رمضان در فرقه رجوی

رمضان در فرقه رجوی

رمضان در فرقه رجویعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، دهم می 2021:… رجوی از سادگی افراد برای مطامع خود استفاده میکرد زیرا می‌دانست که اکثر افراد بدلیل عقب ماندگی از جامعه و اخبار و وقایع روز حرفهای او را باور دارند لذا از این شب بخوبی استفاده میکرد که از همه تجدید عهد اجباری بگیرد و اگر احیانا کسی خواست فرقه مجاهدین خلق را ترک کند بعنوان مدرک جلوی او بگذارند و بگویند تو با آقا علی تجدید عهد کرده ایی. حالا ببینیم در این شب چه می‌گذشت اول اینکه سالنها را می‌چیدند و گزمه ها در سالن همه را رصد میکردند و یک مرتبه می‌دیدیم که کاغذها را برای نوشتن تعهد اجباری روی میزها میگذاشتند همه افراد موظف بودند که در سالن حضور داشته باشند اگر کسی غایب بود او را صدا زده به سالن می‌آوردند و اعتراض و جنجال که چرا نبودی و کجا بودی. رمضان در فرقه رجوی 

رمضان در فرقه رجویسوءاستفاده مریم رجوی از ماه رمضان و یک یادآوری

رمضان در فرقه رجوی

علی هاجری

آقای علی هاجری

علی هاجری ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 09.05.2021

در فرقه رجوی شروع ماه رمضان با تشویش و اضطراب همراه بود، بخصوص برای کسانیکه تمایلی به گرفتن روزه نداشتند. مستمر از این افراد سئوال میشد که:

آیا روزه میگیرید؟ اگر روزه نمیگیرد مشکل کجاست؟ آیا مریض هستید و از این قبیل سئوالات….

همین باعث  واکنشهای مختلفی از طرف اعضا میشد. بعضی از افراد لج میکردند و در ملأ عام در ضدیت با فرقه سیگار می‌کشیدند و غذا می‌خوردند و بعضی افراد هم  برای اینکه حرفی نشنوند بدون اینکه کسی بفهمد مسئله خود را حل میکردند.

از این که بگذریم کلاسهای اجباری سران فرقه در این ماه بود همه باید شرکت میکردند و به خزعبلاتی که فقط در اسلام رجوی تدوین شده بود باید  گوش میکردند. خزعبلاتی که نقش رجوی را بیشتر جامی انداخت مثلا اینکه زمین بی حجت نمی ماند و ما هم باید حجت رمان خودمان را که همان رهبر عقیدتی مااست بشناسیم وشاَن اورا بجا بیاوریم.! رهبر عقیدتی چه حقی برگردن ما دارد و…

در فرقه بجای اینکه اعضای خود را بدلیل عقب بودن از علم و دانش و آگاهی و جامعه بروز کنند آنها را در منجلاب خود ساخته و پرداخته بیشتر فرو میکردند و مغزها را  از این موارد که به قرن‌های گذشته برمیگشت پر میکردند شگرد رجوی همین بود که اعضا همیشه عقب مانده و منگل بمانند تا هرچه بیشتر آنها را در اختیار بگیرد. همه اعضای فرقه از یک چیز می‌ترسیدند و آن شب بیست و یکم ماه رمضان بود رجوی هر ساله با ترفند ملاقات با آقا علی برای هر چه بیشتر فرو کردن افراد در قهر چاه باطل و هر چه بیشتر در اسارت نگه داشتن آنها تلاش میکرد.

وقاحت فرقه رجوی

 براستی این چه کار کثیفی بود که از نام علی برای در زنجیر نگه داشتن افراد استفاده میکرد ؟

رجوی از سادگی افراد برای مطامع خود استفاده میکرد زیرا می‌دانست که اکثر افراد بدلیل عقب ماندگی از جامعه و اخبار و وقایع روز حرفهای او را باور دارند لذا از این شب بخوبی استفاده میکرد که از همه تجدید عهد اجباری بگیرد و اگر احیانا کسی خواست فرقه مجاهدین خلق را ترک کند بعنوان مدرک جلوی او بگذارند و بگویند تو با آقا علی تجدید عهد کرده ایی.

حالا ببینیم در این شب چه می‌گذشت اول اینکه سالنها را می‌چیدند و گزمه ها در سالن همه را رصد میکردند و یک مرتبه می‌دیدیم که کاغذها را برای نوشتن تعهد اجباری روی میزها میگذاشتند همه افراد موظف بودند که در سالن حضور داشته باشند اگر کسی غایب بود او را صدا زده به سالن می‌آوردندواعتراض و جنجال که چرا نبودی و کجا بودی و چرا بامسائل ایدئولوژیک برخوردت پاسیو است و…   خلاصه آن شب این کاری اجباری بود و باید یک کاغذ سیاه میکردیم.

براستی آقا علی چه نیازی به تجدید عهد با ما داشت که من کاغذ سیاه کنم.

در این سالیان این نیاز مبرم رجوی و دستگاه سرکوب او بود که همه اعضا را در قهر چاه باطل خود  نگاه دارد. از هر ترفندی استفاده میکرد که اعضا را حتی شده برای چند صباحی در اسارتگاه نگه دارد و اگر کسی  به جدا شدن مبادرت کرد همین کاغذ را جلو او بگذارند.

از دجالگری و شارلاتیزم هر چه بگویم کم گفتم.

مثلاً چراغ خاموش و از این قبیل معقولات (سین ۴۰)تعهد به مسئول اول و از این چرندیات در اصل اینها را بعنوان مدرک نگه می‌داشتند و در روز موعود جلو فردی که میخواست جدا شود میگذاشتند کما اینکه همین کاغذ پاره ها را جلو من گذاشتند.

در نوشتن تجدید عهد  یک متن  کپی شده را به همه میدادند که چند سطر اول باید همان متن داده شده را می‌نوشتند چونکه همه آن چیزی که میخواستند در همان چند جمله اول بود البته ناگفته نماند که در تمامی سرفصل‌های فرقه یک جمله حتما باید در متن آورده میشد راهبران عقیدتی مسعود و مریم و تا آخرین قطره خون در راه آنها بجنگم و خلاصه مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم یعنی که آنقدر باید در اسارت بسر ببرم و روزی که خواستم از این فرقه جدا شوم فقط مرگ باشد ولاغیر.

اخراج جان بولتون  و عاشورای رجوی و عضدانلو

رجوی برای در اسارت نگاه داشتن اعضای نگون‌بخت دست به هر کاری میزد و این شب بیست و یکم رمضان یکی از آنها بود.براستی چرا دست به چنین اقداماتی میزد ؟ اگر ریگی در کفش نداشت و اگر همانطور که او می‌گفت رهبر عقیدتی مجاهدین است چرا مستمر از اعضای خود پیمان ماندن در کنار خود را می‌گرفت این کارها نشان از  یک چیز بود و هست و آن از بی کفایتی او در امرتحقق وعده هایی که به اعضا داده بود نشأت می‌گرفت  و چون دید همه حرفها پوچ از آب در آمد به این گونه ترفندهای کثیف رو آورد.

همه کسانی که زمانی در فرقه بودند بیاد دارند روز جدایی از فرقه تمامی آن کاغذها را جلو فرد میگذاشتند که شاید منصرف شود البته ناگفته نماند رجوی می‌گفت این عهدنامه های شما را برای خلق قهرمان میخواهم ولی گویا اینها را بعنوان مدرک برای روز جدایی افراد میخواست و اگر افراد جدا شده به عملکردهای فرقه انتقاد کردند در سایت بزند که ما با این فرد اتمام حجت کرده ایم و خلاصه همه گناهان به گردن فردی است که نزدیک به سه دهه کمتر یا بیشتر در صف رجوی بوده است و رجوی کاملا مبرا است به این معنی که رجوی در حق اعضا هیچ خیانتی نکرده است و این اعضاء هستند که خلف وعده کرده اند و رجوی خود را محق میداند که هر چه خواست به افراد جدا شده بگوید به این میگویند دجالگری از نوع «انقلابی..»

لینک به منبع

رمضان در فرقه رجوی 

***

سوءاستفاده مریم رجوی از ماه رمضان و یک یادآوریمریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ماه-مبارك-رمضان-و-دجاليت-عفريته-جهل-و-تر/

ماه مبارك رمضان و دجاليت عفريته جهل و ترور

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم ژوئن 2017:…  حال نگاه كنيد كه بعد از غيبت كبرى رهبر شيطانى فرقه و به قولى گور به گور شدنش، چگونه خانم فرنگ نشسته اش با سؤء استفاده از ماه مبارك رمضان با برگزارى سورهاى ضيافتى و سفره هاى رنگارنگ در اين ماه مبارك با چه ترفندهايى سران گروههاى تروريستى را مهمان خود ميكند و در سايه دمكراسى كه در كشور فرانسه وجود دارد، اهداف پليد خود …

زنان در مجاهدین خلق بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

زنان مجاهدین خلق مریم رجوی: روابط جنسی شما بخشودنی است ولی جدا شدن از سازمان مجاهدین گناهی نابخشودنی است

لینک به منبع

ماه مبارك رمضان و دجاليت عفريته جهل و ترور

ماه رمضان بعنوان خجسته‌ترین و بهترین ماه در اسلام شناخته می‌شود. از این ماه به عنوان ماه میهمانی خدا نیز نامبرده می‌شود.

در زندگي دنيا اگر روزي انسان به ميهماني دعوت شود، دعوت شدگان با توجه به مقام و موقعيت صاحب خانه و ميزبان و با در نظر داشتن ميهمانان ديگر، خود را براي شركت در ميهماني آماده مي كنند، اگر صاحب خانه و ميزبان  شخصيت معتبر اجتماعي داشته باشد، ميهمانان با وقار هيئت و هيبت خاصي وارد مجلس شده و در طول جلسه و جريان ميهماني نيز با توجه به شخصيت ميزبان و بزرگان ديگري كه در جلسه حضور دارند، در نشست و برخاست، غذا خوردن و صحبت كردن، دقت به خرج مي دهند تا با حركات اضافي، صحبت هاي بي مورد و… باعث مضحكه ديگران قرار نگيرند.

حال سؤال اين است كه در ضيافت و ميهماني بي سابقه، مجلل و پر شكوه ماه مبارک رمضان، ميهمانان، با چه شرايطي وارد ماه رمضان اين بزم الهي می شوند و چه ويژگي هايي را بايد در ماه رمضان رعايت كنند تا بتوانند استفاده و لذت كافي برده، نتيجه مورد انتظار را به دست آوردند؟

شرائط ميزبان براى اين امر مهم بايد چه ويژه گى داشته باشد كه رضايت حق را جلب نمايد؟

با اين اوصاف، نگاهى مي اندازيم به فرقه رجوى و برگذارى سور و مهمانيهاى مجلل در اين ماه و سوء استفاده دجالگرانه از آن در خدمت منافع خود و ترويج تروريسم و كشتارى كه ١٨٠ درجه بر خلاف اهداف خداگونگى انسان در ماه مبارك  رمضان است.

رجوى تا قبل از سرنگونى صدام حسين، متكى به كمكهاى مالى و نظامى و لجستيكى اربابش بود و مغرور در اين وادى پوچ سير ميكرد و با وجود اين حمايتها، ايران را در چنگ خود ميديد، خودخواهى و كيش شخصيت او را به نقطه اى كشانده بود كه خود را نماينده تام الاختيار خدا در روى كره زمين ميدانست و براى تسلط تام بر تشكيلات و نيروى تشكيلاتى اش تا آنجا پيش رفت كه افراد بايد او را مانند صنم و معبود و معصوم، پرستش ميكردند و جان و نفس خود را در طبق اخلاص تقديم زوج شيطان صفت يعنى مسعود و مريم رجوى مينمودند و به قول مريم رجوى، بايد تك تك افراد مثل موم در دست رهبرى عقيدتى قرار ميگرفتند كه به هر نحوى كه خواست آنان را شكل دهد، يعنى اينكه افراد به خودى خود هيچگونه هويتى نداشته باشند و در ركاب آنها ذوب شوند . از اين رو بود كه شعائر دينى را هم در خدمت اهداف فرقه اى و تروريستى و پليد خود قرار ميدادند و با سؤء استفاده هاى رذيلانه از آنها، افراد را  اسير در چنبره ايدئولوژى خود ساخته خود گرفتار ميكردند.

يكى از اين شعائر اسلامى، روزه بود كه افراد بالإجبار بايد همه در اين ماه روزه ميگرفتند و رجوى با تفاسير چپ اندر قيچى از قرآن و فلسفه ماه مبارك رمضان، افراد را به سمت اهداف شيطانى و تروريستى خود سوق ميداد و از آنها آدم هاى بى هويتى مي ساخت كه از خود هيچگونه اراده اى نداشتند و هويتشان به اصطلاح از رهبر عقيدتى كه منظور، خودشان بود(يعنى مسعود و مريم رجوى)  ميگرفتند.

روزه گرفتن براى مجاهد خلق الزامی بود و كسى كه بعلت بيمارى و يا ضعف جسمى، توان روزه گرفتن را نداشت با ديد حقارت نگريسته ميشد و مورد شماتت و سرزنش ديگران قرار ميگرفت. مسعود رجوى كه خود را رهبر عقيدتى ميدانست ماه مبارك رمضان را بنا بر صلاح خودش انتخاب و جابجا ميكرد. بعنوان نمونه در زمان جنگ خليج اول و انتفاضه شيعيان از جنوب و كردها از شمال جهت براندازى حكومت بعث، با پيشروى كردها از شمال جهت فتح بغداد، رجوى كه هميشه عصاى دست صدام بود به سرعت دست به عمل شد و راه  پيش روى كُردها را از منطقه خانقين گرفته تا جلولا و قرتپه و كفرى تا سليمان بگ و طوزخرماتو و تا جاده كركوك به بغداد را نيرو چيد و مانع پيشروى كردها به بغداد گرديد كه آن درگيريها به كشتار بى رحمانه كردهاى مظلوم انجاميد كه توسط مجاهدين قتل و عام شدند. با اينكار رجوى دست صدام را باز گذاشت كه تمام نيروى خود را براى سركوب شيعيان كه تا كربلا و نزديكى بغداد پيشروى كرده بودند و سقوط در يك قدمى او بود،  را سد و آن قتل عام و كشتار شعبانيه را از شيعيان راه بيندازد.

جالب اينجا بود كه همين درگيريها هم مصادف با ماه مبارك رمضان بود كه رجوى با يك فتوا، روزه گرفتن را عقب انداخت و طى پيامى همه را از روزه گرفتن  منع و آنرا به بعد موكول كرد. هدفش هم اين بود كه خللى در كردكشى و جنايتى كه داشت براى صدام حسین به پيش ميبرد ايجاد نشود و يا اينكه بعلت مصادف شدن ماه رمضان در گرماى تابستان و آمادگى نيرويى براى اعزام عمليات تروريستى در داخل ایران، باز رجوى با يك پيام ماه رمضان را به عقب انداخت و با اينكار در نشستهاى ايدئولوژيكى كه ميگذاشت طورى تلقين ميكرد كه ولايت مطلقه بر تشكيلات دارد و از طرف خدا مأمور ابلاغ دستورات است تا بدينوسيله روح و جسم فرد را در خدمت خود بگيرد كه با يك بشكن رهبر سيانور در دهانش بشكند و يا مثل آب خوردن فرامين رهبر در كشتار بى گناهان را اجرا كند.

حال نگاه كنيد كه بعد از غيبت كبرى رهبر شيطانى فرقه و به قولى گور به گور شدنش، چگونه خانم فرنگ نشسته اش با سؤء استفاده از ماه مبارك رمضان با برگزارى سورهاى ضيافتى و سفره هاى رنگارنگ در اين ماه مبارك با چه ترفندهايى سران گروههاى تروريستى را مهمان خود ميكند و در سايه دمكراسى كه در كشور فرانسه وجود دارد، اهداف پليد خود را كه كشت و كشتار و اختلاف افكنى كشورهاى مسلمان خاورميانه است، پيش ميبرد.

مريم رجوى امسال پرشتاب تر و رنگين تر سفره هاى رمضاني را پهن ميكند. يكى اهداف اجتماعى دارد كه براى مسلمانان و غير مسلمانان فرانسه برگذار ميكند و آنها را دعوت به حضور در آن مينمايد كه با سخنان عاميانه پسندانه و مظلوم نمايانه، ميخواهد حمايت كسب كند و به اصطلاح خودشان در بطن مردم فرانسه بخصوص شهرهاى محل استقرار و نزديكشان جا دهند كه اين هدف هم چندان دوام نخواهد آورد و دست تروريستى مريم رجوى و فرقه اش براى همگان رو خواهد شد.

هدف بعدى، دعوت و برگزارى سفره رمضانى و سورهايى كه برگذار ميكنند، عربهاى خاورميانه اى بخصوص سران گروهاى تروريستى در سوريه و عراق و عربهاى آواره، اختصاص دارد كه رجوى با سؤء استفاده از اين فرصت، اهداف تروريستى خودش را پيش ميبرد و تجربيات تروريستى گذشته خود را به آنها منتقل كرده و در سازماندهى و اهداف آينده شان كمك كار آنهاست و در اين راستا از پشتيبانان بعثى خود سود ميبرد و تمام تلاشش اين است كه تروريست ها را در كشور عراق و سوريه سرپا نگهدارد. اما واقعيت اين است كه تا حال ثابت شده كه رجوى به هر ترفندى دست بزند و اميال شيطانى خودش را بخواهد به كرسى بنشاند، به شكست انجاميده و حتى با سوء استفاده از دين و مذهب مردم، هيچوقت نيت پليدش محقق نخواهد شد، بلكه روز به روز كه ميگذرد ميبينيم تروريسم در خاورميانه و به خصوص عراق و سوريه، رو به نابودى است و افكار عمومى هم به نفرت از آن رسيده است.

„پایان“

*** 

همچنین: