رهایی بی پروای کریم علییاری بعد از سی سال و سه ماه

رهایی بی پروای کریم علییاری بعد از سی سال و سه ماه

 Aliyari_Karim_MEK_Survivorانحمن نجات، مرگز البرز، هفتم مارس 2017:… کریم علییاری فرزند فرخ در آذر ماه سال 1365 در یکی از عملیات های ضد میهنی ارتش متجاوز عراق در منطقه جنگی اندیمشک خوزستان اسیر میشود و تا اتمام جنگ در اردوگاه های عراق به امید تبادل اسرا بین دو کشور رنج و سختی فراوانی را تحمل میکند ، ارتش و رژیم سابق عراق که هیچگونه آماری از وی و دیگر اسرا را … 

محسن نوروزی محمد حسین نوروزی فرقه رجوی مجاهدین خلق آلبانینامه صمیمی محسن ( محمد حسین ) نوروزی به برادر اسیرش در آلبانی

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

کریم علییاری نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی

انجمن نجات مرکز البرز شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵

در اوایل اسفندماه صدای یک زنگ تلفن و ارتباط تلفنی از آلبانی دل و روح خانوادۀ علییاری که ساکن تهران و کرج می باشد را شاد کرد و خبر زنده بودن و رهایی عضوی از خانواده را از زبان خود وی شنیدند این خانواده که 30 سال و سه ماه از فرزند خود هیچ خبری نداشتند با خرسندی تمام این خبر خوش را به دفتر انجمن اطلاع و با روحیه ای شادمان به استقبال بهار و سال نو میروند و یزدان پاک را سپاس می گویند .

کریم علییاری فرزند فرخ در آذر ماه سال 1365 در یکی از عملیات های ضد میهنی ارتش متجاوز عراق در منطقه جنگی اندیمشک خوزستان اسیر میشود و تا اتمام جنگ در اردوگاه های عراق به امید تبادل اسرا بین دو کشور رنج و سختی فراوانی را تحمل میکند ، ارتش و رژیم سابق عراق که هیچگونه آماری از وی و دیگر اسرا را به مقامات صلیب سرخ جهانی و دولت ایران نداده بودند بعد از تبادل اسرا و اتمام آن در پی یک تبانی و اقدام شوم ، پلیدانه و فریبکارانه فرقه رجوی  اسیران را با ترفند انتقال اسرا از سازمان به ایران، آنها را به اسارت ذهنی و جسمی دیگر در می آورند و به اردوگاههای اهدایی عراق به فرقه منتقل می شوند و تا کنون هیچ ارتباطی با خانواده و دنیای آزاد نداشته . وی نیز بعد از اتمام جنگ تحمیلی  و تبادل آخرین گروه ازاسرا به عنوان مفقودالاثر جنگی به خانواده معرفی میگردد.

انجمن نجات استان البرز و دیگر خانواده های افراد گرفتار در فرقه منحوس رجوی ، این آزادی را به آقای علییاری و خانواده محترمش که فقط مدت کوتاهی بود با انجمن نجات آشنا و در رابطه بودند تبریک و تهنیت می گویند . به امید اینکه زنگ های دیگری به صدا در بیایند و دلهای خانواده های چشم انتظار شاد گردد.

بیژن  

*** 

 مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانیبحران هویت در تشکیلات فرقه رجوی در البانی

مریم رجوی در حال مزخرف گوییسخن های پریشان از سر هول

mojahedin_khalq_triana_albani_8تبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24449

تبریک و شادباش همراه با فصلی نو برای عضو رها شده از فرقه رجوی 

Ebrahimi_Fereydoon_2انجمن نجات، مراکز تهران و البرز، پنجم آوریل ۲۰۱۶:… از این رو در۱۰ فروردین، سالروز ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن با برگزاری مراسم رسمی مجلل عروسی و دعوت از خانواده های اسیران فرقه ، پیام آزادی و زندگی به دیگر اسیران فرقه رساند و همچنین لرزه ای دیگر بر تن سران فرقۀ زن ستیز و خانواده ستیز انداخت و همچنین در یک اقدام پسندیده به همراه همسرش ساعاتی قبل از مراسم برای طلب بخشش از سالها چشم انتظاری و قدردانی … 

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویزنان در فرقه رجوی

انجمن نجات، مرکز البرز، پنجم آوریل ۲۰۱۶:
لینک به منبع

تبریک و شادباش همراه با فصلی نو برای عضو رها شده از فرقه رجوی

همانطور که در ماه های قبل مطلع شدید آقای فریدون ابراهیمی (آیدین) که ۱۵ سال در اسارت ذهنی و عینی فرقۀ مخرب رجوی بسر میبرد و پدر و مادرش را بی خبر و چشم انتطار نگه داشته بود در سال گذشته جدا شد و بعد از چندین ماه زندگی موقت در اروپا به آغوش پر مهر و محبت خانواده بازگشت .اما با مرگ پدر مواجه شد و وقتی متوجه شد این فاجعه محصول و خواستۀ تشکیلات رجوی بوده و موجب شادی آنها گردیده ، با ندامت و امید به زندگی با خانواده و مادر دلسوزش همدرد و همراه شد و سپس تصمیم به ازدواج گرفت تا شب پرستان فرقه بدانند اعضای جداشده با رهایی و زندگی مسرت بخش همواره افشاگر اهداف پلید فرقه هستند.

فریدون ابراهیمی

از اینرو در۱۰ فروردین، سالروز ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن با برگزاری مراسم رسمی مجلل عروسی و دعوت از خانواده های اسیران فرقه ، پیام آزادی و زندگی به دیگر اسیران فرقه رساند و همچنین لرزه ای دیگر بر تن سران فرقۀ زن ستیز و خانواده ستیز انداخت و همچنین در یک اقدام پسندیده به همراه همسرش ساعاتی قبل از مراسم برای طلب بخشش از سالها چشم انتظاری و قدردانی از پدر مرحومش به مزار وی رفته تا همۀ پدران بدانند که اسیران به اجبار و با هدفی پلید و مشخص ،از پدر و مادر دور نگه داشته شده اند و تنها راه مبارزه با فرقۀ رجوی و آزادی اسیران حضور مستمر و سبز خانواده ها می باشد .

فریدون ابراهیمی

مسئول انجمن نجات استان به همراه تعدادی از خانواده ها با تقدیم سبد گلی از ابتدای مراسم یعنی دقایقی بعد از اذان مغرب و تا پاسی از شب در جشن حضور و شاهد این پیوند مبارک و پایکوبی بودند.

همچنین دیگرخانواده های اسیران فرقه استان چه آنهایی که در مراسم حضور و چه آنهایی که در مسافرت نوروزی بسر می بردند و دیگراعضای جداشده از فرقه مانند علی اردلانی و بایرامعلی محمدی که از سالها قبل داماد را میشناختند و شاهد اسارت وی در قرارگاه های فرقه بودند صمیمانه ترین تبریکات خود را حضوری و تلفنی نثار این زوج جوان نمودند و برای وی و همسرش خواهان خوشبختی و پایداری نمودند.

انجمن استان نیز با سپاس فراوان و قدردانی از تک تک خانواده ها، آرزوی رهایی برای تمام اسیران سازمان تروریستی رجوی و برگزاری چنین مراسم فرخنده و مبارکی را برای آنها از ایزد منان خواستار شد . ” باشد که دلها شاد گردد. “

بیژن

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20367

جدید ترین و جوان ترین بازگشتی از تیرانا به ایران (بخشهای اول و پایانی) 

انجمن نجات، مرکز البرز، هجدهم اوت ۲۰۱۵:… اینجانب بایرامعلی محمدی متولد ۱۳۶۴ میباشم که در سال۱۳۸۰ ناگهانی و پنهانی از خانواده ام جهت کار و مهاجرت به اروپا، ابتدا به کشور ترکیه عزیمت نمودم و در کارواشی دراستامبول مشغول به کار شدم تا بتوانم به مقصد برسم و همانجا بود که با فردی آشنا شدم به نام بهزاد که ایرانی بود و وقتی علت آمدنم را جویا شد وعدۀ ردیف شدن کارهای مهاجرتم را داد سپس …

کمپ لیبرتی عراق به آلبانیاسامی دو گروه دیگر منتقل شده به کشور آلبانی هفته دوم مرداد ۱۳۹۴

افشاگری جوانترین و جدیدترین عضو رها شده و بازگشتی به وطن (قسمت اول)

لینک به منبع

بلی همانطور که در ماه قبل مطلع شدید آقای بایرامعلی محمدی از اهالی استان البرز- کرج به تازگی از کشور آلبانی به کرج عزیمت نموده و از شیوۀ فریب و گرفتار شدنش در فرقۀ مخوف رجوی ، پرده برداشته واینچنین نقل می کند:

…..اینجانب بایرامعلی محمدی متولد ۱۳۶۴ میباشم که در سال۱۳۸۰ ناگهانی و پنهانی از خانواده ام جهت کار و مهاجرت به اروپا، ابتدا به کشور ترکیه عزیمت نمودم و در کارواشی دراستامبول مشغول به کار شدم تا بتوانم به مقصد برسم و همانجا بود که با فردی آشنا شدم به نام بهزاد که ایرانی بود و وقتی علت آمدنم را جویا شد وعدۀ ردیف شدن کارهای مهاجرتم را داد سپس ملاقات های روزانه شروع شد و وی گفت برای رفتن به اروپا و قبولی پناهندگی ات باید به عراق سپس از آنجا به کشورآلمان فرستاده شوی و من نیز که کم سن و سال و بی تجربه بودم ذوق زده و خوشحال تحت تاثیرحرف های وی قرار گرفتم و در اواخر سال ۱۳۸۰ بود که یکروز پاسپورتی عراقی با عکس خودم و نام عربی انتخاب شده به من تحویل داد و به صورت قانونی از طریق مرزهوایی وارد عراق – فرودگاه بغداد شدم و تعدادی در فرودگاه منتظرم بودند که مرا به اشرف منتقل کردند، چند روزی نگذشت که با دیدن فیلم هایی ازترور مقامات ایرانی وعملیات های گوناگون مرزی توسط این سازمان ترسیدم وآنجا بود که متوجه شدم بهزاد هوادار سازمان است و سریع درخواست رفتن دادم اما مسئولین آنجا که شناختی از آنها نداشتم گفتند باید مدتی صبر کنی که این صبر به ۱۴ سال دوری و قطع ارتباط با خانواده و جامعه و دنیای آزاد تبدیل شد وآن سالها که سنین نوجوانی یعنی ۱۶ سالگی را میگذراندم با مقولۀ جنگ و حملۀ ائتلاف به عراق ، ناخودآگاه و بی اختیار روبرو شدم و دیگر فرصتی نبود که اصرار به جدایی نمایم وفقط به فکر نجات جانم بودم و همه چیز حول محور جنگ و پراکندگی و استقراردر نوارمرزی می چرخید و بعد ازاتمام جنگ و سرنگونی صدام نیز به قرارگاه اشرف بازگشتیم و با فشارهای روحی ،ساعت ها کار اجباری ، نشست های طولانی و تعهدات اجباری برای ماندن درسازمان مواجه شدم و آنها از سن کم من سوء استفاده نموده و با زور ۱۰ سال دراشرف و ۲ سال درکمپ لیبرتی نگه داشته شدم و در این سالهای طولانی سران فرقه هیچگونه اجازۀ ارتباط تلفنی و غیره با خانواده ام به من ندادند تا بتوانم آنها را ازنگرانی درآورم و چون بی اطلاع از خانواده از کشور خارج شده بودم ارتباط با خانواده برایم خیلی مهم بود تا اینکه با گروهی ازلیبرتی به کشورآلبانی منتقل شدم و ازهمان ابتدا در صف جداشده ها خودم را قرار دادم ودیگر اجازۀ کنترلم را به آنها ندادم و تحت نظر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل قرارگرفتم و اجازه تردد به استان ها و شهرهای آلبانی را اخذ نمودم وبعد از۱۲ سال اسارت و شکنجه های روحی به دنیای آزاد گام نهادم.

افشاگری جوانترین و جدیدترین عضو جدا شده و بازگشتی به وطن (قسمت پایانی)

لینک به منبع

همانطور که قبلاً عرض کردم در لحظۀ ورود به آلبانی، صف خودم را از دیگر اسرای فریب خورده و مسئولین فرقه جدا کردم و در قسمتی جداگانه تحت نظر سازمان ملل اقامت گزیدم که سازمان ازاین تصمیم من و دیگرافراد که صف خود را جدا کرده بودیم بسیار عصبانی شدند واقداماتی همچون سم پاشی ، فحاشی و لجن پراکنی علیه ما نزد مسئولین سازمان ملل انجام میدادند. اما خوشبختانه وقتی کمیساریای عالی پناهندگان با گفتار نیک و کردار خوب ما افراد روبروشد و شاهد وضعیت نابسمان ما بود، همه چیز برای آنها آشکار گردید. به این ترتیب همین واکنش های سازمان به ضرر خود فرقه و به نفع ما تمام شد و باعث شد سازمان ملل برایمان کلاسهای آموزش کامپیوتر و زبان دایر کند و در این کلاسها من و دیگران موفق شدیم با فن آوری روز که سالها فرقۀ رجوی ما را از آن محروم کرده بود، بهره مند شویم. ما به تلفن ، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی دسترسی پیدا کردیم و حتی اجازه تردد به ما در استان ها و شهرهای آلبانی داده شد و میتوانستیم آزادانه و بدون حضور و کنترل هیچ یک از مزدوران رجوی به کارهای شخصی خود بپردازیم.

من نیز چون سالها بود از خانواده ام هیچ اطلاعی نداشتم با فراگیری و دسترسی به شبکه های اجتماعی موفق شدم در فیس بوک فعالیت نمایم و با جوانان ایرانی چت نمایم و وقتی برای آنها نوشتم که سالها است از خانواده ام خبری و ردی ندارم و درخواست کردم که به نشانی آنها مراجعه کنند ،وضعیت من را باور نمیکردند و ارتباط را قطع می نمودند و من نیز به آنها حق میدادم چون بلایی که فرقۀ رجوی بر سر ما آورده بود درذهن و حتی تخیلات کسی نمی گنجید تا اینکه بعد از روزها و ساعت ها سعی و تلاش و ارتباط الکترونیکی موفق شدم جوانی ازاهالی فردیس کرج را قانع نمایم و آدرس منزل برادر و مغازۀ دایی ام که از کسبه های قدیمی کرج بودند به او بدهم تا به نشانی مورد نظرم مراجعه کند و تلفن کمپ را به آنها بدهد و از آنها نیز تلفنی بگیرد تا اینکه یک روز دایی ام تماس گرفت و وقتی صدای مرا شنید در لحظۀ اول باور نکرد و وقتی اسم برادرهایم و پدر و مادرم و درنهایت خاطره ای را برای او بازگو نمودم باور نمود و گفت ما و خانواده ات در این چند سال تصور میکردیم فوت شده ای و بعد از احوالپرسی از دایی ام تلفن خواهر و برادرهایم و پدر و مادرم را کسب نمودم و بعد از ۱۴ سال دوری و بی اطلاعی با آنها صحبت کردم و این تماس ها مکرر و متعدد گردید و به درخواست خانواده و تمایل فردی ام با اینکه کیس پناهندگی ام در کشور آمریکا قبول شده بود به ایران آمدم و به کمک خانواده ،شغلی انتخاب و مشغول به کار شدم و بعد از مدت کوتاهی با دختر خاله ام ازدواج نمودم و هم اکنون زندگی آرام وآزاد و مستقلی دارم .

و اینک شب پرستان فرقه بدانند که با فریبکاری و سرقت ذهن و قلب نیروها هرگز نمی توانند با سلالۀ خورشید و هواداران عشق و آزادگی مبارزه کنند. اکنون باور دارم که آزاد و با امید به زندگی در کنار انجمنی ازخانواده ها میتوان به جهل و تاریکی غلبه نمود.

پی نوشت:

انجمن نجات استان البرز مجدداً گسستن بندها از فرقۀ مخرب رجوی و ازدواج زود هنگامش را تبریک عرض نموده و از دادار پاک برای تمامی اعضای گرفتار،آزادی مسالت دارد.

بیژن

(پایان)

خواسته بحق خانواده ها از ارگانهای بین المللی (آلبانی ۸۰۰ نفر دیگر را قبول کرد. رجوی سنگ اندازی می کند)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19704

بیانیه خانواده ها: مصاحبه اجباری مشکلی از فرقه رجوی حل نمی کند (+ رجوی مدافع مرگ)

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیانجمن نجات، مرکز مازندران، نهم ژوئیه ۲۰۱۵:…  آنها از یک سو با دادن اطلاعیه های سریالی خانواده ها را ماموران نیروی قدس یا وزارت اطلاعات می خواندند و از سوی دیگر با وقاحت هر چه تمام تر اعضای گرفتار را وادار کردند تا علیه خانواده خود مطلبی نوشته یا در جلوی دوربین حرفی بزنند . در پی اقدام ضد اخلاقی و ضد انسانی رجوی ها مبنی بر آوردن برخی از اعضا به جلوی دوربین که به تجربه ثابت شده که …

مصاحبه اجباری اعضای گرفتار مشکلی از فرقه رجوی ها حل نخواهد کرد

لینک به منبع

مدتی قبل تعدادی از خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی به امید انجام ملاقات به لیبرتی مراجعه کردند . طبق معمول رجوی ها مانع از انجام ملاقات شده و این خانواده ها را با ددمنشی از اولیه ترین حقوق انسانی شان محروم کردند . وقتی خانواده ها دیدند از سوی رجوی و فرماندهان فرقه اش درب بر همان روال سابق می چرخد ، به ناچار شکوه و گلایه به مقامات عراقی و مجامع بین المللی بردند و در ملاقات با آنان تنها خواسته خود که انجام ملاقات است را بیان نمودند .

از سوی دیگر رجوی ها که حضور خانواده ها و ملاقات آنها با مقامات عراقی و مجامع بین المللی ضربه سنگینی بر مناسبات فرقه ای خود ارزیابی کرده و فهمیدند در درون تشکیلات افراد مسئله داری را بیشتر کوک کرده و بی شک فرار و جدایی از فرقه سرعت بیشتری خواهد یافت و از سوی دیگر با انعکاس این خبرها چهره ضد انسانی آنها بیشتر افشا خواهد شد ، به هراس افتاده و تلاش کردند تا با ترفندهای غیر انسانی و غیر اخلاقی راه گریزی هر چند موقت برای خود بیابند.

آنها از یک سو با دادن اطلاعیه های سریالی خانواده ها را ماموران نیروی قدس یا وزارت اطلاعات می خواندند و از سوی دیگر با وقاحت هر چه تمام تر اعضای گرفتار را وادار کردند تا علیه خانواده خود مطلبی نوشته یا در جلوی دوربین حرفی بزنند .

در پی اقدام ضد اخلاقی و ضد انسانی رجوی ها مبنی بر آوردن برخی از اعضا به جلوی دوربین که به تجربه ثابت شده که خواسته قلبی اعضا نبوده بلکه فشار های شدید روانی و تشکیلاتی و مغزشویی‌های مستمر و محروم کردن اعضا از دسترسی به اخبار بیرون از فرقه ، زمینه ساز آن بوده است ، تعدادی از خانواده های استان مازندران با حضور خود در دفتر انجمن نجات استان ، ضمن محکوم کردن این اقدام رذیلانه رجوی ها و حمایت از فرزندان گرفتار خود ، با صدور بیانیه ای بر بیهوده بودن این ترفند رجوی ها صحه گذاشته و تاکید کردند که تا رسیدن به خواسته خود یعنی ملاقات با فرزندان شان و رهایی آنان دست از تلاش بر نخواهند داشت .

در زیر بیانیه خانواده ها را بهمراه امضای آنان ملاحظه می فرمایید .

به نام خدا

اخیرا مطلع شدیم که فرقه رجوی و فرماندهانش اقدام به راه اندازی خیمه شب بازی جدیدی به نام «پرونده» در تلویزیون خود نموده و در یک اقدام ضد انسانی فرزندان ما را به جلوی دوربین آوردند تا بر علیه ما یعنی اقوام درجه اول خود به فحاشی بپردازند . این روش دنباله همان اقدامات ضد انسانی وادار کردن اعضا به سنگ پرانی علیه خانواده ها در جلوی درب اشرف است که موجب جراحت شدید برخی از خانواده ها و منجمله آقای شعبان شعبان پور یکی از خانواده های استان مازندران گردید که خبر و تصاویر آن در اینترنت وسیعا انعکاس یافت .

ما خانواده ها مطمئن هستیم که این صحبت ها خواسته قلبی فرزندان مان نبوده بلکه ناشی از فشار شدید تشکیلاتی و مغزشویی های مستمری است که فرقه رجوی بر روی اعضا اعمال می نماید و حتی شاهد بودیم که تعدادی از همین افراد که سران فرقه آنها را به مصاحبه اجباری کشانده بودند و در تلویزیون خود پخش نموده بود بعد از مدتی از فرقه جدا شده و دست به افشاگری علیه فرقه زدند. افراد مصاحبه کننده چه نیازی به صحبت در پشت دوربین داشتند و آنها می توانستند خیلی راحت در یک ملاقات حضوری حرف های خود را به ما بزنند .

ما خانواده های اعضای فرقه که فرزندان مان توسط رجوی ها مورد استفاده ابزاری قرار گرفته‌اند اعلام می کنیم که :

۱- ما تمام این کارها را ترفند و جنگ روانی که توسط رجوی ها و فرماندهان فرقه اش اعمال شده می دانیم و فرزندان خود را که در شرایط غیر معمول اقدام به این عمل کرده اند مقصر نمی شناسیم.

۲- از مراجع بین المللی و دولت عراق می خواهیم تا رجوی ها را بدلیل محروم کردن ما و فرزندان‌مان از اولیه ترین حقوق انسانی یعنی انجام ملاقات که حتی زندانیان نیز از آن بهره مند هستند ، محکوم نماید .

۳- از مراجع بین المللی و دولت عراق می خواهیم امکان ملاقات با فرزندان مان را در مکانی خارج از کنترل فرماندهان فرقه فراهم نمایند .

۴- ما تا رسیدن به خواسته خودمان که همانا ملاقات حضوری با فرزندان مان می باشد ، دست از تلاش خود بر نداشته و تا رسیدن به این خواسته به آنچه در توان مان باشد اقدام خواهیم کرد .

جمعی از خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی از استان مازندران

۱۳تیر ۹۴

رجوی مدافع مرگ می باشد نه زندگی، آقای طوسی بخش!!

لینک به منبع

آقای میلاد طوسی بخش فرزند مسعود طوسی بخش که سالیان درازی است در چنگال فرقه رجوی گرفتار شده برای بار چندم به عراق برای ملاقات با پدرش رفته بود ولی سران فرقه مانع ملاقات شدند و بعد از این کار دستگاه تبلیغاتی فرقه سریعا دست به کار شده و پدرش را به بهانه نوشتن مطلب علیه خانواده او را به کار گرفت تا هم بتواند پسرش را از آمدن به عراق باز دارد و هم پل های پشت سرش را خراب کند .

سران فرقه در سایت های خود مطلبی با عنوان چه کسی مدافع زندگی است به نام آقای مسعود طوسی بخش درج نموده است .

وی در این مطلب به تکرار حرفهایی پرداخته که اساسا نشان از این دارد که دستگاه دروغ پرداز رجوی او را وادار نموده تا علیرغم میل باطنی اش این کلمات را کنار هم قرار دهد .

وی ابتدا به معرفی خود پرداخته و بعد مدعی می شود که : حکومت ایران خواسته از طریق خانواده پای من را در مبارزه !! سست کند چون ما تنها نیرویی …. .

ابتدا باید به او بگویم که من اصلا به مبارزه ای خیالی که شما مدعی آن می شوید کاری ندارم ، البته می توان ساعتها در موردش حرف زد ولی من روی یک مسئله تاکید دارم شما بعنوان یک انسان چرا از دیدار با فرزندان و همسر خود وحشت دارید ؟ چرا سران فرقه اجازه یک دیدار به شما نمی دهد ؟

نفر دوم از راست : میلاد طوسی بخش به همراه خانواده ها در جلوی لیبرتی

در مورد حرف شما و اینکه این ها با تور وزارتی می آیند و قصد کشتار ما را دارند این حرفهای شما نیست بلکه سران فرقه می باشد که سعی دارند اینگونه شما را در نا آگاهی قرار دهند .

کدام فرزندی می تواند اجازه دهد که پدرش را بکشند ؟ البته با شناختی که از خانواده شما دارم خانواده ات هیچ وقت فراموشت نکردند و منتظر هستند که روزی از زندان رجوی ها آزاد گردی .

ما از نفراتی که فرقه جدا شدند بطور مثال آقای رضا رجب زاده کاملا به وضعیت مسئله داری شما اشراف داریم که چگونه برای دیدن فرزندانت لحظه شماری می کنی . گفتن جمله سرنگونی وظیفه نسل ماست این حرفها به شما نمی خورد چرا که وقتی فرزندانت با نفرات جدا شده در باره وضعیت شما حرف می زدند برایشان کاملا روشن شد که اگر ملاقاتی در کار باشد حتما شما آنها را انتخاب خواهید کرد و در ثانی به همسر خود بسیار بدهکار می باشید که در نبود شما این گونه فرزندان خوب به این جامعه تحویل داده است و باعث سربلندی مادرشان شدند .

آقای مسعود طوسی بخش می خواهم به شما بگویم که فرزندانت مهران و میلاد قول دادند که تا رهایی پدرشان از چنگال فرقه رجوی ها او را تنها نگذارند و مطمئن هستند که این آرزو روزی بر آورده خواهد شد .

اکنون برای همه مشخص است نوشتن این گونه مطالب و یا آوردن نفرات به تلویزیون نمی تواند پل های پشت سرشان را خراب کند که نمونه آن می توان به عین الله شعبانی اشاره نمود که در درگیری اشرف با صورت خونین مسئولین فرقه سعی نمودند ابتدا به جای درمان به فکر سوء استفاده تبلیغاتی باشند ولی همین فرد بعد از مدتی از فرقه فرار می کند و اکنون در کمال سلامتی به زندگی خود ادامه می دهد .

پس می توان نتیجه گرفت که این گونه کارهای تبلیغی سران فرقه کسی را نمی تواند فریب دهد و در آینده نزدیک هم شاهد رهایی آقای مسعود طوسی بخش از جهمنم رجوی ها خواهیم بود .

هادی شبانی

***

همچنین:

مریم قجر و تکرار حرفهای پوچ و بی محتوا در ویلپنت پاریس (اول، دوم و پایانی)

مزدور مریم رجوی انجمن نجات، مرکز مازندران، دوم ژوئیه ۲۰۱۵:…  مسئول نشست در ادامه خبر تحصن آقای مصطفی محمدی با همسر و دخترش مقابل مقر مریم قجر در اورسورواز که خواستار ملاقات با

سرانجام رجوی مجبور شد بگوید درباره خانواده ها دروغ گفته است

اولین شب تحصن خانواده ها کمپ لیبرتی دهم ژوئن 2015انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۵:… در این مقاله رجوی به صراحت اعتراف می کند که مراجعه کنندگان مادر و پدر پیری هستند که به دیدار فرزند خود آمدند یا دختر و پسری هست

پایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و دوم ژوئن ۲۰۱۵:…  آنها که خود از عوامل شهید شدن بسیاری از فرزندان ایران و منجمله شهدای عملیات کربلای ۴ می‌باشند ، در ادامه خوش خدمتی برای اسرائیل و دشمنی با ملت ایران و ارزش های آنان ، با بی شرمی تمام مراسم به یاد مان