رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی ویکانون آوا (مردم تی وی)، یازدهم اکتبر 2021:… آقای رفیق دهقان عضو جدیدا جدا شده فرقه مجاهدین در آلبانی  دررابطه با – روند آشنایی و جذب خود در فرقه مجاهدین – روند جدایی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانیصحبت کرند. مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند.  ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن، ایمیل ویا فیسبوک مسنجربا مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم. رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی 

خواندن تناقضات جنسی مجاهدین خلق در آلبانی – غسل و توبهخواندن تناقضات جنسی مجاهدین خلق در آلبانی – غسل و توبه

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی ویآقای رفیق دهقان دربرنامه زنده کانون آوا درتلویزیون مردم

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان ومنتقدین سازمان مجاهدین در تلویزیون 

روزیکشنبه دهم اکتبر 2021 برابر با 18 مهر ماه 1400 ساعت 12 ظهربوقت واشنگتن، ساعت 18 بوقت آلمان و ساعت 19:30 بوقت ایران آقای رفیق دهقان عضو جدیدا جدا شده فرقه مجاهدین در آلبانی  دررابطه با

– روند آشنایی و جذب خود در فرقه مجاهدین
– روند جدایی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانیصحبت کرند.

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند.  ببنندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن، ایمیل ویا فیسبوک مسنجربا مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

لینک به منبع

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی

***

مجاهدین خلق در آلبانی غلامعلی میرزایی بی بی سیAlbania’s Iranian guests. The Mujahedin-e Khalq (MEK), or People’s Mujahedin Organisation of Iran (PMOI) have been a leading opposition voice against the Islamic Republic of Iran, now relocated to Albania

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جدایی-آقای-رفیق-دهفان/

جدایی آقای رفیق دهفان – مجاهدین خلق بنام من در سایتهایشان توهین میکردند

جدایی آقای رفیق دهفان - مجاهدین خلق و مریم رجویرفیق دهقان، نجات یافتگان در آلبانی، هشتم اکتبر 2021:… در آلبانی  متوجه شدم که کلا خط و استراتژی سازمان مسیری دیگر را در پیش گرفته و تمام‌ حرفهای  که خود آن ملعون  و مریم قجر در نشست‌ها به ما میگفتند دروغ و لاف‌گزافی بیش نبوده است. هر بار حرفهای تکراری و تعریف و تمجید از کسی که اصلا معلوم نیست زنده است یا مرده که حتی یک بار هم طی این سالیان که من در آن فرقه بودم او را ندیدم یا پیام او را می‌خواندند یا صدای پخش می‌کردند و می‌گفتند این رهبری است. کسی که خودش را رهبری یک سازمان می ماند اما معلوم نیست توی چه سوراخی مخفی شده چون وقتی حرف رهبری میزنند به یاد رهبرانی میافتادم که جلودار وپیشرو همه هستند ولی این یکی اصلا من ندیدم که کجا هست که فقط عکس او را دیده بودم. جدایی آقای رفیق دهفان 

مجاهدین خلق مریم رجوی ، منفورترین گروه هذیان گویی رجوی ها برای مجاهدین خلق از عراق تا آلبانی

جدایی آقای رفیق دهقان 

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی

جدایی آقای رفیق دهفان - مجاهدین خلق و مریم رجوی

جدایی آقای رفیق دهفان از مجاهدین خلق و فرقه مریم رجوی

جدایی آقای رفیق دهقان ، با سابقه تشکیلاتی هفده سال ، از فرقه مجاهدین خلق

رفیق دهقان ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 07.10.2021

اینجانب رفیق دهقان از  شهرستان ایرانشهر منطقه سرباز اعلام جدایی رسمی خودم از فرقه رجوی رااعلام میکنم.

حدود 17 سال پیش با یک قاچاقی بنام علی آشنا شدم. وی به من گفت من میتوانم شما را به کشورهای اروپایی ببرم و من هم بخاطر رفتن به اروپا حرف آن را گوش دادم.

بعد سه روز از مرز ایران وارد پاکستان شدم در آنجا  من را به فردی بنام فرید سپرد و گفت این فرید کارهای شما را برای رفتن به اروپا حل و فصل میکند. فرید که در کراچی زندگی میکرد من را به یکی از مناطق کراچی به اسم گل شهر و آنجا به یک مجتمع آپارتمانی برد.

در ورود به اتاق فرید با زبان بلوچی به من گفت ببین رفیق تو باید قبل رفتن به اروپا بایستی مدتی به عراق بروی و از آنجا تو به هر کشوری که دوست داری اعزام میشوی!

به وی گفتم چقدر در عراق میمانم؟

وی فقط گفت زیاد طول نخواهد کشید .

فرید فردا آن روز برای من یک پاسپورت جعلی آورد و به من گفت فردا شب تو به عراق پرواز داری . مقداری پول روپیه به من داد و گفت از آنجایی که پاسپورت جعلی هست امکان دارد افسر پلیس در فرودگاه جلوی ترا بگیرد، این مبلغ که الان به تو میدهم به آن افسر بده تا بتوانی به عراق بروی؛ و دقیقا همین اتقاق افتاد و من مبلغ داده شده را به افسر پلیس دادم و با پروازمستقیم وارد عراق شدم.

در انجا یک اکیپ سه نفره منتنظر من بودند و من را با ماشین خود که یک پاترول بود به یک مجتمع تقریبا نظامی بردند. نفرات آنجا هم لباس شخصی داشتند و هم بعضی از آنها با لباس فرم نظامی بودند! کم کم شک کردم ولی به من گفتند بعدازظهر تو را به یک محل دیگرمیبریم.

بعدازظهر من با یک ماشین وان به مقر اشرف و مستقیم به یک اتاق بردند فردی بنام آیدین من را تحویل گرفت و به من یک لباس فرم نظامی و یک چفت پوتین داد، و گفت الان تو یک مجاهد هستی!

من شوکه شدم ولی دیگر نمیتوانستم به عقب برگردم اجبارا در عراق ماندم و سالیان سختی در این فرقه داشتم (که بعد میگویم ) تا اینکه به آلبانی آمدیم. در آلبانی  متوجه شدم که کلا خط و استراتژی سازمان مسیری دیگر را در پیش گرفته و تمام‌ حرفهای  که خود آن ملعون  و مریم قجر در نشست‌ها به ما میگفتند دروغ و لاف‌گزافی بیش نبوده است. -چون من به این دو سرکرده بیشتر اعتماد داشتم -اما دروغ های همینها که سالیان در ذهن من و امسال من کردن مغز شویی بیش نبود.

هر بار حرفهای تکراری و تعریف و تمجید از کسی که اصلا معلوم نیست زنده است یا مرده که حتی یک بار هم طی این سالیان که من دران فرقه بودم او را ندیدم یا پیام او را می‌خواندند یا صدای پخش می‌کردند و می‌گفتند این رهبری است کسی که خودش را رهبری یک سازمان می ماند اما معلوم نیست توی چه سوراخی مخفی شده چون وقتی حرف رهبری میزنند به یاد رهبرانی میافتادم که جلودار وپیشرو همه هستند ولی این یکی اصلا من ندیدم که کجا هست که فقط عکس او را دیده بودم.

در آلبانی توسط سرفراز رحیمی به خانواده خودم وصل شدم و دیدم که حرفهای فرقه عکس آن هست که میگویند بخصوص در رابطه با خانواده که همه را مزدور میخواند ولی باید بگویم که مزدور اول و آخر آمریکا و اسرائیل و عربها همین فرقه و رهبرانشان هستند که باد از هر طرف بوزد به همان طرف میروند

و آنجا تصمیم گرفتم از فرقه جدا بشوم

وقتی از فرقه جدا شدم و هر بار برای مستمری خودم به دفتر سازمان میرفتم عبدالله از من میخواست و پیگیری میکرد که هر چی درباره نفرات جدا شده، حتی سر نفراتی مثل همان نفراتی که میگوید هوادار فرقه هستند می بینم به آنها بگویم .

و کم کم من را بعنوان جاسوس بکار گرفتند و من هم بخاطر سی پنج هزار لکی که میدادند مجبور بودم به جاسوسی و خبرچینی علیه نفرات دیگر بپردازم .

و من را بارها بخاطر رابطه زدن با نفرات  مثل غلامرضا شکری و حسن حیرانی و دیگران تهدید میکردند و فشار بیش از حد میاوردند که اگر با این نفرات ارتباط برقرار کنم پول من کامل قطع میشود .

–لازم به یادوری هست که من یک بار اعلام رسمی از فرقه کردم ولی فرقه توسط یک نفر مستمری بگیر سراغ من آمد و من را تهدید کرد که اگر به هواداری سازمان برنگردی عواقب بدی خواهی داشت و من را پشیمان کرد–

مقاله ای که در آن زمان  توسط دفتر  فرقه گفته نوشته شد  وبمن دادند که امضاء کردم و در سایتشان زدند .

من در این مدت هر کاری که فرقه میگفت از قبیل خبرچینی و جاسوسی علیه نفرات جدا شده انجام میدادم!

تا اینکه حدود یک ماه پیش بطور تصادفی از محل کافه حسن حیرانی رد شدم دیدم جشن تولد سرفراز رحیمی هست و گفتم که سرفراز رحیمی بچه محل و همشهری من هست به جشن تولدش رفتم.

ولی وقتی برای گرفتن پول مستمری ماهانه خودم رفتم فرقه به من گفت تو مرز سرخ رد کردی و به جشن تولد سرفراز رحیمی و دیدن حسن حیرانی و غلامرضا شکری رفتی .آنها به من گفتند از آنجایی که تو مرزسرخ رد کردی ما نمیتوانیم به تو پول مستمری بدهیم و تنها راهی که ما میتوانیم به تو پول ماهانه بدهیم این هست که آنچه که ما به تو میگویم بصورت مکتوب بنویسی و ما آن را در سایت خودمان انتشار میدهیم و غیر از این عمل، هیچ پرداختی  از ما بتو نخواهد بود! و من هم بخاطر اینکه به همان پول کم که سازمان میداد نیازمند بودم مجبور شدم که هر حرفی که جواد خراسان ( اسماعیل مرتضایی) و عبدالله تهرانی میگویند را باز گو کنم.  عبداله تهرانی حرفی میزد که ذهن من را بهم می‌ریخت و هنوز جواب او را نداده بودم جواد خراسان حرف میزد که گویی توی زندان زیر بازجویی هستم که مدام با چندین باز جو باید صحبت بکنم و جواب بدهم.  یکی می‌گفت چرا مهمانی رفتی؟  بعد آن یکی می‌گفت چرا مرز سرخ رد کرده ای؟ پولی به تو داده نمیشود تا یک مقاله بر علیه آنها بنویسی و بگویی آنها مزدور وزارت اطلاعات هستندو! هر چند که حرف آنها را قبول نداشتم ولی مجبور بودم بخاطر پولی که باید برای کرایه خانه و آب و برق به من میدادند دست به کاری بزنم که تمایل نداشتم. در صورتی که تمام حرفها این مقاله توسط آنها گفته شد و خود آنها آن را نوشتند.

گزیده متن مقاله رفیق دهقان که در سایت ایران افشاگر درج شده :

«ساعت ۱۷۰۰ روز دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ سرفراز رحیمی مزدوری که تازه به صف مزدوران در آلبانی پیوسته در یک توطئه آشکار و طراحی شده به عنوان جشن تولدش من رفیق دهقان را به محل مزدوران در محل کنت استودیو کشاند و در طبقه دوم ساختمان کافه فرانک که محل جدید استقرار مزدوران است برد. به محض اینکه من نشستم براساس اطلاعاتی که سرفراز رحیمی به آنها داد مزدوران شناخته شده در آلبانی یعنی حسن حیرانی، رضا مزگی و غلامرضا شکری حضور پیدا  کردند و دوربین آوردند تا از من عکس و فیلم بگیرند. من اعتراض کردم از من عکس و فیلم نگیرند.

سرفراز رحیمی و حسن حیرانی به من گفتند بیا یک مصاحبه از تو بگیریم و در ماه چند مقاله علیه سازمان بنویس ما به تو ماهانه ۵۰۰ (پانصد) یورو میدهیم و من را تشویق می کردند که به صف مزدوران رژیم در آلبانی بپیوندم. من ضمن اعتراض صحنه را ترک کردم و در حین رفتن غلامرضا شکری هم از من می خواست که فکرهایت را بکن و پول را از دست ندهم»

لازم به یادوری هست که:

– سرفراز مرا به جشن تولد خودش دعوت نکرده بوده بلکه من بطور تصادفی از آنجا رد شدم وهیج اطلاع قبلی از این جشن نداشتم. سرفرازرحیمی  در همین جشن تولد به من تذکر داد که آمدن من باعث قطع مستمری من از فرقه می شود.
– من را هیچ کس به طبقه دوم ساختمان نبرد و من هنوز به انجا نرفتم اینرا دفتر بمن گفت و نوشت ومن هم امضاء کردم.
– حسن حیرانی و غلامرضا شکری از من هیچ عکس و فیلمی نگرفتندو این دروغ را خود دفتر در آن اطلاعیه نوشت.
– آنها حتی به من اخطار دادند اینجا نیایم
– آنها هیچ وقت به من نگفتند که  با من همکاری بکند و اینکه 500 یورو به من بدهند.

 اینها همه حرفهای خودشان بود و میخواستند علیه این نفرات از طرف من  مقاله نوشته شود و به من گفتند شماره تلفن خودت را عوض بکن که دیگر آنها شماره تو را نداشته باشند.

اینجا باید نکته ای را بگویم:

من هر جا که به مشکل مالی بر میخوردم هیچ گاه فرقه کمک نکرده وحتی مستمری من و همه نفرات را همیشه خیلی دیر میدادند که برای من که غریب بودم سخت بود چون هیچ درآمدی نداشتم .اما هر بار به سرفراز مراجعه کردم همیشه به من کمک کرده و حتی از دوستان دیگرش هم برای من کمک می‌گرفت .

تا اینکه مدتی بعد فهمیدم دارم بخاطر این مستمری ازفرقه هویت خودم را از دست میدهم وناچارم علیه کسانی که فقط فرقه از آنها بدش میاید مقاله دروغین بنویسم.احساس کردم این بی حرمتی به خودم هست کسانی که فقط دبنال زندگی خودشان هستند و احساس عذاب وجدان داشتم.

و به سرفراز رحیمی زنگ زدم و به وی گفتم که میخواهم از شر این فرقه دروغین که فقط به دنبال منافع خودش هست رها بشوم. وی در ملاقاتی که با وی داشتم به من یادوری کرد که هدف ما فقط زندگی کردن در آرامش هست و کاری به هیچ کس نداریم و هر کس میتواند انتخاب کند که چگونه زندگی کند و به من یادوری کرد که سازمان فقط بخاطر مقداری پولی که میدهد نفر را تبدیل به یک جاسوس خبرچین میکند

اینجا بود که تصمیم نهایی را گرفتم که ازاد و رها زندگی کنم و اینکه این فرقه را افشا کنم که چه بلایی سر من و امثال من در میاورد.

به امید آزادی همه اعضای فرقه از بند رجوی

نجات یافته از فرقه رجوی – رفیق دهقان مهر 1400

لینک به منبع

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/این-است-جامعه-بی-طبقه-توحیدی/

این است جامعه بی طبقه توحیدی ؟

این است جامعه بی طبقه توحیدیباقر محمدی، نجات یافتگان در آلبانی، اول ژوئن 2021:… از طرف دیگردر حالیکه نفرات بر اثر کار سنگین همه دچار مشکل بودند  مسئولین میگفتند که خواهر مریم پیام داده که زود تر اشرف 3 تمام شود که همین طور هم شد نصفه کاره نفرات را به ساختمانها بردند.  وضعیت طوری بود که از سقف اتاقها آب می‌چکید ولی اصلا برای مسئولین مهم نبود که نفرات چگونه زندگی میکنند .و می‌گفتند مهم حرف خواهر مریم است که شما اثبات کنید ولی خودشان در ساختمانهای خوب و درست حسابی زندگی میکردند. الان اگر ببینید مریم قجر خودش و مسئوای ن در بهترین جاها زندگی میکنند.  همه اینها از درد و رنج بد بختی های نفرات پایین است که آلان مریم قجر و فرماندهان جای خوش و خرم دارند و کاری به افراد پایین ندارند. این است جامعه بی طبقه توحیدی  

این است جامعه بی طبقه توحیدی ؟

آقا و خانم مریم رجوی! این تکرار تاریخ بردگی است

بیگاری کشیدن از آدمها در فرقه رجوی

باقر محمدی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 30.05.2021

باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

آقای باقر محمدی

از ورود  فرقه رجوی به آلبانی واسکان در آپارتمان‌های به اصطلاح مفید که نمیدانم از کجا این آن را گرفته بود، همه بیکار بودند و نفرات هیچ کار مشخصی نداشتند. از فرط بیکاری که آدمها  مشغول وسرگرم باشند تعدادی از مسئولین را به شناسایی کوهای اطراف می‌فرستاد وروز بعد آدمها راگروه گروه برای کوه نوردی میبردند اینکار در هفته دو بار انجام میشد، که آدمها را سر گرم این کار بکنند. نفرات اول  فکر میکردند  اینها برای تفریح و روحیه رفا این کار را کرده اند ولی سازمان طرح و برنامه داشت که نفرات  سر گرم کوه رفتن باشند وبه هیچ عنوان راه به شهر رفتن باز نکنند.

بعد از یک مدت که گذشت شروع کردند به دستکاری کردن ساختمانها مثل اضافه کردن دیوار کردند .اتاق درست کردن برای مسئولین وهر کاری که نفرات را به بیکاری بکشاند. ولی هیچکدام از خواهران وبرادران مسئول دست به سیاه سفید نمی‌زدند فقط بلد بودند کار برای نفرات رده پایین بتراشند و آنها را به کار های یدی مشغول کنند وبلد بودند از کار نفرات اشکال بگیرند و دوباره کاری ایجاد میکردند. نفرات سر این دوباره کاری ها به هم می‌ریختند.

همه از مسئولین ناراضی بودند  ولی از ترس چیزی نمی گفتند که مبادا مورد حسابرسی و انتقاد های بیخودی و آنچنانی قرار گیرند!

ازشروع پروژه جدید قرارگاه سازی  که یک بیابان برهوت و قبلاً زمین کشاورزی  مردم بود و آلان اسمش را اشرف 3 گذاشته است و کلی با آب و تاب از آن اسم می‌برد و مردم نمی دانند که همه را با بیکاری کشیدن از نفرات انجام داده است!نفرات را شب و روز بکار می‌گرفت. حتی ورزش را هم از نفرات گرفته بودو شب وروز از آنها کار میکشید.

تنها کاری که کرده بود مهندس و بناهای بیرونی گرفته بود و کارگر های عمله از نفرات رده های پایین بود وبرایش مهم نبود نفر سالم یا مریض هست همه را به کار گرفته بود و هر کسی مشکلی را مطرح می‌کرد برایش مهم نبودو تازه مارک می‌زدند از کاردر می رود ومارک تمارض به او میزد و بالاخره  هر طوری آنها را به کار وادار میکرد. توی این کارهای بیگاری اغلب نفرات دچار مشکل جسمی مثل کمر درد پا درد زانو درد ومشکلاتی جسمی دیگرمی شدند و یا مشکلات قبلی اوت می کرد. امااصلا جان نفرات برایش مهم نبود او می‌خواست کار خودش را پیش ببرد برای مسئولبن اتافهای خوب درست می‌کردند که راحت و خوش باشند دیگر به فکر نفرات پایین نبودند که در یک اتاق 6در4 نعداد14 نفر می‌خوابیدند که جای تکان خوردن نداشتند!

از طرف دیگردر حالیکه نفرات بر اثر کار سنگین همه دچار مشکل بودند  مسیولین میگفتند که خواهر مریم پیام داده که زود تر اشرف 3 تمام شود که همین طور هم شد نصفه کاره نفرات را به ساختمانها بردند.  وضعیت طوری بود که از سقف اتاقها آب می‌چکید ولی اصلا برای مسئولین مهم نبود که نفرات چگونه زندگی میکنند .و می‌گفتند مهم حرف خواهر مریم است که شما اثبات کنید ولی خودشان در ساختمانهای خوب و درست حسابی زندگی میکردند.

الان اگر ببینید مریم قجر خودش و مسئواین در بهترین جاها زندگی میکنند.

همه اینها از درد و رنج بد بختی های نفرات پایین است که آلان مریم قجر و فرماندهان جای خوش و خرم دارند و کاری به افراد پایین ندارند.

اینست جامعه بی طبقه توحیدی آقا و خانم رجوی !

چیزی که با خون وگوشت اسیران و یا بدتر از بردگان گرفتار در چنگال این از بی خدا خبران ساخته شده و خود بردگان در دخمه های نمور زندگی می کنند.

این تکرار تاریخ بردگی است.

لینک به منبع

این است جامعه بی طبقه توحیدی ؟

رفیق دهقان میهمان تلویزیون مردم تی وی

***

بذله گوی مجاهد خلق ، روانپریشی که فکر میکند هدفش جامعه بی طبقه توحیدی استوقاحت فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ایجاد-فضای-بی-اعتمادی-یکی-از-ویژگی-های-ف/

ایجاد فضای بی اعتمادی یکی از ویژگی های فرقه هاست

ایجاد فضای بی اعتمادی یکی از ویژگی های فرقه هاستباقر محمدی، نجات یافتگان در آلبانی، هفتم ،وریه 2021:… اعضای مجاهدین با وجود اینکه سال ها در کنار هم زیسته اند اما به شدت نسبت به یکدیگر بی اعتماد هستند کما اینکه دوستان صمیمی و قدیمی نیز باشند !! این جو بی اعتمادی تا حدی بر روی افراد تاثیر منفی میگذارد که حتی افراد منفک شده از فرقه با وجود اینکه از این افکار جدا شده اند هنوز هم جرأت یک درد دل کردن ساده را هم با یکدیگر ندارند چه برسد به در میان گذاشتن رازهای شخصی !!! فرقه در جلوگیری از ریزش نیرو با توسل به انواع ترفند ها ، توطئه دامن زدن به بی اعتمادی در بین افراد را  چه در درون تشکیلات و چه میان افرادی که از این سازمان فاصله تشکیلاتی گرفته اند در دستور کارش قرار داده است . رجوی   می کوشد تا افراد حتی در دنیای آزاد هم نتوانند به یکدیگر اعتماد کرده و رابطه داشته باشند. ایجاد فضای بی اعتمادی یکی از ویژگی های فرقه هاست 

سفارت آلبانی در پاریس اعتراض به مجاهدین خلقنامه اعتراضی به کمیساریا و ملاقات با سفارت آلبانی در پاریس

ایجاد فضای بی اعتمادی یکی از ویژگی های فرقه هاست 

باقر محمدی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 05.02.2021

باقر محمدی آلبانی

آقای باقر محمدی – آلبانی

فرقه تروریستی رجوی در راستای پیشبرد اهداف مخوف خود فضایی بسته و عاری از هر گونه اعتماد را ایجاد کرده بود . در حقیقت اعضای این فرقه به مانند ماشین هایی هستند که توسط سران فرقه  برنامه ریزی میشوند و از خود هیچ اختیاری و اراده ای  ندارند.

کشتن احساسات و عواطف انسانی که سازمان از آن به عنوان طلاق های ایدئولوژیک یاد میکند یکی از برنامه هایی بود که این فرقه بر روی اعضای خود پیاده سازی میکرد.

افراد حتی اختیار حریم خصوصی خود را نیز نداشتند و مجاب شده بودند تا هر فکری را که از ذهنشان خطور میکرد با تمام جزیئات در نشست های شبانه برای همه بازگو نمایند .

تا جایی که اگر سعی در مخفی کردن افکار و عقایدشان داشتند و از عنوان کردن آن اجتناب میکردند به شدت با احساس ندامت و گناه مواجه میشدند و خود را مزدور و دشمن خدا و دین خدا میدانستند!!! و بدین ترتیب این فرقه منحوس ذهن اعضای خود را کاملا کنترل میکرد.

حال آنکه افکار ، عقاید و در کل حریم خصوصی هر فرد مختص آن فرد است و هیچ کس حق تعرض به آن را ندارد !

با این اوصاف اعضای مجاهدین با وجود اینکه سال ها در کنار هم زیسته اند اما به شدت نسبت به یکدیگر بی اعتماد هستند کما اینکه دوستان صمیمی و قدیمی نیز باشند !!

این جو بی اعتمادی تا حدی بر روی افراد تاثیر منفی میگذارد که حتی افراد منفک شده از فرقه با وجود اینکه از این افکار جدا شده اند هنوز هم جرأت یک درد دل کردن ساده را هم با یکدیگر ندارند چه برسد به در میان گذاشتن رازهای شخصی !!!

فرقه در جلوگیری از ریزش نیرو با توسل به انواع ترفند ها ، توطئه دامن زدن به بی اعتمادی در بین افراد را ، چه در درون تشکیلات و چه میان افرادی که از این سازمان فاصله تشکیلاتی گرفته اند در دستور کارش قرار داده است . رجوی   می کوشد تا افراد حتی در دنیای آزاد هم نتوانند به یکدیگر اعتماد کرده و رابطه داشته باشند. رجوی می خواهد افراد حتی بعد از نجات هم در انزوا باشند .

با توجه به موج ریزشها و فرارهای مکرر که به جریان روزانه و ادامه دار تبدیل شده، مریم رجوی برای اینکه افراد را خراب کند و افشاگری های آنان را خنثی نماید تلاش می کند تا این افراد را به سفارت جمهوری اسلامی در تیرانا نسبت بدهد و آنها را جاسوس بنامد تا اعتماد را در میان افراد از بین ببرد.

نکته جالب اینجاست که از این کار کثیف برای داخل مناسبات هم استفاده می کند و به افراد داخل فرقه هم می گوید که هر کسی که از فرقه بیرون برود مزدور و جاسوس ایران و سفارت می شود. در حالیکه مزدور و جاسوس واقعی همین فرقه تروریستی است که یک زمانی برای صدام حسین و الان برای ال سعود و اسرائیل خبر چینی می کند و … همچنان ادامه می دهد.

لینک به منبع

جدایی آقای رفیق دهفان 

***

داستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمارداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

همچنین: