رفع و رجوع شکست استراتژی با شیادی و خیمه شب بازی (مریم رجوی، جان بولتون و سرنگونی)ا

رفع و رجوع شکست استراتژی با شیادی و خیمه شب بازی (مریم رجوی، جان بولتون و سرنگونی)ا

عیسی آزاده، وبلاگ بیان حقیقت، پنجم فوریه 2019:…  سرنگونی شب عید در خانه تبدیل شد به کف خیابانهای پاریس ؛ این فرقه به اندازه ای در پیشگاه مردم ایران منفور است که به دلیل طرد شدن در داخل ایران از فرط کین و غیظ  بشدت نسبت به پسر شاه هم هیستریک شد و پر و پاچه او را گرفت . در همین بیانیه کذایی که بچه مرشد روخوانی کرد آمده بود که اینبار باید هر چه مرزمان را با شاه و شیخ تیزترکنیم و نشان دهیم که نیروی اصلی و تاثیر گذار ماهستیم. 

عیسی آزاده پارلمان اروپاشرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده 

لینک به منبع

رفع و رجوع شکست استراتژی با شیادی و خیمه شب بازی

تاریخ آخرین سر رسید سرنگونی هم به اتمام رسید و رهبری فرقه مات و حیران که دیگر با چه بامبولی اسیران زندان اشرف سه در آلبانی و اندک هواداران فرتوتش را در خارجه فریب دهد. 

برای رفع و رجوع این فصیحت یک بچه مرشد بنام بهزاد نظیری را که آفتابه دار محمد محدثین هست را به کال کنفرانس فرستاد و از قول اربابش شروع به وراجی کرد که باید همیشه کف خیابان باشیم .تا از قافله عقب نمانیم و میوه را بچنیم و همه را دعوت کرد که هشت فوریه در پاریس حضور پیدا کنند و  علم و و کوتلی بچرخانند و به ارباب هم نشان دهند که ما حاضر به یقراق و اماده ایم!!

نمی دانم چرا این بچه مرشد از سررسیدی که ارباب کلش مشخص کرده بود هیچی به زبان نیاورد ولام و تا کام نگفت و باز بانی بی زبانی اعلام کرد که شتر دیدید بگید نه !!!این بیچاره و فلک زده مثل سایراسیران با رو خوانی یک متن مهندسی شده کما فی السابق به یمن و سوریه و عراق و لبنان  رفت و یک سری در مسیرش به افغانسان هم زد مثل اینکه مرشد اعلا در خارجه اگر البته زنده باشد هوای جنس ناب افغانستانی را کرده که با انداختن حبی بالا با یک استکان چای شیرین چاره ای اندیشد و یک بامبول دیگر سر هم کند.

بارها دوستان نوشته اند و گفته اند که کلیه خیمه شب بازی های این  فرقه برای دو هدف است:

نخست روحیه دادن به باقیمانده های علی العموم بازنشسته در آلبانی و اندک هوارادان پراکنده در بلاد غرب و خود شیرینی برای اربابان که ما چنینیم و چنان و من آنم که نامم بود پهلوان. 

با یک حساب سر انگشتی بیش از هفتاد بار است که رجوی مفقودالاثر تاریخ و سررسید سرنگونی داده است .وهمه سررسید ها هم تف سربالا شده و مستقیم برگشت خورده به ریش آقا!!

البته اینبار بچه مرشد خبر از سال آمادگی داد و گفت سال 2019 و 1398 سال امادگی برای سرنگونی است. واقعا این همه فضاحت و رسوایی در یک جریانی که کلی ادعا دارد بی سابقه است !!

همین ادا و اطوار های میان تهی سالیان  سال در عراق هم تکرار و نشخوار شد  ولی بیچاره اسیران که جرات اعتراض نداشتند ونمی تواسنتند از مرشد بپرسند  که چه شد؟و چرا عملکرد ما همانند بازی ماروپله است و هر سال می رسیم به سر مار و بر می گردیم دوباره به دم مار و روز از نوو روزی از نو!!!!

البته با تمام فشار ها در آلبانی که روی افراد هست یک راه تنفسی وجود دارد و و جسته و گریخته ادمها اخباری را می شنوند و جرات بیان تناقضات شان را به شکل اعتراض آمیر دارند .

افراد با نا امیدی از این شیاد راه جدایی را پیش میگیرند و همه خطرات و مصیبت ها را بجان می خرند و خود را ازچنگ اختاپوس رها می سازند.و خبر جدایی ها هم که هر روز شنیده می شود.و بر تعداد افزوده می شود.

اما واقعیت جریان چیست ؟ با اعلام یک کنفرانس از سوی ترامپ در کشور لهستان باز هم فرقه بوی کباب شنید ودچار این توهم شد ​تنور حسابی داغ است و باید نان را چسباند ! اساس و محتوای متن مهندسی شده هم که بچه مرشد خواند دال بر همین موضوع بود و به وضوح اعلام شد که وقت خودنمایی است و باید کف خیابان باشیم.

برای این خیمه شب بازی هم قرار در پاریس گذاشته شد چون مریم قجر احساس می کند که آب به لانه اش رسیده و طولی نخواهد کشید که وی را به همان کشور البانی بسته بندی و ارسال خواهند کرد

سررسید بهمن97 با پشت گرمی به جان بولتون اعلام شد. وی هم که مقام رسمی گرفت زیر همه چی زد و گفت آنچه قبلا گفته ایم نظرات شخصی ام بعنوان یک فرد بوده است و در الان در این منصب در ان جایگاه قبلی نیستم … با خطر وو نشان کشیدنهای نئومحافظه کاران سران فرقه از خوشحالی غش کردند و انچنان در این توهمات فرو رفتند که حتی اسیرانی که دهها بار از این طرحات را شنیده بودند به فکر فرو برد که نکند واقعا خبری هست وبراساس اخبار موثق که دوستان جدا شده اخیر بیان می کنند صدها نفر گفتند فقط تا بهمن 97 اگر اینبارهم همانند دروغهای دوران عراق باشد راهمان را جدا می کنیم . و باید منتظر بود که در سال 1398 ایا فرقه با زهم توان نگهداری جبری افراد را خواهد داشت یا خیر ؟ شتور و فتور بالا تا پایین افراد در فرقه در طی این چند ماهه اخبربی سابقه بوده است  چون فرقه از شدت ریزش نیروها بشدت دچار ترس  و وحشت شد و با این گردو خاک فضا را متشنج کرد تا عصیان افراد کاهش دهد وباترتیب دادن جشن و شادی و پخت عذاهای ویژه و پخش شیرینی و فیلم سینمایی وووو همه را سرکار گذاشت و سرگرم کرد. هو روضه خوانی در نشست های شستشوی مغزی   که جان مرشد فقط تا بهمن ماه صبر کنید عید همه خونه ایم !!

کدام خانه ؟ این را باید خودشان جواب بدهند.

سرنگونی شب عید در خانه تبدیل شد به کف خیابانهای پاریس ؛ این فرقه به اندازه ای در پیشگاه مردم ایران منفور است که به دلیل طرد شدن در داخل ایران از فرط کین و غیظ  بشدت نسبت به پسر شاه هم هیستریک شد و پر و پاچه اورا گرفت . در همین بیانیه کذایی که بچه مرشد روخوانی کرد آمده بود که اینبار باید هر چه مرزمان را با شاه و شیخ تیزترکنیم و نشان دهیم.که نیروی اصلی و تاثیر گذار ماهستیم !!

افرادو جریانهایی که از این فرقه مطلع دارند و در جریان دگر دیسی آن هستند باطل شدن استراتژی شکست خورده فرقه رجوی را بوضوح می بینند .این فرقه در هیچ دوره ای در طی این چهار دهه نسبت به مردم ایران و حتی اعضا خودش صادق نبوده نسبت به خودی و داخلی نامحرم و نسبت به ارباب خارجی محرم بوده است. در دوران عراق این فرقه یک سرباز صفر امریکایی را از بک کادر قدیمی خودش محرم تر می دانست . در طی چهل سال این فرقه حتی به ارزو حتی بک بار در پیشگاه مردم ایران یک انتقاد از عملکردش نکرده و مدعی است که فاقد اشتباه است و هرکس هم یقه این فرقه را بگیرد واورا به سئوال بکشد مزدور می شود. در صورتیکه مزدور بودن این فرقه دیگر شهره افاق شده است و دیگر همانند عراق نمی تواند با سیلی صورتش را سرخ نگهدارد.

با یقین و اطمینان باید گفت که رهبر این فرقه مطلقا و در هیچ مقطعی به شکست ها و اشتباهات فاحشش معترف نخواهد شد .زیرا این اعتراف همانند دامینوی است که توخال بدون یک رهبری شیاد و مزدور را بر ملا می سازد. این فرقه اگر یک انتقاد هم از عملکردش بکند  باید نیرنگ ها و دروغهای چهل ساله را بالا بیاورد. لذا این فرقه با اصرار بر همان خط و مشی شکست خورده  جنگ مسلحانه و استراتژی خشونت و نخ نما شده بازهم دنبال شکاف است که چند صباحی در آن بیتوته کند . اینبار در شکاف ترامپ تا مشخص شود بعدا در کدامین شکاف خواهد زیست.

یک حیات ننگین و خفت بار برای جریانی که خیلی با وقاحت خودش را تنها آلترناتیو می داند..

البته الترناتیو نه برای ایران بل برای دشمنان این آب و خاک که در صدد از بین بردن حرث و نسل این مرز بوم هستند. بدون شک با اگاهی مردم و شعور سیاسی جوانان این مرز و بوم این خیال باطل هیج وقت محقق نخواهد شد و این ارزو را فرقه بگور خواهد برد.

زنده باد آزادی و دموکراسی 

پاینده ایران 

عیسی آزاده پنجم فوریه 2019 

*** 

علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی در بروکسل بلژیکوحشت فرقۀ رجوی از ریزش نیرویی در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مرگ-مشکوک-دیگری-در-سازمان-مجاهدین-خلق-ف/

مرگ مشکوک یک مخالف دیگر درون تشکیلاتی رجوی در آلبانی

عیسی آزاده، وبلاگ بیان حقایق، نهم ژانویه ۲۰۱۹:… بهزاد با سابقه ۴۴ سال در ردیف مسئولین بالای فرقه بود. صدور شتابان چنین اطلاعیه ای بی محتوا برای ما روشن می کند که بهزاد نه بیماری طولانی داشته و نه بخاطر بیماری فوت کرده است بلکه زیر فشار وحشتناک تشکیلات فرقه دق مرگ شده و یا خودش را خلاص کرده  و یا به طریقی سر به نیست شده است. کسانیکه عمرشان را در فرقه سپری کرده … 

برده داری مدرن در سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویچند نکته از ما، قضاوت از شما

لینک به منبع

مرگ مشکوک یک مخالف دیگر درون تشکیلاتی رجوی در آلبانی

مرگ مشکوک بهزاد مسعودی از مخالفین داخلی مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

مرحوم بهزاد مسعودی از منتقدین درونی سازمان مجاهدین خلق

من که رابطۀ خیلی نزدیکی با بهزاد داشتم هیچ بیماری در وی ندیدم چون غیر ممکن بود افراد کنار دستمان که شبانه روز با هم بودیم بیماری داشته باشند و ما مطلع نشویم. اینکه یک دفعه اعلام میشود وی به دلیل یک بیماری طولانی در بیمارستانی در آلبانی فوت کرده است کاملا ساختگی و دروغ است. در سال ۱۳۷۴ به او مارک بریده می زدند و مشخصا زنی بنام آذر (محبوبه جمشیدی) به وی می گفت این آرزو را باید به گور ببری که بروی بیرون بر علیه سازمان و رهبری مقاله بنویسی. بهزاد مشخصا از بیست و پنج سال قبل از افراد ناراضی بود و همه ما انتظار داشتیم که او زودتر از ما فرقه را ترک کند اما به دلیل حضورش در بخش حساس روابط و اطلاعات همواره برای او “بپا” گذاشته بودند و مرتب تحت نظر بود که یک موقع فرار نکند. 

یکی از دوستان که به تازگی از فرقه رجوی جدا شده است تعریف می کرد که بهزاد بشدت تحت فشار است و به مرحله روانی رسیده و در هیچ جلسه و نشستی شرکت نمی کند.

با توجه به دست بازی که فرقه در آلبانی اخیرا به مدد سازمان سیا پیدا کرده است او و سایر ناراضیان قدیمی را تحت شدیدترین فشار های روحی و جسمی قرار داده اند تا اینکه به احتمال زیاد وی دست به خودکشی زده است.

کسانیکه عمرشان را در فرقه سپری کرده و با ترفند های این فرقه آشنا هستند بخوبی واقفند که اینگونه اطلاعیه های کوتاه و بی سر و ته برای کسانی تنظیم می شود که یا خودکشی کرده اند و یا توسط سران فرقه سر به نیست شده اند.

بهزاد با سابقه ۴۴ سال در ردیف مسئولین بالای فرقه بود. صدور شتابان چنین اطلاعیه ای بی محتوا برای ما روشن می کند که بهزاد نه بیماری طولانی داشته و نه بخاطر بیماری فوت کرده است بلکه زیر فشار وحشتناک تشکیلات فرقه دق مرگ شده و یا خودش را خلاص کرده  و یا به طریقی سر به نیست شده است.

عیسی آزاده – فرانسه

۸ ژانویه ۲۰۱۹

(پایان)

*** 

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستانThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/شو-جدید-مریم-رجوی-عاری-از-هر-گونه-محتوا/

شو جدید مریم رجوی عاری از هر گونه محتوا

عیسی آزاده، وبلاگ شخصی (آزاده)، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸:…  شما که برای سخنرانی یک بازنشسته امریکایی در هر دقیقه ده هزار دلار پرداخت می کنید.آیا این از پول قلک هاست یا همان حساب های پس انداز میلیاردی است که از قبل صدام حسین بدست آوردید و یا با راه اندازی صدها شرکت پوششی پول های کثیف را روانه بازار کردید. یکی از دوستانم که از بردن اسمش معذروم مطرح می کرد … 

همیاری سیمای مقاومت پولشویی مزدوری مجاهدین خلق مریم رجویTraitors to the homeland (Mojahedin Khalq, MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult ….)

لینک به منبع

شو جدید مریم رجوی عاری از هر گونه محتوا

سرمایه های شناخته شده این فرقه مانند اماکنی که خریداری ودر اختیار دارد. خوردوها و هزینه ها صنفی اعضا   سر به صدها میلیون دلار می کشد اینها از کجا تامین شده است ؟

اینها با پول اهدایی برنامه همیاری است. ؟!!! واقعا خنده دار است .

دوستان حتما داد و ستد پول توسط اداره اطلاعات صدام حسین را در یوتیوب دیده اند .در لینک های زیر شکستن قلک ها را خواهید دید.!!!

چانه زنی های رجوی با حبوش رئیس سازمان اطلاعات صدام حسین.

پول هایی که مریم قجر مدعی است از همیاری است.

فروش اطلاعات توسط عباس داوری به اطلاعات عراق

عیسی آزاده باشگاه خبرنگاران 2018

عیسی آزاده

سهمیه نفت مجاهدین علاوه بر ۵۰ میلیون دلار دریافتی در هر سال و میلیونها دینار اعطایی صدام حسین به این سازمان هم بوده است.در اخرین سال حکومت صدام حسین.سهمیه فرقه در ماه ۲٫۵ میلیون بشکه نفت بوده است. طبق قرار باید این کوپن ها توسط دلال های فرقه به پول تبدیل میشد و یک بخشی هم به وزارت نفت عراق برگردانده میشد.که فرقه همه را بالا کشید.بالاترین در آمد فرقه در سال ۲۰۰۲ بوده است.که بابت فروش کوپن های نفتی نزدیک به دو ونیم میلیادر دلار سرمایه به هم زد.

هیچ کس فکر نمی کرد که روزی فیلم های جاسوسی و خوش رقصی های مسعود رجوی و سایر سران این فرقه بر ملا و دراینترنت منتشر شود. فرقه غافل از این بود که تمام بده و بستان هایش  و جلسات توسط اداره مخابرات یا همان سازمان امنیت و اطلاعات صدام حسین ضبط می شود.

بدون شک روزی فیلم های جلسات با سران سعودی و دریافت پول از انها هم در معرض دید همگان قرار خواهد گرفت.

فرقه هیچ وقت جرات نکرده پیرامون این فیلم ها اظهار نظر کند و البته چیزی هم ندارد مطرح کند. ایا جعلی هستند و ساختگی یا سند رسوایی انهاست.

حالا این خانم پر مدعا که مدعی رئیس جمهور ی مادالعمر ایران هم هست مطرح می کند که هزینه های ما را مردم ایران می دهند. از قدیم گفته اند دروغگو کم حافظه است  اگر ملت ایران گدایی می کنند و کلیه فروشی .چطوری هزینه های میلیون یورویی شما را تامین می کنند. ؟!!!

شما که برای سخنرانی یک بازنشسته امریکایی در هر دقیقه ده هزار دلار پرداخت می کنید.آیا این از پول قلک هاست یا همان حساب های پس انداز میلیاردی است که از قبل صدام حسین بدست اوردید و یا با راه اندازی صدها شرکت پوششی پول های کثیف را روانه بازار کردید.

یکی از دوستانم که از بردن اسمش معذروم مطرح می کرد که یک شرکت تقلبی فرش درست کرده بودیم به اسم صادرات و واردات فرش که ان زمان حجم مبادلات اش چندین میلیون دلار در ماه بوده است.بعد هم پول ها را بالا کشیدیم و و همه رد ها را پاک کردیم.

بهر حال یک ماه دیگر تاریخ سررسید اخرین وعده سرنگونی هم به اتمام می رسد .و باید شاهد یک فیل هوا کردن دیگر از طرف فرقه بود.

فرقه بر اساس گزارشات دریافتی در حال هر چه بسته تر کردن تشکیلات نموده و تلاش می کند به سیاق قبل  با همان ترفند های سابق افراد را سرگرم جلسات مغز شویی کند و فضا رعب و حشت را افزایش دهد. اما غافل از این است که علیرغم هر تلاشی آلبانی عراق نیست و اضمهلال و فروپاشی اش در تقدیر فرقه است.

این شو ها و بند بازی های سیاسی هم دردی از درد های بی درمان فرقه درمان نخواهد کرد.

عیسی آزاده.پاریس ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸

***

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/ریزش-نیرو-در-فرقۀ-رجوی-مجاهدین-خلق-و-دل/

ریزش نیرو در فرقۀ رجوی (مجاهدین خلق) و دلایل آن

عیسی آزاده، پیوند رهایی، پاریس، هشتم اکتبر ۲۰۱۸:…  فشارهای سیستماتیک و فوق طاقت انسان در تشکیلات برای برده سازی فکری در فرقه نیروها را به مرز جنون می رساند که یک دفعه مانند چله از کمان خارج می شوند و با قبول همه نوع خطرات از فرقه جدا می شوند. اعمال خشونت طلبانۀ فرقه باعث یک تنش و اصطکاک مستمر بین نیروها شده است. در تشکیلات هیج کس … 

Mojahedin_Khalq_MKO_MEK_Maryam_Rajavi_MerceariesInside the MEK: The Secluded Group Scheduled to Overthrow the Iranian Regime (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

لینک به منبع

ریزش نیرو در فرقۀ رجوی (مجاهدین خلق) و دلایل آن

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

مقدمه :

موضوع ریزش نیرو یا همان جدا شدن افراد از فرقه رجوی یک پدیده جدید و منحصر به عراق و آلبانی و یا سایر کشورهای اروپایی نیست. در همان سال های اولیه تاسیس سازمان یکی از بنیانگزاران آن یعنی مرحوم عبدالرضا نیک بین از این سازمان جدا شد. دردرون زندان در دهه پنجاه هم تعدادی از مسئولین و کادرهای آن روز سازمان جدا شده و به جریانهای چپ و راست متمایل شدند که شاخص ترین انها آقای مهندس لطف الله میثمی می باشد. در سال ۱۳۵۴ هم که سازمان شقه شد و اکثریت کادرها و مسئولین آنروز سازمان مجاهدین را که وجهه ای اسلامی داشت رها کرده و مارکسیست شدند و عملا در خارج از زندان سازمان مجاهدین به کلی از بین رفت.

در دهۀ ۶۰ با اعلام استراتژی جنگ مسلحانه تعداد قابل توجهی از بدنۀ سازمان جدا شدند و یا به سازمانهای دیگر پیوستند و یا پی زندگی و تحصیلاتشان رفتند و تعداد زیادی هم به صرف خواندن یک اعلامیه یا نشریه روانه زندان شده و اکثریت آنها اعدام شدند.

از سال ۱۳۶۱ تا کنون هم که سازمان مجاهدین ماهیتش توسط آقای رجوی تغییر کرد و به یک فرقه تبدیل شد، ریزش نیرویی بطور مستمر ادامه داشته و خواهد داشت.

قبلا در نشست های دورنی شخص رجوی معمولا سالانه یک بیلان از وضعیت نیرویی سازمان می داد و در آن دوران معتقد بود که جذب و دفع نیرو یک امر کاملا طبیعی است. زیراسازمان ما یک ارگانیزم زنده است بنابراین جذب و دفع موجود زنده یک امر طبیعی و عادی است و در این راستا شخصا جداشدگان از سازمان مجاهدین یا درست تر از فرقۀ او را در یک سخنرانی سخیف به مدفوع تشبیه کرد.

ولی بعد ها با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که «ما نه می توانیم و نه باید ریزش نیرو داشته باشیم». و عملا اعلام کرد که دیگر پروندۀ جداشدن از سازمان و خرج و مخارج اعزام انها به خارج سوزانده شده است وچنانچه کسی هم اعلام جدایی کرد یا اورا لب مرز می گذاریم که به ایران برود و یا اینکه تحویل عراق می دهیم و عراق هم چون استاتوی سازمانی را به رسمیت می شناسد هر فردی که از سازمان به عراق تحویل داده شود به جرم ورود غیر مجاز زندانی خواهد شد.

رجوی با انواع و اقسام تهدید و ارعاب وایجاد دهها زندان تلاش داشت که جداشدن از فرقه را به صفر برساند اما موفق نشد. حتی به سازمان امنیت مخوف صدام حسین هم متوسل شد و تعداد زیادی از جدا شدگان را روانه شکنجه گاه زندان بدنام ابوغریب کرد اما باز هم فایده نکرد و ریزش نیرو بجای سیر نزولی سیر صعودی به خود گرفت.

دلایل ریزش نیرویی درفرقه:

یکم. ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

دوم. اصرار بر خشونت و جنگ مسلحانه

یکم. ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

با محکم شدن پایه های قدرت رجوی در سازمان مجاهدین این سازمان شکل و محتوایش دچار یک دگردیسی گسترده ای شد و عملا رهبر در جای خدا نشانده شد و نیروها بعنوان مریدان بی چون و چرا خوانده شدند و آشکارا در تشکیلات اعلام شد که: چشم و دهان بسته و فقط گوش باز!! (آن هم فقط به حرفهای رهبری و دستگاه تبلیغاتی فرقه اش).

اندیشه فرقه گرایانه تمام تار و پود سازمان را در بر گرفت و فکر و اندیشه و روح و جسم نیرو ها در انحصار رهبر قرار گرفت و هر گونه اختیاری از افراد سلب شد حتی فکر کردن افراد هم با مغزشویی مستمر و روزانه تحت سیطره و کنترل تشکیلات فرقه قرار گرفت. و فکر کردن جز به رهبر فرقه ممنوع شد و انتقاد و اشکال گرفتن از رهبری به عنوان یک گناه کبیره در تشکیلات میخش کوبیده شد.

هر نیرو بطور ۲۴ ساعت حداقل توسط سه نفر از خودش بالاتر تحت کنترل مستمر قرار گرفت و نیروهای هم سطح هم باید مستمرا دیدبان فرقه برای یکدیگر می شدند و از دوستان و رفقایشان مستمرا گزارش کتبی و یا شفاهی می دادند. دوستی ورفاقت به معنی عام آن در فرقه از بین رفت و ساختار تشکیلاتی شرایط را طوری تغییر داد که هیچکدام از افراد به هم اعتماد نداشتند و به نوعی از هم ترس داشتند. در مواردی هم که افراد خارج از چشم مسئولین با هم گرم می گرفتند و یا خصوصی با هم صحبت می کردند بشدت تحت برخورد قرا گرفتند و با اعلام محفل خارج تشکیلات به همه انگ و مهر دایر کردن شعبه ای از وزارت اطلاعات رژیم در داخل تشکیلات می زدند و افراد را در جلسات جمعی و یا تکی آنقدر تحت فشار قرار می دادند که هر دوی آنها تمام مسایل خصوصی که با هم درد دل کرده بودند را در جمع مطرح کرده و به صورت مکتوب گزارش می کردند.

بخش عمده به اصطلاح افشا گری های فرقه بر علیه جدا شدگان گزارشهایی است که به زور و اجبار از افراد گرفته اند و در مواردی هم افراد آنقدر تحت فشار قرار داده می شدند که به دروغ یک سری چیزی ها را علیه خودشان مطرح می کنند تا تشکیلات دست از سر آنها بر دارد.

سیستم فرقه در کنار مغزشویی افراد ارتباطات نیروها را بطور مطلق با دنیای بیرون قطع کرد و همه را به یک مسیر کانالیزه نمود که آنهم رهبری فرقه بوده است.

در کنار مغزشویی مستمر و قطع ارتباطات بیگاری و کارهای پوشالی بود که بصورت سیستماتیک برنامه ریزی می شد بطوریکه افراد در ۲۴ ساعت روز حتی یک ساعت وقت خالی و فراغت نداشته باشند تا مجالی برای فکر کردن پیدا نکنند.

با این سیستم هولناک که باورش برای افراد خارج از فرقه خیلی سخت است تمام افکار و اندیشه های نهفته در دورن افراد تبدیل به یک کمپلس و عقده و فشار میشد که با کوچکترین جرقه یا تلنگری که به افراد از طریق دست رسی به اطلاعات یا خانواده هایشان وارد میشد افراد مانند فنر فشرده شده باز می شدند و یک انرژی و پتانسیل زیادی آزاد میشد که افراد در تشکیلات عصیان می کردند و در این نقطه بود که فرقه و یا مسئولین تشکیلاتی فرد توان برگرداندن فرد را به حالت نرمال نداشتند. البته در عراق با تهدید و فشار روانی و روحی تا حدودی غلیان نیروهای ناراضی را موقتا خاموش می کردند اما در آلبانی در این زمینه ناکام شده اند و با متوسل شدن به حربه های کثیفی مانند قطع کمک مالی وایزولاسیون نیرویی و یا با تهدید و تطمیع با نیروهای عصیانگر که می خواهند جدا شوند برخورد می کنند.

لذا فرقه برای مقابه با پدیده ریزش نیرویی از روش چماق و حلوا استفاده می کند. چماقش این است که افراد را در خارج از مناسبات و تشکیلات ایزوله می کند و تلاش می کند که به لحاظ سیاسی او را ترور کند و با انواع و اقسام برچسب ها و پرونده سازی و شیطان سازی این چماق را بر سر نیروهای باقیمانده نگه دارند.

سیاست حلوا هم این است که با وعده و وعید ودادن مبلغی بخور و نمیر افراد را کماکان در چنبره تشکیلات قرار می دهد و سایه شوم اش را مرئی و نامرئی بر سر جدا شدگان نگه می دارد.

بجرات می توان گفت که مخوف ترین تشکیلات در حال حاضر تشکیلات فرقه رجوی است هیچ تشکیلات و جریانی پیچیده تر و خطرناک تر از این فرقه در جهان وجود ندارد.

دوم اصرار و بر خشونت و جنگ مسلحانه:

فرقه رجوی که استراتژی اش مبتنی بر جنگ مسلحانه است لاجرم خمیر مایه تمام اصول و تاکتیک هایش خشونت و نابودی است. در دهه هشتاد میلادی اکثر گروههای چپ ایرانی که در نوار مرزی ایران و عراق در کردستان بودند نیروهایشان همواره دستخوش کشت و کشتار های درون گروهی و تصفیه فیزیکی بودند و رهبران و مسئولانشان خیلی راحت با یک برچسب نفوذی فردی را اعدام صحرایی می کردند.

رجوی بارها مطرح می کرد که علیرغم حق قانونی مان من اجازه ندادم کسی در سازمان اعدام شود. که البته این یک بلوف بود و برای اینکه خودش را در اذهان نیروها از همۀ رهبران سایر گروهها بالاتر جلوه دهد این بلوف ها را می زد. به باور همه نیروهایی که از این فرقه جدا شده اند اعدام کردن از زندگی با اعمال شاقه در درون فرقه خیلی راحت تر بود.

–    بر خلاف ادعای رجوی که در فرقه اش اعدام نیست کشته شدن آن تعداد از افراد که در زندان سال ۷۳ در قرارگاه اشرف در عراق زیر شکنجه جان دادند اسمش چیست؟

–    دهها نفری که برای زهر جشم گرفتن از سایرین در مرز و پشت میدان مین ها رها کردید و کادو برای اخوند ها فرستادید که متاسفانه اکثریت انها شب تاریک بدون کمترین اطلاعات و تجهیراتی روی مین رفتن و کشته و یا نقص عضوشدند اسمش چیست؟

–    وقتی دادگاه چند هزار نفره بر گزار می کردید و باید صدها نفر روی یک نفر تف کنند و سیلی بربناگوش آن بینوایی که درخواست جدا شدن کرده است بزنند اسمش چیست ؟

–    دهها مورد خودکشی در درون فرقه اعم از زن و مرد و پیر و جوان که جانشان به لبشان رسیده بود اسمش چیست ؟

–    دستور کشتن جدا شدگان و ترور سیاسی آنها و تعقیب و مراقبت مستمر جدا شده ها و ضرب و شتم های وحشتناک توسط گزمه های فرقه حتی در همین اروپا اسمش چیست؟

–    حتی شما به یک پدر و مادر پیر یعنی اقای مصطفی محمدی و همسرش هم که برای ملاقات دخترشان در آلبانی هستند رحم نکردید و اول اقدام به ترور سیاسی وی کردید و وقتی زورتان نرسید دهها قلاده از ربات ها یتان را به خیابانهای تیرانا گسیل کردید تا این پدر و مادر را ترور فیزیکی و یا در اذهان بد نام جلو دهند اما از ترس پلیس و قانون نشستید و فهمیدید که اینجا قلعه اشرف و عراق صدام حسین نیست. بفرمایید این کارها اسمش چیست؟

نتیجه گیری:

فشارهای سیستماتیک و فوق طاقت انسان در تشکیلات برای برده سازی فکری در فرقه نیروها را به مرز جنون می رساند که یک دفعه مانند چله از کمان خارج می شوند و با قبول همه نوع خطرات از فرقه جدا می شوند.

اعمال خشونت طلبانۀ فرقه باعث یک تنش و اصطکاک مستمر بین نیروها شده است. در تشکیلات هیج کس به نفر کنار دستی اش که سالیان یک جا می خورند می خوابند اعتماد ندارد. این درگیریهای مستمر و نا امنی افراد را به سمت درگیری فیزیکی با هم و با فرماندهانشان سوق می دهد. کمتر روزی است که در تشکیلات درگیری و بزن بزن وجود نداشته باشد. افراد در سطح ومدار بالای تشکیلاتی که جدا شده اند خوب می دانند من چه می گویم. در بولتن تشکیلات نیرویی درگیری های فیزیکی قید می شد.

بنابر این؛ فرقۀ رجوی با دو چالش تشکیلات و مناسبات فرقه گرایانه و خشونت و جنگ مسلحانه تا آخرین روز حیاتش دستخوش جدایی نیروها می باشد و فرقه هر ترفندی هم که بکار بگیرد نمی تواند جلوی خروج افراد و ریزش نیرویی را آن هم با این حجم که اکنون دیگر به سطح فرماندهان و حتی زنان عضو شورای مرکزی سازمان رسیده است، بگیرد.

عیسی آزاده

پاریس ۷ اکتبر ۲۰۱۸

*** 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

همچنین: