رهبر عقیدتی برادر مسعود می‌ترسد و می‌ترساند

رهبر عقیدتی برادر مسعود می‌ترسد و می‌ترساند

محمد رضا روحانی، پژواک ایران، سوم نوامبر 2015:…  من از آقای جمالی خواهش می‌کنم که چون ‌آدم با شرفی هستند و جرأت عنوان کردن نظر خود را به عنوان یک عضو شورا دارند از عضویت شورا استعفا نکنند و برای نجات جان و «حمایت از خروج مجاهدین از عراق» هر‌کاری می‌توانند انجام دهند به عنوان یک عضو شورا. در همین جا از مسئولین سایت‌های پژواک ایران و دریچه زرد خواهش می کنم قبول زحمت کنند و به …

مقتولین کمپ لیبرتی اکتبر 2015سعید جمالی: هواداران مجاهدین بخوانید!

لینک به منبع

رهبر عقیدتی برادر مسعود می‌ترسد و می‌ترساند

محمدرضا روحانی

دریغا

با اندوه، دریغ و درد، یکبار دیگر برای وصف‌الحال «در این بن‌بست» باید به سراغ شاعر شاعران، زنده‌یاد احمد شاملو رفت و در غربت سنگین ، غریبانه نجوا کرد:‌

روزگار غریبی است نازنین

ابلیس پیرو زمست

سور عزای ما را به سفره نشسته است

مردادماه سال ۹۲ با همکار ارجمندم زنده یاد هوشنگ عیسی‌بیگلو سنگ صبور پناهندگان ایرانی، دکتر کریم قصیم رزمنده دلیر راه آزادی و نگارنده در فراخوانی بر ضرورت همراهی ایرانیان برای نجات پناهندگان اشرف و لیبرتی که «در معرض انتقام‌جویی خونریزان مسلط بر میهن هستند»‌ تأکید کردیم.

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-54773.html

چند روز بعد در حمله به اشرف ۵۳ نفر را کشتند و شش زن و یک مرد را ربودند. باز هم در میان سوگواری و همدردی برای آن که «همگی از جهنم میزبان میهمان کش رهایی یافته و به کشورهای امن بروند» از همه ایرانیان درخواست کمک کردم.

«آه دل و آرزو»

 http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-55053.html

متأسفانه آن‌چه البته به جایی نرسد فریاد است. چهار روز پیش خبر «حمله جنایتکارانه موشکی به لیبرتی» را دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران طی اطلاعیه‌ای منتشر کرد

http://darichehzard.blogspot.co.uk/2015/10/blog-post_32.html

هرچند رهبر عقیدتی از ورود ایرانیان به دفاع از حقوق پناهندگان لیبرتی بیزار است و مردم خودی و مطیع می‌خواهد. دیگران را نمی‌بیند و نمی‌خواهد. نخودی‌ها، سرخودی‌ها و بی‌خودی‌ها از رهبری «انرژی می‌گیرند» وعدمش به ز وجود.

هنوزِ، امروز، مثل دیروز است. بوق‌های فراوان رهبر عقیدتی گوش فلک را کر می کنند. آزمایشگاه مدرن ایدئولوژیک جامعه بی‌طبقه توحیدی در بخش اشک شناسی، انواع اشک از مار، وزغ، افعی، تمساح، ماهی، گرگ، موش، خوک و البته شیر نر را مورد آزمایش قرار می‌دهد. می‌تواند سره را از ناسره جدا کند و دانشجوی خط امام افشا کن افشاکن.

حتی «دلت را می‌بویند» و مغزت را تا بالا بیاوری و ببینند «تهش چیه» و اشک تمساح چرا در آمد؟

با این که گفته‌اند آزموده را آزمودن خطاست ولی من وظیفه اخلاقی و انسانی دارم تا با دریغ و درد بگویم با بازماندگان همدردم و سوگوار.

اردوگاه موقت، زندان، قتلگاه یا رزمگاه

آمری این جنایت سازمان یافته ضد‌بشری، رهبر عقیدتی ارتجاع سرطانی مسلط بر میهن ما، سیدعلی خامنه‌ایست. این حمله جنایتکارانه و ددمنشانه به پناهجویان غیرنظامی، بی سلاح و بی دفاع، در اردوگاهی محصور، تحت تسلط و مراقبت شبانه‌روزی مأمورین نظامی تا دندان مسلح دولت عراق است. حمله اخیر در پی سلسله تهاجمات مسلحانه‌ایست که طی شش سال گذشته بیش از ۱۳۰ کشته و حدود هزار زخمی ، مصدوم و معلوم به جا نهاده است. می‌دانیم که برپایی اردوگاه لیبرتی دستاورد توافق خانم رجوی است با نمایندگان دولت آمریکا عراق و ملل متحد. هدف اعلام شده از تأسیس این اردوگاه دور شدن از خطرات تهاجم آشکار نظامیان عراقی و همدستان سپاه بدر و قدس خامنه‌ای علام شده بود. قرار بود که ساکنان اشرف در این محل به طور موقت سکونت کنند. دولت عراق امنیت آنان را به عهده داشته است. ملل متحد بر حفظ حقوق این «جابه جا شدگان اجباری» از اشرف نظارت کند. دولت آمریکا تضمین کننده تعهدات دولت عراق باشد. کمیسیاریای عالی پناهندگان در قالب تعهدات بین‌المللی خود به امور اداری انتقال این پناهجویان به کشورهای امن و در حدود امکانات خود بپردازد. خانم کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا هدف این تمهید را در دو کلمه بیان کرد «سیفتی اند سکوریتی» – سلامتی و امنیت.

تکلیف عراقی ها که معلوم است. موفق الربیعی همدست مالکی هم صراحتاً‌ گفت «حرف اول را در عراق سلیمانی می‌زند»

می ماند خانم رجوی و همکاران او که غالباً‌ این محل را زندان می‌نامند. می‌خواهند که این اردوگاه به عنوان اردوگاه پناهندگی و تحت پوشش ملل متحد باشد و امنیت ساکنان حفظ شود. تمام فعالیت‌های (جی اس) جنگ سیاسی و «اربی» روابط بین‌المللی آنان هم در همین محور می‌چرخد. صحبتی از انتقال در صدها کنفرانس، سخنرانی، تظاهرات، تبلیغات، راهپیمایی‌ها و کهکشان‌های صد‌هزار نفری آنان یافت نمی‌شود. چرا؟ رهبر اهل «رزم»‌است. یک اشکال کوچک وجود دارد. طرف دعوا بی‌انصاف و جلاد است. عراق به لشکر رهبر عقیدتی اسلحه نمی‌دهد و رزمگاه بی اسلحه است و بی دفاع و بدون «رهبر» ظالمانه تر آن‌که دولت عراق اجازه نمی‌دهد در خاکش اردوگاه تحت حاکمیت ملل متحد وجود داشته باشد و کلاه‌آبی‌‌ها بیایند. اصلاً اگر هم اجازه بدهند دبیرکل ملل متحد که نمی‌تواند در کل عراق امنیت ایجاد کند.

یکی از گناهان قدیمی من و ما این بود که بر این باور بودیم که باید رفتار و گفتار ما همراه نفرات ایران و جهان روزآمد و منطبق با دگرگونی‌های میهن شود. مثلاً نویسنده این سطور معتقد است که «ایها‌الناس لیبرتی زندان نیست کشتارگاه است»

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-52920.html

البته هر کس به اوامر رهبر عقیدتی تسلیم نباشد نوکر رهبر معظم ولی مطلقه فقیه است.

هرکه گریزد در خراجات شاه بارکش غول بیابان شود

ارزش تعارفات

وقتی آدم‌های بی‌دفاع غیرمسلح را با موشک می‌‌کشند مقامات دیپلماتیک اروپا، آمریکا، ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد، ورزا، وکلای اسبق و سابق و حال و لاحق، ورزا، نمایندگان مجلس، سندیکالیست‌ها، رهبران مذهبی و مشاهیر و و و نمی‌توانند کف بزنند و برقصند انسانیت و به ویژه تعارفات دیپلماتیک اقتضای همدردی دارد.

اما این طومار جمع کردن‌ها و «عکس‌العمل‌گرفتن‌ها» نوشداروست پس از مرگ سهراب راستی تا کنون چه فایده داشته است؟ امضای پنج میلیون عراقی و نمایندگان ۳ میلیارد نفر از مردم روی زمین؟ فقط به درد عمه رقیه می‌‌خورد؛ نوحه خوانی، سینه‌زنی با ذکر مظالم و زنجیرزنی‌ که بخوانیم

یک در میان به روی من و عمه می‌خورد

سنگی که سمت خیمه سادات می‌زنند

در این میان نقش تعیین کننده رهبر عقیدتی است که سمت و سوی قضیه را تعیین می‌کند. این اردوگاه در عراق نه محل ترانزیت و موقت است، نه زندان است و نه قتلگاه. این جا یک اشرف است و رهبر فرموده‌اند ۱، ۲، ۱۰۰، هزار اشرف می‌سازیم. این‌جا رزمگاه است. رزمندگان را باید مسلح کنند. اگر خانواده‌ها، ایرانیان،‌دوستان یا منتقدان مجاهدین بپرسند آقای رهبر عقیدتی چه کسی آن‌ها را مسلح کند؟ چرا مسلح کند؟‌چگونه با چه عده و عده‌ای مردمی که یک سوم آن‌ها مصدوم ومعلول هستند و غالب بقیه هم کهنسال و بیمارند به جنگ بروند؟ از چه راهی؟ با چه کسی؟ و اصلا لزوم اقامت قریب ۲۲۰۰ نفر در آن شرایط و در آن محل چیست؟ با چه چشم‌اندازی؟ و و و ، باید منتظر توپخانه مبارکه حضرت باشد. سؤال در «اسلام ناب بی طبقه توحیدی» حرام است. صرف این فعل هم ممنوع است. پس صیغه‌ی مفعول یعنی مسئول هم ندارد و الا ….

خانواده‌ها و منتقدین

جلوگیری از معصیت کبیره سؤال آنقدر واجب است که هنوز بخشی از جنازه‌ها شناسایی نشده اند، نیمه شب تاریک و برانی است. رهبر عقیدتی پیرانه سر، با فداکاری، خواب راحت را بر خود حرام می کند تا بگوید:‌

۱) از تعداد مجروحان در تاریکی شب هنوز گزارش دقیقی نداریم

۲) با هوشیاری آماده کارزار بعدی باشد و

0) «سناریو» «در پوشش خانواده» شروع شد آخر خط هم مثل همیشه سر و کله «منتقدین» مجاهدین پیدا می‌شود. به این ترتیب چه جای چاره‌اندیشی برای زخمیان و مرهم گذاشتن بر دل دغداران با سو‌استفاده از غم و خشم به حق قربانیان و بازماندگان آن‌ها را برای «کارزار بعدی» آماده می‌کند. دنبال ساکت کردن خانم اقبال و منتقدین هستند. واکسن را نیمه شب می‌زنند تا دم صبح قلم‌کشان، قلم‌های نوک تیز را با قاطعیت بزنند. «کارزار بعدی» برای جلوگیری از بروز بیماری سؤال است و یافتن مسئول.

1) طی چهار روز گذشته با «پیام به لشکر فدایی و قهرمانان مجاهد در ارتش ایستاده در سنگرهای سرخ و خونین در رزمگاه لیبرتی» بیش از صد نوشته، ده‌ها برنامه تلویزیونی ، ده‌ها سایت به کارگرفته شده تا توسط انجمن‌ها، در تظاهرات، راهپیمایی، نشست‌ها، کال کنفرانس‌ها، مجالس ختم و بزرگداشت آب زیر دیوارکوتاه خانواده‌ها ببندند و نوک منتقدین را بچینند. درتارک این رفتار شرافتمندانه هم کارزار آقای محمد اقبال که حلالزاده را معرفی می‌کند با «پیام فوری پسرم طاهر اقبال و دوستانش از لیبرتی به بی بی سی و عمه جان فرومایه ( عاطفه اقبال، ماماچه پلیدک، حیوان لیبرتی، شاعرک فضولات خوار ( اسماعیل وفا یغمایی) و توابک تشنه به خون (ایرج مصداقی) و سایر مزدوران و مواجب بگیران بی نام و نشان و نشاندار و اعضای سابق و لاحق وزارت اطلاعات آخوندی همه را بترساند. برادر مسعود می‌ترسد و می‌ترساند به بخش اندکی از آن که در سایت‌های «همبستگی ملی» و «آفتابکاران» وابسته به مجاهدین آمده نظر کنید. تا بهتر آنان را بشناسید.

درخواست از یک عضو شورای ملی مقاومت ایران

من لابد آقای سعید جمالی را طی سال‌های فعالیت در شورا دیده بودم. ولی ایشان را نمی‌شناختم. وقتی ۱۵ شهریور ۹۲ اولین نامه ایشان را خواندم که «درخواست از هموطنان برای حمایت از خروج مجاهدین از عراق» را داشت؛ همزمان من مشغول تهیه یادداشتی درباره حمله جنایتکارانه به اشرف بودم و سخت سوگوار و غمزده. به همکار بزرگوارم زنده یاد هوشنگ عیسی‌بیگلو که سنگ صبور مه بود زنگ زدم تا درد‌دلی کنم، از نامه آقای سعید جمالی با او سخن گفتم، گفت او را از زندان می‌شناسم. نوجوان مجاهد، مؤدب، فروتن و محجوبی بود. از نامه‌ اولش این صفات او کاملاً به چشم می‌خورد.

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-55036.html

بعدها طی فحاشی‌های مجاهدین به این مرد «مؤدب، فروتن و محجوب» متوجه شدم که ایشان قانوناً هنوزعضو شورا هستند نه مستعفی‌اند و نه اخراجی. قریب ۴۰ سال در زندان، دوران فعالیت علنی، فعالیت مسلحانه در ایران، در ارتش آزادی بخش ملی در عراق، در فعالیت ‌های سیاسی در خارج از کشور و در شورای ملی مقاومت، زندان آمریکایی‌ها و بالاخره در ایام تبعید صاحب تجارب و اندوخته‌هایی هستند. رهبر عقیدتی، تیم واقعی مدیران لیبرتی و اورسورواز را بهتر از همه می‌شناسد. طی دو نامه‌ای که اخیراً تحت عناوین «به بی‌شرفان شورای ملی مقاومت» و «هواداران مجاهدین بخوانند» نوشته‌اند در اولی از شورایی‌ها می‌خواهند که استعفا دهند و به هواداران مجاهدین توصیه می‌کند که بیاندیشند، جرأت کنند و سؤال‌ها را بر زبان بیاورند.

من از آقای جمالی خواهش می‌کنم که چون ‌آدم با شرفی هستند و جرأت عنوان کردن نظر خود را به عنوان یک عضو شورا دارند از عضویت شورا استعفا نکنند و برای نجات جان و «حمایت از خروج مجاهدین از عراق» هر‌کاری می‌توانند انجام دهند به عنوان یک عضو شورا.

در همین جا از مسئولین سایت‌های پژواک ایران و دریچه زرد خواهش می کنم قبول زحمت کنند و به شویه معمول و معقول خود که عین فحاشی‌های رهبر و حواریون او را برای معرفی طبیعت و طینت آنان منتشر می‌کردند، همچنان ادامه دهند. بگذاریم مردم خودشان بخوانند و داوری کنند.

سپاسگزار می‌شوم اگر به قلم کشان مقام معظم رهبری، شاگردان علیرضا یعقوبی معروف «به من اشرفی هستم» مأمور معذور سعید اسلامی و مسعود رجوی هستند به آنان اعتنایی نکنید.

http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-494.html

رهبر معظم عقیدتی ، کارفرمای پیدا و پنهان آنان است شخص او مسئول پاسخگویی است. دیگران مقلدند.

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

دوستان به مقلدین زبون فرصت خودنمایی ندهیم. مرجع تقلید را به صحنه بکشانید. او مسئول است.

و بالاخره برای پاسخگویی به تهدایدات رهبر فرموده چند جمله‌ای را که آبان گذشته در پاسخ تهدید‌های رهبر فرموده نوشته‌ام عینا در این‌جا باز هم می‌آورم:

«در راه دفاع از حق

روز ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ شادروان احمد کسروی، مورخ، نویسنده، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری و همکار گرامی‌ام و موجب افتخار وکلای ایران را در اطاق بازپرس دادسرای تهران با گلوله و ۲۸ ضربه کارد تکه تکه کردند. او شهید راه آزادی ملتی شد.

روز ۴ اردیبهشت ۱۳۶۹، زنده یاد دکتر کاظم رجوی حقوقدان، استاد دانشگاه و نویسنده و پایه گزار روابط خارجی شورا که افتخار همراهی و همرزمی او را داشته‌ام، در حاشیه شهر ژنو، مقر اروپایی ملل متحد را به گلوله بستند. او جان خود را در راه انجام وظیه وجدانی‌اش داد و شهید بزرگ حقوق بشر شد .

این دو بزرگمرد هر دو ۵۷ ساله بودند. من پانزده سال بیشتر از آن‌ها زندگی کرده‌ام. چه اشکالی دارد که بجای مرگ در رختخواب پیرانه سر و برای دفاع از حقوق و حیثیت انسانی به استقبال خطر بروم و فضلیت جانبازی به میراث بگذارم.

مگر در این سال‌های سیاه سلطه‌ی شاه و شیخ، نشیده، ندیده، نخوانده، نگفته و ننوشته‌ایم که تا آخر ایستاده‌ایم؟‌«

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-56203.html

دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۴

محمدرضا روحانی

(پایان)

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسماول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

 تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17496

آقای رجوی! جان بولتن خواهان بمباران میهن‌مان شده است

محمد رضا روحانیمحمد رضا روحانی، پژواک ایران، بیست و نهم مارس ۲۰۱۵:… آقای مسعود رجوی افراد تحت امر شما که سایت «همبستگی ملی» را اداره می‌کنند، متأسفانه با سانسور بخش اصلی مقاله‌ی جان بولتون آن را با عنوان «تاکید جان بولتون بر لزوم حمایت قوی آمریکا از اپوزسیون ایران» انتشار داده‌اند. در حالی که تیتر مقاله جان بولتون در نیویورک تایمز To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran « برای توقف …

مریم رجوی و سخنرانان اجاره ایگرد همآیی بزرگ ایرانیان؟ کدام ایرانیان؟
(Screen shot from Rajavi cult website, The Grand Gathering of Iranians? Where are they?)

لینک به منبع

آقای رجوی! جان بولتن خواهان بمباران میهن‌مان شده است

محمدرضا روحانی

آقای مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین

«بدون تردید دموکراسی سکولار و مخالفت جدی با هر نوع بنیاد گرایی ، اعم از شیعه یا سنی راه حل ملت های خاورمیانه و خواسته ای به حق است ، که از طریق مبارزات دموکراتیک به دست می آید.»

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-68544.html

این اولین جمله بیانیه‌ی جمعی از زندانیان سیاسی رجایی‌شهر است. سندی است انسانی که میهن‌دوستی و آرمانخواهی از تک تک واژه‌های آن می‌درخشد. این شمع روشن که از ظلمات وحشت‌انگیز دیوارهای بلند شکنجه‌گاه‌های ولی مطلقه فقیه گذشته، نور امید و همبستگی می‌پراکند. برای همه‌ی ما به ویژه برای شما درس‌آموز است. امضا‌ءکنندگان این سند از خانواده‌های مختلف سیاسی هستند و تاریخ آن روز جمعه است.

در عین حال روز پنج‌شنبه یکی از پشتیبانان و ستارگان اجتماعات «شکوهمند بین‌المللی» شما آقای جان بولتون عقاب سرشناس آمریکایی و معرفی کننده‌ی جنگ‌طلبان درخواست بمباران ایران را مطرح کرده است.

http://khordadnews.ir/news/128465

آقای مسعود رجوی افراد تحت امر شما که سایت «همبستگی ملی» را اداره می‌کنند، متأسفانه با سانسور بخش اصلی مقاله‌ی جان بولتون آن را با عنوان «تاکید جان بولتون بر لزوم حمایت قوی آمریکا از اپوزسیون ایران» انتشار داده‌اند.

https://www.hambastegimeli.com/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86/56032

در حالی که تیتر مقاله جان بولتون در نیویورک تایمز To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran « برای توقف بمب ایران، ایران را بمباران کنید» است.

http://www.nytimes.com/2015/03/26/opinion/to-stop-irans-bomb-bomb-iran.html?_r=0

آقای رجوی در استعفا‌نامه‌ی ما از شورا به تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۹۲ نوشته بودیم که «نمی‌توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می‌رویم چون دیگر نارضایتی و ندای وجدان‌مان بر سکوت و صبرمان چیره شد. نمی‌توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی تاریخ به عبارتی دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاست‌ها و رویکردها و کنش و واکنش‌هایی باشیم که در بحث، تصمیم و اجرای آن مشارکتی نداشته‌‌ایم….»

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-52475.html

اینک میهن ما در معرض خطرات جدی است. از شما و همه‌ی اشخاصی که به امر شما ما را «خائن» خوانده‌اند می‌خواهم که در برابر درخواست بمباران میهن‌مان توسط آقای جان بولتون و همچنین بیانیه‌ی زندانیان سیاسی که تصریح می‌‌کند «در تجاوز و جنگ‌افروزی و خشونت بر علیه کودکان، زنان، غیرنظامی‌ها و در واقع حقوق بشر و دمکراسی است که قربانی می‌شود….» موضع‌گیری کنید. پاسخگو باشید در کجا ایستاده‌اید؟

آقای رجوی خود شکن آینه شکستن خطاست.

محمدرضا روحانی ۸ فروردین ۱۳۹۴

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتکریم قصیم: قدر شناسی مسعود رجوی یا…؟ (۱) -(جرم من اعلام دستمزد پاتریک کندی با ذکر منبع بود؟)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

علی بهروز (ناظر) مزدور فرقه رجویمُحَلِّل رجوی ! به استناد مقاله علی  بهروز (علی ناظر)

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=6992

با آقای ناظر (علی بهروز)، کماکان و همچنان درباره رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

علی بهروز (ناظر)بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، سوم اکتبر ۲۰۱۳: … این که برای آقای ناظر این تصاویر دلیل قلبی و عقلی کافی برای اثبات چنان ادعایی و در نهایت مستمسک برای تبرئه و سلب مسئولیت از رجوی باشد، موضوعی است که هم به فهم و شناخت ایشان از کل مسئله و بعد به مولفه های اخلاقی ایشان مربوط می شود. ظاهرا مشکل اصلی آقای ناظر همچنان فهم و درک ماهیت مناسبات درونی و مشخصا رابطه بدنه تشکیلاتی با رهبری سازمان است …

لینک به منبع

با آقای ناظر، کماکان و همچنان درباره رهبری مجاهدین

پیام آقای ناظر بوی معامله و عقب نشینی می دهد..

علی بهروز (ناظر)پیام دو ساعته ۲۷ شهریور ۹۲ رجوی دو محور داشت. یکی تلاش تبری جویانه در قبال قربانیان حادثه ۱۰ شهریور و دیگری واکنش تهدیدآمیز او نسبت به عاملین این حادثه که مستقیما مقامات ایرانی را خطاب قرار داده بود. به این دو موضوع در فرصت مقتضی خواهم پرداخت. بهانه این یادداشت اما تلاش همسویانه آقای علی ناظر برای سلب مسئولیت و تبرئه تمام و کمال مسعود رجوی و نادیده گرفتن نقش او در فاجعه ۱۰ شهریور است. ایشان در بخشی از یاداشت خود با عنوان تعهد ۹۲ مدعی شده ماندگاران در اشرف که منجر به جانباختن ۵۲ نفر آنها گردید به اراده و میل خود در قرارگاه اشرف مانده بودند. وی گفته است:

“ساده اینکه، ماندگاران در اشرف، به تصمیم خود ماندند، و با تصمیم شخصی و ایدئولوژیک خود «فدایی» مسیر راه خود شدند. “

به احتمال زیاد این ادعا به استناد تصاویر و اظهارات پخش شده در پیام ۲۷ شهریور رجوی مطرح شده که طی آن شماری از قربانیان ۱۰ شهریور در نشست موسوم به شب قدر پای ایستادگی در قرارگاه اشرف و دادن تعهد ۹۲ اصرار ورزیده اند!

این که برای آقای ناظر این تصاویر دلیل قلبی و عقلی کافی برای اثبات چنان ادعایی و در نهایت مستمسک برای تبرئه و سلب مسئولیت از رجوی باشد، موضوعی است که هم به فهم و شناخت ایشان از کل مسئله و بعد به مولفه های اخلاقی ایشان مربوط می شود. ظاهرا مشکل اصلی آقای ناظر همچنان فهم و درک ماهیت مناسبات درونی و مشخصا رابطه بدنه تشکیلاتی با رهبری سازمان است. باور اینکه ایشان از نوعیت و اهمیت و کارکرد و همچنین پیامدهای این رابطه عاجز باشند بسیار مشکل است. اما سوال این است که چرا ایشان برای گریز از فهم چنین معنایی خود را به تجاهل می زنند. آیا این ملاحظه کاری را باید در راستای یادداشت ایشان در خصوص اتفاق ۱۰ شهریور تلقی کرد. ایشان در آن یادداشت به استناد برخی نوشته ها که مسئولیت رجوی را در بروز فاجعه ۱۰ شهریور یادآور شده اظهار داشته :

“ اینگونه مطالب، حداقل برای چند روزی، یک خطای سیاسی، یک خطای انسانی، و یک خطای ژورنالیستی است.”

محکومیت فاجعه ۱۰ شهریور تردید بردار نیست. به همان اندازه که تلاش بی ملاحظه برای شناسایی عاملین و آمرین این جنایت.

نقش رجوی را در این فاجعه به هر اندازه و میزان و بسته به درک و شناخت ماهیت مناسبات نمی توان نادیده گرفت. ممکن است امثال آقای ناظر بر این اعتقاد باشند که ماندگاران دراشرف سعی بر آن داشته تا از یک سری تعهدات و باورهای ایدئولوژیک، استراتژیک و حقوقی خود دفاع کنند.

سوال اما این است که این تعهدات و باورهای ایدئولوژیک و استراتژیک و حقوقی در چه بستر و فضا و شرایطی به آنها باورانده شده. آقای ناظر کمی پیشتر از ادعای مورد بحث نوشته اند:

” در این پیام، به عمد مشخص می شود که تصمیم به ماندگاری در اشرف، و فدایی شدن، و تعهد ۹۲، در ۸ مرداد، (حدودا ۱ ماه پیش از جنایت) از سوی جانباختگان اتخاذ شده است.”

تاکید ایشان روی به عمد به چه منظوری است. آیا مترتب است که رجوی تلاش کرده مسئولیت خون جانباختگان را متوجه تصمیم شخصی خودشان کند؟ از این زاویه موضع آقای ناظر متناقض است. معلوم نیست راوی پیام رجوی است یا به نوعی مدافع ادعای رجوی. آقای ناظر از شفاف گویی اجتناب می کند. دلیل اش هر چه باشد قابل دفاع و توجیه نیست. هر انگیزه ای در پی داشته باشد رنگ و بوی احساس جریحه دار شده ناشی از مرگ ۵۲ انسان را نمی دهد. سمت و سوی اش به یک بده بستان می ماند. کاش آقای ناظر به همان اندازه که برای اثبات اشتباه محاسبات رجوی جدی و صریح و شفاف بود، نسبت به نتایج فاجعه بار چنان محاسباتی نیز همچنان صریح و شفاف بودند. آقای ناظر در ارزیابی حادثه ۱۰ شهریور می نویسند:

“جنایت ۱۰ شهریور به لحاظ استراتژیک و در طولانی مدت، عاملی می شود تا مجاهدین با بازسازی خود، و بهره گیری از جوّ ایجاد شده، ریشه های اجتماعی (اسلامی)، سیاسی (بین المللی) و حتی اقتصادی (حل و فصل اموال در اشرف) موقعیت خود را توسعه دهند.»

آقای ناظر به یک معنی مدعی است خون جانباختگان تضمینی برای بازسازی همه جانبه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تشکیلاتی مجاهدین است! این ادعا آیا معنایی جز مجوز استفاده ابزاری از جان انسان ها برای ادامه و استمرار محاسبات اشتباه رهبری مجاهدین می دهد. اگر غیر از این است آقای ناظر توضیح بدهد.

آقای ناظر در بخش دیگر یادداشت خود مدعی می شود:

“کشتار ۱۰ شهریور نه تنها تکان دهنده بلکه پیام دهنده هم بود.”

آقای ناظر پشت این باد در آستین انداختن ها که هیچ رنگ و بوی محاسبه هم ندارد، چه انگیزه ای نهفته است.

جان کلام: پیام آقای ناظر بوی معامله و عقب نشینی می دهد. پر معلوم است که ایشان همچنان در بند ملاحظاتی است که نادیده گرفتن شان هزینه بردار است. اما صدای درون هیچ ملاحظه ای جز نجات جان انسان ها را تاب نمی آورد.

محمد رضا روحانی: پیراهنی که آید از او بوی یوسفم (قسمت ششم)

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویمجتبی رشیدی: اجلاس میان دوره یا وحشت از فروپاشی شورای دست ساز رجوی

همچنین:

شکایت از برادر مسعود به امام حسین(ع) ٢

محمد رضا روحانی، سیزدهم دسامبر ۲۰۱۴:… پیام عاشورائى برادر مسعود مرده مال شد. آنرا قایم مى کنند. باید از آقاى همنشین بهار سپاسگزار باشم که زحمت پیاده کردن نوار را کشیدند. با قبول این زحمت بار از دوش برادران برادر مسعود کشیده شد. البته به پاداش این قبیل خدمات آقای همنشین بها

منوچهر هزارخانی و شهر اشرف!؟

سینا سپهر، پرونده سیاه، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:…  بهرروی از آن تاریخ سی و پنج سال گذشته است و از بین افراد مورد اشاره تنها منوچهر هزارخانی است که همچنان طوق جانثاری سرکرده خائن فرقه رجوی را برگر

نفرات رجوی مرغ عزا و عروسی اسرائیل (از محکومیت نفر خودی تا دستور بست نشستن هشت نفره علیه صلح)

خبرگزاری فارس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۴: …  مدتی بعد از ادعای صهیونیست‌ها درباره دستگیری جاسوس ایران، یکی از رسانه‌های داخلی گزارش داد، علی منصوری از جداشدگان فرقه تروریستی منافقین است که تاریخ مصرفش تمام شده و اکنون مسعود رجوی کوشیده با همکاری صهیونیست‌ها و جوسازی رسانه‌ای او را عامل ایران و منتسب به سپاه قدس