند. مجاهدین همه این اسناد را از ایران بیرون بردند و در پاریس به سفارت شوروی دادند و به جای آن از پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی در رساندن اسلحه به سازمان مجاهدین، برپایی فرستنده‌های رادیویی برای پروپاگاند علیه حکومت ایران و بسیاری کمک‌های دیگر مالی برخوردار شدند. این سه مهندس آمریکایی از کارشناسان زبردست سیستم‌های کنترل مرزها و سیستم‌های خبردهی از دست درازی‌ها به مرزهای کشور و گردآوری اطلاعات بودند که پروژه برپا ساختن پایگاه‌های اطلاعاتی الکترونیکی، دریایی، هوایی و زمینی و هواپیماهای آواکس و هواپیماهای فرتورنگار را در ایران پیاده می‌کردند. این پروژه قراربود در چهار گام به انجام برسد. سازمان تروریستی مجاهدین خلق که همکاری نزدیک با کا گ ب داشت، اطلاعات درباره این سه آمریکایی در ایران را از سازمان جاسوسی شوروی دریافت کرد و به دستور شوروی کارشناسان آمریکایی سیستم‌های اطلاعاتی در ایران را گلوله باران کرد.

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهران

پرزیدنت جرالد فورد که چند روزی را در کلرادو می‌گذرانید تلفنی از این رویداد تکان دهنده آگاهی یافت و بی درنگ به خانواده‌های کشته شدگان از سوی سازمان تروریستی مجاهدین خلق دل آرامی گفت. در جارنامه کاح سفید که به چاپ رسید پرزیدنت جرالد فورد از کشته شدن سه مهندس آمریکایی به دست تروریست‌ها در ایران اندوه و انزجار خود را ابراز داشت و لزوم کوشش‌های تازه برای سرکوب کردن تروریسم را یادآوری کرد. پرزیدنت فورد ابراز امیدواری کرد که تروریست‌هایی که سه آمریکایی را کشته‌اند به زودی دستگیر و به دست قانون سپرده شوند.

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهران

وزارت خارجه آمریکا نیز با چاپ جارنامه‌ای از ترور سه آمریکایی در تهران ابراز بیزاری کرد و یادآور شد که دولت ایران قول داده است که تروریست‌ها را به مجازات برساند. در این جارنامه وزارت خارجه آمریکا به آگاهی رساند که سه امریکایی کشته شده سه غیرنظامی بودند که در چارچوب یک پروژه پژوهشی در زمینه الکترونیک در تهران کار می‌کردند، آنها هنگامی که رهسپار اداره خود بودند از سوی تروریست‌ها از پای درآمدند.

کمپانی راکول اینترنشنال کارفرمای سه کارشناس آمریکایی نیز جارنامه‌ای چاپ کرد و به خانواده قربانیان ترور سازمان مجاهدین تسلیت گفت.

پرونده ترور سه مهندس آمریکایی به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای تهران فرستاده شد و بازپرس این شعبه عدم صلاحیت خود را داد و پرونده را به دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی فرستاد.

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهران

در بررسی‌ها و بازجویی‌هایی که از سوی ماموران درباره فولکس واگن سرخ رنگ به شماره ۶۶۵۳۶ تهران-الف انجام یافت، ماموران دریافتند که این خودرو از سوی یکی از مجاهدین تروریست با نام دروغین « امیر کاظم کلوچه‌ای » خریداری شده بود. با فرتورهایی که به فروشندگان خودرو نشان داده شد، یکی از فروشندگان حسن آلادپوش مارکسیست اسلامی خطرناک را شناسایی کرد. آشکار شد که حسن آلادپوش با شناسنامه دروغین به نام « امیرکاظم کلوچه‌ای » فولکس واگن را خریداری کرده است. سرانجام با پیگیری‌های شبانه روزی، ماموران توانستند یکی از نهانگاه‌های حسن آلادپوش و چند تن از همدستانش را بیابند. روز پنجشنبه ۱۱ شهریور ماه ۲۵۳۵ نزدیک ساعت ۲۱ ماموران پلیس آماده دستگیری حسن آلادپوش در خیابان شهباز بودند. آلادپوش که خود را تنگنا دید با اسلحه کمری به ماموران تیراندازی کرد و کشته شد. از جسد حسن آلادپوش افزون بر اسلحه کمری یک نارنجک، دو شناسنامه یکی به نام حسن آلادپوش و شناسنامه دروغینش به نام امیرکاظم کلوچه‌ای به دست آمد.

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهران

بر پایه اطلاعاتی که ماموران از کسانی که با حسن آلادپوش آشنایی داشتند به دست آورده بودند، ماموران توانستند دیگر نهانگاه مجاهدین و چند تن از همدستانش را بیابند. بامداد آدینه ۱۲ شهریور ماه ۲۵۳۵ عباس جاودانی و یک تروریست دیگر از همدستان آلادپوش در خیابان امیرکبیر با ماموران کمیته مشترک روبرو شدند و بی درنگ به ماموران تیراندازی کردند و در این تیراندازی رویارو کشته شدند. عباس جاودانی از سال ۲۵۳۰ متواری بود و در ترورها و بمبگذاری‌های بسیاری دست داشت. از نهانگاه این تروریست‌ها ۳ قبضه اسلحه کمری، شماری نارنجک جنگی، فشنگ، دستگاه چاپ و شمار بسیاری کتابچه‌های پروپاگاند مارکسیسم اسلامی و مدرک‌ها و شناسنامه‌های دروغین به دست آمد.

روز ۲۵ آبان ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی ساعاتی پس از نیمروز بهرام آرام از رهبران سازمان تروریستی مجاهدین خلق و از برنامه ریزان و ترورکنندگان سه مهندس آمریکایی، پیرامون مخبرالدوله دیده شد که سوار تاکسی مسافرکش می‌شود، ماموران کمیته مشترک نیز دنبال تاکسی را گرفتند. در میانه خیابان شیوا در سرآسیاب دولاب، بهرام آرام دریافت که خودرویی که در آن سوار است از سوی ماموران دنبال می‌شود. بهرام آرام که تا بن دندان مسلح بود به هنگام پیاده شدن از خودرو به سوی ماموران تیراندازی کرد و پا به فرارگذاشت. در این گیر و دار بهرام آرام میان چند ساختمان بدون راه گریز، گیر افتاد و پشت انبوهی آجر و سازه‌های ساختمانی سنگر گرفت. پس از نزدیک به یک ساعت تیراندازی به ماموران پلیس، سرانجام فشنگ‌های وی تمام شد و با اینکه زخمی شده بود کوشش کرد نارنجکی را که به همراه داشت به سوی مامورین پرتاب کند. خوشبختانه نارنجک در دستش ترکید و بهرام آرام نابود شد. در کنار جسد نیمه سوخته بهرام آرام تروریست یک اسلحه کمری، یک خشاب دیگر و یک شناسنامه دروغین با فرتور وی با نام « حسن باقری » به دست آمد. بهرام آرام از سال ۲۵۳۰ شاهنشاهی متواری بود و از سال ۲۵۳۳ شاهنشاهی [۱۳۵۳ تازی خورشیدی] رهبر گروه تروریستی مارکسیست اسلامی مجاهدین خلق شد. بهرام آرام به کار گرفتن و بهره کشی از زنان و دختران را در سازمان مجاهدین گستراند و آزادی جنسی و داشتن رابطه دختران و زنان با همه مردان سازمان را رواج داد و آن را عامل دلبستگی مجاهدین در کارهای تروریستی نامید.

حسن آلاد پوش

حسن آلادپوش قاتل

مهدی فتحی

مهدی فتحی قاتل

حسین سیاه کلاه

حسین سیاه کلاه آمریکاییان را با مسلسل اتوماتیک به رگبار بست

غلام حسین صاحب اختیاری

غلامحسین صاحب اختیاری سوار بر ترک موتور و علامت دهنده دوم

قاسم عابدینی

قاسم عابدینی راننده خودروی فرار

شهرام محمدیان

شهرام محمدیان باجگیران – راننده موتور و آغازکننده ترور

محسن طریقت منفرد

محسن طریقت منفرد قاتل

بهرام آرام

بهرام آرام قاتل – از سران سازمان تروریستی مجاهدین خلق

بهرام آرام بعد از کشیدن نارنجک

لاشه بهرام آرام – نارنجکی که خواست به سوی ماموران پرت کند در دستش ترکید

بهرام آرام بعد از کشیدن نارنجک

لاشه بهرام آرام – تروریست روز ۲۵ آبان ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی نابود شد

(پایان)

*** 

سرود تروریستی”سر کوچه کمینه” سازمان مجاهدین خلق
(سروده شده بعد از انقلاب، بیاد بود ترور افسران امریکایی)

چند سند دیگر:
Lets create another Vietnam for America(pdf).
(Mojahedin English language paper April 1980)
Letter to Imam (Khomeini) (pdf). 
(Mojahedin English Language paper April 1980)

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیتکامل تروریسم

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30022

حکایت در ایران و شکایت در آمریکا 

Alireza jafarzadeh suicide mission note MEK Washingtonایران فانوس، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… روز ۳۰ خرداد که اتفاقاً سالروز آغاز خشونت کور مجاهدین در ایران است، برای نشست خبری علیرضا جعفرزاده انتخاب شد. علیرضا جعفرزاده در این نشست خبری، قبل از همه پای سپاه پاسداران را در حمله موشکی به میان کشید و از آمریکا خواستار قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی شد.  جعفرزاده در این نشست خبری که مخاطبش در اصل دولت آمریکا بود، همچنین از کره … 

علیرضا جعفرزاده مزدور فرقه رجوی مجاهدین خلق وطن فروشیَAlireza Jafarzadeh has already published his suicide bombing note.
Wondering at those Americans who stand under the flag of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to LOBBY for the murderers of their servicemen

لینک به منبع

حکایت در ایران و شکایت در آمریکا

مجاهدین خلق نیروی عجیبی هستند. شاید منحصر به فرد. آنها زمانی دور که در ایران مبارزات دهن پر کن دنبال می کردند برای مطرح شدن و ابراز وجود به امپریالیسم گیر سه پیچ داده بودند و معتقد بودند که همه گرفتاریهای بشر زمینی از امپریالیسم آمریکاست و امپریالیستهای دیگر بی گناه و این آمریکاست که به ویتنام تجاوز کرده و از دیکتاتوری منجمله در ایران، حمایت می کند بنابراین آمریکا تضاد دوران است.

پس از طی چهار دهه داستان کاملاً تغییر کرد. دقیقاً ۱۸۰ درجه تغییر کرد. البته نه تنها در دوستی و دشمنی مجاهدین خلق با آمریکا، بلکه در همه موارد دیگر داستان دگردیسی ۱۸۰ درجه تغییر کرد و به کمدی و تاسف و فاجعه نزدیک تر شد.

داستان از این قرار است، وقتی تروریستهای داعش روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه به تهران حمله کردند، قند در دل مجاهدین خلق آب شد و روز پیروزی را نزدیک دیدند. اما وقتی که ایران روز یکشنبه ۲۸ خردادماه به مواضع تروریستهای داعش در سوریه، حمله کرد مجاهدین خلق این بار برعکس، از حکایتها شکایت ساختند و این بار نه به ارباب منطقه ای و دست اندرکار یعنی عربستان سعودی، بلکه به همان امپریالیستی که تضاد دوران شمرده می شد و هم اکنون حلال مشکلات دوران شده است، شکایت بردند که چه نشسته اید ایران دارای ۴۲ پایگاه موشکی است و دارد توسط موشکهایش در منطقه قدرت نمایی می کند.

مجاهدین خلق حمله و هجوم همه کشورها و تروریستها را به ایران، موجه و مشروع می دانند، اما دفاع ایران از خودش در مقابل دیگر کشورها منجمله تروریستها را قابل مذمت و حربه ای جهت محکوم شدن و در لیست تروریستی آمریکا قرار گرفتن و اعمال تحریم، می دانند.

مجاهدین خلق بعد از دو روز از حمله موشکی ایران به مواضع داعش در سوریه، علیرضا جعفر زاده را جهت نشست خبری و افشای اطلاعات کذب در آمریکا و نزدیکی کاخ سفید ارسال و هیاهوی تبلیغاتی جهت سیاه نمایی ایران و مطرح کردن خود را آغاز کردند.

روز ۳۰ خرداد که اتفاقاً سالروز آغاز خشونت کور مجاهدین در ایران است، برای نشست خبری علیرضا جعفرزاده انتخاب شد. علیرضا جعفرزاده در این نشست خبری، قبل از همه پای سپاه پاسداران را در حمله موشکی به میان کشید و از آمریکا خواستار قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی شد.

http://news.gooya.com/2017/06/post-4860.php

جعفرزاده در این نشست خبری که مخاطبش در اصل دولت آمریکا بود، همچنین از کره شمالی نیز شکایت کرد و در ادامه افزود که موشکهای ایران قادرند اسراییل و عربستان سعودی، را مورد اصابت قرار دهند.

جعفرزاده همچنین تاثیر تحریمات اخیر سنای آمریکا در پرتاب موشکهای ایرانی را موثر دانست و در ادامه خواهان تحریمات بیشتری از جانب آمریکا علیه ایران، شد و در این میان نقش مجاهدین خلق را مانند همیشه در مطلع بودن از مسایل نظامی ایران و تحریک و تشویق دیگران به تحریم علیه ایران پر اهمیت دانست و افزود،

„ لایحه‌ای که اخیرا در سنای آمریکا تصویب شد، لایحه بسیار مهمی بود، البته باید مراحل خودش را در مجلس  نمایندگان هم طیی کند، و نهایتا تبدیل به قانون شود. تحریم‌های جدید سنای آمریکا، اولین قدم در رابطه با فشار گذاشتن روی رژیم، و ارگان‌های ترویستی و سرکوبگر رژیم است، که درگیر ساخت موشک و ساختن بمب اتم هستند. اقدامات بیشتری هم هست که ما امروز در این کنفرانس به آن اشاره کردیم. هیچ کس، هیچ تصویر کاملی از ابعاد فعالیت‌های رژیم در زمینه تهدید، چه در محدوده داخل کشور، و چه در زمینه تهدید کشورهای همسایه و همچنین جهان آزاد ندارد. تصویری که ما ارائه دادیم، اولین تصویر کامل از برنامه موشکی رژیم بود. البته این به آن معنی نیست، که شامل تمام فعالیت‌های موشکی رژیم می‌شود، ما تنها توانسته‌ایم ۴۲ مرکز موشکی را با جزییات، ساختار ارگانی که مسئولیت ساخت وعملیاتی کردن این موشک‌ها را بر عهده دارند، افشا کنیم.

نقش «مقاومت ایران» در این سال‌ها این بوده است که با افشای اطلاعات، تشویق و ترغیب کند جامعه بین‌المللی را، تا سیاست‌های قاطع‌تری را علیه رژیم پیشه کنند و حق مردم ایران را برای تغییر به رسمیت بشناسند…“

در تبلیغات جعفرزاده هیچ حرفی از عملکرد داعش که منجر به عکس العمل ایران شده باشد، نیست بلکه هر چه هست عملکردهای مجاهدین خلق است که در مجموع ایران را ناچار به واکنش کرده و حال می بایست به زعم و خواست مجاهدین خلق، ایران تاوان عملکردش را بپردازد. علیرضا جعفرزاده، در خاتمه نقش و سهم مجاهدین در تحریمهای تازه علیه ایران و متعاقب آن حمله موشکی ایران به مواضع داعش، را خاطرنشان کرد و افزود،

„ نمی‌خواهم در مورد سهم خودمان صحبت کنم، چرا که فکر می‌کنم هر کسی که بی طرف قضایا را دنبال  می‌کند، از روز اول تا امروز، نقش بارز «مقاومت ایران»، مشخصا «مجاهدین خلق» و شبکه داخلی ما را در شکل دادن یک مجموعه تحریم‌ها می‌بیند. اگر افشاگریی «مجاهدین خلق» نبود، اصلا بازدیدهای آژانس بین‌المللی اتمی و قطعنامه‌های سازمان ملل متحد، و تحریم‌های آمریکا، شکل نمی‌گرفت. بنابر این واقعیت این است که نقشی که «مجاهدین» در این زمینه ایفا کردند، غیر قابل مقایسه با هر فرد و سازمانی است“.

مجاهدین خلق در هر مقطع و شرایطی که قرار بگیرند، متناسب با شرایط و زمان و مکان رنگ عوض می کنند. آنان زمانی که در عراق به سر می بردند، سربازان مرزی را دشمن تلقی می کردند حال که برای عربستان سعودی کار می کنند، سپاه قدس را عامل بی ثباتی منطقه می دانند و گاه که سیخ و سمبه از طریق خانواده های اعضای اسیر به خودشان فرو می رود، وزارت اطلاعات را مشکل دوران می دانند. به عبارت دیگر، زمانی که آنان در ایران بودند آمریکا را تضاد دوران قلمداد می کردند و سپس در عراق آمریکا را ارباب بی مروت و هم اکنون که میهمان ارباب هستند آمریکا را کدخدای ده می دانند و نزدش شکایت می برند.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

(پایان)

*** 

Israel Provided IAEA with Fake Documents on Iran’s Nuclear Program


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

فارین پالیسی ادعای منافقین درباره لویزان را مضحک و یاوه‌گویی خواند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29947

تروریسم، از دیروز تا امروز 

 ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsایران فانوس، هفدهم ژوئن ۲۰۱۷:… در گذشته، خشونت و ترور آن قدر اهمیت و کارایی داشت که گروه تروریستی مجاهدین خلق، ضمن ترور شهروندان غیر ایرانی منجمله آمریکایی ها، به این تحلیل و مشی چریکی رسیده بودند که اگر آنان بتوانند در تهران هر روز یک ترور موفق داشته باشند، به پیروزی دست خواهند یافت. بازتاب جهانی و داخلی ترورهای چهارشنبه ۱۷ خردادماه تهران، ثابت کرد کسانی که هنوز فکر خشونت … 

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsTehran Was Always America’s And Thus The ISIS Final Destination (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult a proxy)

لینک به منبع

تروریسم، از دیروز تا امروز

ایران فانوس، ۱۷٫۰۶٫۲۰۱۷

ترورهای روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه که در مجلس شورای اسلامی و مقبره آیت الله خمینی، اتفاق افتاد مسایل زیادی را از هر حیث رو کرد که یکی از آنها مهمتر و پر اهمیت تر است و آن فرق مابین کارکرد ترورهای دیروز و امروز، است.

در این روز که تروریستها در تهران حمله کردند و خون ۱۷ تن از مردم بی گناه را بر زمین ریختند و بیش از ۴۲ تن از مردم زخمی شدند، هیچ فایده نظامی حتی سیاسی نصیب تروریستها نشد بلکه این نیروهای نظامی و امنیتی و مردم بودند که چشم و گوش شان از مسایل و اتفاقات پشت پرده بازتر شد و النهایه برنده ترورهای روز چهارشنبه تهران شدند.

واکنشها و محکومیتها نسبت به ترورهای تهران، آنچنان گسترده و جهانی بودند که می توان در این رابطه فصل جدیدی از تروریسم در ایران و جهان، را مورد نقد و بررسی قرار داد اگرچه تاییدها نیز کم نبودند، اما تاییدها جملگی کسانی بودند که از نزدیک یا دور، دستی در آتش داشته و راهکار ترور و جنگ را هنوز قبول دارند. رییس جمهور آمریکا دونالد ترامپ، اسراییل، عربستان سعودی و مجاهدین خلق، کسانی بودند که در ارتباط با ترورهای تهران، قند در دل شان آب شد و باصطلاح از ذوق نالیدند و ظاهراً تکذیب شان از هر تایید و تشویقی تاییدتر بود. به هر حال هر کسی از ظن خود یار و یاور مردم یا دشمنان مردم است. اینجا نیز دوست و دشمنان مردم و ایران و حقوق بشر و دموکراسی، اگرچه مشخص بود اما مشخص تر شد.

ایران کشوری است که قرنها مصیبت جنگ و ترور را تحمل کرد و تاوانش را پرداخت اما این بار ترورهای روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه، چیزی را به عیان در جمع مردم ایران و جهان، ثابت کرد و آن مذموم بودن این گونه راه حلها نسبت به گذشته است. مردم ایران و جهان، هم اکنون نگاه و نگرش شان نسبت به جنگ و ترور با سالهای قبل فرق اساسی دارد.

در گذشته ای نه چندان دور، ترور و خشونت یکی از راههای مبارزه و مقاومت بود که در بین بعضی از محافل و مجامع کم و بیش مشروعیت داشت و قابل بحث و فحص بود. اما امروز کمتر کسی است که بتواند از حربه ترور و خشونت به نفع خود و علیه دیگران، استفاده کند و بهایش را نپردازد. در گذشته، فضای داخلی چنان ناامید کننده بود و فضای جهانی آنچنان مغشوش و دو قطبی، مبارزه و مقاومت بدون این که همه راههای سیاسی و حقوق بشری را پیش پایش مسدود ببیند، جهت ابراز وجود و بقاء و عبور از راههای کوتاه مدت و جذب نیرو و بیداری مردم، آسانترین راه یعنی خشونت را انتخاب می کرد. در نیم قرن قبل در داخل ایران گروههای چریکی مختلفی خلق شدند که مهترین آنها گروههای چریکی چپ و مجاهدین مارکسیست بودند که اتفاقاً هر دو طی دهه چهل پا به عرصه سیاسی و تروریستی گذاشته و در رقابت هم وارد میدان خشونت شدند منتها با بروز انقلاب در سال ۱۳۵۷ هر دو گروه دریافتند که خشونت راهکار پر هزینه ای است و هرچه بوده، مربوط به دوران خودش بود و نمی توان راه حل خشونت را که با اقبال عمومی مواجه نبوده را به هر کجا و هر زمان تسری داد. متاسفانه گروه دوم مجاهدین خلق، در ارتباط با خشونت و خشونت کور تا آنجا پیش رفتند که خشونت بدل به آرمان و جانمایه دستگاه شان شد و بدون خشونت قادر به ادامه بقاء نزد محافل قدرت نیستند. لذا آزموده را همچنان می آزمایند، چون بدون خشونت و جنگ، قادر به خروج از بن بست نیستند و مفری نخواهند یافت و در این رابطه همه ی توش و توان و تجربه و سرمایه شان، از خشونت است و بدون این، حرف تازه ای برای گفتن ندارند. بنابراین، مرغ شان همچنان و در همه میادین یک پا دارد، در اپوزسیون یا در قدرت، دیروز و یا امروز و فردا، خشونت یگانه سوخت دستگاه خشونت پرداز آنان است و دیگر هیچ.

سود و زیان ترورهای چهارشنبه ۱۷ خردادماه تهران، آن هم پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت ماه در ایران، کاملاً مشهود است. داعش و داعشیان، همچنان در مظان اتهام و انزجار و محکومیت جهانی، متقابلاً نیروهای امنیتی این حق را برای خود قائلند تا همه گزینه ها را روی میز جهت سرکوب داعش قرار دهند و این یعنی اقدام و عملکرد داعش در عمل بر علیه خود و اربابانش، تمام شد.

شاید هنوز هم داعش و داعشیان ندانند، سالها بود که راهکار غیر خشونت آمیز در جامعه کار می کرد و حتی علیه داعش و داعشیان، از جنبه های مختلف سیاسی و فرهنگی، چون موریانه عصای پوسیده متشکل از جهل و تباهی و بر جای مانده از اعصار بربریت، را خورده بود که با اولین تلنگر چون ترورهای روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه در تهران، خشونت و ترور با موجی از محکومیت و انزجار عمومی مواجه شد که در گذشته اساساً چنین چیزی نبود. چند دهه قبل، در همین تهران ترورها و انفجارات بسیار بزرگتری اتفاق می افتاد که مانند امروز محکومیت و منفوریت جهانی را به دنبال نداشت. فضای جهانی به گونه ای بود که هم ارگانهای تروریستی و هم اربابان شان مسئولیت اقدامات تروریستی خود را به عهده می گرفتند و به آن مباهات می ورزیدند اما امروز هر کسی هر عمل ضد بشری که مرتکب می شود آن را به گردن داعش می اندازد، داعشی که اصل و نسب ندارد و می تواند نقش طفره رفتن از مسئولیت سازمانها و دولتهای تروریستی را بازی کند.

 در گذشته، خشونت و ترور آن قدر اهمیت و کارایی داشت که گروه تروریستی مجاهدین خلق، ضمن ترور شهروندان غیر ایرانی منجمله آمریکایی ها، به این تحلیل و مشی چریکی رسیده بودند که اگر آنان بتوانند در تهران هر روز یک ترور موفق داشته باشند، به پیروزی دست خواهند یافت. بازتاب جهانی و داخلی ترورهای چهارشنبه ۱۷ خردادماه تهران، ثابت کرد کسانی که هنوز فکر خشونت و جنگ، به عنوان راه حل در سر داشته باشند، بدون شک با انزجار و منفوریت داخلی و جهانی، روبرو خواهند شد و قبل از هر دستاوردی خود به شکست نزدیکتر خواهند شد.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

(پایان)

*** 

عملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایران

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29840

از ترورهای تهران تا ویلپنت پاریس ( وتصحیح بعدالتحریر)ا 

 Massoud_Rajavi_Maryam_Rajavi_ISIS_ISIL_Terrorismایران فانوس، دهم ژوئن ۲۰۱۷:…  عملیات مشترک تهران، در حالی انجام گرفت که در بخشی از عملیات سیانور و زن و مقبره آیت الله خمینی، وجود داشت که دقیقاً مجاهدین خلق غیر مستقیم می خواستند نیات و آرمانهای خود را وارد عملیات کرده و به مقامات جمهوری اسلامی برسانند که آنان هنوز دارای توانمندیهای نظامی هستند و قادرند از دور دستی در آتش داشته باشند. عملیات مشترک تهران، ضد اصلاحات بود … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسمپدیده تروریست و راه اشتباه جهان

لینک به منبع

از ترورهای تهران تا ویلپنت پاریس

(بعد التحریر: 
توضیح و پوزش
در ارتباط با مقاله „از ترورهای تهران تا ویلپنت پاریس“ جایی آمده است که مسعود رجوی در توجیه عملیات فروغ جاویدان به محمود عطایی فرمانده محور تهران، فرمان انفجار مقبره آیت الله خمینی را داده است. در این جا، تاریخ و موضوع فوق تصحیح می شود و این داستان مربوط به بعد از سال ۱۳۶۸ است که مسعود رجوی گاه و بیگاه روی سن می رفت با عصبانیت تمام و خطاب به هر مجاهد خلق فرمان ایدئولوژیک صادر می کرد که هر مجاهد خلق وقتی پایش به تهران برسد، ابتدا می بایست مقبره آیت الله خمینی را منفجر کند. او این موضوع را بارها و روی سن و در حضور هزاران نفر تکرار کرده است.
کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس )

سفر خاورمیانه ای دونالد ترامپ در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه که وی نشستی هم با سران ارتجاع در ریاض حول محور تروریسم داشت و آدرس را اشتباهی داده بود، هنوز به اتمام نرسیده بود که در اولین دست گرمی تروریستهای داعش به منچستر انگلستان حمله کردند، سپس با گذشت دو هفته تروریستها به سه پایتخت جهان یعنی کابل و لندن و تهران، حمله کردند و تلفات هنگفتی از مردم گرفتند.

حملات روز چهارشنبه ۱۷ خرداد ماه در تهران را داعش به عهده گرفته و افکار عمومی ناچاراً متوجه داعش است. اما واقعیت امر غیر از این است. سبک عملیاتهای داعش در کشورهای تحت سیطره که حضور فعال دارند و کشورهای اروپایی که امکانات و هواداران فراوان دارند، متفاوت است. آنان طی سالهای اخیر حتی یک عملیات هدفمند و سازمانیافته در کشورهای غربی نداشتند و معمولاً دارای عملیاتهای کور و غیر هدفمند بودند. در رابطه با ایران که سیستم امنیتی قوی دارد و ضد داعش است و داعش وسایل و امکانات کافی در این کشور ندارد، لاجرم توان عملیات روز چهارشنبه تهران را نداشت، چون پیشبرد عملیات سازمانیافته و دقیق در تهران و به مقبره آیت الله خمینی و مجلس شورای اسلامی، نیازمند ارتباطات، شناسایی، تجربه، لجستیک، اطلاعات و دانش چریکی کافی بود که از عهده داعش خارج است. نیروهای آنارشی داعش در ایران حداکثر در مرزها می توانستند اقدام به عملیاتهای کور و انتحاری مثل انتحار مابین بازار یا حداکثر در نماز جمعه و از این دست ترورهای کور انجام دهند تا تجربه کافی جهت عملیاتهای پیچیده تر را کسب نمایند.

عملیات چهارشنبه ۱۷ خرداد تهران، همان گونه که از ماهیت ترور و مناطق عملیاتی مشهود است، می بایست کار دو نیرو، دو ایده و دو خط کاری باشد. مانند داعش و مجاهدین خلق که دومی در این عملیات می تواند غیر از اجرا، مابقی مسایل عملیات را حل و فصل نماید. عملیاتی اشتراکی که یکی خواسته اش ابراز وجود و انتقامگیری است و دیگری اما اهداف مهمتری دارد و ضمن مجلس شورای اسلامی مصمم بر انفجار مقبره آیت الله خمینی، است.

عملیات در مقبره آیت الله خمینی حتی به مخیله داعش نمی گنجد. اگر آنها می خواستند برای اولین بار اقدام تروریستی در ایران داشته باشند، می بایست در مرزها و حداکثر یک عملیات کور را به سرانجام می رساندند. رفتن به پایتخت یک کشور نیازمند تجربه و اعتماد به نفس و پشتیبانی یک کشور و انبوه تدارکات و طراحی و برنامه ریزی دارد که اینها در زمره توان و تجربه داعش نیست.

آنانی که از ماهیت و عملکرد و لجاجت رهبری مجاهدین خلق آشنایی دارند، به یاد دارند که مسعود رجوی در حین آماده سازی و برنامه ریزی عملیات فروغ جاویدان و چند شب مانده به انجام عملیات، رو به محمود عطایی و با تاکید گفته بود، وقتی به تهران رسیدی در اولین اقدام قبر خمینی را منفجر می کنی!

انفجار مقبره آیت الله خمینی، جزو فرامین عملیاتی محمود عطایی پس از تصرف تهران بود. البته عملیات فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۷ شکست خورد، اما مجاهدین خلق کراراً از چنین عملیاتی که به مثابه رویا و وصیت رهبری مجاهدین شمرده می شد حرف می زدند. 

(تاریخ و موضوع فوق تصحیح می شود و این داستان مربوط به بعد از سال ۱۳۶۸ است – ایران فانوس)

عملیات مشترک تهران، در حالی انجام گرفت که در بخشی از عملیات سیانور و زن و مقبره آیت الله خمینی، وجود داشت که دقیقاً مجاهدین خلق غیر مستقیم می خواستند نیات و آرمانهای خود را وارد عملیات کرده و به مقامات جمهوری اسلامی برسانند که آنان هنوز دارای توانمندیهای نظامی هستند و قادرند از دور دستی در آتش داشته باشند.

عملیات مشترک تهران، ضد اصلاحات بود. دقیقاً به مثابه عملیاتهایی که مجاهدین خلق در ابتدای دولت محمد خاتمی در تهران داشتند. در سال ۱۳۷۶ که دولت اصلاحات بر سر کار آمد، مجاهدین خلق اگر دست روی دست می گذاشتند، ناچاراً شاهد مرگ خود در داخل و خارج از ایران می شدند لذا در اسرع وقت عملیاتهای ضد اصلاحات را با کمک بعث عراق و در تهران به پیش بردند. در سال ۱۳۷۷ مجاهدین خلق عملیات مشترکی را به کمک بعث عراق در تهران، اجرا کردند که یکی از سوژه ها صیاد شیرازی، از جانب عراق و دیگری اسدالله لاجوردی، متعلق به مجاهدین خلق بود. این گونه عملیاتهای مشترک و ضد اصلاحات در ایران، مجدداً روز چهارشنبه ۱۷ خرداد ماه امسال در تهران اتفاق افتاد و هدف از انتخاب مجلس شورای اسلامی، اختلال در تشکیل کابینه اصلاح طلب از جانب حسن روحانی بود و انفجار در مقبره آیت الله خمینی، به این دلیل بود که مجاهدین خلق می خواستند به این وسیله زنده بودن و اجرای وصیت مسعود رجوی را محقق کنند و موضوعی متفاوت از نمایش پارسال در بورژه پاریس که ترکی الفیصل خبر مرگ مسعود رجوی را داده بود، داشته باشند. با عملیات تروریستی در تهران که اگر جواب می داد، مجاهدین خلق می توانستند جملگی اربابان و نیروهایشان را سورپرایز کنند.

با این وصف، راز عملیات تهران از زیر قبای مجاهدین خلق بیرون زد. آنان، مدتهاست که طی تبلیغات پر طمطراق و پر سروصدایی اعلام می دارند که مراسم ویلپنت پاریس امسال با سالهای گذشته متفاوت خواهد بود. به راستی چرا باید نمایش امسال مجاهدین خلق که در سالن ویلپنت پاریس و قرار است دهم تیرماه امسال برگزار شود، باید متفاوت از سالهای قبل باشد؟ آیا مجاهدین خلق طی سال گذشته جز شکست، دستاورد دیگری داشتند تا حرف تازه ای در مراسم ویلپنت امسال داشته باشند؟

آنان در مراسم ویلپنت امسال می خواستند همه ی شکست و ناکامیهای خود را که طی سال گذشته و از مرحوم شدن مسعود رجوی آغاز شده و به انتخابات ایران و روی کار آمدن حسن روحانی منجر شده بود، توسط یک خبر ظاهراً خوش بمثابه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در آمریکا، جملگی اربابان و نیروهای روحیه باخته خود را سورپرایز کنند، خبری که آنان از قبل می دانستند و دیگران غافل بودند.

مجاهدین خلق همان گونه که مرتباً تبلیغ می کنند، می خواستند توسط عملیاتهای سازمانیافته در تهران که دست شان به عیان مشهود است، مراسم ویلپنت امسال را پر شورتر و پولسازتر کنند، اما متاسفانه به زعم آنان و خوشبختانه از نظر مردم، عملیات مشترک مجاهدین ـ داعش، دستاوردهای لازم را نداشت و طبعاً قابل استفاده بهینه در نمایش امسال در ویلپنت پاریس نخواهد بود.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس   

*** 

سیرک سعودی ها با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29778

از تقدیس خشونت تا ترویج خشونت در ویلپنت مجاهدین (ویدئو)ا 

 مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیایران فانوس، ششم ژوئن ۲۰۱۷:…  مراسم تقدیس خشونت مجاهدین که سالانه در نقاط مختلف پاریس و با شرکت پناهجویان و بی خانمانها از اروپا و آسیا برگزار می گردد، امسال نیز با چند روزی تاخیر و با تبلیغات پر طمطراق، سعی بر ویژه بودن نمایش امسال دارد. آن طور که مجاهدین خلق اذعان دارند، چون نیروهای مجاهدین به سلامت از عراق وارد آلبانی شده اند، مردم ایران انتخابات ریاست جمهوری را بنا بر دعوت … 

تروریستهای جیش العدل و سازمان تروریستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

مریم رجوی ویلپنت سالگرد گرامیداشت تروریسم در فرانسه توسط مجاهدین خلقفراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق قهرمان لهستان!!

لینک به منبع

از تقدیس خشونت تا ترویج خشونت در ویلپنت مجاهدین

روز شنبه اول ماه یونی برابر با دهم تیر ماه، مجاهدین خلق بنا بر گرامیداشت ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰، سالروز ترور و خشونت و وحشت در ایران، همچنین آزادی مریم قجر در سال ۲۰۰۳ از چنگال عدالت و قانون فرانسه، نمایشی جنجالی مرکب از شهروندان غیر ایرانی در سالن ویلپنت پاریس، برگزار خواهند کرد.

مراسم تقدیس خشونت مجاهدین که سالانه در نقاط مختلف پاریس و با شرکت پناهجویان و بی خانمانها از اروپا و آسیا برگزار می گردد، امسال نیز با چند روزی تاخیر و با تبلیغات پر طمطراق، سعی بر ویژه بودن نمایش امسال دارد.

آن طور که مجاهدین خلق اذعان دارند، چون نیروهای مجاهدین به سلامت از عراق وارد آلبانی شده اند، مردم ایران انتخابات ریاست جمهوری را بنا بر دعوت مجاهدین تحریم کرده اند، رژیم در مورد انتخاب کاندید مورد نظرش با شکست مواجه شده است، حکومت ایران در سراشیب سقوط قرار گرفته است، مجاهدین خلق همراه با رهبری غایب در اوج آمادگی و اعتلاء قرار دارند و غیره، بنابراین مراسم سالیانه امسال مجاهدین با مراسم سالهای قبل فرق اساسی دارد و مراسمی است که توان و سمت و سوی سرنگونی دارد!

اما واقعیت چیست؟ واقعیت دقیقاً ۱۸۰ درجه مخالف تبلیغات منگولی است. واقعیت این است که مجاهدین خلق موقعیت خود را با موقعیت حکومت ایران اشتباه گرفته و یا اشتباه تبلیغ می کنند.

واقعیت این است، مجاهدین خلق امسال بیشتر از سالهای قبل وسایل و ابزار سرنگونی را از دست داده و از مناظر مختلف خود به سرنگونی نزدیکتر شده اند. آنان عراق و همه پایگاههای استراتژیک و مبارزه مسلحانه و خشونت را از دست داده اند، رهبری و سلاح را از دست داده اند، روحیه و انگیزه نیروها را از دست داده اند، شعارهای پر طمطراق و سرنگونی را از دست داده اند و برای حفظ روحیه و مابقی نیروهای موجود در آلبانی ناچار به بازار گرمی و دروغهای شاخدار شده اند.

آنان از جانب دونالد ترامپ و پادشاه عربستان سعودی، بوی کباب استنشاق کرده و برای پولهای ارباب نقشه از نوع ویلپنت پاریس که به مثابه ترس در تاریکی می ماند را کشیده اند.

ویلپنت امسال مجاهدین خلق که به گمان آنها حکومت ایران در محاصره کشورهای متخاصم منطقه و آمریکا و اسراییل، قرار گرفته و عنقریب قیمت مجاهدین خلق در این شکاف و بروز جنگ، افزایش خواهد یافت، مانند سالهای گذشته از حضار شرکت کننده که اکثراً نمی دانند کشور ایران کجا قرار دارد و برای چه به ساندیس خوری دعوت شده اند، به آمارسازی و دروغ و جعل روی خواهند آورد و خاک را تنها به چشم اربابان خود خواهند ریخت. آنان زمانی به تقدیس و گرامیداشت ترور و خشونت خواهند پرداخت که امواج ترور و نا امنی حتی کشورهای اروپایی را فراگرفته و به ویژه پس از نشست تروریسم و فروش سلاح و رقص شمشیر دونالد ترامپ با سران ارتجاع در ریاض که به مثابه چراغ سبزی به تروریستها بوده است، موج خشونت و ناامنی دامن کشورهای اروپایی و انگلستان را نیز گرفته است.

نمایش ویلپنت پاریس امسال مجاهدین خلق ضمن این که شکستهای اخیر مجاهدین در آلبانی و ایران، را کتمان نمی کند همچنین گویای این واقعیت نیز است که تروریسم تکامل معنوی نداشته و تغییر مثبت نخواهد کرد. آنان در سراشیب سقوط و بی پرنسیبی و بی اخلاقی، همه مرزها و تابوهای جهانشمول را درنوردیده و به هیچ ارزش و قاعده و قانونی پایبند نیستند و همه چیز این جهان را ابزاری در راستای ابراز وجود خود می بینند و می خواهند. لذا ویدئوی زیر که در ارتباط با نمایش ویلپنت پاریس مجاهدین خلق در دهم تیرماه است توسط اعضای ایران فانوس تهیه شده است.

https://youtu.be/9ZFrXUn1330

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

(پایان)

***

Rajavi cult New Yorkجمع کردن سیاهی لشگر افغانی های مقیم اروپا توسط فرقه رجوی برای هفته آینده (کرایه سخنرانان امریکایی و مدعوین افغانی در کارناوال حمایت از وحوش داعش، جیش العدل و بقایای صدام )

مریم رجوی بزرگداشت قتل و ترور در فرانسه تفاوت خیمه شب بازی تکراری ویلپنت امسال با سال های قبل چیست؟ (سرنگونی؟!)

رادیو فردا: سفر به پاریس، از جیب سازمان مجاهدین خلق؟

لوموند: شو مجاهدین خلق به سبک آمریکایی

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانسرنوشت تلخ فرقه ای که از صد دام به مک دام رسید

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویمباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”ا

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsgrooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:

  • Mojahedin_Khalq_Paris_Carnaval_Terrorists_2حنیف حیدر نژاد، کیهان لندن، چهارم ژوئیه 2017:… اگر مطابق آنچه مریم رجوی می‌گوید خامنه‌ای طرح داشته که مجاهدین را در عراق «منهدم» کند، در این حالت ماندن در عراق و اصرار بر آن نه تنها اشتباه بوده، بلکه سیاستی بوده در راستای اهداف خامنه‌ای. حال این سوال مطرح م

    taghizadeh_rezaرضا تقی زاده، کیهان لندن، بیستم آوریل 2017:… مهم‌ترین چالش مریم رجوی که در غیبت مشکوک مسعود رجوی موقعیت خود را در درون گروه تحکیم کرده، نه تحقق رویای بازگشت موفق به ایران، بلکه منسجم و دلگرم نگاه داشتن اعضای عموما سالخورده آن است که طی ۳۰ سال گذشته به شیوه فرقه‌ای، در غربت زندگی کرده‌اند. مک‌کین که هنگام ورود به محل

    Col. Jack Turner Col. Paul Shafferکیهان لندن، ششم فوریه 2017:…  آسوشیتدپرس با اشاره به اینکه هنوز نشانه‌ای در دست نیست که دولت ترامپ در صدد داشتن روابطی نزدیک با مجاهدین باشد، نوشته است در حالی که مجاهدین برای خرید وقت مقامات پیشین آمریکایی پول می‌دهند، خانواده سرهنگ آمریکایی، جک ترنر، که در سال ۱۹۷

    taghizadeh_rezaرضا تقی زاده، کیهان لندن، شانزدهم نوامبر 2016:…  یکی از دلایل اصلی امیدواری مجاهدین برای همکاری با دولت ترامپ، ارتباط نزدیک با شماری از چهره‌های بازنشسته سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکایی است که تا چند ماه قبل کوچکترین بخت بازگشت به کار دولتی در آمریکا برای هیچ‌یک از آنها متصور نبود. اگر ح

    mujahedin_khalq_iraq_20162کیهان لندن، شماره هفتاد و هفت، هجدهم سپتامبر 2016:…  با خروج آخرین گروه از اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق، پرونده سی ساله حضور این سازمان در این کشور همسایه ایران بسته شد. سازمان مجاهدین خلق که پس از خروج رهبرانش از ایران در حومه پاریس مستقر شده بود، در سال ۱۳۶۵، در پی فشارها

    mojahedin-khalq-in-iraq-no-moreکیهان لندن، سیزدهم سپتامبر 2016:…  یادآوری می‌شود که ما از «شورای ملی مقامت» هم دعوت کردیم که نماینده‌ای را برای تشریح مواضع خود به کیهان لندن معرفی کند که تا زمان ضبط این گفتگو به این درخواست پاسخی داده نشده است. ●دولت آلبانی برای قبول مجاهدین حدود ۱۰ میلیون دلار کمک ا

    کیهان لندن، سی ام ژانویه 2016:… حق‌شناس در سال ۱۳۴۴ در کنار محمد حنیف‌نژاد و لطف ‌لله میثمی «سازمان مجاهدین خلق ایران» را بنیان گذاشت. در همان سال‌های ابتدایی تاسیس این سازمان تراب حق‌شناس همراه با حسین روحانی به دیدار سید روح‌الله خمینی در بغداد می‌رود و سال‌ها به عنوان

    بیژن فرهودی و مسعود خدابنده، کیهان لندن، پنجم نوامبر 2015:…  چه شخص و یا اشخاصی را باید مسوول واقعی حمله موشکی هفته پیش به کمپ لیبرتی محل استقرار موقت افراد سازمان مجاهدین خلق در بغداد دانست؟ هرچند واثق البطات رهبر گروه شیعه شبه نظامی جیش ال

    کیهان لندن، سیزدهم ژوئن 2015:…  جمعی از خانواده‌های اعضای سازمان مجاهدین خلق که در کمپ لیبرتی حضور دارند در مقابل این کمپ دست به تجمع زده‌اند. این در حالی صورت می‌گیرد که بخشی ا